بسم الله الرحمن الرحيم
به فاصله يك هفته پس از ديدار وزيرخارجه روسيه از تهران و
مذاكراتش با مسئولين جمهوري اسلامي ايران , بنظر مي رسد كه مسكو
مواضع خود را تغيير داده است .
« سرگئي لاواروف » در تهران تصريح كرد : روسيه براي روابط با ايران , به
فشارهاي آمريكا اهميتي نمي دهد و اساسا در اين مقوله هيچگاه تحت
فشار آمريكا نبوده است . وي خاطرنشان كرد كه به همكاري صلح آميز اتمي
با ايران ادامه خواهد داد. وزير خارجه روسيه درخصوص تلقي مسكو از
قطعنامه شوراي حكام گفت تعليق غني سازي اورانيوم از جانب ايران
بصورت داوطلبانه انجام شده و نه يك تعهد.
به فاصله كمتر از يك هفته پس از اين اظهارات منطقي , اجلاس سران
8 كشور صنعتي با حضور ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه تشكيل
گرديد. بحث مربوط به فعاليتهاي هسته اي صلح آميز جمهوري اسلامي
ايران بخشي از محور مذاكرات « گروه جي ـ 8 » بوده است . اگرچه در پايان
مذاكرات , نتيجه روشني بعنوان تصميم نهائي سران « جي ـ 8 » اعلام نشد و
بيانيه اي هم انتشار نيافت , ولي منابع نزديك به اجلاس از تصميم به اعمال
فشار بر جمهوري اسلامي ايران براي كنار گذاشتن هميشگي غني سازي
اورانيوم را بعنوان نتيجه اجلاس در اين زمينه يادآور شده اند. برهمين
اساس بلافاصله فرانسه از جمهوري اسلامي ايران صراحتا خواست كه
غني سازي اورانيوم را كنار بگذارد. آلمان و انگليس هم به تكرار اين موضع
پرداختند لكن رفتار مسكو در اين زمينه جاي تعجب دارد. جالب آنكه
روسيه نيز با بكارگيري همان ادبيات و تقريبا با تكرار همان كلمات ,
خواسته مشابهي را از تهران مطرح نمود و اين قابل قبول نيست .
واقعيت اينست كه روسيه يكي از مهمترين شركاي تجاري جمهوري
اسلامي ايران است و در زمينه هاي متنوعي , مناسبات دو كشور در سطوح
قابل توجهي توسعه يافته است . مسكو تنها در مقوله همكاريهاي صلح آميز
اتمي در تكميل طرح نيروگاه برق اتمي بوشهر توانسته قراردادي به ارزش
تقريبي 800 ميليون دلار را تصاحب كند . اگرچه فاز اول عمليات تكميل
نيروگاه برق اتمي بوشهر توسط روسها به پايان رسيده است لكن مسكو در
ارسال سوخت هسته اي براي شروع بهره برداري همچنان تعلل مي كند و
اين درحاليست كه عمليات تكميل و بهره برداري , همچنان از برنامه
زمان بندي شده در اين مقوله عقب است . مسكو اعلام كرده است براي
تحويل سوخت هسته اي نيازمند امضاي قراردادي است كه بموجب آن ,
سوخت هسته اي پس از مصرف به روسيه بازگردانده شود. جمهوري اسلامي
ايران اعلام مي دارد سوخت مصرف شده , از نظر اقتصادي ارزشمند است و
بايستي مسكو در قبال دريافت آن , پرداختي داشته باشد ولي مسكو
احساس مي كند در شرايطي قرار دارد كه مي تواند از يكطرف پرداختي در
اين زمينه نداشته باشد و از طرف ديگر « حق انبارداري » هم مطالبه كند كه
البته نوعي باج خواهي محسوب مي گردد.
شواهد و قرائن موجود نشان مي دهند كه مسكو همواره از موقعيت
خود در صحنه مناسبات با ايران , بعنوان برگ برنده اي در قلمرو مناسبات
خود با غرب حداكثر بهره برداري ممكن را بعمل آورده و در واقع
« دودوزه بازي » كرده است . مقامات مسكو از يكطرف در ملاقاتهاي رسمي
خود و در برابر دوربين ها و بلندگوها , از مناسبات با تهران بعنوان يك رويه
دائمي و يك خط مشي مستمر مسكو حمايت كرده اند و حتي بر تداوم چنين
سياستي اصرار ورزيده اند , اما در صحنه روياروئي با غرب , از همين اهرم
بعنوان يك فرصت براي كسب امتياز , استفاده كرده اند تا در ساير
بخش هاي مناسبات خود با غرب , از طرف مقابل , انعطاف بيشتري را شاهد
باشند.
بايد پرسيد چرا نقش مسكو در شوراي حكام در قبال مسائل هسته اي
ايران تا اين اندازه بي رمق , بي تفاوت و حتي تاييد كننده نظرات آمريكا و
اروپا بوده است آيا مسكو در عين آگاهي كامل از روند فعاليتهاي هسته اي
ايران در قبال نيروگاه اتمي بوشهر , نمي توانست اطلاعات مناسبي را در
اختيار شوراي حكام قرار دهد و به طرز اطمينان بخشي در اين مسئله
نقش آفريني كند
ترديدي نيست كه مسكو در صحنه مناسبات جهاني , ديگر همان وزن
سابق را ندارد ولي نكته اساسي اينست كه آنها حتي در قالب وزن كنوني
خودشان هم در قبال پرونده هسته اي ايران عمل نكرده اند و بيشتر در
تاييد و حمايت از مواضع ضدايراني اروپا و آمريكا سخن گفته اند و موضع
گرفته اند.
اظهارنظر اخير مسكو در باب ضرورت توقف غني سازي اورانيوم توسط
ايران كه دقيقا تاكيدي برتمايلات جنون آميز آمريكا و رژيم صهيونيستي
ارزيابي مي شود , ترديدي باقي نگذاشته است كه مسكو در اين مقوله نه
تنها جانب ايران را مطلقا رها كرده , بلكه حتي بيطرف هم نيست و مشخصا
در نقش بازگو كننده يك متحد آمريكا در اين ماجراي حيرت انگيز بازي
مي كند!
آيا مسكو در قبال يك بده ـ بستان كثيف و غيراخلاقي , به مجريان
طرح چماق و هويج پيوسته است البته مقامات مسكو از مخالفت اين
كشور با سياست چماق و هويج سخن به ميان آورده اند و يادآور شده اند كه
اين طرح در قبال ايران بي نتيجه خواهد بود و براي متقاعد كردن ايران به
توقف فعاليتهاي هسته ايش , راه به جائي نخواهد برد. اما بلافاصله شاهد
اظهاراتي هستيم كه مقامات مسكو هم دقيقا خواسته هاي باج گيرانه 3
كشور اروپائي در قبال ايران را تكرار مي كنند. با اين حساب معلوم نيست
مسكو با كدام قسمت سياست اروپا مخالف است با چماق آن يا هويج آن
ديدگاه نهائي مسكو در قبال اين تحولات هرچه باشد , در اين نكته
كمتر مي توان ترديد كرد كه ديگر مصلحت نيست ما سرنوشت فعاليتهاي
صلح آميز اتمي خود را در گرو ارتباطات شكننده با مسكو در اين مقوله قرار
دهيم و با طناب پوسيده روسها به درون چاه پرحادثه مسائل اتمي برويم .
درك اين نكته با تمامي پيچيدگيها و ظرافتهايش از آن جهت اهميت دارد
كه مسكو در زمان اعلام پايان فاز اول تكميل طرح نيروگاه برق اتمي
بوشهر , براي احداث نيروگاههاي اتمي ديگر در ايران اعلام آمادگي كرده
است . در واقع مسكو براي بازاريابي در بازار بدون رقيب ايران كه اروپا
تمايلي به اجراي طرحهائي از اين قبيل نشان نمي دهد , درصدد تامين
منافع خودش برآمده ولي اين مائيم كه نبايد بگذاريم از يك سوراخ , دو بار
گزيده نشويم .
فراموش نكنيم كه نيروگاه اتمي بوشهر توسط آلمانها پايه ريزي شد و
اكنون توسط روسها تكميل مي شود ولي تكنولوژي اتمي روسها , فاجعه
چرنوبيل را هم در كارنامه خودش دارد. اگر بخواهيم از اين مطالب
جمع بندي واقع گرايانه اي را در ذهن خود ترسيم كنيم , اينست كه چاره اي
جز اتكاي به نيروي انساني خود و فناوري بومي كشور نداريم .

|