روزنامه جمهوري اسلامي 19/07/1383 صفحه عقيدتي
بنيان هاي فكري و جلوه هاي عملي « فرهنگ فاطمي » ـ33 (آخرين قسمت ) فرهنگ فاطمي , عرصه هاي سياسي و اجتماعي 7 ـ پشتيباني از جبهه توحيد و نبردگاه هاي حق عليه باطل





در « فرهنگ فاطمي » ـ كه جامع و همه سونگر و پوياست ـ پشتيباني از جبهه « توحيد » و نبردگاه هاي حق و باطل و ياري رساني به جهادگران راه خدا , عرصه و صحنه ديگري از فعاليت هاي ارزشمند سياسي و اجتماعي محسوب مي شود. اين عرصه و صحنه بزرگ , چه در ارتباط با جنگ و ستيز با دشمنان خارجي , و چه مرتبط با نبرد و مقابله با فتنه گران و آشوب طلبان داخلي , با سياست و حكومت پيوند مي خورد و اين فرهنگ عظيم و سترگ را كه به شدت در مسير تحقق نظام سياسي اسلام حركت مي كند و « دين » و « سياست » را ملازم و ممزوج مي داند و پيوند و ارتباطشان را طبيعي و ناگسستني مي پندارد , به نقش آفريني در اين عرصه و صحنه مشتاق مي سازد.
در نگاه فرهنگ فاطمي , « جهاد » يك ركن و اصل بزرگ محسوب مي شود و با تحقق همه جانبه آن موجوديت اسلام صيانت و پاسداري مي شود و امنيت سرزمين هاي اسلامي تامين مي گردد و استقلال و آزادي و سلامت و سعادت ملت هاي مسلمان بيمه مي شود.
اهميت و ارزش خاص جهاد في سبيل الله در فرهنگ جامع فاطمي , پشتيباني از جبهه هاي نبرد اسلام با كفر و شرك و نفاق را ضروري مي سازد و « زن مسلمان » را اگر چه مكلف و وظيفه مند به جهاد و نبرد با دشمنان خدا در عرصه هاي روياروي نظامي نيست , به ياري رساني در امور پشت جبهه و حضور اضطراري در داخل اردوگاه ها و سنگرهاي مقدم جبهه براي مداواي مجروحان و كمك رساني هاي ديگر , راغب مي سازد.
جهاد و ستيز و مبارزه با دشمنان به دليل نقش حياتي و حائز اهميتي كه در حفظ كيان اسلام و سرزمين اسلامي و استقلال و آزادي و جان و مال و ناموس مردم دارد , از واجبات بزرگ الهي و مورد توصيه و تاكيد مكرر در قرآن كريم و كلام معصومين (ع ) مي باشد.
خداوند قادر متعال به صراحت تمام پيامبر خدا (ص ) را به برانگيختن اهل ايمان براي جهاد و قتال در راه خدا فرمان مي دهد.
« يا ايهاالنبي حرض المومنين علي القتال » (1 )
« اي پيامبر , اهل ايمان را به جنگ و جهاد با دشمنان برانگيز » .
سپس در ادامه آيه به اين واقعيت اشاره مي كند كه « ايمان » و « مقاومت » مومنان موجب مي گردد كه هر بيست نفر آنان بر دويست تن , و هر صد تن آنان بر هزار تن از اهل كفر و شرك و نفاق غلبه نمايند , چرا كه اهل ايمان داراي فهم و درك و بينش الهي نسبت به حقايق و واقعيت ها مي باشند و به خداوند متعال ايمان و توكل دارند و او را يگانه منبع فيض و رحمت و علم و قدرت و احاطه و قيموميت مي دانند و اين ايمان و عشق الهي در جان و روحشان نفوذ كرده و تمام زواياي وجودشان را به استحكام و توانايي رسانده است و از همين رو قادرند بر سپاه خصم همچون سيل و طوفان فرودآيند و با قوا و نيروي انساني كمتر , بر كثيري از آنان سيطره يابند. در نقطه مقابل , قواي كفر به دليل آن كه انديشه و فكر و باور و اعتقادشان همانند تارهاي عنكبوت , سست و لرزان است و به مبدا وجود و يگانه منبع و سرچشمه همه قدرت ها و علم و حكمت و احاطه و توانايي ها تكيه ندارند و از ادراك و فهم و بينش متزلزل و ناپايداري برخوردار مي باشند , در مقابله با اهل ايمان سريع به هراس مي افتند و روحيه خويش را مي بازند و در برابر قواي اندك جبهه « حق » , به انهزام و پريشاني و شكست و ذلت گرفتار مي آيند.
اين واقعيت انكارناپذير را كه در طول تاريخ اسلام در بسياري از عرصه ها و ميادين نبرد حق عليه باطل به ظهور و عينيت درآمده است , در ادامه آيه مزبور و در يك بيان كوتاه و كلي چنين مشاهده مي نمائيم :
« ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا مائتين , و ان يكن منكم مائه يغلبوا الفا من الذين كفروا بانهم قوم لايفقهون » (2 )
« اگر از شما مومنان بيست تن باشند و در جنگ پايداري ورزند , بر دويست تن از قواي كفر غلبه خواهند يافت . و اگر از ميان شما اهل ايمان صد تن باشند , بر هزار تن از كافران پيروز مي شوند. زيرا كافران مردمي عاري از فهم و بينش مي باشند. »
علاوه بر آيه مزبور و آيات مشابه ديگر كه خداوند متعال پيامبر خويش را به برانگيختن مومنان براي جهاد و مبارزه با جبهه كفر و شرك ونفاق فرمان مي دهد , در آيات متعدد ديگر اهل ايمان به طور مستقيم مورد خطاب قرار مي گيرند و از جانب حضرت پروردگار به جهاد و ستيز با دشمنان امر مي شوند. آيه ذيل نمونه اي از آيات مورد اشاره مي باشد :
« جاهدوا باموالكم و انفسكم في سبيل الله » (3 )
« اي اهل ايمان , با مال و جان خويش در راه خدا جهاد كنيد. »
اين آيه شريفه , در كنار جهاد با « جان » در ميادين رزم , جهاد با « مال » را نيز مطرح مي نمايد و به اين وسيله ارزش و اهميت خاص اين نوع مجاهده و آثار ارزشمند آن را در جامعه و در عرصه هاي گوناگون حيات سياسي و اجتماعي و اقتصادي مي نماياند.
خداوند متعال , در آيه ديگري از قرآن كريم , محبت خويش را نسبت به جهادگران ومبارزان راه توحيد كه با صف هاي پولادين و در اوج اتحاد و صميميت به نبرد با دشمنان اشتغال مي ورزند , اعلام مي نمايد و به اين طريق بار ديگر جايگاه و نقش و ارزش جهاد في سبيل الله را مطرح مي سازد :
« ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص » (4 )
« خداوند كساني را كه در راه او با صفوفي مستحكم و پولادين به جهاد و مبارزه با دشمنان مي پردازند , دوست مي دارد. »
اهميت خاص جهاد در راه خدا , به تمام ابعاد و جلوه هاي آن تعميم مي يابد و از ان جمله حضور « زنان » در پشت جبهه و پشتيباني از نيروهاي جان بركف و ايثارگر را ارزشمند مي سازد.
در فرهنگ جامع فاطمي , هم جايگاه و نقش جهاد و مبارزه در ميدان هاي جنگ وستيز با دشمنان حائز اهميت است و آثار ارزشمند آن مطرح مي باشد , و هم پشتيباني و ياري رساني توسط زنان مسلمان به جبهه هاي نبرد نور عليه ظلمت داراي ارزش و منزلت است .
در انديشه هاي حضرت فاطمه زهرا(س ) « جهاد » اصل مقدس و داراي جايگاه و نقش حياتي است و ضرورت آن امري واضح و روشن و غيرقابل انكار مي باشد.
حضرت زهراي مرضيه (س ) درباره جايگاه و منزلت و آثار جهاد في سبيل الله چنين مي فرمايد :
« الجهاد عزا للاسلام » (5 )
« جهاد در راه خدا , مايه عزت و سربلندي اسلام است . »
حضرت فاطمه زهرا(س ) در اين كلام ژرف , عزت و سرافرازي اسلام را با جهاد در راه خدا پيوند مي زند و مرتبط مي سازد.
« عزت و سرافرازي اسلام » شكوفايي , بالندگي , استمرار و بقا و جاودانگي اسلام را به ارمغان مي آورد و موجب حضور موثر و پايدار و تاثيرگذار قوانين جامع و زندگي ساز و انسان پرور اين دين مبين در همه عرصه ها و صحنه هاي حيات دنيايي مي گردد. از طرفي ديگر , اين عزت وسرافرازي , موجب متزلزل شدن اركان حيات كفر و شرك و نفاق و خذلان و ذلت قدرت هاي ظلم گستر و متعدي و فسادطلب مي شود و دامنه تجاوز و قتل و كشتار و جنايت آنان را محدود مي نمايد و زمينه ساز استقرار صلح و آرامش و امنيت و نقش آفريني ارزش ها و هنجارهاي الهي و مفاهيم انساني در زمين مي شود.
اين آثار حياتي و ارزشمند كه از عزت و سرافرازي اسلام برمي خيزند , در صورتي چهره ظاهر مي سازند و تحقق مي يابند كه اصل « جهاد در راه خدا » به طور كامل به ظهور و عينيت در آيد و هيچ قصور و غفلت و تسامحي در عمل به اين فريضه بزرگ الهي صورت نگيرد.
حضرت زهراي مرضيه (س ) با اين تفكر عميق درباره جهاد در راه خدا و آثار حياتي و ارزشمند آن , پشتيباني و ياري رساني به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل را يك وظيفه و مسئوليت سياسي و اجتماعي مي داند و خود در كنار زنان مومن و آگاه و تلاشگر به انجام اين وظيفه الهي اهتمام مي ورزد.
حضرت زهرا(س ) در جبهه « احد » و پس از وقوع حوادث ناگواري كه به جراحت و زخمي شدن رسول گرامي اسلام منجر گرديد , به صحنه جنگ شتافت و حضرت علي (ع ) را مشاهده نمود كه چهره خون آلود پيامبر اكرم (ص ) را شستشو مي دهد. حضرت فاطمه (س ) ديده به سيماي پدر دوخت و وقتي مشاهده كرد كه جريان خون قطع نمي شود قطعه حصيري را سوزاند و خاكستر آن بر جاي زخم چهره پدر گذاشت و به همين وسيله موجب قطع جريان خون گشت .
نبي اكرم اسلام (ص ) پس از حضور در مدينه , شمشير خون آلود خود را به حضرت زهرا(س ) داد و فرمود :
« دخترم اين شمشير را شستشو كن . » (6 )
رسول گرامي اسلام (ص ) با آن كه مي توانست اين وظيفه را به همسرش محول سازد , لكن با توجه به اشتياق حضرت فاطمه (س ) به ياري رساني به رزمندگان و اشتراك مساعي در امر جهاد في سبيل الله , دخترش را به انجام اين كار موظف ساخت .
همين انگيزه و هدف موجب گرديد كه حضرت علي (ع ) نيز از حضرت فاطمه (س ) بخواهد كه شمشير خون آلودش را كه در راه خدا بر فرق كافران فرود آمده است شستشو دهد و در ثواب جهاد در راه خدا سهيم گردد.
حضرت علي (ع ) در حالي كه دستش تا بالاي شانه خون آلود بود , شمشير « ذوالفقار » را به حضرت زهرا(س ) سپرد و فرمود :
« اين شمشير را بگير كه امروز مرا شرمنده نساخت »
و سپس اين اشعار زيبا و حماسي را خطاب به زهراي مرضيه (س ) سرود :
افاطم هاك السيف غير ذميم
و لست برعديد ولا بمليم
لعمري لقد عذرت في نصر احمد
و طاعه رب بالعباد عليم
اميطي دما القوم عنه فانه
سقي آل عبدالدار كاس حميم
اي فاطمه , بگير اين شمشير سرافراز را كه سرافكنده نيست , و من مردي ترسان و لرزان و سرزنش كننده خود نيستم (و كوتاهي در دفاع از پيامبر الهي نكرده ام تا خويشتن را مذمت و سرزنش نمايم ).
سوگند به جانم كه در ياري احمد(ص ) و اطاعت از خداوندي كه به كردار بندگانش آگاه است , كوشيدم .
خون هاي دشمنان را از اين شمشير پاك كن , كه اين شمشير امروز جام مرگ را به خاندان عبدالدار (پرچمداران قريش ) خورانيد.
سپس رسول اكرم (ص ) به حضرت زهرا(س ) فرمود :
« اي فاطمه , شمشير علي را بگير شوهرت امروز وظيفه خود را ادا نمود , و خداوند به وسيله شمشير او , طاغيان و سركشان قريش را نابود ساخت . (7 )
حضرت فاطمه زهرا(س ) ذوالفقار علي (ع ) را گرفت و آن را با دقت و اشتياق شستشو داد.
حضور ديگر حضرت زهراي مرضيه (س ) در عرصه پشتيباني و ياري رساني به جهادگران توحيد , جبهه « خندق » است .
در جنگ خندق , شهر مدينه در محاصره كامل دشمنان قرار داشت و هر كس در اندازه توان خود در ياري رساني به اين جبهه براي جلوگيري از تهاجم و تعدي دشمنان تلاش و مجاهده مي نمود. حضرت فاطمه زهرا(س ) نان مي پخت و از اين طريق بخشي از نيازهاي رزمندگان ايثارگر اسلام را تامين مي نمود.
حضرت زهرا(س ) در يكي از روزها براي فرزندان خويش نان تازه اي آماده ساخت , لكن نتوانست رسول خدا(ص ) را كه در جبهه خندق به كار و تلاش و مجاهده اشتغال داشت از اين نعمت محروم سازد , به همين دليل به پاخاست و به جبهه خندق شتافت و پس از مشاهده و ديدار پيامبر اكرم (ص ) , چنين فرمود :
« قرص ناني كه مي بينيد براي غذاي فرزندانم آماده كردم , اما دلم آرام نگرفت , ناچار آن را خدمت شما آوردم .
رسول گرامي اسلام (ص ) قرص نان را از زهراي بتول (س ) گرفت و به او چنين فرمود :
« اين اولين غذايي است كه پس از سه روز , پدرت بردهان مي گذارد . » (8 )
جبهه سوم حضور حضرت فاطمه زهرا(س ) , همراهي با پيامبر اكرم (ص ) و حضرت علي (ع ) و لشكريان اسلام در « فتح مكه » مي باشد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) در شرايطي به همراهي و پشتيباني و ياري رساني قواي اسلام در فتح مكه اهتمام ورزيد كه داراي چهار فرزند خردسال بود و بايد محافظت و نگهداري آنها را به همراه وظيفه و مسئوليت اشتراك مساعي در پيشروي سپاه اسلام به نحو احسن عهده دار مي گرديد.
حضرت زهراي بتول (س ) فاصله طولاني « مدينه » تا « مكه » را همراه با سپاهيان اسلام طي نمود و ياريگر رسول خدا(ص ) و اميرمومنان (ع ) و رزمندگان جان بركف اسلام بود.
به اين ترتيب بانوي مطهر و مقدس اسلام , در كنار تمام تلاش و فعاليت هايي كه در عرصه هاي دانش ورزي و بينش آفريني و آموزش و آگاهي بخشي و تربيت و پرورش به انجام مي رسانيد و لحظه اي درنگ و كوتاهي و سستي و تزلزل به خود راه نمي داد و همگان را از انوار مقدس وجود خويش بهره مند مي ساخت , حضور در عرصه پشتيباني از جبهه هاي نبرد حق عليه باطل و ياري رساني به سپاهيان سلحشور اسلام را نيز ضروري و لازم و حياتي مي دانست و اين وظيفه ومسئوليت بزرگ را در اوج ايثار و فداكاري و شور و اشتياق به مرحله عمل در مي آورد.
دقت ها , تعمق ها , جامع انديشي ها , همه سونگري ها , كثرت عمل و فراگير و گسترده بودن تلاش ها و فعاليت هاي حضرت زهراي مرضيه (س ) در تمام عرصه ها و صحنه ها و ميادين حيات فردي , اجتماعي , علمي , فرهنگي , هنري , اخلاقي , تربيتي , و سياسي و نظامي موجب گرديد كه « فرهنگ فاطمي » از جامعيت و بالندگي و پويايي و تحول زايي و تحرك آفريني برخوردار شود و با اين مشخصه هاي زيبا و انسان پرور و جامعه ساز , براي همه عصرها ونسل ها , الگوي كامل « حيات برتر » باشد.
« فرهنگ فاطمي » را پاس بداريم و زيباترين شيوه اكرام بزرگداشت آن را كه جاري كردن آموزش هاي جامع و رهايي بخش و زندگي ساز آن در انديشه و رفتار و مواجهات و تعاملات و عملكردهاي مختلف مي باشد , در عينيت حيات جامعه انساني به ظهور درآوريم .

پي نوشت ها :
1 ـ قرآن كريم , سوره انفال , آيه 65
2 ـ قرآن كريم , سور انفال , آيه 65
3 ـ قرآن كريم , سوره توبه , آيه 41
4 ـ قرآن كريم , سوره صف , آيه 4
5 ـ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) , ص 58 , حديث 49
6 ـ اعيان الشيعه , ج 1 , ص 310
7 ـ ارشاد مفيد , ج 1 , ص 80
8 ـ بحارالانوار , ج 20 , ص 245 , فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) , ص 57 , حديث 48
دقت ها , تعمق ها , جامع انديشي ها , همه سونگري ها , كثرت عمل و فراگير و گسترده بودن تلاش ها و فعاليت هاي حضرت زهراي مرضيه (س ) در تمام عرصه ها و صحنه ها موجب گرديد كه « فرهنگ فاطمي » از جامعيت و بالندگي و پويايي و تحول زايي و تحرك آفريني برخوردار شود و با اين مشخصه هاي زيبا و انسان پرور و جامعه ساز , براي همه عصرها و نسل ها , الگوي كامل « حيات برتر » باشد.
در نگاه فرهنگ فاطمي , « جهاد » يك ركن و اصل بزرگ محسوب مي شود و با تحقق آن موجوديت اسلام صيانت و پاسداري مي شود و امنيت سرزمين هاي اسلامي تامين مي گردد و استقلال و آزادي و سلامت و سعادت ملت هاي مسلمان بيمه مي شود و همين امر پشتيباني از جبهه هاي نبرد اسلام با كفر و شرك و نفاق را ضروري مي سازد و « زن مسلمان » را در اين ياري رساني راغب مي نمايد.