روزنامه جمهوري اسلامي 30/07/1383 صفحه سياسي
ناكامي صهيونيستهادر سركوب چهار ساله انتفاضه




ترديدي نيست كه در سرزمين فلسطين , حقوق بشر به راحتي از سوي ارتش صهيونيستي نقض مي شود و امروزه اين سرزمين به دليل رفتار اين ارتش ضد مردمي , ناامن ترين نقطه براي حقوق بشر به شمار مي آيد. به طور ميانگين روزانه هشت الي نه فلسطيني كه اكثرا كودك و نوجوان هستند , شهيد مي شوند. خانه ها و مساجد و باغ ها و كشتزارها تخريب مي شود. چاه هاي آب با خاك پرمي گردند و آب ـ اعم از شرب و زراعتي و صنعتي ـ از سوي صهيونيست ها به سرقت مي رود. بسياري از مردم به ناچار , خانه و كاشانه را رها كرده و در هراس , بسر مي برند. فلسطينيان همه اين فشارها را تحمل مي كنند اما در برابر تجاوز و خشونت بي حد و مرز نظاميان رژيم صهيونيستي ايستاده و در پي رسيدن به حق خويش هستند.
انتفاضه اول فلسطين پس از سالها مبارزه , سرانجام با امضاي قرارداد « اسلو » ميان ياسر عرفات و رژيم صهيونيستي به پايان خود رسيد. بدين ترتيب با تشكيل و روي كارآمدن حكومت خودگردان , مبارزات مردم فلسطين ظاهرا اندكي فرونشست . هدف از پيدايش چنين حكومتي به رسميت شناخته شدن و تثبيت موقعيت رژيم صهيونيستي در منطقه وايجاد اختلاف در صفوف مبارزين فلسطيني بود . اما هر چه به سال 1379 نزديكتر مي شويم (سالي كه طبق قرارداد اسلو ظاهرا حكومت فلسطيني مي بايست شكل مي گرفت ) كارشكني ها , تجاوزات و جنايات رژيم صهيونيستي بيشتر و شديدتر مي شد.
همزمان با اين تحركات تجاوزكارانه رژيم صهيونيستي , اعتراضات و مبارزات مردم فلسطين پر رنگ تر شد. در « اسرائيل » نيز مهره هاي ظاهرا ملايم و آرامش طلب از دولت حذف و مهرهاي جنگ طلب و خشونت پيشه بر روي كارآمدند. بنيامين بن اليعازر وزير جنگ شائول موفاز , رئيس ستاد ارتش و آريل شارون , نخست وزير رژيم صهيونيستي شدند. نقطه مشترك اين افراد مهاجرت از كشورهايي بود كه در آنجا تنها سياست پذيرفتني براي تداوم حكومت , زور و قوه قهريه تا نهايت آن بوده است . « شارون » روسيه و خشونت تزاري را ديده بود. « بن اليعازر » سفاكي ها و قتل عام هاي حكومت عراق را شاهد بود « موفاز » ديكتاتوري سياه پهلوي را به روشني به ياد دارد. با روي كار آمدن اين دولت , يعني اتفاق چپ و راست در اسراييل در سركوب مردم فلسطين به هر طريقي , سياست رژيم صهيونيستي در برخورد با فلسطينيان كاملا مشخص بود , بويژه آنكه شارون بيش از نخست وزيري با ورود به مسجد الاقصي هفتم مهر ماه 1379 اعلام كرد پس از رسيدن به نخست وزيري طي 100 روز با به كارگيري زور فلسطينيان را كاملا سركوب خواهد كرد. مردم فلسطين وقتي اهانت آشكار صهيونيست ها به مقدسات اسلامي و روي كار آمدن كساني با پيشينه پر از جنايت و قساوت آشكار عليه فلسطينيان را دررژيم صهيونيستي ديدند , بر مقاومت خويش بيش از گذشته افزودند.
رويكرد جامعه اسرائيل به شارون شايد بزرگترين خدمتي بود كه به مردم فلسطين شد. زيرا آنان دريافتند تنها راه رسيدن به حق خويش , مبارزه عليه رژيم صهيونيستي است و هيچ مذاكره و قرارداد صلحي با رژيم صهيونيستي برآورنده آرمانهاي به حق فلسطينيان نمي تواند باشد. زيرا اسراييلي ها با انتخاب شارون , نشان دادند كه تنها مرگ فلسطينيان را خواهانند نه چيز ديگر. آگاهي نسبت به مساله فوق و پيروزي هاي درخشان مقاومت اسلامي مردم لبنان به رهبري حزب الله اين كشور كه اسطوره پوشالي شكست ناپذيري اسرائيل را در هم شكست و موجب فرار ارتش كاملا مجهز رژيم صهيونيستي از جنوب لبنان شد , موجب شروع انتفاضه دوم و تداوم و گسترش آن گرديد.
تداوم انتفاضه سبب شد كه امروزه نظاره گر وحدتي بي نظير در تمام دوران مبارزات مردم فلسطين ميان گروه ها و مردم مبارز باشيم انتفاضه ملت فلسطين كه از سويي , نشانگر ياس از جامعه جهاني در برابر تجاوزات رژيم صهيونيستي بود , موجب شد كه همدردي با رژيم صهيونيستي , حتي در جوامع غربي بويژه در سطح توده هاي مردم جاي خود را به اعتراض عليه اين رژيم بدهد (طرح محاكمه آريل شارون به عنوان يك جنايتكار جنگي در بلژيك و خطرناك شمردن اسراييل براي صلح جهاني توسط مردم اروپا در همين راستا معنا پيدا مي كند) همچنين كاهش سرمايه گذاري خارجي در سرزمين هاي اشغالي , كاهش صادرات اين رژيم كه نشانه تحريم آن رژيم توسط مردم جهان است , افزايش هزينه هاي نظامي , عدم رغبت يهوديان براي مهاجرت به سرزمين هاي اشغالي و كاهش آمار مهاجرين , افزايش مهاجرت يهوديان از فلسطين به زادگاه خود در ديگر كشورهاي جهان كاهش صنعت جهانگردي كه بخش وسيعي از درآمدهاي اين رژيم از طريق جهانگردي تامين مي شد , ايجاد ياس و نااميدي در جامعه صهيونيستي , فرار گسترده سرمايه از اسراييل , موجب فزاينده بيكاري در جامعه اسرائيل , گسترش نارضايتي عمومي در ميان مردم اسراييل , سقوط ارزش شيكل , شكاف در ميان خود يهوديان به صورت جدي و ريشه اي , بر ملا شدن چهره دوگانه و واقعي آمريكا نزد ملت هاي اسلامي و غير اسلامي و بالاخره تقويت ايمان در مردم فلسطين و احساس ضرورت براي جهاد و شهادت تا نيل به پيروزي از ثمرات انتفاضه مي باشد.
رژيم صهيونيستي طي اين مدت , با تمام توان به فلسطينيان يورش برده كه طي حملات و تجاوزات حدودا 4300 نفر شهيد شده اند كه حدود 600 نفر از آنان را كودكان تشكيل مي دهند , همچنين حدود 47000 نفر مجروح شده اند. صهيونيست ها در اين مدت همچون گذشته از سياست چند گام به جلو در غفلت جهانيان از مساله فلسطين و يك گام به عقب با مظلوم نمايي تبليغي , بهره برده اند. پس از روي كار آمدن شارون , يورش به فلسطينيان تقريبا هر روز رخ داده است . اما در كنار آن ما شاهد ارائه طرح هاي گوناگون به اصطلاح صلح از سوي دولتمردان رژيم صهيونيستي , حاميان غربي آن و بعضا دولتمردان غفلت زده عربي هستيم . طرح هايي كه تماما به دليل كارشكني ها و بهانه هاي خود رژيم صهيونيستي , هرگز لباس واقعيت به خود نپوشيد ـ هر چند هرگز اين طرح ها از سوي ملت مبارز فلسطين پذيرفته نشد.
اهداف اصلي اين طرح ها
1 ـ ايجاد فرصت براي بررسي بيشتر اوضاع از سوي رژيم صهيونيستي
2 ـ اختلاف در صفوف مبارزين فلسطيني
3 ـ مظلوم نمايي صهيونيست ها در افكار جهانيان
4 ـ انحراف اذهان عمومي از جنايات اين رژيم بوده است . طرح هايي نظير : طرح تنت , طرح ميچل , طرح پرز ـ ابوعلا , طرح اول ـ غزه , طرح نقشه راه حتي طرح ميثاق ملي كه ظاهرا از سوي حكومت خودگردان ارائه گرديد تماما تكرار يك داستان است . اما هوشياري و مقاومت ملت فلسطين , ترفند صهيونيست ها را ناكارآمد ساخت . فشار انتفاضه تا حدي است كه سران صهيونيست ها را وادار كرده تاكتيك هاي جديدي را براي خاموشي آن بكار بندند. بحث احداث ديوار ظاهرا امنيتي كه افزون بر غصب بيشتر سرزمين فلسطينيان , مردم روستاها و شهرهاي فلسطين را در جزيره هاي كوچك محصور و دامنه فعاليت آنان را محدود مي كند و ترور مبارزان را تسهيل مي سازد , از اين دست تاكتيك ها است . اكنون بحث خروج از جولان و صلح با سوريه نيز در اين راستا مطرح شده است و بدينوسيله مي خواهند سوريه را تضعيف و در مجالي ديگر بر او بتازند.
آنگونه كه از سخنان سياستمداران و دولتمردان آمريكا برمي آيد , تامين منافع نامشروع آمريكا در منطقه ايجاب مي كند كه از اسراييل در هر حال حمايت كند و در اين كار دولت هاي آمريكا از هيچ كمكي فروگذار نبوده و نيستند پاره اي از اهداف عمده آمريكا از تداوم و تشديد پشتيباني از رژيم صهيونيستي عبارتند از :
1 ـ سيطره بر شاهراه حياتي انرژي جهان
2 ـ ايجاد ناامني در منطقه غني از منابع و انرژي براي تسهيل در برگشت دادن دلارهاي نفتي
درآمد حاصله از فروش نفت كشورهاي منطقه به دليل ناامني , در كشورهاي غربي سرمايه گذاري مي شود براي مثال ; تنها كشور عربستان بالغ بر 750 هزار ميليارد دلار در كشور آمريكا سرمايه گذاري كرده كه اين مبلغ جداي از ميلياردها دلار پس انداز اين كشور در آمريكا است .
3 ـ دسترسي آسان به منابع ارزان قيمت انرژي
4 ـ وجود بازار مصرف براي كالاهاي توليدي كشورهاي غربي كه توسعه و پيشرفت , رفاه و كار را براي آن كشورها به دنبال دارد.
5 ـ جلوگيري از قدرت يافتن دوباره فرهنگ و تمدن اسلامي اهداف فوق باعث شده كه دولت آمريكا جهت جلوگيري از تضعيف رژيم صهيونيستي روزانه 16 ميليون دلار به اين رژيم كمك كند . اما حقيقت آن است كه در درازمدت اين اقدام تامين كننده منافع آمريكا نيست زيرا حمايت يكجانبه و زورمدارانه آمريكا از رژيم صهيونيستي موجب گسترش اعتراضات نسبت به آمريكا و عملكرد آن , در سطح جهان , بويژه منطقه گشته و اين امر در درازمدت تامين كننده منافع ملت آمريكا نخواهد بود. كمااينكه مخالفت عربستان سعودي در استفاده آمريكا از پايگاه هاي اين كشور براي حمله به عراق , نيز بسيج كشورهاي عربي و اسلامي منطقه در مخالفت با حضور آمريكا و حمله به عراق در همين راستا معنا پيدا مي كند. به نظر مي رسد ماليات هاي مردم آمريكا كه هر ساله مبالغ كلاني به صورت كمك بلاعوض به رژيم صهيونيستي تعلق مي گيرد , دقيقا خلاف گفته دولتمردان آن كشور است . حال آنكه اگر رفتار دولت آمريكا در جهت دوستي حقيقي با ملل مسلمان باشد , اين رابطه بي ترديد براي مردم آمريكا منفعت بيشتري در آينده خواهد داشت .
اكنون نيز روزي نيست كه فرزندان مردم آمريكا در سراسر جهان به ويژه در افغانستان و عراق به دليل همين حمايت بي حد و مرز از دولت اسراييل كشته مي شوند , هر چند دولتمردان آمريكا با شعارهاي فريبكارانه و ظاهرا حماسي در توجيه عمل خويش يعني گسيل جوانان آمريكايي به ميادين مرگ مي كوشند. رژيم صهيونيستي با توجه به بافت جمعيت جامعه آمريكا كه از اقوام و ملتهاي گوناگون جهان شكل گرفته , و با نظر به ايده نژادپرستانه صهيونيسم يعني برتري قوم يهود , هرگز از مرگ آمريكائيان اندوهگين نمي شود. اكنون بر مردم آمريكاست كه در اين ميانه دوست حقيقي را از دشمن نشسته در درون خانه بازشناسند و اقدامي را كه در خور ملت آمريكاست ـ نه صهيونيست ها ـ برگزينند.
كشورهاي عربي ـ اسلامي منطقه با احساس خطر از آمريكا و رژيم اسرائيل و پيوند شديد اعتقادي مردم مسلمان منطقه با فلسطينيان ناگزير به سمت يك همگرايي در منطقه سوق يافته اند و اين طليعه مباركي است كه انتفاضه فلسطين موجب آن شده است . اكنون ملتهاي مسلمان شديدا عليه سياست هاي آمريكا و اسراييل فعاليت مي كنند و اين فعاليت به صورت مقالات علمي , همايش ها , سخنراني ها , تحريم كالاهاي آمريكايي و اسراييلي و شركت هاي وابسته به آنها و راهپيمايي هاي اعتراض آميز خود را نشان داده است . هر چند اكثر حاكمان عربي در فضايي جداي از ملت خويش مي انديشند و عمل مي كنند.
در اين ميان كشور ايران كه از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي حمايت از مردم فلسطين را وجهه همت خود ساخته , نقشي ديگر داشته است . ايران زمان پهلوي كه قدرتمندترين حامي اسراييل در منطقه بود , به يكباره به مخالف درجه يك آن پس از پيروزي انقلاب اسلامي تبديل شد و اين امر كفه ترازو را به نفع فلسطينيان سنگين كرد. ترديدي نيست كه حمايت از ملت فلسطين و انتفاضه آنان هزينه هاي زيادي براي ايران در برداشته و دارد. اما , اين حمايت ها , حداقل دستآوردهاي كه براي ايران داشته . آن است كه جهان امروز به درستي موضع امام و ايران , نسبت به اسراييل پي برد و آن اينكه « اسراييل غده سرطاني است » و نمي شود با آن كنار آمد.
صهيونيست ها از پيش از پيدايش رژيم اسرائيل در منطقه , شعار دولت يهود يا اسرائيل بزرگ از نيل تا فرات را به عنوان ركن اساسي آموزه صهيونيسم در دستور كار خويش قرار داده و تاكنون بر اين آموزه پافشاري داشته اند.
تاريخ 56 ساله پيدايش رژيم صهيونيستي گواه آشكاري است بر اين واقعيت كه اين رژيم هر روز كه قوت بگيرد همسايگان خود را تحديد و تهديد مي كند و به هيچ يك از موازين قانوني و اخلاقي نيز پاي بند نيست و هر عملي را در هر ميزاني براي خود جايز مي داند. پس بايد با چنين رژيمي مبارزه كرد. اكنون نيز انتفاضه در حقيقت براي دفاع از كل جهان اسلام و به ديگر سخن براي كل بشريت و موازين اخلاقي آن به مبارزه برخاسته است و رژيم صهيونيستي را در سرزميني كه از آن او نيست و از راه زر و زور و تزوير اشغال كرده , زمين گير كرده است و گويي ديواري به دور آن كشيده تا همسايگان آسوده بمانند. پس در حقيقت حمايت از فلسطين و انتفاضه فلسطين دفاع از خود و حفظ امنيت و منافع ملي خود است . اين حقيقتي است روشن كه فلسطينيان صف اول مبارزه با صهيونيسم توسعه طلب را شكل داده اند و ملت هاي منطقه بايد در صف پشتيباني از آنان وظيفه خويش را به خوبي انجام دهند.
با نگاه به شرايط پيچيده جهاني , بويژه منطقه كه سرمايه داري غرب بويژه آمريكا به عبث , در پي تحميل نظم نوين جهاني در منطقه خاورميانه است (تغيير پاره اي از حكومت ها , پيدايش حكومت هاي قوم گرا و تثبيت موقعيت رژيم صهيونيستي ) لازم است كه فعاليتي هماهنگ در منطقه پديدار شود. در اين ميان نقش سازمان كنفرانس اسلامي بسيار مهم و چشمگير است . به نظر مي رسد كشورهاي منطقه درچارچوب اين سازمان و با فعال تر كردن آن مي توانند به يك همگرايي با محوريت « ضرورت مقابله با خطر اسراييل و حضور آمريكا » دست پيدا كنند. همچنين نقش شخصيت ها و گروه هاي مذهبي كه نفوذ فراواني ميان مردم دارند , براي ايجاد يك پايگاه مستحكم مردمي قابل چشم پوشي نيست .
مردم فلسطين امروز نيازمند كمك جامعه جهاني به ويژه مسلمانان هستند تا به حقوق مشروع خود كه همانا آزادي كامل سرزمين فلسطين است , دست پيدا كنند و راه رهايي نيز در مقاومت پيوسته است و مقاومت پيوسته آنان نيز به مساعدت ديگر ملت ها وابسته است . جهان بايد كمك كند تا فلسطيني در فلسطين بماند و آنان خطر صهيونيسم را از جهانيان دور سازند. پس هر كس , هر كمكي كه مي تواند بايد در اين عرصه انجام دهد.
جمعيت دفاع از ملت فلسطين
مردم فلسطين به اين نتيجه رسيده اند كه هيچ مذاكره و قرارداد صلحي با رژيم صهيونيستي نمي تواند آرمانهاي به حق آنان را برآورده سازد.
انتفاضه ملت فلسطين نشانگر ياس از جامعه جهاني در برابر تجاوزات رژيم صهيونيستي بود.
حمايت يكجانبه و زورمدارانه آمريكا از رژيم صهيونيستي موجب گسترش اعتراضات جهاني عليه آمريكا و عملكرد آن شده است .
ملتهاي مسلمان خاورميانه شديدا عليه سياستهاي آمريكا و اسرائيل بپاخاسته اند گر چه اكثر حاكمان عربي در فضايي جداي از ملتهاي خويش بسر مي برند.
اكنون جهانيان به صحت مواضع حضرت امام خميني (ره ) كه معتقد بود « اسرائيل غده سرطاني است » پي برده اند.
جهان بايد كمك كند تا فلسطيني در فلسطين بماند تا خطر صهيونيسم از بين برود.