
« فرهنگنامه جاودانه هاي تاريخ » عنوان كتابي است كه
توسط نشر شاهد , انتشارات بنياد شهيد انقلاب اسلامي منتشر
شده است .
از اين مجموعه تاكنون هفت جلد شامل زندگي نامه
شهداي فرمانده چند استان كشور به چاپ رسيده است كه
جلد هفتم آن اختصاص به استان خراسان دارد.
« سيد سعيد موسوي » نويسنده اين مجموعه با همكاري
چند تن از نويسندگان زندگي نامه 100 تن از فرماندهان
خراسان را به صورت روايي تاريخي به قلم آورده است .
دفتر هفتم « فرهنگنامه جاودانه هاي تاريخ » در 710 صفحه
قطع رقعي و در شمارگان 2000 جلد منتشر و در اختيار
علاقمندان به فرهنگ دفاع مقدس قرار گرفته است .

صداي آشنا
اعزام براي درمان
|
سيدرضا شنائي (جانباز) : يكي از بستگان ما به نام حاج سيدمحمدآقا
شنائي (معروف به حاج مرتضي ) دو سال قبل به دلايل نامعلومي زبان و
قدرت تكلم اش را از دست داد و در پي آن دست سالمش نيز ازكار افتاد. اين
عارضه به شكلي به پيشي رفت كه اكنون او هيچ تحركي ندارد , طوري كه
همسرش او را تر و خشك مي كند و زندگي روزمره خانواده بخاطر اين مسئله
مختل شده است . با مراجعه به پزشكان معلوم نشد كه علت اين عارضه
چيست . برخي از پزشكان دليلش را يك سكته معمولي تشخيص دادند اما
برخي ديگر دليل اين عارضه را اصابت تركش ريز به مويرگ مغز وي عنوان
كردند.
به هرحال سوال اينجاست , آيا شايسته نيست حال كه پزشكان ما قادر به
تشخيص بيماري اين جانباز عزيز نيستند او را براي تشخيص بيماري و
درمان به خارج اعزام نمايند
اين جانباز از شهر ديباج (توابع شهرستان دامغان ـ استان سمنان )
مي باشد.

|
تسلط بر پنجوين عراق
|

گزارشي كوتاه از عمليات والفجر چهار
اشاره :
استراتژي جمهوري اسلامي پس از فتح خرمشهر , كسب يك پيروزي نظامي با هدف
متقاعد كردن حاميان جهاني و منطقه اي عراق براي پايان بخشيدن به جنگ , با در نظر گرفتن
خواسته هاي برحق ايران بود. به عبارت ديگر , استراتژي جنگ پس از فتح خرمشهر براي تحقق
صلح طرحريزي شده بود. ليكن عدم موفقيت در عمليات رمضان و توقف در پشت ديوارهاي
دفاعي عراق در شرق بصره , جنگ را به جنگ فرسايشي كشاند و حاميان رژيم عراق را در
جلوگيري از خواسته هاي ايران مصرتر كرد.
رزمندگان اسلام در عمليات رمضان با مواضع تدافعي جديدي از ارتش عراق مواجه
شدند كه حاصل انديشه هاي نظامي عراق نبود , بلكه كمك هاي اطلاعاتي و نظامي شووري و
آمريكا بود كه مواضع دفاعي عراق را سامان بخشيد و در برابر عمليات ايران حفظ كرد. پس از
عمليات رمضان , عمليات گسترده والفجر مقدماتي براي پيشروي به سوي العماره طرحريزي و
اجرا شد كه رزمندگان بازهم با موانع و تاكتيك هاي گسترده جديد دشمن مواجه شدند. از
جمله اينكه از نقطه رهايي تا خط دوم دشمن , 16 نوع مانع سدكننده ايجاد شده بود . به اين
ترتيب اين عمليات نيز با ناكامي مواجه شد.
در اين وضعيت طراحان عمليات وفرماندهان نظامي به اين نتيجه رسيدند كه با توجه به
افزايش توانايي هاي نظامي دشمن و تاكتيك هاي جديدي كه ارتش عراق به كار گرفته آست ,
ادامه جنگ , كسب برتري بدون تغييرات اساسي در شيوه نبرد , و بدون افزايش توانايي هاي
خودي , مشكل و حتي غيرممكن خواهد بود.
دلايل انتخاب منطقه عملياتي
با توجه به شرايط بوجود آمده جديد , تا رسيدن وضعيت مطلوب لازم
بود روند عمليات ها ادامه يابد و از ركود جبهه به مدت طولاني جلوگيري
شود. ضمن آنكه با تغيير فصل , نيروهاي كافي به جبهه نمي آمد. بنابر اين ,
براي فصل بهار و تابستان بايد عملياتهايي طرحريزي مي شدكه به نيروي
كمتري نياز باشد , لذاپس از بحث و بررسي مناطق مختلف , عمليات هاي
والفجر 2 , 3 و 4 طرحريزي مي شد كه مهمترين نكاتي كه در طراحي اين
عمليات ها مورد نظر بود , به كارگيري نيروي اندك , دادن تلفات كم و
جلوگيري از وارد شدن ضربه اساسي به توان يگان هاي خودي و تضمين
موفقيت عمليات بود.
آب و هواي جبهه جنوبي به دليل گرماي طاقت فرسا براي عمليات ,
مساعد نبود , بنابر اين هدف هاي محدودي كه بيشتر در جبهه هاي مياني و
شمالي كشور قرار داشتند , براي عمليات انتخاب شدند.
در ميان مناطق مورد بررسي . منطقه پيرانشهر براي عمليات والفجر 2 ,
منطقه مهران براي عمليات والفجر 3 و منطقه پنجوين براي عمليات والفجر
4 انتخاب شدند .
اهداف عمليات
عمليات والفجر 4 در منطقه پنجوين عراق و با هدف متصل كردن
ارتفاعات سورن به سوركوه طراحي شد كه در صورت تحقق اين هدف , خط
دفاعي خودي در اين منطقه (دشت شيلر) كاهش پيدا كرده و در به كارگيري
نيرو صرفه جويي مي شد. همچنين مسير تردد عناصر ضد انقلاب از محور
دشت شيلر مسدود مي گرديد و شهر مريوان از ديد و تير دشمن خارج
مي شد. علاوه بر اين , شهر پنجوين عراق و پادگان آن و پادگان گرمك به
تصرف نيروهاي خودي درمي آمد و نيروهاي دشمن منهدم مي شدند. مهم تر
اينكه با پيروزي در اين عمليات , مقدمات اجراي عمليات در استان سليمانيه
عراق فراهم مي شد.
مهمترين ارتفاعات منطقه پنجوين عبارتند از : سورن , سوركوه , كاني
مانگا كه دهانه شيلر را تشكيل مي دهند. از جمله ارتفاعات ديگر منطقه , زله
است كه به شهر پنجوين مشرف مي باشد.
اين شهر در طول جنگ به منطقه نظامي تبديل و خالي از سكنه شد.
دشمن با آگاهي از قصد رزمندگان براي حمله به اين شهر , بخش عمده اي از
آن را مهندم كرد.
طرح مانور , سازمان رزم عمليات
بر اساس طرح مانور. عمليات در دو مرحله , از دو محور بانه و مريوان
اجرا مي شد. اهداف مرحله اول در محور بانه , تامين ارتفاعات لري , گرمك
و كنكرگ , و در محور مريوان , ارتفاعات زله , مارو و خلوزه بود. در مرحله
دوم , ارتفاعات سورن و كاني مانگا تصرف مي شد و با تكميل هدف هاي
واسط عمليات , ارتفاع سورن و سوركوه وصل مي گرديد و هدف اصلي
عمليات تحقق مي يافت . براي اجراي اين مانور , هشت لشكر منها و دو تيپ
پياده از سپاه و يك لشكر پياده از ارتش مامور شدند . در مرحله اول , 22
گردان از سپاه و 3 گردان از نيروي زميني ارتش , در مرحله دوم , 7 گردان از
سپاه و 1 گردان از نيروي زميني ارتش و در مرحله سوم , 25 گردان از سپاه
وارد عمل شدند . در اين عمليات همچنين 6 گردان زرهي و مكانيزه شركت
داشتند و 11 گردان توپخانه رزمندگان را پشتيباني مي كرد .
استعداد نيروهاي درگير دشمن
در عمليات والفجر 4 در مجموع نزديك به 150 گردان شامل 108
گردان پياده , 8 گردان كارد , 25 گردان كماندويي و 8 گردان زرهي و مكانيزه
به مقابله با رزمندگان اسلام برخاستند و 7 گردان توپخانه نيز آنها را
پشتيباني مي كرد.
اجراي عمليات
عمليات در ساعت 24 مورخ 27 مهر 1362 با رمز ياالله از دو محور
آغاز شد. در مرحله اول عمليات , بدليل سرعت عمل فوق العاده نيروهاي
خودي , ارتفاعات لري , گرمك , كنگرك در محور بانه , و مارو , خلوزه 1 ,
بلاله , سربلاله , تخم مرغي , سه درختي , پادگان گرمك , شهرك هرگنه و تپه
شهدا , در محور مريوان , آزاد شد.
مرحله دوم عمليات دو روز پس از مرحله اول آغاز شد. با اجراي اين
مرحله , ارتفاعات خلوزه 2 , گلو , هفت توانان , ارتفاعات اطراف پنجوين ,
يال شرقي ارتفاع زله , ارتفاعات 1672 شرق سنگ معدن در محور مريوان و
شاخ نالشكينه در محور بانه , تصرف شد و نيروهاي خودي به طور كامل بر
شهر پنجوين عراق تسلط يافتند , اما به دليل عدم سقوط كامل ارتفاع زله
تصرف كامل اين شهر ميسر نشد.
اگر چه عمليات والفجر 4 براي دو مرحله طراحي شده بود ولي براي
كامل كردن هدف ها مرحله ديگري طرحريزي شد و حدود سيزده روز بعد
يعني در 12 آبان 1362 , مرحله سوم عمليات , به اجرا درآمد و طي آن
ارتفاعات استراتژيك شيخ گزنشين , شاخ تاجر از كاني مانگا به دست
رزمندگان اسلام افتاد و در پي اين موفقيت , رزمندگان در منطقه غرب ارتفاع
كاني مانگا و چوارتا نيز دست به پيشروي زدند كه با آزادسازي بخش بزرگي
از ارتفاعات كاني مانگا , عمليات والفجر 4 به پايان رسيد .
نتايج عمليات والفجر 4
1 ـ آزاد سازي بخشي از خاك ايران اسلامي
2 ـ به تصرف درآمدن منطقه وسيع دره شيلر ـ واقع در خاك عراق ـ و
تحت كنترل قرار گرفتن شهر پنجوين و چندين روستا.
3 ـ سرنگون شدن سه فروند هواپيما و سه فروند هلي كوپتر
4 ـ انهدام 35 دستگاه تانك و نفربر و 100 دستگاه خودرو سبك و سنگين ,
32 قبضه توپ , 26 قبضه تفنگ 106 ميليمتري , 20 قبضه توپ ضدهوايي
و 60 قبضه خمپاره انداز از تجهيزات دشمن .
5 ـ به غنيمت درآمدن هشت دستگاه تانك و نفربر , 315 خودرو سبك و
سنگين , 37 قبضه تفنگ 106 , 60 قبضه توپ ضدهوايي و 60 خمپاره انداز
.
6 ـ كشته و زخمي شدن حدود 18000 تن و به اسارت درآمدن 785 تن از
نيروهاي دشمن
7 ـ آزاد سازي حدود 1000 كيلومتر مربع از جمله : ارتفاعات مارو , گرمك ,
خلوزه 1 و 2 , براله و سربراله , كنگرك , لري , سه درختي , تخم مرغي , پادگان
گرمك , شهرك هرگنه , تپه شهدا , هفت توانان , كلو , شاخ نالشكينه . دشت
شمال رود قزلچه , ارتفاعات پنجوين , يال شرقي ارتفاعات زله , ارتفاع
1672 (شرق سنگ معدن ) , شيخ گزنشين , شاخ تارجر از كاني مانگا و مناطق
غرب كاني مانگا تا شرق چوارتا.
تحقيق و تدوين مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه
پس از عمليات رمضان , عمليات گسترده والفجر مقدماتي
براي پيشروي به سوي العماره طرحريزي واجرا شد كه
رزمندگان بازهم با موانع و تاكتيك هاي گسترده جديد دشمن
مواجه شدند , از جمله اينكه از نقطه رهايي تا خط دوم دشمن ,
16 نوع مانع سدكننده ايجاد شده بود . به اين ترتيب اين
عمليات نير باناكامي مواجه شد
در مرحله اول عميات والفجر چهار , بدليل سرعت عمل
فوق العاده نيروهاي خودي ارتفاعات لري , گرمك , كنگرك در
محور بانه و مارو , فلوزه 1 , بلاله , سربلاله , تخم مرغي , سه
درختي , پادگان گرمك , شهرك هرگنه و تپه شهدا , در محور
مريوان , آزاد شد

|
اتل متل بچه ها
|

به ياد بي پيراته ترين شاعر دفاع مقدس مرحوم « ابوالفضل
سپهر »
اساسا اگر شعر را جوشيدن معنا كنيم و شاعر را صاحب
چشمه هاي ژرف و گاه بي پايان , آنموقع هر شاعري كه صاحب
چشمه هاي عميق تر و آبهاي گواراتر باشد داراتر است و يقينا به
قرب نزديكتر. و دفاع مقدس هشت ساله مردانه ايران در برابر
همه دنيا چشمه اي است زلال و گوارايي ست بي پايان و شايد
شاعران دفاع مقدس داراترين و به شهدا و شهادت نزديكترين
باشند.
در اين بين آنچه ساده تر و بي پيراته تر سروده شود و بجوشد
راحت تر و آسان تر و بلكه عميق تر بر جان و دل شنونده خواهد
نشست و مرحوم « سپهر » صاحب يك چنين چشمه اي بود.
گرچه بعضي نقادان كه وقتي به شعر نيمايي مي رسند سر تعظيم
فرود مي آورند و وقتي به سبك نو « سپهر » مي رسند دهان انتقاد
مي گشايند كه گاه كلماتي بي ربط جاري ساختند ليكن شنونده
اهل دل , خوب خواند و به جان خويش نيكو خريد. حقيقتي كه
همواره با لذت شعرهاي سپيدتر از سپيد « سپهر » را مي شنيدم و
حظ و افرو لذت وصف ناپذير مي بردم . در زمان حيات آن
بزرگوار تلاشم جوششي نياورد و كوششم نتيجه اي نبخشيد. تو
گويي اين چشمه را انحصاري به او سپرده بودند.
اما بعد از كوچ عاشقانه اش ابياتي جاري گشت كه شايد آن
خلوص و استحكام و... را ندارد. اما هدف زنده داري و ترويج
شعر نو « سپهري » را دنبال مي كند كه همين حقير را بس .
اما شعر سپهري اول : « سپهر اگر كه رفته روح سپهر كه
باقيست »
اتل متل بچه ها
قصه ما تموم نيست
سپهر اگر كه رفته
روح سپهر كه باقيست
اتل متل گوش كنيد
قصه دارم براتون
يه قصه پر از درد
يه غصه پر از خون
يه قصه اي كه هركس
به جاي اون نشسته
تموم قصه اما
تو دشت خون نشسته
آهاي آهاي بچه ها!
اين تپه رو مي بينيد
همون كه تو خاك ماست
همون كه روش مي شينيد
يه روز رو اين تپه ها
ديوا سنگر مي ساختن
با تانكهاي وحشيشون
تو خاك ما مي تاختن
اگه نبود يه مردي
يه مرد آسموني
يه مرد خيلي بزرگ
يه عشق اون جهوني
اون ديوا و ياراشون
دست ما رو
مي بستن
همونطوري كه اون وقت
درختارو شكستن
اون مرد آسموني
همون آقاخميني (ره )
گفت كه اونا يزيدن
بايد بشن حسيني
جووناي سرافراز
مثل فرشته با ناز
رفتن به سوي جبهه
سينه برا تيراباز
تير چيه تركش چيه
ترس از اونا مي ترسيد
خدا خودش اونارو
تا شهادت مي خريد
يه قصه قشنگش
تو يه شهر كوچيكه
صداي تيرو تركش
تو هويزه پيچيده
تانك چه صدايي داره
شنيش چقدر عجيبه
چه محكم حاج حسين (1 )
اما چقدر غريبه !
يكي خبر اورده
حاجي دشمن نزديكه
عقبمون خاليه
بي سيم چيزي نمي گه
چيكار كنيم حاجي جون
دارن مي آن همينطور
گلوله هاي تانكه
كه ميريزن گروگر
حاجي آرپي جي برداشت
گفت كه بريم بچه ها
اين تانكا رد نمي شن
مگه از روي ماها
ابهت حاج حسين
اينگار دشت و گرفته
حاجي اينگار كه گرگ و
به بازيچه گرفته
آرپي جي بچه ها
تانكارو منفجر كرد
دشمن و از زندگي
از حمله منزجر كرد
آرپي جي اما گم بود
تانكا چقدر زيادن
اما ياراي حسين
تن به ذلت ندادن
دشت پر لاله مي شد
بچه ها پر كشيدن
مزه خوب عشق و
دونه دونه چشيدن
نوبت حاج حسين شد
تركش روقلبش نشست
از ديدن اين صحنه
دل خدا هم شكست
يكي ازش سوال كرد
حاجي الان چي مي خواي
با لبخندش حاليش كرد
پيش آقا نمي آي
حاجي با خون قلبش
وضو گرفت و جون داد
برا همه ماها
پيامش و با خون داد :
به پاي دين و رهبر
هرچي داشتيم گذاشتيم
ياد بگيريد شماها
ما هيچي كم نذاشتيم
بالا رفتيم ماست بود
پائين اومديم دوغ بود
هر حرفي جز حرف عشق
جون حاجي دروغ بود
حسين اميديان
1 ـ شهيد حاج حسين
علم الهدي

|
| |
|