روزنامه جمهوري اسلامي 15/07/1383 صفحه سياسي
رئيس جمهور آينده افغانستان كيست




اشاره
« رئيس جمهور آينده افغانستان كيست » عنوان مقاله اي است كه در رابطه با برگزاري انتخابات رياست جمهوري افغانستان بدستمان رسيده است . « مسيحا جاغوري » نويسنده مطلب , در اين مقاله به ارزيابي جايگاه كانديداهاي مطرح در انتخابات و ميزان منزلت و نفوذ آنان در افغانستان پرداخته است . اين مقاله كمترين اشاره اي به اشغال افغانستان توسط نظاميان بيگانه و تاثير اين پديده برسرنوشت انتخابات ندارد. لذا روزنامه جمهوري اسلامي بدون نظر خاصي نسبت به اين مقاله صرفا به عنوان يك « ديدگاه » آن را نشر مي دهد.
كشور افغانستان پس از سه دهه بحران و چالش داخلي در آستانه يك آزمون بزرگ تاريخي يعني انتخابات رياست جمهوري قرار گرفته است , آزموني كه پس از تاسيس جغرافياي سياسي به نام افغانستان تاكنون تجربه نشده است . زيرا تغيير رژيم ها در اين كشور عموما خونين , خانوادگي و قومي بوده است , سران خانواده به توافق مي رسيدند , يكي را سر به نيست و ديگري را امير , رئيس و پادشاه اعلام مي كردند. مردم در اين گونه تحولات نقش و سهمي نداشتند. اما پس از بحران ها و چالش هاي گوناگون و رنگارنگ قومي , طايفه اي , مذهبي سياسي نظامي سه دهه اخير افغانستان و روز آزمايي هاي بيهوده در اين عرصه ها اكنون رهبران سياسي ـ مذهبي اقوام و طوايف آن سامان به اين نتيجه رسيده اند كه رئيس جمهور كه طبق قانون اساسي شخص نخست كشور به شمار مي آيد با آراي مردم برگزيده شود براي همين مدتي است كه كانديداهاي رياست جمهوري آينده افغانستان مشخص و اكنون مشغول اطلاع رساني و تبليغات انتخاباتي در ميان مردم هستند و همزمان با آن ائتلاف هاي افقي و عمودي نيز در دستور كار كانديداها قرار گرفته است .
ائتلاف هاي افقي
1 ـ نخستين ائتلاف كه از قضا به بار نشست و از نظر نتيجه چندان اهميتي نداشت ائتلاف طرفداران سيد اسحاق گيلاني كانديداي رياست جمهوري بود كه چندين نامزد رياست جمهوري از جمله اسماعيل قاسميار ائتلاف كردند و به نفع آقاي اسحاق گيلاني كنار رفتند.
2 ـ طرح و پيشنهاد ائتلاف ميان هفده نفر كانديداي رياست جمهوري افغانستان در برابر رقيب مشترك شان آقاي حامد كرزي بود كه بارها از سوي نامزدهاي رياست جمهوري با دست آويز قراردادن موادي از توافقنامه بن و قانون اساسي جديد افغانستان براي استعفاي كرزي مورد بهره برداري قرار گرفت اما كرزي و طرفداران او در دستگاه دولت با استناد به ماده 161 قانون اساسي مخالفان خود را ضربه فني و ائتلاف آنان را با شكست روبه رو كرد.
3 ـ سومين طرح ائتلاف در ادامه ائتلاف دوم باز در ميان كانديداهاي رقيب حامد كرزي پيشنهاد شد. در اين طرح مخالفان كرزي اعلام كردند كه رئيس دولت از دستگاه ها و امكانات دولتي به نفع خود استفاده مي كند. به عنوان مثال مي گفتند وزارت داخله (كشور) در آستانه برگزاري انتخابات واليان (استانداران ) و فرمانداران ذي نفوذ و مخالف حامد كرزي را بركنار و به جاي آنان طرفداران خود را منصوب مي كنند. از سوي ديگر وزارت قبايل و سرحدات از رهبران و ريش سفيدان اقوام و قبايل به كابل دعوت و از آنان در مهمانخانه رسمي وزارت پذيرائي و براي آنان جلسات توجيهي براي هدايت آراي مردم به نفع كرزي برگزار مي كنند. علاوه بر اين ها , وزير كار و امور اجتماعي , نور محمد قرقين همزمان با سمت رسمي خود در دولت , به عنوان رئيس ستاد انتخاباتي كرزي نيز منصوب شده است . همه اين ها از امكانات وزارت خانه ها به نفع كرزي استفاده مي كنند. بنابر اين اگر حامد كرزي منابع پولي و هزينه انتخاباتي خود را به طور علني و شفاف براي كانديداهاي رياست جمهوري در حضور خبرنگاران اعلام نكند. كانديداهاي رقيب كرزي سوگند ياد كرده اند كه به طور دسته جمعي انتخابات را تحريم كنند. اما در عمل ديده شد كه نه كرزي راه و روش انتخاباتي خود را تغيير داد و نه ائتلاف رقباي او نتيجه و ثمري داشت زيرا رقباي كرزي اگر چه يك منفعت جمعي يعني شكست حامد كرزي دارند اما منافع فردي متعدد و در برخي موارد متضاد و غيرقابل جمع با هم دارند كه نمي توانند از آن ها صرف نظر كنند. از سوي ديگر رقباي هفده نفره حامد كرزي از نظر فكري , قومي منطقه اي , زباني و مذهبي اختلاف نظرهاي بسيار آشكار و انكارناپذير دارند بنابر اين روشن بود كه نمي توانند به يك ائتلاف قابل قبول دست پيدا كنند زيرا همان طوري كه در ميان خودشان مشغول چانه زني , سوگند و پيمان بودند به صورت پيدا و پنهان با حامد كرزي هم در تماس و چانه زني بوده و هركدام منافع خود را در ائتلاف و عدم ائتلاف سبك و سنگين مي كردند.
گذشته از اين رقباي حامد كرزي در باره ائتلاف در ميان خودشان به دو دسته تقسيم مي شوند :
الف ـ گروهي از رقباي كرزي مانند عبدالستار سيرت عقيده دارند كه ائتلاف رقباي كرزي سبب مي شود كه آراي پراكنده به نفع كانديدايي كه از سوي موتلفان رقيب كرزي سامان دهي مي شود و اكثريت قابل توجهي را در برابر كرزي تشكيل مي دهند جلب گردد و در نتيجه حامد كرزي در دور اول شكست بخورد و از كرسي رياست جمهوري كنار رود.
ب ـ گروه دوم عقيده دارد كه تعدد و تكثر كانديداها با توجه به وابستگي قومي زباني , فكري و سياسي شان سبب مي شود كه آراي مردم پراكند شود و هيچ كسي نتواند در دور اول به پيروزي برسد. بنابر اين هدف اين گروه دو مرحله اي است . در مرحله نخست قصد دارند كه تنها از پيروزي حامد كرزي در دور اول جلوگيري كنند و در مرحله دوم با ايجاد ائتلاف ها و اتحادهاي جديد آراي طرفداران خود را براي شكست حامد كرزي ساماندهي مجدد كنند.
ائتلاف هاي عمودي
اگر چه حامد كرزي تشكيل دولت ائتلافي را در صورت پيروزي خود رد كرده است اما در پشت پرده گاه و بيگاه از ائتلاف هايي سخن گفته مي شود كه با محوريت كرزي و براي پيروزي او پيشنهاد و طرح مي شود. در اين پروژه نيز تاكنون نطفه چندين ائتلاف بسته اما پيش از تولد طبيعي سقط و جدا شده اند :
1 ـ طرح ائتلاف محقق ـ كرزي ـ محمد محقق وزير مستعفي وزارت برنامه و بودجه افغانستان كه استعفايش جنجال زيادي را در رسانه ها و محافل سياسي افغانستان برانگيخت يكي از كانديداهايي است كه تاكنون چندين بار با كرزي براي رسيدن به يك توافق و ائتلاف به گفت و گو و چانه زني پرداخته است و در مراحلي اين گفت و گوها تا مرز امضاي توافقنامه و انصراف محقق از كانديداتوري به نفع كرزي پيش رفت اما عواملي فراتر از اداره كرزي و محقق سبب شد كه توافقنامه ياد شده از سوي حامد كرزي امضا نشود و در نتيجه طرح ائتلاف كرزي ـ محقق ناكام بماند.
گفته مي شود كه پيش شرط هاي انصراف محقق به نفع كرزي چند وزارتخانه كليدي براي هزاره ها , بازسايي غرب كابل (منطقه هزاره نشين ) و احداث بزرگراه كابل ـ باميان بوده است كه حامد كرزي , زير بار چنين تعهدي نرفته است .
2 ـ طرح ائتلاف قانوني ـ كرزي ـ طرح ائتلاف يونس قانوني و حامد كرزي نيز از سوي برخي صاحبنظران (رسول سياف ) به كرزي پيشنهاد شد اما در اين طرح هم مسايل پشت پرده و خارج از اراده و اختيار كرزي مانع امضاي پيش شرط هاي انصراف قانوني به نفع كرزي شد و در نتيجه اين طرح هم شكست خورد و قانوني با اعلام دكترين جديد افغانستان در صحنه رقابت انتخاباتي باقي ماند.
پيش شرط هاي انصراف قانوني به نفع كرزي را مي توان به دو گروه دسته بندي كرد :
الف ـ پيش شرط هاي اثباتي ـ در اين دسته پيش شرط , يونس قانوني خواستار باقي ماندن دكتر عبدالله در وزارت خارجه و انتصاب مارشال فهيم به رياست مجلس سناي آينده و منصبي براي خودش در كابينه آينده بوده است .
ب ـ پيش شرط هاي نفيي ـ در اين گروه از پيش شرط هاي انصراف قانوني به نفع كرزي , كنار گذاشته شدن عناصري چون اشراف غني احمدزي و زير ماليه (دارايي ) , حنيف اتمر وزير بازسازي وتوسعه روستاها و انوارالحق احدي رئيس بانك مركزي از دولت و كابينه آينده حامدكرزي بوده است . افراد ياد شده از عناصربسيار افراطي وپشتونخواه و از رهبران فكري حزب ناسيوناليست افغان ملت هستند كه خواستار برتري مطلق قوم پشتون و دشمن فرهنگ و زبان فارسي در افغانستان هستند و جالب اين است كه آرزوها و آمال غيرمنصفانه خود را كتمان هم نمي كنند چنانكه در كتاب « سقاوي دوم » به طور آشكار اهداف وانديشه خود را در اين باره بيان كرده اند.
3 ـ طرح ائتلاف مسعوده جلال ـ حامد كرزي
اگر چه اين طرح هم مدتي در رسانه ها بازتاب يافت و گفته شد كه خانم مسعوده جلال بر سر انصرافش به نفع كرزي و تصدي وزارتي از سوي ايشان در دولت آينده به توافق رسيده اند اما تاكنون تاييد يا تكذيب رسمي نشده است و البته براي مردم و اقوام افغانستان هم چندان اهميتي ندارد.
با قطع نظر از ائتلاف ها و اتحادها آن چه مهم است پاسخ اين پرسش است كه : رئيس جمهور آينده افغانستان چه كسي خواهد بود
براي رسيدن به پاسخ واقع بينانه اين پرسش , مسايل داخلي افغانستان با توجه به سه دهه بحران , بايد در كنار واقعيت هاي جهاني و فرا منطقه اي بررسي شود زيرا تحليل مسايل افغانستان بدون در نظر گرفتن نقش كشورهاي همسايه و جهان كه در اجلاس هاي بن , توكيو و برلين متعهد به بازسازي افغانستان شدند و درنهايت بدون در نظر گرفتن سازمان ملل و بازوي نظامي آن در افغانستان يعني « ناتو » واقع بينانه نخواهد بود. بنابر اين براي بررسي شانس كانديداها براي پيروزي در انتخابات , آنان به سه گروه دسته بندي مي شوند.
الف ـ كانديداهاي جنگ سالار ـ در اين گروه مي توان از عبدالحفيظ منصور , عبدالهادي دبير و احمد شاه احمدزي و همفكران آنان در ميان كانديداها نام برد. اين گروه بختي براي پيروزي درانتخابات رياست جمهوري ندارند زيرا نه پشتوانه قومي و محلي قوي داخلي دارند و نه پشتوانه خارجي و بين المللي .
ب ـ كانديداهاي دموكرات ـ در اين گروه مي توان از چهره هايي چون عبدالستار سيرت , سيداسحاق گيلاني , مسعوده جلال و همفكران ايشان در ميان كانديداها نام برد. اين گروه اگر چه تحصيل كرده دموكرات و بعضا از نجيب زادگان به شمار مي آيند اما به خاطر اين كه سال ها از متن جامعه دور بوده اند در جامعه سنتي افغانستان از بخت چنداني برخودار نيستند و كشورهاي خارجي نيز نمي توانند اميدي به آن ها داشته باشند واز آن ها پشتيباني كنند.
ج ـ كانديداهاي جنگ سالار دموكرات ـ در اين گروه مي توان از حامد كرزي , محمد محقق , يونس قانوني , رشيد دوستم و عبدالطيف پدرام نام برد. اين گروه به دليل اين كه كم و بيش هم پشتوانه داخلي و هم پشتوانه خارجي دارند بخت بيشتري براي پيروزي در رقابت انتخاباتي دارند. براي انگشت گذاشتن بر روي نام يكي از كانديداهاي اين گروه و پيش بنيي پيروزي او بايد موقعيت اجتماعي , گرايش فكري پشتوانه هاي داخلي و خارجي و توانايي هاي شخصي وتجربه كاري كانديداها در نظر گرفته شود. و آن گاه پيش بيني شود كه چه كسي رئيس جمهور آينده خواهد بود.
الف ـ عبداللطيف پدرام
اگر چه در توانايي شخصي و لياقت ايشان براي تصدي پست رياست جمهوري شكي نيست اما برخي از ويژگيهاي پدرام سبب مي شود كه ايشان در رقابت انتخاباتي شانس كمتري داشته باشد :
1 ـ پدرام تاجيك است و حداقل در ميان تاجيك ها رقيب مقتدري چون يونس قانوني دارد.
2 ـ پدرام شيعه و اسماعيلي مذهب است و اخيرا اظهار نظرهاي او در باره تساوي حقوق زن و مرد و استناد او به روايتي از امام صادق (ع ) ونقل فتاواي شيخ مفيد شيخ توسي , امام خميني ونظريه نصر حامد ابوزيد در باره حق طلاق , تعدد زوجات و امامت زنان در جمعه و جماعات , در سميناري كه در سرسراي وزارت فرهنگ و اطلاعات افغانستان برگزار شده بود مقامات قوه قضاييه افغانستان او را تا مرحله ارتداد پيش بردند. بنابر اين در جامعه مرد سالاري , سنتي و اكثرا سني افغانستان پذيرش انديشه هايي از اين دست هنوز زود است . اگر چه كه پدرام اگر با سوادترين كانديدا نباشد قطعا يكي از كانديداهاي پرمطالعه , آگاه و با سواد است .
3 ـ پدرام يكي از طرفداران معقول , منطقي و جدي فرهنگ و زبان فارسي ايراني است وحتي گفته مي شود كه همسرش نيز ايراني است . وقتي صحبت مي كند انسان گمان مي كند كه با يك استاد دانشگاه در تهران طرف است . از اين رو كساني كه گرايش شديد افغان ملتي و پشتوني و مذهبي دارند نمي توانند پيروزي ايشان را برتابند و علاوه بر اين طرفداري از زبان فرهنگ ايراني و حوزه تمدني ايران براي كشورهاي خارجي كه هزينه انتخابات را مي پردازند و امنيت آن را تامين مي كنند و دست كم 50 درصد سرنوشت انتخابات به دست آنان رقم مي خورد بسيار سنگين خواهد بود.
ب ـ عبدالرشيد دوستم
آقاي دوستم اگر چه در ميان برخي از لايه هاي اجتماعي ازبك هادر شمال افغانستان محبوبيت خوبي دارد اما اين محبوبيت در سطح كشورافغانستان با علامت سوال مواجه است به چنددليل :
1 ـ دوستم وابسته به قوم ازبك يعني يكي از اقليت هاي محروم است كه به طور سنتي از قدرت و حاكميت دور بوده است پيروزي نامزدي از ميان اقليت ها با تكيه بر وجهه قومي حتي در يك فرايند دموكراتيك نيز دشوار به نظر مي رسد. مگر اين كه ائتلاف و اتحادي در ميان اقليت هاي ياد شده به وجود بيايد.
2 ـ سابقه و پيشينه نظامي دوستم در دولت هاي كمونيستي افغانستان عامل ديگري است براي اين كه شانس او را براي پيروزي كمتر كند.
3 ـ در دانش و درايت سياسي ايشان براي رهبري يك حكومت در جامعه افغانستان با ويژگي هاي شكننده نيز شك و ترديدهايي وجود دارد.
4 ـ با توجه به موارد ياد شده كشورهاي خارجي جبهه مبارزه با تروريسم بين المللي نيز در اين گونه موارد با احتياط و دست به عصا حركت مي كنند وبي گدار به آب نمي زنند.
ج ـ محمد يونس قانوني
قانوني تاجيك زاده پنجشير و يكي از همكاران نزديك احمد شاه مسعود است . يونس قانوني در كادر رهبري جمعيت اسلامي از جايگاه عادي برخوردار بود اما بعد از آن كه در نشست بن بر خلاف ميل و خواست برهان الدين رباني , رهبر جمعيت اسلامي , توافقنامه بن را امضا كرد و رباني از رياست دولت خلع شد بر سر زبان ها افتاد.قانوني در برابر امتيازي كه در اجلاس بن داده بود چند پست وزارت نصيب او و دوستانش يعني دكتر عبدالله و مارشال فهيم شد و اين مساله رهبران جمعيت اسلامي از جمله برهان الدين رباني را بسيار آزرد. از اين پس بود كه قانوني يك چهره ملي و مصلح ظاهر شد. با همه اين اوصاف و احوال قانوني نيز مانند ديگر كانديداهاي جنگ سالار دموكرات موانعي در راه رسيدن خود به پست رياست جمهوري مي بيند :
1 ـ قانوني متولد پنجشير است و پشتون هايي كه در طول سال هاي گذشته در جنگ هاي داخلي از اين مردم ضرر و زيان ديده اند , بسيار ناراحتند و حتي در كتاب « سقاوي دوم » نوشته اند كه دره پنجشير بايد از تاجيك هاتخليه و به جاي آنان پشتون ها از شرق و جنوب افغانستان به اين منطقه كوچانده شوند. بنابر اين پشتون ها بعيد است كه به قانوني راي بدهند.
2 ـ يونس قانوني اگر چه بعد از اجلاس بن در نقش يك دموكرات ظاهر شده است اما هنوز به آرمان هاي جهادي احمد شاه مسعود وفادار است . كشورهاي خارجي كه در پروسه و فرايند انتخابات سرمايه گذاري حيثيتي كرده اند با ارزش ها و افراد جهادي ميانه خوبي ندارند. بنابر اين پشتوانه خارجي يونس قانوني نيز آسيب پذير به نظر مي رسد.
3 ـ بي اعتنايي مثلت قانوني , عبدالله فهيم دراجلاس بن به رباني سبب شد كه برهان الدين رباني رهبر جمعيت اسلامي در يك اقدام واكنشي با حامد كرزي وارد معامله شودواحمد ضيا مسعود برادر احمدشاه مسعود و داماد خود را به عنوان معاون اول كرزي در دولت آينده چهره سازي كند. بنابر اين جمعيت اسلامي كه به نوعي از تاجيك ها نمايندگي مي كند به دو بخش تقسيم شده است . بخش مهم آن كه طرفداران رباني و خانواده احمدشاه مسعود است آراي خود را به نفع كرزي به صندوق خواهند ريخت .
4 ـ بركناري اسماعيل خان از ولايت هرات وگماردن سيدمحمد خيرخواه به جاي او ضربه بزرگ و باور نكردني به آراي طرفداران يونس قانوني به حساب مي آيد. زيرا قانوني به آراي مردم هرات تحت حكومت اسماعيل خان حساب ويژه اي باز كرده بود.
د ـ محمد محقق
اگر چه حاجي محمد محقق تا وقتي كه در دولت كرزي حضور داشت همواره مدافع حقوق اقليت هاي محروم بود و بيرون آمدن ايشان از كابينه سبب شد كه محبوبيت معجزه آسايي حتي در ميان برخي طوايف پشتون پيدا كند چه رسد به اقوام ديگر اما ايشان نيز براي پيروزي در انتخابات با موانع جدي روبه رو است :
1 ـ محمد محقق از ميان قوم هزاره برخاسته است قومي كه در حدود يك قرن پيش در زمان امارت اسلامي عبدالرحمان پشتون نقشه نابودي شان كشيده شد و 50 درصد آنان كشته و آواره شدند و باز در زمان امارت اسلامي طالبان بارها حكم تكفرشان در دارالفنوهاي پاكستان مونتاژ و به افغانستان صادر و شعار داده شد كه : « تاجيك به تاجيكستان , ازبك به ازبكستان و هزاره به گورستان » بنابر اين هنوز در گوشه و كنار افغانستان رسوبات ذهني عبدالرحماني و طالباني در برخي از لايه هاي سنتي (محافل ديني ) و مدرن (افغان ملتي ها) وجود دارند كه خود را مكلف مي دانند كه به چنين كانديدايي راي ندهند.
2 ـ محمد محقق , مخالفان بسيار قوي و با نفوذ مانند اشرف غني احمدزي و كريم خليلي وديگران در دولت كنوني , مراكز تصميم گيري و حواريون حامد كرزي دارد كه با انحاي گوناگون از پيروزي ايشان و جلب آراي مردم به محقق حتي در مناطق هزارجات جلوگيري مي كنند.
3 ـ بيرون آمدن محقق از كابينه كرزي ونزديك شدن ايشان به ايران يكي از موانعي است كه سبب كاهش پشتوانه خارجي ايشان درانتخابات رياست جمهوري مي شود.
4 ـ برخي از صاحب نظران در توانايي محقق براي اداره جامعه در حال گذار افغانستان شك و ترديدهايي دارند.
هـ ـ حامد كرزي
حامد كرزي در طول بيش از دو سال حكومت خود كارنامه چندان موفق و قابل قبولي ارائه نداده است . مجموعه شرايط در باره كرزي به گونه اي است كه ايشان در يك بازي سياسي وانتخابات دموكراتيك نمي تواند ثمره پيروزي را كسب كند به چند دليل :
1 ـ از زمان نابودي رژيم طالبان و به قدرت رسيدن حامد كرزي تاكنون براي بازسازي افغانستان اقدامات چنداني نشده است با اين كه نه زمان , زمان كمي بوده است و نه كمك هاي خارجي به افغانستان ناچيز بوده است بنابر اين افكار عمومي هم فرصت هاي طلايي را از دست رفته و كمك هاي خارجي را حيف و ميل شده مي دانند
2 ـ حامد كرزي به گونه هاي مختلف و بهانه هاي متعدد ياران گرمابه و گلستان خود را كه در به قدرت رسيدن او نقش و سهم بزرگي داشتند از خود رنجانده و از قضا افراد ياد شده در سطح داخلي هر كدام ادعاي نمايندگي از قوم و طايفه اي را داشتند مانند يونس قانوني , محمد محقق , رشيد دوستم واسماعيل خان .
3 ـ وعده هايي كه به مردم داده شده بود در باره تامين امنيت و خلع سلاح عمومي و سهم مليت ها در ساختار اداري افغانستان و ارتش و پليس ملي هيچ كدام جامه عمل نپوشيد.
4 ـ در سطح داخلي معامله سياسي كرزي با بخشي از افراد حزب اسلامي حكمتيار و دعوت از طالبان براي شركت در حكومت و قدرت سياسي و نزديك شدن بيش از حد به حزب پشتونيت افغان ملت , اعتماد و باور اقوام غير پشتون را به حامد كرزي كاهش داده است .
5 ـ غير از عوامل ياد شده موارد متعدد ديگري را مي توان يادآوري كرد كه شانس پيروزي كرزي را كاهش مي دهد.
در برابر عوامل ياد شده پارامترهايي وجود دارد كه احتمال پيروزي كرزي را بالا مي برد :
1 ـ كارمندان دولت در ولايات و فرمانداري ها در سراسر افغانستان و در ميان همه مليت ها به خاطر موقعيت و حقوق ويژه خود , اعضاي ستادانتخاباتي كرزي به شمار مي آيند. با توجه به سابقه نظامي گري اين افراد , آن ها مي توانند به گونه هاي مختلف و حتي غير دموكراتيك آراي مردم را به نفع كرزي هدايت كنند.
2 ـ گزينش احمدضيا مسعود تاجيك به عنوان معاون اول , كريم خليلي به عنوان معاون دوم و نور محمد قرقين به عنوان رئيس ستاد انتخابات كرزي , بسيار زيركانه انجام شده است . زيرا با انتخاب احمدضيا مسعود با توجه به اين كه ايشان برادر احمدشاه مسعود است نفاق ودو دستگي شديد درميان اعضاي جمعيت اسلامي و تاجيك ها به وجود آمده است . همان فتنه اي كه با خلع اسماعيل خان و جايگزيني سيدمحمد خيرخواه به جاي او به وجود آمده است .انتخاب كريم خليلي هزاره به عنوان معاون دوم در برابر حاجي محمد محقق نيز در ميان جامعه هزاره اختلاف و شكاف ايجاد كرده است و انتصاب نور محمد قرقين تركمن نيز در همين دايره قابل تحليل و بررسي است . با توجه به پول و هزينه هنگفتي كه ستاد انتخابات كرزي در ميان متنفذان و موي سفيدان و روحانيون مليت هاي غيرپشتون توزيع وتزريق مي كند قضيه اهميتي بيشتر پيدا مي كند.
3 ـ پشتون ها به طور كلي به حامد كرزي راي خواهند داد . زيرا قوم پشتون كه به صورت سنتي و قهري بر افغانستان حكومت كرده اند به سادگي راضي نخواهد شد كه از راس هرم قدرت در حاشيه قرار بگيرند و تجربه هم اين را ثابت كرده است كه اعضاي حزب افغان ملت لاييك در زمان طالبان با گذاشتن ريش و بستن عمامه مولوي , طالب و جنگ سالار مي شدند و اعضاي طالبان هم اكنون با تراشيدن ريش و بستن كراوات , دموكرات و تكنوكرات شده اند و همه اين قبض و بسط ها در راستاي حفظ قدرت قومي انجام مي شود.
4 ـ از نظر پشتوانه بين المللي و خارجي نيز حامد كرزي شرايط بهتري نسبت به همگنان رقيب خود دارد زيرا در مدتي كه زمام حكومت افغانستان در دست حامد كرزي بوده است با خارجي ها روابط دوستانه اي برقرار كرده است و حتي در برابر حوادثي چون تاسيس زندان هاي خصوصي توسط امريكاييان و بي حرمتي هاي غير متعارف و كشتارهاي اشتباهي ! غيرنظاميان و نير حيف و ميل هاي كمك هاي خارجي توسط سازمان هاي ) خارجي , كاري يا عكس العملي نشان نداده N.G.O غيردولتي ( است كه خارجي ها را آزرده باشد.علاوه براين ها حامدكرزي وابسته به قوم پشتون است كه در افغانستان اكثريت را شكل مي دهند , اين هم دليل موجه ديگري براي پشتيباني كشورهاي خارجي از حامد كرزي است .
ث نتيجه :
شرايط پيروزي حامد كرزي در انتخابات رياست جمهوري افغانستان از هر جهت مهيا است زيرا 50 درصد نتيجه انتخابات كه به دست كشورهاي خارجي و سازمان ملل رقم مي خورد به حساب كرزي واريز شده است و 50 درصد باقي مانده كه مربوط به مردم افغانستان مي شود به دلايل ياد شده به نفع كرزي رقم خواهد خورد. دولت امريكاهم از پيروزي كرزي مطمئن به نظر مي رسد اما تلاش مي كند كه انتخابات به دور دوم كشيده نشود و حامد كرزي در دور اول با آراي بالا (70 درصد) به پيروزي برسد تا مشروعيت بين المللي خود را در نزد كشورهاي اروپايي ازدست ندهد.
بنابر اين , رئيس جمهور آينده افغانستان حامد كرزي خواهد بود مگر اين كه معجزه اي اتفاق بيفتد.
حامد كرزي به دليل در اختيار داشتن اهرمهاي حكومتي در سراسر افغانستان , برخوردار بودن از حمايت جمعيت 60 درصدي پشتونها(بخاطر پشتون بودن خود) و همراه داشتن حمايت خارجي از جمله حمايت آمريكا شانس بيشتري براي پيروزي در انتخابات دارد والا وي طي سه سال اخير نه كارنامه موفقي داشته نه توانائي بازگرداندن امنيت به كشور را داشته و نه به وعده هاي خود در سهيم ساختن مليت ها در ساختار اداري افغانستان عمل كرده است