
سال 1332 شمسي است . با وجود گذشت هشت سال از انفجارهاي
اتمي هيروشيما و ناكازاكي توسط آمريكا , جهان همچنان تحت تاثير اين
حادثه شوك آور قرار دارد. در ذهن مردم جهان , تفكر احتمال تكرار چنين
فاجعه هولناكي , به منزله يك كابوس خودنمائي مي كند در چنين فضايي ,
« دووايت آيزنهاور » رئيس جمهور وقت آمريكا كه از اجلاس چند جانبه
« برمودا » بازگشته است با حضور در صحن سازمان ملل كه به دعوت « داگ
هامرشولد » , دبير كل وقت سازمان ملل صورت گرفت طرح تاسيس يك نهاد
بين المللي را مطرح مي كند كه بر توليد تسليحات اتمي در جهان نظارت
نمايد.
اين پيشنهاد در زماني مطرح مي شود كه روسها نيز نخستين آزمايش
هسته اي خود را انجام داده و به عنوان دومين قدرت صاحب سلاح هسته اي
شناخته شده اند و ذهن جهان براي تاسيس چنين نهادي آماده است .
اين پيشنهاد آيزنهاور كه تحت عنوان « اتم براي صلح » مطرح شد با
وجود ظاهر صلح جويانه اش , هدف مهمتري را دنبال مي كرد. در حقيقت
آمريكايي ها براي اينكه قدرت هسته اي را در انحصار خود داشته باشند با
طرح چنين موضوعي قصد داشتند تا يك منع قانوني براي برخوردار شدن
ساير كشورها از تسليحات هسته اي ايجاد كنند. آيزنهاور وقتي پيشنهاد خود
را مطرح كرد , سخني درباره خطرات زرادخانه اتمي آمريكا بر زبان
نياورد.
تاريخچه ـ پيشنهاد ايزنهاور كه در 17 آذر 1332 مطرح گرديد سرانجام
عملي شد و يكسال بعد يعني در سال 1333 قطعنامه اي داير بر لزوم تاسيس
يك نهاد ناظر بر برنامه هاي هسته اي جهان در مجمع عمومي به تصويب
رسيد.
اساسنامه نهاد مذكور در مهر ماه 1335 در ژنو با راي مثبت 81 كشور
به تصويب رسيد و سرانجام در هفتم مرداد 1336 سازماني با عنوان « آژانس
بين المللي انرژي اتمي » تاسيس گرديد و مقر آن شهر وين , مركز اتريش قرار
گرفت .
در سالهاي پس از تاسيس آژانس انرژي اتمي , اين سازمان متناسب با
تحولاتي كه در شرايط سياسي جهان پيش آمد مورد تغيير و تحول قرار
گرفت . يكي از اين موارد افزودن الزام آمريكا و شوروي سابق به تعديل
تسليحات اتمي به به مفاد قرارداد آژانس , پس از بحران موشكي كوبا در سال
1341 بود . در راستاي اين هدف , در همان سال اين آژانس , براي خود
آزمايشگاهي در شهر « سيبر اسدورف » اتريش به منظور تحقيق در امور
هسته اي ايجاد كرد.
دستيابي كشورهاي فرانسه (در سال 1329 ) و چين (در سال 1343 ) به
سلاح هسته اي , موجب شد تدابير ديگري توسط اعضاي اين آژانس اتخاذ
شود . در اين چارچوب , در سال 1347 بيانيه اي موسوم به « پيمان منع تكثير
سلاح هاي هسته اي » يا « ان پي تي » به تصويب رسيد.
پيمان « ان پي تي » در حقيقت با هدف محدود ساختن شمار كشورهاي
دارنده تسليحات هسته اي به تصويب رسيد . در دهه 1350 تقريبا اكثر
كشورهاي صنعتي و در حال توسعه به ان پي تي پيوستند.
گرايش جهان به استفاده از انرژي اتمي در اوايل دهه 1350 كه به علت
بحران نفتي ناشي از جنگ اعراب و اسرائيل بود بار ديگر اين آژانس را در
مركز توجه جهانيان قرار داد. با اينحال وقوع حادثه ديگري در اوايل دهه
1360 موجب شد به يكباره اين گرايش سير نزولي بگيرد . آن حادثه , نشت
راديو اكتيو از نيروگاه « چرنوبيل » در شوروي سابق بود. اين حادثه تبعات
مرگباري در پي داشت و علاوه بر كشته و معلول شدن هزاران نفر , بخش
وسيعي از محيط زيست را آلوده كرد كه اثر آن سالها ادامه داشت .
در سال 1370 شايعات مربوط به برنامه اتمي عراق بار ديگر اين آژانس
را در كانون توجه قرار داد و همزمان , تبليغات عليه فعاليت هاي اتمي كره
شمالي اوج گرفت .عامل اين ادعاها عمدتا كشورهاي غربي بودند. به موازات
اين تحولات , فروپاشي شوروي موجب شد تسليحات اتمي موجود در
زرادخانه هاي شوروي سابق كه در جمهوريهاي مختلف پراكنده بود به يك
معضل جديد تبديل شود.
در سال 1375 مجمع عمومي سازمان ملل قطعنامه اي مبني بر توقف
آزمايش سلاح هاي هسته اي تصويب كرد. با تصويب اين قطعنامه , حيطه
وظايف آژانس گسترده تر شد و دامنه آن تا نظارت بر رقابت تسليحاتي ,
نظارت بر نگهداري مواد هسته اي حاصل از انهدام تسليحات اتمي , نظارت
بر زباله هاي اتمي و همچنين بررسي آلودگي هاي احتمالي سايت هاي آزمايش
تسليحات اتمي در آسياي ميانه و اقيانوس آرام وسعت يافت .
تولد ناقص
همانگونه كه ذكر شد آژانس بين المللي انرژي اتمي باوجود ظاهر جذاب
و صلح جويانه خود , از ابتدا با ايراد و مشكل متولد شد. زيرا اگر رسالت اين
سازمان عاري ساختن جهان از تسليحات مرگبار اتمي بوده است وجود
كشورهايي كه داراي انبار عظيمي از سلاح هاي هسته اي بودند از همان ابتدا
فلسفه ايجاد اين نهاد بين المللي را زير سئوال برد. به عبارت ديگر اگر
براساس مفاد قرادادهاي اين سازمان , داشتن سلاح هسته اي غيرقانوني و
مجرمانه است چه توجيهي برخي كشورها را از اين قانون مستثني مي كند. بر
اساس چه منطقي , برخي كشورها بايد تسليحات هسته اي داشته باشند و
ديگران از آن منع شوند
وجود اين نقيصه اساسي , كارايي اين سازمان بين المللي را كه
مي توانست مرجعي مهم و موثر در جهت اعتلاي صلح جهاني باشد به
شدت خدشه دار كرده است . اين تبعيض آشكار بيانگر يك بي قانوني در
عرصه بين المللي است و تداعي كننده تفسير ديگري از قانون جنگل
مي باشد. بر اين اساس هر كشور كه قدرت دارد مي تواند مقررات آژانس
بين المللي انرژي اتمي را ناديده بگيرد.
« البرادعي » رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي اين واقعيت تلخ را در
قالب اظهارات محافظه كارانه خود چنين بيان مي كند : تا زماني كه آمريكا و
ساير كشورهاي اصلي داراي تسليحات هسته اي به خلع سلاح تن ندهند ,
پيدايش كشورهاي هسته اي جديد ادامه خواهد داشت . (1 )
سلطه صهيونيستها بر آژانس
در حاليكه سابقه فعاليت هاي اتمي رژيم صهيونيستي درست به زمان
تاسيس آژانس بين المللي انرژي اتمي يعني سال 1336 باز مي گردد با اينحال
در طول حدود نيم قرن فعاليت اتمي اسرائيل , اين آژانس نه تنها متعرض
فعاليتهاي اين رژيم در زمينه ساخت سلاح هاي هسته اي نشده است بلكه
حتي از تذكر شفاهي نيز به اين رژيم سركش ابا داشته است . اين در حالي
است كه توليد سلاح هاي اتمي توسط تل آويو محرز بوده
است .
بي اعتنايي اين رژيم در برابر آژانس تا به آن حد است كه رئيس كميسيون
امنيت و امور خارجه پارلمان رژيم صهيونيستي در آستانه ديدار
« محمدالبرادعي » از اسرائيل در اوايل تابستان گذشته اظهار داشت : اين
مقامات اسرائيلي ها هستند كه از البرادعي در مورد عملكرد آژانس خواهند
پرسيد و خواسته هاي خود را از آژانس مطرح خواهند كرد نه اينكه البرادعي
از اسرائيل در مورد برنامه هسته اي اش سئوال كند . (2 )
در اين ميان پاسخ البرادعي به اين موضع گيري هاي وقيحانه اسرائيل
شايد قدري مضحك باشد. وي در پاسخ به علت عدم بازرسي از تاسيسات
هسته اي اسرائيل گفت : متاسفانه اين مسئله (بازرسي تاسيسات اتمي
اسرائيل ) در صلاحيت و اختيار من نيست . زيرا من اختيار بازرسي از
اسرائيل و پنج كشور قدرتمند هسته اي را ندارم ! البرادعي ناتواني آژانس در
برخورد با رژيم صهيونيستي را چنين توجيه مي كند : امضاي پيمان منع
تكثير سلاح هاي هسته اي داوطلبانه بوده است و اسرائيل به دلايل خاص
خودش تصميم گرفته است به آژانس نپيوندد!(3 )

البته بايد به اين نكته اشاره كرد كه بازديد تيرماه گذشته آژانس از
اسرائيل تنها يك اقدام نمايشي بود تا فشار افكار عمومي جهاني درباره
تبعيض آشكار در برخورد با تل آويو را كاهش دهد. اين تبعيض درباره رژيم
صهيونيستي با اوج گيري اقدامات آژانس عليه چند كشور مشخص , طي
سالهاي اخير حساسيت جهاني را برانگيخته است از اينرو مسئولان آژانس
انرژي اتمي با سفر به اسرائيل در واقع در تلاش براي كاستن از اين
حساسيت جهاني بوده اند.
در حقيقت بايد گفت آژانس انرژي اتمي همچون ساير مجامع بين المللي
به دليل اعمال نفوذ صهيونيستهاي هوادار اسرائيل قدرت بازخواست از اين
رژيم را ندارد. حتي بايد گفت كه لابي صهيونيستي حساسيت شديدتري بر
سلطه اين سازمان , در مقايسه با مجامع ديگر بين المللي دارد.
دليل اين موضوع نيز روشن است . اسرائيل به دليل موجوديت جعلي
خود تنها به زرادخانه تسليحاتي حامي اصلي خود , آمريكا متكي است .
بديهي است هرگونه خطري كه اين حمايت را مورد تهديد قرار دهد اين
رژيم را به وحشت مي اندازد. در اين ميان , احتمال دستيابي كشورهاي ديگر
به فناوري هسته اي , به ويژه در منطقه خاورميانه كه عمدتا داراي جمعيت
مسلمان هستند نگراني اين رژيم را براي بقاي خود برانگيخته است . از اينرو
براي حاميان بين المللي اين رژيم , استفاده ابزاري از آژانس انرژي اتمي
براي رفع اين نگراني , امري حياتي است . توجه به اين واقعيت ترديدي در
سلطه صهيونيستها بر آژانس انرژي اتمي باقي نمي گذارد.
با در نظر گرفتن اين واقعيت , سياستهاي آژانس در اعمال فشار عليه
جمهوري اسلامي ايران قابل توجيه است .
در اين ميان با اينكه جمهوري اسلامي ايران بارها بر اراده خود مبني بر
حركت در مسير استفاده صلح آميز از فناوري هسته اي تاكيد كرده و
بازرسي هاي پي درپي آژانس نيز آنرا تائيد كرده است و در اين راستا حتي
« پروتكل الحاقي » آژانس انرژي اتمي را نيز امضا نموده , اما همچنان آماج
فشارهاي تبليغاتي آمريكا و صهيونيستها قرار دارد.
خط مشي شاخص صهيونيستها در اين سياست موذيانه تلاش در جهت
كسب حمايت جهاني عليه ايران با القاي اين ذهنيت است كه ايران يك
تهديد براي صلح جهان مي باشد. اين سياست را ايهودباراك نخست وزيري
سابق رژيم صهيونيستي به صراحت اذعان ميكند. باراك در انتقاد از نحوه
عملكرد شارون و دستيارانش در برخورد با با ايران مي گويد : نبايد در برخورد
با جنجال پيرامون برنامه هسته اي ايران , مستقيما و به تنهايي عمل كرد.
باراك به شارون توصيه مي كند : اسرائيل بايد تكروي نكند و در اين قضيه
ديگران را هم نگران سازد تا با اسرائيل هم صدا شوند و چنين قانع شوند كه
ايران براي صلح جهاني يك تهديد است . (4 )
با اينحال شواهد و تحولات جهاني نشان مي دهداين سياست
صهيونيستها نيز نمي تواند براي مدتي طولاني نگراني آن ها را برطرف نمايد.
واقعيت اين است كه جهان اكنون به نقطه اي رسيده است كه جلوگيري از
گسترش فناوري ودانش روز تقريبا غيرممكن است . اين واقعيت تلخ براي
صهيونيستها در اظهارات وزير امنيت داخلي آمريكا كاملا آشكار مي باشد.
وي در گزارشي اعلام كرد : تاكنون چنين گمان مي رفت كه تنها چند كشور
معدود قادر به توليد تسليحات هسته اي هستند اما آژانس بين المللي انرژي
اتمي اكنون تعداد كشورهايي را كه از توانمندي توليد بمب اتمي برخوردار
هستند بين 35 تا 45 كشور برآورد كرده است . (5 )
پاورقي :
1 ـ روزنامه جمهوري اسلامي ـ 82,7,10
2 ـ كيهان ـ 83,4,17
3 ـ رسالت 83,7,12
4 ـ جمهوري اسلامي 83,6,24
5 ـ آفتاب يزد 82,11,1
6 ـ سايت آژانس بين المللي انرژي اتمي در اينترنت
البرادعي : تا زماني كه آمريكا و ساير كشورهاي اصلي
دارنده تسليحات هسته اي به خلع سلاح تن ندهند , پيدايش
كشورهاي هسته اي جديد ادامه خواهد داشت
آژانس بين المللي انرژي همزمان با شروع اقدامات
هسته اي رژيم صهيونيستي شكل گرفت ولي طي نيم قرن
فعاليت خود هيچگاه متعرض فعاليتهاي اتمي اسرائيل
نگرديد
رئيس كميسيون امنيت و امور خارجه پارلمان رژيم
صهيونيستي در آستانه ديدار تير ماه گذشته البرادعي از
اسرائيل تاكيد كرد : اين اسرائيل است كه بايد از البرادعي در
مورد عملكرد آژانس سئوال كند و خواسته هاي خود را مطرح
نمايد نه اينكه آژانس از اسرائيل در مورد برنامه هسته اي اش
سئوال كند!
زيرنويس عكس :
نماي ساختمان مركزي آژانس بين المللي انرژي اتمي ـ وين

|