
اشاره :
شناخت اقليت هاي قومي منطقه قفقاز و آسياي ميانه با توجه به گستره و
تنوع آنان , گامي مهم در شناخت بيشتر وضعيت فرهنگي و اجتماعي اين
ناحيه و از اين رو گامي ضروري در سياستگذاري براي فعاليت هاي فرهنگي
نمايندگي هاي ج .ا.ايران در اين منطقه استراتژيك است . آشنايي با همشن ها
از اين جهت كه اقليتي مسلمان و متاسفانه ناشناخته در منطقه قفقاز هستند
و پژوهش و مطالعه در آثار و احوال و آداب و رسوم آنان و ايجاد و گسترش
ارتباط با آنان قطعا يكي از وظايف نمايندگي هاي فرهنگي حوزه قفقاز
(روسيه , گرجستان , تركيه و ارمنستان ) است و انتظار مي رود با مطالعات
ميداني گسترده تر , فقر اطلاعاتي موجود در خصوص اين گروه قومي مسلمان
كه به سبب ارمني مسلمان بودن ويژگي منحصر به فردي نيز دارند , برطرف
شود.
منطقه قفقاز و آسياي مركزي از نظر تنوع و تعدد گروه هاي قومي , نژادي
و مذهبي ويژگي متمايز و شايد منحصر به فردي دارد. به دلايلي كه تفصيل آن
به پژوهش و تحقيقات گسترده تري محتاج است اين منطقه زيستگاه طيف
گوناگون و پرشماري از اقليت هاي قومي و مذهبي بوده و هست . كشور
ارمنستان در اين ميان به سبب بافت يكدست و منسجم قومي خود متمايز
است . اين كشور با 95 % ارمني از نظر قومي , همگن ترين كشور جهان به شمار
مي رود علي رغم اينكه قوميت و مذهب ارامنه مطابقت خاصي دارد و 90
درصد ارامنه مقيم ارمنستان پيرو كليساي حواري ارمني مي باشند , ارامنه اي
نيز در اين قلمرو وجود دارند كه به يكي ديگر از نحله هاي مذهبي مسيحي
(پروتستان , كاتوليك , مورمون , ارتدوكس ) تعلق دارند. آنچه در اين ميان
جالب توجه به نظر مي رسد وجود و حضور اقليتي ارمني و مسلمان در
منطقه قفقاز است . اين امر به خصوص با توجه به اين ذهنيت شايع كه ارمني
و مسيحي را مرادف و معادل مي شمارند , شايان توجه است . انچه در پي
) يا ارامنه Hamshen مي آيد , بررسي اجمالي و مختصر اقليت همشن (
مسلمان مقيم قفقاز است . با توجه به فقدان هرگونه مستندات قابل
بهره برداري در ايران در خصوص اين گروه به طور كلي قلت منابع موجود
درباره اين قوم , بديهي است باب مطالعه , پژوهش و بررسي در مورد آنها
مفتوح بوده و تحقيقات ميداني بيشتري را مي طلبد.
همشنها يا ارامنه مسلمان
آمريكا به عنوان يكي از UCLA مركز پژوهش هاي ارمني شناسي دانشگاه
معتبرترين مراكز پژوهشي و آكادميك مربوط به ارامنه , چندي است سلسله
نشست ها و سمينارهايي با عنوان « جوامع ارمني در جهان » را با بهره گيري از
نخبگان برجسته , با كيفيت علمي بسيار بالا برگزار مي كند. موضوع اين
سمينارهاي دوره اي به جوامع ارمني حوزه درياي سياه اختصاص داشت و با
, كاليفرنيا , هاروارد , UCLA حضور محققين و پژوهشگران دانشگاه هاي
سوربن , كلمبيا و... در اين مركز برگزار شد , چند مقاله در خصوص همشن ها ,
تاريخ تطور آنان و تاثيرات اين قوم بر فرهنگ و زبان ارمني ارائه شد. اين
سمينار و طرح بحث ارامنه مسلمان , موضوع اين قوم خاص را كه به دلايلي ـ
عمدتا انزواي اعمال شده بر آنها از سوي جامعه ارمني ـ گمنام و ناشناس
بودند , مطرح و بررسي و تحقيق پيرامون آنان را وارد مرحله تازه اي ساخت .
همشن ها كيستند
اين قوم گروهي از ارامنه اند كه از قرن 17 ميلادي به بعد به اسلام
گرويده اند و هم اكنون در نواحي اطراف درياي سياه در بخش هايي از تركيه ,
آبخازياي گرجستان و كراسنودار روسيه زندگي مي كنند. براساس اقوال
مورخين شمار اين دسته از ارامنه بعد از وقايع سال 1915 كه در عرف ارامنه
به روز قتل عام 1915 معروف است , افزايش يافته است . دو گروه از همشن ها
وجود دارند : همشن هاي غربي و همشن هاي شرقي , زبان همشن هاي شرقي
لهجه اي است از زبان ارمني كه براي اكثر ارامنه قابل فهم است در حالي كه
زبان همشن هاي غربي بيشتر لهجه اي است از زبان تركي , زبان همشن هاي
شرقي به عنوان يكي از لهجه هاي زبان ارمني هم اكنون موضوع تحقيق
پژوهشگران و زبان شناسان ارمني است و در كنفرانس فوق الذكر مقالاتي در
خصوص لهجه همشني به عنوان يكي از لهجه هاي زبان ارمني ارائه شد.
هر دو گروه همشن هاي غربي و شرقي رسما به اسلام گرويده اند ولي
پاره اي آداب , رسوم و اعياد مسيحي ارمني هم چنان در ميان اين قوم رايج
است . به عنوان مثال سال نو همشن ها همان سال نو ارامنه مسيحي است , در
روز « وارتاوار » هم چون ساير ارامنه روزه مي گيرند , مانند ساير ارامنه خدا
را « استوادز » مي نامند و پاره اي از آنان چون ارامنه مسيحي بر روي سينه
خود صليب نقش مي كنند.
اين قوم خود را به صراحت طايفه اي ارمني مي خوانند و حتي به ارمني
بودن خود نيز مباهات مي نمايند . در سال هاي 1917 پاره اي از همشن ها در
قلمرو اتحاد جماهير شوروي واقع شدند و توسط استالين در سال هاي
1930 ميلادي و در راستاي سياست تمركززدايي قومي وي , در كشورهاي
آسياي ميانه پراكنده شدند. بسياري از انها بعدها در جستجوي شرايط
اقتصادي بهتر به جامعه ارمني كراسنوادار روسيه پيوستند كه تاكنون در اين
منطقه حضور دارند. در حال حاضر علاوه بر كراسنوادار , مناطق آبخازياي
گرجستان و شمال تركيه محل زيست اين قوم ارمني مسلمان است . هرچند
در محافل آكادميك و علمي , اين گروه ارمني محسوب شده و به عنوان يكي
از اقليت هاي ارمني قفقاز احصا شده اند ولي در محافل ارمني , مناقشاتي در
خصوص ارمني دانستن آنها وجود دارد و نظراتي متعدد و متفاوت در اين
خصوص ابراز شده است : پاره اي آنان را اصالتا و به طور ريشه اي ارمني
مي انگارند و از ديگر سو عده اي آنان را در زمره تركها به شمار مي آورند. پس
از برگزاري كنفرانس ذكر شده و با توجه به پژوهش هاي صورت گرفته در
خصوص هويت و ريشه هاي هويت و ريشه هاي نژادي اين قوم , اجماعي
نسبي در مورد ارمني دانستن انها در بين ارامنه فراهم آمده است . به نظر
مي رسد آنچه باعث انزواي اين قوم از ارامنه شده است گرويدن آنها به
اسلام كه از نظر ارامنه مسيحي نوعي ارتداد تلقي مي شود , باشد و بدين
سبب به عمد اين گروه قومي ارمني الاصل تاكنون چنين ناشناخته باقي
مانده اند. با شرايط به وجود آمده جديد و ارائه تحقيقات و پژوهش هاي
صورت گرفته كه همگي بر ارمني بودن اين قوم دلالت دارد , در مطالبي كه
هرازگاه از سوي ارامنه اسپيورك منتشر مي شود , با نگاهي مثبت تر به اين
گروه مواجهيم . به نحوي كه به قول يكي از اين ارامنه برون كشوري « ارامنه
اسپيورك بايد به روي اين گروه ارمني , فارغ از تفاوت هاي مذهبي آغوش
بگشايند » .
به نقل از « پيك تقريب » شماره 18
« همشن ها » ارامنه اي هستند كه در منطقه قفقاز از قرن 17
ميلادي به بعد به دين اسلام گرويده اند و هم اكنون در اطراف
درياي سياه بخشهائي از تركيه , آبخازياي گرجستان و
كراسنودار روسيه زندگي مي كنند

|
كشورهاي ثروتمند , مقصران خاموش مرگ گرسنگان جهان
|

رم ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : خودداري كشورهاي پيشرفته و
صنعتي از اجراي تعهدات خود براي مبارزه با فقر و گرسنگي جهاني , رنج
زندگي سخت 850 ميليون گرسنه و صدها ميليون شبه گرسنه در كشورهاي
مختلف را افزايش داده است .
جهان در هفته جاري در حالي روز « امنيت غذايي » را سپري كرد كه
گرسنگي و فقر همچنان مرگبارترين فاجعه است و هر ساله ميليونها نفر از
جمله بيش از 6 ميليون و 300 هزار كودك بويژه در قاره آفريقا به علت
بي غذايي جان خود را از دست مي دهند.
تمامي كشورهاي ثروتمند بويژه آمريكا , انگليس , ايتاليا و ژاپن كه خود
را متولي ايجاد نظم و عدالت جهاني و همچنين اشغال كشورها مي دانند به
تعهداتي كه براي مبارزه با فقر و گرسنگي سپرده اند بي توجهي كرده و به
سكوت تلخ خود در برابر مرگ گرسنگان جهان ادامه مي دهند.
شكست اجرايي و عملياتي تصميمهاي نشست سال 1375 سران و
مقامهاي بلندپايه كشورهاي مختلف جهان براي مقابله با بحران گرسنگي كه
در شهر رم برگزار شد نشان از افزايش بحران گرسنگي در جهان
دارد.
سران كشورهاي جهان متعهد شده بودند براي كاهش 50 درصدي شمار
گرسنگان تا سال 1394 همكاري كنند ولي آمارها نشان مي دهد فقط سالانه
2,1 ميليون نفر از جمع گرسنگان جهان خارج شده اند در حالي كه اين
شاخص بايد 26 ميليون نفر باشد .
بزرگترين مشكل براي رسيدن به اين هدف , خودداري كشورهاي صنعتي
و پيشرفته از همكاري با برنامه جهاني مبارزه با گرسنگي است كه « ژاك
ديوف » مديركل فائو نيز بر آن تاكيد كرده است .
ديوف عصر جمعه گذشته در مقر فائو در شهر رم پايتخت ايتاليا به
مناسبت روز جهاني غذا گفت : كشورهاي ثروتمند و پيشرفته متعهد شده
بودند 7 دهم درصد از توليد ناخالص داخلي خود را به مبارزه جهاني با فقر
اختصاص دهند كه به اين تعهد عمل نكردند.
وي زندگي صدها ميليون گرسنه در جهان را نگران كننده خواند و افزود :
بايد عدالت بيشتري در اين زمينه برقرار شود در غير اين صورت انبوه
گرسنگان با از دست دادن تحمل خود , واكنش نشان خواهند داد.
ديوف همچنين با انتقاد از ثروت اندوزي نامحدود اظهار داشت : اين
موضوع پذيرفتني نيست برخي افراد ثروتي انبوه داشته باشند كه از توليد
ناخالص ملي چندين كشور در حال توسعه نيز بيشتر است .
از سوي ديگر بايد گفت تمامي برنامه هاي فائو و وعده هاي داده شده
براي كاهش 50 درصدي گرسنگان جهان نافرجام مانده كه اصلي ترين مقصر
اين ناكاميها ژاپن و آمريكا هستند.
ديوف دبيركل فائو چندي پيش در كنفرانسي با موضوع مقابله با گرسنگي
در شهر رم گفته بود , آمريكا و ژاپن دو متهم اصلي در مورد ادامه مشكل
گرسنگي هستند كه با پرداخت سالانه 350 ميليارد دلار به كشاورزان خود ,
سبب كاهش بهاي محصولات كشاورزي در بازارهاي داخلي
مي شوند.
ديوف افزود : اين كمكها , ضمن حذف توان رقابت كشورهاي فقير و در
حال توسعه براي صادرات محصولات كشاورزي خود , به ترك فعاليت از
سوي كشاورزان اين كشورها منجر مي شود.
سياستهاي آمريكا و ژاپن در زمينه كشاورزي ملي , هرساله 50 ميليارد
دلار يعني معادل تمامي كمكهاي تخصيص يافته براي كاهش مشكل گرسنگي
در جهان , به اقتصاد كشورهاي آسيب پذير خسارت وارد مي كند.
اما واقعيت وجود گرسنگي هنگامي تلختر مي شود كه دريابيم هم اكنون
830 ميليون نفر در قاره آفريقا زندگي مي كنند كه تا 45 سال ديگر به دو
ميليارد نفر افزايش خواهد يافت يعني شمار گرسنگان جهان بيش از گذشته
افزايش خواهد يافت . از سوي ديگر تا 15 سال ديگر جمعيت جهان با دو
ميليارد نفر افزايش از مرز هشت ميليارد تن خواهد گذشت كه فقط 50
ميليون نفر از آنان در كشورهاي ثروتمند متولد خواهند شد.
كشورهاي پيشرفته در حالي به تعهدات خود براي مبارزه با فقر عمل
نمي كنند كه با افزايش يك ميليارد و 950 ميليون نفر به جمعيت كشورهاي
فقير و در حال توسعه , تعداد فقيران افزايش خواهد يافت كه با توجه به اين
موضوع مبارزه جدي با فقر يك ضرورت است .
علاوه بر اين موضوع , گرسنه آفريني نيز به يكي از مهمترين عملكردهاي
كشورهاي پيشرفته بويژه آمريكا , انگليس و ايتاليا تبديل شده كه در دو ساله
گذشته با اشغال افغانستان و عراق تقريبا تمامي جمعيت اين دو كشور و
همچنين مردم فلسطين را به جمع گرسنگان جهان اضافه كرده اند.
اين وضعيت , نشانگر تداوم روند شدت يافته برنامه هاي فقيرترسازي
كشورهاي گرسنه از سوي نظام سرمايه داري حاكم بر اقتصاد كلان جهان
است كه از سوي شركتهاي چندمليتي غربي , هدايت و رهبري
مي شود.
شركتهاي چندمليتي كه با گسترش فعاليتهاي خود در كشورهاي فقير , از
منابع طبيعي و نيروي كار ارزان استفاده مي كنند , سودهاي كلاني را به
كشورهاي خود منتقل مي كنند.
اين شركتها كه هيچ محدوديتي را قبول نمي كنند از سوي حكومتهاي
غربي نيز مورد حمايت كامل قرار دارند و در صورتي كه براي فعاليت
اقتصادي آنها كوچكترين مانعي ايجاد شود از اهرم سياسي , نظامي و حتي
كودتا براي تغيير دولت كشورهاي فقير نيز استفاده مي كنند.
با توجه به اين حقايق , اصلي ترين عامل شدت يافتن فقر , دوام سلطه
شركتهاي چندمليتي بر اقتصاد جهان است كه چگونگي حفظ منافع اين
شركتها , در انتخاب دولتهاي كشورهاي ثروتمند و غربي نيز نقش مهمي
دارد.
براين اساس , نابودي فقر , درهم ريختن نظام اقتصادي سرمايه سالار
جهاني را مي طلبد كه نخستين مخالفان آن , شركتهاي چندمليتي و سپس
حكومتهاي غربي هستند.
اكنون بسياري از كارشناسان نظام اقتصادي و تغذيه اي جهان اين باور را
دارند كه مقاومت پنهان و آشكار كشورهاي ثروتمند در برابر اجراي طرح
جهاني ضدگرسنگي , به افزايش شديد فقر در كشورهاي فقير منجر مي شود.
براساس اين اعتقاد , همچنين وجود معضل گرسنگي و فقر در جهان ,
فرصت مغتنمي را به شركتهاي چندمليتي و حكومتهاي برگرفته از آنها
مي دهد تا با كمكهاي اندك روبنايي در قالب برنامه هاي فقرزدايي بي فرجام ,
خود را به عنوان نيكوكار جامعه جهاني معرفي كنند.
اكنون فائو نيز مانند برخي سازمانهاي ديگر بين المللي كه از تاثيرهاي
مخرب قدرت و سياست سرمايه داري دور نيستند در چنبره زياده خواهي
شركتهاي چند مليتي و حمايت دولتهاي غربي از منافع آنها , خود را در
مقابل دلايل عيني و تلخ وجود جمعيت گرسنه و فقير جهان تنها مي بيند.
اين سازمان كه ابزار لازم را براي اجبار كشورهاي ثروتمند به منظور
همكاري با برنامه هاي فقرزدايي ندارد , تنها به برگزاري نشستها اميد بسته كه
تاكنون بي فرجام مانده است .
اصلي ترين پرسش , اين است كه چرا برنامه هاي جهاني ضدگرسنگي و
محو فقر , هميشه با ناكامي مواجه مي شود ولي تدوين مقررات بازرگاني ,
تشكيل سازمان تجارت جهاني و اتحادهاي نظامي و سرمايه اي كه حافظ
سلطه نظام سرمايه داري آمريكا و غرب بر جهان است با موفقيت و در
كوتاه ترين مدت عملي مي شود.
پاسخ اين پرسش را مي توان در افزايش روزافزون سود شركتهاي
چندمليتي و ثروت كشورهايي مانند آمريكا و اعضاي اتحاديه اروپا در كنار
رشد فقر و شمار روزافزون جمعيت گرسنگان دانست زيرا كشورهاي پيشرفته
جهان كه بيشتر آنان استعمارگران كهنه هستند 80 درصد ثروت دنيا را در
اختيار دارند.
از هادي مولوي نيا
خودداري كشورهاي پيشرفته و صنعتي از اجراي تعهدات
خود براي مبارزه با فقر و گرسنگي جهاني , رنج زندگي سخت
850 ميليون گرسنه و صدها ميليون شبه گرسنه در كشورهاي
مختلف را افزايش داده است
اصلي ترين عامل شدت يافتن فقر , دوام سلطه شركتهاي
چندمليتي بر اقتصاد جهان است كه چگونگي حفظ منافع اين
شركتها , در انتخاب دولتهاي كشورهاي ثروتمند و غربي نيز
نقش مهمي دارد

|
|