روزنامه جمهوري اسلامي 16/07/1383 صفحه عقيدتي
بنيان هاي فكري و جلوه هاي عملي « فرهنگ فاطمي » ـ 31
فرهنگ فاطمي , عرصه هاي سياسي و اجتماعي




5 ـ توصيف و معرفي شخصيت جامع و ملكوتي علي (ع )
تحركات و تلاش هاي وقفه ناپذير و آگاهي بخش حضرت فاطمه زهرا(س ) در عرصه ها و ميادين سياسي و اجتماعي به ايجاد ملازمه و پيوند بين « دين » و « سياست » , تبيين فلسفه « امامت » , صيانت و دفاع از حريم « ولايت » , و آگاهي بخشي درباره واقعه عظيم و تاريخي « غديرخم » , محدود نمي گشت و آن بانوي بصير و آگاه و مسئول براي نجات و رهايي جامعه از جهل و تسامح و غفلت نسبت به اصل و قانون بزرگ الهي « امامت ورهبري » فعاليت اختصاصي و آگاهي آفرين ديگري را نيز لازم و ضروري مي دانست و آن عبارت بود از « توصيف و معرفي شخصيت جامع و الهي حضرت علي (ع ) » به مردم . همان شخصيت عظيم و ملكوتي و شايسته اي كه به فرمان الهي و با نزول وحي بر پيامبر اكرم (ص ) در غديرخم به امامت و رهبري امت اسلام منصوب شد و با تمام شواهد و مستندات متكي به قرآن وتاريخ اسلام و رهنمودها و وصاياي حضرت خاتم الانبيا(ص ) , با غفلت و تسامح و سهل انگاري توده هاي مردم جامعه مواجه شد و از مسئوليت بزرگ و حياتي امامت و رهبري امت پس از ارتحال نبي اكرم (ص ) محروم گشت .
حضرت زهراي بتول (س ) بر خود واجب و لازم مي دانست كه علاوه بر تلاشها و فعاليت هاي سياسي و اجتماعي خاصي كه در محورهاي يادشده و با اهداف مشخص انجام مي داد , به طور اختصاصي به معرفي شخصيت جامع حضرت علي (ع ) بپردازد و خصايل و فضايل و ويژگي ها و ارزش هاي اين موجود عظيم الهي را براي چندمين بار مطرح و ترويج نمايد تا از اين طريق نيز راه روشن ديگري بگشايد و معرفت و شناختي نوين بيافريند و از جهل ها , غفلت ها , خمودگي ها و عذرتراشي ها و تعهدناپذيري ها جلوگيري به عمل آورد.
در واژه ها , تعابير , عبارات و جملات زيباي حضرت فاطمه زهرا(س ) براي توصيف و معرفي شخصيت حضرت اميرالمومنين (ع ) بينديشيم تا به اهميت حركت بزرگ و آگاهي بخش او واقف گرديم .
1 ـ حضرت فاطمه زهرا(س ) در مواجهات خويش در هر مجلسي كه پيامبر اكرم (ص ) و دوستان و ياران اهل بيت (ع ) حضور داشتند , خود را متعهد مي يافت كه هرگاه از اميرمومنان حضرت علي (ع ) سخن به ميان آيد , در معرفي شخصيت والا و ارزش هاي وجودي اين پيشواي بزرگ الهي اعلام وفاداري , تعهد نمايد.
پيامبر اكرم (ص ) در يكي از جلسات دوستانه , به عظمت شخصيت علي (ع ) و ارزش ها و فضايل او اشاره نمود و شدت دوستي و علاقه و محبت خويش را به اميرالمومنين (ع ) براي دختر گرامي اش ابراز نمود.
حضرت زهراي مرضيه (س ) پس از شنودن توصيف هاي پدرش , درحالي كه به عظمت و فضايل امام علي (ع ) اشاره مي نمود , اين گونه احساس تعهد و مسئوليت خويش را در توصيف و معرفي شخصيت والاي آن پيشواي محبوب اعلام نمود :
« سوگند به خدايي كه تو را به رسالت مبعوث كرد و براي ارشاد انسان ها برگزيد , و تو را هدايت كرد و امت اسلامي را به وسيله تو هدايت نمود , تا زنده ام همواره به ارزش هاي علي (ع ) معترف خواهم بود . » (1 )
2 ـ حضرت فاطمه زهرا(س ) در حالي كه در فراق پيامبر اكرم (ص ) مي سوخت و به مرثيه خواني مي پرداخت و آه حسرت از گلو برمي آورد و سرشك خون مي باريد , سرگواري هايش را همواره با هدفمندي ها و جهت گيري هاي مرتبط با امامت و ولايت حضرت علي (ع ) مي آميخت و ضمن اين كه به رخدادها و وقايع سياسي پس از رحلت رسول خدا(ص ) اشاره مي كرد , از مظلوميت و شايستگي و ارزش ها و فضايل والاي اميرالمومنين (ع ) سخن مي گفت . نمونه ذيل , سخن حضرت زهراي مرضيه (س ) خطاب به رسول اكرم (ص ) در توصيف شخصيت امير مومنان (ع ) مي باشد :
« در عزاي تو , اباالحسن امين سوگوار است . پدر دو فرزندت حسن و حسين . برادر , امام برگزيده و دوست بي مانند تو , همو كه در كودكي او را بزرگ و تربيت كردي و سپس برادرت خواندي . او كه بزرگترين دوستان و محبوب ترين اصحاب در پيشگاه تو بود. او كه در پذيرش اسلام از همه پيشي گرفت , و ياور دين گشت , و هجرت كرد . » (2 )
در تعابير زيباي حضرت زهرا(س ) كه به وسيله آنها خصايل نيكو و فضايل بزرگ و ارزشهاي والا و خدمات امام علي (ع ) را مطرح مي نمايد , تعمق ورزيم .
« امين » كه نشانگر اوج راستي و امانت و صداقت علي (ع ) است , « برادر » كه شدت محبت و علاقه پيامبر اكرم (ص ) را به اميرمومنان (ع ) نشان مي دهد , « امام » كه بلنداي جايگاه و مقام و منزلت اين موجود ملكوتي را به نمايش مي گذارد و رهبري و پيشوايي بر امت اسلام را مي نماياند , « دوست » كه ميزان اعتماد و اطمينان و صميميت نبي اكرم (ص ) را به علي (ع ) مي رساند , « تربيت در دامان پيامبر(ص ) » كه رشد و پرورش دقيق و صحيح حضرت علي (ع ) را از كودكي تا جواني و بزرگسالي تداعي مي كند , « سبقت و پيشتازي » در پذيرش اسلام و دعوت پيامبر اكرم (ص ) » كه يك امتياز و ارزش والا محسوب مي شود , « نصرت و ياري دين » در شرايط سخت و نفس گير و در اوج فداكاري و ايثار و جهاد و مبارزه وقفه ناپذير و گسترده با دشمنان , همه و همه , ارزش ها و فضايلي هستند كه در وجود شريف و مقدس حضرت علي (ع ) گردآمده اند و حضرت فاطمه زهرا(س ) به نيكي از آنها ياد مي نمايد و آنها را دليل و حجت بر انتصاب الهي او براي امامت و رهبري امت اسلامي مي داند.
3 ـ روزي حضرت فاطمه زهرا(س ) با فردي مواجه شد كه از روي جهل و عناد زبان به سرزنش و مذمت اميرمومنان حضرت علي (ع ) گشود. زهراي مرضيه (س ) كه خويشتن را در معرفي شخصيت اميرالمومنين به جامعه متعهد احساس مي نمود و رفع ابهام و جلوگيري از تبليغات مسموم مخالفان اهل بيت (ع ) راعامل خارج شدن خورشيد حقيقت از لابلاي ابرهاي تيره و سياه ترديدافكني ها و شبه آفريني ها مي دانست , روبه آن شخص كرد و گفت :
« مي داني علي كيست »
و سپس خصايل و فضايل بزرگ شخصيت مولاي متقيان (ع ) را معرفي نمود و اين گونه به آگاه سازي پرداخت :
و هو الامام الرباني .
« او , امام رباني و الهي است » .
حضرت زهراي مرضيه (س ) امير مومنان (ع ) را « امام » معرفي مي كند و جايگاه و نقش حياتي و تاثيرگذار او را در جامعه , بزرگ و عظيم مي داند , كه او « رهبر » است و مسئوليت پيشوايي و سامان دهي و هدايت و تدبير امور امت بزرگ اسلام و جامعه و كشور اسلامي را به عهده دارد و اين وظيفه و مسئوليت از جانب خدا و توسط نبي اكرم (ص ) و به وسيله وحي الهي به او واگذار گرديده است .
و او « رباني و الهي » است و درجات و مراتب بالاي عشق و ايمان و پرستش را طي نموده و در ذات مقدس حضرت حق ذوب و فاني گشته و تمام انديشه و صفات و رفتار و عملكردهايش صبغه خدايي به خود گرفته است .
والهيكل النوراني
« و او , جثه و جسم نوراني و پرفروغ است »
اين موجود پاك , والا , مقدس و ملكوتي , صورت و جسمي بسيار درخشان دارد و نورالهي وجود مطهرش را در برگرفته است . او به گونه اي در ذكر و راز و نياز و مناجات و پرستش حضرت حق « اخلاص » ورزيده و در كيفيت و كميت طاعاتش دقت و مراقبت روا داشته و همواره از ژرفاي جان محبوب و معشوقش را صدا زده و دل با ياد او معمور داشته و به تهجد و شب زنده داري و تضرع و ناله و سوزوگداز و گريه هاي طولاني پرداخته است كه روح و روان پاكش در انوار قدس الهي مستغرق شده و خود عين نور گشته و شدت اين نور پرفروغ از روح او در صورت و جسم و بدنش تاثير نهاده و آن را درخشان و نوراني ساخته است .
قطب الاقطاب .
« و او مركز توجه همه عارفان و خداپرستان مي باشد. »
چه كسي است كه نداند تمام ذرات وجود مقدس علي (ع ) عشق پاك الهي را فرياد مي زنند و شيدايي و دلدادگي و سرگشتگي همه هستي اين رجل رباني و نوراني را فرا گرفته است
همه كساني كه در عرصه « عرفان » وارد مي شوند و آتش « عشق » بر خرمن هستي مي افكنند و با سوزوگداز و اشك نياز از فراق يار ناله سرمي دهند و پايان شب هجران مي طلبند و آرزوي « وصال » در دل مي پرورند , قطب و مقتدا و پيشوا و امامشان را در « عرفان اسلامي » , حضرت علي (ع ) مي دانند و همواره به او اقتدا مي كنند و جرعه هاي ناب عشق الهي را از سبوي او در جام دل مي ريزند و سرمست و « خود » از دست داده , به « خدا » مي رسند و جز اين « راه » ـ كه از قرآن و عترت و حديث سرچشمه مي گيرد و از متن « دين » و تعاليم و معارف اصيل الهي برمي خيزد ـ هر چه هست « بيراهه » است و با عرفان ناب اسلامي فاصله اي فراوان دارد و نه تنها حجاب ها و موانع ذوب و فنا در ذات مقدس حضرت محبوب ازلي را مرتفع نمي سازد و انوار زيباي جمال و جلال و وجه كريمش را ظاهر نمي نمايد , كه بر حجاب ها و موانع مي افزايد و گمراهي و تحير و انحطاط مي آفريند.
و سلاله الاطياب .
« واو سلاله و فرزندي از خاندان طيبان و پاكان است . »
حضرت علي (ع ) پاك و مطهر و مقدس است و تمام ذرات وجودش در طهارت و قداست , ايمان ناب به خالق يكتا و شوق و عشق سوزان به ذات اقدس الهي به سرمي برد , و از همين روست كه به خانداني پاك منتسب مي باشد و از سلاله پاكان محسوب مي شود.
پدرش « ابوطالب » است كه ايمان آورنده به رسول الهي و حامي و ياريگر او در فراز و نشيب ها و مراحل رنجزاي رسالت بود و همواره در ايمان و پاكي زيست و در ايمان و پاكي به ابديت پيوست .
و مادرش « فاطمه بنت اسد » است , همان زني كه وقتي درد زايمان بر او عارض گشت به سوي خانه كعبه شتافت و از خداوند قادر متعال ياري و مساعدت جست , و ديوار كعبه به اذن و فرمان و قدرت حضرت پروردگار شكافته شد و آن بانوي پاك به درون خزيد و شكاف مسدود گرديد , و پس از وضع حمل و تولد فرزندش حضرت علي (ع ) در حالي كه اين نوزاد الهي را در آغوش داشت ديگر بار كعبه شكاف برداشت و او خارج گشت و شكاف به هم آمد! و اين امتياز و منزلت و شرافت و مقام براي اين « مادر » و « فرزند » به طور اختصاصي در تاريخ اسلام به ثبت رسيد.
الناطق بالصواب .
« و او گوينده اي به حق و صلاح مي باشد. »
علي (ع ) كه انديشه اي ژرف و عميق و افكاري بلند و رفيع دارد و از علوم ودانش هاي گوناگون برخوردار مي باشد و معرفت و بصيرت و شاخت در تمام حركات وديدگاهها و رفتار و مواجهاتش موج مي زند , طبيعي است كه از بيان و نطق و كلامي گويا و زيبا و نغز و شيوا و منطبق با « حق » و « صلاح » برخوردار مي باشد و همواره چشمه هاي جوشان علم و حكمت الهي از قلب و روحش بر زبان مطهرش جاري مي گردد و گوش ها را نوازش مي دهد و جان ها را معطر مي سازد و رشد و كمال مي آفريند و « راه » مستقيم و پرفروغ حق را از « بيراهه » هاي كفر و شرك و نفاق و الحاد و فساد و تباهي و تحير و سرگشتگي جدا مي سازد و رهروان توحيد را به « مقصد » رهنمون مي شود.
نقطه دائره الامامه .
« او , جايگاه اصلي و محور امامت است . » (3 )
« امامت » اصل و قانوني عظيم و شكوهمند و بنيادين و حياتي است , و اين عظمت و شكوه و منزلت را بايد با « نبوت » مرتبط دانست , كه امامت از نبوت و رسالت سرچشمه مي گيرد و تداوم دهنده اين اصل و تضمين كننده دوام و بقاي آن محسوب مي شود.
كدام جان آزادانديش و عقل و خرد سالم و آگاه است كه درنيابد پس از اتمام « نبوت » و رحلت « نبي حق » , نبايد و نمي توان امت اسلام را به حال خود رها نمود و در بيابان هاي تفتيده سرگشتگي و آسيمگي رها ساخت و در حالي كه گرگان آدميزاد نما بر در آشيانه هاي اهل حق كمين كرده اند و خود را مهياي دريدن و چپاول و غارت نموده اند , در برابر سرنوشت جهان اسلام بي اعتنا و بدون تعهد و مسئوليت , همه چيز را به دست حادثه سپرد !
آيا جز اين است كه رسالت پيامبراكرم (ص ) « نبوت خاصه » بود كه پس ازاو پايان يافت و در دوران حيات ائمه دين (ع ) با « نبوت عامه » توسط آن بزرگواران تداوم يافت , با اين تفاوت كه در نبوت عامه , « وحي الهي » و « تشريع » قطع مي شود و مسئوليت هاي ديگر نبوت كه تبيين احكام و معارف دين , مرزباني از هويت مكتب , تبليغ و ترويج اسلام , دفاع از دين و جامعه و مردم و كشور , جهاد با دشمنان خارجي , تقابل با فتنه ها و توطئه هاي داخلي , ارشاد و هدايت مردم , و استقرار سازمان ها و تشكيلات حكومتي براي اجراي احكام و قوانين اسلام در تمام ابعاد و شئون حيات دنيايي , توسط امامان معصوم (ع ) به طور دقيق به مرحله عمل در مي آيد.
حضرت علي (ع ) , اولين امام منصوب از جانب پروردگار به وسيله نبي اكرم (ص ) بود كه وظايف و مسئوليت هاي « نبوت عامه » را بردوش مي كشيد و كاروان دين را براي رسيدن به مقاصد عاليه به حركت درآورد. او به راستي جايگاه اصلي و محور امامت بود و همه شواهد و مستندات قرآني و تاريخي و روايي اسلام به امامت و ولايت او شهادت مي دهند.
حضرت فاطمه زهرا(س ) اين چنين امير مومنان حضرت علي (ع ) را توصيف مي نمايد و به معرفي شخصيت عظيم و سترگ و جامع و الهي او مي پردازد. اين بانوي مطهر و عالم و انديشمند و فكور , با توجه به مجموعه خصال و فضايل و ارزش هاي والايي كه از حضرت علي (ع ) برمي شمارد و از اين طريق در مرتفع ساختن جهل و ناآگاهي و غفلت نسبت به اصل امامت و محور بزرگ آن آگاه سازي و بينش آفريني مي نمايد , معتقد است كه « سعادتمند راستين و كامل و واقعي » كسي است كه امير مومنان و مولاي متقيان حضرت علي (ع ) را چه در دوران حيات آن بزرگوار , و چه پس از مرگ او , دوست بدارد :
« ان السعيد , كل السعيد , حق السعيد , من احب عليا في حياته و بعد موته . »
« همانا سعادتمند , و سعادتمند كامل , و سعادتمند حقيقي , كسي است كه امام علي (ع ) را در دوران زندگي و پس از مرگش به طور راستين دوست بدارد . » (4 )
به واژه « سعادتمند » وتكرار آن و تاكيد بر « كامل » و « حقيقي » بودن آن بنگريم و بينديشيم كه حضرت فاطمه زهرا(س ) چسان سعادت « دنيا » و « آخرت » انسان را با « محبت » و « دوستداري » امام علي (ع ) پيوند مي زند.
هركس تو را شناخت , غم جان و سرنداشت
سرداد و سرزپاي تو يك لحظه برنداشت
عشق رخت به خرمن عشاق بي قرار
افروخت آتشي , كه خموشي دگر نداشت
داند خدا كه شعله عشق تو گر نبود
كانون پر شراره هستي , شرر نداشت
اي ماه من , زمانه پس از ختم انبيا
بهتر زذات پاك تو , ديگر پسر نداشت
تيغ تو گر نبود , شجاعت يتيم بود
داد تو گر نبود , عدالت پدر نداشت
آغاز عدل از تو و انجام آن به تو
بود او تني كه بي تو بر اندام سرنداشت
در كارگاه خلقت اگر گوهرت نبود
نخل تناور بشريت , ثمر نداشت

پي نوشت ها :
1 ـ مناقب ابن شهر آشوب , ج 3 , ص 330 , فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) , ص 30 , حديث 25
2 ـ همان مدرك , ص 46 , حديث 40
3 ـ رياحين الشريعه , ج 1 , ص 93 ـ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) ص 27 , حديث 20
4 ـ ينابيع الموده , ج 1 , ص 376 ـ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) , ص 30 , حديث 26
حضرت فاطمه زهرا(س ) در پاسخ به يكي از تاثيرپذيران از تبليغات مسموم عليه اميرمومنان (ع ) , در توصيف شخصيت والاي او چنين فرمود : مي داني علي كيست او , امام رباني و الهي است , و جثه و جسم نوراني و پرفروغ مي باشد , ومركز توجه همه عارفان و خداپرستان است , و سلاله خاندان طيبان و پاكان مي باشد , و گوينده اي به حق و صلاح است , و او جايگاه و محوراصلي « امامت » است .
حضرت زهراي مرضيه (س ) خود را متعهد و مسئول مي يافت كه خصايل و فضايل و ويژگي ها و ارزش هاي شخصيت عظيم و الهي حضرت علي (ع ) را مطرح و ترويج نمايد تا از اين طريق راه روشن ديگري بگشايد و معرفت و شناختي نويني بيافريند و از جهل ها , غفلت ها , خمودگي ها و عذرتراشي ها و تعهدناپذيري ها در برابر امامت و ولايت اين پيشواي مظلوم و غريب جلوگيري به عمل آورد.