مي دانيم كه هست , مي دانيم كه مي آيد , هنوز هم چشم براهش هستيم و
تاآمـدنش لحظات بي كسي و دربدري را مي گذرانيم .
بار خدايا تو آگاهي , تو مي شنوي , تو مي داني نهان و آشكار ما , به تمام
اسرار وجود ما , وجود اين مسلمانان جهان بويژه شيعيان در آتش عشق
سوزان حضرت مهدي (عج ) مي سوزد و روحمان ازاين بي كسي نالان و
بي پناه است , بي پناه تر از آن چه كه قابل مصداق باشد.
وه چه سوختني , سوختن و خاكستر شدن در عشق كسي كه لايق آن است
تنها سعادتي است كه به ما روي مي آورد.
با تمام نااميدي هايمان تو تنها كسي هستي كه به اميدش زنده ايم , تنها
راهي هستي كه در كوره راههاي زندگي در كف دستان تهي تر از خالي ما
مانده است , تو تنها عاملي هستي كه تنها بخاطر او نفس مي كشيم .
آري , اي تمامي دنيا بدانيد كه او خواهد آمد , خواهد آمد تا دل مشتاقان
منتظرش را در آني آب كرده و قلب سوخته آنها را در چشم به هم زدني
خاكستر نمايد تا بلكه با سوختن لياقت ديدنش را به دست آورند.
بار خدايا چه منتي برما نهادي كه انسانمان آفريدي , چه لطف بيكراني
به ما عطا كردي كه محمد مصطفي (ص ) را نبي ما ساختي و ما را در خيل پر
جوشش مسلمانان در آوردي , چه كرمي بالاتر از آن كه حضرت علي
مرتضي (ع ) را ولي بي همتاي ما قرار دادي و ما را شيعه عاشق و دلباخته او
كردي .
چگونه مي توان چنين لطفي را پاس داشت , ديگر چگونه مي توان
رحمان و رحيم بودن تو را به اثبات رساند.
چه سعادتي برتر از مسلمان بودن , چه خوشبختي بزرگتر از شيعه بودن ,
چه لطفي فراتر از آن كه چنين لياقتي يافتي كه منتظر آخرين قبله عبوديت و
مظهر و نمونه عدالت حق تعالي باشيم .
آري ما خوشبخت تر از ديگرانيم به خاطر مسلمان بودن , به خاطر شيعه
بودن .
تواي برترين انسانها , تواي كاملترين مخلوقات , تواي مايه قوام و تداوم
حيات و دنيا برما بتاب كه خاموشترينيم .
تو اگر بر ما ننگري , در ظلمات اين دنيا گم خواهيم شد. تو اگر دستمان را
نگيري , در مرداب گناه غرق خواهيم شد , تو اگر به ما نظر نكني , در آتش
دروغ و نفاق اين دنيا خواهيم سوخت , تـو اگر به ما كمك نكني , خود را با
ريسمان گناهانمان بردار خواهيم زد , آري تو اگر آني به ما نينديشي , از
شكست خورده ترين و فاني ترين اهل زمينيم .
خدايا! اگر لحظه اي را بدون ياد و عشق او سپري كنيم جان ما بستان كه
بي او هيچيم .
تو خواهي آمد سالهاست كه چشم به جانب كعبه دوخته ايم كه بيايي .
عمري است كه سالها كه صبح شفق هر جمعه در غم فراغت ندبه مي خوانيم
كه چرا چشمان ما تاآن جمعه نيز لياقت ديدار تو را نيافته است .
تو ضامن بقاو خوشبختي اهل زميني , تو صاحب اختيار و ولي نعمت
مايي , تو اي قديمي ترين نعمتهاي بي مانند , تواي عزيزترين بي رقيب در
بزرگي و فخر.
تو خواهي آمد , اي ناجي مسلمانان واي معين ضعفا , بيا كه كمر فلسطين
در درد بي كسي شكست , بيا كه مردم بوسني را به جرم مسلمان بودن قلع و
قمع كردند , بيا كه نور چراغ افغانستان را بي فروغ ساختند , بيا كه مسلمانان
عراق را آواره كرده اند , بيا كه مسلمانان پاكستان , مصر , ليبي و ساير
كشورهاي مسلمان را از هم گسسته اند.
تو كجايي كه ببيني كه چگونه به حرم اجدادت بي حرمتي مي كنند. تو
كجايي كه ببيني مردم چگونه براي زيارت نجف و كربلا خود را به آب و آتش
مي زنند و خود را به تيغ دشمن مي سپارند.
آري , آري مي دانيم كه دلت خون است . مي دانيم كه چقدر مشتاق آمدني
تاانتقام پهلوي شكسته مادرت را بگيري . مي دانيم كه تو نيز منتظر وقت
آمدني تا دين ناب محمدي را احياسازي .
بار خدايا شايستگي انتظارش را نصيب عاشقانش ساز , اين سعادت را
به ما عطا كن تا بتوانيم خاك قدمش را طوطياي چشم خويش سازيم و در
ركاب وي ذره ناچيزي باشيم .
قم خبرگزاري جمهوري اسلامي

|
كم گفته هايي درباره امام عصر عليه السلام
|
به مناسبت ولادت امام زمان ارواحنا فداه , در نيمه شعبان 255 قمري
سخنان بسياري گفته مي شود ولي ناگفته همچنان بسيار است و كم گفته ها نيز
فراوان كه اشاره اي به آنها خواهيم داشت .
1 ـ حضرت در سن 5 سالگي پدر را از دست داد و مادر را نيز در شش
سالگي و بدين جهت در كودكي از هر دو طرف يتيم شد , مانند جد
بزرگوارش رسول اكرم (ص ).
2 ـ نام و كنيه وي « ابوالقاسم » , همنام رسول اكرم مي باشد و ولادت
حضرت در ماه شعبان رخ مي دهد كه آخرين پيامبر الهي اين ماه را ماه خود
مي نامند.
3 ـ رسول اكرم پيامبر جهانيان شد و آخرين وصي وي نيز امام و رهبر
جهانيان خواهد بود . پيامبر طرح و برنامه آورد و در ظرف 23 سال اجرا نمود
و توفيق نسبي داشت و امام عصر عليه السلام همان برنامه را در مرحله
اجراي كامل قرار مي دهد. همان قرآن است و سنت پيامبر , همان قبله است و
اسلام ناب محمدي .
4 ـ حضرت پس از ظهور در مكه معظمه كه رسول الله نيز در مكه مبعوث
شد , در مراحل گوناگون ياران متنوع دارد . اولين مرحله 313 نفر در مكه و در
مرحله ديگر 10 هزار نفر و در مرحله ديگر هفتاد هزار نفر كه به تدريج به
حضرت ملحق مي شوند و كار اجرائي و مديريت را عهده دار گشته و در
ركاب حضرت براي فتح و پيروزي آماده فداكاري مي باشند.
5 ـ امام عسگري عليه السلام به حكيمه دختر حضرت جوادالائمه
عليه السلام فرمود « خداوند به من فرزندي مي دهد كه سراسر زمين را با علم
و ايمان و هدايت احيا نمايد. » پس برنامه دعوت به ايمان براساس آگاهي و
هدايت مرم مي باشد.
6 ـ حضرت , جهاد و مبارزه مسلحانه را به همراه كتاب و دعوت دارد « و
انزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه باس
شديد و منافع للناس » همانند رسول اكرم , و چون آغاز كار است بطور طبيعي
با قلدران و مستكبران و طاغوت ها و مفسدان برخورد فيزيكي خواهد
داشت .
7 ـ داستان سرداب امام زمان عليه السلام در سامرا بدين جهت است كه
سه امام بزرگوار « حضرت هادي و عسگري و مهدي عليه السلام » در آن مكان
زندگي مي كردند و مامورين عباسي براي دستگيري حضرت مكرر به آن
مكان رفته و امام را نيافته اند.
8 ـ حديث معروف رجوع افراد در احكام فرعيه به فقيه جامع الشرائط از
آن امام عسگري عليه السلام « و اما من كان من الفقها صائنا لنفسه , حافظا
لدينه , مخالفا لهواه , مطيعا لامر مولاه فعلي العوام ان يقلدوه » مي باشد و
حديث « و اما الحوادث الواقعه فا رجعوا فيها الي رواه احاديثنا فانهم
حجتي عليكم و اناحجه الله عليهم » كه در مسائل روز به كسي كه راوي
احاديث ما مي باشد رجوع نمائيد , از آن امام زمان عليه السلام است .
9 ـ جريان عقيقه تا 300 گوسفند و آرد و روغن براي شيعيان و دوستان
پس از ولادت حضرت براي بيمه كردن امام عليه السلام و اطلاع دادن به
ياران از ولادت فرزند بزرگوارش مي باشد.
10 ـ ولادت وي مخفيانه انجام گرفت و رشد وي سريع بود , و سفرهاي
معراجي به سوي فضاي بالا و با فرشتگان زيستن در كودكي داشت , و تلاوت
آيه 5 و 6 سوره قصص « و نريدان نمن علي الذين استضعفوا في الارض » در
آغاز ولادت , گواه ويژه بودن همه زندگي و كار حضرت مي باشد كه نمونه هاي
آن را در ولادت رسول اكرم از فرو ريختن بتها , شكست كنگره هاي ايوان
مدائن , خاموش شدن آتشكده فارس و گفتگوي ابليس با جبرئيل , داريم .
11 ـ در ياران خصوصي 313 نفر امام حضور زنان كه تا 50 نفر گفته اند
حتمي مي باشد و همراه امام در سفرها و فتح و پيروزي خواهند بود و
مسئوليت ويژه اي را دارا مي باشند.
12 ـ ياران امام نيز همانند اصحاب امام حسين (ع ) ويژه و گوناگون از
گذشتگان و حاضران , مي باشند و حتي حضرت عيسي حضور مي يابد ,
اصحاب كهف زنده مي گردند , سلمان و مقداد , مالك اشتر و ابودجانه
انصاري , پانزده نفر از ياران حضرت موسي كه بدين صورت معلوم مي گردد ,
ياران كيستند و خصوصيات آنها چيست و امام مجموعه اي از گذشتگان و
حاضران را با خود دارد و هر يك از آنها قدرت و نيرومندي چهل نفر را
دارند و چون ابر پائيزي به سرعت خود را به امام مي رسانند. دلهاي محكم و
باور ثابت و قاطعيت ويژه دارند « كان قلوبهم زبر الحديد , فيمنعونه منه , قزعا
كقزع الخريف , عده اهل البدر و هم اصحاب الالويه و هم حكام الله في ارضه
علي خلقه » و از برجستگان تاريخ و از شهرهاي گوناگون دنياي اسلام
مي باشند.
سيد رضا اكرمي

|
برگزاري نخستين همايش سراسري « موعود در اديان » در
شهرستان كرج
|
خبرگزاري جمهوري اسلامي : نخستين همايش « موعود در اديان » هفته
جاري در دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج برگزار شد.
در اين همايش جايگاه اديان مختلف و قياس جايگاه مذهب تشيع با ذكر
اديان و مذاهب و اثبات ضرورت وجود منجي مورد بررسي قرار گرفت .
موعودگرايي اديان آسماني , فرجام جهان از ديدگاه اديان , مهدويت ,
غرب و آمادگي هاي پيش از ظهور , موعود و رسانه هاي جهاني , جهاني سازي
و نظريه موعود و جوانان , آمادگي و عصر ظهور از محورهاي اين همايش
بود.
در اين همايش آقايان : مصباح يزدي , حسن رحيم پور ازغدي , رباني
گلپايگاني و رضا رمضاني امام جمعه كرج به سخنراني پرداختند.

|
هفت جام معرفت از زلال مهدوي
|
جام چهارم
پيش تر آمد كه در آخرين توقيع كه از ناحيه مقدسه امام عصر(عج )
خطاب به جناب علي بن محمد سمري صادر شد , اين فراز به خوبي بارز و
آشكار بود كه :
« ... از شيعيانم كساني ادعاي مشاهده مي كنند , آگاه باشيد كسي كه قبل از
خروج سفياني و صيحه آسماني , ادعاي مشاهده كند. همانا كه او دروغ گو و
افترازننده است ... »
از سوي ديگر , در طول غيبت كبري موارد بسيار و متعددي از سرگذشت
كساني كه به فيض ديدار حضرتش نائل شده اند , گزارش شده است كه اگرچه
تك تك آن ها يقين آور نيست اما از مجموع اين موارد مي توان پي برد كه
چنين ديدارهايي اجمالا ممكن است و بلكه اتفاق افتاده است .
حال سوال اين است كه چگونه مي توان بين اين دو دسته را جمع كرد
يعني رواياتي كه مدعيان مشاهده را دروغ گو و افترازننده معرفي مي كنند و نيز
دسته اي از وقايع و گزارش ها كه در تحققشان ترديدي نيست .
به نظر مي رسد كه نخست بايد ميان « مشاهده » و « رويت » و « ديدار »
تفاوت قائل شد. در مشاهده معمولا يك رابطه ي دوجانبه لحاظ مي شود و
اين بار معنايي را نيز به هم راه دارد كه طرفين ديدار به دل خواه خود در هر
زماني كه بخواهند مي توانند براي ديدار هم آمد و شد كنند. بلي . البته و به
قطع و يقين با آغاز غيبت كبري اين باب به كلي مسدود شد و اين كه هر كسي
بتواند به اراده خودش , هر وقت و زماني كه بخواهد به اين فيض نائل شود ,
ميسور نخواهد بود و افرادي كه چنين ادعايي داشته و يا دارند , دروغ گو و
افترازننده اند , اما از سوي ديگر , اگر آن امام رئوف و مهربان بخواهند در
سختي ها و گرفتاري ها به فرياد شيعيانشان برسند ـ كه يكي از نام هاي
مباركشان نيز « غوث » و « كهف حصين » يعني پناه و ماوايي محكم و استوار
است ـ در اين مواقع به خواست و اذن امام (ع ) كه از اذن الهي منشا مي گيرد.
چنين ديدارهايي محقق و واقع مي شود كه ضرورتا نيز لازم نيست با شناخت
ايشان هم راه باشد و ممكن است طرف مقابل در آن لحظه و يا هرگز متوجه
نشود كه طرف ديدارش همان امام زمانش بوده اند. اما به هر حال , اين قبيل از
ديدارها , ممكن و بلكه واقع است و بزرگاني نيز هم چون علامه ي مجلسي در
بحارالانوار و محدث نوري در نجم الثاقب به تفصيل بسياري از آن ها را
شرح و بسط داده اند.
نكته بسيار مهمي كه در اين ميان نبايد از آن غفلت شود , آن كه گرچه
ديدار آن بزرگوارفيضي عظيم و نعمتي گران مايه است و نيز در بسياري از
دعاها از خداي متعال مي خواهيم كه ديدارش را نصيب ما و شامل حالمان
نمايد , اما بايد دانست كه آن چه ما در مسير اين ديدار پرفيض و مقدس به آن
سفارش شده ايم نه آن است كه به هر كوي و برزن و كوه و بياباني سربكشيم و
هر ادعا و خبري را بپذيريم و به آن دل خوش كنيم , بلكه به ما دستور داده
شده كه :
اولا : بدانيم اين نعمت عظيم نيز مانند ساير نعمت هاي الهي به اذن ,
خواست و توفيق الهي بستگي دارد و چه بسا خداي متعال به دلايل بسياري
اين ديدار را براي بسياري صلاح ندانند.
ثانيا : بايد با تقوي و ورع زمينه اين ديدار را فراهم ساخت و با خدمت
صادقانه در مسير آن ولي الهي محبت و عنايت حضرتش را متوجه خود كرد
والا به هر ادعايي نمي توان اعتنا كرد.
از اين رو , آن بزرگوار خود در نامه اي خطاب به شيخ مفيد مي فرمايند :
« اگر پيروان ما ـ كه خداوند توفيق طاعتشان دهد ـ دل هايشان در وفاي
به عهد و پيماني كه با ما دارند , گرد هم مي آمد. از ديدار مبارك ما محروم
نمي شدند و سعادت ديدار ما را زودتر مي يافتند... »
بنابراين , چنين ديداري , آرزوي هر شيعه و منتظري است ; اما دو نكته را
نيز بايد دانست .
نكته نخست : مفتاح و سرنخ اين ديدار مبارك به دست ما نيست , بلكه به
دست خود آن حضرت و بلكه به اذن و خواست الهي است كه اين توفيق
نصيب شود و با اين ادعاهاي رايج اصلا سرسازگاري ندارد.
نكته دوم : عامل اصلي اين فراق اعمال زشت ماست وگرنه آن بزرگوار
هيچ كم لطفي به خصوص نسبت به شيعيانشان ندارد.
ضمن آن كه , اين نكته را نيز مي بايد به جد و وسواس مواظب بوده
آويزه ي گوش كنيم كه مبادا ديگراني , خداي ناخواسته , از اين احساس
لطيف و پاك منتظران ديدارش , استفاده هايي نابه جا برند و اين تمناي
وصال , دست آويزي براي ادعاهاي گزاف و خودنمايي هايشان شود كه چنين
ادعاهايي , به فرمايش خود آن بزرگوار , دروغ و افترايي بيش نخواهد بود!
سلمان غديري

| | | |