
5 ـ توصيف و معرفي شخصيت جامع و ملكوتي علي (ع )
تحركات و تلاش هاي وقفه ناپذير و آگاهي بخش حضرت فاطمه
زهرا(س ) در عرصه ها و ميادين سياسي و اجتماعي به ايجاد ملازمه و پيوند
بين « دين » و « سياست » , تبيين فلسفه « امامت » , صيانت و دفاع از حريم
« ولايت » , و آگاهي بخشي درباره واقعه عظيم و تاريخي « غديرخم » , محدود
نمي گشت و آن بانوي بصير و آگاه و مسئول براي نجات و رهايي جامعه از
جهل و تسامح و غفلت نسبت به اصل و قانون بزرگ الهي « امامت ورهبري »
فعاليت اختصاصي و آگاهي آفرين ديگري را نيز لازم و ضروري مي دانست و
آن عبارت بود از « توصيف و معرفي شخصيت جامع و الهي حضرت
علي (ع ) » به مردم . همان شخصيت عظيم و ملكوتي و شايسته اي كه به فرمان
الهي و با نزول وحي بر پيامبر اكرم (ص ) در غديرخم به امامت و رهبري امت
اسلام منصوب شد و با تمام شواهد و مستندات متكي به قرآن وتاريخ اسلام
و رهنمودها و وصاياي حضرت خاتم الانبيا(ص ) , با غفلت و تسامح و
سهل انگاري توده هاي مردم جامعه مواجه شد و از مسئوليت بزرگ و حياتي
امامت و رهبري امت پس از ارتحال نبي اكرم (ص ) محروم گشت .
حضرت زهراي بتول (س ) بر خود واجب و لازم مي دانست كه علاوه بر
تلاشها و فعاليت هاي سياسي و اجتماعي خاصي كه در محورهاي يادشده و
با اهداف مشخص انجام مي داد , به طور اختصاصي به معرفي شخصيت
جامع حضرت علي (ع ) بپردازد و خصايل و فضايل و ويژگي ها و ارزش هاي
اين موجود عظيم الهي را براي چندمين بار مطرح و ترويج نمايد تا از اين
طريق نيز راه روشن ديگري بگشايد و معرفت و شناختي نوين بيافريند و از
جهل ها , غفلت ها , خمودگي ها و عذرتراشي ها و تعهدناپذيري ها جلوگيري به
عمل آورد.
در واژه ها , تعابير , عبارات و جملات زيباي حضرت فاطمه زهرا(س )
براي توصيف و معرفي شخصيت حضرت اميرالمومنين (ع ) بينديشيم تا به
اهميت حركت بزرگ و آگاهي بخش او واقف گرديم .
1 ـ حضرت فاطمه زهرا(س ) در مواجهات خويش در هر مجلسي كه پيامبر
اكرم (ص ) و دوستان و ياران اهل بيت (ع ) حضور داشتند , خود را متعهد
مي يافت كه هرگاه از اميرمومنان حضرت علي (ع ) سخن به ميان آيد , در
معرفي شخصيت والا و ارزش هاي وجودي اين پيشواي بزرگ الهي اعلام
وفاداري , تعهد نمايد.
پيامبر اكرم (ص ) در يكي از جلسات دوستانه , به عظمت شخصيت
علي (ع ) و ارزش ها و فضايل او اشاره نمود و شدت دوستي و علاقه و محبت
خويش را به اميرالمومنين (ع ) براي دختر گرامي اش ابراز نمود.
حضرت زهراي مرضيه (س ) پس از شنودن توصيف هاي پدرش ,
درحالي كه به عظمت و فضايل امام علي (ع ) اشاره مي نمود , اين گونه
احساس تعهد و مسئوليت خويش را در توصيف و معرفي شخصيت والاي
آن پيشواي محبوب اعلام نمود :
« سوگند به خدايي كه تو را به رسالت مبعوث كرد و براي ارشاد انسان ها
برگزيد , و تو را هدايت كرد و امت اسلامي را به وسيله تو هدايت نمود , تا
زنده ام همواره به ارزش هاي علي (ع ) معترف خواهم بود . » (1 )
2 ـ حضرت فاطمه زهرا(س ) در حالي كه در فراق پيامبر اكرم (ص )
مي سوخت و به مرثيه خواني مي پرداخت و آه حسرت از گلو برمي آورد و
سرشك خون مي باريد , سرگواري هايش را همواره با هدفمندي ها و
جهت گيري هاي مرتبط با امامت و ولايت حضرت علي (ع ) مي آميخت و
ضمن اين كه به رخدادها و وقايع سياسي پس از رحلت رسول خدا(ص )
اشاره مي كرد , از مظلوميت و شايستگي و ارزش ها و فضايل والاي
اميرالمومنين (ع ) سخن مي گفت . نمونه ذيل , سخن حضرت زهراي
مرضيه (س ) خطاب به رسول اكرم (ص ) در توصيف شخصيت امير
مومنان (ع ) مي باشد :
« در عزاي تو , اباالحسن امين سوگوار است . پدر دو فرزندت حسن و
حسين . برادر , امام برگزيده و دوست بي مانند تو , همو كه در كودكي او را
بزرگ و تربيت كردي و سپس برادرت خواندي . او كه بزرگترين دوستان و
محبوب ترين اصحاب در پيشگاه تو بود. او كه در پذيرش اسلام از همه پيشي
گرفت , و ياور دين گشت , و هجرت كرد . » (2 )
در تعابير زيباي حضرت زهرا(س ) كه به وسيله آنها خصايل نيكو و
فضايل بزرگ و ارزشهاي والا و خدمات امام علي (ع ) را مطرح مي نمايد ,
تعمق ورزيم .
« امين » كه نشانگر اوج راستي و امانت و صداقت علي (ع ) است , « برادر »
كه شدت محبت و علاقه پيامبر اكرم (ص ) را به اميرمومنان (ع ) نشان
مي دهد , « امام » كه بلنداي جايگاه و مقام و منزلت اين موجود ملكوتي را به
نمايش مي گذارد و رهبري و پيشوايي بر امت اسلام را مي نماياند , « دوست »
كه ميزان اعتماد و اطمينان و صميميت نبي اكرم (ص ) را به علي (ع )
مي رساند , « تربيت در دامان پيامبر(ص ) » كه رشد و پرورش دقيق و صحيح
حضرت علي (ع ) را از كودكي تا جواني و بزرگسالي تداعي مي كند , « سبقت و
پيشتازي » در پذيرش اسلام و دعوت پيامبر اكرم (ص ) » كه يك امتياز و
ارزش والا محسوب مي شود , « نصرت و ياري دين » در شرايط سخت و
نفس گير و در اوج فداكاري و ايثار و جهاد و مبارزه وقفه ناپذير و گسترده با
دشمنان , همه و همه , ارزش ها و فضايلي هستند كه در وجود شريف و مقدس
حضرت علي (ع ) گردآمده اند و حضرت فاطمه زهرا(س ) به نيكي از آنها ياد
مي نمايد و آنها را دليل و حجت بر انتصاب الهي او براي امامت و رهبري
امت اسلامي مي داند.
3 ـ روزي حضرت فاطمه زهرا(س ) با فردي مواجه شد كه از روي جهل و
عناد زبان به سرزنش و مذمت اميرمومنان حضرت علي (ع ) گشود. زهراي
مرضيه (س ) كه خويشتن را در معرفي شخصيت اميرالمومنين به جامعه
متعهد احساس مي نمود و رفع ابهام و جلوگيري از تبليغات مسموم مخالفان
اهل بيت (ع ) راعامل خارج شدن خورشيد حقيقت از لابلاي ابرهاي تيره و
سياه ترديدافكني ها و شبه آفريني ها مي دانست , روبه آن شخص كرد و گفت :
« مي داني علي كيست »
و سپس خصايل و فضايل بزرگ شخصيت مولاي متقيان (ع ) را معرفي
نمود و اين گونه به آگاه سازي پرداخت :
و هو الامام الرباني .
« او , امام رباني و الهي است » .
حضرت زهراي مرضيه (س ) امير مومنان (ع ) را « امام » معرفي مي كند و
جايگاه و نقش حياتي و تاثيرگذار او را در جامعه , بزرگ و عظيم مي داند , كه
او « رهبر » است و مسئوليت پيشوايي و سامان دهي و هدايت و تدبير امور
امت بزرگ اسلام و جامعه و كشور اسلامي را به عهده دارد و اين وظيفه و
مسئوليت از جانب خدا و توسط نبي اكرم (ص ) و به وسيله وحي الهي به او
واگذار گرديده است .
و او « رباني و الهي » است و درجات و مراتب بالاي عشق و ايمان و
پرستش را طي نموده و در ذات مقدس حضرت حق ذوب و فاني گشته و
تمام انديشه و صفات و رفتار و عملكردهايش صبغه خدايي به خود گرفته
است .
والهيكل النوراني
« و او , جثه و جسم نوراني و پرفروغ است »
اين موجود پاك , والا , مقدس و ملكوتي , صورت و جسمي بسيار
درخشان دارد و نورالهي وجود مطهرش را در برگرفته است . او به گونه اي در
ذكر و راز و نياز و مناجات و پرستش حضرت حق « اخلاص » ورزيده و در
كيفيت و كميت طاعاتش دقت و مراقبت روا داشته و همواره از ژرفاي جان
محبوب و معشوقش را صدا زده و دل با ياد او معمور داشته و به تهجد و
شب زنده داري و تضرع و ناله و سوزوگداز و گريه هاي طولاني پرداخته است
كه روح و روان پاكش در انوار قدس الهي مستغرق شده و خود عين نور گشته
و شدت اين نور پرفروغ از روح او در صورت و جسم و بدنش تاثير نهاده و
آن را درخشان و نوراني ساخته است .
قطب الاقطاب .
« و او مركز توجه همه عارفان و خداپرستان مي باشد. »
چه كسي است كه نداند تمام ذرات وجود مقدس علي (ع ) عشق پاك
الهي را فرياد مي زنند و شيدايي و دلدادگي و سرگشتگي همه هستي اين رجل
رباني و نوراني را فرا گرفته است
همه كساني كه در عرصه « عرفان » وارد مي شوند و آتش « عشق » بر خرمن
هستي مي افكنند و با سوزوگداز و اشك نياز از فراق يار ناله سرمي دهند و
پايان شب هجران مي طلبند و آرزوي « وصال » در دل مي پرورند , قطب و
مقتدا و پيشوا و امامشان را در « عرفان اسلامي » , حضرت علي (ع ) مي دانند و
همواره به او اقتدا مي كنند و جرعه هاي ناب عشق الهي را از سبوي او در جام
دل مي ريزند و سرمست و « خود » از دست داده , به « خدا » مي رسند و جز اين
« راه » ـ كه از قرآن و عترت و حديث سرچشمه مي گيرد و از متن « دين » و
تعاليم و معارف اصيل الهي برمي خيزد ـ هر چه هست « بيراهه » است و با
عرفان ناب اسلامي فاصله اي فراوان دارد و نه تنها حجاب ها و موانع ذوب و
فنا در ذات مقدس حضرت محبوب ازلي را مرتفع نمي سازد و انوار زيباي
جمال و جلال و وجه كريمش را ظاهر نمي نمايد , كه بر حجاب ها و موانع
مي افزايد و گمراهي و تحير و انحطاط مي آفريند.
و سلاله الاطياب .
« واو سلاله و فرزندي از خاندان طيبان و پاكان است . »
حضرت علي (ع ) پاك و مطهر و مقدس است و تمام ذرات وجودش در
طهارت و قداست , ايمان ناب به خالق يكتا و شوق و عشق سوزان به ذات
اقدس الهي به سرمي برد , و از همين روست كه به خانداني پاك منتسب
مي باشد و از سلاله پاكان محسوب مي شود.
پدرش « ابوطالب » است كه ايمان آورنده به رسول الهي و حامي و
ياريگر او در فراز و نشيب ها و مراحل رنجزاي رسالت بود و همواره در ايمان
و پاكي زيست و در ايمان و پاكي به ابديت پيوست .
و مادرش « فاطمه بنت اسد » است , همان زني كه وقتي درد زايمان بر او
عارض گشت به سوي خانه كعبه شتافت و از خداوند قادر متعال ياري و
مساعدت جست , و ديوار كعبه به اذن و فرمان و قدرت حضرت پروردگار
شكافته شد و آن بانوي پاك به درون خزيد و شكاف مسدود گرديد , و پس از
وضع حمل و تولد فرزندش حضرت علي (ع ) در حالي كه اين نوزاد الهي را
در آغوش داشت ديگر بار كعبه شكاف برداشت و او خارج گشت و شكاف به
هم آمد! و اين امتياز و منزلت و شرافت و مقام براي اين « مادر » و « فرزند » به
طور اختصاصي در تاريخ اسلام به ثبت رسيد.
الناطق بالصواب .
« و او گوينده اي به حق و صلاح مي باشد. »
علي (ع ) كه انديشه اي ژرف و عميق و افكاري بلند و رفيع دارد و از علوم
ودانش هاي گوناگون برخوردار مي باشد و معرفت و بصيرت و شاخت در
تمام حركات وديدگاهها و رفتار و مواجهاتش موج مي زند , طبيعي است كه
از بيان و نطق و كلامي گويا و زيبا و نغز و شيوا و منطبق با « حق » و « صلاح »
برخوردار مي باشد و همواره چشمه هاي جوشان علم و حكمت الهي از قلب
و روحش بر زبان مطهرش جاري مي گردد و گوش ها را نوازش مي دهد و
جان ها را معطر مي سازد و رشد و كمال مي آفريند و « راه » مستقيم و پرفروغ
حق را از « بيراهه » هاي كفر و شرك و نفاق و الحاد و فساد و تباهي و تحير و
سرگشتگي جدا مي سازد و رهروان توحيد را به « مقصد » رهنمون مي شود.
نقطه دائره الامامه .
« او , جايگاه اصلي و محور امامت است . » (3 )
« امامت » اصل و قانوني عظيم و شكوهمند و بنيادين و حياتي است , و
اين عظمت و شكوه و منزلت را بايد با « نبوت » مرتبط دانست , كه امامت از
نبوت و رسالت سرچشمه مي گيرد و تداوم دهنده اين اصل و تضمين كننده
دوام و بقاي آن محسوب مي شود.
كدام جان آزادانديش و عقل و خرد سالم و آگاه است كه درنيابد پس از
اتمام « نبوت » و رحلت « نبي حق » , نبايد و نمي توان امت اسلام را به حال
خود رها نمود و در بيابان هاي تفتيده سرگشتگي و آسيمگي رها ساخت و در
حالي كه گرگان آدميزاد نما بر در آشيانه هاي اهل حق كمين كرده اند و خود را
مهياي دريدن و چپاول و غارت نموده اند , در برابر سرنوشت جهان اسلام
بي اعتنا و بدون تعهد و مسئوليت , همه چيز را به دست حادثه سپرد !
آيا جز اين است كه رسالت پيامبراكرم (ص ) « نبوت خاصه » بود كه پس
ازاو پايان يافت و در دوران حيات ائمه دين (ع ) با « نبوت عامه » توسط آن
بزرگواران تداوم يافت , با اين تفاوت كه در نبوت عامه , « وحي الهي » و
« تشريع » قطع مي شود و مسئوليت هاي ديگر نبوت كه تبيين احكام و معارف
دين , مرزباني از هويت مكتب , تبليغ و ترويج اسلام , دفاع از دين و جامعه و
مردم و كشور , جهاد با دشمنان خارجي , تقابل با فتنه ها و توطئه هاي داخلي ,
ارشاد و هدايت مردم , و استقرار سازمان ها و تشكيلات حكومتي براي
اجراي احكام و قوانين اسلام در تمام ابعاد و شئون حيات دنيايي , توسط
امامان معصوم (ع ) به طور دقيق به مرحله عمل در مي آيد.
حضرت علي (ع ) , اولين امام منصوب از جانب پروردگار به وسيله
نبي اكرم (ص ) بود كه وظايف و مسئوليت هاي « نبوت عامه » را بردوش
مي كشيد و كاروان دين را براي رسيدن به مقاصد عاليه به حركت درآورد. او
به راستي جايگاه اصلي و محور امامت بود و همه شواهد و مستندات قرآني
و تاريخي و روايي اسلام به امامت و ولايت او شهادت مي دهند.
حضرت فاطمه زهرا(س ) اين چنين امير مومنان حضرت علي (ع ) را
توصيف مي نمايد و به معرفي شخصيت عظيم و سترگ و جامع و الهي او
مي پردازد. اين بانوي مطهر و عالم و انديشمند و فكور , با توجه به مجموعه
خصال و فضايل و ارزش هاي والايي كه از حضرت علي (ع ) برمي شمارد و از
اين طريق در مرتفع ساختن جهل و ناآگاهي و غفلت نسبت به اصل امامت و
محور بزرگ آن آگاه سازي و بينش آفريني مي نمايد , معتقد است كه
« سعادتمند راستين و كامل و واقعي » كسي است كه امير مومنان و مولاي
متقيان حضرت علي (ع ) را چه در دوران حيات آن بزرگوار , و چه پس از
مرگ او , دوست بدارد :
« ان السعيد , كل السعيد , حق السعيد , من احب عليا في حياته و بعد
موته . »
« همانا سعادتمند , و سعادتمند كامل , و سعادتمند حقيقي , كسي است كه
امام علي (ع ) را در دوران زندگي و پس از مرگش به طور راستين دوست
بدارد . » (4 )
به واژه « سعادتمند » وتكرار آن و تاكيد بر « كامل » و « حقيقي » بودن آن
بنگريم و بينديشيم كه حضرت فاطمه زهرا(س ) چسان سعادت « دنيا » و
« آخرت » انسان را با « محبت » و « دوستداري » امام علي (ع ) پيوند
مي زند.
هركس تو را شناخت , غم جان و سرنداشت
سرداد و سرزپاي تو يك لحظه برنداشت
عشق رخت به خرمن عشاق بي قرار
افروخت آتشي , كه خموشي دگر نداشت
داند خدا كه شعله عشق تو گر نبود
كانون پر شراره هستي , شرر نداشت
اي ماه من , زمانه پس از ختم انبيا
بهتر زذات پاك تو , ديگر پسر نداشت
تيغ تو گر نبود , شجاعت يتيم بود
داد تو گر نبود , عدالت پدر نداشت
آغاز عدل از تو و انجام آن به تو
بود او تني كه بي تو بر اندام سرنداشت
در كارگاه خلقت اگر گوهرت نبود
نخل تناور بشريت , ثمر نداشت
پي نوشت ها :
1 ـ مناقب ابن شهر آشوب , ج 3 , ص 330 , فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) ,
ص 30 , حديث 25
2 ـ همان مدرك , ص 46 , حديث 40
3 ـ رياحين الشريعه , ج 1 , ص 93 ـ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) ص 27 ,
حديث 20
4 ـ ينابيع الموده , ج 1 , ص 376 ـ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) , ص 30 ,
حديث 26
حضرت فاطمه زهرا(س ) در پاسخ به يكي از تاثيرپذيران از
تبليغات مسموم عليه اميرمومنان (ع ) , در توصيف شخصيت
والاي او چنين فرمود : مي داني علي كيست او , امام رباني و
الهي است , و جثه و جسم نوراني و پرفروغ مي باشد , ومركز
توجه همه عارفان و خداپرستان است , و سلاله خاندان طيبان و
پاكان مي باشد , و گوينده اي به حق و صلاح است , و او جايگاه و
محوراصلي « امامت » است .
حضرت زهراي مرضيه (س ) خود را متعهد و مسئول مي يافت
كه خصايل و فضايل و ويژگي ها و ارزش هاي شخصيت عظيم و
الهي حضرت علي (ع ) را مطرح و ترويج نمايد تا از اين طريق
راه روشن ديگري بگشايد و معرفت و شناختي نويني بيافريند و
از جهل ها , غفلت ها , خمودگي ها و عذرتراشي ها و
تعهدناپذيري ها در برابر امامت و ولايت اين پيشواي مظلوم و
غريب جلوگيري به عمل آورد.

|