
در « فرهنگ فاطمي » ـ كه جامع و همه سونگر و پوياست ـ
پشتيباني از جبهه « توحيد » و نبردگاه هاي حق و باطل و
ياري رساني به جهادگران راه خدا , عرصه و صحنه ديگري از
فعاليت هاي ارزشمند سياسي و اجتماعي محسوب مي شود.
اين عرصه و صحنه بزرگ , چه در ارتباط با جنگ و ستيز با
دشمنان خارجي , و چه مرتبط با نبرد و مقابله با فتنه گران و
آشوب طلبان داخلي , با سياست و حكومت پيوند مي خورد و
اين فرهنگ عظيم و سترگ را كه به شدت در مسير تحقق نظام
سياسي اسلام حركت مي كند و « دين » و « سياست » را ملازم و
ممزوج مي داند و پيوند و ارتباطشان را طبيعي و ناگسستني
مي پندارد , به نقش آفريني در اين عرصه و صحنه مشتاق
مي سازد.
در نگاه فرهنگ فاطمي , « جهاد » يك ركن و اصل بزرگ
محسوب مي شود و با تحقق همه جانبه آن موجوديت اسلام
صيانت و پاسداري مي شود و امنيت سرزمين هاي اسلامي
تامين مي گردد و استقلال و آزادي و سلامت و سعادت
ملت هاي مسلمان بيمه مي شود.
اهميت و ارزش خاص جهاد في سبيل الله در فرهنگ جامع
فاطمي , پشتيباني از جبهه هاي نبرد اسلام با كفر و شرك و نفاق
را ضروري مي سازد و « زن مسلمان » را اگر چه مكلف و
وظيفه مند به جهاد و نبرد با دشمنان خدا در عرصه هاي
روياروي نظامي نيست , به ياري رساني در امور پشت جبهه و
حضور اضطراري در داخل اردوگاه ها و سنگرهاي مقدم جبهه
براي مداواي مجروحان و كمك رساني هاي ديگر , راغب
مي سازد.
جهاد و ستيز و مبارزه با دشمنان به دليل نقش حياتي و
حائز اهميتي كه در حفظ كيان اسلام و سرزمين اسلامي و
استقلال و آزادي و جان و مال و ناموس مردم دارد , از واجبات
بزرگ الهي و مورد توصيه و تاكيد مكرر در قرآن كريم و كلام
معصومين (ع ) مي باشد.
خداوند قادر متعال به صراحت تمام پيامبر خدا (ص ) را
به برانگيختن اهل ايمان براي جهاد و قتال در راه خدا فرمان
مي دهد.
« يا ايهاالنبي حرض المومنين علي القتال » (1 )
« اي پيامبر , اهل ايمان را به جنگ و جهاد با دشمنان
برانگيز » .
سپس در ادامه آيه به اين واقعيت اشاره مي كند كه « ايمان »
و « مقاومت » مومنان موجب مي گردد كه هر بيست نفر آنان بر
دويست تن , و هر صد تن آنان بر هزار تن از اهل كفر و شرك و
نفاق غلبه نمايند , چرا كه اهل ايمان داراي فهم و درك و بينش
الهي نسبت به حقايق و واقعيت ها مي باشند و به خداوند متعال
ايمان و توكل دارند و او را يگانه منبع فيض و رحمت و علم و
قدرت و احاطه و قيموميت مي دانند و اين ايمان و عشق الهي
در جان و روحشان نفوذ كرده و تمام زواياي وجودشان را به
استحكام و توانايي رسانده است و از همين رو قادرند بر سپاه
خصم همچون سيل و طوفان فرودآيند و با قوا و نيروي انساني
كمتر , بر كثيري از آنان سيطره يابند. در نقطه مقابل , قواي كفر
به دليل آن كه انديشه و فكر و باور و اعتقادشان همانند تارهاي
عنكبوت , سست و لرزان است و به مبدا وجود و يگانه منبع و
سرچشمه همه قدرت ها و علم و حكمت و احاطه و توانايي ها
تكيه ندارند و از ادراك و فهم و بينش متزلزل و ناپايداري
برخوردار مي باشند , در مقابله با اهل ايمان سريع به هراس
مي افتند و روحيه خويش را مي بازند و در برابر قواي اندك
جبهه « حق » , به انهزام و پريشاني و شكست و ذلت گرفتار
مي آيند.
اين واقعيت انكارناپذير را كه در طول تاريخ اسلام در
بسياري از عرصه ها و ميادين نبرد حق عليه باطل به ظهور و
عينيت درآمده است , در ادامه آيه مزبور و در يك بيان كوتاه و
كلي چنين مشاهده مي نمائيم :
« ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا مائتين , و ان يكن
منكم مائه يغلبوا الفا من الذين كفروا بانهم قوم لايفقهون » (2 )
« اگر از شما مومنان بيست تن باشند و در جنگ پايداري
ورزند , بر دويست تن از قواي كفر غلبه خواهند يافت . و اگر از
ميان شما اهل ايمان صد تن باشند , بر هزار تن از كافران پيروز
مي شوند. زيرا كافران مردمي عاري از فهم و بينش مي باشند. »
علاوه بر آيه مزبور و آيات مشابه ديگر كه خداوند متعال
پيامبر خويش را به برانگيختن مومنان براي جهاد و مبارزه با
جبهه كفر و شرك ونفاق فرمان مي دهد , در آيات متعدد ديگر
اهل ايمان به طور مستقيم مورد خطاب قرار مي گيرند و از
جانب حضرت پروردگار به جهاد و ستيز با دشمنان امر
مي شوند. آيه ذيل نمونه اي از آيات مورد اشاره
مي باشد :
« جاهدوا باموالكم و انفسكم في سبيل الله » (3 )
« اي اهل ايمان , با مال و جان خويش در راه خدا جهاد
كنيد. »
اين آيه شريفه , در كنار جهاد با « جان » در ميادين رزم ,
جهاد با « مال » را نيز مطرح مي نمايد و به اين وسيله ارزش و
اهميت خاص اين نوع مجاهده و آثار ارزشمند آن را در جامعه
و در عرصه هاي گوناگون حيات سياسي و اجتماعي و اقتصادي
مي نماياند.
خداوند متعال , در آيه ديگري از قرآن كريم , محبت
خويش را نسبت به جهادگران ومبارزان راه توحيد كه با
صف هاي پولادين و در اوج اتحاد و صميميت به نبرد با
دشمنان اشتغال مي ورزند , اعلام مي نمايد و به اين طريق بار
ديگر جايگاه و نقش و ارزش جهاد في سبيل الله را مطرح
مي سازد :
« ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كانهم بنيان
مرصوص » (4 )
« خداوند كساني را كه در راه او با صفوفي مستحكم و
پولادين به جهاد و مبارزه با دشمنان مي پردازند , دوست
مي دارد. »
اهميت خاص جهاد در راه خدا , به تمام ابعاد و جلوه هاي
آن تعميم مي يابد و از ان جمله حضور « زنان » در پشت جبهه و
پشتيباني از نيروهاي جان بركف و ايثارگر را ارزشمند مي سازد.
در فرهنگ جامع فاطمي , هم جايگاه و نقش جهاد و مبارزه
در ميدان هاي جنگ وستيز با دشمنان حائز اهميت است و آثار
ارزشمند آن مطرح مي باشد , و هم پشتيباني و ياري رساني
توسط زنان مسلمان به جبهه هاي نبرد نور عليه ظلمت داراي
ارزش و منزلت است .
در انديشه هاي حضرت فاطمه زهرا(س ) « جهاد » اصل
مقدس و داراي جايگاه و نقش حياتي است و ضرورت آن
امري واضح و روشن و غيرقابل انكار مي باشد.
حضرت زهراي مرضيه (س ) درباره جايگاه و منزلت و آثار
جهاد في سبيل الله چنين مي فرمايد :
« الجهاد عزا للاسلام » (5 )
« جهاد در راه خدا , مايه عزت و سربلندي اسلام است . »
حضرت فاطمه زهرا(س ) در اين كلام ژرف , عزت و
سرافرازي اسلام را با جهاد در راه خدا پيوند مي زند و مرتبط
مي سازد.
« عزت و سرافرازي اسلام » شكوفايي , بالندگي , استمرار و
بقا و جاودانگي اسلام را به ارمغان مي آورد و موجب حضور
موثر و پايدار و تاثيرگذار قوانين جامع و زندگي ساز و
انسان پرور اين دين مبين در همه عرصه ها و صحنه هاي حيات
دنيايي مي گردد. از طرفي ديگر , اين عزت وسرافرازي , موجب
متزلزل شدن اركان حيات كفر و شرك و نفاق و خذلان و ذلت
قدرت هاي ظلم گستر و متعدي و فسادطلب مي شود و دامنه
تجاوز و قتل و كشتار و جنايت آنان را محدود مي نمايد و
زمينه ساز استقرار صلح و آرامش و امنيت و نقش آفريني
ارزش ها و هنجارهاي الهي و مفاهيم انساني در زمين مي شود.
اين آثار حياتي و ارزشمند كه از عزت و سرافرازي اسلام
برمي خيزند , در صورتي چهره ظاهر مي سازند و تحقق
مي يابند كه اصل « جهاد در راه خدا » به طور كامل به ظهور و
عينيت در آيد و هيچ قصور و غفلت و تسامحي در عمل به اين
فريضه بزرگ الهي صورت نگيرد.
حضرت زهراي مرضيه (س ) با اين تفكر عميق درباره
جهاد در راه خدا و آثار حياتي و ارزشمند آن , پشتيباني و
ياري رساني به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل را يك وظيفه و
مسئوليت سياسي و اجتماعي مي داند و خود در كنار زنان
مومن و آگاه و تلاشگر به انجام اين وظيفه الهي اهتمام
مي ورزد.
حضرت زهرا(س ) در جبهه « احد » و پس از وقوع حوادث
ناگواري كه به جراحت و زخمي شدن رسول گرامي اسلام
منجر گرديد , به صحنه جنگ شتافت و حضرت علي (ع ) را
مشاهده نمود كه چهره خون آلود پيامبر اكرم (ص ) را شستشو
مي دهد. حضرت فاطمه (س ) ديده به سيماي پدر دوخت و
وقتي مشاهده كرد كه جريان خون قطع نمي شود قطعه حصيري
را سوزاند و خاكستر آن بر جاي زخم چهره پدر گذاشت و به
همين وسيله موجب قطع جريان خون گشت .
نبي اكرم اسلام (ص ) پس از حضور در مدينه , شمشير
خون آلود خود را به حضرت زهرا(س ) داد و فرمود :
« دخترم اين شمشير را شستشو كن . » (6 )
رسول گرامي اسلام (ص ) با آن كه مي توانست اين وظيفه
را به همسرش محول سازد , لكن با توجه به اشتياق حضرت
فاطمه (س ) به ياري رساني به رزمندگان و اشتراك مساعي در
امر جهاد في سبيل الله , دخترش را به انجام اين كار موظف
ساخت .
همين انگيزه و هدف موجب گرديد كه حضرت علي (ع ) نيز
از حضرت فاطمه (س ) بخواهد كه شمشير خون آلودش را كه
در راه خدا بر فرق كافران فرود آمده است شستشو دهد و در
ثواب جهاد در راه خدا سهيم گردد.
حضرت علي (ع ) در حالي كه دستش تا بالاي شانه
خون آلود بود , شمشير « ذوالفقار » را به حضرت زهرا(س ) سپرد
و فرمود :
« اين شمشير را بگير كه امروز مرا شرمنده نساخت »
و سپس اين اشعار زيبا و حماسي را خطاب به زهراي
مرضيه (س ) سرود :
افاطم هاك السيف غير ذميم
و لست برعديد ولا بمليم
لعمري لقد عذرت في نصر احمد
و طاعه رب بالعباد عليم
اميطي دما القوم عنه فانه
سقي آل عبدالدار كاس حميم
اي فاطمه , بگير اين شمشير سرافراز را كه سرافكنده
نيست , و من مردي ترسان و لرزان و سرزنش كننده خود نيستم
(و كوتاهي در دفاع از پيامبر الهي نكرده ام تا خويشتن را مذمت
و سرزنش نمايم ).
سوگند به جانم كه در ياري احمد(ص ) و اطاعت از
خداوندي كه به كردار بندگانش آگاه است , كوشيدم .
خون هاي دشمنان را از اين شمشير پاك كن , كه اين
شمشير امروز جام مرگ را به خاندان عبدالدار (پرچمداران
قريش ) خورانيد.
سپس رسول اكرم (ص ) به حضرت زهرا(س ) فرمود :
« اي فاطمه , شمشير علي را بگير شوهرت امروز وظيفه خود را
ادا نمود , و خداوند به وسيله شمشير او , طاغيان و سركشان
قريش را نابود ساخت . (7 )
حضرت فاطمه زهرا(س ) ذوالفقار علي (ع ) را گرفت و آن
را با دقت و اشتياق شستشو داد.
حضور ديگر حضرت زهراي مرضيه (س ) در عرصه
پشتيباني و ياري رساني به جهادگران توحيد , جبهه « خندق »
است .
در جنگ خندق , شهر مدينه در محاصره كامل دشمنان
قرار داشت و هر كس در اندازه توان خود در ياري رساني به اين
جبهه براي جلوگيري از تهاجم و تعدي دشمنان تلاش و
مجاهده مي نمود. حضرت فاطمه زهرا(س ) نان مي پخت و از
اين طريق بخشي از نيازهاي رزمندگان ايثارگر اسلام را تامين
مي نمود.
حضرت زهرا(س ) در يكي از روزها براي فرزندان خويش
نان تازه اي آماده ساخت , لكن نتوانست رسول خدا(ص ) را كه
در جبهه خندق به كار و تلاش و مجاهده اشتغال داشت از اين
نعمت محروم سازد , به همين دليل به پاخاست و به جبهه
خندق شتافت و پس از مشاهده و ديدار پيامبر اكرم (ص ) ,
چنين فرمود :
« قرص ناني كه مي بينيد براي غذاي فرزندانم آماده كردم ,
اما دلم آرام نگرفت , ناچار آن را خدمت شما آوردم .
رسول گرامي اسلام (ص ) قرص نان را از زهراي بتول (س )
گرفت و به او چنين فرمود :
« اين اولين غذايي است كه پس از سه روز , پدرت بردهان
مي گذارد . » (8 )
جبهه سوم حضور حضرت فاطمه زهرا(س ) , همراهي با
پيامبر اكرم (ص ) و حضرت علي (ع ) و لشكريان اسلام در « فتح
مكه » مي باشد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) در شرايطي به همراهي و
پشتيباني و ياري رساني قواي اسلام در فتح مكه اهتمام ورزيد
كه داراي چهار فرزند خردسال بود و بايد محافظت و نگهداري
آنها را به همراه وظيفه و مسئوليت اشتراك مساعي در پيشروي
سپاه اسلام به نحو احسن عهده دار مي گرديد.
حضرت زهراي بتول (س ) فاصله طولاني « مدينه » تا « مكه »
را همراه با سپاهيان اسلام طي نمود و ياريگر رسول خدا(ص )
و اميرمومنان (ع ) و رزمندگان جان بركف اسلام بود.
به اين ترتيب بانوي مطهر و مقدس اسلام , در كنار تمام
تلاش و فعاليت هايي كه در عرصه هاي دانش ورزي و بينش
آفريني و آموزش و آگاهي بخشي و تربيت و پرورش به انجام
مي رسانيد و لحظه اي درنگ و كوتاهي و سستي و تزلزل به خود
راه نمي داد و همگان را از انوار مقدس وجود خويش بهره مند
مي ساخت , حضور در عرصه پشتيباني از جبهه هاي نبرد حق
عليه باطل و ياري رساني به سپاهيان سلحشور اسلام را نيز
ضروري و لازم و حياتي مي دانست و اين وظيفه ومسئوليت
بزرگ را در اوج ايثار و فداكاري و شور و اشتياق به مرحله
عمل در مي آورد.
دقت ها , تعمق ها , جامع انديشي ها , همه سونگري ها , كثرت
عمل و فراگير و گسترده بودن تلاش ها و فعاليت هاي حضرت
زهراي مرضيه (س ) در تمام عرصه ها و صحنه ها و ميادين
حيات فردي , اجتماعي , علمي , فرهنگي , هنري , اخلاقي ,
تربيتي , و سياسي و نظامي موجب گرديد كه « فرهنگ فاطمي »
از جامعيت و بالندگي و پويايي و تحول زايي و تحرك آفريني
برخوردار شود و با اين مشخصه هاي زيبا و انسان پرور و
جامعه ساز , براي همه عصرها ونسل ها , الگوي كامل « حيات
برتر » باشد.
« فرهنگ فاطمي » را پاس بداريم و زيباترين شيوه اكرام
بزرگداشت آن را كه جاري كردن آموزش هاي جامع و
رهايي بخش و زندگي ساز آن در انديشه و رفتار و مواجهات و
تعاملات و عملكردهاي مختلف مي باشد , در عينيت حيات
جامعه انساني به ظهور درآوريم .
پي نوشت ها :
1 ـ قرآن كريم , سوره انفال , آيه 65
2 ـ قرآن كريم , سور انفال , آيه 65
3 ـ قرآن كريم , سوره توبه , آيه 41
4 ـ قرآن كريم , سوره صف , آيه 4
5 ـ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) , ص 58 , حديث 49
6 ـ اعيان الشيعه , ج 1 , ص 310
7 ـ ارشاد مفيد , ج 1 , ص 80
8 ـ بحارالانوار , ج 20 , ص 245 , فرهنگ سخنان فاطمه
زهرا(س ) , ص 57 , حديث 48
دقت ها , تعمق ها , جامع انديشي ها ,
همه سونگري ها , كثرت عمل و فراگير و گسترده بودن
تلاش ها و فعاليت هاي حضرت زهراي مرضيه (س )
در تمام عرصه ها و صحنه ها موجب گرديد كه
« فرهنگ فاطمي » از جامعيت و بالندگي و پويايي و
تحول زايي و تحرك آفريني برخوردار شود و با اين
مشخصه هاي زيبا و انسان پرور و جامعه ساز , براي
همه عصرها و نسل ها , الگوي كامل « حيات برتر »
باشد.
در نگاه فرهنگ فاطمي , « جهاد » يك ركن و اصل
بزرگ محسوب مي شود و با تحقق آن موجوديت
اسلام صيانت و پاسداري مي شود و امنيت
سرزمين هاي اسلامي تامين مي گردد و استقلال و
آزادي و سلامت و سعادت ملت هاي مسلمان بيمه
مي شود و همين امر پشتيباني از جبهه هاي نبرد
اسلام با كفر و شرك و نفاق را ضروري مي سازد و
« زن مسلمان » را در اين ياري رساني راغب
مي نمايد.

|