به گزارش روابط عمومي فرهنگ سراي قرآن همزمان با بزرگداشت ايام الله
ولادت باسعادت امام منتظران بقيه الله الاعظم حضرت مهدي (عج ) اين
فرهنگ سرا در راستاي برنامه هاي جشنواره شعبانيه كه در خانه فرهنگ باصفا در
جريان بود , محفل انسي با قرآن و همچنين برنامه هايي شاد را با حضور خيل
مشتاقان حضرت برگزار نمود.
در اين محفل انس كه با تلاوت قرآن توسط قاريان بين المللي همراه بود ,
حجت الاسلام آلياث در باب انتظار و وظايف منتظران سخنراني كرد و پس از آن
اجراي تواشيح گروه فاطر و نيز برنامه ي حفظ قرآن مجيد توسط حافظ كل قرآن
خانم منگلي از ديگر بخشهاي اين مراسم پرفيض و نوراني بود كه مورد تحسين
علاقمندان واقع شد.
حضور گرم و بيشمار مردم منطقه غرب تهران در مراسم فوق مثال زدني بود و
اين حضور پرطراوت موجب شد , مسابقاتي در قالب سئوال و جواب توسط
مجري و سخنران برنامه برگزار شود و هدايايي نيز به رسم يادبود به اين عزيزان
اهدا شود.

|
دغدغه هاي قاريان و حافظان قرآن
|

ث گفتگو با استاد شهريار پرهيزكار خادم برگزيده قرآن كريم
اشاره :
شخصيتهاي قرآني ـ از مفسر قرآن گرفته تا مدرس و قاري و حافظ ـ هر يك ,
به گونه اي , در گسترش فرهنگ قرآن سهم دارند و ازاين رو , ذخيره هاي معنوي
جامعه به شمار مي روند. هر جامعه اي آن گاه در مسير رشد و توسعه قرار مي گيرد
كه ازذخيره هاي به مادي و معنوي خود به بهترين وجه بهره ببرد. در همين راستا
به پاس كوششهاي بي دريغ استاد شهريار پرهيزكار در عرصه فرهنگ قرآني , مجله
« گلستان قرآن » گفتويي با ايشان داشته كه در اين مصاحبه حافظان را با وي به
بحث گذاشته است .
با توجه تخصص جنابعالي , تلاوت , چه معنايي دارد
در جامعه كنوني ما عموم مردم (عوام ) با تلاوت مساله دارند و اين امر
برايشان مبهم است ; چون تلاوت هاي قبل ازانقلاب , بيشتر منحصر به مجالس
مي شد و برداشت هايي كه مردم از تلاوت هاي آن زمان دارند , تلاوت هاي
غيراستاندارد بود كه مطلوب ما نيست .
تلاوت بعد از انقلاب بحمدالله يك حالت استاندارد پيدا كرد و قاريان قرآني
درخشيدند و به تلاوت هاي محكمي پرداختند كه حتي مصري ها را ـ كه در اين
كار خبره بودند ـ به تعجب واداشتند. چنانجه بزرگان مصري اعتراف مي كردند كه
ايران جاي مصر را درتلاوت خواهد گرفت .
بنده , اوايل قرائت مي كردم ; بعد از پنج سال , در كنار قرائت قرآن به مساله
حفظ نيز پرداختم و دو مساله حفظ و قرائت را تواما ادامه دادم .
نظر شخصي بنده اين است كه تلاوت , يك فن شريف و هنر بسيار اصيل
است كه شايد در جامعه ما كمتر مورد توجه قرار گرفته است , در حالي كه قرائت
جنبه هنري بسيار بالا دارد.
آنچه كه امروز به عنوان يك تلاوت خوب و مناسب واصيل , متعارف است ,
معناي واقعي تلاوت است , يعني كسي كه وارد اين عرصه شده باشد , مي داند
شخصي كه آيات را تلاوت مي كند , بسيار هنرمند است و بايد يك جنبه هنري
ظريف در بين باشد , مخصوصا در قسمت لحن شناسي و به كار بردن مقامات
موسيقي عربي ; زيرا تاكيد بر اين است كه چون قرآن به زبان عربي نازل شده , بايد
آن را به الحان عرب خواند.
ما نمي توانيم بگوييم كه بهترين خوانندگان موسيقي , مي توانند بهترين
قاريان باشند , تلاوت قرآن پيچيدگي هاي خاص خود را دارد و اگر به خوبي و
ماهرانه اجرا شود , موجب تحول در مخاطب مي شود. كمتر ديده شده كه ترانه يا
آهنگي از خواننده اي اجرا شود و مخاطب را متحول كند; حداكثر اينكه با يك
جمله احسنت جوابش را مي دهند , ولي در رابطه با قرآن و آهنگ هاي زيباي آن ,
تلاوت هاي بسيار زيبا و عجيبي داشتيم . در دنياي اسلام كارهايي در زمينه تلاوت
صورت گرفته كه باعث تحول در زندگي افراد شده است ; گاه شخصي دين و
مذهب خود را رها كرده و به طرف اسلام آمده است . افرادي بودند كه به صرف
شنيدن تلاوت قرا مشهور , اعتقادشان را تغيير دادند و اين موجب شگفتي است
كه تلاوتي باعث عوض شدن اعتقاد شخص شود.
با اين وصف , آيا اين عوض شدن اعتقاد , همان حق تلاوت است
بله , كاملا درست است . حق تلاوت چند بعد دارد و يك بعدش همان
تاثيرگذاري بر روي مخاطب است كه حق اعجاز قرآن را ادا كرده باشد; يعني به
نحوي بتواند اعجاز قرآن را بروز دهد و نشان دهد كه با يك تلاوت خوب ,
چگونه مي شود تا عمق قلب و اعتقاد مردم رسوخ كرد.
بنده , در محافل زيادي بوده ام . دوستاني كه همراه ما به تلاوت مي پرداختند و
كساني كه در مجلس حاضر بودند , تعامل خوبي به كار مي بردند كه انسان , هم
شرمنده مي شد و هم متعجب , قرآن خواندن , براي قاريان , به صورت فن و حرفه
شده است , اما افراد بسياري را ديده ام كه با شنيدن تلاوت هاي خوب قرآني , يك
نوع انقلاب دروني در آنها به وجود آمده و اشك از چشمانشان سرازير شده
است . شايد اين افراد حتي معناي لفظي قرآن را نمي دانستند. مي خواهم بگويم كه
اين مساله ربطي به اعجاز لفظي يا معنوي هم ندارد. تلاوت قرآن ـ جدا از مساله
مفاهيم قرآني ـ يك هدف خارجي هم دارد.
يك قاري چگونه مي تواند در حالي كه خود متاثر از تلاوت نيكو است , اين تاثير را به كس ديگري
انتقال دهد
به نكته اي اشاره كرديد كه مكمل حرف ما بود. يك بعد حق تلاوت , همان
هنرهايي است كه قاري اعمال مي كند و اين فن را با زحمات زياد خود ياد
مي گيرد , ولي حق تلاوت مربوط به تهذيب نفساني است . اگر تهذيب نفس با
تلاوت قرآن عجين شود (يعني اگر شخصي كه به تلاوت مي پردازد , خودش هم
متاثر از آن باشد و به تهذيب نفس بپردازد) مسلما اثراتش چند برابر مي شود و
بنده حقير , خود , اين مساله را تجربه كرده ام ; كه كمترين حد اين است كه شخص
خودش در حالت معنوي آن غوطه ور مي شود.
حال مشكل ـ در اينجا ـ تسلط و تفسير و... نيست ; مساله قلبي و معنوي
است . نمي توان گفت كه هر كس مسلط به تفسير آيات باشد , حق تلاوت را ادا
كرده است .
انسان بايد خودش را در فضاي معنوي و هاله روحاني احساس كند. امكان
دارد بعضي از قرا بسيار خوب ما از نظر ارتباط با معنا و مساله تسلط بر زبان
عرب ضعيف باشند , ولي من ديده ام وقتي كه غرق در تلاوت و فضاي معنوي
مي شوند , تلاوت هاي بسيار زيبا و ماندگاري از خود ارائه مي دهند و حتي
مي توان هنگام تلاوت , گريه اين قاريان را مشاهده كرد. اين مساله , جدا از مسائل
علمي و تفسيري است .
احساس مي كنم كه ما بايد در مقابل قرآن مجيد خضوع و خشوع داشته
باشيم . يعني هر فرد قاري , با خضوع و فروتني وارد تلاوت قرآن شود و زيبا
خواندن قرآن به عادت تبديل نشود و به عنوان رشته يا شغلي براي او محسوب
نگردد; صرفا به مسائل فني و هنري نگاه نكند , بلكه احساس كند كه در برابر آيات
قرآن كوچك است ; و خيلي چيزها را در برابر قرآن نمي داند.
قرآن يك سرزمين فوق العاده وسيع است كه در مسير آن فقط چند قدم
برداشته ايم و اگرمساله خضوع و خشوع در قرآن ملكه ذهن انسان شود , بسيار
موثرتر خواهد بود; البته بايد توجه داشت كه اين خضوع و خشوع به آساني
كسب نمي شود , بلكه بايد يك تهذيب نفساني صورت گيرد و اين سئوالي است كه
هر قاري بايد در پاسخ به وجدانش به آن جواب دهد كه چقدر توانسته به
شئونات قرآني عمل كند !
چرا بسياري از قاريان ما چندان مسلط به مفاهيم قرآن نيستند. آيا اين مشكل مربوط به خودشان
است يا استادان قرآني
شكي در اين نيست كه در جلسات ما , وقت خاص و منظمي براي قاريان
گذاشته نمي شود. علاوه بر آن , بعضي از قاريان ما قرائت زده مي شوند و آنقدر در
اين معنا به صورت يك بعدي پيش مي روند كه اساسا مساله توجه به معنا براي
آنها اهميت پيدا نمي كند; احساس مي كنند كه ماموريت آنها در همين تلاوت
قرآن خلاصه و تمام مي شود و بيشتر از اين , مايه نمي گذارند.
در اين مساله , تا حدودي شخص قاري هم مقصر است و كوتاهي مي كند.
استادان هم مقداري در اين امر دخيل مي باشند , چون كلاس هاي انها به صورت
يك بعدي اداره مي شود; شايد در طول جلسه قرآني به سه تا چهارنكته قرآني
اشاره كنند , ولي اين انگيزه را در شخص به وجود نمي آورند تا همانگونه كه
شخص دنبال صوت و لحن و مقامات مي رود , به همان اندازه هم در معنا , مفاهيم
و تفسير كار كنند و من قبول دارم كه جلسات ما جلسات كاملي نيست .
دانستن يك سري مقدمات عربي و ادبيات عرب , به اين كه اشخاص با تدبر
به معناي واقعي رسيده باشند , كفايت نمي كند , بلكه منظور از تدبر , يعني رسيدن
به همان هدفي است كه نازل كننده آيات دارد و اين معضلي است كه اگردقيق مورد
بررسي واقع نگردد , چند برابر مي شود.
مسائل و مشكلات اين حيطه را بايد از نوجواني و جواني به فرد گوشزد كرد.
قاريان نوجوان ما بايد به دنبال مفاهيم باشند و سعي كنند بعدها تدبرشان بيشتر
شود , ولي به هر حال يكي از لوازم انس با قرآن , دانستن زبان عربي است و اين
مورد در قاري هاي مسن تر كمتر مشاهده مي شود. علتش هم اين است كه يا انگيزه
ندارند يا مشكلات ديگري گريبانگير اين افراد است . اگر بخواهيم از يك پرده
بالاتر به قضيه نگاه كنيم , مي بينيم كه اين دوستان از لحاظ معنايي و محتوايي در
سطح بالايي نيستند. به خاطر دارم , يك زماني , آقاي شعيشع مي گفتند : « دوران ما
را مي توان دوران طلايي ناميد كه سپري شد و هم اكنون دوران طلايي شما
(ايرانيان ) شروع مي شود » . ايشان , با اين حرف , به تلاوت هاي خوب قاريان
ايران اشاره داشتند; اما به اعتقاد من , عصر طلايي ما زماني آغاز مي شود كه
قاريان ما علاوه بر رعايت مسائل فني و زيبا خواندن قرآن , از عمق جان تلاوت
كنند و اين مساله مترتب بر اين است كه بايد تا اندازه اي زبان عربي را ياد گرفت و
فهميد; البته مشكلي كه ما در اين زمينه داريم , تا حدودي معطوف به كيفيت
تعليم و تعلم عربي در كشور ماست .
به عنوان حافظ كل قرآن كريم , دنياي حفظ را براي كساني كه مي خواهند وارد
اين صحنه شوند , چگونه ارزيابي مي كنيد
اگرچه خود من در سنين دوازده ـ سيزده سالگي و برخلاف ميل باطني خود ,
با تشويق و اصرار پدر و مادر اين كار را شروع كردم و بعضي اوقات نسبت به اين
مساله شاكي هم بودم , اما استعدادي را در بنده مي ديدند و مي گفتند شما استعداد
حفظ قرآن را داريد. من سوره بقره را با سختي هرچه تمام به پايان رساندم ;
گرچه شيرني خاصي داشت , ولي خيلي سخت گذشت . تقريبا از اوايل سوره آل
عمران بود كه رغبت من نسبت به قرآن بالا رفت . بعضي وقت ها آنقدر زياده روي
مي كردم كه با اعتراض اطرافيان مواجه مي شدم و مي توانم بگويم كه ان دوره از
لذيذترين و شيرين ترين و ماندگارترين دوران زندگي ام به حساب
مي آيد.
سفارش و توصيه بند , اين است كه نبايد خيلي زود به بچه ها يا نوجوانان در
خصوص حفظ قرآن تاكيد كرد; به هر ترتيب اگر افراد استعدادهاي خود را
بشناسند بهتر است و من توصيه مي كنم كه در اين راه سخت , اما شيرين عجله
نكنند و پيشنهاد من به عنوان كسي كه در اين راه تجربه هاي زيادي اندوخته ام ,
اين است كه حفظ هفته اي يك صفحه مناسب است ; يعني براي آغاز كار بايد با
يك صفحه از قرآن شروع كرد و بهتر است تا شش ماه اين رويه ادامه داشته
باشد.
مهمترين دغداه شما به عنوان حافظ كل قرآن , براي كساني كه مي خواهند تازه وارد دنياي حفظ
شوند چيست
حفظ قرآن موضوع و بار سنگيني است و به سادگي نمي توان در مورد آن
صحبت كرد و اين مساله , سنگيني خاصي دارد. خود من هم بعضي وقت ها ,
سنگيني آن را احساس مي كنم , اما دغدغه و نگراني ما براي كساني كه مي خواهند
وارد عرصه حفظ شوند; يكي اين است كه به اصطلاح جوزده نشوند و از قبل
خودشان را نسبت به اين موضوع محك بزنند; اگر مي دانند هنوز آمادگي ندارند ,
فعلا شروع نكنند. بعضي وقت ها تشنگي حفظ قرآن , شخص را هلاك مي كند ,
يعني آنقدر در اين مساله افراط مي كند كه خطرناك مي شود. بنده معتقدم كه بايد
اين آمادگي ها فراهم شود و هنگامي كه استعدادها و شرايط فراهم گشت , كم كم و
با تطهير جسم و جان , وارد اين عرصه شد.
نظر شما در مورد تاثير ترجمه قرآن در حفظ چيست آيا نمي توان بابهره گيري از ترجمه هاي
شيوا ازقرآن در علاقه مندان به حفظ , ايجاد انگيزه كرد
من ترجمه قرآن را مهم مي دانم و لازم است همه افرادي كه وارد علوم قرآني
و به ويژه حفظ قرآن مي شوند , ابتدا در اين زمينه كار كنند , ولي فكر مي كنم در
دوراني كه مي توان آن را دوران آماده سازي ناميد , براي كساني كه مي خواهند
حافظ قرآن شوند , بيشتر مسائل مربوط به خود حفظ مهم است . البته پيشنهاد
شما مي تواند پيشنهاد خوبي باشد و خالي از لطف نيست , ولي به نظر بنده , اين
مساله , آمادگي هاي لازم را فراهم نخواهد كرد; شخص بعد ازمدتي به اين امر
دست پيدا مي كند , ولي آمادگي هاي لازم براي حفظ قرآن را به طور كامل پيدا
نكرده است . در هر شرايطي هدف اصلي و اولويت هاي مربوط به حفظ نبايد
فراموش شود.
ديده شده است كه در قبال تلاوت بعضي از افراد به آنها پول پرداخت مي شود. اگر خداي نكرده
اين امر به صورت يك عادت درآيد , حكم شرعي قضيه چيست آيا قاري قرآن مي تواند در قبال
تلاوت , درخواست مزد نمايد
روايتي است از امام صادق (ع ) كه مضمون آن چنين است : كسي كه قرآن
بخواند و درخواست پول نمايد (يعني براي پول قرآن بخواند) در روز قيامت به
صورت اسكلتي ظاهر خواهد شد. از طرفي روايت ديگري از امام علي (ع ) داريم
كه فرمود : « لحامل القرآن في بيت المال المسلمين ماتين دينار في كل عام » يعني
براي حامل قرآن بايد هر سال دويست دينار از بيت المال مسلمين پرداخت و
وظيفه حاكم شرع است كه اين مبلغ را از بيت المال مسلمين به قاري بپردازد.
حال بايد ديد حامل قرآن كيست با دقت و موشكافي در روايات و متون ديني ,
مي توان فهميد كه منظور از حامل قرآن , همان حافظ قرآن است , چون در آن
زمان هيچ قاري قرآني وجود نداشت كه حافظ قرآن نباشد; يعني حتما در آن
زمان قاري قرآن , حافظ قرآن هم بوده است . مبلغي هم كه حاكم شرع بايد از
بيت المال به اين افراد بپردازد , در قبال حافظ بودن آنهاست و بس ; يعني الگويي
كه شايد هيچ كاري هم انجام ندهد. در واقع اگر بخواهيم شفاف بگوييم , دولت
مستخدم اين فرد است , نه اينكه اين فرد مستخدم دولت باشد.
اگر يك قاري رادر جايي به عنوان مهمان دعوت كنند و او به خاطر تلاوت
قرآن انتظار مادي داشته باشد , از نظر فقهي و شرعي اشكال دارد , اگرچه وقتي كه
رسم اخلاقي مطرح مي شود , مساله مكروه وجود دارد , يعني ما نمي توانيم
بگوييم كه صرفا شخصي به خاطر داشتن صداي خوب و توانايي تلاوت قرآن ,
حتما انتظار مزدي داشته باشد. اگر كسي شرطي بگذارد (يعني مزدي را شرط
تلاوت قرار دهد) مكروه است , ولي حرام نيست .
يعني همانطور كه قهرمانان رشته هاي مختلف ورزشي از مزايايي برخوردارند و به حكم قهرماني
از امتيازاتي استفاده مي كنند. حالا با توجه به اينكه بزرگان و متخبان قرآني نيز قهرمان اين رشته به
حساب مي آيد , آيا از همان امتيازات و مزايا برخوردارند
آنقدر برخي از دولتمردان ما از قرآن دورند كه به اين مسائل حتي فكر هم
نمي كنند و واقعا آنگونه كه شايسته است با مسائل قرآني آشنا نيستند.
يادم مي آيد با يكي از مسئولان ـ كه قسمتي از كارهاي فرهنگي را هم اداره
مي كرد ـ در مسابقات بين المللي شركت كرديم . ايشان در حال سخنراني , با استناد
به پنج آيه قرآن كريم صحبت فرمودند كه از پنج آيه , چهار آيه غلط بود و من ـ به
عنوان داور ـ در آن مجلس خيلي شرمنده شدم .
من به شدت مخالف تبعيض بين افراد فرهنگي و عناصر ورزشي كشور هستم .
بنده معتقدم وقتي بچه هاي قرآني ما در دنيا و در بين كشورهاي مسلمان جهان ,
صاحب مقام هاي بالايي مي شوند , در برخورد و تبليغات براي آنها كوتاهي
نكنيم .
شما فكر مي كنيد براي حمايت از قاريان و حافظان قرآن , بايد سازماني با سيستم دولتي به وجود
بيايد يا اينكه ترجيح مي دهيد از طريق سيستم هاي خصوصي اين حمايت صورت گيرد
من فكر مي كنم اينقدر در مسائل قرآني كشور مشكل داريم و كمبود وجود
دارد كه اگر ده دولت و صد نهاد خصوصي دست به دست هم بدهند و به صحنه
بيايند , باز هم كافي نيست و كمبودها مشاهده مي شود. من نه فعاليت هاي دولت را
به تنهايي كافي مي دانم و نه جريانات و سيستم هاي خصوصي را. احساس مي كنم
هيچ كدام از اينها نمي توانند به تنهايي كارآيي داشته باشند , بلكه بايد در اثر
تعامل و تقابل انديشه , راه كارهايي در اين خصوص صورت گيرد و نبايد از افكار
عمومي بي بهره بود.
اگر بخواهيد از يك رده بالا و يا زاويه اي ديگر به شهريار پرهيزكار نگاه كنيد ,
وي را چگونه مي بينيد و او را چطور ارزيابي مي كنيد
من هيچ وقت براي خودم جايگاهي قائل نيستم , البته خداوند متعال را
شاكرم كه توانستم بخش اعظم عمر خود را صرف قرآن كنم . در عين حال ,
شخصي كه براي شما مي تواند نمونه ملموس از تلاش و كوشش زياد در يادگيري
قرآن باشد , بحمدالله , در كنار مساله قرآن , تلاوت و حفظ , توانست مدارج علمي
را هم طي كند و در همان ايامي كه به فعاليت هاي قرآني مي پرداخت با نمره هاي
خوب پيگير درس هاي خود بود و با رتبه بالا و در رشته كامپيوتر , توانسته است
در دانشگاه پذيرفته شود , و بر مشكلات فائق آيد و نيم نگاهي هم به معنويات
داشته باشد.
و سخن پاياني .
براي همه كساني كه در مسير اعتلاي قرآن گام برمي دارند ازدرگاه خداوند
متعال طلب استعانت كرده و از خداوند مي خواهم كه شما و همكارانتان را در اين
راه ثابت قدم بدارد. ان شاالله .
امكان دارد بعضي از قرا بسيار خوب ما از نظر ارتباط با معنا و
مساله تسلط بر زبان عرب ضعيف باشند , ولي من ديده ام وقتي كه
غرق در تلاوت و فضاي معنوي مي شوند , تلاوت هاي بسيار زيبا و
ماندگاري از خود ارائه مي دهند و حتي مي توان هنگام تلاوت ,
گريه اين قاريان را مشاهده كرد. اين مساله , جدا
از مسائل علمي و تفسيري است .
بعضي از قاريان ما قرائت زده مي شوند و آنقدر در اين معنا به
صورت يك بعدي پيش مي روند كه اساسا مساله توجه به معنا براي
آنها اهميت پيدا نمي كند; احساس مي كنند كه ماموريت آنها در
همين تلاوت قرآن خلاصه و تمام مي شود و بيشتر از
اين , مايه نمي گذارند.

| |