بسم الله الرحمن الرحيم
آنچه ميتواند به پرونده اتمي ايران نقطه پايان بگذارد و آنرا به نفع ايران
مختومه كند , برخورد انقلابي با اين موضوع است . واقعيت اينست كه از
تابستان سال گذشته كه موضوع زياده خواهي هاي غرب در زمينه فعاليت هاي
اتمي ايران مطرح شد , روش مماشات و تسامح و تساهل , بر مذاكرات و
برخوردهاي طرف ايراني با طرف هاي مقابل سايه افكند كه تا امروز ادامه
دارد , روشي كه از همان ابتدا مشخص بود جواب نميدهد و نتيجه اي جز
گستاخي بيشتر غربي ها ندارد.
اكنون زمان تجديدنظر فرا رسيده و نبايد كوچكترين درنگي در ضرورت
بازگشت به روش انقلابي در برخورد با غرب , اعم از آمريكا و اروپا , وجود
داشته باشد. به نظر ميرسد حدود يكسال و نيم , زمان مناسبي براي آزمون
روش مماشات است . حتي اگر بپذيريم كه استفاده از اين روش در اين مقطع ,
به دلايلي كه لابد مسئولان پرونده اتمي دارند , لازم بود , اكنون ديگر هيچ
ترديدي باقي نمانده است كه بايد اين روش كنار گذاشته شود و پرونده اتمي
با روش انقلابي مختومه گردد.
آنچه در مذاكرات وين گذشت و آنچه همزمان با اين مذاكرات , توسط
مقامات آمريكائي مطرح شد , بهترين شاهد براين واقعيت است كه روش
مماشات , پاياني جز بن بست ندارد. نمايندگان سه كشور اروپائي همان
خواسته غيرمنطقي و استعماري و زورگويانه خود را مطرح مي كنند و
ميگويند ايران از چرخه سوخت و غني سازي اورانيوم دست بردارد و مطمئن
باشد كه ما نيازهايش را در زمينه سوخت تامين مي كنيم ! اين , يعني
وابستگي , يعني هميشه دست گدائي به طرف غرب دراز كردن و يعني پذيرش
محروميت از حق قانوني و طبيعي شناخته شده در حقوق بين الملل و مصرح
در ان . پي . تي .
طرف ايراني , هرچند براي پذيرش چنين پيشنهاد قلدرمآبانه اي مجاز
نبوده و نيست , ولي اصولا با شنيدن اين قبيل پيشنهادات , كه اهانت به ملت
بزرگ و انقلابي ايران است , بايد فضاي جلسه مذاكره را غيرقابل تحمل
بداند و آنرا ترك كند. چنين مذاكراتي اگر تا ابد ادامه پيدا كند , اروپائي ها كه
ادامه آمريكائي ها هستند هرگز حاضر نخواهند شد حق قانوني ما براي
غني سازي را به رسميت بشناسند. بنابراين , ما نبايد خود را معطل چنين
مذاكراتي كنيم و در انتظار رسيدن به نتيجه گرفتن از اين روش باشيم . ما بايد
به روش انقلابي باز گرديم و بي پرده اعلام كنيم كه غرب , استعمارگر و
زياده خواه است و ما بدون اعتنا به نقطه نظرهاي غربي ها , فعاليت هاي اتمي
خود را ادامه خواهيم داد و به تهديدهاي آنها نيز كمترين اعتنائي نخواهيم
كرد. طبق تجربه اي كه داريم , فقط اين برخورد است كه غربي ها را وادار به
عقب نشيني خواهد كرد.
هنگامي كه اروپائي ها آشكارا اعلام مي كنند ايران بايد فعاليت غني سازي
را متوقف كند و آمريكائي ها نيز با صراحت ميگويند ايران نيازي به توليد
سوخت اتمي ندارد , اين يعني دخالت آشكار در ا مور داخلي ايران , در چنين
شرايطي , چرا نبايد از ايران بلافاصله فرياد رساي مسئولين مابلند شود و به
غربي ها بگويد فضولي موقوف ! آيا در انتظار دخالتي آشكارتر هستيم و هنوز
فكر مي كنيم ميتوان غربي ها را قانع كرد كه بپذيرند غني سازي حق ماست
چنين گماني , بسيار ساده انديشانه است . غرب , مدتهاست كه حرف آخر
را به ما گفته و متاسفانه اين ما هستيم كه در گفتن حرف آخر خود به غربي ها
كوتاهي مي كنيم . آيا ما حتي از كره شمالي نيز ضعيف تر هستيم كه صريح و
بي پرده به آمريكا « نه » مي گويد و دولتمردان آمريكائي را به سخره گرفته
است
نگوئيد كره شمالي پشتوانه اي همچون چين داردكه يك قدرت بزرگ
جهاني و صاحب حق وتو در شوراي امنيت سازمان ملل است . جواب
اينست كه ايران , پشتوانه اي بسيار بالاتر از چين دارد , پشتوانه مردمي كه
هيچ چيز نمي تواند با آن برابري كند و هيچ قدرتي نميتواند در برابر آن
مقاومت نمايد. ما چرا پشتوانه مردمي را دستكم ميگيريم اكنون پرونده
اتمي به يك موضوع كاملا ملي تبديل شده و همه مردم ايران با هر فكر
وعقيده و انديشه اي , خواهان ادامه فعاليت اتمي و بي اعتنائي به نقطه نظرها و
تهديدهاي بيگانگان هستند. حيف است از اين پشتوانه مردمي بهره برداري
نكنيم و با تكيه بر آرمانهاي انقلابي با موضوعاتي از قبيل پرونده اتمي
برخورد ننمائيم . طلائي ترين فرصت تاريخ اكنون با همت دانشمندان ايراني
در اختيار دولتمردان ما قرار دارد. از اين فرصت طلائي بايد با بهره برداري از
پشتوانه عظيم مردمي استفاده كنيم و با تكيه بر روش انقلابي , فعاليت هاي
اتمي خود را تا آخر ادامه دهيم و مطمئن باشيم كه دشمنان ملت ايران هيچ
غلطي نمي توانند بكنند.

|