روزنامه جمهوري اسلامي 27/07/1383 صفحه عقيدتي

روزه سپر است
استفتائات
سيماي « زكات » از ديدگاه ائمه اطهار(ع )
كعبه , پرچم اسلام
روزه سپر است


پيامبر خدا(ص ) : بر تو باد به روزه , كه سپري است در برابر آتش و اگر تواني كه در هنگام مرگ شكمت گرسنه باشد , چنين كن .
روزه , سپري در برابر آتش است .
روزه سپر است , به شرط اين كه (شخص ) آن را از هم ندرد.
روزه زكات بدن است
پيامبرخدا(ص ) : هر چيزي زكاتي دارد و زكات بدنها روزه است .
امام كاظم (ع ) : هر چيزي زكاتي دارد و زكات بدن روزه مستحبي است .
پيامبرخدا(ص ) : روزه بگيريد , تا سالم مانيد.
امام علي (ع ) : روزه , يكي از دو تندرستي است .
فضيلت روزه دار
امام علي (ع ) : خواب روزه دار , عبادت است و خاموشي او , تسبيح و دعايش , پذيرفته و عملش , دوچندان . دعاي روزه دار به هنگام افطار از درگاه خدا رد نمي شود.
امام صادق (ع ) : خواب روزه دار عبادت است و سكوتش تسبيح , و عملش پذيرفته , و دعايش , مستجاب .
پيامبرخدا(ص ) : روزه دار گرچه در بستر خويش خفته باشد , تا زماني كه غيبت مسلماني را نكند , در حال عبادت خداست .
خواب روزه دار , عبادت است و نفس كشيدن او , تسبيح .
بهشت را دري است به نام ريان (سيراب ) كه جز روزه داران از آن وارد نشوند. در خبري ديگر آمده است : و چون آخرين نفر آنها وارد شد آن در بسته مي شود.
هيچ روزه داري نيست كه برعده اي در حال غذاخوردن وارد شود , مگر اين كه اندامهايش تسبيح گويند و فرشتگان بر او درود فرستند و درود فرشتگان آمرزش خواهي است .
هر كه روزه او را از خوردن غذايي كه هوس آن را كند باز دارد , برخداست كه وي را از غذاي بهشت سير كند و از شراب بهشتي بنوشاندش .
امام صادق (ع ) : روزه دار را دو شادي است : يك شادي هنگام گشودن روزه اش و شادي ديگر هنگام ديدار با پروردگارش .
هر كه روزه داري را افطاري دهد , اجرش همانند اجر او باشد.
پيامبرخدا(ص ) در هنگام افطار روزه اش , عرض مي كرد : بار خدايا! براي تو روزه گرفتيم و با روزي تو افطار مي كنيم , پس آن را از ما بپذير , تشنگي رفت و رگها شاداب شدو پاداش ماند.

استفتائات


قصد وطن و حكم نماز و روزه (1 )
سئوال : زني كه شوهر مي كند و وطن شوهر غير از وطن اوست , آيا زن مي تواند از وطن اصلي خود اعراض نكند و آن را به عنوان وطن خود نگهدارد
حضرت آيت الله خامنه اي : اشكال ندارد
حضرت آيت الله شيخ جواد تبريزي : اگر احتمال دهد كه در آينده ولو براي ماندن در مدتي از سال به آنجا برگردد اعراض محقق نشده و نمازش در آنجا تمام و روزه اش صحيح است .
حضرت آيت الله سيستاني : مي تواند.
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني : اگر حق سكونت را براي خود قرار نداده و شوهرش اهل شهر ديگر است و او براي زندگي با شوهر به آن شهر رفت , آن شهر عرفا وطن او حساب مي شود و اعراض از وطن سابق محسوب است .
حضرت آيت الله بهجت : مانعي ندارد با شرايط آن .
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : هرگاه قصد داشته باشد براي زندگي مستمر به وطن خود باز گردد و بتواند شوهر را راضي به اين كار كند نمازش در وطن تمام است .
حضرت آيت الله فاضل لنكراني : زن در انتخاب وطن تابع شوهر نيست و در صورتي كه از وطن اصلي خود اعراض نكرده باشد , نماز وي در آنجا تمام و روزه واجب است . (استفتائات س 475 )

سيماي « زكات » از ديدگاه ائمه اطهار(ع )


آخرين قسمت
محمد مهدي فجري
ب ) آثار اخروي
1 ـ زكات ندادن , گناهي كبيره
يكي از مسلمات دين اسلام وجوب پرداخت زكات (طبق شرايطي كه در كتب فقهي ذكر شده است ) و ترك آن از گناهان كبيره محسوب مي شود.
چنانكه حضرت جواد(ع ) به نقل از اجداد كرامش بر كبيره بودن آن به آيات 35 ـ34 سوره توبه استدلال كرده كه خداوند مي فرمايد :
« كساني كه گنج مي اندوزند و طلا و نقره را ذخيره مي كنند و آن را در راه خدا انفاق نمي كنند , پس ايشان را به عذاب دردناكي بشارت ده , روزي كه حرارت داده مي شوند به آن مالها و در آتش جهنم سرخ كرده مي شود پيشاني ها (كه در وقت ديدن فقرا گره زده و روترش مي كردند) و پهلوها و پشت هايشان را داغ مي كنند و به آنها مي گويند كه اين همان مالهايي است كه براي خود ذخيره كرده ايد , پس بچشيد چيزي را كه براي خود اندوخته ايد . » 42
در اين آيه مباركه كه مورد استدلال امام (ع ) نيز قرار گرفته , صريحا ثروت اندوزي و گنجينه سازي اموال را تحريم كرده و به مسلمانان دستور مي دهد كه مقداري از اموال خويش را در راه خدا انفاق كرده و از اندوختن و ذخيره كردن آن به شدت بپرهيزيد كه در غير اين صورت بايد منتظر عذاب دردناكي باشيد.
آنچه از روايات معصومين (ع ) بدست مي آيد آن است كه مراد از « كنز » كه در آيه شريفه آمده است , هر مالي است كه زكات و ساير حقوق واجب آن پرداخت نشده باشند , چنانكه امام رضا(ع ) مي فرمايد :
لما نزلت هذه الايه « والذين يكنزون الذهب و الفضه و لاينفقونها » قال رسول الله (ص ) كل مال يودي زكاته فليس بكنز و ان كان تحت سبعين ارضين و كل مال لايودي زكاته فهو كنز و ان كان فوق الارض 43
(زمانيكه اين آيه شريفه كه مي فرمايد : « و كساني كه گنج مي اندوزند و طلا و نقره ذخيره مي كنند و آنرا در راه خدا انفاق نمي كنند نازل شد رسول خدا « ص » فرمود : هر مالي كه زكاتش پرداخت شده باشد كنز (گنج ) محسوب نمي شود و اگر چه در اعماق زمين باشد , و هر مالي كه زكاتش داده نشده باشد , كنز ناميده مي شود , اگر چه در روي زمين باشد. »
شايد بتوان علت داغ نهادن بر پيشاني و پهلو و پشت كه در آيه به آن تصريح شده است , اشاره به آن ثروتمنداني باشد كه از اداي حق فقرا و مستمندان دوري مي كنند , دربرخورد با آنان , صورت و پيشاني در هم كشيده و از نشستن كنار آنها ابا دارند ووقتي با آنان برخورد مي كنند , پشت به آنها كرده و آنهارا مورد تحقير و بي مهري قرار مي دهند.
2 ) كفر مانعين زكات
اگر چه آيات و روايات , عدم پرداخت زكات را جز گناهان كبيره و موجب فسق دانسته اند , اما بايد دانست كه اين مسئله مربوط به كساني است كه اعتقاد به زكات داشته باشند و بواسطه بخل , از پرداخت آن بپرهيزند , اما اگر نپرداختن زكات به سبب عدم اعتماد به وجوب آن باشد , موجب كفر و خروج از دين مي باشد , چرا كه وجوب زكات همانند نماز از ضروريات دين است و منكر ضروريات دين , كافر بوده و از اسلام خارج مي شود.
امام صادق (ع ) مي فرمايد : من منع قيراطا من الزكاه فليمت ان شا يهوديا او نصرانيا44
« كسي كه به مقدار قيراطي (= يك پنجم گرم ) از زكات را ندهد , پس بايد به دين يهودي يا دين نصارا بميرد. »
و نيز از آن بزرگوار نقل شده كه حضرت قائم (عج ) پس از ظهور مانع الزكات را گردن مي زند 45
رسول گرامي اسلام (ص ) نيز مي فرمايد :
من منع قيراطا من زكاه ماله فليس بمومن و لا بمسلم 46
« هر كه قيراطي از زكات مال خود را نپردازد , نه مومن است و نه مسلمان »
3 ) كيفر كسي كه زكات نپردازد
امام باقر(ع ) مي فرمايد : « كسي كه زكات نپردازد , خداوند در روز قيامت دارايي او را به صورت افعي آتشين و دو كوهانه اي درمي آورد و او را در چنبر آن درآورده و سپس به آن مار گفته مي شود به دورش حلقه بزن , همچنانكه او دردنيا به تو چسبيده بود , اين است سخن خداوند كه مي فرمايد : « سيطوقون مابخلوا » (= بزودي آنچه را در بخشيدنش بخل مي ورزيدند , چون طوقي به گردنشان خواهند آويخت » 47
گنج را از دل برون كن مال را بفكن ز چشم
مال تو مارست در معنا وگنجت اژدها
نكاتي چند در مورد پرداخت زكات 48
الف ) پرداخت زكات واجب شامل همه افراد جامعه نمي شود و فقط به صاحب غلات چهارگانه (گندم , جو , خرما , كشمش ) , دام (شتر , گاو , گوسفند) و درصد معيني از نقدين (طلا و نقره مسكوك ) تعلق مي گيرد.
ب ) پرداخت زكات بايد برخاسته از رضايت قلبي و طيب خاطر باشد كه رسول خدا(ص ) فرمود : « هر كس زكات مال خود را عاشقانه بدهد , در برابر هر دانه گندم و جو... قصري در بهشت دريافت مي كند . » 49
ج ) بايد زكات به امام يا نماينده او يا حاكم اسلامي داده شود و يا با اجازه ايشان مصرف شود و اگر زكات به فقير داده مي شود با كمال احترام به او داده مي شود تا او از گرفتن آن احساس حقارت نكند.
امام صادق (ع ) از يكي از يارانش پرسيد : زكات مال خود را چه مي كني گفت : فقرا به نزد من مي آيند , من به آنها پرداخت مي كنم , امام (ع ) فرمود : « اين كار تو سبب ذلت فقراست و هر كس دوست خدا را ذليل كند , گويا در كمين جنگ با او نشسته است . » 50
آري اسلام به اندازه براي عزت و آبروي انسان مومن احترام قائل است كه به زكات دهنده اجازه مي دهد اكر مستحق از كلمه « زكات » رنج مي برد پول را به او بدهد , به او نگوييد اين زكات است و مومن و فقيز را ذليل نكند51.
امام خميني (ره ) در تحريرالوسيله مي فرمايد : اگر شخصي از گرفتن زكات شرمنده مي شود مستحب است هنگام پرداخت , در قلب نيت زكات كنيد , ولي در عمل آن را به عنوان هديه قلمداد نمائيد . 52
د) از آنجايي كه زكات يكي از واجبات مي باشد بايد نيت پرداخت آن به قصد قربت باشد.
هـ) سفارش اكيد اسلام بر اين است كه زكات سريع بدست مستحقين برسد , چرا كه سرعت در پرداخت زكات عشق و علاقه فرد را به انجام تكاليف الهي نشان مي دهد , و در نتيجه آبروي فقير بواسطه سوال و درخواست از ديگران نمي ريزد , و راه را بر روي وسوسه هاي شيطان و افراد بخيل و پيش آمد حوادثي كه ممكن است مانع پرداخت زكات شود , مي بندد. رسول خدا(ص ) به علي (ع ) فرمود : ان من اخلاق المومنين يا علي المسارعون الي الزكاه 53 « از اخلاق مومنين سرعت در پرداخت زكات است »
و) اسلام تاكيد بسياري بر اين مطلب دارد كه زكات از مال مرغوب و اجناس دلپسند باشد.
قرآن با اشاره بر اين مطلب مي فرمايد : « اي اهل ايمان ! از اجناس دلپسندي كه به دست آورده ايد و يا ما براي شما از زمين خارج ساخته ايم (محصولات زراعي ) انفاق كنيد و به سراغ قسمتهاي ناپاك (اموال بي ارزش و غير قابل مصرف ) نرويد تا از آن انفاق كنيد , در حاليكه خود شما حاضر نيستيد آنها را بپذيريد , مگر از روي اغماض و كراهت , و بدانيد خداوند بي نياز (از انفاق شما) و شايسته ستايش است . » 54
و در روايتي از امام صادق (ع ) مي خوانيم : « در زمان رسول خدا(ص ) گروهي از بدترين نوع خرما را به فقرا مي دادند و قرآن با جمله « و لاتيمموا الخبيث منه » (يعني اموال بي ارزش و غير قابل استفاده را انفاق نكنيد. » آنان را از اين عمل بازداشت . » 55
ز) در احاديث فراواني والدين و بستگان نيازمندان 56 « در درجه اول » طرفداران مكتب اهل بيت (ع )57 فقراي مومن و با تقوا , 58 آبرومنداني كه از درخواست كمك از ديگران خجالت مي كشند , 59 كساني كه قبلا ثروتمند بوده اند و الان فقير شده اند 60 و ... را در اولويت گرفتن زكات معرفي مي كند .
ح ) با وجود اينكه گرفتن زكات از جمله وظايف حكومت اسلامي است ولي اگر دولت در زمينه جمع اوري آن اقدام نكند , اغنيا همچنان بايد تعهد خويش را ادا كرده و آن را بپردازند , چرا كه پرداختن زكات غير از آثار فردي و اجتماعي , يك واجب الهي (همانند نماز و روزه ) و نشانه سپاسگزاري از خداوند است .
نتيجه سخن آنكه :
اولا : هر چه در اختيار انسان است و مايه پيشرفت مادي او در دنيا به حساب مي آيد , همه داده هاي خداوند است « و مابكم من نعمه فمن الله » 61
(هر نعمتي كه شما بندگان داريد , همه از خداست )
وانسان وظيفه بهره برداري صحيح از آنها را دارد , و در صورتي مي تواند شرط بندگي را عمل كند كه تكاليف الهي و از جمله آنها زكات را پياده سازد.
ثانيا : از كلمه زكات معناي « رشد و پاكيزگي » به دست مي آيد , پس نبايد خيال كرد كه پرداخت قسمتي از اموال يا درآمد , كاهش آنها را در پي دارد , بلكه حقيقت امر , افزايش كمي يا كيفي سرمايه هاي انسان است , چه بصورت مستقيم و چه غير مستقيم (با جلوگيري از آفات و بلايا)
ثالثا : فراموش نكنيم كه اگر توفيقي در فعاليتهاي كشاورزي و اقتصادي به دست آمده (مثلا خود كفائي گندم كه امسال مطرح مي باشد) در پرتو عمل به وظايف شرعي و ايمان و توكل مومنانه است , نه فقط بخاطر ابزار پيشرفته يا بارش باران كافي و امثال آن , و كيست كه نداند باران را بايد خدا بفرستد و ابزار و اسباب را او فراهم نمايد!

پاورقي :
42 ـ اصول كافي ج 2 ص 287
43 ـ وسائل الشيعه ج 9 ص 30
44 ـ همان ص 33
45 ـ همان
46 ـ من لايحضره الفقيه ج 2 ص 12
47 ـ بحارالانوار ج 96 ص 8
48 ـ بعضي از اين امور , واجب و برخي مستحب است
49 ـ جامع الاحاديث ج 9 ص 32
50 ـ همان ص 351
51 ـ من لايحضره الفقيه ج 2 ص 13
52 ـ تحريرالوسيله ج 1 ص 391
53 ـ بحارالانوار ج 80 ص 207 بيروت
54 ـ بقره , 267
55 ـ جامع الاحاديث ج 9 ص 184
56 ـ ميزان الحكمه ج 5 ص
57 ـ جامع الاحاديث ج 9 ص 277
58 ـ همان
59 ـ بقره , 273
60 ـ محجه البيضا ج 2 ص 91
61 ـ نحل , 53
هرچه در اختيار انسان است و مايه پيشرفت مادي او در دنيا به حساب مي آيد , همه داده هاي خداوند است و انسان وظيفه بهره برداري صحيح از آنها را دارد , و درصورتي مي تواند شرط بندگي را عمل كند كه به تكاليف الهي و از جمله آنها « زكات » پايبند باشد.
با وجود اين كه گرفتن زكات از جمله وظايف حكومت اسلامي است , ولي اگر دولت در زمينه جمع آوري آن اقدام نكند , اغنيا همچنان بايد تعهد خويش را ادا كرده و آن را بپردازند , چرا كه پرداختن زكات غير از آثار فردي و اجتماعي , يك « واجب الهي » مانند نماز و روزه و نشانه سپاسگذاري از خداوند است .
پرداخت زكات بايد برخاسته از رضايت قلبي و طيب خاطر باشد. همچنين زكات بايد از مال مرغوب و اجناس دلپسند باشد , چنان كه قرآن كريم به صراحت مي فرمايد : اي اهل ايمان , از اجناس دلپسندي كه به دست آورده ايد و يا ما براي شما از زمين خارج ساخته ايم (محصولات زراعي ) انفاق كنيد و به سراغ قسمت هاي ناپاك (اموال بي ارزش و غيرقابل مصرف ) نرويد تا از آن انفاق كنيد. درحالي كه خود شما حاضر نيستيد آنها را بپذيريد , مگر از روي اغماض و كراهت .

كعبه , پرچم اسلام


دكتر جواد سعيد تهراني
قسمت دوم
كعبه جلوه اي از عرش خدا
در اخبار اسلامي آمده است كه كعبه در روي زمين تنزل عرش الهي و محاذي بيت معمور در آسمان است , همانطور كه فرشتگاه الهي در بيت معمور و عرش الهي سرگرم طواف و تسبيح و تقديس خداوند سبحانند , انسان ها در روي زمين همان كار فرشتگان را بر گرد كعبه انجام مي دهند , بعبارت ديگر انسان در طبيعت مادي خود همان كار فرشتگان را انجام مي دهد و اگر انسان دل و جان خود را مصفا نمايد ارزش كارش همسنگ فرشتگان بوده و با آنان پرواز خواهد نمود.
حركات نمادين
مجموعه اعمال حج را ميتوان يك دوره كامل معارف اسلامي تلقي نمود , زائر خانه خدا بعنوان يك تكليف شرعي وظيفه دارد در يك كلاس فشرده و يا يك كارگاه آموزشي شركت نموده واسلام را با انجام حركاتي نمادين فرا گيرد.
حج تولدي جديد است و سپس مرگ , امامرگي انتخابي « موتواقبل ان تموتوا » (بميريد پيش از آنكه شما را بميرانند). و آنگاه نمايشي از جهاني ديگر و گوشه هائي از عالم پس از مرگ و تنبه و توبه و سپس تجديد عهدي با خدا و ادامه زندگي با محوريت خداي سبحان و رعايت تقواي الهي , هر حركت نمادين ردپاي يكي از شخصيتهاي بزرگ تاريخ را بياد مي آورد.
از حضرت آدم وحوا كه بر اثر غفلت و ترك اولي ناچار به زندگي در روي زمين شدند , تا هاجر , اين كنيز سياه كه بعنوان مادري نمونه و سراپا ايثار و فداكاري , فرزندش اسماعيل را در بيابان غيرقابل كشت پرورش داد و حضرت ابراهيم واسماعيل كه بااراده و امر خداوند سبحان كعبه را بنانمودند و داستان ذبح اسماعيل بدست پدر كه بپاس اطاعت بي چون و چراي اين دو بنده صالح و اين پدر و فرزند , خداوند سنت قرباني را در مراسم حج تشريع نمود و ادا احترام به مقام ابراهيم و هاجر را جزئي از برنامه سازنده حج قرار داد و لذا اگر گفته شود كه خداوند هرچه اراده كرد كه بانسانها بياموزد تا خداگونه شود يكجا در حج فراهم آورد سخن گزافي نيست , انسان با انجام اعمال حج سيرتكاملي بسوي الله را مي پيمايد و با گذران يك كلاس فشرده عرفاني ره صدساله را طي مي نمايد.
عظمت ـ دقت ـ سادگي
از نكات بسيار قابل توجه در اعمال حج اينست كه همه انسانها قادر بانجام اعمال حج مي باشند , كوچك و بزرگ عالم و جاهل , عارف و عامي همه از مزاياي حج بهره مند مي شوند و سر آن را خداي حكيم در چگونگي اجراي اعمال حج قرار داده است , حج با نيت و سپس حركت آغاز مي شود ودر حين حركت , دل ها ارتباط خود را با خداي سبحان برقرار مي نمايند , در هر مرحله از اعمال حج كه زائر از لحاظ فيزيكي قادر بانجام حركتي نباشد كمك مي گيرد , اما در برقراري ارتباط باخدا و دريافت بهره هاي معنوي زائر بايد خود تلاش كند و لذا هيچ زائري از بهره هاي حج محروم نيست اما دريافت همه زائران هم يكسان نيست و هركس بقدر معرفت خود بهره مي برد.
بنابر اين اعمال حج كه عظيم ترين برنامه تكامل انسان است و محتواي آن دقيق ترين راه رسيدن به كمال مطلوب مي باشد از چنان سادگي برخوردار است كه هيچكس از فيوضات آن بي بهره نخواهد بود و شما مي بينيد كه حتي ضعيف ترين انسانها با حمايت راهنما از عهده اين اعمال بزرگ بر مي آيند.
تجليل از سرباز گمنام
يكي از درسهاي حج اينست كه هرگز فداكاريها و ايثارهاي خالصانه در طبيعت گم نمي شود , عمل نيك هرگاه براي خدا باشد درنظام آفرينش ثبت مي شود و در جاي خودش اثر انعكاسي خواهد داشت . در تاريخ زندگي انسان نيكان و صالحان فراوان بوده اند كه خدمات اجتماعي خداپسندانه اي انجام داده اند و روزي ثمره كارهاي نيك را خواهند ديد اما خداوند حكيم براي آنكه جهانيان بدانند كارهاي بزرگ و خالص چگونه حفظ مي شود. از بين انسانهاي پاك سرشت و ايثارگر تاريخ , تعدادي را بعنوان سرباز گمنام انتخاب نموده و بمنظور تجليل از آنان , تقليد از جانفشانهاي آن بزرگواران را جزو شريعت قرار داده است كه مناسك ناميده مي شود.
وقتي زائرخانه خدا قسمتي از مسير صفا تامروه را هروله كنان مي پيمايد يعني از شخصيت هاجر تجليل مي نمايد , بانوئي كه براي نجات فرزندش از اين كوه به آن كوه در جستجوي آب بود كه اگرچه اين تلاش خالصانه و ايثارگرانه به نوميدي ختم شد و هاجر با دست خالي و دلي شكسته بسوي فرزند برگشت اما خداي سبحان كه ناظر بر اين حركت زيباي انساني بود پاداش اين فداكاري را از مسيري ديگر و از تلاشي كه اسماعيل با پاهاي كوچكش شن ها را جابجا مي كرد , بصورت ظهور زمزم به هاجر داد و امروز مي بينيم كه تمامي حج به خاطره هاجر گره خورده است .
سادگي در حريم كبريائي
زائرخانه خدا ميهماني است كه به دعوت خداي سبحان براي پاك شدن و به پاكان پيوستن بسرزمين مكه آمده است , طبيعي است كه بايد آمادگي لازم را جهت شركت در ضيافت الهي كسب كند , انساني كه در زندگي روزمره تحت تاثير جاذبه هاي ثروت ـ مقام ـ شهوات جنسي ـ موقعيت هاي اجتماعي قدرت طلبي از مسيرالهي انحرافهائي دارد چگونه مي تواند با اين زمينه هاي ناهماهنگ در ميهماني پاكان و فرشتگان شركت كند.
ضرورت خانه تكاني دل و فكر و انديشه از همين جا احساس مي شود و اولين قدم , خارج نمودن لباس هاي تشخص و آثار برتري جوئي از بدن و پوشيدن لباس بي نام و نشان است تا انسان احساس كند كه ديگران با او هيچ فرقي ندارند , درعين حال اين حالت يادآور روزيست كه همه انسانها سر از خاك برمي دارند و در پيشگاه عدل الهي پاسخگوي اعمال و رفتار خود در زندگي دنيوي مي باشند. اين تغيير لباس براي انسانهاي مغرور كار ساده اي نيست اما شرط اول شركت در مراسم حج , زدودن همه تشخصها است اين تغيير لباس از هرجائي مقدور نيست , ادب اقتضا مي كند در خارج از حرم و حريم الهي انجام شود و نميتواند بدون هدف هم انجام شود , بايد انسان تصميم خود را جهت شركت در ضيافت الهي اعلام نمايد. از اين به بعد زائر خانه خدا وارد مرحله جديدي ميشود بطوريكه بعضي از فعاليتهاي روزمره كه عمري با آن عادت كرده بود براي او حرام مي گردد و لذا به او محرم مي گويند. بسيار طبيعي است بنظر مي آيد انساني كه اجازه شرفيابي به حريم الهي را پيدا كرده بايد همچون فرشتگان درحال تسبيح و تقديس و مناجات باشد كه هرچه غير از اين باشد در برقراري ارتباط عاشقانه با معبود اخلال ايجاد خواهد كرد.
مطاف ـ اقيانوسي كه به ابديت پيوسته است
اكنون زائر آماده ورود به مطاف است با آگاهي و براي دستيابي به قرب الهي از كنار حجرالاسود كه بمنزله دست خدا در زمين از آن ياد شده حركت چرخشي خود را برگرد كعبه آغاز مي كند همچون شبنمي بدريا مي پيوندد همچون قطره اي در اقيانوس ابديت محو مي شود , در اين گرداب انسانها هيچ احساس از هويت خويش ندارد هرچه نگاه مي كند جز درياي انسانها چيز ديگري نيست , خداي ابراهيم و خداي هاجر چه مناظر بديعي طراحي كرده است , هزاران انسان واله و شيدا همه يكرنگ , همه يكزبان و يكدل , همه سرود عشق سرميدهند و هم آواز و هماهنگ با عرشيان نواي سبوح قدوس را زمرمه مي كنند , اينجا هيچيك از مظاهر طبقاتي بودن رنگ ندارد و همه انسانها در كمال سادگي و يكرنگي 2 در اقيانوس مهر و محبت شنا مي نمايند . در اينجا زائران فقط خدا را حمد و سپاس مي گويند و تنها از او ياري مي طلبند , تنها مخاطب همه انسانها خداست . انسان در طواف جزئي از نظام آفرينش مي شود و در منظومه قرار مي گيرد و بسرعت واردمدار خود مي شود , ديگر به اختيار خود نيست . انبوه جمعيت او را بسوي مقصود مي برد.
انسان عاشق حين طواف تحت تاثير جاذبه خورشيد محبت الهي از خود اراده اي ندارد و بي اختيار در قلمرو جاذبه ملكوتي حركت مي كند , ميهمان خانه خدا را لحظه اي كه خود را به رودخانه عظيم انسانها متصل مي كند احساس مي كند در توده هاي عظيم مردمي حل شده است , آري در مردم حل مي شود اما براي خدا و در جهت خشنودي خدا هرگاه نظاره گري از بيرون بنگرد فرد يا افراد را نمي بيند او جرياني مي بيند كه كعبه را چون نگيني دربر گرفته است . درك اين حالت بسيار پرمعنا است زيرا بودن در عين نامحسوس , خالي كردن ذهن از دنيا و فقط بخدا انديشه كردن يكي از اهداف بزرگ طواف است . اين حركت نمايشي كه طراح آن خالق جهان هستي است براي انسانها مي تواند منشا آثار روحي بسيار ارزشمند باشد.
جلوه برمن مفروش اي ملك الحاج كه تو
خانه مي بيني و من خانه خدا مي بينم
آثار بندگي در حج
يكي از نيازهاي طبيعي انسان , راز و نياز با معبود است . اين عمل براساس معارف اسلامي درهر نقطه اي از زمين و در هر لحظه اي از زمان مي تواند اتفاق افتد. بنابراين زمان و مكان خاصي براي ارتباط با خدا وجود ندارد. اما همه زمانها و زمين ها از لحاظ اعتباري ارزش يكسان ندارد و لذا عاشقان خداوند دوست دارند هزاران كيلومتر را پشت سر بگذارند كه خود را به اقيانوس آرام انسانها بسپرند تا بدور از همه تبعيض ها و در كمال يكرنگي , خداي را ستايش كنند.
انسان در طواف فارغ از همه مسائل زندگي است , به هيچ چيز جز خدا نمي انديشد و هيچ موثري را جز خدا نمي شناسد و از احدي جز خدا در زندگي مدد نمي خواهد , اين حالت زيباي معنوي خازنهاي روح انسان را شارژ نموده و انرژي مي بخشد , بطوريكه مسلمانان هر بار كه موفق به زيارت خانه خدا مي شوند احساس مي كنند , قدرت ايماني نيرومندي كسب كرده اند و با اميد و توكل به خداوند به شهر و ديار خود باز مي گردندو زندگي را با اعتماد و توكل به الله ادامه ميدهند.
آثار اجتماعي
زائران خانه خدا هنگام طواف و مناجات با خالق يكتا از كنار اسوه هاي فضيلت و ايثار مي گذرند و نسبت به همه آنان ادا احترام مي كنند , دهها سفير الهي كه در راه نجات انسانها از شرك و بت پرستي و هدايت آنان بسوي الله مبارزه كرده و جان باخته اند در اينجا آرميده اند.
حضرت ابراهيم خليل الله قهرمان توحيد و مبارزه با شرك و ظلم و حضرت اسماعيل تجسم تسليم در برابر فرمان خدا و هاجر اين بانوي نمونه , مظهر عاطفه و عشق مادري .
زائر خانه خدا در حين طواف اين همه عظمتها را در ذهن خود مجسم مي كند و ضمن سپاس نسبت به ارواح بزرگ و مقدس آن قهرمانان , مقام و منزلت خانواده و همسر و نقش آنان را در مسير كمال مطلوب انسانها تعظيم مي نمايد.
آثار اخلاقي
اگر بپذيريم كه منشا همه گرفتاريهاي بشر , روحيه استكباري و غرور مي باشد , طواف خانه خدا درست نقطه مقابل آنست . زائر خانه خدا كه قدم به مطاف مي گذارد با ذكرالله اكبر پشت پا به همه مظاهر استكباري مي زند , او بدريا پيوسته و خودش مطرح نيست هرچه هست جمع است , درياي انساني كه گرد معشوق نرد عشق مي بازد , همه نشانه هاي منيت , رنگباخته و آنچه نمود دارد , خضوع و خشوع و اظهار ناتواني بدرگاه خالق يكتا است و آنچه درخواست مي شود قرب الهي , توفيق خدمت و حسن عاقبت است يعني چيزي كه شايسته انسانهاي آرمانخواه است .
پاورقي :
1 ـ در روايت آمده است كه در آسمان چهارم برابر كعبه در زمين محل طواف فرشتگانست و بيت معمور نام دارد.
2 ـ ايمان , رنگ الهي است و چه رنگي از رنگ الهي زيباتر است (سوره بقره آيه 138 )
مجموعه اعمال حج را مي توان يك دوره كامل معارف اسلام تلقي نمود. زائر خانه خدا به عنوان يك تكليف شرعي وظيفه دارد در يك كلاس فشرده و يا يك كارگاه آموزشي شركت نموده و « اسلام » را با انجام حركات نمادين فراگيرد.
اعمال حج كه عظيم ترين برنامه تكامل انسان است و محتواي آن دقيق ترين راه رسيدن به كمال مطلوب مي باشد , به گونه اي تنظيم شده است كه هيچ كس از فيوضات آن بي بهره نخواهد بود و همه اقشار مردم از آن بهره مند مي گردند.