
3 ـ صيانت و دفاع از حريم « ولايت »
در « فرهنگ فاطمي » علاوه بر اين كه تبيين فلسفه امامت را
يك اصل ضروري و حياتي مي يابيم و حضرت زهراي
مرضيه (س ) را در انجام اين وظيفه و مسئوليت الهي بسيار
كوشا و تلاش گر مشاهده مي كنيم , « صيانت و دفاع از حريم
ولايت » را نيز يك « اصل » مهم و يك تكليف الهي و مسئوليت
سياسي و اجتماعي مي يابيم .
حضرت فاطمه زهرا(س ) از سويي خويشتن را موظف به
شرح و تبيين فلسفه امامت و آثار ارزشمند اجتماعي آن
مي دانست و در بيانات گهربار خود مردم را به ضرورت و
ثمرات اين اصل و قانون الهي آگاه و بصير مي ساخت , و از
طرفي ديگر شخصيت عظيم و جامع و والاي اميرمومنان
حضرت علي (ع ) را مطرح مي كرد و او را محور اصلي امامت و
رهبري و ركن استوار ولايت الهي معرفي مي نمود تا به اين
وسيله توده هاي مردم بدانند كه وقتي اصل مقدس « امامت و
رهبري » تبيين گر احكام و قوانين قرآن و حافظ دين و عامل به
سامان آوردن امت و مرتفع نمودن تفرقه ها و تشتت ها و
دستيابي به وحدت و همبستگي است , اين آثار در پرتو
شخصيت بزرگ و بي نظير حضرت علي (ع ) و حضور كامل او
در عرصه هاي سياسي و حكومتي و نقش آفريني در مسئوليت
ولايت و رهبري و خلافت به ظهور و عينيت
درمي آيد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) از اعماق وجود خويش احساس
مي كرد كه بايد از حريم پاك و مقدس ولايت صيانت و دفاع
نمايد و به بازشناساندن وجود مطهر و شخصيت شكوهمند و
الهي حضرت علي (ع ) بپردازد و مردم را نسبت به حوادث و
رخدادهايي كه در جامعه به وقوع پيوسته و آنان را از امامت و
ولايت اين پيشواي محبوب الهي محروم كرده است , آگاه
نمايد.
حركت پاك و آگاهي بخش حضرت زهراي مرضيه (س ) در
صيانت از حريم ولايت و اثبات امامت و رهبري حضرت
علي (ع ) را با بنيان هاي مستحكم فكري و پشتوانه هاي استوار
اعتقادي كه در متن قرآن و روايات ريشه دارند , همراه مي يابيم .
در كتاب خدا قرآن كريم , آيات و نشانه هاي غيرقابل
انكاري درباره ولايت حضرت علي (ع ) و قرب و مقام معنوي او
و شايستگي هاي اين شخصيت براي رهبري جامعه اسلامي
وجود دارد كه هم در مدارك و منابع تشيع و هم در مدارك اهل
تسنن تصريح شده كه مقصود و هدف اصلي اين آيات الهي
حضرت علي (ع ) مي باشد.
آيه « انذار » از جمله آياتي است كه به ولايت و امامت
حضرت اميرالمومنين (ع ) اشارت دارد.
رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) به مدت سه سال
از دعوت عمومي خودداري ورزيد و به دليل شرايط نامناسب و
آماده نبودن زمينه هاي مساعد براي تبليغ و ترويج دين مبين
اسلام از آشكار و علني نمودن و تعميم دعوت خويش اجتناب
مي كرد. پس از سپري شدن اين مدت و مهيا گشتن شرايط و
زمينه هاي لازم , آيه ذيل از جانب خداوند متعال نازل گرديد :
« و انذر عشيرتك الاقربين و اخفض جناحك لمن اتبعك
من المومنين فان عصوك فقل اني بري مما
تعملون » (1 )
« بستگان نزديك خويش را از عذاب الهي بيم ده . پر و بال
مهر و محبت خود را بر سر افراد با ايمان پائين بياور (و نسبت
به آنان ابراز علاقه و مودت كن ) و اگر با تو از در مخالفت وارد
شدند , بگو من از كارهاي (زشت شما) بيزاري مي جويم . »
رسول اكرم (ص ) براي ابلاغ پيام الهي , تعدادي از
شخصيت هاي بني هاشم را به مهماني و صرف غذا دعوت
نمود. پس از پايان يافتن پذيرايي , رسول خدا(ص ) از جا
برخاست و ابتدا سخناني ايراد نمود و سپس به جمع چنين
فرمود :
« خدا به من فرمان داده است كه شما را به توحيد و يگانگي
او و رسالت خويش دعوت كنم . چه كسي از شما مرا در اين راه
كمك مي كند تا برادر و وصي و نماينده من در ميان شما باشد »
با درخواست و پرسش نبي اكرم (ص ) سكوت مجلس را
فراگرفت . لحظه اي بعد حضرت علي (ع ) سكوت را شكست و از
جابرخاست و فرمود :
« اي پيامبر خدا , من تو را در اين راه ياري مي كنم . »
و سپس دست خويش را به سوي پيامبر اكرم (ص ) پيش
برد تا با او پيمان ياري و وفاداري منعقد كند.
پيامبر اكرم (ص ) به حضرت علي (ع ) اشاره كرد كه بر جاي
خويش بنشيند. آنگاه بار ديگر دعوت و درخواست خود را
تكرار كرد.
وقتي حضرت علي (ع ) ديگر بار به پاخاست و در پاسخ به
پرسش نبي اكرم (ص ) اعلام آمادگي نمود , رسول خدا(ص ) از
او خواست كه بر جاي خويش قرار گيرد. لكن پس از تكرار
درخواست و دعوت خود براي سومين بار و بپاخاستن و اعلام
آمادگي نمودن اميرمومنان (ع ) , پيامبر خدا(ص ) دست خود را
به دست علي (ع ) زد و جمله تاريخي خويش را در مجلس
بزرگان بني هاشم اين گونه اعلام نمود :
« ان هذا اخي و وصيي و خليفتي فيكم فاسمعوا له واطيعوا »
« همانا اين علي , برادر , وصي و خليفه و جانشين من در
ميان شماست , پس سخن و فرمانش را بشنويد و او را اطاعت
نمائيد. »
آيه ديگر در معرفي شخصيت و شايستگي حضرت علي (ع )
براي امامت و پيشوايي , آيه « ولايت » نام دارد.
حضرت علي (ع ) در مسجد در حال انجام فريضه نماز به
سر مي برد. در اين هنگام سائلي وارد مي شود و تقاضاي
مساعدت مي نمايد و كسي به او كمك نمي كند. حضرت
علي (ع ) در حالت « ركوع » با انگشت كوچكش كه در آن
انگشتري قرار داشت به شخص مسكين اشاره نمود و او را
متوجه كرد كه نيازش را با درآوردن انگشتر از دست او تامين
نمايد. سائل نزديك شد و انگشتر را از دست مبارك حضرت
علي (ع ) خارج كرد.
وقتي خبر اين عملكرد پاك و ايثارگرانه حضرت علي (ع )
به رسول گرامي اسلام (ص ) رسيد , از ژرفاي دل از درگاه
حضرت حق چنين درخواست نمود :
« پروردگارا , همان طور كه براي موسي از خاندان خويش
وزيري قرار دادي , براي من نيز از اهل بيتم وزير و جانشيني
معين بفرما. »
در همين لحظات بود كه فرشته وحي الهي فرود آمد و اين
آيه شريفه را بر پيامبر اكرم (ص ) نازل كرد :
« انما وليكم الله و رسوله والذين امنوا الذين
يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه و هم راكعون . » (2 )
« همانا ولي شما , خدا و پيامبر او و كساني هستند كه ايمان
دارند و نماز مي گذارند و در حال ركوع زكات مي دهند. »
به طور مشخص و روشن , اين آيه شريفه در منزلت
حضرت علي (ع ) و ولايت او نازل شده است و به صراحت
موضوع بخشش و انفاق در حال ركوع را مطرح مي كند كه
مختص به آن حضرت و فقط توسط او انجام شده است .
اين دو آيه برگزيده , دو نمونه و مصداق قرآني درباره
ولايت حضرت علي (ع ) مي باشد. آيات ديگري نيز درباره
ولايت حضرت اميرالمومنين (ع ) نازل شده است كه برخي از
آنها عبارتند از آيه « تبليغ » (3 ) , آيه « اكمال » (4 ) , آيه « اولوالامر »
(5 ) , آيه « انفاق » (6 ) , آيه « مودت » (7 ) و آيه « علم الكتاب » (8 )
پس از اشاره به دو آيه گزيده از قرآن كريم درباره ولايت
حضرت علي (ع ) , به برخي از روايات گزيده و نمونه درباره اين
اصل و موضوع بنيادين و حياتي نظر مي گستريم .
حديث « منزلت » از جمله احاديث متقن درباره ولايت
حضرت علي عليه السلام مي باشد.
روزي يك كاروان بازرگاني به حجاز وارد شد و رسول
خدا(ص ) را از آمادگي سربازان رومي براي تهاجم به شهر
مدينه آگاه ساخت .
پيامبر اكرم (ص ) در صدد جلوگيري از حمله و هجوم
دشمن برآمد و با يك بسيج عمومي سي هزار سرباز شمشير زن
فراهم آورد. در همين هنگام به رسول خدا(ص ) گزارش رسيد
كه منافقان مدينه قصد دارند در غياب پيامبر(ص ) دست به
اغتشاش و كودتا بزنند. نبي اكرم (ص ) براي جلوگيري از وقوع
هرگونه رخداد و حادثه شوم , حضرت علي (ع ) را به جاي خود
نصب نمود تا در غياب وي مانع اخلال و اغتشاش منافقان
گردد.
منافقان كه تيرشان به هدف اصابت نكرد چاره اي ديگر
انديشيدند تا به اين وسيله علي (ع ) را از مدينه خارج سازند.
آنها شايع كردند كه روابط علي با پيامبر به تيرگي گرائيده و او
مورد بي مهري رسول خدا قرار گرفته است و به همين دليل
اجازه حضور در ميدان جهاد و مبارزه با دشمنان را به او نداده
است .
انتشار سريع اين شايعات , علي (ع ) را به رنج و ناراحتي
افكند و براي تكذيب سخنان منافقان خود را به پيامبر
اكرم (ص ) كه فاصله اندكي از مدينه گرفته بود رسانيد و او را از
اين توطئه آگاه ساخت . در اين هنگام رسول اكرم (ص ) جمله
تاريخي خويش را در معرفي حضرت علي (ع ) و مقام ولايت او
بيان فرمودند :
« اما ترضي ان تكون مني بمنزله ها رون من موسي الا انه لا
نبي بعدي , انه لاينبغي ان اذهب الا و انت خليفتي . (9 )
« آيا راضي نمي شوي كه نسبت به من همانند هارون نسبت
به موسي باشي جز آن كه پس از من نبوت و پيامبري نيست .
هرگز شايسته نيست كه من بروم , مگر اين كه تو خليفه و
نماينده من باشي . »
حديث « سفينه نوح » از جمله احاديث و روايات ديگري
است كه بر ولايت حضرت علي (ع ) و ساير امامان معصوم (ع )
دلالت دارد. اين حديث شريف از صحابي نامي پيامبر(ص )
« ابوذر غفاري » روايت شده است .
ابوذر غفاري در موسم حج حلقه درب كعبه را مي گيرد و با
صداي بلند اعلام مي كند :
« اي مردم , هر كس مرا مي شناسد كه مي شناسد , و هر كس
مرا نمي شناسد من خود را معرفي مي كنم . من جندب بن جناده ,
ابوذر غفاري هستم . اي مردم , از پيامبر شما شنيدم كه فرمود :
« ان مثل اهل بيتي في امتي كمثل سفينه نوح من ركبها نجي
و من تخلف عنها غرق . » (10 )
« اهل بيت من در ميان امت اسلام همانند كشتي نوح
مي باشند , هر كس بر اين كشتي رهايي بخش سوار شود نجات
مي يابد , و هر كس كه آن را ترك نمايد غرق مي شود. »
حديث « ثقلين » , حديث « غدير » و حديث « اثني عشر » از
جمله احاديث متواتر و متقن ديگر درباره ولايت حضرت
علي (ع ) و ائمه اطهار(ع ) مي باشد.
« فرهنگ فاطمي » با اين بنيان و پشتوانه مستحكم فكري و
اعتقادي درباره « ولايت » , صيانت و پاسداري از اين وديعه
بزرگ الهي را واجب و لازم مي داند و انتقال ذخيره هاي
ارزشمند معارف اسلامي درباره جايگاه و نقش ولايت و
ضرورت صيانت و پاسداري و دفاع همه جانبه از آن را به
نسل هاي آينده يك وظيفه و مسئوليت حياتي و اجتناب ناپذير
معرفي مي نمايد.
در فرهنگ فاطمي سخنان گهرباري از حضرت زهراي
مرضيه (ع ) در دفاع از حريم ولايت و امامت حضرت علي (ع )
و امامان معصوم (ع ) مي يابيم كه از جمله ميراث هاي بزرگ
شيعه محسوب مي شوند. گزيده اي از اين كلام و رهنمودهاي
ارزشمند را از نظر مي گذرانيم .
1 ـ حضرت فاطمه زهرا(س ) در سخني نغز و ژرف چنين
مي فرمايد :
« ابوا هذه الامه محمد و علي يقيمان اودهم و ينفذا نهم
من العذاب الدائم ان اطاعوهما و يبيحانهم النعيم الدائم ان
وافقوهما » (11 )
« محمد(ص ) و علي (ع ) دو پدر امت اسلام مي باشند ,
كجي ها را راست و انحرافات را اصلاح مي نمايند. اگر مردم
ايشان را اطاعت كنند , اين دو آنها را از عذاب جاويدان آخرت
نجات مي دهند , و اگر مردم با ايشان موافق و همراه باشند , اين
دو شخصيت الهي , نعمت هاي پايدار و جاويد خداوند را بر
آنها ارزاني مي دارند. »
حضرت زهراي مرضيه (س ) در اين رهنمود گهربار ,
« رسالت » و « امامت » را در كنار هم و مكمل يكديگر مي داند ,
چرا كه در متن رسالت , امامت و رهبري امت نهفته است , و در
متن امامت , تبليغ و ترويج دين و صيانت و پاسداري از احكام
و قوانين كه از اهداف اوليه رسالت است نهفته مي باشد.
آن بانوي بزرگوار پيامبر اكرم (ص ) و اميرمومنان (ع ) را
پدران امت اسلام معرفي مي كند و اطاعت و فرمانبرداري مردم
از اين دو موجود الهي را موجب نجات از عذاب جاويدان
آخرت و سرازير شدن نعمتهاي الوان و پايدار و هميشگي
خداوند متعال به سوي آنان مي داند. همچنين نقش اصلي و
حياتي پيامبر(ص ) و علي (ع ) را راست نمودن كجي ها و اصلاح
انحرافات و گمراهي ها معرفي مي نمايد.
يك نگرش و تامل سريع در اين عبارات و تعابير زيبا يعني
پدران امت , مرتفع كردن كژراهه ها و انحرافات , نجات مردم از
عذاب الهي , ارزاني داشتن نعمت هاي خداوند بر آنان , و همه
اينها در پرتو « اطاعت » از رسول خدا(ص ) و امام علي (ع ) , به
وضوح نشان مي دهد كه ولايت و امامت در چه جايگاه رفيعي
قرار دارد و چرا بايد از اين حريم پاك و مقدس صيانت و دفاع
شود.
2 ـ حضرت زهراي مرضيه (س ) در رهنمود زيبا و جامع و
سرشار از درس و عبرت ذيل درباره ولايت اهل بيت (ع ) يعني
حضرت علي (ع ) و خاندان و فرزندان پاكش , چنين مي فرمايد :
« نحن و سيلته في خلفه , و نحن خاصته , و محل قدسه , و
نحن حجته في غيبه , و نحن ورثه انبيائه . » (12 )
« ما اهل بيت رسول خدا(ص ) وسيله ارتباط خدا با
مخلوقاتيم , ما برگزيدگان خدا هستيم , جايگاه پاكي ها
مي باشيم , حجت هاي خدائيم , و وارث پيامبران الهي هستيم . »
در عبارات و مفاهيم عميق اين كلام گرانسنگ و گهربار
دقت و تعمق كافي روا داريم .
حضرت زهراي بتول (س ) در اين كلام زيبا , به پنج
مشخصه بزرگ ولايت ائمه اطهار(ع ) اشاره
مي نمايد.
مشخصه اول « وسيله ارتباط خدا با مخلوقات » . يعني
ولايت و امامت اهل بيت (ع ) ريسمان مستحكم پيوند و ارتباط
بندگان با حضرت پروردگار مي باشد و هر كس كه به اين حبل
متين و استوار دست آويزد , به درجات و مراتب تقوا و قرب
الهي نائل مي آيد و با پيمودن راه روشن و پر فروغي كه امامان
معصوم (ع ) نمايان مي سازند , به فلاح و رستگاري مي رسد.
مشخصه دوم , « برگزيده شدن از جانب خدا » . ولايت و
امامت ائمه اطهار(ع ) يك « نصب الهي » است و حضرت
پروردگار به طور مستقيم و توسط نبي اكرم (ص ) حضرت
علي (ع ) و يازده فرزندش را به امامت و رهبري امت اسلام
انتخاب نموده است . بنابراين اصل ولايت و امامت از درگاه
قدس الهي مايه و سرچشمه مي گيرد و هيچ عامل ارضي و
زميني در اين انتصاب دخالت ندارد.
مشخصه سوم , « جايگاه قداست ها و پاكي ها » . اهل بيت
پيامبر(ص ) داراي مقام الهي « عصمت » و از هرگونه خطا و گناه
و پليدي پاك و مبرا مي باشند. پس از رسول خدا(ص ) ,
جانشيني و ولايت او كه فرستاده معصوم الهي بود , بايد به
معصومان و پاكاني همچون آن بزرگوار انتقال مي يافت و كساني
رهبري و ولايت امت را عهده دار مي شدند كه از خطا و گناه و
نفسانيت ها و خودخواهي هاي فردي و اجتماعي و سياسي
مصون و محفوظ باشند , و همين اصل به خوبي به مرحله عمل
درآمد و ائمه اطهار(ع ) كه جايگاه قداست و عصمت و طهارت
بودند به مقام رفيع امامت و ولايت برگزيده شدند.
مشخصه چهارم , « حجت روشن الهي » . ائمه اطهار(ع )
حجت هاي خدا در زمين مي باشند. انديشه . رفتار , عملكرد ,
مواجهه و تعامل آنان در تمام عرصه هاي حيات فردي و
اجتماعي و سياسي براي توده هاي مردم در همه اعصار و
زمان ها حجت روشن براي رسيدن به « حقيقت » مي باشد و از
اين طريق است كه همه زمينيان براي حركت صحيح و سالم در
مسير رشد و كمال و سعادت و فلاح , از هادي و راهنما و
راهگشاي الهي برخوردار مي باشند.
مشخصه پنجم , « وراثت انبياي الهي » , ائمه دين (ع )
وارثان اصلي پيامبران محسوب مي شوند و تداوم دهندگان راه
آنان مي باشند. اين كه رسول گرامي اسلام (ص ) از سالهاي
اوليه رسالت خويش در مناسبت هاي مختلف به امامت و
ولايت حضرت علي (ع ) و فرزندانش اشاره مي نمود , به همين
دليل است كه امامت و ولايت , اهداف و آرمانها و وظايف و
مسئوليتهاي مختلف رسالت را به ارث مي برد و بايد راه پاك
حضرت نبي اكرم (ص ) را در همه ابعاد و جلوه ها و شئون
حيات دنيايي و اخروي تداوم دهد.
مي بينيم كه اين دو نمونه و گزيده از سخنان عميق حضرت
زهراي مرضيه در صيانت و دفاع از حريم ولايت , چگونه
سرشار از پيام هاي زيبا و درس و پندهاي حكمت آميز و
آگاهي بخش مي باشند. همين ويژگي و مشخصه , در ساير
سخنان و رهنمودهاي اين بانوي انديشمند و فكور و بصير
نمايان و آشكار است و بيدارگر و راهگشا و بينش آفرين
مي باشد.
پي نوشت ها :
1 ـ قرآن كريم , سوره شعرا , آيه 214
2 ـ قرآن كريم , سوره مائده , آيه 55
3 ـ قرآن كريم , سوره مائده , آيه 67
4 ـ قرآن كريم , سوره مائده , آيه 3
5 ـ قرآن كريم , سوره نسا , آيه 59
6 ـ قرآن كريم , سوره بقره , آيه 274
7 ـ قرآن كريم , سوره شورا , آيه 23
8 ـ قرآن كريم , سوره رعد , آيه 43
9 ـ سيره ابن هشام , ج 2 , ص 520
10 ـ احتجاج طبرسي , ج 1 , ص 238
11 ـ بحارالانوار , ج 43 , ص 259 ـ فرهنگ سخنان فاطمه
زهرا(س ) , ص 22
12 ـ شرح ابن ابي الحديد , ج 16 , ص 201 ـ فرهنگ
سخنان فاطمه زهرا(س ) , ص 21
« فرهنگ فاطمي » با بنيان ها و پشتوانه هاي
مستحكم فكري و اعتقادي متكي به وحي و قرآن
كريم و كلام و سيره پيامبرخدا(ص ) درباره
« ولايت » , صيانت و پاسداري از اين وديعه بزرگ
الهي را واجب و لازم مي داند و انتقال ذخيره هاي
ارزشمند معارف اسلامي درباره جايگاه و نقش
ولايت و امامت و ضرورت حفاظت و دفاع همه جانبه
از آن را به نسل هاي آينده , يك وظيفه و مسئوليت
حياتي معرفي مي نمايد
حضرت فاطمه زهرا(س ) در پنج مشخصه بزرگ
« ولايت و امامت ائمه اطهار(ع ) » را وسيله ارتباط با
مخلوقات , برگزيده شدن از جانب خدا , جايگاه
قداست ها و پاكي ها , حجت روشن
حق و وراثت انبياي الهي معرفي مي نمايد

|