
برگزاري انتخابات رياست جمهوري در افغانستان , بار ديگر اين كشور و
رويدادها و تحولاتش را به صحنه اول روزنامه هاي ايران و جهان كشانده است .
گرچه اين رويداد , مختصات يك انتخابات سالم را نداشت ولي يقينا به عنوان
يك رخداد مهم در فهرست رويدادهاي ماندني افغانستان قرار خواهد گرفت و به
ثبت خواهد رسيد. مطلب زير كه به همين مناسبت تنظيم شده , گاه شمار
رويدادهاي مهم تاريخ افغانستان است .
26 تير 1352 محمد داوود داماد ظاهرشاه عليه وي دست به كودتا زد و به
حكومت 40 ساله وي در افغانستان خاتمه داد .
7 ارديبهشت 1358 نورمحمد تره كي رهبر حزب خلق افغانستان عليه داوود
كودتا كرد و وي را به قتل رساند.
28 شهريور 1358 حفيظ الله امين با كودتا عليه نورمحمد تره كي و كشتن وي به
قدرت رسيد.
6 دي 1358 نظاميان روس , افغانستان را به اشغال خود درآوردند , امين را
كشتند و ببرك كارمل را جانشين وي ساختند.
14 ارديبهشت 1365 ژنرال نجيب الله رئيس سازمان اطلاعاتي افغانستان
(خاد) قدرت را از ببرك كارمل تحويل گرفت .
26 بهمن 1367 آخرين واحدهاي نظامي شوروي پس از 9 سال اشغالگري
خاك افغانستان را ترك كردند
15 ارديبهشت 1371 حكومت نجيب ساقط و قدرت به دولت موقت مجاهدين
افغانستان به رياست صبغت الله مجددي سپرده شد.
9 دي 1371 ـ برهان الدين رباني توسط شوراي حل و عقد به رياست حكومت
افغانستان منصوب شد.
تابستان 1372 ـ جنگ و درگيري ميان رباني و نيروهاي تحت فرمان حكمتيار
موجب كشته شدن بيش از 10 هزار غيرنظامي شد .
13 آبان 1373 ـ طالبان در ايالت قندهار در مرز « اسپين بولدك » پاكستان به
رهبري ملامحمدعمر اعلام موجوديت كرد.
4 خرداد 1375 ـ حكمتيار رهبر حزب اسلامي و رباني رهبر جمعيت اسلامي
پيمان اتحاد بستند. حكمتيار نخست وزير و رباني رئيس جمهور افغانستان شد.
5 مهر 1375 ـ با ورود نيروهاي طالبان به كابل دولت ائتلافي حكمتيار و رباني
فروپاشيد و نجيب الله به دار آويخته شد
13 آذر 1375 ـ ببرك كارمل به بيماري سرطان در روسيه درگذشت .
15 خرداد 1376 ـ مخالفان طالبان در شمال افغانستان ائتلافي به رهبري ژنرال
عبدالرشيد دوستم تشكيل دادند.
17 مرداد 1377 ـ با ورود عناصر طالبان به داخل سركنسولگري جمهوري
اسلامي ايران در مزار شريف محمود صارمي و جمعي از ديپلماتها و پرسنل
كنسولگري توسط طالبان به شهادت رسيدند.
30 مرداد 1377 آمريكا به تلافي انهدام سفارتخانه هايش در كنيا و تانزانيا , دو
كشور افغانستان و سودان را مورد حمله قرار داد و دست كم يكصد موشك كروز
به سمت شهر خوست افغانستان شليك كرد.
18 شهريور 1380 ـ ا حمدشاه مسعود از رهبران اصلي مخالف طالبان توسط
عوامل انتحاري القاعده كشته شد.
15 مهر 1380 ـ حملات سنگين هوايي آمريكا به قلمرو طالبان آغاز شد .
23 آبان 1380 نيروهاي اتحاد شمال افغانستان با تضعيف طالبان وارد كابل
شدند.
6 آذر 1380 اجلاس بن با هدف سامان دادن به حكومت جديد افغانستان پس از
سقوط طالبان تشكيل شد.
24 خرداد 1381 لويه جرگه , كرزي را به عنوان رئيس جمهور موقت افغانستان
براي مدت 18 ماه منصوب كرد .
27 آذر 1381 ـ 23 كشور جهان پس از اجلاس اسلو متعهد شدند تا براي
بازسازي افغانستان يك ميليارد و 24 ميليون دلار كمك در اختيار آن كشور قرار
دهند.
اول دي 1380 حكومت طالبان سقوط كرد و حامد كرزي منتخب اجلاس بن
رياست دولت موقت اين كشور را برعهده گرفت .
15 دي 1382 طايفه هاي رقيب در افغانستان كه عضو لويه جرگه بودند درباره
قانون اساسي آن كشور به توافق مي رسند و اين كار زمينه را فراهم آورد تا پس از
يك ربع قرن جنگ و درگيري در اين كشور , اولين انتخابات افغانستان برگزار
شود.
هفتم بهمن 1382 ـ حامد كرزي قانون اساسي را كه توسط لويه جرگه تاييد
شده بود به طور رسمي و قانوني تصويب كرد.
13 فروردين 1383 ـ 23 كشور كمك كننده به افغانستان در شهر برلين آلمان
متعهد شدند تا دوم فروردين 1384 در مجموع 4,5 ميليارد دلار , و ظرف 3 سال
بعد از آن 8,2 ميليارد دلار كمك در اختيار اين كشور قرار دهند .
6 خرداد 1383 كرزي قانون انتخابات را تصويب كرد . به موجب اين قانون
اولين انتخابات رياست جمهوري و پارلماني برگزار خواهد شد.
18 مهر 1383 ـ انتخابات رياست جمهوري در افغانستان در شرائط تحريم
انتخابات توسط رقيبان كرزي در اين كشور برگزار شد.

|
همسايه نامهربان
|

نگاهي به تداوم سياستهاي خصمانه عراق عليه جمهوري اسلامي
ايران
سيدمحمود جوادي
كودتاها , نظام هاي ديكتاتوري و حكومتهاي نامشروع در اولين گام و
حركت سياسي خود تلاش در ايجاد جو اعتماد و حمايت همسايگان خود و
به رسميت شناختن خويش توسط كشورهاي همجوار و قدرتهاي بزرگ
جهاني دارند.
اين تلاش بويژه در مورد كشورهائي كه سابقه خوبي از رفتار و تعامل
خود با دولتهاي منطقه و همسايه خويش برجاي نگذارده اند , چشمگيرتر و
جدي تر مي نمايد. براي مثال كشوري مانند عراق كه همواره در سالهاي پس
از استقلال خود با همسايگان خويش مسئله داشته , بيشتر از ساير كشورها
نياز به اعتمادسازي دارد . ولي آيا حكومت پس از ساقط شدن رژيم 25 ساله
صدام در روابط خود با بزرگترين همسايه خويش يعني ايران , خط
اعتمادسازي را دنبال كرده و يا چهره هاي اصلي تاثيرگذار در سياست هاي
اين دولت همچون رژيم صدام در جهت تخريب اين رابطه كوشيده اند
طي 4 ماهي كه از بقدرت رسيدن حكومت علاوي در عراق مي گذرد ,
چهره هائي مانند حازم شعلان وزير دفاع , هوشيار زيباري وزير خارجه و
حتي شخص اياد علاوي نخست وزير هيچگاه نگاه مثبت و سازنده اي نسبت
به جمهوري اسلامي ايران نداشته و هيچگاه در مسير رفع كدورتهائي كه
حكام پيشين عراق سبب بوجود آمدن آن در روابط دو كشور بوده اند گام
برنداشته اند.
فراموش نكنيم كه دولت علاوي زائيده تفكر اشغالگران در عراق است و
فراموش نكنيم كه اشغال عراق نيز از بنيان يك طرح صهيونيستي بود ,
طرحي كه پس از حادثه مرموز و مشكوك 20 شهريور آمريكا به صورت
اشغال دو كشور عراق و افغانستان در دوسوي مرزهاي شرقي و غربي ايران
اسلامي به اجرا گذارده شد. بنابراين غيرطبيعي نيست اگر تصور كنيم حركات
و سكنات دولت فعلي عراق در قبال ايران , زائيده مصالح آمريكائيهاي
اشغالگر است . دقيقا به همين دليل است كه سياست حكام فعلي عراق در
برابر هر دولت و هر سازمان و هر جرياني كه مخالف مصالح و منافع
آمريكائيها هستند , منفي و خصمانه است و بالعكس . (1 )
براي مثال مقامات عراقي در برابر سوريها كه مخالف سياست
آمريكائيها در منطقه بحران زده خاورميانه هستند , جبهه گيري خصمانه
دارند ولي در برابر دولت تركيه كه متحد منطقه اي آمريكاست , عليرغم
اشغال نواحي شمالي عراق توسط نظاميان تركيه و چشم طمع تركها به منابع
نفت خيز كركوك , موضع مثبت توام با اغماض دارند.
اكنون بي مناسبت نيست كه به نمونه هائي از اقدامات دولت فعلي عراق
كه كاملا همسو و منطبق بر خواست و منافع صهيونيست ها و آمريكائيها و
مغاير با مصالح جمهوري اسلامي ايران است اشاره شود.
صدور گذرنامه عراقي براي چندين اسرائيلي و عوامل نفوذي رژيم
صهيونيستي در عراق در دوران « پل برمر » حاكم آمريكائي عراق . (2 )
ديدار علني و پنهان نخست وزير عراق و برخي اعضا دولت اين كشور با
شخصيت هاي سياسي رژيم صهيونيستي (3 ) و سفر محرمانه قاضي دادگاه
صدام به اسرائيل . (4 )
اتهام پي در پي به ايران مبني بر دخالت در امور داخلي عراق و اتخاذ
مواضع خصمانه عليه ايران . (5 )
اجازه فعاليت به زمينخواران اسرائيلي در عراق و شركت هاي مختلف
صهيونيستي كه تحت پوشش بازسازي عراق وارد آن كشور شده و مي شوند
و از اين طريق به اطلاعات مورد نياز و سودهاي كلان دست پيدا مي كنند . (6 )
تعامل دولت عراق با يهوديان محلي در شمال عراق و دادن اجازه خريد
زمين و اراضي وسيع به آنها در بغداد و شمال آن كشور.
موارد فوق چنان در مسير رضايت اشغالگران و رژيم صهيونيستي به
پيش رفته است كه سيلوان شالوم وزير خارجه رژيم صهيونيستي به آسايش
اسرائيل درباره انتقال قدرت در عراق اعتراف مي كند . (7 )
بنابراين در مسير تحولاتي كه تامين كننده رضايت خاطر آمريكا و
اسرائيل در عراق است , نمي توان انتظار داشت چيزي به نفع جمهوري
اسلامي ايران جريان يابد.
گرچه دولت عراق براي سرپوش گذاشتن بر بي كفايتي خود و اشغالگران
آمريكايي در ايجاد امنيت در عراق ناامني هاي اين كشور را به ايران و خارج
از عراق نسبت مي دهد , اما مي توان گفت كه با رفتن صدام و گماشتن عناصر
بعثي (8 ) و دست نشانده آمريكا در مناصب مختلف حكومتي عراق اين نكته
ثابت مي شود كه چيزي در عراق عوض نشده و رژيم كنوني حاكم عراق از
همان بيماري رژيم گذشته رنج مي برد و ايران را هنوز دشمن اصلي خود
فرض مي كند.
منابع
1 ـ سايت اينترنتي روزنامه الشرق الاوسط
2 ـ روزنامه جمهوري اسلامي 1383,7,6
3 ـ روزنامه كيهان 1383,5,28 و آفتاب يزد 1383,7,2
4 ـ روزنامه جوان 1383,4,21
5 ـ روزنامه جمهوري اسلامي 1 و 1383,5,7 و روزنامه مردم سالاري
1383,5,5
6 ـ روزنامه جوان 1383,4,11
7 ـ روزنامه جوان 1383,4,11
8 ـ روزنامه ابتكار 1383,6,4
دولت فعلي عراق زائيده طرح صهيونيستي اشغال نظامي
اين كشور است . از چنين دولتي نمي توان انتظار داشت ,
در جهت جبران خطاهاي رفتاري گذشته عراق در قبال
ايران اسلامي تلاش كند

|
|