روزنامه جمهوري اسلامي 15/07/1383 صفحه عقيدتي
بنيان هاي فكري و جلوه هاي عملي « فرهنگ فاطمي » ـ 30 فرهنگ فاطمي , عرصه هاي سياسي و اجتماعي 4 ـ آگاهي بخشي درباره واقعه تاريخي « غدير خم »





در « فرهنگ فاطمي » واقعه عظيم و سترگ و تاريخي « غدير » درخشش خاص و ظهوري چشمگير دارد. اين فروغ و درخشش با اصل و قانون الهي « امامت » پيوند مي يابد و جايگاه و نقش حياتي و بنيادين آن را در چشم و دل مي نماياند و معرفت و بصيرت و شناخت مي آفريند.
حضرت فاطمه زهرا(س ) كه تمام ذرات پيكرش با عشق و محبت الهي درآميخته است و اشتياق وصف ناپذير به مباني اعتقادي و احكام و قوانين حياتبخش اسلام در تمام زواياي وجودش ماوا گزيده است , چگونه مي تواند به يكي از حياتي ترين مباني اعتقادي يعني « امامت » حساس و وظيفه مند نباشد و از كنار واقعه بزرگ و تاريخي « غديرخم » كه تجلي اين اصل و قانون الهي بود و امامت و ولايت شايسته ترين انسان روي زمين را تثبيت نمود , به سهولت عبور كند و دم برنياورد و بينش و آگاهي نيافريند
در فرهنگ فاطمي , عرصه ها و صحنه هاي مختلفي را مي يابيم كه به طور مكرر بر واقعه سترگ و عظيم غديرخم استدلال مي شود و از اين طريق هم به نقش تعيين كننده امامت و رهبري اشاره مي گردد و هم اميرمومنان حضرت علي (ع ) به عنوان امام و رهبر شايسته معرفي مي شود.
حضرت زهراي مرضيه (س ) , با پشتوانه هاي بزرگ و استوار فكري درباره اصل امامت و رهبري و واقعه تاريخي غدير , به استناد با آن ها , شايستگي حضرت علي (ع ) را براي اين انتصاب الهي اعلام مي نمود. در اين پشتوانه ها كه « آيات قرآن كريم » و « رخداد عيني انتخاب علي (ع ) به امامت » مي باشد , تامل مي نمائيم و سپس ديدگاه ها و استنادهاي حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را به مداقه مي گذاريم .
در دهمين سال « هجرت » , رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) مصمم به زيارت « خانه خدا » شد. اين خبر به سرعت در ميان طوايف و قبايل مختلف اعلام گرديد و گروههاي عظيمي از مردم به مدينه آمدند تا در انجام اين تكليف الهي از حضرت رسول (ص ) تبعيت نمايند و تعليمات او را از نزديك فراگيرند.
اين تنها حج و زيارتي بود كه رسول اكرم (ص ) بعد از هجرت به مدينه انجام داد و بعد از آن ديگر اين عمل از طرف آن بزرگوار وقوع نيافت و به همين دليل اين حج به نام ها و اسامي مختلف همچون حجه الوداع , حجه الاسلام , حجه البلاغ , حجه الكمال و حجه التمام , در تاريخ اسلام به ثبت رسيد.
رسول اكرم (ص ) سفر به خانه خدا را آغاز نمود و جمعيتهاي بي شماري با آن حضرت حركت آغاز كردند كه تعداد آنها را از يكصد و چهارده هزار , يكصد و بيست هزار , و يكصد و بيست و چهار هزار نفر و بيشتر اعلام نموده اند.
مراسم حج به پايان رسيد و مسلمانان از نزديك شاهد اعمال حج از طرف رسول گرامي اسلام (ص ) بودند.
پيامبر خدا(ص ) به حركت از مكه به سوي مدينه مصمم گرديد و از همين رو فرمان حركت را صادر نمود. هنگامي كه كاروان به سرزمين « رابغ » (1 ) كه در نزديكي « جحفه » (2 ) قرار دارد رسيد , فرشته وحي در نقطه اي به نام « غديرخم » (3 ) فرود آمد و اين آيه شريفه را بر پيامبر اكرم (ص ) نازل نمود :
« يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته , والله يعصمك من الناس ان الله لا يهدي القوم الكافرين . » (4 )
« اي رسول ما , آنچه از طرف خدا نازل شده , به مردم ابلاغ كن , و اگر ابلاغ نكني رسالت خود را تكميل نكرده اي . خداوند تو را از آسيب مردم محفوظ مي دارد , و خدا مردم كافر را هرگز هدايت نمي كند. »
خداوند انجام امر عظيمي را به عهده پيامبر خويش گذاشت كه در صورت ابلاغ آن , رسالت آن بزرگوار تكميل مي گشت .
نبي اكرم (ص ) دستور توقف را صادر نمود. كساني كه در جلوي كاروان بودند بلافاصله از حركت بازايستادند و سپس گروههايي كه به دنبال كاروان در حال حركت بودند به آنان پيوستند.
هوا به شدت گرم بود و لحظات اذان و نماز ظهر نزديك مي شد. مردم قسمتي از رداي خود را بر سر و قسمت ديگر را به زير پاي خويش افكندند. پيامبر اكرم (ص ) نماز ظهر را به همراه جمعيت به جماعت برگزار نمود. سپس در حالي كه گروه هاي عظيم مردم بر گرد شمع وجود مقدسش حلقه زده بودند , روي نقطه بلندي كه از جهاز شتر آماده شده بود قرار گرفت و با صداي بلند و رسا آغاز به سخن نمود :
« حمد و ثنا مخصوص خداست . از او ياري مي طلبيم , و به او ايمان داريم , و بر او توكل مي كنيم . از بدي هاي خود و اعمال ناشايست خويش به او پناه مي بريم و از او التجا مي جوئيم . خدايي كه جز او هادي و راهنمايي نيست . هر كس را كه هدايت نمود , گمراه كننده اي براي او نخواهد بود. گواهي مي دهم كه جز او معبودي نيست و محمد بنده و پيامبر اوست .
هان اي مردم , نزديك است من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان شما بروم . من مسئولم , و شما نيز مسئوليد. درباره من چه فكر مي كنيد »
در اين هنگام مردم به تصديق و حمايت پرداختند و صداي آنان از همه طرف در فضا طنين انداخت كه : « تو رسالت خود را انجام دادي , و تلاش و كوشش نمودي . خدايت پاداش نيك دهد. »
پيامبر اكرم (ص ) فرمود :
« آيا گواهي مي دهيد كه معبود جهان يكي است , و محمد بنده خدا و پيامبر او مي باشد , و بهشت و دوزخ و زندگي جاويدان در سراي ديگر جاي هيچ ترديدي ندارد »
از ميان جمعيت چنين پاسخ آمد : « صحيح است و گواهي مي دهيم . »
سپس رسول خدا(ص ) فرمود :
« من دو چيز نفيس و گرانمايه در ميان شما مي نهم , ببينم چگونه با اين دو يادگار من رفتار مي نمائيد. »
يك نفر از ميان جمعيت برخاست و با صداي بلند پرسيد : « منظور از اين دو چيز نفيس و گرانقدر چيست
پيامبر اكرم (ص ) فرمود :
« يكي كتاب خدا كه يك طرف آن در دست خدا , و طرف ديگر آن در دست شماست , و ديگري عترت و اهل بيت من . خداوند به من خبر داده است كه اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد.
هان اي مردم , بر قرآن و عترت من پيشي نگيريد و در عمل به هر دو قصور و كوتاهي نورزيد كه هلاك مي شويد. »
رسول اكرم (ص ) در همين لحظه , دست حضرت علي (ع ) را گرفت و بالا برد و او را به جمعيت معرفي نمود. سپس چنين فرمود :
« سزاوارتر بر مومنان از خود آنها كيست »
از ميان جمعيت پاسخ آمد : « خدا و پيامبر او » .
پيامبر اكرم (ص ) فرمود :
« خدا مولاي من , و من مولاي مومنان هستم , و من بر آنها از خودشان سزاوارترم . »
و سپس بلافاصله مردم را مورد خطاب قرار داد و اعلام نمود :
« من كنت مولاه فهذا علي مولاه »
« هر كس را كه من مولا و پيشوايم , علي نيز مولا و پيشواي اوست . »
نبي اكرم (ص ) سه بار پياپي اين پيام الهي را ابلاغ كرد و سپس در ادامه سخنان خويش چنين فرمود :
« خداوندا , كساني كه علي را دوست دارند , دوست بدار , و كساني كه او را دشمن بدارند , دشمن دار. خدايا , ياران علي را ياري كن , دشمنان علي را خوار و ذليل گردان , و او را محور حق قرار بده . » (5 )
پس از پايان خطبه تاريخي رسول اكرم (ص ) و انتصاب الهي حضرت علي (ع ) به امامت و پيشوايي امت اسلام , فرشته وحي بر پيامبر اكرم (ص ) فرود آمد و پيام الهي را مبني بر « اكمال دين » با انتصاب و تثبيت ولايت و امامت حضرت علي (ع ) ابلاغ نمود. رسول خدا(ص ) پس از دريافت وحي الهي خطاب به جمعيت چنين فرمود :
« اي مردم , هم اكنون فرشته وحي فرود آمد و اين آيه را نازل گرداند :
« اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا » (6 )
« امروز دين شما را كامل نمودم , و نعمت را بر شما تمام ساختم , و اسلام را دين شما قرار دادم . »
صداي رسول اكرم (ص ) به تكبير بلند شد و سپس چنين فرمود :
« خدا را سپاسگزارم كه دين خود را كامل كرد و نعمت خود را به كمال رساند و از ولايت و جانشيني علي پس از من خشنود گشت . »
رسول خدا(ص ) و علي (ع ) از نقطه مرتفع فرود مي آيند. مردم دسته دسته به نزد اميرمومنان (ع ) مي شتابند و به او تبريك مي گويند و بيعت مي كنند و مولا و پيشواي خويش و هر مرد و زن مسلمان مي نامند.
« فرهنگ فاطمي » با اين بنيان ها و پشتوانه ها عميق متكي به « قرآن » و « تاريخ اسلام و سيره نبوي » , تجلي گاه منزلت و عظمت امامت و واقعه تاريخي غدير و انتصاب حضرت علي (ع ) به مقام الهي ولايت است .
حضرت فاطمه زهرا(س ) در صحنه هاي اجتماع و در مواجهه با مردم , به واقعه سترگ تاريخي « غديرخم » استناد مي جويد و آن را دليل و حجت و سند انكارناپذيري درباره امامت و خلافت حضرت علي (ع ) و ائمه اطهار(ع ) معرفي مي كند. گزيده هايي از اين تلاش هاي آگاهي بخش فاطمي را به تامل مي گذاريم .
1 ـ از « محمود بن لبيد » درباره ديدارش با حضرت زهرا(س ) و پرسش و پاسخي كه بين او و آن بانوي بزرگوار درباره امامت و ولايت مطرح مي شود , چنين نقل شده است :
كنار مزار شهيدان احد رفتم . ديدم حضرت زهرا(س ) در كنار قبر حضرت حمزه (ع ) به شدت گريه مي كند. عرض كردم : اي سرور زنان جهان , گريه سوزناك تو رگ قلبم را قطع كرد. فرمود :
« سزاوار است كه از فراق پيامبر(ص ) سرشك ببارم , چقدر مشتاق ديدار او هستم . »
عرض كردم : مي خواهم سئوالي كه در سينه ام در جولان است بپرسم .
فرمود : بپرس .
عرض كردم : آيا رسول خدا(ص ) به امامت علي (ع ) تصريح فرمود
پاسخ داد : شگفتا! آيا غديرخم را فراموش كرديد
عرض كردم : آن را مي دانم , ولي مايلم آنچه را كه پيامبر(ص ) در اين باره به شما فرموده است , بشنوم .
حضرت زهرا(س ) فرمود :
« از رسول خدا(ص ) شنيدم كه علي (ع ) بهترين جانشين بعد از من است كه در ميان شما مي گذارم , او امام و خليفه پس از من است , و دو فرزند من حسن و حسين و نه نفر از فرزندان حسين , امامان بعد از او هستند , اگر شما از آنان پيروي كنيد , اين امامان را راهنماي راه يافته مي يابيد , و اگر با آنان مخالفت كنيد , اختلاف شما تا قيامت ادامه مي يابد. »
حضرت زهراي مرضيه سپس با اشاره به واقعه غدير و انتصاب علي (ع ) به امامت و ولايت چنين فرمود :
« سوگند به خدا اگر حق را به صاحبش مي دادند , و از عترت پيامبر(ص ) پيروي مي نمودند , حتي بين دو نفر , اختلاف نمي شد , و امامان يكي بعد از ديگري مي آمدند تا قائم ما كه نهمين نفر از فرزندان حسين است ظهور و قيام مي كرد . » (7 )
2 ـ حضرت فاطمه زهرا(س ) در هر موقعيتي كه به دست مي آورد , مردم ناآگاه را مورد خطاب قرار مي داد و سعي مي نمود آنان را نسبت به واقعه تاريخي و عظيم غديرخم بيدار و بصير سازد. نمونه ذيل يكي از آنهاست :
« آيا فراموش كرديد سخنان رسول خدا(ص ) در روز غديرخم كه فرمود : هر كس را كه من مولا و پيشواي او باشم , علي (ع ) نيز مولا و پيشواي اوست و آيا فراموش كرديد كه به علي (ع ) فرمود : يا علي , موقعيت تو نسبت به من همانند موقعيت هارون به موساي پيامبر است (8 )
3 ـ حضرت فاطمه زهرا(س ) از خانه بيرون آمد و در كنار درب ورودي منزل ايستاد و خطاب به جمعي از مردم كوچه و بازار كه در اثر ناآگاهي و غفلت نسبت به غديرخم و انتصاب الهي حضرت علي (ع ) , تسليم شرايط و فضاي نامناسب شده بودند و با ولايت اميرمومنان (ع ) مخالفت مي كردند چنين فرمود :
« ....گويا از آن چه رسول خدا(ص ) در روز غديرخم فرمود , آگاهي نداريد سوگند به خدا كه رسول گرامي اسلام در آن روز , ولايت و رهبري علي (ع ) را مطرح كرد و از مردم بيعت گرفت . » (9 )
4 ـ حضرت فاطمه زهرا(س ) كه وظيفه بزرگ خويش مي دانست درباره واقعه تاريخي غديرخم به مردم جامعه آگاهي و بينش بدهد و از اين انتصاب كه به فرمان حضرت پروردگار و با نزول فرشته وحي و ابلاغ صريح خداوند تحقق يافت صيانت و دفاع نمايد , وقتي با بهانه جويان مواجه مي شد و مي ديد كه آنها به سهولت در برابر حقيقت چشم فرو مي خوابانند , به واقعه غدير اشاره مي كرد و همه راههاي بهانه جويي را مسدود مي نمود :
« پس از غديرخم , خداوند براي هيچ كس عذر و بهانه اي باقي نگذاشته است . » (10 )
5 ـ حضرت زهراي مرضيه (س ) با كساني مواجه مي شد كه در بازشناسي وظايف و تكاليف خود نسبت به واقعه غديرخم و امامت و ولايت حضرت علي (ع ) به تسامح و سهل انگاري گرفتار شده بودند و در عين حال به عذرتراشي اصرار و پافشاري مي كردند. حضرت فاطمه (س ) در مواجهه با اين افراد فاقد تعهد و مسئوليت , برمي آشفت و صريح و قاطع به « غديرخم » استناد مي جست و عذرتراشي را برنمي تابيد :
« دور شويد و مرا به حال خود وانهيد. پس از كوتاهي و سهل انگاري , جايي براي عذرخواهي نمانده است . آيا پدرم پيامبر خدا(ص ) پس از واقعه غديرخم جايي براي عذرتراشي باقي گذاشته است » (11 )
به اين ترتيب حضرت فاطمه زهرا(س ) اين موجود پاك و شريف و فكور و انديشمند و جامع و همه سو نگر , خود را همچنان كه در عرصه هاي علم و دانش و تربيت و پرورش و تعلم و تعليم مسئول و متعهد مي يابد و به تلاش هاي مستمر « علمي » و « عملي » همت مي گمارد , در عرصه ها و ميادين « سياسي » نيز به شدت احساس تعهد و مسئوليت مي كند و خويشتن را مكلف مي يابد كه در ميان مردم جامعه برود و آنان را نسبت به وقايع و رخدادهاي سياسي آگاهي و بينش ببخشد.
از ديدگاه حضرت زهراي مرضيه (س ) , « غديرخم » امري عظيم و واقعه اي سترگ و رويدادي بسيار حياتي و تعيين كننده مي باشد كه با « وحي الهي » و « فرمان حضرت پروردگار » و تكميل « رسالت و نبوت » مرتبط مي گردد و اين ها هرگز از هم جدا و منفك نمي شوند و « اسلام » با اين مجموعه به هم پيوند خورده , « دين برگزيده حق » محسوب مي شود و به همين دليل در آيه شريفه نازل شده پس از اتمام مراسم انتصاب حضرت علي (ع ) به « امامت » در روز تاريخي غديرخم , سخن از « اكمال دين » به ميان مي آيد.
« امامت » و واقعه عظيم « غديرخم » را كه دو بنيان فكري فرهنگ فاطمي محسوب مي شود و در رفتار و عملكردهاي آگاهي بخش حضرت زهراي مرضيه (س ) به تجلي رسيده است , پاس مي داريم و به تبعيت از آن بانوي مطهر و مقدس در تبليغ و تداوم آن مجاهده و تلاش مي كنيم .

پي نوشت ها :
1 ـ « رابغ » بر سر راه مكه به مدينه قرار دارد .
2 ـ « جحفه » يكي از ميقات هاي احرام است و راه اهل مدينه و مصر و عراق از آن جا منشعب مي شد.
3 ـ « غدير » يعني آبگير , گودال در بيابان كه آب باران در آن جمع مي شود. چون اين آبگير به شكل خم رنگرزان بود و برخي قبايل گاهي در آن جامه هاي خود را رنگ مي كردند و مي شستند , به « غديرخم » معروف گرديد.
4 ـ قرآن كريم , سوره مائده , آيه 67
5 ـ فروغ ابديت , جعفر سبحاني , انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم , ج 2 , 475 ـ473
6 ـ قرآن كريم , سوره مائده , آيه 3
7 ـ بحارالانوار , ج 36 , ص 353 و 354
8 ـ الغدير , علامه اميني , ج 1 , ص 197
9 ـ احتجاج طبرسي , ج 1 , ص 51 ـ بحارالانوار , ج 28 , ص 25
10 ـ خصال شيخ صدوق , ج 1 , ص 173 , فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) , ص 26 , حديث 18
11 ـ احتجاج طبرسي , ج 1 , ص 146 , فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) , ص 26 , حديث 19
از ديدگاه حضرت زهراي مرضيه (س ) « غدير خم » امري عظيم و واقعه اي سترگ و رويدادي بسيار حياتي و تعيين كننده مي باشد كه با « وحي الهي » و « فرمان پروردگار » و تكميل « رسالت و نبوت » مرتبط مي گردد و « اسلام » با اين مجموعه به هم پيوسته « دين برگزيده حق » محسوب مي شود.
وقتي حضرت فاطمه زهرا(س ) با كساني مواجه مي شد كه در بازشناسي وظايف و تكاليف خود نسبت به واقعه غدير خم تسامح و سهل انگاري مي كردند و درعين حال به عذرتراشي اصرار و پافشاري مي نمودند , برمي آشفت و صريح و قاطع به « غدير خم » استناد مي جست و بهانه جويي را برنمي تابيد و اعلام مي نمود : « پس از غدير خم , خداوند براي هيچ كس عذر و بهانه اي باقي نگذاشته است . »