روزنامه جمهوري اسلامي 30/07/1383 صفحه عقيدتي

* خروش بيداري
روزه گرفتن در هواي گرم
استفتائات
كعبه , پرچم اسلام
خروش بيداري




ث به مناسبت سالروزشهادت آيت الله حاج آقا مصطفي خميني رحمه الله عليه
اول آبان سالروز شهادت عالم بزرگ آيت الله حاج سيد مصطفي خميني فرزند بزرگ امام خميني قدس سره الشريف مي باشد.
آيت الله سيد مصطفي خميني دوازدهم ماه رجب سال 1349 قمري در شهرستان قم ديده به جهان گشود. پس از اتمام دروس ابتدائي در حوزه علميه قم , به آموزش و فراگيري دروس اسلامي پرداخت . ادبيات عرب را نزد اساتيد اين حوزه آموخت و دوره سطح را در محضر اساتيدي همچون آيت الله حائري , آيت الله صدوقي , آيت الله سلطاني و آيت الله شيخ محمد جواد اصفهاني گذراند.
در سن بيست ويك سالگي مشغول درس خارج شد و خارج فقه را از محضر آيت الله العظمي بروجردي استفاده نمود وخارج اصول را هم در نزد پدر بزرگوار خويش امام خميني قدس سره الشريف آغاز كرد. پس از درگذشت آيت الله العظمي بروجردي , گذشته از اصول , در درس فقه امام خميني (ره ) هم شركت نمود وهمچنين در اين زمان از درس مرحوم داماد استفاده مي كرد.
شهيد آيت الله سيد مصطفي خميني تا پايان عمر نيز درس فقه پدر را ترك نكرد و از فيوضات آن بزرگوار بهره برد. آيت الله سيد مصطفي خميني در علم رجال و تاريخ اطلاعات گسترده داشت و در اين زمينه از تبحر ويژه اي برخوردار بود.
شهيد سيد مصطفي خميني علاوه بر مقام ودرجه اي كه در اجتهاد و فقه و اصول داشت , در علوم معقول وفلسفه و كلام نيزمتبحر بود. منظومه حكمت را نزديكي از اساتيد فلسفه آموخت و بلافاصله بتدريس آن همت گماشت و از اساتيد فن گشت . اسفار را از استاد بزرگ مرحوم سيدابوالحسن قزويني و علامه سيد محمدحسين طباطبائي فرا گرفت و هنوز سي سال از عمر پربركتش نگذشته بود كه جامع معقول و منقول گرديد. آيت الله شهيد سيد مصطفي خميني پس از تكميل علوم لازم به تدريس پرداخت و به مدت ده سال در حوزه علميه نجف اشرف خارج اصول تدريس مي نمود.
شهيد آيت الله سيد مصطفي خميني يكي از فرزانگان و اميد آينده اسلام در زمينه علمي بودند. اين بزرگوار صاحب تائليفات ارزشمند و پرباري در فقه , اصول و تفسير قرآن مجيد هستند. تفسير علمي , فلسفي , عرفاني و فقهي و ادبي ايشان از سوره مباركه (حمد) يكي از آثار گرانبها و گهربار در زمينه خود مي باشد.
از تاليفات آيت الله شهيد سيدمصطفي خميني موارد زير را مي توان ذكر كرد : القواعد الحكميه , القواعد الرجاليه , القواعدالاصوليه , كتاب اجاره , كتاب البيع در سه جلد , دو جلد كتاب در فقه (مكاسب محرمه ) كه در تبعيدگاه تركيه به رشته تحرير در آورده بودند , يك دوره اصول مختصر و مفصل در مباحث خيارات , معظم مسائل كتاب صلوه كه ساواك در يورش خودبه خانه امام خميني قدس سره الشريف در قم به يغما برد , مستندي بر تحريرالوسيله امام خميني را نيز در دست نگارش داشتند , شرح زندگاني ائمه معصومين را تا شرح زندگي حضرت امام حسين (ع ) نگاشته بودند و..
شهيد بزرگوار آيت الله مصطفي خميني همچنانكه در تلاشهاي علمي كوشا بودند در مبارزات سياسي نيز شركت بسيار فعالانه داشتند.
اين شهيد بزرگوار از سال 1341 شمسي يكي از روحانيون فعال و پركار بود و در به حركت در آوردن نيروهاي اصيل فعاليت و كوششهاي طاقت فرسائي داشت . در پانزده خرداد 42 كه مزدوران و دژخيمان طاغوت به خانه اش يورش بردند و امام خميني قدس سره الشريف را كه در منزل ايشان بودند , دستگير كردند , او كه ديگر نمي توانست كاري بكند با تمام نيرو فرياد زد كه « مردم خميني را گرفتند , مردم خميني را بردند » و ... اين خبر به گونه اي برق آسا در سراسر قم پيچيد و طوفاني از خشم در ميان توده هاي مسلمان و انقلابي اين شهر مذهبي برانگيخت .
هنوز آفتاب 15 خرداد سر از افق بر نياورده بود كه حاج آقا مصطفي بميان مردم رفت و با انبوه جمعيت به طرف صحن مطهر حركت كرد و مردم به رهبري ايشان وارد صحن حضرت معصومه (ع ) شدند و از بلندگوي صحن كه صداي آن تقريبا به سراسر قم مي رسيد به شعار دادن پرداختند و از توقيف و دستگيري امام اظهار تنفر و انزجار كردند و بدينگونه قيام تاريخ ساز امت مسلمان آغازشد.
در سپيده دم روز13 آبانماه 1343 نيز زمانيكه اهالي شهر قم چشم از خواب گشودند شهر را در اشغال دژخيمان خون آشام طاغوت ديدند , ساعت تقريبا 9 صبح بود كه فرزند برومند امام ازمنزل خارج شد و به منظور ملاقات و گفتگو با مقامات روحاني قم راهي خانه آنان شد. عده اي از اهالي محل و روحانيون كه خواسته بودند خود را به منزل امام برسانند نيز ايشان را همراهي مي كردند. شهيد آيت الله سيدمصطفي خميني پس از ملاقات با يكي از مقامات روحاني به تنهائي جهت جلوگيري از جلب نظر ماموران خود را به منزل آقاي نجفي مرعشي رحمت الله عليه رسانيد(زيرا آقاي نجفي از ايشان تقاضاي ملاقات فوري كرده بود) ليكن هنوز چند لحظه اي از ورود ايشان به منزل آيت الله نجفي نگذشته بود كه كماندوها و دژخيمان شاه از بام و ديوار وارد منزل شده و حاج آقا مصطفي را دستگير كردند و به شهرباني قم بردند و ساعتهاي متمادي آن بزرگوار را در شهرباني نگه داشتند و عصر همانروز به تهران انتقال داده و در زندان قزل قلعه زنداني كردند.
پس از اين واقعه كه حدود دو ماه و چند روز طول كشيد , رژيم بر اثر فشار افكار عمومي مجبور شد كه وي را آزاد كند , لذا كوشيد تا با اعمال فريبنده , خشم و عصيان توده هاي مسلمان ايران راكه تا سرحد انفجار فزوني يافته بود تخفيف دهد و از اعتراض نسبت به احياي رژيم كاپيتولاسيون و تبعيد امام خميني (ره ) تا حدودي بكاهد , از اين رو درست در همان روزي كه حسنعلي منصور در مجلس سناي طاغوت به دروغ پردازيهايي مبني بر موافقت آمريكا با سلب مصونيت از اتباع آمريكائي در ايران در صورت تشخيص دولت ايران پرداخته بود , شهيد حاج آقا مصطفي را از زندان قزل قلعه آزاد كرد تا باصطلاح حسن نيت خود را براي مردم ثابت كند و توده ها را از شورش بازدارد , منتهي به منظور از بين بردن هرگونه اثر و نمونه اي از حركت امام خميني قدس سره الشريف , بر آن شد كه حاج آقا مصطفي را نيز به دست خود ايشان و به اسم ديدار از پدر از ايران بيرون كنند , از اين رو سرهنگ مولوي پيش از آزاد شدن ايشان , در زندان با وي ملاقات كرده و پيشنهاد كرد در صورتي كه بخواهند مي توانند به تركيه رفته و پدر خويش را ديدار نمايند.
حاج آقا مصطفي به جهت نگرانيها كه از سرنوشت پدر خويش داشت , اين پيشنهاد را پذيرفت لذا بي درنگ دستور داده شد براي ايشان گذرنامه صادر كرده و بليط هواپيما براي روز 29 شعبان تهيه كند تا پس از ديدار از خانواده خود , در روز مقرر به تركيه پرواز كند.
حاج آقا مصطفي پس از 57 روز كه در زندان به سر برد سرانجام روز سه شنبه 24 شعبان مطابق با 8 ديماه از زندان آزاد شد و عازم قم گرديد.
پس از ورود به قم ابتدا به زيارت آستانه مقدس مشرف شدند و عليرغم اينكه ورود ايشان به قم بدون اطلاع قبلي بود , هزاران نفر از اهالي شهر و روحانيون در آستانه مقدسه در اطراف وي اجتماع كرده و با شعارهاي انقلابي بار ديگر وفاداري خويش را به اسلام و امام خميني (ره ) اعلام كردند و تا منزل , حاج آقا مصطفي را همراهي كردند.
اين استقبال در آن شرايط خفقان بار براي رژيم خيلي گران و نگران كننده بود و از اين جهت هنگام آزاد ساختن وي از زندان چندين بار تاكيد كرده بودند كه طوري وارد قم شود كه سر و صدا ايجاد نشود.
حاج آقا مصطفي پس از ورود به قم و ملاقات با اساتيد و فضلا حوزه علميه و مشاوره و تبادل نظر با آنان , در مورد مسافرتشان به تركيه , به اين نتيجه رسيدند كه اين مسافرت طبق خواست رژيم شاه است كه ميخواهد ايشان را باپاي خود و بي سروصدا تبعيد كند و بدين وسيله زمينه را جهت از بين بردن آثار و علائم حركت امام خميني (ره ) به تدريج آماده سازد , از اين رو از اين مسافرت بكلي منصرف شدند.
سرهنگ مولوي از حاج آقا مصطفي باصطلاح قول گرفته بود كه يكروز پيش از موعد كه جهت حركت ايشان به تركيه معين شده در تهران حاضر شوند , آنگاه كه از رفتن وي به تهران در موعد مقرر خبري نشد تلفني با او تماس گرفت و با لحني بي ادبانه و گستاخانه به نرفتن ايشان به تهران اعتراض كرد. بيش از حدود يك ساعت و اندي از مكالمه تلفني مولوي و حاج آقا مصطفي نگذشته كه يكي از مامورين ارشد ساواك وارد قم شد و به ملاقات حاج آقا مصطفي رفت و براي راضي كردن ايشان به سفر تركيه كوشش فراوان به عمل آورد. ولي هرچه بيشتر كوشش كرد كمتر موفق شد و بالاخره با نوميدي و مايوس بازگشت .
رژيم شاه كه نمي خواست احساسات و عواطف مردم ايران را با تبعيد رسمي حاج آقا مصطفي بيش از اين جريحه دار كند , كوشيد كه با واسطه انداختن و باصطلاح با پند و اندرز خيرخواهانه و به عنوان دلسوزي او را راضي كند كه با پاي خود روانه تبعيدگاه شوند و باصطلاح آنان در نظم و امنيت كشور اخلال نكنند , ولي ايشان اين اندرزهاي هدف دار ظالمان را نمي پذيرفت .
سرانجام در روز 25 شعبان سال 1384 قمري رئيس ساواك قم همراه با عده اي از ماموران خود كه همگي لباس شخصي بر تن داشتند حدود ساعت 2 بعدازظهر كه رفت و آمد در خيابانها كمتر شده بود به منزل امام خميني (ره ) ريختند و آقا مصطفي را دستگير و بي درنگ روانه تهران و از آنجا به تركيه تبعيد كردند.
اصرار رژيم شاه از تبعيد حاج آقا مصطفي به اين خاطر بود كه ايشان شخصيتي داشتند كه مي توانستند بعد از تبعيد پدر بزرگوارش محور حركتهاي بسياري باشند و حدودا نقش پدر را ايفا نمايند و رژيم به اين امر واقف بود لذا نمي توانست آن بزرگوار را تحمل كند.
آيت الله شهيد سيدمصطفي خميني پس از تبعيد نيز به موازات تلاشهاي موفقيت آميز علمي كه داشتند از امر مبارزه نيز غفلت نداشتند و همواره در اين زمينه در كنار پدر و همراه ايشان بودند تا آنكه رژيم از وجود ايشان كه تحرك و جواني داشت احساس خطر كرد و آن بزرگوار را به شهادت رساند.
بالاخره رژيم ستمشاهي در اول آبان 1356 هجري شمسي قهرمان علم و مبارزه و فرزند شايسته و بزرگ امام خميني قدس سره الشريف را بطور مرموزي به شهادت رساند. با شهيد شدن حاج آقا مصطفي در حقيقت عصر بيداري و حركت فرا رسيد.
شهادت حاج آقا مصطفي گويي تازيانه اي براي بيداري و حركت مردم گرديد. در اينجا بايد ذكر كرد كه شيعه از عنصري به نام « شهادت » برخوردار است كه آثار فراواني دارد و از جمله آثار آن همانا بيداري و حركت است .
با انتشار خبر شهادت حاج آقا مصطفي موج تلگراف و نامه هاي تسليت از داخل و خارج كشور و از سوي شخصيت هاي روحاني و غيرروحاني , گروههاي مذهبي و سياسي , انجمن هاي اسلامي و... به امام (ره ) در نجف ارسال شد كه امام در چند پيام به آنها پاسخ داد و در ضمن اين پيامها به بيدارگري پرداخت و عزم استوار خويش را براي مبارزه اعلام نمود.
جهت حسن ختام توصيف عارف بزرگ و فقيد فرزانه حضرت آيت الله حاج آقا رضا بهاالديني را (كه هيچگاه سخن بي مبنا و خلاف حقيقت و غلوآميز بر زبان نمي رانند) درباره شهيد حاج آقا مصطفي خميني نقل مي كنيم تا عظمت شخصيت اين شهيد بزرگوار بيشتر روشن شود.
و اما اينك اصل سخن :
بسمه تعالي
الحاج آقامصطفي . آيت الله جمع بين المعقول و المنقول و السياسه الاسلاميه والدينيه في شبابه , و بلغ ما بلغ من نوا در زماننابل من نوا درالااعصار و الازمان , صادق القول مع حسن النبه , بصير بالنفوس مع كمال الفطانه و الدهي وله سهم وافر في الانقلاب و حوادثه , صابر في المشكلات و نوائب الدهر.
ابن الامام , بل هوالامام , بل له اب مثل الامام , شديدالحب بالامام , لالامل ابوه , والامام شديدالحب لالاجل البنوه بل لجهات آخرلامجال لذكرها
ترجمه :
آيت الله حاج آقا مصطفي خميني (ره ) دانشهاي عقلي , نقلي , سياست اسلامي و ديني را در جواني فراهم آورده بود و به آنجا كه بايد برسد رسيده بود. از نخبگان زمان ما , بلكه عصرها و زمانها بود. درست گفتار و نيك سيرت بود , با كمال زيركي و هوشياري به نفوس , آگاهي داشت . سهم فراواني در انقلاب و حوادث آن ميبرد. فرزند امام بود , بلكه خود امامي بود. پدري بمانند امام داشت . امام او را دوست ميداشت , نه بخاطر فرزند بودنش و او نيز امام را دوست داشت , نه بخاطر پدر بودنش . بلكه بخاطر كمالات و انگيزه هاي ديگري كه جاي بيان آنها نيست .
آيت الله بهاالديني :
آيت الله حاج آقا مصطفي خميني به آنجا كه بايد برسد , رسيده بود واز نخبگان زمان ما و بلكه نخبه عصرها و زمانها بود , درست گفتار و نيك سيرت بود , سهم فراواني در انقلاب و حوادث آن داشت , او فرزند امام بود بلكه خود يك امام بود.
شهادت حاج آقا مصطفي همچون تازيانه اي براي بيداري و حركت مردم گرديد واز آن پس ديگر انقلاب دچار وقفه نشد وبه سرعت روند پيروزي را طي كرد.
شهيد حاج آقا مصطفي از سال 1341 مبارزه را در سطح گسترده آغاز كرد واز آن زمان هميشه به عنوان يك روحاني فعال و پرتحرك در امر مبارزه محسوب مي گرديد.

روزه گرفتن در هواي گرم


امام صادق (ع ) : برترين جهاد , روزه گرفتن در هواي گرم است .
پيامبرخدا(ص ) : روزه گرفتن در هواي گرم , جهاد است .
امام صادق (ع ) : هركه در يك روز بسيار گرم براي خداي عزوجل روزه بگيرد و تشنه شود , خداوند عزوجل هزار فرشته بر او بگمارد كه بر چهره اش دست نوازش كشند و بشارتش دهند و چون افطار كند , خداي عزوجل فرمايد : وه , چه خوش است بوي تو و روح تو. فرشتگان من ! گواه باشيد كه من او را آمرزيدم .
پيامبرخدا(ص ) : خوشا كسي كه براي خدا تشنگي يا گرسنگي كشد.

استفتائات


حكم نماز و روزه دانشجويان , سربازان , معلمان و كارمندان
سئوال : دانش آموزان , دانشجويان , معلمان , سربازان و كارمنداني كه به جهت تحصيل , سربازي يا شغل و كار خود هفته اي يك روز يا بيشتر به مسافت شرعي 45 كيلومتر سفر مي كند حكم نماز و روزه آنها چيست
حضرت آيت الله خامنه اي : در فرض سئوال دانش آموزان و دانشجويان و سربازان در دوران آموزشي حكم مسافر را دارند اما معلمان و كارمندان و سربازان در غير دوره آموزشي كه براي شغل سفر مي كنند در غير سفر اول نمازشان تمام و روزه شان صحيح است .
حضرت الله بهجت : نماز تمام و روزه هم مي گيرند با ملاحظه مسئله 1066 رساله
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني : نمازشان را بايد تمام بخوانند و روزه را بگيرند و تفصيل را به توضيح المسائل مراجعه نمائيد.
حضرت آيت الله تبريزي : در فرض سئوال نماز معلمان و كارمندان در سفر مذكور تمام و روزه شان صحيح است و دانش آموزان و دانشجويان كه براي تحصيل اين سفر را انجام مي دهند در نمازشان بين قصد و تمام جمع كنند و روزه را اگر گرفتند مجزي است و قضا ندارد و سربازاني كه در دوره آموزش هستند حكم دانش آموزان و دانشجويان را دارند و اگر در محل خدمت كاري به آنها واگذار شده و رفت و آمد مي كنند در هر هفته , حكم آنها حكم معلمان و كارمندان مي باشد.
حضرت آيت الله فاضل لنكراني : در فرض سئوال نماز شكسته و روزه صحيح نيست .
حضرت آيت الله سيستاني : مجموعا ده روز در ماه مسافر باشند براي مدت شش ماه متوالي از يك سال نمازشان در همه مسافرتها تمام است و اگر هشت روز در ماه باشد به احتياط واجب هم شكسته بخوانند و هم تمام .
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : هرگاه هفته اي حداقل سه روز در مسافرت باشند نماز و روزه آنها تمام است .

كعبه , پرچم اسلام


آخرين قسمت
دكتر جواد سعيد تهراني
حج گذار در حجر اسماعيل كه حضرت هاجر و بسياري از انبيا الهي آرميده اند ضمن ادا احترام بساحت مقدس آنان با خداي خود عهد مي كند ادامه زندگيش در مسير تلاش و جهاد آن ارواح بزرگ باشد , در جايگاه آب زمزم , سر و روي خود را با آب بهشتي صفا ميدهد آبي كه به امر خداوند و در سايه بركت خاندان جليل ابراهيم جوشيد و همچنان با گذشت هزاران سال بجوشش خود ادامه مي دهد و ميليونها زائر نيازمند را از كرامت خود بهره مند مي سازد , در سعي بين صفا و مروه به خداي خود عرض مي كند كه همواره بين خوف و رجا قرار خواهد داشت , ترس از معصيت و اميد به رحمت واسعه الهي و يا در حاليكه رو به صفا مي رود آرزو مي كند خود را تصفيه نمايد و زمانيكه رو به مروه مي رود آرزوي مروت و مردانگي دارد , در عرفات با وقوف خود و تفكر در جهان آفرينش بفقر مطلق خود پي مي برد و بلحاظ اينكه خداوند بر همه اسرار نظام آفرينش آگاهست آرزو مي كند دل و جان خود را از هر نوع آلودگي پاك سازد و حريم همه انسانها را محترم شمارد , در مقابل جبل الرحمه اقرار مي كنده كه خداوند سبحان رحمت ويژه خود را برايگان در اختيار اهل ايمان قرار داده و بر آنان ولايت خاص دارد و اين ويژگي تعهد انسان را نسبت به خداي سبحان مضاعف مي نمايد.
در سرزمين عرفات منطقه ايست كه امام سجاد(ع ) مي فرمايد كه آن قطعه , قطعه شهادت , معرفت و عرفانست و خداي متعال اين زمين را شاهد اعمال شما قرار داده و از كارهاي زائران و حتي مقاصد آنان آگاهست , اينجا سرزميني است كه امام سجاد(ع ) به يكي از يارانش فرمود. اينكه جمعيت فراواني در اين صحرا مشاهده مي كند اما ابوبصير , حاجيان كم و ناله و فرياد زياد است و زائر آرزو مي كند از زائران خالص خانه خدا تلقي شود.
در سرزمين عرفات پي مي برد كه ولايت ائمه معصومين (ص ) كليد قبولي حج هستند و كسي كه اعتقاد به ولايت آنان ندارد , ثمره معنوي از حج نصيبش نمي شود. در سرزمين عرفات آگاه مي شود كه در حج آيات خداوند فراوان است , همين كه در يك سرزمين لم يزرع و بنا به دعاي حضرت ابراهيم , دلهاي مردم عاشقانه بسوي آن پر مي كشد (سوره ابراهيم آيه (37 ) سري از اسرار الهي مي باشد و انسان با بصيرت نمي تواند اين حقايق را ناديده انگارد.
در مشعر كه هدفي جز وقوف در آن نيست امام سجاد(ع ) مي فرمايد سرزميني است كه بايد زائر , تقوا را شعار دل قرار دهد , اينجا سرزمين شعور است , آگاهيهاي عرفات دستمايه شعور قرار گرفته و انسان راه نجات را در پارسائي تشخيص مي دهد.
در سرزمين مني كه سرزمين آرزوهاست زائر احساس مي كند پيروز است زيرا آرزوي او كه گام نهادن در صراط مستقيم و پيروي از رهروان طريق هدايت است محقق شده است , زائر اينجا خود را سربلند و سعادتمند احساس مي كند انساني كه در مني قرار دارد يك انسان الهي است و منشا خير و نيكي براي همه انسانها مي تواند باشد. آري چنين بنده اي يكي از مصاديق رضي الله عنهم و رضوا عنه (خداوند از آنان راضي و آنان راضي از خداوند هستند) اكنون انسان ابراهيم گونه كه با توشه معنوي سرشار از ايمان و تقواست . احساس پيروزي بر شرك و كفر و نفاق مي كند چنين انساني در برابر جامعه احساس تكليف مي نمايد. بايد براي نجات جامعه از ظلم و تبعيض انديشه كند. بايد در فكر هدايت جامعه باشد , بايد به تعهداتش درجامعه عمل نمايد.
انساني كه به اين درجه از آگاهي و تقوا رسيده است ديگر آن انسان ابتدائي نيست كه اسير خور و خواب و شهوت بود , او انساني الهي است او همواره خود را در رمي جمرات مي بيند , او همواره خود را در حال ذبح هواها و هوسها مي بيند او ابراهيم و مسئوليت سنگين هدايت جامعه را بردوش خودش مي بينيد او ديگر متعلق بخودش نيست . رنجهاي مردم او را رنج مي دهد و خشنودي مردم او را شاد مي سازد , او بهرچه مي نگرد جمال و جلال يار را مي بيند , تقوا و پارسائي تمام وجود او را فراگرفته و خود را به اقيانوس بيكران رحمت الهي متصل مي بيند , آري اين از بركات حج ابراهيمي است كه از بشري ساده انساني بعظمت آسمانها مي سازد كه به ابديت پيوسته است بنابراين سفر حج نقطه پاياني ندارد , كه آن آغاز تحولي بزرگ در مشي انساني خداگونه است .
حج مركزيتي براي تبادل اطلاعات جوامع انساني
خداوند حكيم در تشريع احكام اسلامي , حكمت هاي فراواني قرار داده است . اگرچه ممكن است گذشت لايه هائي از تاريخ , دسترسي به آن حكمتها دور از محدوده شعاع فكري مسلمانان باشد , اما متناسب با رشد عقول و گسترش دانشها و بينشها , اسرار و حكمتهاي الهي آشكار مي گردد.
خداي متعال در ضيافت الهي (حج ) دل و جان مسلمانان تشنه فضائل و كرامات انساني را صفا مي بخشد , آنان كه در بازگشت از كعبه , جز به خدا نينديشد و در هر چه مي نگرد جز خدا نبيند.
اما همه اين خودسازيها بخاطر اصلاح رفتار انسانها با همنوعان , خانواده و جامعه مي باشد. زائر خانه خدا بخاطر دارد كه در مطاف كعبه در درياي انسانها غرق بود و هر چه وجود داشت , كليت انسان بود و فرد هيچ جايگاه و پايگاهي نداشت , در منطقه مني , خداوند حكيم انبوه انسانهاي بي نام و نشان را با آداب و سنن گوناگون , اما با روحيه اي سرشار از ايمان از سراسر جهان جمع نموده و به آنان چند روزي فرصت داده است تا با امكانات و كمبودهاي يكديگر آشنا شوند و براي مشكلات اقتصادي و اجتماعي و سياسي و فرهنگي جوامع تبادل نظر نمايند از خطراتي كه جهان اسلام را تهديد مي كند به گفتگو بنشينند , در زمينه فقر و جهل مسلمانان با يكديگر صحبت كنند , راههاي اعتلا اسلام و مسلمين را بررسي نمايند. درگيريهاي جهان اسلام را با سرپنجه سياست و تفكر و تدبر چاره انديشي نمايند , براي رهائي ملتهائي كه در بند اسارت اقتصادي , اجتماعي و سياسي قدرتهاي سلطه گر زندگي مي كنند تبادل نظر كنند و چنانچه حل مشكلات جوامع انساني نياز به اتحاد و مبارزه ايثار دارد با الهام از تعاليم حياتبخش اسلام از آن استقبال نمايند و در همه حال از خداوند متعال بخواهند در اهداف مقدسي كه گام نهاده اند آنان را ياري فرمايد (سوره عنكبوت آيه 69 ) .
آري , اسلامي كه ابراهيم , قهرمان توحيد , زمينه بسط و نشر آن را در روي زمين فراهم نمود و پيامبران الهي نهال آن را در طول تاريخ آبياري كردند و در نهايت بدست رسول گرامي اسلام (ص ) بصورت درختي تنومند و استوار در جامعه انساني ريشه دواند و به بار نشست , چنين پيرواني را تربيت مي نمايد كه تنها به حاكميت الله در زمين بينديشد و ابراهيم وار , ولايت الهي را بزرگترين نعمت خداوند و مهمترين دست آويز و محور فعاليتهاي فردي و اجتماعي و سياسي خود قرار دهند و اگر روزي مورد تهديد دشمنان بشريت قرار گرفتند , با مبارزه تا مرز شهادت به تكليف الهي خود عمل نمايند , زيرا بزرگترين تكليف بشريت در سايه توحيد , خدمت به جامعه و رشد آن در مسير تكامل و برقراري نظامي براساس عدالت اجتماعي است .
ارزيابي مناسك حج
هر زائري بعد از انجام مناسك و برگزاري مراسم عيد قربان , آرزو دارد بداند آيا خداوند كريم حج او را پذيرفته است يا خير , حداقل اينكه اميد دارد , اعمال و حركات او مورد پذيرش درگاه الهي قرار گيرد. بظاهر اين اميد و آرزو طبيعي به نظر مي رسد. زائري كه مناسك حج را انجام داده همچون دانش آموزيست كه در يك آزمون سراسري شركت نموده و توقع دارد نمره قبولي كسب نمايد.
در صفحات گذشته مذاكره امام سجاد(ع ) با شبلي مشاهده شد. حضرت از شبلي سوال كردند , آيا به معاني و اسرار حج در هنگام مناسك حج توجه داشتي , مثلا هنگام بيرون آوردن لباس دوخته و پوشيدن لباس احرام آيا نيت كردي كه لباس كبر و غرور و گناه را از تن بيرون كرده و لباس تقوا مي پوشي شبلي گفت خير من هركاري مردم انجام ميدادند , انجام مي دادم و چنين نيتي نداشتم . حضرت در پاسخ فرمودند پس تو آن حج الهي را انجام نداده اي و بايد از نو محرم شوي .
نتيجه اينكه حج يك دوره كامل خودسازي است , يك كلاس فشرده سير و سلوك است .
لحظه لحظه هاي حج با دل و جان انسان سروكار دارد. اين درست است كه زائر پا به پاي مناسك پيش مي رود اما در هر مرحله و در هر حركت , عمق جان زائر با ملكوت الهي بيشتر مانوس مي شود , در مراحل پاياني يعني مناجات در صحراي عرفات با خداي رحمان و رحيم و آگاهي از معارف و عرضه آن در صحراي مشعر به شعور و فطرت خدادادي و حاكميت تقوا در سراسر وجود مي رسد , و سرانجام تولد ايمان و بسيج همه امكانات مادي و معنوي براي مبارزه با ابليس و پيروزي حق بر باطل متجلي مي شود. انساني كه اين بار به طواف كعبه مي آيد با انساني كه در مرحله عمره , خانه خدا را زيارت كرده بود , متفاوت است , اين تفاوت متناسب با تحولاتي است كه در دل و جان زائر در طول مناسك حج رخ داده است و زائر اين تحول را حس مي كند و مي فهمد.
از رسول خدا(ص ) نقل شده كه فرمودند : اگر كسي خواست بداند حج او قبول شده يا نه , بعد از بازگشت از بيت الله , آيا دست به گناه دراز مي كند يا خير , اگر در برخورد با گناه بتواند بر نفس خود چيره شود , بداند حج او قبول شده و اگر تسليم گناه شد نشان آنست كه حجش مردود است .
ميهمان ضيافت الهي در بازگشت از خانه خدا بايد همواره خود را در حال و هواي حج احساس كند , خود را مطاف كعبه ببيند كه همراه توده هاي مردم در اقيانوس رحمت الهي سرگرم تكبير و تسبيح خداونداند , خود را در عرفات و مشعر و مني و در حال قرائت دعاي عظيم عرفه امام حسين (ع ) احساس كند , چنين احساسي روح تقوا را در دل و جان انسان تقويت نموده , همچون سپري فولادين در برابر هجمه ابليس او را حفظ خواهد نمود , در خاتمه ضمن تشكر از همه عزيزان كه قلم نارساي اينجانب را تحمل نموده اند , براي خوانندگان محترم زيارت خانه خدا و براي زائران بيت الله قبولي طاعات از درگاه ايزد متعال مسئلت مي نمايد.
حج گزاران جهان اسلام در مكه معظمه بايد با امكانات و كمبودهاي يكديگر آشنا شوند و براي مشكلات اقتصادي و اجتماعي و سياسي و فرهنگي جوامع اسلامي تبادل نظر نمايند و درباره خطراتي كه مسلمانان دنيا را تهديد مي كند به گفتگو بنشينند و درگيري هاي جهان اسلام را با سرپنجه سياست و تفكر و تدبر چاره انديشي نمايند.
حج گزار واقعي در اين سفر معنوي به هرچه مي نگرد جمال و جلال يار را مي بيند و تقوا و پارسايي تمام وجود او را فرا مي گيرد و خود را به اقيانوس بي كران رحمت الهي متصل مي بيند.