
قسمت اول
خليل صنعتگر
امر به معروف و نهي از منكر
مقدمه
سعادت و خوشبختي انسان در دو چيز است . سلامت جسم و سلامت
فكر , از دست دادن هر كدام باعث مخدوش شدن خوشبختي و سعادت بشر
مي شود زيرا بيماري هاي فكري و جسمي پايه و اساس سيه روزي و بدبختي
بشرند. نبي مكرم اسلام (ص ) فرمودند : « نعمتان مجهولتان ـ الصحه و
الامان » :
« سلامتي وامنيت دو نعمتي هستند كه قدرشان ناشناخته است »
در طول تاريخ نخبگان و دانشمندان و دلسوزان جوامع سعي كرده اند
بيماري هاي مخل سلامتي بشر را و نيز موجبات سلامتي جسم و روح را
شناسايي و به بشر معرفي نمايند , تا انسان ها بتوانند در امنيت زندگي كنند.
اگر چه بيشتر دغدغه ها و پيگيري ها مربوط به بيماري و سلامت جسم بوده و
نسبت به سلامت و بيماري فكر كمتر انديشيده شده است . اما بهر صورت
سلامت جسم و فكر دوبال و دو ركن اساسي جهت حصول نيك بختي
وسلامت بشر مي باشد. و هر چه بيشتر براي احيا آنها كار شود تضمين
سعادت , موفقيت آميزتر خواهد بود. امروزه در كشورهاي پيشرفته برنامه هاي
بهداشتي در سطح بالايي اجرا مي شود و افراد از ايام شيرخواركي تا آخر عمر
تحت مراقبت لازم پزشكي قرار مي گيرند. متخصصان بهداشتي و اوليا امور
نه تنها جهت ريشه كن كردن بيماري ها تمهيدات لازم را مهيا مي كنند , بلكه
پيشگيري ها و مقدمات مورد لزوم براي مبتلا نشدن جامعه مثل : تهيه
واكسن , تنظيم ومعرفي غداهاي بهداشتي و سفارشات موكد و لازم در مورد
كليه امور مربوط به سلامتي بشر را انجام مي دهند.امروزه هزاران مراكز
بهداشتي و پزشكي و ميليون ها افراد در مراكز علمي و درماني در كشورها
براي اين امور تخصص و تخصيص يافته اند. بعض كشورها مسابقه ي مبارزه
با بيماري هاي واگير و غيرواگير را برگزار كرده اند .اين همه پيگيري و نگراني
جهت شناسايي و ريشه كن نمودن بيماري هاي جسمي است كه فقط جسم
بشر را مي آزارد. وليكن در مقابل هجوم بيماري هاي اخلاقي و فكري
هيچگونه نگراني و دغدغه وجود ندارد. در حاليكه منشا اصلي , اضطراب ها ,
جنگ ها , فسادها و ناامني ها در جوامع وجود بيماري هاي اخلاقي و فكري
است . قرآن كريم مي گويد : ظهرالفساد في البر و البحر بماكسبت ايدي
الناس . (روم 41 ) فساد و تباهي جامعه , درگيري ها , قتل و غارت ها , تجاوز به
حقوق ديگران به خاطر وجود بيماري هاي رواني و فكريست كه بايد براي
محو و نابودي اين بيماريها تلاش نمود تامنجر به هلاكت و نابودي جوامع
نگردد .زيرا همانطور كه بيماري هاي جسمي بعضي مواقع به علت بي توجهي
منجر به مرگ مي شود , مبتلايان به بيماري رواني نيز ممكن است به همان
عاقبت گرفتار آيند.
در روايتي از امام صادق (ع ) آمده است : من يموت بالذنوب اكثر ممن يموت
بالاجال . (1 ) كساني كه به خاطر گناه و بي بندو باري مرده اند بيشترند از
كسانيكه به مرگ طبيعي مرده اند. »
متاسفانه كمتر به اين مسئله مهم توجه مي شود. تلاش براي ايجاد مراكز
لازم براي مبارزه با بيماريها هر روز افزون تر مي شود ولي براي حل مشكل
بشر كه همه چيز او را تهديد مي كند فكري نمي شود.
اگر همچنانكه آسايشگاهها , بيمارستان ها , ارژانس هاي متعدد جهت
سلامت بشر ساخته مي شود و صدها دانشگاه جهت تربيت پزشكان
متخصص مهيا شده است براي بيماري هاي رواني هم حداقل فكري مي شد.
جوامع ما با اين همه مشكل روبرو و به فساد و تباهي مبتلا
نمي شد.
مولي الموحدين علي ابن علي ابيطالب عليه السلام فرموده اند :
« مالي اري الناس اذاقرب اليهم العام ليلا كلفوا اناره المصابيح ليبصرواما
يدخلون بطونهم و لايهتمون بغذاالنفس . بان ينيروا مصابيحاالبايهم بالعلم ,
ليسلموا من لواحق الجهاله والذنوب في اعتقاداتهم و اعمالهم . »
« چرا انسان ها موقعي كه مي خواهند در شب غذا بخورند به منظور ديدن
نوع و نحوه غذا خوردن خود , براي روشن كردن چراغ و تهيه نور خود را به
تكلف و زحمت مي اندازند اما براي غذاي روح و نفس خود اهتمام
نمي ورزند و توجه به چراغ عقل و علم ندارند تا در مقابل جهل و گناهان
سالم بمانند و در اعتقادات و اعمالشان اشتباه نروند. »
امام مجتبي (ع ) فرمودند : عجبت لمن يتفكر في ماكوله كيف لايتفكر في
معقوله فيجنب بطنه مايوذيه و يودع صدره مايرديه »
تعجب مي كنم از افرادي كه محاكمه در مورد غذاي جسمي خود
مي انديشند , ولي نسبت به غذاي فكر خود نمي انديشند تا از هر آنچه آنان را
آزار مي دهد پرهيز , و قلب را از آنچه به هلاكت مي افكند دور نگه دارند.
مسلما يكي از راههاي اصولي در پايداري و سلامت جسم دقت بر غذاي
آن است , مثلا اينكه چه زماني غذا راصرف كند , از چه نوع غذا استفاده كند
و حتي نحوه استفاده اش چگونه باشد. انسان داراي ابعاد جسم و روح است
و سعادت و سلامتي او در سلامت هر دو بعد اوست , پس از مراعات نيازهاي
جسمي , لازم است به بعد ديگر انسان يعني فكر و روح او نيز توجه شود , او
حتما غذا مي خواهد و البته بايد غذاي مناسب آن را تهيه كرد. همانطور كه
زلال ترين ولطيف ترين آبها آب باران مي باشد كه از آسمان نازل مي شود و
مناسب جسم بشر است . پاك ترين غذاي فكري نيز بايد از طريق وحي الهي
باشد كه بر قلب نازنين پيامبر(ص ) نازل شده است و در سينه پاك معصومين
(ع ) نيز ذخيره شده است . و بايد زمينه استفاده از آنها را بوجود آورد , زيرا
همانطور كه غذاي ناسالم بدن را بيمار مي كند , غذاي حرام وناسالم نيز قلب
را تيره مي نمايد. در روايت آمده است كه شخصي محضر نبي مكرم اسلام
رسيده عرض نموده « احب ان يستجاب دعايي » دوست دارم بمن دعايي
بياموزيد تا دعايم به اجابت برسد. حضرت فرمودند :
« طهر ماكلك و لاتدخل بطنك الحرام : قبل از دعا بايد از حرام دوري
كرد. »
امام حسين (ع ) در روز عاشورا چندين مرتبه خواستند براي كوفيان
سخنراني نمايند و لي هر بار آنها با سر و صدا مانع مي شدند , حضرت
فرمودند :
مي دانم چرا به سخنانم توجه نمي كنيد : « قدانخزلت علطياتكم من
الحرام و ملئت بطونكم من الحرام فطبع علي قلوبكم , عطاياي حرام شما را از
حق جدا كردي و شكمهايتان از حرام پر شده و حرام خواري باعث شده بر
قلبهايتان مهر زده شود. »
بيماري هاي جسمي و فكري
تمامي اعضا وا جزا بدن و كليه غرائز و تمايلات فطري انسان را خالقي
توانا بر اساس مصلحت آفريده و با اراده ي حكيمانه خويش به هريك
وظيفه اي محول نموده و همه ي آنها به نوبه خود در اداره زندگي و ادامه
حيات و تامين سعادت بشر نقش مهمي دارند. حدود فعاليت اعضا و اجزا
بدن مانند جريان قلب , دوران خون , ترشح غدد و نظاير اين ها به طور طبيعي
با مقررات تكويني اندازه گيري شده . اين مجموعه تا زماني كه سير طبيعي
خود را طي مي كند انسان از سلامت جسم برخوردار است و اگر به نحوي در
مسير طبيعي خارج شوند , شخص بيمار مي شود , يعني دستگاه خودكار بشر
دچار اختلال شده است .
در كنار جسم انسان براي روح انسان نيز جوارح و قوايي قرار دارد كه
داراي فعاليت اختياري هستند و براي پيشرفت و تعالي او فعاليت مي كنند.
همانطوري كه مقررات بهداشتي و پزشكي ضامن سلامت جسم است
مقررات الهي (دستورات خداوند) ضامن سلامت فكر بشرند , آنچه در بشر
قرار داده بر اساس مصلحت و نياز انسان بوده و تمام صلاح ها و خوبيها با
فطرت او عجين شده است . دستگاه فكر , روان , عقل , قلب , چشم , زبان ,
ضمير انسان و همه بايد بر اساس قوانين شرعي عمل كند و مطيع قانون الهي
باشد. چنانچه انسان خويشتن را دراختيار خواسته ها و اشتهاي نفساني و
هوي و هوس قرار دهد و در اقناع خواهشهاي نفساني معيار عقلي و ديني را
زير پابگذارد و از اخلاق و ملكات حميده بي بهره باشد در دستگاه سلامت
فكر او اخلال ايجاد شده و بيمار است « و همواره در معرض سقوط قرار
دارد.
فرق بيماري جسمي و فكري
منشا بيماري هاي فكر , ملكات ذميمه و فساد اخلاقي است . و منشا
بيماري هاي جسم امراض عفوني و غيرعفوني است . آثار و عوارض زيانبار
بيماري هاي اخلاقي خطرناك تر و زيانبارتر از بيماري هاي جسمي است . لذا
اولا بيماري هاي جسمي قابل سرايت را مي توان با اجراي برنامه هاي
بهداشتي و بوسيله واكسن مهار نمود و از شيوع و انتقال آن ها جلوگيري كرد
و مصنويت ايجاد نمود. ثانيا بيماري هاي جسمي فقط فرد مريض را زجر
مي دهد. بيمار جسمي به تنهايي رنج مي برد , اگر چه دوستان و بستگاه متاثر
از ناراحتي او هستند , اما بيماري هاي اخلاقي با واكسن قابل مهار نيستند لذا
يك بيمار اخلاقي مي تواند در اطرافيان خود اثر بد بگذارد و آن ها را به فساد
مبتلا نمايد. بيماران اخلاقي با گفتار و رفتار ناپسند خويش همه را
مي سوزانند. خانواده و اجتماع را بهم مي ريزند و موجب فساد و تباهي
مي شوند. جنگ ها , خون ريزي ها , جرايم , جنايات و مصائب اجتماعي از
بيماري هاي فكري و فساد اخلاق است . هجوم شديد صاحبان مطامع دنيوي
(براي وارد كردن مواد مخدر از انواع مختلف آن وتخدير جوانان جامعه ) به
علت ابتلا آنها به بيماري اخلاقي و فكري مي باشد. اگر هزاران انسان بي گناه
براي مبارزه با سردمداران فساد و تباهي كشته مي شوند و ميليون ها افراد
مبتلا به مواد افيوني شده و مي شوند عامل آن بيماران اخلاقي هستند.
به اضافه اينكه بيماري هاي جسمي اغلب با عوارض ظاهري و
نشانه هايي از قبيل تب , لرز , دردهاي موضعي , ناراحتي هاي عمومي وجود
بيماري را اعلام كرده و مريض مي فهمد مزاجش ناسالم است و به فكر درمان
مي افتد. ولي امراض اخلاقي علائم خاص ظاهري و عوارضي كه آن را نشان
دهد ندارد لذا تشخيص آن ها مشكل است , چه بسا افرادي كه به بيماري
فكري و سيئات اخلاقي مبتلا هستند و خود بي خبرند و خويشتن را سالم
مي پندارند. و چه بسا اصلا بيمار خود را مريض نمي پندارد بلكه خود را
سالم ترين انسان ها مي داند. قرآن كريم كساني را كه در مسير صحيح دين قدم
برندارد و از هواهاي نفساني پيروي مي كنند بيمار مي داند.
بيماران رواني در قرآن كريم
طايفه اول : منافقين
در دومين سوره ي قرآن كريم خداوند پس از آنكه اوصاف مومنان و كفار
رابيان مي كنددر (13 ) آيه اوصاف منافقين را تبيين و مي فرمايد آن ها
مريضند. « في قلوبهم مرض فزاهم الله مرضا » : « آن ها قلب هايشان مريض است
و خداوند بر مرضشان مي افزايد. »
در ادامه , خداوند منافقين بيمار را توصيف مي كند كه آن ها به علت نفاق
و بيماري قلبي در جامعه فساد مي كنند و پس از اينكه مورد اعتراض قرار
مي گيرند كه چرا فساد مي كنيد مي گويند ما مصلح هستيم :
و اذا قيل لهم لاتفسدوا في الارض قالو انما نحن مصلحون (11 بقره )
طايفه دوم :
چشم چرآنهاو كساني كه به نامحرمان نگاه مي كنند.
خداوند متعال به همسران پيامبر گرامي اسلام خطاب مي كند و
مي فرمايد : « درسخن گفتن چنان سخن بگوييد كه بيمار دلان در شما طمع
نكنند. » (يعني : با صداي نرم و لطيف كه اهل گناه دارند تكلم نكنيد.)
فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض (32 احزاب )
استفاده از غرائز جنسي فقي در حد حدود و مجوزات الهي , آنهم
بصورت متعادل , عين سلامتي است اما هنگامي كه از حد خود و حالت
تعادل بگذرد و به افراط برسد نوعي بيماريست كه به آن جنون جنسي
مي گويند.
خداوند خواسته ها و اميال را در جهت سلامتي و ايجاد اميد به زندگي و
همچنين بقاي نسل بشر درنهاد انسان قرار داده است اما همه اينها بايد طبق
مقررات خاص خود قرار گيرند , در غير اين صورت منجر به بيماري
مي شوند.
سومين طايفه :
كساني كه اعتماد به خدا ندارند يا به غير او متكي هستند.
قال الله الحكيم : فتري الذين في قلوبهم مرض يسارعون فيهم يقولون نخشي
ان تصيبنا دائره :
« كساني كه بيمارند مي خواهند بيگانگان را تكيه گاه خود قرار دهند چرا كه به
خداوند ايمان كامل ندارند اعتقادشان قوي و ثابت نيست لذا براي روز
مباداي خود تكيه گاهي مي طلبند. »
شان نزول آيه شريفه :
بسياري از مفسرين مي گويند بعد از جنگ بدر , عباده بن صامت خزرجي
خدمت پيامبر (ص ) رسيد و عرض كرد اي رسول خدا من هم پيماناني از
يهود دارم كه از نظر عدد زياد واز نظر قدرت نيرومند هستند ولي چون ما
راتهديد به جنگ نموده اند از آن هابرائت مي جويم , هم پيمان من تنها خدا و
پيامبر اوست .
اما عبدالله بن ابي كه اعتقاد كامل نداشت گفت : ولي من از هم پيماني با
آن ها (يهود) برائت نمي جويم زيرا از حوادث مشكل مي ترسم . آيه نازل و
مومنين رااز هم پيماني با يهود و نصاري برحذر داشت و فرمود آنها كه بيمار
هستند مي ترسند و از دشمن قدرت او هراس دارند.
بيماران قلبي در كلام معصومين :
1 ـ مولي الموحدين علي بن ابيطالب عليه السلام در نهج البلاغه علت انحراف
از طريق مستقيم را بيماري قلب و كوري چشم ميداند.
در خطبه 185 نهج البلاغه آمده است : لو فكروا في عظيم القدره
جسيم النعمه لرجعوا الي الطريق و خافوا عذاب الحريق ولكن القلوب عليله
والبصائرالدخوله .
« اگر در عظمت قدرت و بزرگي نعمت خداوند مي انديشيديد به راه راست باز
مي گشتيد و از آتش سوزان مي ترسيديد اما دل هابيمار و چشم ها معيوب
است . »
امام علي عليه السلام علت نپيمودن راه راست را بيماري دل مي دانند و در
سخني ديگر مي فرمايد : بدترين فقر و بلا بيماري دل و قلب است . قال علي
عليه السلام : الا وان من البلا الفاقه و اشد من الفاقه مرض البدن واشد من
مرض البدن مرض القلب الا و ان من صحه البدن تقوي القلب . (حكمت 338
نهج البلاغه )
زماني كه به بنده اي توجه بكند او را به عيوبش آگاه مي كند و كسيكه بر
اثر عنايت الهي چشم بينا پيدا نمود برعيوبش نمي هراسد زيرا امكان علاج را
پيدا نموده است . بعد مي فرمايد :
آگاه باشيد. فقر از بلاهاست اما بدتر از فقر. بيماري بدن است و بيماري
قلب از بيماري جسمي بدتراست .
در ادامه امام علي عليه السلام علامت صحت و سلامتي را تقواي قلبي
معرفي مي نمايند :
« الا و ان من صحه البدن تقوي القلب »
شديدترين انواع بيماري ها.
غرائز و شهوات در نهاد بشر جهت زندگي عاقلانه و استفاده متعادل
قرار داده شده است ولي اگر به افراط برسد بدترين بيماري ها را موجب
مي شود. امام علي عليه السلام مي فرمايند :
1 ـ قرين الشهوه , مريض النفس معلول العقل (2 )
2 ـ من لم يدا و شهوته بالترك لها لهم يزل عليلا(3 )
پاورقي :
1 ـ تفسير نمونه , ج 16 ص 457
2 ـ ميزان الحكمه . ج 1 . ص 378
3 ـ ميزان الحكمه . ج 1 . ص 378
چه بسا افرادي كه به بيماري فكري و سيئات اخلاقي مبتلا
هستند و خود بي خبرند و خويشتن را سالم مي پندارند!
قرآن كريم كساني را كه در مسير صحيح دين قدم برندارند و
از هواهاي نفساني پيروي كنند , « بيمار » مي داند.
سعادت و خوشبختي انسان در دو چيز است : سلامت جسم و
سلامت فكر. از دست دادن هر كدام باعث مخدوش شدن
سعادت بشر مي شود.

|
استفتائات
|
قصد وطن و حكم نماز و روزه (2 )
سئوال : شوهري كه از وطن اصلي خود اعراض نكرده اگر همسر
او به همراهش به آنجا برود كه وطن اصلي شوهر است ولي
وطن زن نبوده , حكم نماز و روزه زن چيست
حضرت آيت الله خامنه : در فرض سئوال بدون قصد اقامه ده روز
نماز شكسته و روزه صحيح نيست .
حضرت آيت الله تبريزي : در فرض مزبور نمازش شكسته است و
روزه صحيح نيست .
حضرت آيت الله سيستاني : اگر قصد ده روز نكند شكسته است .
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني : وطن زن محسوب نمي شود.
حضرت آيت الله بهجت : قصد است اگر شوهر و به تبع او زن قصد
زندگي كردن بخشي از سال را در آن جا ندارند و همچنين قصد
اقامه ده روز را نداشته باشند.
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : نماز و روزه زن در وطن سابق شوهر
شكسته است .
حضرت آيت الله فاضل لنكراني : نماز همسرش قصد است , مگر اينكه
قصد ماندن ده روز بكند.

|
روزه بي فايده
|
پيامبرخدا(ص ) : بسا روزه داري كه بهره او از روزه اش گرسنگي و تشنگي
است و بسا شب زنده داري كه بهره او از عبادت شبانه اش , فقط بي خوابي
است .
امام علي (ع ) : روزه , دوري كردن از حرامهاست , همچنان كه مرد از خوردن
و آشاميدن خودداري مي كند.
بسا روزه داري كه از روزه خود جز گرسنگي و تشنگي نصيبي نمي برد و بسا
شب زنده داري كه از عبادت شبانه خويش جز نخوابيدن و رنج بهره اي
نمي گيرد.
تشويق به روزه داوطلبانه و مستحبي
پيامبرخدا(ص ); هركس يك روز داوطلبانه روزه بگيرد , اگر به اندازه زمين
طلا به او داده شود اجر خود را كامل دريافت نكرده است و فقط در روز
حساب (قيامت ) اجركاملش را دريافت مي كند.
هر كه يك روز براي ثواب خدا داوطلبانه روزه بگيرد , آمرزش او واجب
شود.
امام كاظم (ع ) : خداي تبارك و تعالي , نماز واجب را با نماز مستحبي كامل
گردانيد و روزه واجب را با روزه مستحبي .
امام صادق (ع ) : از كاهلي و تنبلي دوري كنيد , زيرا پروردگار شما مهربان
است و از كار اندك هم قدرداني مي كند. آدمي ... يك روز براي رضاي خداي
تعالي داوطلبانه روزه مي گيرد و خداوند به سبب آن او را به بهشت
مي برد.
آدمي , براي رسيدن به پاداش الهي , يك روز داوطلبانه روزه مي گيرد و
خداوند بدان سبب او را به بهشت مي برد.
امام باقر(ع ); خداوند از بنده به جز درباره روزه ماه رمضان , از روزه
ديگري بازخواست نمي كند.
روزه دل
امام علي (ع ) : روزه دل از انديشيدن به گناهان , برتر از روزه معده از طعام
است .
روزه دل , بهتر از روزه زبان است و روزه زبان , بهتر از روزه شكم است .
روزه (و خودداري ) نفس از لذتهاي دنيا , سودمندترين روزه است .
روزه تن عبارت است از خودداري با اراده و اختيار از خوردن غذاها به
انگيزه ترس از كيفر و رغبت به ثواب و روزه نفس عبارت است از نگهداشتن
حواس پنجگانه از ديگر گناهان و خالي كردن دل از همه عوامل بدي .

|
كعبه , پرچم اسلام
|
قسمت سوم
دكتر جواد سعيد تهراني
آثار سياسي
زائر خانه خدا در حقيقت با حركات نمادين خود پذيرفته
است كه محوريت و مالكيت همه امور با آفريدگار جهان است
و همه جوامع برگرد شمع وجود او بايد حركت كنند و هر فكر و
انديشه اي در سايه محوريت الله قابل طرح و بحث ميباشد , لذا
هر حركتي كه با حاكميت الله در جامعه در تضاد باشد با روح
طواف ناسازگار است , زائر خانه خدا بايد بكوشد گفتار و رفتار
سياسي و اجتماعي خود را در چارچوب قوانين الهي منطبق
نمايد و از طرح مسائلي كه روحيه مذهبي را در جوامع انساني
مخدوش مي نمايد بشدت پرهيز كند , مسلماني كه با زيارت
خانه خدا متعهد شده است همواره خود را در محضر خدا
احساس كند و در دوراهيهاي زندگي رضايت الهي را در نظر
بگيرد , يكي از اين دوراهيها , تعاملات جناحهاي سياسي كشور
است , قدرت ايمان زائر و سالك الي الله اجازه نمي دهد با
سياسي كاري و فريب افكار عمومي جامعه , جناح خود را
پيروز عرصه سياست جلوه دهد , ممكن است انسانهاي
باتجربه سياسي در چنين دامي گرفتار نشوند , اما مردم عادي
خصوصا نسل جوان كه تجربه سياسي نيندوخته و در حال
تجربه اندوزي است بدام افتد و بدنبال او ديگري و ديگري ,
تقواي سياسي موجب مهار انسان در عرصه سياست مي شود ,
مومن و انسان با تقوا حق را مي گويد , هر چند بزيان خود و
جناح خود باشد.
آثار سير و سلوك
راهيان سير و سلوك همواره مي كوشند در همه صحنه هاي
زندگي , خودشان مطرح نباشند زيرا معتقدند خودخواهي
سرچشمه همه رذائل اخلاقي است و لذا زائر خانه خدا وقتي
باقيانوس مواج انسانها مي پيوندد , احساس مي كند , آن ذره كه
در حساب نايد خود اوست , او هيچ است هر چه هست امواج
بيكران انسانها است كه عاشقانه شمع وجود معشوق را طواف
مي كند , احساس مي كند ذره ايست كه در مدار الهي قرار گرفته و
هماهنگ با جهان هستي , خدايرا تسبيح و تقديس مي نمايد.
همه انسانها در مطاف , احساس سبكي مي كنند , اما انسان
اهل سير و سلوك , هيچ محل اعرابي براي خود قائل نيست , هر
چه مي بيند آثار تجلي انوار الهي است . اگر نفس مي كشد , اگر
قدم برمي دارد , اگر سپاس مي گويد و اگر درخواست مي كند همه
در سايه عنايت اوست (3 )
اهل سير و سلوك بميزاني كه از اخلاق برخوردار است و
متناسب با استعدادي كه تحصيل نموده در حريم يار به پرواز
در مي آيد و با ذكر سبوح قدس , خود را در عالم ملكوت الهي
احساس مي كند , سالك الي الله با توجه به فرموده الهي كه
« اي اهل ايمان تقواي الهي داشته باشيد , همانا هر كس قطعا و
شديدا بايد در مراقبه و محاسبه دقت نمايد كه چه چيزي را
براي فردا به پيش فرستاده است » (سوره حشر آيه
18 )
لحظه اي به خود اجازه نمي دهد كه افكار شيطاني او را
محاصره نمايد و غفلتا خلاف رضاي الهي از او سرزند ,
همچنين با تكيه بر كلام مولي الموحدين كه مي فرمايد :
« حاسبواانفسكم قبل ان تحاسبوا و زنوا قبل ان توزنوا » پيش از
آنكه از شما حساب بگيرند خودتان بحساب بنشينيد و قبل از
آنكه اعمال شما را وزن كنند خودتان كارهايتان را با مقياس
تقوا بسنجيد. انسان اهل سير و سلوك با مهار غرائز و
احساسات طبيعي و تمرين و ممارست دل خود را با ملكوت
جهان آفرينش وصل نموده و دنيا و جاذبه هايش در نزد او
اعتباري ندارد , آنچه او را ارضا مي نمايد طاعات امر خدا و
رضوان الهي است .
عرفات سرزمين خاطره ها
زائر خانه خدا يكبار در بدو ورود به مكه معظمه با حال
احرام , كعبه را زيارت مي كند , هفت مرتبه بر گرد آن مي چرخد
و هم نوا باذرات آفرينش تسبيح گوي حضرت حق مي گردد ,
سپس دو ركعت نماز طواف مي گذارد , آنگاه در سعي با
بزرگداشت خاطره هاجر در راه تدارك آب براي فرزند
خردسالش هفت بار بين دو كوه صفا و مروه تلاش مي كند سپس
تقصير و طواف مجدد , اما با هدف تكريم از مقام زن و احترام
به جايگاه خانواده در جامعه و در پايان دو ركعت نماز طواف
نسا و سپس خروج از احرام و بازگشت بزندگي عادي و رفع
تحريمهاي 24 گانه و اين مجموعه بنام حج اصغر يا عمره نام
دارد , مرحله دوم حج كه از شب نهم ماه ذي حجه آغاز
مي شود , برعكس مرتبه قبل كه هدف كعبه بود اينجا حركت از
كعبه آغاز مي شود , بسوي خداي كعبه , آنجا از خود گذشتيم تا
به كعبه برسيم و اينجا ترك كعبه مي كنيم تا به خداي كعبه
رسيم . زائر با حالت احرام , شب نهم بسوي عرفات حركت
مي كند , روز نهم وقف در عرفات از نيمه روز (ظهر) آغاز
مي شود , زائران شب را در مشعر بيتوته مي كنند و صبح روز
دهم (روز عيد قربان ) با طلوع آفتاب حركت از مشعر بسوي
مني آغاز مي شود سپس قرباني و كوتاه كردن موي و ناخن و
رمي جمرات و آنگاه طواف كعبه (اين حركات ترجمان انالله و
انااليه راجعون ميباشد) سپس ادامه حركت بسوي خدا و در
جهت خدا اما با مردم و در زندگي روزمره همراه مردم , يعني
حركت ابدي تا انسان هست و تا حيات انساني ادامه دارد يعني
همان كلام وحي , والي الله المصير.
نگاه عرفاني به عرفات و مشعر و مني
امير مومنان (ع ) مي فرمايد « مي دانيد وقتي زائر و انسان
حج گزار احرام بست چرا بايد به عرفات رود و بعد كعبه را
طواف كند براي آنكه عرفات خارج از مرز حرم است و اگر
كسي ميهمان خداست , ابتدا بايد در خارج از دروازه آنقدر دعا
و ناله كنند تا لايق ورود به حرم شود »
مجموعه صحراي عرفات و مشعر و مني , منطقه ايست كه
خداوند اراده نموده ميهمانانش را در سه مرحله وقف دهد تا
در هر وقوف دست آوردي معنوي تدارك بيند , در عرفات به
آگاهي رسد و با راز و نياز با مناجات با تفكر و تامل در گذشته ,
اين آگاهي را پيدا كند كه خداي متعال از همه زواياي دل
بنده اش آگاه است حتي از جريان لطيف فكر در شيارهاي مغز
او از همه تفكرات و تصورات زشت يا زيباي بنده اطلاع دارد و
خلاصه نكته اي نيست كه بر او پوشيده باشد , بنده راستين حق
اگر بخواهد در زير چتر حمايت خداي سبحان قرار گيرد بايد
صفحه دل خود را از هر نگاه و آلودگي پاك كند تا شايستگي
دريافت جلوه حق را داشته باشد , آري ديو چو بيرون رود
فرشته درآيد.
ميهمان خدا كه در مرحله وقوف عرفات زمينه جذب
الطاف الهي را پيدا كرده وارد مشعرالحرام مي شود , مشعر
محدوده حرم الهي و اولين درب ورودي آنست , شب دهم را
در مشعر وقوف مي كند و خود را براي مبارزه با مظاهر شرك و
ظلم آماده مي نمايد.
امام سجاد(ع ) به شبلي فرمود , معناي وقوف در مشعر
الحرام آن است كه قلب خود را با شعار تقوا آگاه نمائي و تقوا را
شعار دل قرار دهي تا قلبت با تقوا شناخته شود كه شعار هر
قومي هدف آن قوم است . اگر چه تقوا محور همه عمليات حج
است اما محل ظهور و بروز آن در مشعر است , زيرا بهره وري از
دانشي كه در صحراي عرفات به آن رسيده ايم نياز به شعوري
متعهد و مسئول دارد و بي جهت نيست كه اين منطقه را مشعر
الحرام ناميده اند , اين تقواي الهي است كه انسان را در خط
الهي حفظ مي كند , اين چراغ فروزان تقواست كه راه خدمت به
انسانها , راه خداخواهي و مسير الي الله را روشن مي نمايد.
اكنون با اين روحيه و در حاليكه خود را مسلح نموده ايم با
حفظ روحيه رزمي , خود را آماده ورود به منطقه مني
مي نمائيم . اكنون صبح روز دهم است و آغاز عيد قربان و پايان
وقوف در عرفات و مشعر و اين مني است , سرزمين ايمان و
آرزوها , سرزمين مبارزه با عوامل جدي خطر , منطقه اي كه
سربازان گمنام توحيد با تكيه بر اسلحه ايمان بايد آماده رزم
شوند , اما سپاهي كه عرفات و مشعر را پشت سر گذاشته و با
ايمان قوي و روحيه اي استوار خود را آماده روياروئي با دشمن
مي بيند همين آمادگي و تصميم قاطع , پيروزي يعني عيد را
براي او پيش از حمله رقم زده است .
دشمن كيست
دشمن , ابليس است , همان نيروئي كه همه انسانها را بر سر
دوراهيهاي زندگي بسوي نافرماني از خدا مي كشاند , همان
وسوسه گري كه سوگند ياد نموده تا در روياروئي حق و باطل ,
طرف باطل را بگيرد و بالاخره همان خناسي كه انسانها را از
پاكدلي و پاكنهادي به گمراهي سوق مي دهد.
سربازان توحيد با اسلحه ايمان بجنگ با ابليس مي روند و
در مرحله اول , آخري را مي زنند , با رمي جمره عقبه , پايگاه
دشمن سقوط مي كند و سپاه توحيد قهرمانانه جشن پيروزي
مي گيرد و از احرام خارج مي شود.
قرباني
پس از رمي آخرين بت و مجسمه ابليس قرباني آغاز
مي شود , بزرگداشت خاطره اي عظيم از انسانهائي بزرگ در
تاريخ , قهرمانان توحيد و استقامت و تسليم در برابر فرمان
خدا.
ميهمان ضيافت الهي طبق دستور , گوسفندي را به نشانه
قطع وابستگي هاي دنيوي و آزادي از همه قيودات و تعلقات
مادي , قرباني مي كند , و با اين عمل بزبان حال با خداي سبحان
صحبت مي كند و ميگويد پروردگارا بفرمان تو اسماعيلهاي
زندگيم را با قدرت ايمان ذبح نمودم و اكنون با دلي سرشار از
ايمان و استقامتي چون كوههاي سخت و سترك و در يك كلمه
ابراهيم گونه , در جامعه حضور خواهم داشت و همواره در
مسير تو و بسوي تو حركت خواهم كرد , پروردگارا در اين
تصميم مرا ياري فرما.
داستان حج شبلي
امام سجاد(ع ) بعد از سفر حج , شبلي را ديدند و فرمودند
چه ميكني گفت : از حج بر ميگردم , فرمودند آيا آنگاه كه به
ميقات رفتي و غسل احرام انجام دادي آيا قصد كردي كه خود
را از گناه شستشو دهي , عرض كرد نه فرمودند آنگاه كه لباس
احرام به تن كردي قصد كردي كه جامه طاعت در بركني , عرض
كرد نه من همان چيزهائي را كه ديگران انجام مي دادند انجام
دادم , فرمودند پس تو احرام نبسته اي , احرام يك دستور
ظاهري دارد كه همه انجام مي دهند و يك دستور باطني و سري
دارد , كه تنها اهل سير و سلوك و كسانيكه با اسرار حج آگاهند
توجه دارند(4 ) و تو بايد از نو محرم شوي .
پاورقي :
3 ـ زائر خانه خدا در نهايت فقر دست نياز بسوي خالق بي نياز
دراز مي كند و از او درخواست مي كند اما اين امام سجاد است
كه مي گويد : « خدايا فقر و تنگدستي ما را بدينجا آورده است ما
چيزي نياورده ايم آمده ايم تا از تو درخواست كنيم » (عرفان
حج آيت الله جوادي آملي )
4 ـ نقل از كتاب عرفان حج از آيت الله جوادي آملي
راهيان سير وسلوك همواره مي كوشند در همه
صحنه هاي زندگي , خودشان مطرح نباشند , زيرا
معتقدند « خودخواهي » سرچشمه همه « رذايل
اخلاقي » است و لذا زائرخانه خدا وقتي به اقيانوس
مواج انسان ها مي پيوندد , احساس مي كند آن ذره
كه در حساب نايد خود اوست .
زائرخانه خدا در حقيقت با حركات نمادين خود
پذيرفته است كه محوريت و مالكيت همه امور با
آفريدگار جهان است و همه جوامع برگرد شمع
وجود او بايد حركت كنند و هر حركتي كه با حاكميت
خدا در جامعه در تضاد باشد با روح طواف ناسازگار
مي باشد.

| | |
|