بسم الله الرحمن الرحيم
سه كشور انگليس , فرانسه و آلمان پس از اجلاس سران 8 كشور صنعتي
ماموريت يافته اند تا ضمن مذاكره با جمهوري اسلامي ايران , توقف كامل و
هميشگي چرخه توليد سوخت اتمي را به مسئولين ايراني تحميل كنند.
اگرچه قبل از برپائي اجلاس « جي ـ 8 » هم اتحاديه اروپا با اتخاذ موضع
وقيحانه اي انتخاب سياست « چماق و هويج » را رسما اعلام كرد , لكن پس از
تشكيل اجلاس مزبور , سعي شده به اين سياست , يك بعد جهاني داده شود
تا ديگر فقط يك طرح اروپائي قلمداد نگردد.
خوبست در موقعيت كنوني , مروري بر روند تحولات گذشته داشته
باشيم تا به اين جمع بندي روشن برسيم كه اتحاديه اروپا تا چه اندازه
بيشرمانه در قبال ما عمل كرده است . انگليس , فرانسه و آلمان ابتدا خود را
« ميانجي بيطرف » معرفي كردند و چنين وانمود ساختند كه گويا در صدد رفع
مشكل هستند ولي واقعيت اين بود كه آنها جمهوري اسلامي ايران را
« وجه المصالحه » قرار دادند و از اين طريق , مسائل و مشكلات خود با
آمريكا را حل و فصل كردند.
دقيقا به همين دليل بود كه هم در اجلاس خرداد ماه و هم در اجلاس
شهريور ماه شوراي حكام , همين سه كشوري كه خود را باصطلاح ميانجي
معرفي مي كردند , پيش نويس قطعنامه ضدايراني را كه آمريكا براي آنها
تدوين كرده بود , ارائه كردند و با يك چرخش 180 درجه اي , دقيقا عليه
جمهوري اسلامي ايران موضع گرفتند.
اين تجربه هاي تلخ به ما نشان داد كه اروپا از خودش استقلال راي و
استقلال عمل ندارد و در واقع نوكر حلقه به گوش آمريكاست و بخاطر حل
مشكلاتش با آمريكا , دقيقا ايران را « وجه المصالحه » قرار داده و از واشنگتن
در جاهاي ديگر امتياز گرفته است . بدين ترتيب چه دليلي دارد كه باز هم به
اين مثلث شوم , فرصت هاي تازه اي براي تامين اهدافشان بدهيم , در حاليكه
دقيقا مي دانيم كه آنها در مسير حل مشكلات خودشان با آمريكا , از اين
فرصتهاي طلائي , نهايت سواستفاده را كرده اند و باز هم خواهند كرد.
اين 3 كشور در چارچوب توافقات تهران و بلژيك , تعهداتي در قبال
ايران داشتند ولي امروزه ديگر از تعهدات آنها كمترين خبري نيست و
تمايلي به يادآوري آن تعهدات هم ندارند. چرا چون بهره هاي مورد انتظار
خود را برده اند و تاكيد بر تعهدات آلمان , انگليس و فرانسه دقيقا به منزله
اثبات فريبكاري آنها خواهد بود.
عقل و منطق ايجاب مي كند كه مسئولين پيگيري پرونده اتمي ايران
صريحا با مردم سخن بگويند و صراحتا اعلام كنند كه اين هر 3 كشور
اروپائي , در صدد فريب دادن جمهوري اسلامي ايران بوده و از حسن نيت
اضافي ما شديدا سواستفاده كرده اند. طبعا جملات تكميلي بايستي شامل
اين نكته باشد كه جمهوري اسلامي ايران اجازه و فرصت نخواهد داد كه از
حسن نيتش بيش از اين سواستفاده شود و مذاكره با هيئت اروپائي را صرفا
در چارچوب فرصتي براي تبيين ديدگاههاي خود ارزيابي مي كند.
امروزه صفحات روزنامه ها و پايگاههاي خبري غرب , مملو از تبليغات
ضدايراني در همين مقوله است كه بايستي به هر قيمت ممكن يا با چماق يا با
هويج ! ايران را به توقف غني سازي اورانيوم و نابودي كامل چرخه توليد
سوخت هسته اي مجبور ساخت . مقامات واشنگتن كه اين روزها اروپا را
« سپر بلاي آمريكا » كرده اند , صراحتا درباره ضرورت نابودي تمامي
تاسيسات و انهدام دستاوردهاي هسته اي ايران سخن بميان آورده اند و
« محروم كردن ايران از فناوري هسته اي » را در دستور كار خود قرار داده و
مي گويند « كشورهاي اروپائي و آمريكا تنها در پي متوقف كردن غني سازي
اورانيوم از سوي ايران بمدت محدودي نيستند بلكه آنها قصد دارند برنامه
غني سازي ايران را كاملا متوقف كنند. »
روزنامه گاردين چاپ انگليس در اين مورد مي گويد : « در توافق
احتمالي , تهران بايد برخي برنامه هاي اتمي را كه به پايان رسانيده , نابود
كند. »
يك نكته ظريف در اين ميان اينست كه ديگر حتي بحث بر سر
جداسازي فعاليتهاي هسته اي به دو دسته صلح آميز و نظامي هم نيست بلكه
اساسا غرب درصدد تحميل اين نكته است كه ايران نبايستي وارد قلمرو
تكنولوژي هسته اي شود و در واقع تكنولوژي اتمي , بايد يك « قلمرو
ممنوعه » براي ايران تلقي گردد.
سئوال جدي در اين ميان آنست كه چرا ما بايستي در موضعي قرار
بگيريم كه مخاطبين ما به خودشان جرئت بيان چنين مطالبي را بدهند حتي
پذيرش ان پي تي هم , با چنين محدوديت ها و محروميت ها و ممنوعيت هائي
ملازم نيست . در واقع غرب نه تنها سعي دارد آنچه را كه از طريق استناد
قوانين و مقررات بين المللي ميسر است , عملي سازد , بلكه حتي بالاتر از آن
هم با اعمال فشار و جوسازي و شانتاژ سياسي ـ تبليغاتي , كشورهاي مستقل
را از ورود به قلمرو تحقيقات اتمي براي هميشه محروم سازد.
حتي پذيرش بحث و مذاكره درباره اين مسائل هم تحقيرآميز است . ما
در مذاكره با مخاطبيني كه درصدد القاي چنين شبهاتي هستند , حتي اگر
موضع متين و منطقي خودمان را هم تكرار كنيم , در واقع حقارت ناشي از
ضرورت بحث در اين باره را پذيرفته ايم و حال آنكه ايران اسلامي در
چارچوب ضوابط ان . پي . تي , حق طبيعي خود مي داند كه در قلمرو علوم و
فناوري صلح آميز هسته اي , به تحقيقات و فعاليت هاي خود ادامه دهد.
اين بدان معني است كه حتي اگر ديگران هم به دلايل سياسي خاص و
دشمني ذاتي با همه كشورهاي اسلامي , نخواهند حق ما را براي انجام
تحقيقات اتمي و داشتن چرخه توليد سوخت اتمي , به رسميت بشناسند ,
اين امر به خودي خود وجود دارد و نكته اي نيست كه چماق يا هويج اروپائي
و آمريكائي بتواند , چيزي را در اين مقوله تغيير دهد.
اصل اعتراف اتحاديه اروپا به انتخاب شيوه چماق و هويج نشان مي دهد
كه آنها پذيرفته اند كه حرفشان منطق ندارد و از روال منطقي نمي توانند اين
حق مسلم جمهوري اسلامي ايران را ناديده بگيرند و يا آنرا از داشتن چنين
حقي محروم كنند.
بحث « اعتمادسازي » نيز در اين مورد , يك مقوله دو طرفه است . اگر
مخاطبين ما اصرار مي ورزند كه بايستي اعتماد آنها جلب شود , بطور همزمان
اعتماد ايران اسلامي نيز بايستي جلب شود و حال آنكه مخاطبين اروپائي ما
هرگز در جهت اعتمادسازي حركت نكرده اند. اين بدان معني است كه
اروپائي ها , يا لااقل سه كشور اروپائي انگليس , آلمان و فرانسه , فريبكارند و
در مذاكره با آنها بايد اصل را بر عدم اعتماد گذاشت .

|