
6 ـ تازيانه هاي بيداري و بينش آفريني هاي
سياسي
حضرت فاطمه زهرا(س ) براي « شناخت و بينش ديني » ارزش و اهميت
خاصي قائل بود و نقش آن در حيات فردي و اجتماعي را بنيادين و زيربنايي
مي دانست .
شناخت و بينش ديني داراي وسعت و گستردگي و شامل ابعاد و جلوه ها
و دربرگيرنده موضوعات گوناگون مي باشد و در عرصه ها و صحنه هاي
مختلف حيات دنيايي رخ مي نماياند و نقش ايفا مي كند.
موضوعات گوناگون فكري , اعتقادي , عبادي , فرهنگي , هنري , سياسي ,
اجتماعي , اخلاقي , تربيتي , حكومتي و مديريتي , با بينش و شناخت ديني
مرتبط و داراي پيوند و تعامل متقابل مي باشند. در هركدام از اين موضوعات
و صحنه هايي كه مي آفرينند , هرگاه شناخت و بينش ديني به طور جامع و
كامل و با تمام ويژگي ها و مشخصه هاي تحول زا و آگاهي آفرين خود حضور
يابد , انسان هايي را مي پرورد كه در تمام ابعاد و جلوه ها رشد يافته و بالنده و
از شخصيت هاي سالم و ارزشمند و سازنده و راهگشا برخوردار مي باشند.
يعني از جنبه « فكري و اعتقادي » بسيار نيرومند و دانشور و بصير و فكور
هستند. در جلوه و نمود « عبادي » از ژرفا و عمق برخوردارند و عبادت كننده
بيدار و آگاه محسوب مي شوند و « ادب حضور » در پيشگاه حضرت ربويي را
به طور كامل و با تمام خصوصياتش مراعات مي نمايند. در « اخلاق » , جامع
و دقيق و عميق مي باشند و به فضايل بزرگ متصف و از رذايل و كاستي ها
مبرا هستند. در « تربيت » , آنان را « پرورش يافته » به تعاليم و شيوه هاي تربيتي
انسان پرور و زندگي ساز مي يابيم و نه تنها خود « تربيت يافته » مي باشند , كه
« تربيت كننده » و « مربي » ديگران نيز هستند. در « فرهنگ و هنر » هم انديشمند
و دانش آموخته و فرزانه اند و هم « هدفمند » و داراي « انگيزه » هاي الهي و
جهت دار و انسان ساز. در « اجتماع » , همواره حاضرند و كوشا و تلاشگر و
همه سونگر , و راه مي گشايند و ياريگر هستند و متعهد و مسئول . در صحنه
« حكومت » و « مديريت » , خودساخته اند و « خدابين » و از صفات نكوهيده و
حالات مذموم و روحيات مبتني بر خويشتن خواهي و تكبر و شهرت و مقام
پرستي منزه مي باشند و رياست و قدرت را « ابزار خدمت » قرار مي دهند.
همه اين زيبايي ها و پاكي ها و معنويت ها بر محور « شناخت و بينش
ديني » مي چرخند و از استواري « ايمان » و استحكام « ارزش هاي الهي » در
جان و روح و تاروپود موحدان راستين و آگاه و بصير و انديشمند برمي خيزد
كه هر جا باشند به دليل همين ويژگي ها , مدير و مدبر و سازنده و راهگشا و
شيفتگان خدمتند , نه تشنگان قدرت .
يكي از مهمترين ابعاد و جلوه هاي « شناخت و بينش ديني » , كه نقش
بسيار حايز اهميتي در جامعه ايفا مي نمايد , « بينش سياسي » است . بينش
سياسي همچون ساير ابعاد و جنبه هاي شناخت و بينش همچون شناخت
اعتقادي , فرهنگي , اخلاقي , تربيتي , اجتماعي , از شناخت و بينش ديني
سرچشمه مي گيرد و شاخه اي پربار از آن درخت تنومند محسوب مي شود.
اگر دانش ها و آگاهي ها نسبت به دين مبين اسلام جامع و فراگير باشد و از
عمق و ژرفا و وسعت و گستردگي برخوردار گردد , به طور طبيعي شناخت و
بينش هاي ناشي از آن نيز جامع و فراگير مي شود و يكي از مهم ترين آن ها به
صورت « بينش سياسي » چهره ظاهر مي سازد.
در اسلام , بينش سياسي از بينش و شناخت ديني منفك و جدا
نمي باشد , بلكه شاخه اي از آن محسوب مي شود , همچنان كه « سياست » از
« دين » جدا نمي باشد و در متن دين قرار دارد و با ساير تعاليم و احكام و
قوانين جامع و همه سونگر اسلام آميخته و ممزوج است .
هر انسان مسلمان و مومن و موحدي كه به جامعيت دين نظر مي گسترد و
از آبشخور تفكر و انديشه و معارف اسلامي جرعه هاي مختلف و فراوان
برمي گيرد و سعي مي كند كه از همه سو و در تمام ابعاد « مسلمان » باشد , به
طور طبيعي از بينش سياسي قوي و مستحكمي برخوردار مي گردد , زيرا از
ابتدا « اسلام » را ديني « جامع » يافته است و آن را در هيچ كدام از ابعاد
اعتقادي , عبادي , اخلاقي , تربيتي , اجتماعي و ساير جنبه ها و جلوه ها ,
محدود و محصور نكرده است و برآن اساس خويشتن را آگاه و بيدار و بينا و
همه سونگر پرورش داده است .
« فرهنگ فاطمي » به اين دليل براي « بينش و شناخت ديني » ارزش و
اهميت قائل است كه انسان هاي راسخ و مستحكم در تمام ابعاد و جنبه ها و
جلوه هاي تعاليم و قوانين اسلام به جامعه عرضه مي دارد. انسان هايي كه در
همه عرصه ها و صحنه هاي حيات فردي و اجتماعي حاضرند و كارآمد و
نقش آفرين , و هرگز اسير فريبكاري ها و نيرنگ سازي ها و آشوب و جنگ هاي
رواني نمي شوند و درتندبادهاي حوادث سياسي نمي لغزند و از راه به بيراهه
نمي افتند و اسير دست جريانهاي باطل فكري و احزاب منحرف سياسي
نمي شوند و پل عبور آنان و ابزار راهيابي به مطامع و اهداف نامشروعشان
قرار نمي گيرند.
حضرت فاطمه زهرا(س ) در رخدادهاي پس ازارتحال رسول اكرم (ص )
و در موضوع حياتي « امامت و رهبري » , با ضعف شناخت و بينش ديني مردم
مواجه بود و از اين كاستي و عارضه بزرگ اجتماعي بسيار متاسف و
رنجديده مي گشت .
ضعف شناخت و بينش ديني مردم جامعه اي كه حضرت زهراي
مرضيه (س ) با آنان مواجهه و تعامل داشت , در تمام جنبه ها و جلوه ها
مشهود و آزاردهنده بود. اين فتور و كاستي در عرصه هاي « سياسي » جلوه و
نمود ملموس تري داشت . زيرا رسول گرامي اسلام (ص ) با پشتوانه اي از
آيات قرآن و فرامين سرچشمه يافته از « وحي » , اصل و قانون الهي « امامت
ورهبري » را تثبيت نمود , به ويژه آن كه اين موضوع حياتي در عينيت جامعه
و تاريخ اسلام نيز بروز و ظهور يافت و واقعه بزرگ و عظيم « غديرخم » به
تثبيت عملي اصل مقدس امامت و رهبري پرداخت و شخصيت جامع و
نوراني و ملكوتي اميرمومنان حضرت علي (ع ) را از جانب خدا و توسط
رسول خدا(ص ) براي امامت و هدايت و رهبري امت اسلام معرفي نمود.
باوجود پشتوانه هاي « قرآني » و « تاريخي » درباره اصل و قانون الهي
« امامت و رهبري » , مردم جامعه اسلامي به بيراهه افتادند و به تفرقه گرائيدند
و از حقيقت فاصله گرفته اند.
حضرت فاطمه زهرا(س ) در اين شرايط سخت و رنج آور , بينش
آفريني هاي سياسي را نيز وظيفه و مسئوليت مهم خويش تشخيص مي داد.
اين بانوي مطهر و جامع نگر و بيدار و بصير , برسرمردمي كه به كسب
بينش هاي اصيل سياسي سرچشمه يافته از « شناخت ديني » دست نيافته
بودند و در اثر اين ضعف و كاستي , اصل و قانون الهي تثبيت شده در قرآن و
عينيت تاريخي را ناديده مي انگاشتند و به تسامح و غفلت و بهانه تراشي
روي مي آوردند , فرياد بيداري مي زد تا آنان را به خود آورد و به بينش
سياسي راستين برساند و به خطاها و اشتباهاتشان واقف سازد.
در حيات سياسي و اجتماعي حضرت فاطمه زهرا(س ) صحنه هايي را
مي يابيم كه آن بانوي انديشمند و آگاه و بصير , به بينش آفريني هاي سياسي
اهتمام مي ورزيد و سعي مي كرد كه جامعه مرده آن روز را احيا نمايد و به
خويشتن اسلامي خويش بازگشت دهد.
يكي از مهم ترين نمونه ها و مصداق هاي حركت آگاهي بخش حضرت
فاطمه زهرا(س ) , خطبه پرشور و تاريخي او در مسجد مدينه خطاب به مردم
و به منظور آگاه ساختن آنان از اهميت اصل امامت و رهبري و شايستگي
حضرت علي (ع ) براي اين منصب الهي بود.
حضرت فاطمه (س ) در بخشي از خطبه آگاهي بخش خويش خطاب به
مردم چنين مي فرمايد :
« اي مردم , بدانيد كه من فاطمه ام و پدرم محمد است ـ كه درود خدا بر
او و خاندانش بادـ ... « قطعا براي شما پيامبري از خودتان آمد كه بر او
دشوار است رنج شما و نسبت به هدايت شما حريص و نسبت به مومنان
دلسوز و مهربان است » (1 ) پس اگر او را بشناسيد , در مي يابيد كه او پدر من
است , نه پدر زنان شما , و نيز برادر پسر عموي من علي (ع ) است , نه مردان
شما , و راستي كه چه پيوند خجسته اي است پيوند با پيامبر(ص ).
پس او رسالت حق را با بانگي رسا تبليغ كرد و خلق را از عذاب الهي بيم
داد , در حالي كه راه و روش خود را از روش و مسلك مشركان جداساخته
بود , با تازيانه انذار گرده آنان را نواخت , به گونه اي كه راه نفس كشيدن آنان
را بست و در همين هنگام , با حكمت و اندرز نيكو , مردم را به راه
پروردگارش فرامي خواند , بت ها را مي شكست و شوكت بت پرستان را درهم
مي ريخت , تا آن گاه كه هيبت آنان را فرو ريخت و جمعشان از هم گسيخت و
از رويارويي با او گريختند , تا آن كه صبح ايمان از افق تاريك شرك بدميد و
حقيقت ناب , نقاب از چهره برانداخت .
پيشواي دين به سخن درآمد و زبان اهريمنان لال شد , و دون مايگان
منافق سقوط كردند و گره هاي كور كفر و نفاق گشوده گشت و شما كلمه
اخلاص « لااله الاالله » را همراه با برخي از مهاجران سپيدروي و عفيف بر
زبان جاري كرديد.
شما مردم در حالي كه بر لبه پرتگاه آتش بوديد و با خواري و ذلت
زندگي مي كرديد و از كمي و قلت و ذلت , مانند شربت آبي بوديد كه تشنه اي
بياشامد , و لقمه هر خورنده , و شكار هر درنده و لگدكوب هر رونده بوديد.
نوشيدني شما آب گنديده و ناگوار , و خوردني شما پوست جانوران مردار
بود و مردماني ذليل و ترسان از هجوم همسايگان بوديد. تا آن كه خداي
تبارك و تعالي به بركت وجود پدرم , شما را از خاك مذلت بيرون كشيد و
سرتان را به اوج رفعت برافراشت , بعد از آن همه رنج ها كه ديد و سختي ها كه
كشيد.
وقتي شما را رهايي بخشيد كه رزم آوران ماجراجو و سركشان درنده خو
و جهودان دين به دنيافروش و ترسان حقيقت نانيوش , از هر سوي بروي
تاختند و با او به مخالفت پرداختند.
هرگاه كه آتش جنگ افروختند , اراده بي برگشت خدا آن را خاموش
مي ساخت , يا هنگامي كه شاخ شيطان ظاهر مي گرديد (و توطئه اي از سوي
دشمنان صورت مي گرفت ) و يا اژدهايي از مشركان دهان مي گشود (و
مي خواست نظم جامعه را درهم ريزد) برادرش علي (ع ) را در كام آنان
مي انداخت . علي باز نمي گشت تا آن كه بر سر و مغز مخالفان ضربه
مي نواخت و كار آنان با دم شمشير مي ساخت , و علي (ع ) اين همه رنج و
مشقت را براي خدا مي كشيد , و براي انجام دادن فرمان خداوند , سخت
مي كوشيد.
علي (ع ) وابسته ترين و نزديك ترين كس به رسول خدا بود و سيد و بزرگ
و سالار دوستان خداوند , كه با همه آنان كه با پيامبر(ص ) به جنگ برخاسته
بودند , در پيكار بود و در جهت سربلندي و بالندگي اسلام , صميمانه و
سخت كوشانه و تلاشگرانه , دامن همت بركمر نهاده بود و از سرزنش هيچ
ملامتگري نمي هراسيد. با اين همه , شما در زندگي راحت و در بستر امن و
آسايش و در نهايت خوشگذراني و آرامش غنوده بوديد . » (2 )
حضرت زهراي مرضيه (س ) در اين سخنان پرشور , در سه محور اساسي
به بينش آفريني سياسي مي پردازد.
محور اول , معرفي خود و اهل بيت (ع ) است , كه منم فاطمه و پدرم
محمد و پسرعمويم علي (ع ) و هر سه از خاندان رسالت هستيم . پس اي
مردم , ما را بيشتر و عميق تر بشناسيد و در برابر حقانيت خاندانمان خاضع
گرديد و از خواب غفلت به درآييد و احساس مسئوليت كنيد.
محور دوم , بعثت بزرگ نبي اكرم (ص ) و اهداف پاك و والاي او در
اصلاح جامعه منحط و مردم گمراه و درمانده و متحير و دميدن روح ايمان و
پاكي و زندگي و حيات راستين در كالبدهاي مرده و بي جان انسان هاست .
هان اي مردم , به خويشتن خود بازگرديد. به يادآوريد كه در گذشته چسان در
جهل و شرك و گمراهي و نفاق دست و پا مي زديد و لحظات زندگيتان
تاريك و ذلت بار و آزاردهنده بودو در اوج انحطاط و آشفتگي و جهالت و
تفرقه و تشتت به سر مي برديد , و اين رسول گرامي اسلام (ص ) بود كه عزم
خويش جزم نموده و دامان همت بر كمر زد و با تلاش هاي خستگي ناپذير
خويش زنجيرهاي ثقيل اسارت هاي دروني و بروني را از دست و پاي جسم
و روح شما گسيخت و به آزادي و رهايي و سعادت رهنمون شد. ياد آوريد
گذشته ظلماني و سياه خود را و خير و فيض و رحمتي كه رسول خدا(ص )
بر شما ارزاني كرد و با اين يادآوري , منزلت اهل بيت پيامبر(ص ) را دريابيد
و در برابر آنچه خدا بر آنان نازل نموده است , جهل و قصور و غفلت و
بي اعتنايي و مسئوليت ناپذيري روا مداريد.
محور سوم , اشاره به شخصيت عظيم حضرت علي (ع ) است , كه اي
مردم , علي (ع ) پيشتاز ايمان و جهاد و فداكاري است و هم او بود كه در
هنگامه هاي جنگ و نبرد و در شرايطي كه شما در محاصره دشمنان سرسخت
درآمده بوديد و در خود توان مقابله و مبارزه نمي يافتيد , به نبردگاه هاي حق
و باطل مي شتافت , و در كام حوادث مي رفت و گلوي اژدهاي فتنه و تعدي و
ستم را مي فشرد و براي شما امنيت و آزادي و رهايي به ارمغان مي آورد. حال
بينديشيد كه چنين كسي منصوب الهي براي امامت و ولايت و رهبري است
و همچنان طلايه دار ايمان و شرف و جهادو فداكاري براي دين و جامعه و
كشور و ملت است . پس به گرد او فراهم آييد و از درياي معرفت و دانش و
حكمتش جرعه نوشي كنيد و امامت و ولايتش را به جان بپذيريد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) در بخشي ديگر از خطبه پرشور خود , خطاب
به مردم چنين مي فرمايد :
« آيا مي انگاريد كه محمد ـ كه درود خدا بر او و خاندانش باد ـ از دنيا
رفت (و همه چيز تمام شد ). آري , از دنيا رفت و جانش را به خدا سپرد.
چه مصيبت بزرگي , و چه اندوه سترگي است . سستي و رخنه اي كه در بناي
اسلام بر اثر فقدان او پديد آمد , بسيار عميق است . شكافي كه هرگز پرنخواهد
شد و هر روز بر وسعت آن افزوده مي شود.
با غروب خورشيد محمد , زمين , تاريكستان شد و خورشيدو ماه گرفت
و اختران پراكنده شدند. با مرگش شاخ اميد , بي برو كوهها زيروزبر شد و
حرمتها تباه و حريم ها بي پناه گشت . سوگند به خدا كه اين حادثه , بسي
سنگين و گرانبار بود و اين مصيبت , بسيار ناگوار و بزرگ و به راستي بي نظير
و در مقايسه با حادثه هاي ديگر , جبران ناپذير.
(اما اين واقعه نه چنان بود كه شما تقدير الهي را ندانيد) قرآن ـ كتاب
خداي برتر از تحسين و ثناـ كه در خانه هاي شما و در دسترس شماست و هر
بامداد و شامگاه آن را با لحن هاي گوناگون مي خوانيد , شما را پيشتر از اين
قضاي حتمي الهي باخبر ساخت كه : مرگ , فرمان قطعي خداوند و سرنوشت
محتوم و سنت جاري و ثابت در زندگي پيامبران است .
« و محمد(ص ) جز فرستاده اي كه پيش از او هم پيامبراني آمدند و
گذشتند , نيست . آيا اگر او بميرد يا كشته شود , از عقيده خود برمي گرديد و
هركس از عقيده خود باز گردد , هرگز هيچ زياني به خدا نمي رساند , و به
زودي خداوند , سپاسگزاران را پاداش مي دهد . » (3 )
حضرت زهراي مرضيه (س ) چنين استدلال مي كند كه مرگ پيامبر
الهي (ص ) نبايد موجب رهاكردن اهداف و آرمان هاي او شود و قرآن كه
كتاب الهي است فراموش گردد و حمايت از اهل بيت (ع ) و تلاش براي تحقق
اصل « امامت و رهبري » متوقف شود. آنگاه مردم پيشتاز در جهاد
في سبيل الله و ياري رسان اسلام و قرآن را مورد خطاب قرار مي دهد و ابتدا
از خدمات ديروزشان مي گويد و سپس از كوتاهي و رخوت و غفلت
امروزشان نسبت به خاندان رسول الله (ص ) و اصل امامت و رهبري سخن به
ميان مي آورد :
« شما با سلحشوران و جنگاوران و دلاوران عرب كارزار كرديد و در راه
خداوند , سختي ها و رنج ها را به جان خريديد و با مشركان و قهرمانان قلدر
و ياغي و بي منطق , مبارزه كرديد و همواره در پيروي ما بوديد. آنچه فرمان
مي داديم , به گوش جان مي شنيديد و با خلوص تمام به آن عمل مي كرديد , تا
آن كه چرخ اسلام به محور ما به گردش درآمد و شير در پستان روزگاران ,
فزوني يافت و خيرها و بركت ها به سوي جهان اسلام سرازير شد و نعره هاي
نخوت زاي عربده كش هاي فريبكار فروكش كرد و آتش كفر به خاموشي گرائيد
و فراخوان به آشوب و فتنه در نطفه خفه شد و مشركان تارومار شدند و نظام
دين , محكم و استوار گرديد.
اكنون چه شده است كه سرگردان و حيران و وامانده ايد و بعد از آن همه
زبان آوري , دم فروبسته , خاموش گشته ايد و پس از بستن پيمان , اينك آن را
مي شكنيد » (4 )
حضرت فاطمه زهرا(س ) در حالي كه مخاطبان خويش را در بهت و سكوت
مي يابد و سرافكنده و تسليم در برابر تفكر و منطق استوار و الهي اش مشاهده
مي كند , خود پاسخ اين پرسش را مي دهد و علت اصلي اين تسامح و غفلت و
مسئوليت گريزي را مطرح مي نمايد :
« جز اين نيست كه به تن آسايي خو كرده و به سايه امن و خوشي پناه
برده ايد و به زندگي راحت طلبانه راه يافته ايد... مي بينم كه در خلوت خويش
خزيده ايد و غرق در آرامش و خوشگذراني هستيد و از تنگناي انجام
مسئوليت ها خود را رهانيده و راحت طلبي را برگزيده ايد . » (5 )
حضرت زهراي مرضيه (س ) اين چنين آخرين فريادها و تازيانه هاي
« بيداري » را بر سر مردمان غفلت زده و خواب آلوده فرود مي آورد تا بلكه
آنان را به خويشتن انساني خويش باز گرداند و زمينه ساز كسب شناخت و
بينش و رشد و حركت ناشي از آن شود.
پي نوشت ها :
1 ـ قرآن كريم , سوره توبه , آيه 128 ـ حضرت زهراي مرضيه (س ) در ضمن
خطبه پرشور و تاريخي خويش , اين آيه شريفه را براي معرفي ويژگي هاي
رسول اكرم (ص ) مطرح مي كند و به آن استدلال مي نمايد
2 ـ خطبه حضرت زهراي بتول (س ) , احتجاج طبرسي , ج 1 , ص 255
3 ـ قرآن كريم , سوره آل عمران , آيه .144 حضرت فاطمه زهرا(س ) اين آيه
شريفه را نيز در ضمن خطبه پرشور خويش مطرح مي نمايد و به زيبايي از آن
در القاي حقيقت ياري مي جويد.
4 ـ خطبه حضرت زهرا(س ) , احتجاج طبرسي , ج 1 , ص 256
5 ـ همان مدرك , ص 257
« فرهنگ فاطمي » به اين دليل براي « بينش و شناخت ديني »
ارزش و اهميت قائل است كه انسان هاي راسخ و مستحكم در
تمام ابعاد و جنبه ها و جلوه هاي تعاليم و قوانين اسلام به جامعه
عرضه مي دارد , انسان هايي كه در همه عرصه هاي حيات فردي
و اجتماعي حاضرند و كارآمد و نقش آفرين , و هرگز اسير
فريبكاري ها و نيرنگ سازي ها و جنگ هاي رواني نمي شوند و
در تندبادهاي حوادث سياسي نمي لغزند و از راه به بيراهه
نمي افتند و اسير دست جريان هاي باطل فكري و احزاب
منحرف سياسي نمي شوند و پل عبور آنان وابزار راهيابي به
مطامع و اهداف نامشروعشان قرار نمي گيرند.
در اسلام , « بينش سياسي » از « بينش و شناخت ديني » منفك
و جدا نمي باشد , بلكه شاخه اي از آن محسوب مي شود ,
همچنان كه « سياست » از « دين » جدا نمي باشد و در متن دين
قرار دارد و با ساير تعاليم و احكام و قوانين جامع اسلام آميخته
و ممزوج است . هر كس به جامعيت دين نظر گسترد و از آبشخور
تفكر و انديشه اسلامي جرعه هاي مختلف و فراوان برگيرد , به
طور طبيعي از بينش سياسي قوي و مستحكمي برخوردار
مي گردد كه در كنار ساير ابعاد بينش يابي ها , خويشتن را آگاه و
بيدار و بينا و همه سونگر پرورش مي دهد.

|