
در « فرهنگ فاطمي » واقعه عظيم و سترگ و تاريخي
« غدير » درخشش خاص و ظهوري چشمگير دارد. اين فروغ و
درخشش با اصل و قانون الهي « امامت » پيوند مي يابد و
جايگاه و نقش حياتي و بنيادين آن را در چشم و دل مي نماياند
و معرفت و بصيرت و شناخت مي آفريند.
حضرت فاطمه زهرا(س ) كه تمام ذرات پيكرش با عشق و
محبت الهي درآميخته است و اشتياق وصف ناپذير به مباني
اعتقادي و احكام و قوانين حياتبخش اسلام در تمام زواياي
وجودش ماوا گزيده است , چگونه مي تواند به يكي از
حياتي ترين مباني اعتقادي يعني « امامت » حساس و وظيفه مند
نباشد و از كنار واقعه بزرگ و تاريخي « غديرخم » كه تجلي اين
اصل و قانون الهي بود و امامت و ولايت شايسته ترين انسان
روي زمين را تثبيت نمود , به سهولت عبور كند و دم برنياورد و
بينش و آگاهي نيافريند
در فرهنگ فاطمي , عرصه ها و صحنه هاي مختلفي را
مي يابيم كه به طور مكرر بر واقعه سترگ و عظيم غديرخم
استدلال مي شود و از اين طريق هم به نقش تعيين كننده امامت
و رهبري اشاره مي گردد و هم اميرمومنان حضرت علي (ع ) به
عنوان امام و رهبر شايسته معرفي مي شود.
حضرت زهراي مرضيه (س ) , با پشتوانه هاي بزرگ و
استوار فكري درباره اصل امامت و رهبري و واقعه تاريخي
غدير , به استناد با آن ها , شايستگي حضرت علي (ع ) را براي
اين انتصاب الهي اعلام مي نمود. در اين پشتوانه ها كه « آيات
قرآن كريم » و « رخداد عيني انتخاب علي (ع ) به امامت »
مي باشد , تامل مي نمائيم و سپس ديدگاه ها و استنادهاي
حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را به مداقه مي گذاريم .
در دهمين سال « هجرت » , رسول گرامي اسلام حضرت
محمد(ص ) مصمم به زيارت « خانه خدا » شد. اين خبر به
سرعت در ميان طوايف و قبايل مختلف اعلام گرديد و
گروههاي عظيمي از مردم به مدينه آمدند تا در انجام اين
تكليف الهي از حضرت رسول (ص ) تبعيت نمايند و تعليمات
او را از نزديك فراگيرند.
اين تنها حج و زيارتي بود كه رسول اكرم (ص ) بعد از
هجرت به مدينه انجام داد و بعد از آن ديگر اين عمل از طرف
آن بزرگوار وقوع نيافت و به همين دليل اين حج به نام ها و
اسامي مختلف همچون حجه الوداع , حجه الاسلام ,
حجه البلاغ , حجه الكمال و حجه التمام , در تاريخ اسلام به ثبت
رسيد.
رسول اكرم (ص ) سفر به خانه خدا را آغاز نمود و
جمعيتهاي بي شماري با آن حضرت حركت آغاز كردند كه
تعداد آنها را از يكصد و چهارده هزار , يكصد و بيست هزار , و
يكصد و بيست و چهار هزار نفر و بيشتر اعلام
نموده اند.
مراسم حج به پايان رسيد و مسلمانان از نزديك شاهد
اعمال حج از طرف رسول گرامي اسلام (ص ) بودند.
پيامبر خدا(ص ) به حركت از مكه به سوي مدينه مصمم
گرديد و از همين رو فرمان حركت را صادر نمود. هنگامي كه
كاروان به سرزمين « رابغ » (1 ) كه در نزديكي « جحفه » (2 ) قرار
دارد رسيد , فرشته وحي در نقطه اي به نام « غديرخم » (3 ) فرود
آمد و اين آيه شريفه را بر پيامبر اكرم (ص ) نازل نمود :
« يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما
بلغت رسالته , والله يعصمك من الناس ان الله لا يهدي القوم
الكافرين . » (4 )
« اي رسول ما , آنچه از طرف خدا نازل شده , به مردم ابلاغ
كن , و اگر ابلاغ نكني رسالت خود را تكميل نكرده اي . خداوند
تو را از آسيب مردم محفوظ مي دارد , و خدا مردم كافر را هرگز
هدايت نمي كند. »
خداوند انجام امر عظيمي را به عهده پيامبر خويش
گذاشت كه در صورت ابلاغ آن , رسالت آن بزرگوار تكميل
مي گشت .
نبي اكرم (ص ) دستور توقف را صادر نمود. كساني كه در
جلوي كاروان بودند بلافاصله از حركت بازايستادند و سپس
گروههايي كه به دنبال كاروان در حال حركت بودند به آنان
پيوستند.
هوا به شدت گرم بود و لحظات اذان و نماز ظهر نزديك
مي شد. مردم قسمتي از رداي خود را بر سر و قسمت ديگر را به
زير پاي خويش افكندند. پيامبر اكرم (ص ) نماز ظهر را به همراه
جمعيت به جماعت برگزار نمود. سپس در حالي كه گروه هاي
عظيم مردم بر گرد شمع وجود مقدسش حلقه زده بودند , روي
نقطه بلندي كه از جهاز شتر آماده شده بود قرار گرفت و با
صداي بلند و رسا آغاز به سخن نمود :
« حمد و ثنا مخصوص خداست . از او ياري مي طلبيم , و به
او ايمان داريم , و بر او توكل مي كنيم . از بدي هاي خود و اعمال
ناشايست خويش به او پناه مي بريم و از او التجا مي جوئيم .
خدايي كه جز او هادي و راهنمايي نيست . هر كس را كه هدايت
نمود , گمراه كننده اي براي او نخواهد بود. گواهي مي دهم كه جز
او معبودي نيست و محمد بنده و پيامبر اوست .
هان اي مردم , نزديك است من دعوت حق را لبيك گويم و
از ميان شما بروم . من مسئولم , و شما نيز مسئوليد. درباره من
چه فكر مي كنيد »
در اين هنگام مردم به تصديق و حمايت پرداختند و صداي
آنان از همه طرف در فضا طنين انداخت كه : « تو رسالت خود را
انجام دادي , و تلاش و كوشش نمودي . خدايت پاداش نيك
دهد. »
پيامبر اكرم (ص ) فرمود :
« آيا گواهي مي دهيد كه معبود جهان يكي است , و محمد
بنده خدا و پيامبر او مي باشد , و بهشت و دوزخ و زندگي
جاويدان در سراي ديگر جاي هيچ ترديدي ندارد »
از ميان جمعيت چنين پاسخ آمد : « صحيح است و گواهي
مي دهيم . »
سپس رسول خدا(ص ) فرمود :
« من دو چيز نفيس و گرانمايه در ميان شما مي نهم , ببينم
چگونه با اين دو يادگار من رفتار مي نمائيد. »
يك نفر از ميان جمعيت برخاست و با صداي بلند پرسيد :
« منظور از اين دو چيز نفيس و گرانقدر چيست
پيامبر اكرم (ص ) فرمود :
« يكي كتاب خدا كه يك طرف آن در دست خدا , و طرف
ديگر آن در دست شماست , و ديگري عترت و اهل بيت من .
خداوند به من خبر داده است كه اين دو هرگز از هم جدا
نخواهند شد.
هان اي مردم , بر قرآن و عترت من پيشي نگيريد و در عمل
به هر دو قصور و كوتاهي نورزيد كه هلاك مي شويد. »
رسول اكرم (ص ) در همين لحظه , دست حضرت علي (ع )
را گرفت و بالا برد و او را به جمعيت معرفي نمود. سپس چنين
فرمود :
« سزاوارتر بر مومنان از خود آنها كيست »
از ميان جمعيت پاسخ آمد : « خدا و پيامبر او » .
پيامبر اكرم (ص ) فرمود :
« خدا مولاي من , و من مولاي مومنان هستم , و من بر آنها
از خودشان سزاوارترم . »
و سپس بلافاصله مردم را مورد خطاب قرار داد و اعلام
نمود :
« من كنت مولاه فهذا علي مولاه »
« هر كس را كه من مولا و پيشوايم , علي نيز مولا و پيشواي
اوست . »
نبي اكرم (ص ) سه بار پياپي اين پيام الهي را ابلاغ كرد و
سپس در ادامه سخنان خويش چنين فرمود :
« خداوندا , كساني كه علي را دوست دارند , دوست بدار , و
كساني كه او را دشمن بدارند , دشمن دار. خدايا , ياران علي را
ياري كن , دشمنان علي را خوار و ذليل گردان , و او را محور
حق قرار بده . » (5 )
پس از پايان خطبه تاريخي رسول اكرم (ص ) و انتصاب
الهي حضرت علي (ع ) به امامت و پيشوايي امت اسلام , فرشته
وحي بر پيامبر اكرم (ص ) فرود آمد و پيام الهي را مبني بر
« اكمال دين » با انتصاب و تثبيت ولايت و امامت حضرت
علي (ع ) ابلاغ نمود. رسول خدا(ص ) پس از دريافت وحي
الهي خطاب به جمعيت چنين فرمود :
« اي مردم , هم اكنون فرشته وحي فرود آمد و اين آيه را
نازل گرداند :
« اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت
لكم الاسلام دينا » (6 )
« امروز دين شما را كامل نمودم , و نعمت را بر شما تمام
ساختم , و اسلام را دين شما قرار دادم . »
صداي رسول اكرم (ص ) به تكبير بلند شد و سپس چنين
فرمود :
« خدا را سپاسگزارم كه دين خود را كامل كرد و نعمت خود
را به كمال رساند و از ولايت و جانشيني علي پس از من
خشنود گشت . »
رسول خدا(ص ) و علي (ع ) از نقطه مرتفع فرود مي آيند.
مردم دسته دسته به نزد اميرمومنان (ع ) مي شتابند و به او
تبريك مي گويند و بيعت مي كنند و مولا و پيشواي خويش و هر
مرد و زن مسلمان مي نامند.
« فرهنگ فاطمي » با اين بنيان ها و پشتوانه ها عميق متكي به
« قرآن » و « تاريخ اسلام و سيره نبوي » , تجلي گاه منزلت و
عظمت امامت و واقعه تاريخي غدير و انتصاب حضرت
علي (ع ) به مقام الهي ولايت است .
حضرت فاطمه زهرا(س ) در صحنه هاي اجتماع و در
مواجهه با مردم , به واقعه سترگ تاريخي « غديرخم » استناد
مي جويد و آن را دليل و حجت و سند انكارناپذيري درباره
امامت و خلافت حضرت علي (ع ) و ائمه اطهار(ع ) معرفي
مي كند. گزيده هايي از اين تلاش هاي آگاهي بخش فاطمي را به
تامل مي گذاريم .
1 ـ از « محمود بن لبيد » درباره ديدارش با حضرت
زهرا(س ) و پرسش و پاسخي كه بين او و آن بانوي بزرگوار
درباره امامت و ولايت مطرح مي شود , چنين نقل شده است :
كنار مزار شهيدان احد رفتم . ديدم حضرت زهرا(س ) در
كنار قبر حضرت حمزه (ع ) به شدت گريه مي كند. عرض كردم :
اي سرور زنان جهان , گريه سوزناك تو رگ قلبم را قطع كرد.
فرمود :
« سزاوار است كه از فراق پيامبر(ص ) سرشك ببارم , چقدر
مشتاق ديدار او هستم . »
عرض كردم : مي خواهم سئوالي كه در سينه ام در جولان
است بپرسم .
فرمود : بپرس .
عرض كردم : آيا رسول خدا(ص ) به امامت علي (ع ) تصريح
فرمود
پاسخ داد : شگفتا! آيا غديرخم را فراموش
كرديد
عرض كردم : آن را مي دانم , ولي مايلم آنچه را كه
پيامبر(ص ) در اين باره به شما فرموده است , بشنوم .
حضرت زهرا(س ) فرمود :
« از رسول خدا(ص ) شنيدم كه علي (ع ) بهترين جانشين
بعد از من است كه در ميان شما مي گذارم , او امام و خليفه پس
از من است , و دو فرزند من حسن و حسين و نه نفر از فرزندان
حسين , امامان بعد از او هستند , اگر شما از آنان پيروي كنيد ,
اين امامان را راهنماي راه يافته مي يابيد , و اگر با آنان مخالفت
كنيد , اختلاف شما تا قيامت ادامه مي يابد. »
حضرت زهراي مرضيه سپس با اشاره به واقعه غدير و
انتصاب علي (ع ) به امامت و ولايت چنين فرمود :
« سوگند به خدا اگر حق را به صاحبش مي دادند , و از
عترت پيامبر(ص ) پيروي مي نمودند , حتي بين دو نفر ,
اختلاف نمي شد , و امامان يكي بعد از ديگري مي آمدند تا قائم
ما كه نهمين نفر از فرزندان حسين است ظهور و قيام
مي كرد . » (7 )
2 ـ حضرت فاطمه زهرا(س ) در هر موقعيتي كه به دست
مي آورد , مردم ناآگاه را مورد خطاب قرار مي داد و سعي
مي نمود آنان را نسبت به واقعه تاريخي و عظيم غديرخم بيدار
و بصير سازد. نمونه ذيل يكي از آنهاست :
« آيا فراموش كرديد سخنان رسول خدا(ص ) در روز
غديرخم كه فرمود : هر كس را كه من مولا و پيشواي او باشم ,
علي (ع ) نيز مولا و پيشواي اوست و آيا فراموش كرديد كه به
علي (ع ) فرمود : يا علي , موقعيت تو نسبت به من همانند
موقعيت هارون به موساي پيامبر است (8 )
3 ـ حضرت فاطمه زهرا(س ) از خانه بيرون آمد و در كنار
درب ورودي منزل ايستاد و خطاب به جمعي از مردم كوچه و
بازار كه در اثر ناآگاهي و غفلت نسبت به غديرخم و انتصاب
الهي حضرت علي (ع ) , تسليم شرايط و فضاي نامناسب شده
بودند و با ولايت اميرمومنان (ع ) مخالفت مي كردند چنين
فرمود :
« ....گويا از آن چه رسول خدا(ص ) در روز غديرخم
فرمود , آگاهي نداريد سوگند به خدا كه رسول گرامي اسلام در
آن روز , ولايت و رهبري علي (ع ) را مطرح كرد و از مردم بيعت
گرفت . » (9 )
4 ـ حضرت فاطمه زهرا(س ) كه وظيفه بزرگ خويش
مي دانست درباره واقعه تاريخي غديرخم به مردم جامعه آگاهي
و بينش بدهد و از اين انتصاب كه به فرمان حضرت پروردگار و
با نزول فرشته وحي و ابلاغ صريح خداوند تحقق يافت صيانت
و دفاع نمايد , وقتي با بهانه جويان مواجه مي شد و مي ديد كه
آنها به سهولت در برابر حقيقت چشم فرو مي خوابانند , به
واقعه غدير اشاره مي كرد و همه راههاي بهانه جويي را مسدود
مي نمود :
« پس از غديرخم , خداوند براي هيچ كس عذر و بهانه اي
باقي نگذاشته است . » (10 )
5 ـ حضرت زهراي مرضيه (س ) با كساني مواجه مي شد كه
در بازشناسي وظايف و تكاليف خود نسبت به واقعه غديرخم
و امامت و ولايت حضرت علي (ع ) به تسامح و سهل انگاري
گرفتار شده بودند و در عين حال به عذرتراشي اصرار و
پافشاري مي كردند. حضرت فاطمه (س ) در مواجهه با اين افراد
فاقد تعهد و مسئوليت , برمي آشفت و صريح و قاطع به
« غديرخم » استناد مي جست و عذرتراشي را
برنمي تابيد :
« دور شويد و مرا به حال خود وانهيد. پس از كوتاهي و
سهل انگاري , جايي براي عذرخواهي نمانده است . آيا پدرم
پيامبر خدا(ص ) پس از واقعه غديرخم جايي براي عذرتراشي
باقي گذاشته است » (11 )
به اين ترتيب حضرت فاطمه زهرا(س ) اين موجود پاك و
شريف و فكور و انديشمند و جامع و همه سو نگر , خود را
همچنان كه در عرصه هاي علم و دانش و تربيت و پرورش و
تعلم و تعليم مسئول و متعهد مي يابد و به تلاش هاي مستمر
« علمي » و « عملي » همت مي گمارد , در عرصه ها و ميادين
« سياسي » نيز به شدت احساس تعهد و مسئوليت مي كند و
خويشتن را مكلف مي يابد كه در ميان مردم جامعه برود و آنان
را نسبت به وقايع و رخدادهاي سياسي آگاهي و بينش ببخشد.
از ديدگاه حضرت زهراي مرضيه (س ) , « غديرخم » امري
عظيم و واقعه اي سترگ و رويدادي بسيار حياتي و تعيين كننده
مي باشد كه با « وحي الهي » و « فرمان حضرت پروردگار » و
تكميل « رسالت و نبوت » مرتبط مي گردد و اين ها هرگز از هم
جدا و منفك نمي شوند و « اسلام » با اين مجموعه به هم پيوند
خورده , « دين برگزيده حق » محسوب مي شود و به همين دليل
در آيه شريفه نازل شده پس از اتمام مراسم انتصاب حضرت
علي (ع ) به « امامت » در روز تاريخي غديرخم , سخن از « اكمال
دين » به ميان مي آيد.
« امامت » و واقعه عظيم « غديرخم » را كه دو بنيان فكري
فرهنگ فاطمي محسوب مي شود و در رفتار و عملكردهاي
آگاهي بخش حضرت زهراي مرضيه (س ) به تجلي رسيده است ,
پاس مي داريم و به تبعيت از آن بانوي مطهر و مقدس در تبليغ
و تداوم آن مجاهده و تلاش مي كنيم .
پي نوشت ها :
1 ـ « رابغ » بر سر راه مكه به مدينه قرار دارد .
2 ـ « جحفه » يكي از ميقات هاي احرام است و راه اهل
مدينه و مصر و عراق از آن جا منشعب مي شد.
3 ـ « غدير » يعني آبگير , گودال در بيابان كه آب باران در آن
جمع مي شود. چون اين آبگير به شكل خم رنگرزان بود و برخي
قبايل گاهي در آن جامه هاي خود را رنگ مي كردند و
مي شستند , به « غديرخم » معروف گرديد.
4 ـ قرآن كريم , سوره مائده , آيه 67
5 ـ فروغ ابديت , جعفر سبحاني , انتشارات دفتر تبليغات
اسلامي قم , ج 2 , 475 ـ473
6 ـ قرآن كريم , سوره مائده , آيه 3
7 ـ بحارالانوار , ج 36 , ص 353 و 354
8 ـ الغدير , علامه اميني , ج 1 , ص 197
9 ـ احتجاج طبرسي , ج 1 , ص 51 ـ بحارالانوار , ج 28 ,
ص 25
10 ـ خصال شيخ صدوق , ج 1 , ص 173 , فرهنگ سخنان
فاطمه زهرا(س ) , ص 26 , حديث 18
11 ـ احتجاج طبرسي , ج 1 , ص 146 , فرهنگ سخنان
فاطمه زهرا(س ) , ص 26 , حديث 19
از ديدگاه حضرت زهراي مرضيه (س ) « غدير
خم » امري عظيم و واقعه اي سترگ و رويدادي
بسيار حياتي و تعيين كننده مي باشد كه با « وحي
الهي » و « فرمان پروردگار » و تكميل « رسالت و
نبوت » مرتبط مي گردد و « اسلام » با اين مجموعه به
هم پيوسته « دين برگزيده حق » محسوب مي شود.
وقتي حضرت فاطمه زهرا(س ) با كساني مواجه
مي شد كه در بازشناسي وظايف و تكاليف خود نسبت
به واقعه غدير خم تسامح و سهل انگاري مي كردند و
درعين حال به عذرتراشي اصرار و پافشاري
مي نمودند , برمي آشفت و صريح و قاطع به « غدير
خم » استناد مي جست و بهانه جويي را برنمي تابيد و
اعلام مي نمود : « پس از غدير خم , خداوند براي
هيچ كس عذر و بهانه اي باقي نگذاشته است . »

|