روزنامه جمهوري اسلامي 14/07/1383 صفحه هنر و ادبيات

مديريت فرهنگي و « نگاه معقول اسلامي »
رويدادهاي فرهنگي هنري
مديريت فرهنگي و « نگاه معقول اسلامي »


مدخلي بر آسيب شناسي مديريت فرهنگي در طول 25 سال حكومت جمهوري اسلامي
سعيد فاضل
در باب كليد واژه هايي چون « انقلاب » و « فرهنگ » و رابطه بين اين دو , صاحب نظران زيادي سخن گفته اند. همچنين در زمينه حضور عنصر دين در اين عرصه نظريه هاي مختلفي از سوي انديشمندان مطرح شده است . با تمام اين تفاسير , انقلاب اسلامي ايران هنوز يك شگفتي محسوب مي شود. چرا كه اگر حاصل مباحث عنوان شده از سوي روشنفكران هزاره بيستم را مورد ارزيابي قرار دهيم , قطعيتي مبني بر عدم توانايي شكل گيري انقلابي به واسطه فرهنگ ديني مطرح مي شود. « ميشل فوكو » بارزترين تئوريسين اين نظريه است . از ديدگاه اين متفكر , انقلاب نهايتا در صدد رسيدن به فرهنگي انساني است كه دين نمي تواند چنين نتيجه اي را در دسترس قرار دهد , و نتيجه مي گيرد كه نه تنها پس از قرن بيستم ديگر نمي توان شاهد انقلاب هاي فراگير و همه جانبه بود , بلكه شكل گيري انقلابي كه مبناي آن دين باشد به كلي منتفي است .
اما انقلاب اسلامي ايران رخ داد و « فوكو » ناچار شد مشخصا به ايران سفر كند تا دريابد چه عواملي باعث شد كه نظريه حذف اين انقلاب هاي جهان متزلزل شود. او آمد و رفت و كتاب « انقلاب معنويت » را نوشت و در آن جا توضيح داد كه از اين پس حركتهاي اجتماعي متاثر از مباني ديني و معنوي و گرايش به معنويت خواهد بود.
فرهنگ انقلاب اسلامي به تدريج نفوذ خود را در عرصه تحولات بين المللي نيز آشكار ساخت و نه تنها بر جهان اسلام تاثير گذاشت بلكه سبب شد مذاهب ديگر نيز جنبه هاي سياسي اجتماعي به خود بگيرند و در تحولات اجتماعي منشا اثر شوند.
بنابراين مي توان گفت كه شكل گيري انقلاب اسلامي بر مبناي نظريات فرهنگ ديني در نهايت منجر به تحولاتي در سطح جهان شد كه بخش عمده اي از آن كه به صورت فعاليت هاي آكادميكي انجام مي پذيرد , كمتر در مجامع عمومي امكان عرضه مي يابند.
چالش هاي فرهنگي
« چالش » در معناي مثبت خود مفهومي است كه تكاپوي يك جامعه پويا را مي تواند به تصوير بكشد. از اين منظر. انقلاب اسلامي طي ربع قرن حيات خود با انواع چالش هاي فرهنگي رو به رو بوده است . بديهي است كه از آن جايي كه دين اسلام , دين تعادل است , چالش هاي فرهنگي نيز هيچ گاه سبب اختلافات عميق در كليت نظام فرهنگي ما نشده است . چنان كه مقام معظم رهبري در جمع اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تاكيد بر « فرهنگ متعادل » اظهار مي دارد : بايد با شناخت واقعيات , برنامه ريزي صحيح , مديريت دقيق , نظارت هوشمندانه و پرهيز از برخوردهاي افراطي و تفريطي , زمينه رشد و ترقي فرهنگي و اخلاقي جامعه را به وجود آورد. در قبال فرهنگ , دو تفكر افراطي وجود دارد. عده اي فرهنگ را مقوله اي رها و غير قابل مديريت مي دانند و معتقدند بايد فرهنگ عمومي را به حال خود رها كرد و در مقابل , عده ديگري معتقدند بايد با سخت گيري شديد و كنترل همه مسايل , قالب هاي خاص را در فرهنگ عمومي و حتي مسايل و اخلاق شخصي به جامعه تحميل كرد. اما هر دوي اين برخوردها افراطي و مضر است و به مقوله فرهنگ بايد نگاه معقول اسلامي نگريست .
دو « ديدگاه افراطي » مطرح شده در بيانات مقام معظم رهبري در بين مديران فرهنگي نظام بسيار رايج بوده است و آن چه نادر بوده « نگاه معتدل اسلامي » در مديريت فرهنگي ما بوده است .
نكته مهم تر اين است كه ايشان رشد و تكامل چنين فرهنگي را در بستر آزادي قابل دسترسي مي دانند :
« رشد و تكامل حقيقي انسان در فضاي آزاد امكان پذير است . نظام اسلامي به صورت مبنايي و به معناي حقيقي كلمه به آزادي معتقد است . ضمن آن كه به موازات اين حقيقت , بايد مراقب بود برخي كج روي ها و هرج و مرج طلبي هاي به ظاهر فرهنگي , آزادي حقيقي جامعه را سلب نكند و فضاي رشد عمومي را مختل نسازد. »
بدون ترديد يكي از مصاديق اصلي فرهنگ در هر جامعه هنر و ادبيات است . مقام معظم رهبري با عنايت به فرهنگ عمومي جامعه در زمينه هنر و ادبيات به طور خاص مي فرمايد :
« هنر از مقوله هاي بسيار مهم فرهنگي است . سينما , تلويزيون , هنرهاي نمايشي و ديگر رشته هاي هنر نقش تعيين كننده اي در جهان امروز دارند. »
در اين راستا تلاش براي ارتقاي كيفي و ارزشي آثار هنري كه به طور عام وظيفه همه هنرمندان و به طور اخص وظيفه مديران فرهنگي جامعه مشخص مي كنند.
با توجه به مباحث مطرح شده , مي توان به اين نتيجه رسيد كه فرهنگ و مقولات فرهنگي در ايجاد و تداوم انقلاب اسلامي نقش بنياديني ايفا كرده است . اما با در نظر گرفتن تمامي اين ملاحظات , در بررسي پرونده فرهنگي ربع قرن جامعه اسلامي مان مي توان به برخي چالش هاي زير اشاره كرد كه گاهي برخي از آن ها چنان حاد مي شود كه بايد يكي از وظايف مهم مديران فرهنگي نظام را اصلاح مسير آن دانست .


به اعتقاد بسياري , مديريت فرهنگي كنوني جامعه ما به تعبيري مديريت مهاجر است . بسياري از مديران فرهنگي ما از كمترين دانش فرهنگي در زمينه مسئوليتي خود برخودار هستند. آن ها از بخش هاي اجرايي ديگري به بخش فرهنگ مهاجرت كرده اند. با مروري بر سابقه اين مديران , با گشت وگذاري متنوع از سوي آنها در عرصه هاي مختلف سياسي , اقتصادي و اجرايي روبه رو مي شويم ! بديهي است كه ناآگاهي هاي اين مديران رويه هاي نابهنجاري را در عرصه هاي فرهنگي ايجاد كرده است . چه بسيار رويه هايي كه در عرصه مثلا سينما يا موسيقي اعمال شده است , با اين توجيه كه آن مدير به هنگام مديريت يك واحد صنعتي , با در پيش گرفتن آن رويه , به موفقيتي نايل آمده است ! نگاه هاي صرفا سياسي , اقتصادي و اداري به مقولات فرهنگ و ادب و هنر , از سوي اين گونه مديران اجرا مي شود.
برخي مديران فرهنگي ما دچار مشكل ديگري نيز هستند. اين كه بالاجبار بايد هم زمان , هم نقش تئوريسين , مجري و سياستگذار را يكجا بازي كنند. بنابراين مديران مجري , سياستگذار و نظريه پرداز از آن جايي كه آگاهي از حوزه تحت مديريت خود را دارا نيستند , هيچ گاه نتوانسته اند تكليف خود را به شكل علمي و عملي در مقابل اصلي ترين مفاهيم فرهنگي روشن كنند. به طور مثال اين كه افزايش بودجه فرهنگي به خودي خود , آيا كمكي به روند تعالي فرهنگ خواهد كرد يا نه , هنوز هم محل اختلاف است . برخي افزايش بودجه را برابر با دولتي شدن افراطي فرهنگ مي دانند و برخي حذف يا كاهش بودجه را برابر با رهاشدگي افراطي آن .
فعاليت هاي موازي مديران فرهنگي در نهادهاي فرهنگي نظام نيز از موارد چالش عرصه فرهنگي نظام ما بوده است . اگر فهرستي از نهادهاي فرهنگي نظام را پيش روي خود قرار دهيم و شرح وظايف و فعاليت هاي انجام شده آن را مدنظر قرار دهيم درمي يابيم كه چه بسا با تركيبي از فعاليت هاي فرهنگي روبه رو هستيم كه فضاي پرتضادـ و متاسفانه گاه متناقضي ـ را ايجاد كرده اند كه از يك سو موجب هدر رفتن انرژي و سرمايه هاي انساني و مالي شده و از سوي ديگر ـ و مهم ترـ جامعه را دچار چندگانگي دربرداشت از مفاهيم مختلف فرهنگي نموده است . نمونه هاي بسيار زيادي را در زمينه هاي مختلف هنري در سينما , موسيقي , ادبيات داستاني , نمايش و... شاهد بوده ايم به صورتي كه يك اثر هنري يا ادبي واحد , هم زمان با سيل جوايز دولتي و نيز انبوه اعتراضات روبرو بوده است ! بديهي است كه هر فرد جامعه از زماني كه در دامان خانواده پرورش مي يابد تا زماني كه قرار است به عنوان فردي مفيد و موثر در عرصه هاي مختلف اجتماعي ظاهر شود , به شدت در معرض اين تضادها خواهد بود.
در حال حاضر تربيت خانوادگي , تربيت از طريق آموزش و پرورش , تربيت و رشد فرهنگي و اخلاقي از سوي رسانه تلويزيون , مطبوعات , سينما , دانشگاه و... به موازات هم و به مثابه عناصري كه سعي دارند اثربخشي يكديگر را تقويت كنند انجام نمي شود. مديران فرهنگي در نهادهاي فرهنگي مختلف جامعه هريك كار خود را مي كنند كه نتيجه آن چيزي جز خنثي شدن عملكرد هم و پريشاني ذهن افراد در تلقي از فرهنگ نيست و به طور قطع اين رويه به رهاشدگي فرهنگ عمومي و افت اخلاق اجتماعي نيز خواهد انجاميد. مصاديق آن را مي توان در نابهنجاري هاي اجتماعي , بحران هويت جوانان , كمرنگ شدن ارزش هايي چون حجاب و... مشاهده كرد. اين مصاديق بيانگر آن است كه مديران اين نهادهاي فرهنگي برنامه اي نظام مند براي رشد فرهنگ عمومي نداشته اند يا طرح هاي موردنظرشان با موفقيت روبه رو نشده است . و البته بايد در اينجا به يك نظريه ديگر نيز اشاره كرد , نظريه اي كه در ذهن و در عمل بسياري مديران فرهنگي حضور دارد. آن ها وجود يك سياست كلان را كه منجر به قوانين و قالب هاي يكنواخت فرهنگي شود به عنوان يك پروژه فرهنگي تلقي مي كنند كه گرچه عملكرد نهادها را با هم همسو مي كند اما به همان نسبت موجب تخريب فرهنگ عمومي خواهد شد. چرا كه فرهنگ في نفسه مقوله اي چند بعدي است و بخش عمده اي از آن به واسطه خود مردم شكل مي گيرد. بنابراين چنين فرايندي هيچ گاه نمي تواند در قالب يك پروژه دولتي بسته بندي شود. شايد يكي از نقاط اختلاف عمده صاحب نظران هم در همين پروسه اي بودن فرهنگ باشد كه نقطه اوج خود را هنگام تدوين بخش فرهنگي در برنامه چهارم توسعه نشان داد و در نهايت سهم مشاركت دولت را براي تعميق اقتصادي شدن فرهنگ به شدت پايين آورد.
اين در حالي است كه هنوز تضادهاي تئوريكي در اين زمينه ميان مديران فرهنگي نظام وجود دارد. يعني همان كساني كه سعي مي كردند سهم دولت را براي شدت بخشيدن به پروسه فرهنگ كاهش دهند , تلاش مي كردند كه بودجه فرهنگي را براي شتاب دادن به توليدات فرهنگي افزايش دهند.
يكي ديگر از چالش هاي مهم فرهنگي انقلاب اسلامي , اختلاف نسل ها و چيزي است كه از آن به عنوان « انقطاع فرهنگي » نام برده مي شود. همان طور كه مقام معظم رهبري فرموده اند و پيش از اين نيز اشاره شد , تمسك به دين « متعادل » اسلام را نبايد فراموش كرد و انقلاب اسلامي هيچ گاه به معناي تخريب تمامي گذشته نبوده است و بخش عميق و ريشه دار تاريخ فرهنگ ايران اسلامي , همان ريشه هاي انقلاب اسلامي مردم ايران است . اين درحالي است كه برخي مديران فرهنگي , انقلاب را به معناي كن فيكون كردن تمامي ميراث گذشتگان تلقي كرده اند كه نتيجه آن نوع انقطاع فرهنگي و تاريخي در نسل هاي بعدي بوده است . گرچه اين مساله مقوله اي است كه به اعتقاد صاحب نظران از طريق بازخواني و ارج نهادن به آثار اصيل و غني گذشتگان قابل رفع و رجوع است . در غيراينصورت , چه بسا فرهنگ و آثار مبتذل گذشته با نام ميراث نسل هاي گذشته جاي ميراث واقعي را اشغال كنند.
نكته مهم در اين زمينه آن است كه هيچ گاه نبايد از بررسي علمي تمايز نسل هاي انقلاب هراس داشت . چرا كه برخي از مديران فرهنگي حتي از طرح اين موضوع نيز روي گردانند. در حالي كه بخش عمده اي از مساله را بايد حاصل يك برآيند طبيعي دانست . فرآيندي كه اگر ميان نسل ها اتفاق نيفتد به معناي ايستايي و عدم پيشرفت با زمانه است . اين موضوع ارتباطي با ارزش هاي بنيادين انقلاب ندارد و نبايد هر تغيير رفتار نسل بعدي را به معناي انحراف از هنجارها تلقي كرد. نسل امروز انقلاب اگرچه تمايزي محسوس با نسل هاي پيشين خود دارد , اما هيچ گاه نبايد از ياد برد كه اين تمايز صوري , حاصل فرزند زمانه خويش بودن است و نه الزاما گريز از هنجارهاي انقلابي .
مديران فرهنگي جامعه ما به ويژه آنان كه با مخاطب جوان روبه رو هستند بايد درنظر داشته باشند كه نسل امروز حاصل تاريخي است پر از كشمكش در راه رسيدن به آزادي , استقلال و عدالت كه اكنون بستر آن مهيا گشته است . او آمده است تا همچون رود نمانده برود تا فردايي روشن .
ث نقل از آيينه هنر , تير و مرداد 1383
مديران فرهنگي در نهادهاي فرهنگي مختلف جامعه هريك كار خود را مي كنند كه نتيجه آن چيزي جز خنثي شدن عملكرد هم و پريشاني ذهن افراد در تلقي از فرهنگ نيست و به طور قطع اين رويه به رهاشدگي فرهنگ عمومي و افت اخلاق اجتماعي نيز خواهد انجاميد.
ايجاد فضاي پرتضاد فرهنگي از يك سو موجب هدر رفتن انرژي و سرمايه ها شده و از سوي ديگر جامعه را دچار چندگانگي دربرداشت از مفاهيم مختلف فرهنگي نموده است
بسياري از مديران فرهنگي ما از كمترين دانش فرهنگي در زمينه مسئوليتي خود برخودار هستند. آن ها از بخش هاي اجرايي ديگري به بخش فرهنگ مهاجرت كرده اند.
مديران مجري , سياستگذار و نظريه پرداز از آن جايي كه آگاهي از حوزه تحت مديريت خود را دارا نيستند , هيچ گاه نتوانسته اند تكليف خود را به شكل علمي و عملي در مقابل اصلي ترين مفاهيم فرهنگي روشن كنند.

رويدادهاي فرهنگي هنري


تدوين نخستين اطلس جامع بناهاي مذهبي ـ تاريخي كشور
مجري طرح اطلس جامع بناهاي مذهبي , تاريخي كشور از گردآوري آخرين اطلاعات مربوط به بناهاي مذهبي تاريخي كشور در يك اطلس جامع خبر داد. « محمد مرزبان راد » مجري اين طرح اعلام كرد : « آخرين اطلاعات در خصوص معماري , آسيب پذيري , مرمت هاي صورت گرفته , بررسي تسهيلات موجود براي گردشگران مذهبي وامكانات لازم براي جذب گردشگران و مجموعه تحقيقات و پژوهش هاي تاريخي هر بناي تاريخي در اين اطلس تنظيم مي شود. »
وي خاطر نشان ساخت : « اين بانك اطلاعاتي به صورت مستقل در يك سايت مجزا يا وابسته به سازمان ميراث فرهنگي در دسترس قرار مي گيرد. »
به گفته مجري طرح اطلس جامع بناهاي مذهبي تاريخي كشور , دايره المعارف ها , انجمن هاي خاص فعال در زمينه حفظ و معرفي آثار تاريخي و فرهنگي و پژوهشگران و افراد مستقل فعال در اين خصوص براي جمع آوري اطلس به كار گرفته مي شوند.
وي بااشاره به اينكه بنا بر تخمين اوليه , حدود 80 هزار بناي مذهبي تاريخي در كشور وجود داردگفت : در مرحله اول , اطلاعات مربوط به 6 تا 8 هزار بنا ثبت و تدوين مي شود كه زمان پيش بيني شده براي اين كار 3 تا 5 سال است .
وي افزود : اطلاعات اين اطلس قرار است سالانه مورد بازبيني قرار گيرد تا همواره آخرين وضعيت معماري و حفاظت اين بناها در دسترس باشد.
جشنواره تئاتر دفاع مقدس بين المللي مي شود
بنا به گزارش خبرگزاري مهر معاون هنر بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس اعلام كرد : جشنواره تئاتر دفاع مقدس از سال آينده به صورت بين المللي برگزار مي شود.
وي در ادامه اظهار داشت : هر چند دفاع مقدس ما با جنگ هاي ساير كشورها تفاوت هاي اساسي دارد ولي از آنجايي كه جريان حق و باطل را مي توانيم به ساير موارد نيز تعميم دهيم , پيدا كردن نقاط مشترك ميان ايران و ساير كشورها ممكن است .
وي افزود : دفاع مقدس در جايگاه والاتر و بالاتر از ساير جنگ هاي جهان قرار دارد زيرا انتهاي هر جنگي , مرگ وفنا است ولي در دفاع مقدس , انتها به شهادت ختم مي شود كه بر اساس تعاليم قرآني , آغاز حيات است .
دبير يازدهمين جشنواره تئاتر دفاع مقدس سطح اين دوره از جشنواره را مطلوب توصيف كرد و گفت : از نظر كميت و كيفيت , جشنواره يازدهم برتر از ساير جشنواره هاي پيشين بوده است و اميدواريم با انجام برنامه هاي در نظر گرفته شده همچون كلاس هاي آموزش و نقد , اين جشنواره ماندگار شود.
علوي با تاكيد بر اينكه نبايد مقوله تئاتر دفاع مقدس پس از جشنواره به پايان برسد اظهار داشت : بر اساس توافقات به عمل آمده برگزيدگان اين جشنواره در جشنواره بين المللي تئاتر فجربه اجرا در خواهند آمد.