قسمت دوم
موضوع حمايت دولت از سازمان هاي غيردولتي , در ماده 158
از برنامه سوم توسعه جاي داده شده و از ساليان گذشته ,
بودجه هايي براي حمايت از اين سازمان ها اختصاص داده مي شود.
اين كمك ها در قالب كمك هزينه تاسيس سازمان هاي غيردولتي ,
هزينه برگزاري سمينار , توزيع سخت افزار و كمك به طرح هاي
تحقيقي انجام مي شود. هم چنين دوره هايي آموزشي را با موضوع
توانمندسازي سازمان هاي غيردولتي , برگزار مي كنند. هم اكنون بيش
از 37000 سازمان غيردولتي ثبت شده اند كه 17000 مورد از
نيروي انتظامي , 2000 مورد از سازمان ملي جوانان , 1700 مورد
از مركز آموزش عالي و صدها مورد نيز از مركز امور مشاركت زنان
مجوز گرفته اند. بسياري از سازمان هاي غيردولتي مجوز ندارند.
تعداد سازمان هاي غيردولتي , به اندازه اي است كه برخي دهه
گذشته را دوران تاسيس سازمان هاي غيردولتي و آينده را مرحله
تحكيم و نهادينه سازي اين سازمان ها دانسته اند. رئيس مركز امور
مشاركت زنان , رشد سازمان هاي غيردولتي زنان را در سال هاي
گذشته 318 درصد اعلام كرده است .
ناگفته پيداست كه بسياري از اين سازمان ها را گروه هاي علمي ,
مذهبي , خيريه و گروه هاي عام المنفعه اي تشكيل مي دهند كه
بااهداف اسلامي و انساني تاسيس شده اند و نظام اسلامي موظف به
حمايت مادي و معنوي از آنهاست اما واقعيت به همين جا ختم
نمي شود. قرائن نشانگر آن است كه نظام سرمايه داري , اهداف و
برنامه هاي پيش گفته را در ايران نيز دنبال مي كند.
بالاتر آن كه جمهوري اسلامي ايران به علت پيشگامي در مطرح
كردن انديشه اسلام سياسي و اصول گرايي اسلامي , مهم ترين گزينه
اصلاحات در طرح آمريكايي خاورميانه بزرگ است . با تاسف به
نظر مي رسد كه بسياري از نيروهاي خودي و انقلابي نيز با تحليل
غلط از شرايط تازه , براي تسريع اين روند فعاليت مي كنند.
به هر حال , ارائه پاره اي اطلاعات مي تواند در ترسيم برخي
واقعيت ها راه گشا باشد :
1 ـ زمينه هاي شكل گيري سازمان هاي غيردولتي زنان
برخي , انجمن هاهي علني يا نيمه سري زنان پس از انقلاب
مشروطيت , از جمله انجمن مخدرات وطن , انجمن خوانين و
كانون بانوان را سرآغاز تشكيل سازمان هاي غيردولتي با مختصات
مدرن مي دانند. اين انجمن ها در زمان سلطنت پهلوي دوم در قالب
سازمان هاي طرفدار رژيم سلطنتي يا گروه هاي چپ ادامه يافت .
پس از انقلاب چند سازمان غيردولتي شكل گرفتند كه چندان
فعاليتي در موضوع زنان نداشتند. تشكيل گروه هاي زنانه ايراني در
خارج از كشور مربوط به دهه شصت مي شود. در آن زمان مخالفان
مقيم خارج همراه با تحليل گران غربي , به اين نتيجه رسيدند كه
مبارزه با نظام اسلامي تنها از راه هاي فرهنگي و درازمدت
امكان پذير است . بدين ترتيب موجي از گرايش زناني كه تجربه
مايوس كننده مبارزه سياسي با نظام اسلامي را چه در قالب
گروه هاي چپ و چه گروه هاي سلطنت طلب , در پرونده خود
داشتند , به سمت مطالعات زنان آغاز شد. هم اكنون ده ها زن ايراني
در رشته مطالعات زنان دانشگاه ها با درجه دكترا و فوق دكترا
مشغول تدريس اند و يا از نظريه پردازان فمينيسم , همكاران
نهادهاي بين الملي در موضوع حقوق زنان و يا نويسندگان فعال به
حساب مي آيند كه از اين ميان مي توان به « مهناز افخمي » , وزير
مشاور در امور زنان در زمان پهلوي و از همكاران سازمان ملل
متحد , « هايده مغيثي » فوق دكتراي مطالعات زنان , « پروين پايدار »
(سازماني زير نظر سازمان ملل متحد Uniteverm مسئول سازمان
هاي كشورهاي پاكستان , ازبكستان , آسياي NGO براي ساماندهي
مركزي , تاجيكستان و اخيرا افغانستان ) , « نيره توحيدي » فوق
دكتراي دانشگاه كانادا و دكتر « افسانه نجم آبادي » از مسئولان
فصلنامه ايران نامه چاپ آمريكا نام برد كه دو مورد اخيرا از
مطرح كنندگان ديدگاه فمينيسم و مقالات متعددي از آنان در
نشريات داخلي به چاپ رسيده است .
در داخل كشور اين حركت با اندگي تاخير و توسط نيروهاي
سكولار آغاز شد. فرصت چندساله دوري از قدرت پس از
انتخابات مجلس چهارم , به گروهي از سياستمداران يا مسئولان
دولتي چپ گرا فرصت داد تا با استفاده از بورس هاي تحصيلي
دولتي به دانشگاه هاي خارج بروند و ادامه تحصيل بدهند و يا اين
كه در نهادهاي تحقيقاتي مشغول به كار شوند... در همان سال ها
گروه هاي مختلفي از زنان سكولار نير باتشكيل گروه هاي مطالعاتي و
جلساتي منظم درون خانه ها , مسائل زنان را از ديد تئوري
فمينيستي تحليل مي كردند. اين گروه هاي مطالعاتي , متون فمينيستي
ترجمه شده يا به زبان هاي اصلي را مي خواندند و در جلسات خود
پيرامون آن ها بحث مي كردند. بخشي از اين گروه ها بعدهد توانستند
با راه انداختن موسسات انتشاراتي , قسمتي از مباحث تئوريك
فمينيستي را در قالب كتاب منتشر كنند و پس از بازشدن نسبي
فضاي اجتماعي ـ سياسي , گروه پرتعدادتري از آن ها كار در
سازمان هاي غيردولتي را آغاز كردند و يا در سازمان هاي كودكان
ومحيط زيست كه از قبل در آن ها فعاليت مي كردند , كار در باره
مسائل جنسيتي را پررنگ تر كردند. اين گروه پشتوانه تئوريك
محكم تري نسبت به زنان اصلاح طلب داشت و چون از دوران ركود
و نداشتن فعاليت اجتماعي براي خواندن وفراگيري تئوريك استفاد
كرده بود , به نظر مي رسيد مي تواند عمل اجتماعي حساب شده تر و
موثرتري نسبت به ديگران داشته باشد. در عمل , در بسياري از
مقاطع و رويدادها , اين گروه توانستند نقش رهبري يا كليدي بازي
كنند.
گروه هاهي مذهبي تجددگرا كه هم اكنون با عنوان فمينيست هاي
اسلامي شناخته مي شوند , با اندكي تاخير و البته به شكل محدودتر
به فعاليت پرداختند و سعي كردند با تركيب ديدگاه هاي جديد
تعدادي از روحانيان , تفسيري نو از متون و حياتي ارايه دهند و با
انتقاد از قوانين داخلي , به ترويج مفاد معاهدات بين المللي
بپردازند. هم اكنون در بسياري از پروژه ها , گروه هاي سكولار و
تجددگرايان مذهبي , همگام و همراه اند.
2 ـ طرح هاي ظرفيت سازي
طرح هاي ظرفيت سازي سازمان هاي غيردولتي , در چند سال
گذشته , از چند راه پي گيري مي شود. اولين طرح ظرفيت سازي ,
طرحي است كه از سال 1376 در يكي از مراكز توانمند سازي آغاز
شده است . اين طرح با حمايت مالي شوراي جهاني جمعيت , بنياد
(3 ) اجرا UsA , AID فورد(آمريكا)(1 ) , برنامه و توسعه هلند(2 ) و
مي شود.
دومين طرح را گروهي از نمايندگان سازمان هاي غيردولتي و با
حمايت مالي دفتر برنامه عمران ملل متحد اجرا مي كنند. سومين
طرح , طرح هاي ظرفيت سازي است كه در چند سال اخير از سوي
سازمان هاي دولتي به اجرا درآمده است و ساليانه ميلياردها تومان
در اين زمينه , هزينه مي شود.
3 ـ شخصيت پردازي
اعطاي جايزه ملي نوبل , به يك زن ايراني , از يك لحاظ , در
خور تامل بود. اين جايزه , در گذشته به شخصيت هايي تعلق گرفته
بود كه در فرآينده صلح جهاني يا منطقه اي (گرچه با تفسير مطلوب
جهان غرب ) اقدامات مهمي انجام داده بودند , اما گزينه اخير , هيچ
سابقه اي از تلاش در اين زمينه , در پرونده حيات فرهنگي و
اجتماعي خود نداشت . به همين دليل , اعطاكنندگان جايزه , با اين
توضيح كه صلح جهاني بدون رعايت حقوق زنان و كودكان ممكن
نيست , تلاش كردند ميان موضوع فعاليت اين زن و اعطاي جايزه
پلي برقرار كنند اما واقعيت اين است كه جهان غرب , درپي ايجاد
استوانه هايي در داخل كشور , براي تقويت وانسجام گروه هاي
غيردولتي وايجاد جنبش اجتماعي زنان است . سخنان يكي از
ها تاييدي بر اين NGO مخالفان فمينيست در ششمين نشست
ادعاست : « بعد از اتفاقي كه در مورد خانم عبادي رخ داد طبيعتا
حركت بيشتر ي در جنبش زنان شكل گرفت كه فعاليت هايشان را به
سوي كار شبكه اي پيش ببرند تا حركتي اثربخش تر و صدايي رساتر
داشته باشند. » مشاور وزير دادگستري بلژيك هم در مصاحبه اي
گفت : « شيرين عبادي تبديل به سمبل جامعه مدني و دموكراسي در
ايران شد... به خاطر نزديكي فرهنگي شما به كشورهاي خاورميانه
اين رويداد مانند موجي در كشورهاي ديگر نيز تاثيرآفرين است . »
چند ماه بعد , برخي از بنيادهاي بين المللي نيز , جايزه شجاعت را به
خبرنگار ايراني , كه از قضا از فمينيست هاي فعال و از مسئولان
سايت زنان ايران است , اعطا كردند و نام وي و شيرين عبادي را در
ليست 21 رهبر زن جهان قرار دادند .
چند ماه پس از اعطاي جايزه صلح نوبل به زن ايراني , سايت
« دريچه خبر » از تاسيس « مركز مطالعات زن ايراني » به سرپرستي
خانم زهرا شجاعي (مشاور رئيس جمهوري و رئيس مركز امور
مشاركت زنان ) فخرالسادات محتشمي پور( مشاور وزير كشور در
امور زنان ) و شيرين عبادي , با سرمايه يك ميليارد تومان , داد.
4 ـ فعاليت سازمان هاي غير دولتي خارج در ايران
در نيمه شهريور امسال , طرحي توسط معاون اجتماعي وزير
كشور در كميسيون سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي مطرح
و به تصويب رسيد كه به موجب آن سازمان هاي غيردولتي خارجي
در ايران , جواز فعاليت خواهند يافت . توجه به اين نكته لازم است
كه نهادهايي در عرصه بين الملل فعاليت مي كنند كه پشتوانه مالي با
اعتباري قوي داشته باشند. پشتوانه مالي اين موسسه ها , نهادها , و
بنيادهاي بين الملي يانهادهاي مذهبي اند.از اين رو مي توان حدس
زد كه فعاليت بيش تر اين موسسه ها بر خلاف اهداف نظام اسلامي و
حتي فعاليت هاي منافي با امنيت ملي باشد و يادر كنار فعاليت هاي
خيريه , به تبليغات مذهبي بپردازند , چنان كه يكي از سازمان هاي
غيردولتي آلماني شركت كننده در بازسازي بم , ساختن بيمارستان
در اين شهر را مشروط به تصدي گري يكي از سازمان هاي غيردولتي
وترجيحا وابسته به كليساي مسيحيان كرده بود.
هم چنين برخي از شركت هاي اقتصاي , از جمله شركت هاي
نفتي , بودجه هاي بسياري را به فعاليت فرهنگي , از جمله در امور
زنان اختصاص داده اند كه در خور تامل است .
5 ـ حمايت هاي خارجي از سازمان هاي غيردولتي داخلي
برخي از سازمان هاي غيردولتي , اين امكان را دارند كه با
حمايت هاي مالي و اعتباري سازمان ملل و بنيادهاي بين المللي , در
كنفرانس هاي منطقه اي و جهاني , باعنوان نماينده زن ايراني
شركت كننده , سيمنارها ونشست ها را با اين حمايت ها برگزار كنند و
مهم تر آن كه با عهده دار شدن برخي فعاليت ها(از سوي نهادهاي
بين المللي ) كسب اعتبار و موفقيت به دست آورند. چندي پيش ,
شش نفر از نمايندگان سازمان هاي غيردولتي داراي گرايش
فمينيستي , با حمايت همين نهادها , در اجلاس تايلند شركت كردند
و به انتقاد از قوانين جمهوري اسلامي پرداختند.
مشاور يونسكو در امور سازمان هاي غيردولتي در اين باره
مي گويد : « يونسكو بيش از اين كه اهرم مادي داشته باشدـ كه البته
در NGO داردـ به سازمان هاي غيردولتي اعتبار مي دهد . مثلا از يك
همايش دعوت مي كند و مي گويد شما اين كارها را انجام دهيد. اين
گام بزرگ و موثري است » NGO درگير كردن كار با
همچنين نهادهاي بين المللي كوشيده اند تا از راه هاي گوناگون ,
به ايجاد جريان هاي منطقه اي و بين المللي , به منظور تقويت
جريان هاي زنانه و گسترش ادبيات « ليبرال فمينيستي » , به ويژه در
خاورميانه بپردازند كه در اين ميان مي توان به « تشكيل شبكه زنان
فارسي زبان » با شركت گروه هايي از ايران , افغانستان وتاجيكستان ,
با حمايت مالي بانك جهاني و مركز امور مشاركت زنان و تشكيل
« شبكه زنان عرب زبان » , در خاورميانه عربي , تشكيل اجلاس
منطقه اي جامعه اطلاعاتي و سازمان هاي جامعه مدني در شهريور
1382 , با شركت جمعي از نمايندگان سازمان هاي دولتي و
غيردولتي ايران و پاكستان , برگزاري دوره بين المللي مطالعات زنان ,
با حضور نمايندگان سازمان هاي غيردولتي از ايران , افغانستان ,
پاكستان , سودان , مصر , الجزاير , اردن , تركيه , سوريه , كانادا ,
كلمبيا و بحرين , از سوي موسسه مطالعات و تحقيقات زنان ,
همايش مبادله علمي ميان تشكل هاي ايران و مصر , به همت موسسه
هم ياران غدا و بنياد آلماني « فردريش ايبرت » , با حضور اعضاي
سازمان هاي غيردولتي ايران و مصر , در خرداد 1382 اشاره كرد .
نكته مهم آن است كه اين حمايت ها بيشتر متوجه آن دسته از
سازمان هاي غيردولتي است كه در زمره گروه هاي سكولار ,
نوانديش و يا مخالفان نظام اسلامي اند.
6 ـ سازمان هاي غيردولتي و جنبش اجتماعي زنان
انقلاب اسلامي ايران , زمينه ساز مطرح شدن انديشه اسلام
سياسي و اصول گرايي ديني , در خاورميانه اسلامي شد. ظهور آثار
اين پديده نوين , در كشورهاي اسلامي , از جمله لبنان , الجزاير و
مصر سبب شد كه كنترل بنيادگرايي اسلامي , به يكي از مهم ترين
مسائل جهان غرب تبديل شود. يك دهه پيش , مجله اكونوميست ,
چاپ انگليس , طرح مقابله با اصول گرايي اسلامي در خاورميانه را
با سه محور دموكراسي غربي , اقتصاد بازار آزاد و برداشتن
حريم هاي اخلاقي , به ويژه در روابط زن و مرد ارائه كرد.
چند سال بعد , كالين پاول , وزير امور خارجه آمريكا از طرح
مشاركت آمريكايي ـ خاورميانه اي , به محوريت دموكراسي ,
اصلاحات اقتصادي و موضوع برابري زن و مرد خبر داد. حوادث
يازدهم سپتامبر آمريكا سبب شد كه فشار بر كشورهايي چون
عربستان , براي اعمال اصلاحات اجتماعي و فرهنگي , از جمله
درباره زنان تشديد شود. در عراق , پس از سقوط صدام , سازمان
ملل و بنيادهاي بين المللي , حمايت از طرح هاي مربوط به زنان , از
جمله حمايت از سازمان هاي غيردولتي را برعهده گرفتند. در
افغانستان پس از سقوط طالبان , 3000 سازمان غيردولتي از جمله
صدها نهاد زنانه متولد شده اند كه در بستر نقد طالبانيسم , به ترويج
ادبيات تشابه محور ليبراليستي درباره زنان مي پردازند. ميليون ها
دلار صرف حمايت از طرح هاي زنانه و ايجاد مراكز زنان , در بيست
ايالت افغانستان شده است تا دختران را در مسير نقد سنت هاي
مذهبي و قومي آموزش دهند. از آن جا كه وضعيت ايران , با وجود
استقرار نظام اسلامي غيروابسته به غرب , تا حدود زيادي از
همسايگان خود متمايز است , سياست مقابله با اصول گرايي
اسلامي , با محوريت ايجاد جنبش هاي اجتماعي و اعتراض عمومي
پي گيري مي شود . در دهه 1370 همت اصلي اين طرح , بر ايجاد و
تقويت جنبش دانشجويي قرار گرفت . در ساليان گذشته , با افول
اعتراضات دانشگاهي از يك سو و با رشد فزاينده آمار دختران
دانشجو از سوي ديگر , نگاه جريان اصلاح طلب غرب گرا , كه به طور
سنتي از طرح مسائل زنان غافل و متهم به ناديده گرفتن مسائل آنان
بود , به اين قشر جلب شد. مهم ترين نقطه اشتراك جنبش
دانشجويي و جنبش زنان , در تفسير غربي آن , نقد سنت , به ويژه
سنت مذهبي , با رويكرد به ادبيات جديد غرب است كه در موضوع
زنان , در قالب رفع تبعيض از زنان (براساس الگوي تشابه نقش ها)
تجلي مي يابد.
يكي از نويسندگان , درباره اهميت جنبش زنان در شرايط
كنوني , چنين مي نويسد : « (جنبش دانشجويي ) اينك در شرايط افول
و انفعال به سر مي برد و اگر نگوييم با شكست عملي مواجه شده
است , حداقل بايد پذيرفت كه زمانه اثرگذاري كلان آن با سردرگمي
عملي همراه است . در چنين شرايط ركود و كم تحركي جريانات
دانشجويي , مساله زنان شايد بتواند يك آزمون جديد براي برون
رفت از اين وضعيت باشد. اهميت اين آزمون , در آن است كه با
نگاهي به مراحل گوناگون حيات جنبش دانشجويي ايران , خواهيم
ديد كه ارتباط اين جنبش با مبارزات زنان , بسيار كمرنگ بوده و
همراهي با جنبش نوپاي زنان , در حد يك تاييد يا تمجيد خالي
باقي مانده است . بنابراين , چنين هم كاري و پيوندي مي تواند
نمونه اي جديد از يك تلاش و كنش متقابل فرهنگي و اجتماعي
باشد » .
از سوي ديگر , برخي نظريه پردازان اصلاح طلب , در جلسه هاي
تحليل خود , به اين نتيجه رسيده اند كه براي بدست آوردن آراي
زنان در انتخابات رياست جمهوري , بايد به موضوع جنبش زنان و
نقش فعال سازمان هاي غيردولتي , در زمينه سازي اعتراضات
عمومي زنان توجه كرد.
هم اكنون سازمان هاي غيردولتي مورد بحث , در قالب هاي
مختلف , در اين زمينه فعاليت مي كنند. در سال گذشته , مقالات و
مصاحبه هاي بسياري درباره جنبش اجتماعي زنان ايران , در
مطبوعات زنان انعكاس يافت . برخي نويسندگان , نبودن رهبري
براي اين جنبش را نقطه ضعف و برخي نشانگر خودجوش بودن
جنبش و نقطه اي مثبت ارزيابي مي كردند. در سال گذشته و در
شرايط افول فعاليت هاي سياسي دانشجويي , فعاليت هاي زنانه از
مهم ترين محورهاي تحرك دانشگاه ها بود. و به ويژه , دانشگاه هايي
چون دانشگاه علامه و تربيت مدرس , كه داراي رشته مطالعات زنان
هستند , جنب وجوش فمينيستي بيش تري داشتند. رشته مطالعات
زنان , كه در آغاز با هدف آشنايي با ديدگاه اسلام درباره زن و اصلاح
نگرش ها پيشنهاد شده بود , هم اكنون مركز تلاقي انديشه هاي
گوناگون فمينيستي است كه نقطه اشتراك بيش تر آن ها نقد قوانين
جمهوري اسلامي و ديدگاه هاي مذهبي است . برخي استادان اين
رشته ها دانشجويان را به تشكيل سازمان هاي غيردولتي ترغيب
مي كنند و سازمان هاي غيردولتي زنان نيز در حاشيه آن ها به
يارگيري و اجراي برنامه هاي فرهنگي , تشكيل گروه هاي مطالعاتي و
برگزاري سمينارهاي مختلف مي پردازند. مصاحبه ورودي ابتدايي
براي گزينش دانشجو , ابزاري است كه زمينه را براي جذب
دانشجويان هماهنگ با انديشه هاي فمينيستي فراهم مي آورد.
هم اكنون بسياري از دانشجويان اين رشته ها را فعالان سازمان هاي
غيردولتي و نشريه هاي سكولار يا تجددگرا تشكيل مي دهند.
دريافت مدرك تخصصي در رشته مطالعات زنان , زمينه را براي
حضور آينده آنان در نهادهاي دولتي , در سمت مشاور و كارشناس
و تشكيل سازمان هاي غيردولتي بيش تر در موضوع زنان فراهم
خواهد ساخت .
پاورقي :
1 ـ بنيادهاي فورد , راكفلر و كارنگي از مهم ترين بنيادهاي بين المللي
صهيونيستي اند كه در زمينه هاي فرهنگي ـ اجتماعي فعاليت
مي كنند.
2 ـ هلند مهم ترين مركز يهوديان تندرو در اروپا است .
3 ـ سازمان كمك هاي خارجي آمريكا .
هم اكنون بيش از 37 هزار سازمان غيردولتي به ثبت
رسيده اند كه كمك هايي را از دولت در قالب كمك
هزينه تاسيس , هزينه برگزاري سمينار , توزيع
سخت افزار و كمك به طرحهاي
تحقيقاتي دريافت مي كنند
متاسفانه برخي از نيروهاي خودي با تحليل غلط از
طرح آمريكايي خاورميانه بزرگ حمايت
مي كنند
غرب در پي ايجاد وزنه هايي در داخل كشور براي
تقويت و انسجام گروههاي غيردولتي و ايجاد جنبش
اجتماعي زنان است
يك مجله انگليسي طرح مقابله با اصولگرايي اسلامي
در خاورميانه را بر سه محور ترويج دمكراسي غربي ,
اقتصاد بازار آزاد و برداشتن حريم هاي اخلاقي , بويژه
در روابط زن و مردارائه كرد
برخي نظريه پردازان اصلاح طلب در جلسات خود به
اين نتيجه رسيده اند كه براي به دست آوردن آراي
زنان در انتخابات رياست جمهوري بايد به موضوع
جنبش زنان و نقش فعال سازمانهاي غيردولتي و
زمينه سازي اعتراضات عمومي
زنان توجه كرد

|
سيماي حضرت مهدي (عج ) در
نهج البلاغه
|
حجت الاسلام سيدجواد حسيني
بشريت سال هاست كه در انتظار بس بزرگي بي قرار است ,
توده هاي عظيم انساني هر كدام به فراخور حال و مجال دين و
فرهنگ خويش در انتظار آمدن اصلاح گر توانمند و بزرگ
جهاني بسر مي برند , در اين ميان انبيا و امامان معصوم بيش از
ديگران از انتظار و شرائط آن , ظهور وعلائم آن , دوران ظهور و
ره آورد آن سخن گفته اند .
از جمله اميرمومنان (ع ) در نهج البلاغه به صورتهاي
مختلفي از عزيز دلها و آن يار سفر كرده ياد نموده , گاه از ياد
شيرين و سيماي ديدني مهدي سخن گفته و گاه از آينده روشن
بشري در زمان ظهور امام زمان , و آخرالزمان و علائم آن سخن
به ميان آورده است , و در برخي جملات از ويژگيهاي حكومت
جهاني آن حضرت و ره آورد آن .
مي گويد و بيان مي كند كه چگونه عدالت در آن دوران ,
فراگير و جهاني خواهد شد و اسلام وقرآن و سنت زنده خواهد
گشت و فاسدان و ستمگران به مجازات خويش خواهند رسيد.
آنچه در پيش رو داريد نگاهي است به سيماي مهدي
موعود(عج ) در نهج البلاغه امير بيان علي عليه السلام
يوسف كنعان عشق , بنده رخسار اوست
خضر بيابان عشق تشنه گفتار اوست
موسي عمران عشق , طالب ديدار اوست
كيست سليمان عشق بر در او يك فقير(1 )
راستي او كيست كه از تمام دلربايان دل ربوده , و همه
مشتاق ديدار جمال دلاراي او هستند و تشنه يك نگاه چشمان
مست جادوئي او علي (ع ) كه همه انبيا مشتاق ديدار او
بودند , و تمام اوليا در حسرت ديدار روي او در لحظه جان
يك عمر انتظار كشيدند , چه فهميده از جمال يوسف زهرا(س )
كه با آه و ناله بزرگترين آرزوي خويش را ديدن چهره نوراني
مهدي موعود مي داند
جمال از نور يزدان داري اي دوست
صفاي باغ رضوان داري اي دوست
توئي يوسف كه در هر كوي و برزن
هزاران پير كنعان داري اي دوست
آري , علي (ع ) هنوز جمالت را نديده , مشتاق و خريدار تو
گشته و آنجا كه سخن از تو به ميان مي آيد اينگونه حسرت
ديدار را به صحنه بيان و كلام مي آورد , و با حالت سرشار از
عشق و شيدايي به سينه خود اشاره كرده و آهي كشيده
مي فرمايد : « شوقا الي رويته » (2 ) چقدر به ديدار او مشتاقم و در
نهج البلاغه مي خوانيم : « الا بابي و امي هم من عده اسمائهم
في السما معروفه و في الارض مجهوله (3 ) آگه باشيد! آنان كه
پدر و مادر فدايشان باد , از كساني هستند كه نام آنها در آسمان
معروف و در زمين ناشناخته و گمنامند.
به اميرمومنان بايد حق داد كه اينگونه عاشق ديدار جمال
زيباي مهدي باشد , چرا كه خود مولا , آن چنان او را وصف
كند كه هر كس بشنود نديده شيدا و خريدار او مي شود :
ديده در هجر تو شرمنده هجرانم كرد
بسكه شب ها گهر اشك بدامانم كرد
شمه اي از گل روي تو به بلبل گفتم
آن تنك حوصله رسواي گلستانم كرد
گوشه اي از غم هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت كه از گفته پشيمانم كرد
آنجا كه كه فرمود : « هو شاب مربوع حسن الوجه حسن
الشعر يسيل شعره علي منكبيه و نور و جهه يعلو سواد لحيته و
راسه بابي ابن خيره الاما(4 ) و جواني چهار شانه , نيكو
صورت و نيكوموي مي باشد كه موهايش بر شانه فرو ريخته و
نور صورتش سياهي موي سر و ريش او را تحت الشعاع قرار
مي دهد. پدرم فداي او باد كه فرزند بهترين كنيزان است .
هر دم كه جلوه با گل رخسار مي كني
آفاق را معاينه گلزار مي كني
با جلوه و جلالت آن قامت رسا
هر سرو را خجل تو ز رفتار مي كني
گه مهر را به نور رخت تاب ميدهي
گه ماه را بزلف سيه تار مي كني
با يك نگاه شيشه و سنگ حصارا
يا قوت و لعل و گوهر شهوار مي كني
مستانه گر بكوي خرابات بگذري
مستان عشق را همه هوشيار مي كني
ساقي و جام خم همه در انتظار توست
وقتي گذر به خانه خمار مي كني
اي شهريار ملك نجاتم , به پاس عشق
آيا مرا روانه دربار مي كني
يوسف به خانه روي ز بازار مي كند
هر گه زخانه روي به بازار مي كني
هر كس فتد بدام غمت تا به پاي عمر
او را بدرد عشق گرفتار مي كني ...
ياد شيرين مهدي و عشق مولا , به فرزندان معصومش
مخصوصا امام زمان (عج ) امان نمي دهد كه از آن ها و اوصاف و
كمالاتشان در جاي جاي نهج البلاغه يادي نكند و مردم زمان
خود و آيندگان را به اين صورت آگاه نكند : « آري خداوندا!
زمين هيچ گاه از حجت الهي خالي نيست , كه براي خدا با
برهان روشن قيام كند , (آن حجت و امام ) ظاهر و آشكار است
و يا بيمناك و پنهان تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هايش از
ميان نرود. تعدادشان چقدر و در كجا هستند به خدا سوگند
كه تعدادشان اندك ولي نزد خداوند بزرگ مقدارند (چرا) كه
خدا به وسيله آنان حجت ها و نشانه هاي خود را نگاه مي دارد تا
به كساني كه همانندشان هستند بسپارد , و در دل هاي آنان
بكارد , آنان كه دانش , نور حقيقت بيني را بر قلبشان تابيده و
روح يقين را دريافته اند. كه آن چه را خوشگذران ها دشوار
مي شمارند. و يا آنچه كه ناآگاهان از آن هراس داشتند انس
گرفتند. در دنيا با بدن هايي زندگي مي كنند كه ارواحشان به
جهان بالا پيوند خورده است , آنان جانشينان خدا در زمين , و
دعوت كنندگان مردم به دين خدايند » آنگاه فرمود : « آه آه شوقا
الي رويتهم » آه آه , چقدر مشتاق ديدارشان هستيم . » (5 )
من مات قد و قامت موزون توام
مفتون جمال روي بي چون توام
حاشا كه بگويمت تو ليلاي من
اما من دلباخته مجنون توام
مخصوصا دوران ظهور آن حضرت و استقرار حكومت
عادله او , كه جمال و كمال و دولت و صولت گردهم آمده ,
سخت مورد اشتياق اميرمومنان بوده است , لذا فرمود :
« يا شوقا الي رويتهم في حال ظهور دولتهم » (6 ) چقدر
مشتاق ديدار آنها هستم در آن زمان كه در ظهور دولتشان به سر
مي برند...
تداوم امامت تا ظهور مهدي
از مسائلي كه اميرمومنان به آن توجه نموده , ادامه و
استمرار امامت است در طول زمان تا دوران ظهور مهدي
موعود(عج ) و اين كه هيچ زماني خالي از حجت و امامي
نيست . اين همان سخن و مطلبي است كه در منابع شيعي و سني
آمده است كه خلفا و جانشينان پيامبر اكرم (ص ) دوازده نفرند
و همه از بني هاشم (7 ) مي باشند و به قول « شيخ سليمان
قندوزي » , مقصود از دوازده خليفه همان امامان دوازده گانه
شيعه است , زيرا نمي توان احاديث را بر خلفاي راشدين تطبيق
كرد , چون تعداد آنان كمتر از دوازده است و نمي توان بر
حاكمان اموي منطبق نمود چون بيش از دوازده نفر بودند و
غالب آنها عناصري ظالم و ستمگر بوده اند گذشته از اين آنها از
دودمان هاشم نبودند بلكه از تيره اميه بوده اند , و همين طور به
خلفاي عباسي نمي توان تفسير كرد چون تعداد آنها نيز بيش از
دوازده نفر است و افزون بر آن پيوسته با نزديكان پيامبر در
جنگ و ستيز بوده اند , لذا راهي جز اين نيست كه بگوييم كه
همان امامان دوازده گانه شيعه مقصود است و لاغير . (8 )
كلام اميرمومنان در اين زمينه چنين است : « الا ان مثل آل
محمد(ص )كمثل نجوم السما اذا خوي نجم طلع نجم فكانكم
قد تكاملت من الله فيكم الصنائع واراكم ماكنتم تاملون » (9 )
بيدار باشيد مثل آل محمد(ص ) چونان ستارگان آسمان است
اگر ستاره اي غروب كند , ستاره ديگري طلوع خواهد كرد(اين
امر تا ظهور امام زمان ادامه دارد و در دوران او است كه ) گويا
مي بينيم (در پرتو خاندان پيامبر) نعمت هاي خدا بر شما تمام
شده و شما به آنچه آرزو داريد رسيده ايد. »
در جاي ديگر صريحا فرمود : ان الائمه من قريش غرسوا
في هذا البطن من هاشم , لاتصلح علي سواهم , و لا تصلح الولاه
من غير هم (10 ) همانا امامان (دوازده گانه ) همه از قريش
مي باشند كه (درخت ) آنها را در خاندان بني هاشم كاشته اند
مقام ولايت و امامت در خور ديگران نيست و ديگر مدعيان
(زمامداري ) شايستگي آن را ندارند.
خبر از غيبت امام زمان (عج )
سالها قبل از تولد آن حضرت , امير بيان خبر از غيبت
يوسف زهرا مي دهد و اين خبر تلخ را براي همراهان و آيندگان
بيان مي كند كه « الا و آن من ادركها منا يسري فيها بسراج منير و
يحذر فيها علي مثال الصالحين ليحل فيها ربقا و يعتق فيها رقا
و يصدع شعبا , و يشعب صدعا , في ستره عن الناس لا يبصر
القائف اثره و لو تابع نظره » (11 ) بيدار باشيد و براستي آن كس از
ما(يعني حضرت مهدي (ع ) كه فتنه هاي آينده را دريابد , با
چراغي روشنگر در آن گام مي نهد. و بر همان روش صالحان
(پيامبر اكرم (ص ) و امامان گذشته )رفتار مي كند تا گره ها را
بگشايد , بردگان (و ملت هاي اسير) را آزاد سازد. و جمعيت
گمراه (و ستمگر را) پراكنده و حق جريان پراكنده را جمع
آوري كند (حضرت مهدي (عج ) سالهاي طولاني ) در پنهاني از
مردم به سر مي برد آن چنان كه اثر شناس اثر قدمش را نمي يابد
گر چه در يافتن اثر (و نشانه ها) تلاش فراوان نمايد.
دلا ديدي كه دلدارم سفر كرد
سفر كرد و مرا خونين جگر كرد
دلا ديدي كه مهدي رفت و امت
غريبانه عجب خاكي به سر كرد
دلا ديدي پدر رفت و يتيمان
به هر كوهي نداي وا پدر كرد
و در بخش ديگر فرمود : « فهو مغترب اذا اغترب الاسلام و
ضرب بعسيب ذنبه و الصق الارض بجرانه , بقيه من بقايا
حجته , خليفه من خلائف انبيائه » (12 ) در آن هنگام اسلام
غروب مي كند و چونان شتري (در راه مانده ) دم خود را به
حركت درآورده گردن به زمين مي چسباند(13 ) او (حضرت
مهدي ) پنهان خواهد شد (و غيبت صغري و كبري آغاز خواهد
شد) او باقيمانده حجت هاي الهي و آخرين جانشين از
جانشينان پيامبران است .
نگاهم باز بر در ماند برگرد
خيالت باز در برماند بر گرد
تمام عمر چشم خسته ما
به يادت همچنان تر مانده برگرد(14 )
راستي غيبت و هجران مهدي (عج ) روزي است كه ياد آن
دل هر شيعه را رنجور مي كند و بي اختيار اشك و آه فرياد
مي زند :
دلم آگاهي از جايت ندارد
نشان از رد پاهايت ندارد
در اين دنياي ما , مي دانم اي دوست
كسي تاب تماشايت ندارد
ظهور نزديك است
از نكاتي كه بسيار قابل دقت است اين است كه
اميرمومنان (ع ) ظهور و قيام آن حضرت را نزديك مي داند , اين
بشارت روح تازه در كالبد خسته دلان دوران غيبت مي دهد , و
باعث مي شود رنج دوري از حضرت را و فتنه ها و فسادهاي
آخرالزمان را با شهد شيرين ياد ظهور و نزديك بودن آن تحمل
نمايند.
بازآ كه اين دل خستگان ديوانه روي تواند
مست از مي عشق و خاك سر كي تواند
چشم انتظار ديدن چشمان جادوي تواند
دل بسته مهر تو و آن دسته موي تواند
جان بر كف راه تو و تيغ دو ابروي تواند
محو تماشاي تو و آن قد دلجوي تواند
علي (ع )مي فرمايد : « و ما اقرب اليوم من تباشير غدا يا قوم
هذا ابان ورود كل موعود , و دنو من طلعه ما لاتعرفون (15 ) و چه
نزديك است امروز ما به فردايي كه سپيده آن آشكار شد , اي
مردم ! اينك ما در آستانه تحقق وعده هاي داده شده (براي
دوران ظهور) و نزديكي طلوع آن چيزهايي كه بر شما پوشيده و
ابهام آميز است , قرار داريم .
وعده ديدار نزديك است ياران مژده باد
روز وصلش مي رسد ايام هجران مي رود(16 )
آينده روشن در حكومت مهدي (عج )
از امتيازات بزرگ تشيع در انتظار مصلح جهاني اين است
كه آينده روشن و اميد بخشي را چشم براه است كه توسط
عدل گستر جهان ايجاد خواهد شد بشارت به چنين آينده اي را
تك تك امامان معصومان داده اند و در راس آنها امير بيان
علي (ع ) مي فرمايد : « الا و من ادركها منا يسري فيها بسراج منير
و يحذوا فيها علي مثال الصالحين ليحل فيها ربقا و يعتق فيها
رقالله ثم ليشخدن فيها قوم شحذالقين النصل تجلي بالتنزيل
ابصارهم و يرمي بالتفسير في مسامعهم و يغبقون كاس الحكمه
بعد الصبوح » (17 ) بيدار باشيد آن كس از ما(يعني مهدي (ع ) كه
فتنه هاي آينده را دريابد با چراغي روشنگري در آن گام مي نهد ,
وبر همان سيره و روش پاكان « و پيامبر و امامان (ع ) » رفتار
مي كند تا گره ها را بگشايد و بردگان (و ملت هاي اسير) را آزاد
سازد... (و بعد از غيبت طولاني او) سپس گروهي براي دهم
كوبيدن فتنه ها آماده مي گردند و چونان شمشيرها صيقل
مي خورند , ديده هاشان با قرآن روشنايي گيرد , و در
گوش هاشان تفسير قرآن طنين افكند , و در صبحگاهان و
شامگاهان جامهاي حكمت سر مي كشند.
و در جاي ديگر فرمود : « لنعتفن الدنيا علينا بعد شماسها
عطف الضروس علي ولدها(18 ) و تلا عقيب ذلك و نريد ان نمن
علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم
الوارثين » (19 )دنيا پس از سركشي (در زمان ظهور مهدي (ع ) به
ما روي مي كند , چونان شتر ماده بدخو كه به بچه خود مهربان
گردد. پس اين آيه را تلاوت كرد و اراده كرديم كه بر مستضعفين
زمين منت گذارده آنان را امامان و وارثان (حكومت ها)
گردانيم » جملات فوق مانند اشاره به فوتوريسم (آينده نگري )
است نظر اميرمومنان يك آينده نگري مثبت است كه آينده
جهان را روشن و متكامل مي شناساند , بر خلاف برخي
نظريه پردازان امروزي كه آينده دنيا را تاريك , وحشت زا معرفي
مي كنند.
ره آورد حكومت امام زمان (ع )
آنچه تمام بشريت به آن چشم دوخته و در آرزوي تحقق
آن بسر مي برند , ره آورد دوران ظهور و حكومت مصلح جهاني
است , و امتياز مهم تشيع از ديگران اين است كه اين ره آورد را
به صورت مشخص و دقيق بيان نموده تا بشريت براي تحقق و
فرا رسيدن چنين دوراني بيشتر تلاش كند , اين دستاوردها به
صورت گسترده و دقيق در كلمات ائمه (ع ) بيان شده است ,
آنچه در اين جا مطرح مي شود بيان اميرمومنان در نهج البلاغه
در اين زمينه است :
1 ـ اصول گرائي :
از مهمترين ره آورد نظام دوران ظهور اين است كه به پايه و
رشته ها و ساختن انسان بيشتر توجه مي شود و آثار بعدي نيز بر
همين پايه ها استوار است .
علي (ع ) در اين زمينه مي فرمايد : « يعطف الهوي علي
الهدي اذا عطفوا الهدي علي الهوي و يعطف الراي علي القرآن
اذا عطفوا القرآن علي الرآي » (20 ) او (حضرت مهدي )
خواسته ها را تابع هدايت مي كند , هنگامي كه مردم هدايت را
تابع هوس هاي خويش قرار ميدهند , و در حالي كه (به نام
تفسير) نظريه هاي گوناگون خود را بر قرآن تحميل مي كنند , او
نظريه ها و انديشه را تابع قرآن مي سازد.
2 ـ امام زمان و زنده كردن اسلام (قران و سنت ) :
از مهمترين دستاوردها و آثار حكومت امام زمان , زنده
شدن اسلام , قرآن و سنت است , چنانكه علي (ع ) فرمود : « و
يحيي ميت الكتاب و السنه (21 ) (مهدي ) كتاب خدا و سنت
پيامبر(ص ) را (كه تا آنروز متروك مانده ) زنده مي كند. و در
قسمتي از خطبه 138 كه قبلا نقل شد اين جمله آمده : « و
يعطف الراي علي القرآن , او نظريه ها و انديشه ها را تابع قرآن
مي سازد. »
3 ـ استقرار عدالت فراگير :
از ديگر مهمترين ره آورد حكومت حضرت مهدي (عج ) كه
آرزوي تمامي انسانها است , استقرار عدالت جهاني و گسترده
است , كه در روايات متواتره نيزه به عنوان مهمترين دستاورد
قيام آن حضرت « الذي يملاالارض عدلا و قسطا » ذكر شده
است .
و علي (ع ) هم مي فرمايد : « فيريكم كيف عدل السيره » (22 )
اوروش عادلانه (در حكومت حق ) را به شما مي نماياند.
4 ـ مجازات فاسدان :
قطعا براي برپائي حكومت عدل , جلوگيري از فساد و
مفسدان و تخلف مختلفان لازم و ضروري مي نمايد , لذا مولا
مي فرمايد : « و سياتي غد بما لا تعرفون ياخذالوالي من غيرها
عما لها علي مساوي اعمالها » و فردايي كه شما را از آن هيچ
شناختي نيست ( و زمامداري حكومت مي كند كه غير از
حاكمان امروزي است او حضرت مهدي است ) كه عمال و
كارگزاران حكومتها را بر اعمال بدشان كيفر خواهد داد.
5 ـ آزادگي و آزادي :
از ديگر ره آورد دوران ظهور و حكومت عادلانه مهدي (ع )
آزادي انسان ها از بردگي و ستمگري است , بشري كه در طول
تاريخ ستم ها و ظلم ها آزادي واقعي او را سلب كرده و او را به
بردگي و بندگي كشيده است در آن دوران به آزادي واقعي و
مشروع و دلخواه خود خواهد رسيد.
علي (ع ) در اين باره فرمود : « .. ليحل فيها ربقا و يعتق
رقا(23 ) مهدي بر سيره صالحان رفتار مي كند , تا گره ها را
بگشايد , و بردگان (و ملت هاي اسير و رنج ديده و ستم كشيده )
را آزاد سازد.
6 ـ وحدت واقعي :
با توسعه عدالت اجتماعي در زير سايه قرآن وسنت
محمدي , وفراهم شدن زمينه آزادي واقعي و برچيده شدن
تبعيض ها , خود بخود جامعه به سوي وحدت و اتحاد قدم
برخواهد داشت .
اميرمومنان كه خود براي وحدت و اتحاد جامعه اسلامي
فداكاريها نمود , از خلافت و حق خود گذشت , اهانت هاي به
همسرش را ناديده گرفت , و سكوت تلخ چند ساله را تحمل
نمود , مي فرمايد : « و يصرع شعبا و يشعب صدعا » (24 ) ,
جمعيت گمراه و ستمگر را پراكنده و حق جويان پراكنده را
جمع آوري مي كند (و وحدت واقعي بين آنها ايجاد مي نمايد)
7 ـ وفور نعمت :
قطعا هر زمامداري به اسلام وقرآن عمل نمايد , و عدالت را
در جامعه فراگير سازد. و جلو مفسدان را بگيرد , رحمت الهي
نيز دست آنها را خواهد گرفت , به هر اندازه مسائل فوق
مراعات شوند , امدادها و رحمت الهي نيز فراگيرتر خواهد بود ,
اين امر در زمان عدالت گستر هستي به اوج خود مي رسد. لذا
زمين تمام نعمت هاي خويش را در اختيار او قرار مي دهد. در
نهج البلاغه در اين باره مي خوانيم : « و تخرج له الارض افاليذ
كبدها و تلقي اليه سلما مقاليدها(25 ) زمين جگر گوشه (و
ميوه ها و گنج ها) خود را براي او بيرون مي ريزد , و كليدهاي
(معادن ) خود را به او مي سپارد.
و در جاي ديگر فرمود : « فكانكم قد تكاملت من الله فيكم
الصنائع (26 ) (در پرتو خاندان پيامبر و مهدي آل
محمد(ص )) نعمت هاي خدا بر شما تمام خواهد شد.
8 ـ برآورده شدن آرزوها :
سالها است كه بشر در آرزوي تحقق عدالت جهاني , امنيت
فراگير , آزادي واقعي و... به سر مي برد , و هنوز كه هنوز است
آرزوي هاي بشر به صورت كامل و تمام به حقيقت نپيوسته و
جامه عمل به خود نپوشيده است , تنها دوراني كه اصلي ترين
واصولي ترين آرزوهاي بشر تحقق عيني خواهد يافت دوران
ظهور ظهور مهدي موعود (عج )است , چنانكه مولا علي (ع )
فرمود : « و اراكم ما كنتم تاملون » (27 ) در دوران مهدي (عج ) كه
نشان مي دهد آنچه را آرزو داشتيد (و به آرزوهاي خود خواهيد
رسيد).
اي دل مخور اندوه و غم سرها به سامان مي رسد
با يك جهان شور و شعف آن جان جانان مي رسد
ويرانگر كاخ ستم باجيش ايمان مي رسد
احياگر دين خدا حامي قرآن مي رسد
چشم انتظاران را بگو يوسف زكنعان مي رسد
اي دل شب هجران ما آخر به پايان مي رسد
پي نوشت ها :
1 ـ مرحوم شيخ حسين اصفهاني (كمپاني ) .
2 ـ بحارالانوار , ج 51 , ص .115
3 ـ نهج البلاغه , محمددشتي , خبه 187 , ص .368
4 ـ شيخ طوسي . كتاب الغيبه (موسسه معارف اسلامي ) ص 47
و ر ك ابن ابي الحديد شرح نهج البلاغه , ج 7 , ص 58
5 ـ نهج البلاغه , همان حكمت 147 , ص 660 شماره
11 ـ.14
6 ـ محمدبن يعقوب كليني , الكافي , دارالتعارف , ج 1 , ص
235 , ح .3
7 ـ ر ـ ك صحيح مسلم . ج 6 , ص 3 سبحاني , بحوث في الملل و
النحل , ج 6 , ص 58 ـ61
8 ـ شيخ سليمان فندوزي , ينابيع الموده , چاپ استانبول سال
1301 , ص 446 , با تلخيص .
9 ـ نهج البلاغه , همان , خطبه 100 , ص 186 , شماره 7
10 ـ همان , خطبه 144 , ص 264 , شماره .4
11 ـ همان , خطبه 150 , ص .274
12 ـ همان خطبه 182 ص 348 , شماره .24
13 ـ ضرب المثلي است براي شتر خسته , كه دم خود را بحركت
مي آورد و گردن به زير مي چسباند كه اين حالت نشانه ضعف و
درماندگي اوست .
14 ـ غلامرضا كرمي گناوه .
15 ـ نهج البلاغه (همان ) خطبه 150 , ص 274 , شماره .3
16 ـ امام خميني (ره )
17 ـ خطبه 150 , ص 274 , شماره 3 ـ5
18 ـ همان حكمت 209 , ص 672
19 ـ سوره قصص , آيه 5
20 ـ همان خطبه 138 , ص .256
21 ـ همان .
22 ـ همان .
23 ـ همان خطبه .150
24 ـ همان .
25 ـ همان , خطبه 138 , ص .256
26 ـ همان خطبه 100 , ص .186
27 ـ همان , ص .186
به نقل از مجله پاسدار اسلام

| |