امام صادق (ع ) : خداي تبارك و تعالي مي فرمايد : روزه از من است و پاداش
آن را من مي دهم .
رسول خدا(ص ) : خداي تبارك و تعالي فرمود : هركاري كه فرزند آدم
مي كند , از آن اوست مگر روزه كه از من است و پاداش آن را من مي دهم .
حكمت وجوب روزه
امام صادق (ع ) : علت روزه گرفتن آن است كه به سبب آن توانگر و
تهيدست برابر شوند , زيرا توانگر رنج گرسنگي را نمي داند , تا به تهيدست
رحم كند , چرا كه توانگر هرگاه چيزي بخواهد مي تواند آن را فراهم آورد. لذا
خداي عزوجل خواست تا ميان آفريدگانش برابري (و همدردي ) ايجاد كند و
رنج گرسنگي و سختي را به توانگر بچشاند , تا بر ناتوان دل بسوزاند و به
گرسنه رحم كند.
امام رضا(ع ) در بيان علت وجوب روزه , مي فرمايد : تا مردم رنج گرسنگي و
تشنگي را بچشند و به نيازمندي خود در آخرت پي برند و روزه دار بر اثر
گرسنگي و تشنگي كه به او مي رسد , خاشع و ذليل و فروتن و ماجور و طالب
رضا و ثواب خدا و عارف و صابر باشد و بدين سبب مستوجب ثواب شود.
به علاوه آن كه روزه موجب خودداري از شهوات است , نيز تا روزه در
دنياپندگوي آنان باشد و ايشان را در راه انجام تكاليفشان رام ورزيده كند و
راهنماي آنان باشد , در رسيدن به اجر و به اندازه سختي تشنگي و گرسنگي
كه نيازمندان و مستمندان در دنيامي چشند , پي ببرند و در نتيجه , حقوقي را
كه خداوند در داراييهايشان واجب فرموده است , به ايشان بپردازند.
فاطمه زهرا(س ); خداوند روزه را براي استواري اخلاص , واجب
فرمود.
امام عسكري (ع ) در پاسخ به پرسش از علت واجب شدن روزه , فرمود : تا
توانگر درد گرسنگي را بچشد و در نتيجه , به نيازمند كمك كند.
امام حسين (ع ) نيز درهمين باره , فرمود : تا توانگر رنج گرسنگي را بچشد و
در نتيجه , به مستمندان رسيدگي و بخشش كند.
امام باقر(ع ) : روزه و حج , آرامبخش دلهاست .
پيامبرخدا(ص ) : بر شما باد به روزه گرفتن كه آن رگها را مي برد (شهوت را
كم مي كند) و سرمستي را مي برد.
روزه روده را باريك مي كند , گوشت را مي ريزد و از گرماي سوزان دوزخ
دور مي گرداند.
امام علي (ع ) : خداوند... روزه را براي آزمودن اخلاص بندگان , واجب
كرد.
خداوند بندگان مومن خود را به وسيله نمازها و زكاتها و جديت در
روزه داري روزها واجب (رمضان ) براي آرام كردن اعضا و جوارح آنان و
خشوع ديدگانشان و فروتني جانهايشان و خضوع دلهايشان , حفظ مي كند.

|
نيت روزه
|
سوال : كسي كه بدون نيت روزه , پيش از اذان صبح خوابيده است , حكم روزه او چيست
حضرت امام (ره ) : كسي كه پيش از اذان صبح بدون نيت روزه خوابيده
است , اگر پيش از ظهر بيدار شود و نيت كند , روزه او صحيح است , چه روزه
واجب باشد چه مستحب , و اگر بعد از ظهر بيدار شود , نمي تواند نيت روزه
واجب نمايد.
حضرت آيت الله ميرزا جواد تبريزي : كسي كه پيش از اذان صبح در غير
روزه ماه رمضان بدون نيت روزه خوابيده است , اگر پيش از ظهر بيدار شود
و نيت كند روزه او صحيح است , چه روزه واجب باشد چه مستحب و اگر
بعد از ظهر بيدار شود , نمي تواند نيت روزه واجب نمايد. و اما در ماه رمضان
اگر بي نيت خوابيده باشد اگر چه پيش از ظهر بيدار شود ونيت كند , صحت
روزه اش محل اشكال است و لازم است آن روز را امساك كرده , بعد قضا
نمايد.
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني : اگر پيش از ظهر بيدار شود و نيت
كند , روزه او صحيح است , چه روزه او واجب باشد چه مستحب و اگر بعد از
ظهر بيدار شود , نمي تواند نيت روزه واجب نمايد ولي در واجب مضيق مثل
روزه ماه رمضان احتياط واجب آن است كه رجاا نيت روزه بنمايد و آن را
تمام كند و بعد هم قضاي آن را بجا آورد.
حضرت آيت الله بهجت : كسي كه پيش از اذان صبح در غيره روزه معين
واجب , مثل روزه ماه مبارك رمضان , بدون نيت روزه خوابيده است , اگر
پيش از ظهر بيدار شود و در حال اختيار نيت كند , روزه او صحيح است چه
روزه او واجب باشد چه مستحب و اگر بعد از ظهر بيدار شود , نمي تواند نيت
روزه واجب كند.
حضرت آيت الله سيستاني : كسي كه پيش از اذان صبح در روزه ماه
رمضان و همچنين در روزه واجبي كه زمانش معين است بدون نيت روزه
خوابيده است , اگر پيش از ظهر بيدار شود و نيت كند , روزه او صحيح است
واگر بعد از ظهر بيدار شود , بايد بنا بر احتياط بقيه روز را به قصد قربت
مطلقه امساك كند و روزه آن روز را نيز قضا نمايد.

|
كعبه , پرچم اسلام
|

دكتر جواد سعيد تهراني
مقدمه
هر ساله در ايام حج ميليونها نفر مسلمان از سراسر جهان اسلام ,
مشتاقانه و عارفانه به سوي كعبه دلها , حرم امن الهي سرازير مي شوند تا
خود را به اقيانوس رحمت الهي برسانند و از شميم لطف و عنايت
خداوندي بهره مند شوند.
خانه خدا يادگار آن پيامبر بزرگ , بنيانگذار مذهب توحيدي , ابراهيم
بت شكن وآن خليل خداوند سبحان است كه هزاران سال قبل در سرزمين
مكه به قصد عبادت پروردگار بنا شد. خداوند مهربان , اين عمل خالصانه
رااز حضرت ابراهيم پذيرفت و بيت الله ناميد و به خودنسبت داد و زيارت
آن را حقي از خداوند بر گردن مردم و كساني كه توانايي سفر به سوي آن را
داشته باشند قرار داد (سوره آل عمران آيه 97 ) و دعاي آن عارف فرزانه را
پذيرفت كه درخواست كرد « پروردگارا ما را فرمانبردار خود گردان و از ذريه
ما امت فرمانبردار پديدآور و مناسك ما را به ما بنما. و از ما درگذر كه تويي
توبه پذير مهربان . پروردگارا از بين مردم پيامبري برانگيز تا آيات تو را برآنان
بخواند و به آنان كتاب آسماني و حكمت بياموزد و پاكدلشان سازد كه تو
پيروزمند فرزانه اي (بقره ـ آيات 128 ـ 129 ) امام علي (ع ) كعبه را پرچم و
علم اسلام معرفي مي كند , (جعله للاسلام علما) همان طور كه هر كشور و
ملتي نماد استقلال و عظمتش در پرچم آن خلاصه مي شود , نماد اقتدار
اسلام كعبه است .
امام صادق (ع ) مي فرمايد : « لايزال الدين قائما ما قامت الكعبه » تا زماني
كه كعبه برپااست دين هم سرپا خواهد بود و لذا تاكيد شده تا همه ساله
زيارت خانه خدا با عظمت برگزار شود وپيشوايان اسلام بايد به اين مهم
عنايت ويژه داشته باشند تا تسهيلات لازم جهت مشتاقان زيارت خانه خدا
فراهم گردد.
زيارت خانه خدا به منزله تولدي ديگر وتجديد عهدي با خداي سبحان
است . زائر خانه خدا چنانچه تشريفات كمي و كيفي اين زيارت را كامل
انجام دهد , همانند روز اول تولد و ورود به صحنه زندگي دنيا پاك خواهد
شد.
مناسك حج مفهوم زيباي « ازاويي » و « به سوي اويي » يعني « انالله و
انااليه راجعون » را به بهترين شكل ممكن در مراحل مختلف و در جاي جاي
حرم امن الهي براي انسان ترسيم مي نمايد , ميقات , مطاف , عرفات , مشعر و
منا اوج اين زيباييها هستند.
خداوند منان با طراحي بديع مراسم حج , به بشر اين فرصت را مي دهد
كه اگر بتواند هر سال به زيارت كعبه مشرف شود و همگان با گردش كائنات ,
پادر اقيانوس مطاف بگذارد و فارغ از همه وابستگيها و همراه با عرشيان و
قدوسيان به تسبيح و تهليل خالق مهربان بپردازد.
مناسك حج با همه مقدمات ومستحبات و با توجه به اسرار و مفاهيم آن
يك دوره كامل اسلام شناسي است كه كلاس درس , خانه خدا و معلم ,
خداوند سبحان و ناظم كلاس , حضرت ابراهيم خليل الرحمن و دانشجويان
آن پيروان مكتب اسلام از آدم تا خاتم مي باشد.
مواد درسي , چگونگي مراحل پاك ماندن و كسب معرفت و سپس به
سوي او صعود كردن و در نهايت جلب رضايت الهي از مسير خدمت به مردم
واداي تكليف است . از درگاه ايزد منان براي همه زايران بيت الله الحرام
آرزوي قبولي طاعات و براي همه زائران بيت الله الحرام آرزوي قبولي
طاعات و براي همه مشتاقان اين سفر ملكوتي موفقيت مسالت مي نماييم .
كعبه اولين و پرمحتواترين كانون فرهنگي جهان
هزاران سال پيش , زماني كه انسانهاي اوليه از طريق شكار حيوانات و يا
كشاورزي زندگي مي كردند و از هر نوع امكانات و فعاليتهاي فرهنگي بي بهره
بودند خداوند به دست حضرت ابراهيم و فرزندش حضرت اسماعيل (ع )
اولين كانون فرهنگي را در سرزمين مكه بنا نهاد(آل عمران آيه
96 )
آنچه بيش از همه جلب توجه مي كند اين است كه خداوند كريم براي
اين مركز فرهنگي , سه شاخصه مهم و مرتبط با جايگاه كعبه بيان مي فرمايد ,
از اولين شاخصه به عنوان يك مركز مبارك و با بركت نام مي برد زيرا چنين
مقرر شده كه فيض آن در طي هزاران سال و تا زندگي در روي زمين جريان
دارد , ميلياردها انسان را بهره مند سازد. شاخصه دوم , هدايت است كه نياز
اساسي بشر براي نيل به كمال مطلوب مي باشد.
سومين شاخصه , جهاني بودن اين جايگاه است . روزگاري هنوز بشر به
آن درجه از رشد و آگاهي نرسيده بود كه بتواند از توليدات علمي و فكري
خود بهره مند شده و به رشد و تعالي برسد. خداوند حكيم كه خالق اين
موجود پيچيده مي باشد , نياز او را در طول زمان و پهنه زمين پيش بيني
مي نمايد و به اين اقدام حضرت ابراهيم جنبه جهاني مي دهد و با عبارت
« هدي للعالمين » منشوراين مركز فرهنگي را امضا مي فرمايد.
دو شاخصه ديگر
خداوند سبحان به پيامبر اسلام مي فرمايد « كعبه را محل رجوع و
ملاقات مردم و حرم امن و پناهگاه براي مردم قرار داديم » (سوره بقره آيه
125 )
در قرآن كريم معمولا همراه با نام حضرت ابراهيم (ع ) نام كعبه و مردم
آمده است , حضرت ابراهيم همه جا با خداوند در مورد مردم صحبت
مي كند. مخاطب او گروه و طايفه خاصي نيست او براي مردم دلسوزي
مي كرد و غم گمراهي آنان را مي خورد و كعبه را براي تجمع مردم و به منظور
هدايت آنان بنا نمود , خداوند هم او را پيشواري مردم قرار داد.(نظر به اينكه
خداوند عالم حضرت ابراهيم را به وسيله كلماتي مورد آزمايش قرار داد و او
از عهده آزمايش الهي برآمد , گفت : همانا من تو را براي مردم پيشوا قرار
مي دهم ) (سوره بقره آيه 124 ) .
انگيزه ها
عشق در زندگي انسانها نقش موتور محركه را دارد , عشق به زندگي شور
و هيجان مي بخشد , عشق عامل وانگيزه حركت است و مي توان گفت دوستي
و محبت اساس زندگي است . هر كجا محبت است , شور و نشاط وجود دارد ,
صفا و صميميت وجود دارد , خدمت و ايثار وجود دارد.
از امام محمد باقر(ع ) نقل شده كه فرمود « الدين هوالحب والحب
هوالدين » دين عين محبت و محبت عين دين است . در مكتب اسلام انسان
بي تفاوت وجود نداردو به عبارت ديگر انسان بي تفاوت نمي تواند نام خود
را مسلمان بگذارد زيرا تصميم گيريهاي او بر اساس دوستيها ودشمنيها است
و مسلمان راهي جز اين ندارد كه دوستان خدا رادوست بدارد واز دشمنان
خدا دوري كند , تولي و تبري در اسلام در همين راستا قابل ارزيابي است .
فرق خداپرست و غيرخداپرست در اين است كه دوستي ها و دشمنيها
در فرد خداپرست رنگ خداي دارد , موحد چيزي را دوست دارد كه خدا
دوست مي دارد.
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشقم برهمه عالم كه همه عالم از اوست
انگيزه زائر خانه خدا
زاير خانه خدا ماهها و شايد سالها برنامه ريزي نموده و از درگاه ايزد
مهربان زيارت بيت الله را مكررا در خواست مي نموده است , در ماه مبارك
رمضان ورد زبانش بوده كه « اللهم ارزقني حج بيتك الحرام في عامي هذا و
في كل عام » و هنگامي كه اطلاع پيدا كرده كه نامش به عنوان زاير خانه خدا
اعلام شده اشك شوق بر گونه هايش سرازير شده است . اين انگيزه بسيار
مقدس و سازنده است زيرا انسان را وادار مي كند تا مقدمات اين سفر بزرگ
الهي را فراهم كند , امور اقتصادي خود را جمع و جور كند , بدهيها را
بپردازد , از همكاران و مخاطبين خود در اجتماع و آشنايان رضايت طلب
كند , از درگاه خداوند درخواست عفو و بخشش كند , به شكرانه اين نعمت
بزرگ با مردم و اقربا و همسايگان خصوصا قشر نيازمند با رافت و محبت
رفتار نمايد.
آيا محبت به تنهايي انسان را بي نياز مي كند
اينكه محبت و دوستي چرخهاي زندگي را به حركت درمي آورد و انسان
را از خمودي وبي تفاوتي و گوشه نشيني نجات مي دهد و سختيهاي زندگي را
قابل تحمل مي كند , ترديدي نيست , اما اگر انسان معرفت و تقواي الهي كسب
نكرده باشد , دوستيها و دشمنيها بر اساس هوي و هوس به وجود مي آيد و
انسان در مسيري انرژي خود را صرف مي كند كه شهوات جنسي ـ
قدرت طلبي و لذت گرايي او ارضا شود :
عشقهايي كزپي رنگي بود عشق نبود عاقبت ننگي بود
چنانچه انسان در ابراز دوستي به خداوند صادق باشد خداوند او را
مورد عنايت قرار مي دهد , در قرآن كريم مي خوانيم « اي پيامبر به مومنين بگو
اگر خدا را دوست داريد از پيامبر خدا پيروي كنيد تا خداوند هم شما را
دوست داشته باشد » (سوره آل عمران آيه 31 )
در مكتب اسلام و در اخلاق اسلامي تلاش مربيان در اين جهت صرف
مي شود تا مسلمانان را به دوستي با خداوند ترغيب نمايند , زيرا خدادوستي
سبب خواهد شد تا مسلمان به كاستي هاي رفتاري خود آگاه شده در صدد
اصلاح آنها و در نهايت جلب دوستي و محبت خداوند برآيد. خداوند كريم
در قرآن مي فرمايد : « در آن مسجد (كه پيامبر بر اساس تقوا بنا نهاد) مرداني
يافت مي شوند كه دوست دارند از آلودگيها پاك شوند و خداوند مردان پاك
نهاد را دوست دارد » (سوره توبه آيه 108 )
اصيل ترين محتبها , محبتي است كه به هرچه اصابت كند سراپا سوز و
گداز مي شود.
هنگامي كه بنده خدا عاشقانه به سوي معبود حركت كند عنايت الهي
شامل حال او شده و مورد محبت خدا قرار مي گيرد « رضي الله عنهم و رضوا
عنه » هم خدا از آنان راضي است و هم آنان از خداوند خشنودند.
زاير خانه خدا با انگيزه الهي و عشق به معبود آماده مي شود تا با قلبي
مالامال از سوز و گداز در كنار بيت الله و در جوار حرم امن الهي به مناجات
با حضرت رب بنشيند و از جداييها و عواملي كه موجب جدايي روح انسان
از عالم ملكوت مي شود به درگاه خداوند شكايت كند و روح تشنه خود را از
معنويت زلال سرمدي سيراب نمايد. طوبي لهم و حسن مآب .
امامت و رهبري در اسلام
يكي از درسهاي بزرگ زيارت خانه خدابررسي جايگاه حضرت ابراهيم
(ع ) در مراسم حج است .وقتي نماز طواف را در پشت مقام ابراهيم
مي خوانيم يعني بزرگداشت امامت و رهبري حضرت ابراهيم كه چنين
حركت بي نظيري را به وجود آورده است و مسلمانان به امر خداوند , اين
حركت نمادين را در جايگاه حضرت ابراهيم به جا مي آوردند « واتخذو من
مقام ابراهيم مصلي » (گفتيم از مقام ابراهيم نمازگاهي بسازيد)(سوره بقره آيه
125 ) و پيام آن اين است كه هر حركتي در جامعه اسلامي بدون هدايت
رهبري وامامت مردود است , و حتي عبادت بدون امامت ره به جايي نخواهد
برد.
كشتي جامعه در حركت به سوي كمال نياز به هدايت دارد , پيامبر اسلام
(ص ) داراي دو منصب نبوت وامامت بود. در منصب نبوت پيام وحي را به
مردم مي رساند اما در منصب امامت جامعه را به سوي رستگاري هدايت
مي نمود. پيام نماز در جايگاه حضرت ابراهيم اين است كه پشت سر امام
ايستاده ايم و با هدايت او حركت مي كنيم . جامعه اي كه امام و رهبر ندارد هر
حركتي كه انجام دهد در سيماي او نور خوشبختي به چشم نمي خورد.
امام حسين (ع ) در سال 60 هجري مراسم حج را نيمه كاره گذاشت و از
مكه بيرون رفت و سرانجام واقعه كربلا رقم خورد. بعضي از دوستان و
نزديكان از ايشان انتقاد مي كردند كه چرا حسين بن علي (ع ) حج را ناتمام
گذاشت . آناني كه نگران ناتمام ماندن عبادت امام حسين بودند هيچ گاه نگران
تنهايي امامشان نبودند و لذا در حالي كه انبوه جمعيت در طواف بود اين
اتفاق افتاد و مفهوم آن اين است كه مردم نمي دانستند اگر كعبه و حرم امن
الهي جايگاه عبادت است همه مشروط به رهبري و امامت مي باشد زيرا
جامعه بي رهبر جامعه رها شده است . امام نماينده خدادر جامعه است كه اگر
پيشاپيش جامعه قرار گيرد حركت جامعه معنا و مفهوم پيدا مي كند , در غير
اينصورت هيچ تضميني براي موفقيت آن نيست .
عبادتي كه عين سياست است
رهبري جامعه اسلامي مسووليت اداره جامعه ورشد و بالندگي آن را به
عهده دارد از يك طرف جنبه معنوي و الهي جامعه را هدايت مي كند و از
طرف ديگر جامعه اسلامي را در مقابل دشمنان اسلام حفظ مي نمايد و در
تعامل بين جوامع مختلف آنچه به خير و صلاح جامعه است روي آن پاي
مي فشرد واستقامت به خرج مي دهد , مردم وفادار به رهبري وامامت همواره
پشت سر رهبري قرار دارند و به خاطر ارتباط معنوي نيرومند كه برخاسته از
عشق و محبت به اسلام است در همه حالات تابع دستورات و رهنمودهاي
رهبري مي باشند : امام و امت هر كدام به پشتيباني ديگري وظيفه پاسداري از
امانت الهي راانجام مي دهند , اين انجام وظيفه ضمن آنكه عبادت تلقي
مي شود عين سياست است زيرا در عرصه جهاني و تعاملات بين المللي ,
هوشياري و تدبير , لازمه رشد و تعالي است .
مديريت كعبه
خداوند سبحان بعد از آنكه اقدام حضرت ابراهيم را در ارتباط با بناي
بيت الله پذيرفت به حضرت ابراهيم و فرزندش اسماعيل (ع ) دستور داد كه
« خانه ام را براي مسافران و مقيمان و نمازگزاران پاكيزه گردانيد » (بقره آيه
125 ) كعبه به عنوان اولين كانون فرهنگي بشر و اولين خانه مردم آنقدر مورد
عنايت خداوند متعال قرار گرفته كه آن را به عنوان « خانه من » مطرح
مي نمايد و نظافت و مديريت آن را به ابراهيم خليل الله و فرزند عزيزش
مي سپرد اين عبارت حضرت حق به مفهوم آن است كه مديريت كعبه بايد در
نسل پيامبران باقي بماند و همواره از لحاظ امكانات و تسهيلات لازم براي
زائران خانه خدا در بهترين شرايط ممكن قرار داشته باشد.
يك برداشت ديگر از اين انتصاب الهي تذكر به مسئوولان جوامع
اسلامي است كه در اداره مساجد دقت نظر بيشتري اعمال نمايند تا محيط
مساجد براي نمازگزاران محيطي جذاب و روحبخش باشد.
كعبه خانه پاك خدا
خانه خدا پاك ترين و خالص ترين نقطه روي زمين است كه دلهاي
مشتاق وعاشق بدان روي مي آورند تا از صفا و طهارت آن براي تطهير دل و
جان سود برند , خانه خدا به خيل عظيم مشتاقان در حال طواف درس پاكي
ودوري از هرگونه شرك و آلودگي مي دهد , از نظر خداوند , بهترين مكان
براي عبادت « بيت الله است » در مسجدي كه از آغاز بر اساس تقوا
پايه گذاري شده است سزاوارتر به پايداري است در آن مسجد كساني هستند
كه دوست دارند پاكيزه شوند و خداوند افراد پاكيزه و پاكنهاد را دوست
مي دارد » (سوره بقره آيه 135 ) .
كعبه جلوه اي از عرش خدا
در اخبار اسلامي آمده است كه كعبه در روي زمين تنزل عرش الهي و
محاذي بيت معمور در آسمان است , همانطور كه فرشتگاه الهي در بيت
معمور و عرش الهي سرگرم طواف و تسبيح و تقديس خداوند سبحانند ,
انسان ها در روي زمين همان كار فرشتگان را بر گرد كعبه انجام مي دهند ,
بعبارت ديگر انسان در طبيعت مادي خود همان كار فرشتگان را انجام مي دهد
و اگر انسان دل و جان خود را مصفا نمايد ارزش كارش همسنگ فرشتگان
بوده و با آنان پرواز خواهد نمود.
حركات نمادين
مجموعه اعمال حج را ميتوان يك دوره كامل معارف اسلامي تلقي
نمود , زائر خانه خدا بعنوان يك تكليف شرعي وظيفه دارد در يك كلاس
فشرده و يا يك كارگاه آموزشي شركت نموده واسلام را با انجام حركاتي
نمادين فرا گيرد.
حج تولدي جديد است و سپس مرگ , امامرگي انتخابي « موتواقبل ان
تموتوا » (بميريد پيش از آنكه شما را بميرانند). و آنگاه نمايشي از جهاني
ديگر و گوشه هائي از عالم پس از مرگ و تنبه و توبه و سپس تجديد عهدي با
خدا و ادامه زندگي با محوريت خداي سبحان و رعايت تقواي الهي , هر
حركت نمادين ردپاي يكي از شخصيتهاي بزرگ تاريخ را بياد مي آورد.
از حضرت آدم وحوا كه بر اثر غفلت و ترك اولي ناچار به زندگي در
روي زمين شدند , تا هاجر , اين كنيز سياه كه بعنوان مادري نمونه و سراپا
ايثار و فداكاري , فرزندش اسماعيل را در بيابان غيرقابل كشت پرورش داد و
حضرت ابراهيم واسماعيل كه بااراده و امر خداوند سبحان كعبه را بنانمودند
و داستان ذبح اسماعيل بدست پدر كه بپاس اطاعت بي چون و چراي اين دو
بنده صالح و اين پدر و فرزند , خداوند سنت قرباني را در مراسم حج تشريع
نمود و ادا احترام به مقام ابراهيم و هاجر را جزئي از برنامه سازنده حج قرار
داد و لذا اگر گفته شود كه خداوند هرچه اراده كرد كه بانسانها بياموزد تا
خداگونه شود يكجا در حج فراهم آورد سخن گزافي نيست , انسان با انجام
اعمال حج سيرتكاملي بسوي الله را مي پيمايد و با گذران يك كلاس فشرده
عرفاني ره صدساله را طي مي نمايد.
عظمت ـ دقت ـ سادگي
از نكات بسيار قابل توجه در اعمال حج اينست كه همه انسانها قادر
بانجام اعمال حج مي باشند , كوچك و بزرگ عالم و جاهل , عارف و عامي
همه از مزاياي حج بهره مند مي شوند و سر آن را خداي حكيم در چگونگي
اجراي اعمال حج قرار داده است , حج با نيت و سپس حركت آغاز مي شود
ودر حين حركت , دل ها ارتباط خود را با خداي سبحان برقرار مي نمايند , در
هر مرحله از اعمال حج كه زائر از لحاظ فيزيكي قادر بانجام حركتي نباشد
كمك مي گيرد , اما در برقراري ارتباط باخدا و دريافت بهره هاي معنوي زائر
بايد خود تلاش كند و لذا هيچ زائري از بهره هاي حج محروم نيست اما
دريافت همه زائران هم يكسان نيست و هركس بقدر معرفت خود بهره مي برد.
بنابر اين اعمال حج كه عظيم ترين برنامه تكامل انسان است و محتواي
آن دقيق ترين راه رسيدن به كمال مطلوب مي باشد از چنان سادگي برخوردار
است كه هيچكس از فيوضات آن بي بهره نخواهد بود و شما مي بينيد كه حتي
ضعيف ترين انسانها با حمايت راهنما از عهده اين اعمال بزرگ بر مي آيند.
تجليل از سرباز گمنام
يكي از درسهاي حج اينست كه هرگز فداكاريها و ايثارهاي خالصانه در
طبيعت گم نمي شود , عمل نيك هرگاه براي خدا باشد درنظام آفرينش ثبت
مي شود و در جاي خودش اثر انعكاسي خواهد داشت . در تاريخ زندگي
انسان نيكان و صالحان فراوان بوده اند كه خدمات اجتماعي خداپسندانه اي
انجام داده اند و روزي ثمره كارهاي نيك را خواهند ديد اما خداوند حكيم
براي آنكه جهانيان بدانند كارهاي بزرگ و خالص چگونه حفظ مي شود. از
بين انسانهاي پاك سرشت و ايثارگر تاريخ , تعدادي را
خداوند كريم براي كعبه سه شاخصه مهم و مرتبط با جايگاه
آن بيان مي فرمايد اولين مشخصه به عنوان يك « مركز » مبارك
و بابركت شاخصه دوم « هدايت » است كه نياز اساسي بشر براي
نيل به كمال مطلوب مي باشد. سومين مشخصه , « جهاني » بودن
اين جايگاه است .
حضرت علي (ع ) كعبه را پرچم اسلام معرفي مي كند.
همان طور كه هر كشور و ملتي نماد استقلال و عظمتش در پرچم
آن خلاصه مي شود , نماد اقتدار اسلام , « كعبه » است .

|
سيماي « زكات » از ديدگاه ائمه اطهار(ع )
|
محمدمهدي فجري
2 ) فقرزدايي و كم شدن مفاسد اجتماعي
يكي از مسائل مهم جامعه , وجود فقر و يكي از راههاي مبارزه با آن
پرداخت زكات و انفاق است . هدف اسلام از تشريع زكات , در هم شكستن
مرزهاي بين فقرا و اغنيا و در يك سطح قرار دادن همه مسلمانان است .
و در همين راستا روايات بسياري از ائمه معصومين (ع ) به ما رسيده كه
مضمون همه آنها دستور به پرداخت زكات به فقرا تا سرحد بي نيازي آنان و
يا همانندي آنان با ديگران است و بدين طريق خواستار يك توازن اجتماعي
در بين مسلمانان ميباشد.
امام صادق (ع ) مي فرمايد : « زكات به منظور آزمودن توانگران و كمك به
مستمندان وضع شده است . اگر مردم زكات اموال خود را مي پرداختند , هيچ
مسلماني نيازمند نمي ماند و به سبب آنچه خداوند عزوجل براي او واجب
كرده است بي نياز مي شد. مردم , فقير و نيازمند و گرسنه و برهنه نشدند مگر
به سبب گناهان ثروتمندان » (20 )
صرف نظر از اينكه زكات دور كننده فقر از جامعه اسلامي است ,
مفاسدي را نيز كه گريبان گير جامعه است كاهش مي دهد , چرا كه هم ازدياد
سرمايه زمينه ساز فساد است و هم فقر ممكن است زمينه مفاسد اجتماعي
(مثل وقوع سرقت , دريافت رشوه , خيانت و امثال آن ) را فراهم آورد كه
زكات و خمس تعديل كننده ثروت و از بين برنده بسياري از مفاسد مي باشد.
ديدگاه كلي اسلام درباره دارايي و امكانات مالي اغنيا كه از دسترنج
خويش و از راه حلال به دست آورده اند اين است كه بايد قسمتي از آن را
براي زندگي معتدل خود و خانواده و بقيه را در راه خدا (بصورت زكات
واجب و مستحب ) و رفاه خلق خدا صرف كنند. در غير اينصورت يا به گناه
« اسراف و تبذير » , زياده روي و ولخرجي در زندگي خود و خانواده ) آلوده
شده و يا به گناه بس بزرگ زراندوزي مبتلا خواهند شد كه هر دو مورد جز ,
انحرافات اقتصادي است كه قرآن به شدت از آن انتقاد كرده است .
آري اغنيا , مي توانند عقل و لياقت مال خود را در يكي از اين دو راه
بيازمايند :
الف : ثروت خود را صرف هزينه تجملات و خريد وسايلي كه موجب
تفاخر به ديگران را فراهم مي كند نمايند و منفور خلق و خالق شوند.
ب : و يا با بخشي از سرمايه خود , در راه نجات انسانها در بعد مادي و
معنوي آنها سهيم باشند و با دادن حقوق الهي محبوب خالق
شوند.
آنچه مسلم و بديهي است راه دوم با عقل و منطق سازگارتر و در نظر
عرف پسنديده تر است به همين خاطر است كه امام صادق (ع ) ميفرمايد :
« زكات , وسيله آزمايش اغنيا است . » (21 )
قرآن كريم نيز در آيه 141 سوره انعام با صراحت اعلام مي دارد كه همه
محصولات يك كشتزار , باغ يا نخلستان براي مصرف شخصي نيست و در آن
حقي براي فقرا و مساكين منظور شده است .
3 ) موجب آرامش و امنيت
خداوند متعال در آيه 103 سوره توبه به پيامبرش دستور ميدهد كه
« هنگامي كه زكات از آنها مي گيري به آنها دعا كن و بر آنها درود فرست , كه
دعاي تو مايه آرامش آنان است »
آنچه از اين دستور الهي بدست مي آيد اثر آرام بخش اين فريضه بزرگ
در مجتمع انساني است , چرا كه مي دانيم بسياري از جنگ هاي خانمان سوز
و نابساماني هاي اجتماعي , به خاطر به هم خوردن تعادل اقتصادي در ميان
قشرهاي جامعه است و پرداخت زكات و انفاق به طبقات محروم و
مستضعف جامعه , نقش موثري در حفط تعادل و نيز جلوگيري از تكاثر و
طغيان ثروت دارد.
چه آنكه كينه ها , حسادت ها , عداوت ها و موضع گيري هاي خصمانه و
نفرت انگيز در ميان قشرهاي جامعه از اين رهگذر است , و زكات گامي موثر
و آرام بخش و امنيت آفرين در اين راستا محسوب ميشود.
4 ) وسيله اي در جهت تامين اجتماعي
نكته مهم ديگر تامين اجتماعي در اسلام است , از ديدگاه اسلام
حكومت اسلامي موظف است نيازهاي اساسي مسلمين را در حد معقول
فراهم كند كه اين مسئوليت در مورد افراد ناتوان (فقرا و نيازمندان ) تاكيد
بيشتري شده است . دولتهاي اسلامي نيز مي توانند اين مسئوليت ويژه را از
طريق زكات تامين كنند. خصوصيت مهم تامين اجتماعي در اسلام ,
عموميت داشتن آن در تمامي نيازهاي مادي , معنوي و فرهنگي و... است ,
بدون اينكه رنگ و نژاد در آن مطرح باشد , به خلاف تامين اجتماعي در
غرب كه تنها معيار مورد توجه آنها صرفا مسايل اقتصادي است .
5 ) تقويت بنيه ديني مردم
همانطور كه اشاره شد مصرف زكات در مسائل اقتصادي صرف خلاصه
نمي شود , بلكه جامعيت آن باعث شده است تا در كليه اموري كه به نوعي
موجب تقويت بنيه هاي ديني , فرهنگي و اجتماعي محبين اهلبيت (ع ) بشود ,
مصرف گردد كه ساخت مسجد , مدرسه , درمانگاه , كتابخانه , انجام تبليغات
اسلامي رسيدگي به ايتام و فقرا , انجام امور ديني , اصلاح و آشتي بين
مسلمين , ساخت مسكن براي محرومين , كمك به ازدواج , كمك به زلزله
زده ها و جنگزده ها و... (كه در كتب فقهي به تفصيل به آن پرداخته شده
است ) , از جمله آنهاست . امام علي بن موسي الرضا(ع ) فرمود :
« فلسفه و دليل پرداخت زكات , قوت فقرا و... تقويت آنان و كمك
رساني در امور ديني آنها
است » (22 )
آثار عدم پرداخت زكات
همانگونه كه زكات موجب آثار و بركات فردي و اجتماعي است ـ كه به
نمونه هايي از آن اشاره شد ـ نپرداختن آن نيز آثار سوئي را در فرد و جامعه بر
جاي مي گذارد و حتي قرآن كساني را كه زكات نمي دهند كافر به آخرت
مي دانند(23 )
نپرداختن زكات غيراز آنكه موجب گسترش فقر و فساد مي شود , روز به
روز بر فاصله هاي طبقاتي كه اسلام شديدا با آن مخالف است ـ
مي افزايد.
الف ) آثار دنيوي :
با بررسي آيات و رواياتي كه از طرف شارع مقدس اسلام و ائمه طاهرين
(ع ) به ما رسيده است , اين نكته به دست مي آيد كه بسياري از اوامر و نواهي ,
رابطه مستقيم با زندگي دنيوي انسان در بعد فردي و اجتماعي
دارد.
بارها اين مسئله تجربه شده است كه انجام فعل حرام و يا ترك واجب ,
غير از عذاب اخروي , آثار خود را در اين دنيا نيز برجاي گذارده است .
اصولا از ديدگاه اسلام اموالي كه مخلوط با حق ديگران بوده و حق الله
(خمس و زكات ) و حق الناس از آن جدا نگرديده است , اموالي نفرين شده و
نكبت بار است كه بدبختي و درد و رنج عذاب را براي صاحب خود به همراه
دارد.
چنانكه پيغمبر خدا(ص ) فرمود : ملعون ملعون مال لايزكي (24 )
« اموالي كه زكات آن پرداخت نشده ملعون و ملعون است . »
و نيز فرمود : ما حبس عبد زكاه فزادت ماله (25 )
« ممكن نيست كسي زكات مالش را حبس كند اما مال او فزوني (واقعي ) پيدا
كند »
در حقيقت يكي از اهداف تشريع زكات غير از پاكي روح از بخل و دنيا
پرستي و مال دوستي , پرداخت حقوقي است كه اسلام در مال اغنيا قرار
داده است , و عدم پرداخت آن , آثار سوئي را به همراه دارد كه به برخي از آن
اشاره مي شود :
1 ) تلف شدن اموال
همانطور كه پرداخت زكات موجب بركت و ازدياد رزق ميشود و ائمه
معصومين (ع ) كم نشدن مال زكات داده شده را تصمين كرده اند , در مقابل
يكي از دلايل تلف شدن اموال بواسطه حوادث طبيعي و غير آن را عدم
پرداخت زكات دانسته اند.
امام صادق (ع ) ميفرمايند : ما ضاع مال في البر و البحر الا بتضييع
الزكاه (26 )
« هيچ مالي در خشكي و در دريا ضايع و تلف نميشود مگر به خاطر آنكه
زكات آن پرداخت نشده باشد. »
سئوالي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه چرا عده اي با اينكه در
پرداخت حقوق الهي كوتاهي مي كنند ولي مشاهده ميشود نه تنها از ثروتشان
كاسته نمي شود , بلكه همواره بر آن افزوده ميشود ! پاسخ اين است كه اولا
خداوند متعال وسايل ارشاد و هدايت تمام بندگان خود را فراهم ساخته و
توسط پيامبران و ائمه ظاهرين (ع ) بر آنان اتمام حجت كرده است . حال اگر
در گمراهي خويش باقي ماندند و همچنان به هتك حرمت خدا پرداختند و
مقررات و دستورات الهي را ناچيز انگاشتند , آنها را به خويشتن واگذارده و
به وسيله مال و اولاد زياد , آنان را در ناز و نعمت و خوشي قرار مي دهد و در
عالم آخرت عذاب سختي گرفتار شان مي كنند. چنان كه قرآن ميفرمايد
« گمان مكن كه مهلتي كه ما به كافران ميدهيم به سود آنهاست , ما آنها را
مهلت مي دهيم تا برگناه خويش بيفزايند و براي آنها عذابي توهين آميز
است . (27 ) و ثانيا اگر چه افرادي كه فقط به فكر زر اندوزي بوده و به حقوقي
كه خداوند بر آنها واجب كرده , توجهي نداشته و در ظاهر در ناز و نعمت و
خوش گذراني مشغولند , ولي باطني پر از اضطراب آنها را احاطه كرده و
حتي نمي توانند يك شب را با آرامش به صبح رسانند.
2 ـ كمبود و قحطي و بي بركتي :
رسول خدا(ص ) ميفرمايند :
اذا منعت الزكوه منعت الارض بركاتها(28 )
« هرگاه زكات پرداخت نشود , زمين بركات خود را از مردم باز مي دارد »
ونيز در جايي ديگر ميفرمايد :
لا تزال امتي بخير ماتحابوالله واقاموا الصلوه و اتو الزكوه فاذا لم يفعلو ذلك
ابتلو بالقحط و السنين (29 )
« امت من تا مادامي كه يكديگر را دوست بدارند و اهل نماز و زكات
باشند در خير و سعادت بسر ميبرند , ولي اگر اينگونه نباشند گرفتار قحطي
مي شوند. »
امام باقر(ع ) نيز مي فرمايد :
اذا منعوا الزكاه منعت الارض بركتها من الزرع و الثمار و المعادن كلها(30 )
« اگر زكات پرداخت نشود , بركت از كشاورزي و ميوه ها و معادن برداشته
مي شود. »
3 ) محروم شدن از رحمت
همانگونه كه قرآن پرداخت زكات را موجب جلب رحمت الهي
برمي شمرد. در مقابل عدم پرداخت اين فريضه , موجب دوري از رحمت
الهي خواهد شد , چنانكه امام صادق (ع ) مي فرمايد :
حقيق علي الله تعالي ان يمنع رحمته ممن منع حق الله في
ماله (31 )
« كسي كه حق خود را از مالش نپردازد , سزاوار است كه خداوند رحمت
خود را از او دريغ كند »
4 ) هزينه شدن مال در راه گناه و باطل
امام صادق (ع ) مي فرمايد :
ما من رجل يمنع در هما في حقه الا انفق اثنين في غير حقه (32 )
« آگاه باشيد كسي كه مال خود را در راه اطاعت خدا صرف نكند , به
هزينه كردن آن در راه معصيت خداوند گرفتار مي شود. »
و در روايتي ديگر مي خوانيم , من منع حقا لله عز وجل انفق في باطل
مثله (33 )
« كسي كه حق خدا را نپردازد و در راه حق , مال خود راصرف نكند , دو
برابر آن مقدار را در راه باطل صرف خواهد كرد. »
5 )قبول نشدن نماز و عبادات
چنانكه قبلا نيز اشاره شد در اسلام نماز و زكات با يكديگر قرين و
پيوسته بوده و طبق آيات و روايات متعددي « قبولي تمام اعمال وابسته به
قبولي نماز است و قبولي نماز وابسته به پرداخت زكات
است . » (34 )
رسول خدا(ص ) فرمود : « نماز كسي كه زكات نمي پردازد , همچون لباس
كهنه در هم پيچيده و به صورتش پرتاب مي شود . » (35 )
آن حضرت در خطبه وداع فرمود :
ايهاالناس ادو الزكاه اموالكم فمن لا يزكي لاصلاه له و من لا صلاه له لا دين له
و من لا دين له لا حج و لا جهاد له (36 )
« اي مردم زكات اموالتان را بپردازيد , زيرا كسي كه زكات نپردازد نماز او
مورد قبول نخواهد بود و كسي كه نمازش مورد قبول نباشد دين ندارد. »
در روايتي است كه حضرت موسي (ع ) جواني را ديد كه نماز با حالي
مي خواند , به خداوند گفت : چه نماز زيبايي دارد! به او وحي شد نماز او
زيباست ولي اين جوان بخيل است و زكات نمي پردازد و تا زماني كه زكات
ندهد , نمازش قبول نيست .
6 ) اخراج از مسجد
اهميت مسئله زكات به حدي است كه اسلام مانع زكات را كافر به
آخرت , 37 منافق , 38 همرديف رباخوار 39 و موجب شرك به خدا 40 معرفي
كرده و موجب مي شود تا رسول خدا(ص ) تعدادي را به خاطر عدم پرداخت
زكات از مسجد بيرون كند.
چنانكه امام باقر(ع ) مي فرمايد : « روزي پيامبر اكرم (ص ) وارد مسجد
شدند و با اشاره و بردن نام , پنج نفر را از مسجد اخراج كردند و فرمودند :
شما كه زكات نمي دهيد , از مسجد بيرون رويد . » 41
پاورقي :
20 ـ ميزان الحكمه ج 5 ص 2185
21 ـ من لايحضره الفقيه ج 2 ص 7
22 ـ وافي ج 10 ص 51
23 ـ فصلت , 7
24 ـ وسائل الشيعه ج 9 ص 26
25 ـ همان
26 ـ همان ص 28
27 ـ آل عمران , 172
28 ـ وسائل الشيعه ج 9 ص 26
29 ـ جامع الاحاديث ج 9 ص 48
30 ـ اصول كافي ج 2 ص 374 دارالكتب الاسلاميه
31 ـ من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 7
32 ـ وسائل الشيعه ج 9 ص 43
33 ـ همان
34 ـ جامع الاحاديث ج 9 ص 30
35 ـ بحارالانوار ج 27 ص 188
36 ـ مستدرك ج 7 ص 11 بيروت
37 ـ فصلت , 6 ـ7
38 ـ توبه 67,
39 ـ جامع الاحاديث ج 9 ص 36
40 ـ مستدرك ج 7 ص 24
41 ـ وسائل الشيعه ج 9 ص 29
خداوند كريم براي كعبه سه شاخصه مهم و مرتبط با جايگاه
آن بيان مي فرمايد اولين مشخصه به عنوان يك « مركز » مبارك
و بابركت شاخصه دوم « هدايت » است كه نياز اساسي بشر براي
نيل به كمال مطلوب مي باشد. سومين مشخصه , « جهاني » بودن
اين جايگاه است .
حضرت علي (ع ) كعبه را پرچم اسلام معرفي مي كند.
همان طور كه هر كشور و ملتي نماد استقلال و عظمتش در پرچم
آن خلاصه مي شود , نماد اقتدار اسلام , « كعبه » است .
حضرت امام جعفر صادق (ع ) :
زكات به منظور آزمودن توانگران و كمك به مستمندان وضع
شده است . اگر مردم زكات اموال خود را مي پرداختند , هيچ
مسلماني نيازمند نمي ماند و به سبب آنچه خداوند براي او
واجب كرده است بي نياز مي شد. مردم , فقير و نيازمند و گرسنه
و برهنه نشدند مگر به سبب گناهان ثروتمندان .
پيامبر اكرم (ص ) :
اي مردم , زكات اموالتان را بپردازيد , زيرا كسي كه زكات
نپردازد نماز او مورد قبول نخواهد بود و كسي كه نمازش مورد
قبول نباشد دين ندارد.
هرچه در اختيار انسان است و مايه پيشرفت مادي او در دنيا
به حساب مي آيد , همه داده هاي خداوند است و انسان وظيفه
بهره برداري صحيح از آنها را دارد , و درصورتي مي تواند
شرط بندگي را عمل كند كه به تكاليف الهي و از جمله آنها
« زكات » پايبند باشد.
با وجود اين كه گرفتن زكات از جمله وظايف حكومت
اسلامي است , ولي اگر دولت در زمينه جمع آوري آن اقدام
نكند , اغنيا همچنان بايد تعهد خويش را ادا كرده و آن را
بپردازند , چرا كه پرداختن زكات غير از آثار فردي و اجتماعي ,
يك « واجب الهي » مانند نماز و روزه و نشانه سپاسگذاري از
خداوند است .
پرداخت زكات بايد برخاسته از رضايت قلبي و طيب خاطر
باشد. همچنين زكات بايد از مال مرغوب و اجناس دلپسند
باشد , چنان كه قرآن كريم به صراحت مي فرمايد : اي اهل
ايمان , از اجناس دلپسندي كه به دست آورده ايد و يا ما براي
شما از زمين خارج ساخته ايم (محصولات زراعي ) انفاق كنيد و
به سراغ قسمت هاي ناپاك (اموال بي ارزش و غيرقابل مصرف )
نرويد تا از آن انفاق كنيد. درحالي كه خود شما حاضر نيستيد
آنها را بپذيريد , مگر از روي اغماض و كراهت .

|
| | |