روزنامه جمهوري اسلامي 12/07/1383 صفحه عقيدتي
بنيان هاي فكري و جلوه هاي عملي « فرهنگ فاطمي » ـ 27
فرهنگ فاطمي , عرصه هاي سياسي و اجتماعي




1 ـ ملازمه « دين » و « سياست »
جامعيت « فرهنگ فاطمي » , عرصه هاي سياسي و اجتماعي راـ همچون ساير عرصه ها و صحنه هاي حيات دنيايي ـ در برمي گيرد و اين فرهنگ پويا و بالنده در اين ميادين نيز « حاضر » است و به آگاهي بخشي و حركت زايي و تحول آفريني مي پردازد.
فرهنگ فاطمي كه هيچ زاويه اي از حيات ارضي و خاكي را از وجود خويش تهي نمي گذارد و هيچ روزنه اي را از عبور انوار مقدس و زندگي بخش خود محروم نمي نمايد , طبيعي است كه نظري خاص به ابعاد سياسي و اجتماعي زندگي انسان مي گسترد و نمي تواند نسبت به سرنوشت جامعه و كشور و نظام سياسي و حكومتي و نقش و مسئوليت مردم بي اعتنا باشد و بر هر چه مي گذرد ديده اغماض فرو خواباند و در برابر وقايع و رخدادهاي مختلف , احساس تعهد و مسئوليت ننمايد.
آبشخور فرهنگ فاطمي , « انديشه و تفكر اسلامي » است , و « سياست » در متن اين تفكر جاي دارد و جز لاينفك و جدايي ناپذير آن محسوب مي شود.
يكي از موضوعات مطرح و حائز اهميت در انديشه و معارف اسلامي , ملازمه « دين » و « سياست » است .
از ديدگاه تفكر اسلامي , سياست به آن دليل داراي نقش و اهميت حياتي و بنيادين مي باشد كه قسمت اعظم تعاليم و احكام و قوانين اسلام در موضوعات مختلف , سياسي و اجتماعي است و در ارتباط و تعامل با اداره جامعه و كشور و تدبير امور گوناگون نازل گشته است .
« اسلام » , دين « زندگي » است , و زندگي انسان يك سويه نيست , بلكه ابعاد و جنبه هاي مختلفي را به خود اختصاص مي دهد و نيازهاي گوناگوني را در شئون و جلوه هاي مادي و معنوي و روحي و جسمي نمايان مي سازد كه به دنبال آن قوانين همه سونگر و جامعي را طلب مي نمايد. « اسلام » و قوانين حياتبخش و جامع و زندگي ساز آن , همان مطلوب و آرزوي حيات سالم و عزتمند و سعادت آفرين انسان مي باشد.
اسلام , داراي « نظام قضايي » كامل مي باشد كه در آن كشف جرم , تعقيب و مجازات مجرمين , محاكمه مختل كنندگان نظم و امنيت جامعه , مجازات تهاجم كنندگان به جان و مال و نواميس مردم , احقاق حقوق , رفع دعاوي و اختلافات , مقابله با فساد و تباهي و مبارزه با ظلم و تباهي , از جمله برنامه هاي اصلي و محوري آن محسوب مي شود.
اسلام , داراي « نظام اقتصادي » متقن براي اداره جامعه انساني مي باشد , در اين نظام , خمس , زكات , انفاق , عدالت اقتصادي , مقابله با فساد اقتصادي , فقرزدايي , معاملات و عقود اسلامي , بانكداري صحيح , از جمله قوانين و برنامه هاي اساسي براي ايجاد زندگي سالم و سعادت بخش به شمار مي آيد.
اسلام داراي « نظام دفاعي » استوار و پرصلابت است كه در پرتو آن جامعه و كشور را از توان نظامي قدرتمند برخوردار مي سازد و تازه ترين سلاحهاي روز را در سيستم دفاعي تعبيه مي نمايد و با تمام انرژي و توان و نيرو از استقلال و تماميت ارضي سرزمين اسلامي دفاع مي كند و هر نوع تعدي و تجاوز نظامي دشمنان سيطره جو و متعدي را با انهدام و ذلت و شكست مواجه مي سازد.
اسلام داراي « نظام مديريت » پويا و سالم مي باشد. اين نظام كه بخش عمده و وسيع آن را « مديريت هاي كلان سياسي » تشكيل ميدهد , برخلاف نظام ها و سيستم هاي مديريتي حاكم بر دنياي امروز , از مشخصه هايي چون تقوا , خلوص , صداقت , مردم دوستي , مردم زيستي , خدمتگزاري به جامعه , « ابزار » قرار دادن قدرت و مقام و رياست براي تدبير صحيح امور و نه « هدف » قرار دادن آنها , پرهيز از فريبكاري و نيرنگ افكني و فريب افكار عمومي , برخوردار مي باشد.
اسلام داراي « نظام اخلاقي » جامع و فراگير و همه سونگر است كه شامل ابعاد اخلاق فردي , اجتماعي , خانوادگي , اقتصادي , مطبوعاتي مي باشد. « اخلاق سياسي » و « اخلاق مديريت » از جمله ابعاد و جلوه هاي مهم وبارز نظام جامع اخلاقي اسلام محسوب مي شود كه زمامداران , حاكمان , كارگزاران و مديران نظام سياسي و حكومتي را با زيباترين و پاك ترين خصال و فضايل اخلاقي مي آرايد و از پليدي ها و صفات و روحيات ضدانساني همچون فريبكاري ها و دروغ و نيرنگ افكني ها و خودبيني ها و فتنه انگيزي ها پاك ومنزه مي سازد و حاكمان و مديران « وارسته » و « آزاده » و مجذوب و دلباخته محبوب و معشوق ازلي مي پرورد كه همواره انديشه و رفتار و عملكرد فردي و اجتماعي و سياسي خود را با انگيزه هاي الهي و به قصد « قربت » و در مسير « خدمت » به خلق خدا و پيشرفت همه جانبه جامعه تنظيم مي نمايند.
اين جلوه ها و ابعاد قضايي , اقتصادي , سياسي و اخلاقي به همراه ساير جلوه هاي زيبا و رشدآفرين كه در مجموعه اي به نام « اسلام » جمع آمده اند و احكام و قوانين جامع و كامل و حياتبخش اين دين مبين الهي را تشكيل مي دهند , ملازمه و پيوند « دين » و « سياست » را به اثبات مي رسانند.
بر اساس آنچه به آن اشارت رفت , به نتايج قطعي و روشني دست مي يابيم كه در رهنمودهاي سياسي حضرت امام خميني (ره ) اين گونه مطرح مي گردد :
1 ـ ماهيت و كيفيت قوانين اسلام مي رساند كه براي تكوين يك دولت و براي اداره سياسي و اقتصادي و فرهنگي جامعه تشريع گشته است .
احكام شرع , حاوي قوانين و مقررات متنوعي است كه يك نظام كلي اجتماعي را مي سازد. در اين نظام حقوقي , هر چه بشر نياز دارد فراهم آمده است : از طرز معاشرت با همسايه و اولاد و عشيره و قوم و خويش و همشهري و امور خصوصي و زناشويي گرفته , تامقررات مربوط به جنگ و صلح و مراوده با ساير ملل , از قوانين جزايي , تا حقوق تجارت و صنعت و كشاورزي ... قرآن مجيد و سنت شامل همه دستورات و احكامي است كه بشر براي سعادت و كمال خود احتياج دارد . (1 )
2 ـ اسلام , فقط عبادت نيست , فقط تعليم و تعلم عبادي و امثال اين ها نيست , اسلام « سياست » است , اسلام از سياست دور نيست , اسلام يك حكومت بزرگ به وجود آورده است , يك مملكت بزرگ به وجود آورده است , اسلام يك رژيم است , يك « رژيم سياسي » است , منتها ساير رژيم ها از بسياري از امور غافل بودند و اسلام از هيچ چيز غافل نيست , يعني انسان را تربيت مي كند به همه ابعادي كه انسان دارد . (2 )
3 ـ روش پيامبر اسلام نسبت به امور « داخلي » مسلمين و امور « خارجي » آنها نشان مي دهد كه يكي از مسئوليت هاي بزرگ شخص رسول اكرم (ص ) « مبارزات سياسي » آن حضرت است .
شهادت اميرالمومنين عليه السلام , و نيز حسين عليه السلام , و حبس و شكنجه و تبعيد و مسموميت هاي ائمه عليهم السلام , همه در جهت مبارزات سياسي شيعيان عليه ستمگري ها بوده است و در يك كلمه , مبارزه و فعاليت هاي سياسي بخش مهمي از مسئوليت هاي مذهبي است . (3 )
4 ـ سياستي كه در صدر اسلام بود , يك « سياست جهاني » بود , پيغمبر اسلام دستش را دراز كرده بود در اطراف عالم و عالم را داشت دعوت مي كرد به اسلام , و دعوت مي كرد به « سياست اسلامي » , و « حكومت » تشكيل داد . (4 )
5 ـ دست هاي ناپاك و عقل هاي ضعيف موجب شد كه بعد از رسول الله و صدر اسلام , كم كم مردم را از آن مسائل اصلي كه در نظر اسلام بوده است , منحرف كنند و مردم را متوجه به فقط يك مسائل جزئي بكنند و در مسائل عمومي كلي كه كشورهاي اسلامي به آن احتياج دارند , « بي طرف » باشند و احيانا هم « مخالف » باشند , اين يك نقشه شيطاني بوده است كه از زمان بني اميه و بني عباس طرح ريزي شده است و بعد از آن هم هر حكومتي كه آمده است تاييد اين امر را تكرار كرده است و اخيرا هم كه راه « شرق » و « غرب » به دولت هاي اسلامي باز شد , اين امر در اوج خودش قرار گرفت كه اسلام , يك مسائل شخصي بين بنده و خداست و سياست از اسلام جداست و نبايد مسلمانان در سياست دخالت كنند و نبايد روحانيون وارد سياست بشوند!(5 )
اگر نيك بنگريم و همه جانبه بينديشيم , در مي يابيم كه « سياست » ـ به مفهوم صحيح و دقيق و انساني و اسلامي آن كه مفهوم تدبير امور و اداره جامعه و كشور بر اساس حق و عدل را بر دارد ـ حتي در امور « عبادي » اسلام نيز حضور دارد و با عبادات اسلامي ممزوج مي گردد. درباره اين واقعيت در انديشه هاي سياسي حضرت امام خميني , اشارات زيبايي مي يابيم :
« بسياري از احكام عبادي اسلام , منشا خدمات اجتماعي و سياسي است .عبادت هاي اسلامي اصولا توام با سياست و تدبير جامعه است . مثلا نماز جماعت و اجتماع حج و جمعه , در عين معنويت و آثار اخلاقي و اعتقادي , حائز آثار سياسي است . اسلام اين گونه اجتماعات را فراهم كرده تا از آن ها استفاده ديني بشود , عواطف برادري و همكاري افراد تقويت شود , رشد فكري بيشتري پيدا كنند , براي مشكلات سياسي و اجتماعي خود راه حل هايي بيابند , و به دنبال آن به جهاد و كوشش دسته جمعي بپردازند . » (6 )
علاوه بر پيوستگي و امتزاج احكام عبادي اسلام با سياست اصيل و ناب اسلامي و هدفمندي هاي اين ارتباط , احكام و آموزش هاي اخلاقي اسلام را نيز در موارد خاص با سياست همراه و متعامل مي يابيم و از اين طريق متوجه مي شويم كه اسلام عزيز ضمن پاكسازي ها و تهذيب و تزكيه هاي دروني كه با تشريع احكام اخلاقي دنبال مي نمايد , آثار و ثمرات سياسي و اجتماعي نيز از آنها طلب مي كند و اين دو اثر را در كنار هم در مسير پروردن « فرد » و ساختن « جامعه » به تجلي و بهره وري مي رساند.
درباره واقعيت مزبور , به انديشه هاي سياسي حضرت امام خميني نظر مي گستريم و نمونه و مصداق روشن اين پيوستگي و امتزاج را به نظاره مي نشينيم :
« اسلام , احكام اخلاقيش هم سياسي است . همين حكمي كه در قرآن هست كه مومنين برادر هستند , اين يك حكم اخلاقي است , يك حكم اجتماعي است , يك حكم سياسي است . اگر مومنين , طوائف مختلفه اي كه در اسلام هستد و همه مومن به خدا و پيغمبر اسلام هستند , اين ها با هم برادر باشند , همان طوري كه برادر با برادر نظر محبت دارد , همه قشرها با هم نظر محبت داشته باشند , علاوه بر اين كه يك اخلاق بزرگ اسلامي است و نتايج بزرگ اخلاقي دارد , يك حكم بزرگ اجتماعي است و نتايج بزرگ اجتماعي دارد . » (7 )
از آنجا كه « فرهنگ فاطمي « مايه هاي اصلي خود را از « قرآن » كه « وحي الهي » است مي گيرد , طبيعي است كه حضور موثر و فعال اين فرهنگ زنده و پويا در عرصه هاي سياسي و اجتماعي , راه روشني است كه تعاليم و قوانين قرآن كريم پشتوانه مستحكم آن محسوب مي شود و حضرت زهراي مرضيه (س ) كه خود انديشمندي توانا و آگاه به علوم ودانش هاي قرآني مي باشد , بنيان هاي فكري فرهنگ ناب و اصيل فاطمي را با آموزش ها و قوانين صريح كتاب الهي متقن و استوار مي سازد.
آموزش ها و قوانين قرآني به صراحت تمام به ملازمه و پيوند « دين و سياست » فرمان مي دهند و كم ترين دقت و ژرف نگري در برخي از آيات قرآن اين روشني و صراحت را مي نمايانند.
قرآن كريم يكي از مهمترين فلسفه هاي بعثت پيامبران الهي را اجراي « قسط و عدالت » در جامعه مي داند و اين مهم به طور طبيعي با « سياست » كه تدبير امور جامعه است و با نظام حكومتي اسلام پيوند مي خورد , رابطه نزديك و ناگسستني دارد . (8 )
قرآن كريم در آيات مختلف به « جهاد » با جبهه هاي كفر و شرك و نفاق و قدرتهاي سيطره جو و ظلم گستر و جنايتكار فرمان مي دهد و امر جهاد و مبارزه را يك اصل واجب و حياتي و ضروري معرفي مي نمايد. بديهي است كه مبارزه و ستيز با دشمنان جامعه و سرزمين اسلامي باسياست خارجي پيوند مي يابد و از طرفي ديگر اين امر مهم و حساس به خودي خود تحقق پذير نمي باشد و بايد با تشكيل حكومت ودولت اسلامي كه آن هم امري سياسي است ـ چهره اجرا و عمل به خود بگيرد . (9 )
قرآن كريم به « اتحاد و همبستگي » فرا مي خواند و از « تفرقه و تشتت » باز مي دارد و از عموم مسلمانان مي خواهد كه صفوف خود را فشرده و جبهه خويش را متحد سازند تا از اين طريق به « قدرت و توانايي » دست يابند و از آثار ارزشمند آن برخوردار گردند و دشمنان در آنان طمع ننمايند. طبيعي است كه اين موضوع نيز سياسي و اجتماعي است و از بديهيات عقلي در امر حكومت و دولت و سياست محسوب مي شود . (10 )
قرآن كريم يكي ديگر از فلسفه هاي بعثت رسولان و انزال كتاب آسماني را حاكميت قوانين و احكام الهي در ميان مردم براي مرتفع ساختن اختلافات آنان ذكر مي كند. اين موضوع بدون تشكيلات و نظام قضايي مستحكم و نيرومند و منظم و دقيق در جامعه تحقق نمي يابد و اين مهم نيز تابع نظام سياسي و حكومتي سالم و اسلامي است . (11 )
قرآن كريم به بالابردن قدرت و توان « نظامي » ترغيب مي نمايد و جبهه متحد اسلام را به تهيه سلاحها و تجهيزات لازم و ضروري براي مقابله با هرگونه تعدي و تجاوز دشمنان فرمان مي دهد و اين عمل را موجب اقتدار مسلمانان و خوف و هراس دشمنان اسلام معرفي مي نمايد. ترديدي وجود ندارد كه مجهز شدن به آخرين سلاحهاي نظامي براي بالابردن توان دفاعي جامعه و كشور اسلامي جز با تشكيل سازمان هاي مستحكم و منظم نظامي و ارتش و لشكر قوي امكان پذير نمي باشد و اين امر در حوزه سياست و حكومت قابل اجرا و تحقق خواهد بود . (12 )
قرآن كريم به « دشمن شناسي » فرمان مي دهد و در برخي از آيات خود به اين امر مهم مي پردازد و صفات و خصوصيات دشمنان خارجي اسلام و سرزمين اسلامي را برمي شمرد تا به اين وسيله به آگاه سازي و بينش آفريني بپردازد و دولت و ملت را از ساده انديشي و سطحي نگري درباره عداوت پيشگان بازدارد. دشمن شناسي نيز از موضوعات مهم « سياسي » است كه احكام و قوانين قرآني درباره آن به تحليل و بررسي مي پردازد . (13 )
موضوعات مزبور كه به صورت گزينه و نمونه و مصداق مطرح كرديم به همراه ساير مصاديق و نمونه هايي كه در احكام و قوانين سياسي و اجتماعي قرآن وجود دارد , ملازمه و پيوستگي « دين و سياست » را تثبيت مي نمايد و اين « اصل » را طبيعي و صريح و نمايان معرفي مي كند.
حضرت فاطمه زهرا(س ) براساس تعاليم و احكام و قوانين سياسي و اجتماعي قرآن نمي توانست در كنج عزلت بنشيند و يك سونگر باشد و اسلام عظيم و جامع و وسيع را در تنگناي تعاليم فردي محدود و محصور نمايد.
حضرت زهراي مرضيه (س ) در برابر وقايع و رخدادهاي سياسي جامعه اسلامي احساس مسئوليت شديد مي كرد و اين احساس , نه يك موضوع شخصي و برداشت و تفكر فردي , كه عين واقع و مطابق با دستورالعمل ها و معارف و آموزش هاي قرآني بود و اين دين مبين اسلام بود كه او را به اين « تعهد » و « مسئوليت » فرمان مي داد و به حضور در صحنه هاي سياسي و اجتماعي ترغيب مي نمود.
حضرت فامطه (س ) نمي توانست در برابر واقعيات انكارناپذير چشم فرو خواباند و دم فرو بندد , حال آنكه علاوه بر « مسلمان » بودن و مسئوليت داشتن در برابر قوانين و احكام سياسي اسلام , يك شخصيت جامع الهي و يك انديشمند و متفكر بزرگ و داراي عالي ترين مراتب دانش و بينش بود و براي جامعه اسلامي اسوه و الگوي كامل محسوب مي شود و توده هاي مردم مسلمان بويژه « زنان » به انديشه و تفكر و رفتار و سلوك و عملكردهاي فردي و اجتماعي و سياسي اش نظر مي گستردند و به الگوبرداري و تبعيت مي پرداختند. او بايد به گونه اي عمل مي كرد كه « تجسم عملي اسلام » باشد و همگان او را « حجت حق » بدانند.
بانوي پاك و مطهر و بصير و فكور اسلام در طول دوران حيات و زندگي اجتماعي و سياسي اش به گونه اي عمل كرد كه مردم جامعه اسلامي او را جامع ترين الگو در عمل به تعاليم و قوانين همه سونگر قرآن يافتند. مردم جامعه به خوبي مشاهده كردند كه حضرت زهراي مرضيه (س ) براساس اصل و قانون اسلامي تلازم و پيوند و ارتباط « دين و سياست » , در گوشه اي نخزيد و انزوا اختيار نكرد , بلكه در صحنه ها و عرصه هاي سياسي واجتماعي « حاضر » شد و با چشماني باز و بيدار همه تحركات و عملكردها را زيرنظر گرفت و جريان هاي سياسي و افكار و آمال آنان رابه نقد و بررسي و موشكافي گذاشت .
مردم جامعه اسلامي مشاهده كردند كه حضرت فاطمه زهرا(س ) چسان به آگاه سازي و بينش آفريني سياسي مي پرداخت و چگونه رنج حضور در صحنه ها و عرصه هاي سياسي و اجتماعي را پذيرا مي گشت تا به اين وسيله در « عمل » نشان دهد كه « سياست » در متن « ديانت » قرار دارد و اين امتزاج و به هم پيوستگي هرگز از هم نمي گسلد , كه هر نوع فاصله و تباين و به هم گسيختگي در اين پيوند و ارتباط با مسكوت ماندن و تعطيل شدن بخش هاي عظيمي از احكام و قوانين قرآن همراه خواهد بود.
« فرهنگ فاطمي » اين گونه به تلازم وپيوند « دين و سياست » مي انديشد و اين ارتباط و ملازمه را ناگسستني مي داند و سلامت و سعادت و رشد و بالندگي جامعه اسلامي را با تحقق كامل اين « اصل » و « قانون » امكان پذير مي داند.

پي نوشت ها :
1 ـ ولايت فقيه , حضرت امام خميني , از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني , ص 21 ـ 20
2 ـ صحيفه نور , ج ه , ص 107
3 ـ آئين انقلاب اسلامي , گزيده انديشه و آرا امام خميني , از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني , ص 120
4 ـ صحيفه نور , ج 5 , ص 107
5 ـ اسلام ناب در كلام و پيام امام خميني , از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني , ص 363
6 ـ همان مدرك ص 62
7 ـ صحيفه نور , ج 13 , ص 22
8 ـ قرآن كريم , سوره حديد , آيه 25
9 ـ قرآن كريم , سوره تحريم , آيه 9 ـ سوره توبه , آيه 12 ـ سوره انفال , آيه 39
10 ـ قرآن كريم , سوره آل عمران , آيه 103 ـ سوره صف , آيه 11 ـ قرآن كريم , سوره بقره , آيه 213
12 ـ قرآن كريم , سوره انفال , آيه 6
6
13 ـ قرآن كريم , سوره شعرا , آيه 56 ـ سوره بقره , آيه 105 ـ سوره نسا آيه 89 ـ سوره انفال آيه 26
« اسلام » دين « زندگي » است , و زندگي انسان يك سويه نيست , بلكه ابعاد و جنبه هاي مختلفي را به خود اختصاص مي دهد و نيازهاي گوناگون را در شئون و جلوه هاي مادي و معنوي و روحي و جسمي نمايان مي سازد كه به دنبال آن قوانين همه سونگر و جامعي را طلب مي نمايد. « اسلام » و قوانين حياتبخش و جامع و زندگي ساز آن , همان مطلوب و آرزوي حيات سالم و عزتمند و سعادت آفرين انسان مي باشد.
حضرت زهراي مرضيه (س ) براساس اصل و قانون اسلامي تلازم و پيوند و ارتباط « دين » و « سياست » , در گوشه اي نخزيد و انزوا اختيار نكرد , بلكه در صحنه ها و عرصه هاي سياسي و اجتماعي « حاضر » شد و با چشماني باز و بيدار همه تحركات و عملكردها را زير نظر گرفت و جريان هاي سياسي و افكار و آمال آنان را به نقد و بررسي و موشكافي گذاشت .