روزنامه جمهوري اسلامي 04/08/1383 صفحه سياسي

* مواضع يكسان « بوش و « كري » عليه ايران
فلسطيني , مي ماند ...
مواضع يكسان « بوش و « كري » عليه ايران




مبارزات انتخاباتي نامزدهاي دو حزب رقيب جمهوريخواه و دمكرات آمريكا براي تصدي رياست جمهوري كشور اين نكته را مورد تاييد قرار مي دهد كه راهبرد آنها براي ادامه سياست نظامي گري و جنگ , همچنين براي محروم كردن ايران در حق استفاده از فناوري هسته اي تفاوت چشمگيري با يكديگر ندارد.
در حالي كه 9 روز به پايان تبليغات انتخاباتي باقي مانده است , جرج بوش از حزب جمهوريخواه و سناتور جان كري از حزب دمكرات در بيان اين موضوع پافشاري دارند كه برنامه آنها براي ادامه جنگ , بهتر و قوي تر از برنامه رقيب انتخاباتي مي باشد.
اين امر به خوبي روشن مي كند كه صرف نظر از پيروزي كري يا انتخاب مجدد بوش , جنگ آمريكا كه اشغال عراق بخشي از آن قلمداد مي شود همچنان ادامه خواهد داشت .
تفاوت موضع بين دو رقيب آن است كه هر يك ادعا مي كنند جنگ را به طور ماهرانه و كارسازتري ادامه خواهند داد. بنابراين به نظر مي رسد انتخابات رياست جمهوري و پيروز شدن هر يك از دو رقيب در آن , براي ادامه جنگ آمريكا حائز اهميت نيست بلكه نكته مهم , چگونگي ادامه جنگ پس از انتخابات 12 آبان و شروع به كار دولت جديد در 30 بهمن ماه آينده خواهد بود .
هيچ يك از دو نامزد اصلي انتخاباتي , در سخنراني هاي بي شمار تبليغاتي و سه مناظره انتخاباتي با يكديگر , به طور مشهود سعي نداشتند كه نظرات خود را درباره چگونگي ادامه جنگ به طور مشروح بيان كنند. هيچگونه بحث , مناظره و يا سخنراني قابل توجهي از سوي رقباي انتخاباتي درباره چگونگي ادامه جنگ كلي و يا ادامه جنگ در عراق صورت نگرفت . دو حزب رقيب به رغم اختلافات سياسي در زمينه هاي گوناگون , به نظر مي رسد در اين خصوص با يكديگر توافق كرده اند كه جنگ بايد با شدت هر چه بيشتر ادامه يابد.
مبارزات انتخاباتي در آمريكا معمولا براساس مصلحت انديشي هاي سياسي , ملاحظات ميهني و يا بر مبناي هر دليل ديگر , در چارچوب و محدوده كاملا محتاطانه ترسيم شده در زمينه هاي امنيتي , اطلاعاتي و سياست خارجي حركت مي كنند. انتخابات جاري از اين سنت مستثني نيست و به همين دليل است كه آينده جنگ به طور مشروح مورد بحث قرار نمي گيرد.
در صورت پذيرش اين پيش فرض كه جنگ به راه انداخته شده از سوي ايالات متحده صرفنظر از نتيجه انتخابات جاري , همچنان ادامه خواهد يافت , در آن صورت اين واقعيت خودنمائي مي كند كه هيچ يك از نامزدهاي انتخاباتي آمريكا نقشي در آينده روند تحولات ندارند بلكه جنگ , تعيين كننده آن خواهد بود.
سناتور جان كري تاكنون در شرح سياست هاي خود براي پيروزي در جنگ , به مواردي تكيه دارد كه بوش در گذشته آنها را بيان كرده است . اظهارات او در باره جنگي كه بوش آن را « جنگ عليه تروريسم » نام گذاشته است در واقع حاكي از ادامه سياست هاي بوش مي باشد. او نيز همچون بوش تاكيد دارد كه جنگ در عراق را به طور ناتمام رها نخواهد كرد.
روند تحولات جاري در عراق از آن حكايت دارد كه آمريكا قادر به شكست كامل مقاومت مسلحانه برخي از گروه هاي عراقي نيست و همچنين نمي تواند مردم سالاري ادعائي خود را در عراق برقرار كند. انتظار براي خروج آمريكا از عراق در صورت پيروزي جان كري نيز توقعي كاملا نادرست و اشتباه خواهد بود. دست اندركاران هر دو حزب رقيب بر اين موضوع تكيه مي كنند كه عقب نشيني از عراق به اعتبار آمريكا خدشه وارد خواهد كرد. بوش و كري نيز هردو با همين استدلال اعلام كرده اند در صورت پيروزي در انتخابات , به حضور آمريكا در عراق ادامه خواهند داد.
كري به منظور كاهش فشار بر نيروهاي آمريكايي و جلوگيري از افزايش تلفات آنها در عراق وعده مي دهد در صورت پيروزي در انتخابات تلاش خواهد كرد تا كشورهاي ديگر را به اعزام نيرو به عراق متقاعد نمايد.
حزب جمهوريخواه بوش در مخالفت با كري استدلال مي كند , مردم عراق بايد احساس كنند كه اشغال كشورشان رو به پايان و نه در حال گسترده تر شدن مي باشد. بوش به نوبه خود براي كاهش تلفات نيروهاي آمريكايي در عراق , بر آموزش هر چه بيشتر نيروهاي عراقي براي مقابله با گروه هاي مخالف تكيه دارد. هيچ يك از دو رقيب انتخاباتي برنامه اي براي خروج از عراق ندارند. عراق به عنوان « جبهه اصلي » در جنگ كلي آمريكا همچنان به صورت يك مشكل بزرگ براي دولت آينده در واشنگتن باقي خواهد ماند. در كنار آن چند موضوع ديگر از جمله ايران , به عنوان مساله اساسي براي دولت آينده واشنگتن خواهد بود.
دولت كنوني بوش در يك اشتباه محاسبه بزرگ بر اين باور بود كه پس از سرنگون كردن رژيم صدام و اشغال نظامي عراق به سرعت بر اوضاع آن كشور مسلط خواهد شد.
به رغم موفق نبودن برنامه هاي دولت بوش براي ادامه آرام اشغال عراق , برنامه هاي اعلام شده از سوي او و كري به منظور مقابله با برنامه هاي هسته اي و نيز برخي از سياست هاي جمهوري اسلامي , تفاوت هاي چشمگيري با يكديگر ندارد. هردو رقيب انتخاباتي بر اين ادعا هستند كه جمهوري اسلامي در ميان حكومت هاي جهان , فعال ترين پشتيبان گروههايي است كه واشنگتن آنها راتروريست مي داند.
كري و بوش از ايران به عنوان بزرگترين « تهديد عليه امنيت جهاني » و يا « جدي ترين چالش در برابر آمريكا » ياد مي كنند.
بوش روياروئي باايران و برنامه هسته اي آن را در چارچوب جنگ كلي آمريكا قلمداد مي كند كه آن را « جنگ عليه تروريسم » نام گذاشته است .
كري و يا مشاوران ارشد وي نيز تاكنون مطلبي كه مغاير اين ديدگاه باشد , بيان نكرده اند.
سياست دولت آينده بوش يا كري در برابر ايران و به ويژه در قبال برنامه هسته اي جمهوري اسلامي تا حد زيادي به چگونگي تحولات بستگي خواهد داشت .
والتر راسل مد , از كارشناسان ارشد شوراي روابط خارجي آمريكا در اين زمينه اعتقاد دارد كه اگر ايران در آينده به عنوان يك كشور هسته اي ظاهر شود در آن صورت وضعيت كاملا متفاوتي باوضعيت كنوني به وجود خواهد آمد.


دست اندكاران حكومتي آمريكا , صرف نظر از وابستگي حزبي خود با تكيه بر اين نوع استدلال , تلاش دارند ضرورت مقابله فوري با برنامه هسته اي ايران را كه به ادعاي آنها براي توليد سلاح اتمي طراحي شده است , توجيه كنند.
به اعتقاد آنهااگر ايالات متحده درارجاع دادن برنامه هسته اي ايران به شوراي امنيت موفق نشود در آن صورت جمهوري اسلامي به يك كشور هسته اي تبديل خواهد شد كه در نتيجه واشنگتن قادر به انجام هيچ كاري براي روياروئي باآن نخواهد بود.
مشاوران سياسي هر دو حزب خاطر نشان مي كنند كه اگر آمريكا از هم اكنون مرزبندي خود را در برابر ايران و برنامه هسته اي آن مشحص نكند در آينده نمي تواند چنين كاري را انجام دهد.
اوردي كيتريه , از مقام هاي پيشين وزارت وزارت خارجه و استاديار كنوني دانشكده حقوق دانشگاه ايالتي آريزوناي آمريكا طي سخناني در آن دانشگاه گفت : « يا بايد در كوشش براي جلوگيري از ايران براي ساخت بمب اتمي جدي باشيم و يا بايد به حدي نزول كنيم كه هر كشور و يا گروه متخاصم قدرت آن را داشته باشد تا به موجوديت ايالات متحده خاتمه دهد. »
جان كري مي گويد : او براي « تشويق » ايران به متوقف كردن برنامه هسته اي خود و در غير آن صورت براي وضع تحريم هاي شديدتر عليه جمهوري اسلامي , خواهان همكاري نزديك تر آمريكا با كشورهاي اروپائي مي باشد.
ظاهرا ستاد انتخاباتي كري بر اين باور است , ايران به ازاي كسب امتياز و بهايي مشخص كه آمريكا قادر به تامين آن مي باشد آمادگي دارد برنامه هسته اي خود را متوقف كند.
اختلاف نظر بوش با كري در اين زمينه آن است كه وي اعتقاد دارد ايران واقعا در صدد متوقف كردن برنامه هسته اي خود نيست و اعطاي هيچ امتياز و يا پرداخت بهائي به آن , موجب انصراف جمهوري اسلامي ازادامه اين برنامه نخواهد شد.
حتي تعدادي از مشاوران و مقام هاي ارشد دولت كنوني بوش كه از پيشنهاد دهندگان و يا طرفداران تلاش واشنگتن براي تغيير حكومت در جمهوري اسلامي محسوب مي شوند , اكنون به اين نتيجه رسيده اند كه تغيير احتمالي حكومت , الزاما به منزله متوقف شدن برنامه هسته اي ايران از سوي حكومت آينده در تهران نيست .
در صورت پيروزي بوش , احتمال مي رود موقعيت جناح افراطي نومحافظه كار در دولت دوم وي قوي تر از حال حاضر شود.
كالين پاول , وزير خارجه آمريكا روشن كرده است كه در دولت دوم بوش حضور نخواهد داشت .
جيمز ليندسي , از مديران ارشد شوراي روابط خارجي آمريكا در رد كارساز بودن وضع تحريم هاي جديد عليه ايران مي گويد : « بايد با ايران برخورد شديد داشته باشيم حتي اگرنتايج به دست آمده از تحريم هاي وضع شده و تاثير آنها بر دولت هاي ديگر براي تغيير رفتارو سياست هاي مورد علاقه خود , چندان چشمگير نباشد. بنابر اين تنها راه باقي مانده , راه نظامي و حمله پيش دستانه مي باشد. »
بوش و مقام هاي ارشد دولت وي , كري و دستياران ارشد او و يا به طور كلي تمام مقام هاي حكومتي در واشنگتن احتمال توسل به زور براي از ميان برداشتن توان هسته اي جمهوري اسلامي را به عنوان « يك انتخاب قابل بررسي » مي دانند.
حتي تعدادي از مشاوران سياسي جمهوريخواه با بي پروائي از امكان حمله نظامي اسرائيل به تاسيسات هسته اي ايران سخن مي گويند.
راسل مد , هفته گذشته در يكي از نشست هاي عمومي شوراي روابط خارجي آمريكا گفت : « در واشنگتن براي مشاهده علائم و نشانه هاي اقداماتي كه اسرائيل خود را براي انجام آنها آماده مي كند نبايد بسيار با هوش بود. تمام نشانه ها , مشابه با تحولات قبل از حمله 13 سال پيش اسرائيل به مركز هسته اي عراق مي باشد . »
به گفته او « حمله به مراكز هسته اي ايران در مقايسه با عراق براي اسرائيل دشوارتر مي باشد , ولي آمريكا براي اين كار از امكانات و موقعيت بهتري برخوردار مي باشد. »
خبرگزاري جمهوري اسلامي
دو حزب رقيب به رغم اختلافات سياسي در زمينه هاي گوناگون , دريك ديدگاه با يكديگر اتفاق نظر دارند و آن اينكه جنگ در عراق بايد با شدت هرچه بيشتر ادامه يابد
كري و بوش از ايران به عنوان بزرگترين تهديد عليه امنيت جهاني و يا جدي ترين چالش در برابر آمريكا ياد مي كنند
بوش و كري و به طور كلي تمام مقامهاي حكومتي در واشنگتن موضوع توسل به زور براي از ميان برداشتن توان هسته اي جمهوري اسلامي را به عنوان يك انتخاب قابل بررسي مي دانند

فلسطيني , مي ماند ...


در هفته هاي اخير صهيونيست هاي فاجعه آفرين , دگربار فاجعه اي بزرگ در سرزمين فلسطين به بارآوردند و صدها زن و كودك و مردم بيگناه را كه پيش تر از ستم صهيونيست ها خانه و كاشانه خود را از دست داده و در اردوگاه جباليا در شمال غزه , به سخني زندگي سپري مي كردند , با به كارگيري دهها دستگاه تانك , هلي كوپتر و هواپيما مورد حمله قرار دادند ودست به قتل عام گسترده اي زده اند. در اين جنايت هر فلسطيني زن يا مرد , كودك يا پير , هدف قرار گرفت .
علت و بهانه ي اين هجوم گسترده به جباليا و اين كشتار وسيع از سوي اشغالگران صهيونيست يافتن و تخريب كارگاه هاي ساخت موشك قسام اعلام شده بود كه به ادعاي اين رژيم در اين منطقه وجود دارد. همانگونه كه كشتار و تخريب منازل و باغات و مزارع رفح در چند ماه گذشته به بهانه احتمال وجود گذرگاه هاي زيرزميني ميان رفح و مصر اعلام شد.
اما آيا حقيقت همان است كه از سوي اشغالگران مطرح مي شود مردم اردوگاه جباليا آوارگان بخش هايي از سرزمين فلسطين هستند كه سالها پيش زير فشار اشغالگران مجبور به ترك خانه و كاشانه آبا و اجدادي خود شده اند , و اكنون در آن به اجبار ساكن هستند , اين حق را طبق همه قوانين و موازين طبيعي , عقلاني و انساني دارند كه براي بازپس گيري سرزمين خود عليه اشغالگران هرگونه اقدامي را كه شايسته مي دانند , انجام دهند و مبارزه با اشغالگران حق لاينفك آنان است . از اين رو به نظر مي رسد , ادعاي يافتن و تخريب كارگاه هاي ساخت موشك قسام تنها بهانه اي بيش براي مبادرت به اين تجاوزات از سوي اشغالگران صهيونيست , نبوده است .
اشغالگران از مدت ها پيش چنين حملاتي را طراحي كرده بودند تا در فضاي مناسب به آن اقدام كنند. اين فضاي مناسب را حضور نظامي غرب در منطقه , زبوني و ضعف فاحش رژيم هاي عربي در برابر غرب بويژه آمريكا و اشغالگران صهيونيست , بزرگنمايي بيهوده انتخابات ايالات متحده در رسانه ها , عدم موضعگيري حتي به صورت انتقادي صرف از عملكرد اشغالگران صهيونيست در فلسطين از سوي دولت آمريكا و گروه رقيب به دليل نياز به آراي جامعه يهوديان آمريكا.
ايجاد بحران هاي جديد منطقه اي چون بمب گذاري هاي گسترده در كشورهاي ديگر منطقه مانند سوريه , مصر , تركيه , عراق , بزرگ نمايي توان هسته اي ايران در محافل بين المللي و دامن زدن بيهوده به آن , ازجمله مواردي است كه اين فضاي مناسب را براي آنان فراهم آورده تا به اين اقدام مباردت كنند. ترديدي نيست كه اين تهاجمات از سوي همه آزادانديشان جهان محكوم و عملي جنايتكارانه و بسيار زشت است . اهدافي كه اشغالگران سرزمين فلسطين از اين هجوم جنايتكارانه و كشتار گسترده مردم فلسطين دنبال مي كنند عبارتند از :
1 ) باتوجه به اينكه در اين حمله ها هر فلسطيني يك هدف به شمار مي آيد و هر خانه اي را كه توانستند , تخريب كرده اند , به نظر مي رسد آنان در پي ايجاد شكاف ميان مردم و گروه هاي جهادي هستند. زيرا بهانه حملات خود را حضور گروه هاي جهادي در آنجا و فعاليت آنان اعلام كرده اند.
2 ) افزايش فشار بر مردم فلسطين براي شكستن ايستادگي آنان و وادارساختن آنان به دست كشيدن از انتفاضه الاقصي .
3 ) افزايش فشار به گروه هاي جهادي با هدف تحديد دامنه فعاليت و تحليل مقاومت آنان .
4 ) آماده كردن نوار غزه براي اينكه بعضي از گروه هاي مورد نظر اشغالگران كنترل غزه را دردست بگيرند و عملا جهاد اسلامي و بويژه حماس از صحنه قدرت غزه در آينده به حاشيه رانده شوند.
5 ) ايجاد مناطق مناسب براي حضور نظامي خود كه هرگاه اراده كند بتواند به راحتي به داخل غزه تجاوز كند و از اين طريق سلطه خود را بر غزه و تحولات آن محكم تر كند.
6 ) از ديد صهيونيستها حمله به جباليا و اشغال آن يك رويداد جديد در صحنه فلسطين به شمار مي آيد , بنابراين رويدادهاي ديگر فعلا اهميت خود را از دست داده و كم رنگ جلوه مي كنند و اين قضيه مهمتر از آن به شمار خواهد رفت و حل آن فوريت و اولويت خواهد داشت . پس باب مذاكره درباره آن و چگونگي حل وفصل آن گشوده خواهد شد و اين خود مجالي است تا اشغالگران آنچه را پيش تر انجام داده و به اشغال خود در آورده اند تثبيت كنند. كما اينكه آرمان آزادي كل فلسطين از دست اشغالگران صهيونيست , از سوي گروهي از فلسطينيان (ساف ) به بخشي از آن تبديل شد و عملا اشغال مناطق 1948 و 1967 يكي پس از ديگري از سوي آنان فراموش شد و اشغالگران باب مذاكره درباره آن مناطق را عملا بسته اند.
اينكه مردم فلسطين روزگار را به سختي سپري مي كنند و دريافت حقيقي از فشار موجود برآنان از سوي ديگران , حتي از نزديك ترين همسايگان فلسطين به درستي مقدور نيست , امري كاملا آشكار و پذيرفتني است . آنان در اين جهان كوچك شده اطلاعاتي , عامدا و عالما گم شده اند. هر روز زخم مي خورند , كشته مي شوند , هتك مي شوند , سرقت مي شوند , تخريب مي شوند , گرسنه و تشنه مي مانند و از ساده ترين امكانات زندگي محروم مي گردند , اما سكوتي وحشتناك بر جهان و جهانيان حاكم گشته است . گويي جهانيان اراده اي براي چشم بازكردن بر خطري كه انسانيت را تهديد مي كند , در خود ندارند. اما حقيقتا بيشترين قصور و تقصير را مسلمانان در كل و همسايگان سرزمين فلسطين به ويژه دولت هاي به اصطلاح عربي دارند , (دولت هايي كه دست نشانده و وابسته به غرب , بويژه آمريكا و انگليس و فرانسه اند و شعار عرب بودن و عربيت را بيرق ادعاهاي خود ساخته و فريبكارانه خود را حامي فلسطين قلمداد مي كنند , شعاري كه هيچ , جز تفرقه از آن برنخاسته و بي ترديد بايد آن را دور افكند كه لباس تقوي بهترين است .)
مردم فلسطين بيش از هشتاد سال است (از آغاز اشغال فلسطين توسط انگليس به بهانه قيموميت ) كه مظلومانه و تنها در سرزميني كوچك برابر اشغالگران , ايستاده اند و هنوز هم نفس مي كشند و هنوز هم فلسطيني اند و باز فلسطيني خواهند ماند. آنان راز ماندگاري را دريافته اند و آن ايستادگي و مقاومت اسلامي است و امروزه بيشتر از هر زماني به اين نكته واقف گشته اند , پس با همه اين فشارها (فشارهاي تجاوزات و كشتار از سوي اشغالگران صهيونيست و ضعف و زبوني دول عربي كه پيروزي مبارزين فلسطين را شكست خود مي دانند , خيانت جاهلانه بعضي از افراد معلوم الحال فلسطيني .) آنان خود راه درست را ادامه خواهند داد و در اين ميانه ازملت مسلمان ـ نه دولت هاي خودفروخته آنان ـ در گام اول انتظار دارند كه به اين ماندگاري آنان كه بي شك , ماندگاري كل امت اسلام را در پي خواهد داشت , كمك كنند. اين ملت مظلوم نياز به كمك هاي مادي , پول , غذا , لباس , امكانات بهداشتي ودرماني و غيره دارد تا بتواند بيشتر و بهتر بايستند. صهيونسيت ها امكان ارتزاق آنان را گرفته اند , زمين هاي حاصلخيز آنان را اشغال كرده اند , آب را به سرقت برده اند , باغات را ويران ساخته اند و مزارع را سوخته اند.
پس اين تنها ماندگان به اين كمك ها نياز مبرم دارند كه به هر طريق بايد به آنان رساند و اين تنها از مردم بر مي آيد. ديگر اينكه از اعلام حمايت از فلسطينيان هرچند كوچك باشد و حتي در يك روستاي دور , غفلت نكنند و در كنار آن , اعلام انزجار از اشغالگران صهيونيست و بوجودآورندگان و حاميان آن را همه روزه داشته باشند. اين اعلام حمايت مي تواند يك بيانيه باشد , يك راهپيمايي باشد , يك نمايشگاه عكس يا نقاشي و كاريكاتور باشد , يك نامه باشد و مهمتر از همه تحريم صهيونيست هااست . همچنين بكوشند حقايق را درباره فلسطين و داستان هشتاد و چند ساله آن را به درستي بشناسند , بياموزند و بياموزانند كه هر قدر دامنه شعور گسترده تر شود , بازي ها و ترفندهاي سياسي و رسانه اي و اقتصادي اشغالگران و حاميانش بي اثر خواهد گشت .
جمعيت دفاع از ملت فلسطين
مردم فلسطين از بيش از 80 سال پيش كه سرزمينشان به اشغال متجاوزين انگليسي درآمد , تا به امروز فهميده اند كه راز ماندگاري شان در مقاومت اسلامي خلاصه مي شود.