روزنامه جمهوري اسلامي 02/08/1383 صفحه سرمقاله
پرونده اتمي نيازمند برخورد انقلابي


بسم الله الرحمن الرحيم
آنچه ميتواند به پرونده اتمي ايران نقطه پايان بگذارد و آنرا به نفع ايران مختومه كند , برخورد انقلابي با اين موضوع است . واقعيت اينست كه از تابستان سال گذشته كه موضوع زياده خواهي هاي غرب در زمينه فعاليت هاي اتمي ايران مطرح شد , روش مماشات و تسامح و تساهل , بر مذاكرات و برخوردهاي طرف ايراني با طرف هاي مقابل سايه افكند كه تا امروز ادامه دارد , روشي كه از همان ابتدا مشخص بود جواب نميدهد و نتيجه اي جز گستاخي بيشتر غربي ها ندارد.
اكنون زمان تجديدنظر فرا رسيده و نبايد كوچكترين درنگي در ضرورت بازگشت به روش انقلابي در برخورد با غرب , اعم از آمريكا و اروپا , وجود داشته باشد. به نظر ميرسد حدود يكسال و نيم , زمان مناسبي براي آزمون روش مماشات است . حتي اگر بپذيريم كه استفاده از اين روش در اين مقطع , به دلايلي كه لابد مسئولان پرونده اتمي دارند , لازم بود , اكنون ديگر هيچ ترديدي باقي نمانده است كه بايد اين روش كنار گذاشته شود و پرونده اتمي با روش انقلابي مختومه گردد.
آنچه در مذاكرات وين گذشت و آنچه همزمان با اين مذاكرات , توسط مقامات آمريكائي مطرح شد , بهترين شاهد براين واقعيت است كه روش مماشات , پاياني جز بن بست ندارد. نمايندگان سه كشور اروپائي همان خواسته غيرمنطقي و استعماري و زورگويانه خود را مطرح مي كنند و ميگويند ايران از چرخه سوخت و غني سازي اورانيوم دست بردارد و مطمئن باشد كه ما نيازهايش را در زمينه سوخت تامين مي كنيم ! اين , يعني وابستگي , يعني هميشه دست گدائي به طرف غرب دراز كردن و يعني پذيرش محروميت از حق قانوني و طبيعي شناخته شده در حقوق بين الملل و مصرح در ان . پي . تي .
طرف ايراني , هرچند براي پذيرش چنين پيشنهاد قلدرمآبانه اي مجاز نبوده و نيست , ولي اصولا با شنيدن اين قبيل پيشنهادات , كه اهانت به ملت بزرگ و انقلابي ايران است , بايد فضاي جلسه مذاكره را غيرقابل تحمل بداند و آنرا ترك كند. چنين مذاكراتي اگر تا ابد ادامه پيدا كند , اروپائي ها كه ادامه آمريكائي ها هستند هرگز حاضر نخواهند شد حق قانوني ما براي غني سازي را به رسميت بشناسند. بنابراين , ما نبايد خود را معطل چنين مذاكراتي كنيم و در انتظار رسيدن به نتيجه گرفتن از اين روش باشيم . ما بايد به روش انقلابي باز گرديم و بي پرده اعلام كنيم كه غرب , استعمارگر و زياده خواه است و ما بدون اعتنا به نقطه نظرهاي غربي ها , فعاليت هاي اتمي خود را ادامه خواهيم داد و به تهديدهاي آنها نيز كمترين اعتنائي نخواهيم كرد. طبق تجربه اي كه داريم , فقط اين برخورد است كه غربي ها را وادار به عقب نشيني خواهد كرد.
هنگامي كه اروپائي ها آشكارا اعلام مي كنند ايران بايد فعاليت غني سازي را متوقف كند و آمريكائي ها نيز با صراحت ميگويند ايران نيازي به توليد سوخت اتمي ندارد , اين يعني دخالت آشكار در ا مور داخلي ايران , در چنين شرايطي , چرا نبايد از ايران بلافاصله فرياد رساي مسئولين مابلند شود و به غربي ها بگويد فضولي موقوف ! آيا در انتظار دخالتي آشكارتر هستيم و هنوز فكر مي كنيم ميتوان غربي ها را قانع كرد كه بپذيرند غني سازي حق ماست
چنين گماني , بسيار ساده انديشانه است . غرب , مدتهاست كه حرف آخر را به ما گفته و متاسفانه اين ما هستيم كه در گفتن حرف آخر خود به غربي ها كوتاهي مي كنيم . آيا ما حتي از كره شمالي نيز ضعيف تر هستيم كه صريح و بي پرده به آمريكا « نه » مي گويد و دولتمردان آمريكائي را به سخره گرفته است
نگوئيد كره شمالي پشتوانه اي همچون چين داردكه يك قدرت بزرگ جهاني و صاحب حق وتو در شوراي امنيت سازمان ملل است . جواب اينست كه ايران , پشتوانه اي بسيار بالاتر از چين دارد , پشتوانه مردمي كه هيچ چيز نمي تواند با آن برابري كند و هيچ قدرتي نميتواند در برابر آن مقاومت نمايد. ما چرا پشتوانه مردمي را دستكم ميگيريم اكنون پرونده اتمي به يك موضوع كاملا ملي تبديل شده و همه مردم ايران با هر فكر وعقيده و انديشه اي , خواهان ادامه فعاليت اتمي و بي اعتنائي به نقطه نظرها و تهديدهاي بيگانگان هستند. حيف است از اين پشتوانه مردمي بهره برداري نكنيم و با تكيه بر آرمانهاي انقلابي با موضوعاتي از قبيل پرونده اتمي برخورد ننمائيم . طلائي ترين فرصت تاريخ اكنون با همت دانشمندان ايراني در اختيار دولتمردان ما قرار دارد. از اين فرصت طلائي بايد با بهره برداري از پشتوانه عظيم مردمي استفاده كنيم و با تكيه بر روش انقلابي , فعاليت هاي اتمي خود را تا آخر ادامه دهيم و مطمئن باشيم كه دشمنان ملت ايران هيچ غلطي نمي توانند بكنند.