
گزارشي ازجلسه نقد و بررسي كتاب « گلاب خانم » ; نوشته قاسمعلي
فراست
اشاره : دفاع در قانون طبيعت يكي از اصول و ستون هاي محكم و
استوار بقا و حفظ شرافت و فضيلت انسان هاست .
دفاع در قاموس زندگي , انواع و اقسامي پيدا مي كند كه مهم ترين و
مقدس ترين آنها دفاع در برابر تهاجمات نظامي و فرهنگي است . بدون
شك دوران پرفراز و نشيب جنگ تحميلي عراق عليه ملت ايران كه هشت
سال به درازا كشيده شد , از افتخارات بزرگ و بي نظير ايران اسلامي
محسوب مي شود. برهمين اساس بسياري از نويسندگان متعهد , با
مسئوليت زمان ما به بيان بزرگترين پديده ي كشورمان يعني جنگ تحميلي
و دفاع همه جانبه ي اقشار مختلف كشورمان طي سال هاي طولاني
پرداختند تا نسل امروز و آيندگان را با فرهنگ آن روز و روزگار آشنا
كنند. يكي از نويسندگان عرصه ادبيات مقاومت , قاسمعلي فراست است كه
تا به حال كتاب هايي چون نخل هاي بي سر , زيارت خانه ي جديد , بن بست ,
روزهاي برفي , افطار , خاطرات رزمندگان و نياز از وي به چاپ رسيده
است . رمان « گلاب خانم » آخرين اثر چاپ شده از اوست .
وي هم اكنون رماني ويژه ي گروه سني نوجوانان در دست تاليف
دارد.
جلسه نقد و بررسي كتاب « گلاب خانم » با حضور جمعي از نويسندگان
و منتقدان ادبيات دفاع مقدس در سالن آفرينش هاي ادبي حوزه هنري
برگزار شد. گزارشي را كه مي خوانيد ماحصل نشست دوساعته اهل ادب و
هنر در خصوص كتاب مذكور است .
در ابتداي جلسه منيژه آرمين كه مديريت جلسه را به عهده داشت ضمن
اشاره به موضوع كتاب كه نسبت به ديگر آثاري كه در زمينه ي دفاع مقدس
نگاشته مي شود از تازگي و طراوت خاصي برخوردار است , اظهار داشت :
نويسنده با آوردن شخصيت هاي متعدد كه هركدام نماينده ي تيپي خاص
است به شناخت مسائل اجتماعي اشاره مي كند. ضمن اينكه با
شخصيت پردازي موفقش شخصيت ها را بسيار باورپذير كرده است .
شخصيت ها به صورت مطلق بيان مي شوند. در نتيجه اينها فضاهايي را ايجاد
مي كنند كه به درك خواننده از مسائل عميق و ابعاد مختلف اثر كمك مي كرد.
تنها موردي كه در مورد شخصيت ها به چشم مي خورد اين بود كه شخصيت
گلاب خانم چه به لحاظ كيفي و چه به لحاظ كمي حضور كم و كمرنگي
داشت . او آدم فعال و پرهيجاني نبود اگر هيجاني داشت سطحي بود و تناقض
در رفتارش به وضوح ديده مي شد. او يك دختر كاملا معمولي است با
خواسته هاي ساده از زندگي و نگاهش تا حدزيادي دنيايي است . زمان قصه
آرمانگرا نبوده , آرمان ها خيلي جا باز نمي كنند. فضاسازي كتاب بسيار خوب
بود طوري كه مخاطب را همراه خود به عمق داستان مي برد و خواننده خيلي
خوب با فضاها ارتباط برقرار مي كند. و اما در نثر كتاب ما با نوعي دوگانگي
روبروييم . گاهي نثر ساده تبديل به نثر ماخر شده و گاهي برعكس . نثر گاهي
محاوره اي است و با نثر مكتوب كنار نيامده و در نتيجه رواني نيز دچار
آسيب ديده گي شده است . يكي از نقاط خوب داستان كه به باورپذيري و
حساسيت داستان و تصويرسازي موفق آن كمك مي كند , توجه به جزئيات
است .
در ادامه ي نشست كاظم آقاجان با اشاره به واژه هاي نامانوسي كه در نثر
كتاب به چشم مي خورد , از اين عامل به عنوان يكي از نقاط منفي از ديد
خواننده ذكر كرد و افزود : در اثر واژه هايي وجود دارد كه بسيار سخت بوده و
براي فهميدنش , خواننده بايد به كتاب لغت مراجعه كند. و به همين دليل
ارتباط برقرار كردن با آن دچار اختلال مي شود. مخاطباني كه در اين دوره با
آنها روبروئيم چيزي از جنگ نمي دانند و تنها همين كتاب ها ونوشته هاست
كه به آنها در مورد جنگ اطلاعات مي دهد. بنابراين بايد در نوشتن براي اين
گروه از افراد جامعه دقت فراواني كرد تا بدون دلزدگي به اين نوع نوشتارها
علاقمند شوند و آنها را دنبال كنند. شناسايي مخاطب براي خلق هر اثر هنري
قدم اول است و بايد با دقت و وسواس خاصي انجام شود.
سپس چهره قاني در خصوص كتاب مذكور , اظهار داشت كه ما بايد
بدانيم مطالبي كه در مورد جنگ نوشته مي شود , با داستان و رمان فرق
بسياري دارد. در اين كتاب ما قهرمان داستان را تا صفحه چهل نمي بينيم .
همه ما شخصيت هاي درون جبهه را بيشتر به عرفان و زهد و تقوي
مي شناسيم تا يك رزمنده ي صرف . كه بدنبود به اين موضوع هم اشاره
مي شد.
در ادامه راضيه تجار با اشاره به نسل جوان امروز جامعه كه از آگاهي
خوبي برخوردارند در خصوص نوشته هاي جنگ در قالب هاي رمان و
داستان و... گفت : جنگ تحميلي مقطعي از تاريخ كشور ما بود. و بايد اين
مقطع دستمايه ي نويسندگانمان قرار گرفته و به بيان هنري برسد. چنين
متوني نبايد به طرد ارزش ها يا رويكرد ارزش ها تبديل شود بلكه بايد داراي
پيام بوده و چيزي به خواننده القا كند. شخصيت گلاب خانم پيام خوبي به
خواننده مي دهد. او شوهرش را با آسيب جدي , قبول مي كند. دوستش دارد
و در كنارش مي ماند و اين بزرگترين پيام است .
كار با اقبال عمومي به چاپ پنجم هم رسيده است ولي بهتر مي بود
اصلاحاتي از لحاظ دستوري رويش انجام مي شد تا اين مهمترين معضل و
دافعه اي كه بخاطر لغات نامانوس در كار به چشم مي خورد نيز رفع مي شد.
حميد هنرجو شاعر معاصر و جوان كه در جلسه حضور داشت در
خصوص كتاب « گلاب خانم » گفت : آدم هاي داستان علي رغم تلاش نويسنده
آدم هاي عميقي نيستند. شخصيت ها در چارچوب هاي دخالت نويسنده پيش
مي آيند. جاهايي دغدغه هاي جانباز تصوير شده جاهايي فراست در پشت
آدم هاي خوب و مثبت گارد مي گيرد و سعي در نشان دادن اين افراد دارد و به
همان نسبت هم كاراكترهاي منفي را سعي دارد به خواننده بشناساند. بنظر من
بايد نويسنده همه ي شخصيت ها را عينا به مخاطب نشان د هد و قضاوت را
به عهده ي خود خواننده بگذارد.
ديالوگ ها تا آخر داستان به يك روند پيش نمي روند بلكه تغييركرده
گاهي عاميانه مي شوند.
رمان گلاب خانم تكه اي از تاريخ جنگ ما را نشان مي دهد و اگر فراست
باز بخواهد درباره ي جنگ بنويسد بنظر من او همين دغدغه ها را دارد ولي در
پرورش شخصيت ها عملكرد متنوع تري خواهد داشت و فكر مي كنم روي
سيادت آدم ها مثل آن دهه تاكيد نخواهد كرد.
سپس شمسي خسروي با اشاره به اسم كتاب و جاذبه اي كه در آن نهفته
است اظهار داشت : عكس روي جلد بسيار بي ربط است برخلاف نام كتاب كه
خواننده را به سمت خود مي كشاند. روايت داستان به گونه ي خاص خودش
توصيف شده بود. اين خانواده آرمانگرا نبودند آنها بي تابانه منتظر بودند كه
موسي برگردد كه جشن عروسي اش را برپا كنند.
در مجموع كار قشنگي بود به غير از گويش متفاوت آن كه باعث ايجاد
سكته مي شود كه اين موضوع به كار لطمه زده است .
در ادامه ي نشست فاطمه حاجي بنده با اشاره به شروع خوب رمان به
پايان بندي آن اشاره كردو افزود : پايان بندي كتاب مشكل دارد. حداقل در
مورد گلاب خانم كه او را يك شخصيت تقديرگرا معرفي كرده . او بيشتر كوتاه
مي آيد تا اينكه با مسائل و مشكلات بجنگد و مسير زندگي اش را خود تعيين
كرده و پيش ببرد. همانطور كه نام كتاب گلاب خانم است انتظار مي رفت كه
خط سير داستان با گلاب خانم پيش برود. اما اينطور نيست و باز براساس نام
كتاب انتظار مي رفت گلاب خانم راوي داستان باشد كه باز هم اين اتفاق
نيفتاده است .
در كتاب در مورد شخصيت موسي بيان شده كه وي از بچگي عشق به
تفنگ داشته است . به نظر من اين نوع معرفي كردن رزمندگان نماد گروهي از
رزمندگاني است كه ناآگاهانه وارد جنگ شده اند كه اين درست
نيست .
سپس عليرضا پوربزرگ وافي با اشاره به فرم عجيب رمان اظهار داشت :
زاويه ديد تا فصل سوم به صورت اول شخص و سوم شخص و گاهي نامعلوم
مي آيد. اما در بقيه ي فصول يك اكشن فرعي به تسلسل داستان خلل ايجاد
مي كند.
سير داستان معلوم نيست در چه سالي است بعضي واژه ها نامانوس
است و نويسنده گاهي به جاي عناصر داستان صحبت مي كند. فضاها و
توضيحات كتاب گاهي خيلي باز است كه به هيچ وجه با فرهنگ ما سازگاري
ندارد و گاهي بسيار تصنعي است .
در پايان جلسه قاسمعلي فراست ضمن تشكر از منتقدان در خصوص
رمان گلاب خانم اظهار داشت : تولستوي مي گويد : نويسنده زماني كه قلم در
دست مي گيرد تا كلمه اي بنويسد , قسمتي از خون , پوست و استخوانش را در
آن كاغذ مي گذارد. يكي از وظايف ادبيات پيدا كردن واژه هاي درست و
اصولي است . ما نمي توانيم دايره ي واژه گانمان را هماني قرار بدهيم كه در
دهخداست . ما بايد سالي يكبار زبان مخفي چاپ كنيم و اصطلاحات ادبي ,
درست و عالمانه و كارشناسانه ارائه دهيم .
در مورد كتابم بايد بگويم تمام سعي من اين بود كه به عشق يك نگاه
نجيبانه شده باشد كه ديگر نمي دانم تا چه حد موفق بوده ام .
در خصوص شخصيت موسي و گلاب خانم بايد بگويم كه : موسي اصلا
رزمنده نيست . او با عشق تفنگ به جنگ رفت ولي آن قدر مسائل جنگ در او
تاثير داشته كه او را تحت تاثير قرار داد و از او يك فرد ديگري مي سازد.
گلاب خانم هم كه يكي ديگر از شخصيت هاي داستان است نيز زن به
اصطلاح عليه السلامي نيست ولي در نهايت به اين نتيجه مي رسد كه :
چشم ها را بايد شست . جور ديگر بايد ديد.
فراست در پايان صحبت هايش با اظهار خوشحالي و خشنودي به جهت
توجه منتقدان به كتاب براي همگي آنان آرزوي موفقيت و تندرستي
كرد.
« تهيه و تنظيم : فيروزه محمدحسيني »
منيژه آرمين : موضوع كتاب كه نسبت به ديگر آثاري كه در
زمينه دفاع مقدس نگاشته مي شود از تازگي و طراوت خاصي
برخوردار است و نويسنده با آوردن شخصيت هاي متعدد كه هر
كدام نماينده تيپي خاص هستند به شناخت مسائل اجتماعي
اشاره مي كند
عليرضا پور بزرگ : سير داستان معلوم نيست در چه سالي
است بعضي واژه ها نامانوس است و نويسنده گاهي به جاي
عناصر داستان صحبت مي كند. فضاها و توضيحات كتاب گاهي
خيلي باز است كه به هيچ وجه با فرهنگ ما سازگاري ندارد و
گاهي بسيار تصنعي است .

|
غافل از آن كه خدا است در انديشه ما
|

چهار صحنه از آغاز تهاجم تا پاياني پيروزمندانه
صحنه اول ـ آغاز تهاجم
روز 31 شهريور سال 59 ساعت 4 بعد از ظهر جلو
دانشگاه بوعلي گرم صحبت بوديم كه ناگهان صداي غرش چند
هواپيماي سياه رنگ توجه همه را جلب كرد زماني كه نگاه ها به
آسمان دوخته شد همه دنبال جواب اين سوال بودند كه پا شد
اين هواپيماها چكار مي كنند و بعد از چند لحظه جواب
سوالات با صداي چندين انفجار مهيب پاسخ داده شد. يعني
بمباران شهر همدان , در روز آغاز جنگ تحميلي . جنگي كه
بدون آمادگي جمهوري اسلامي بنا به دستور سران كاخ سفيد
آمريكا توسط صدام رئيس جمهور عراق آغاز شد و اين جنگ
نابرابر هشت سال به طول انجاميد. در آن روز هيچكس باور
نمي كرد كه در آغاز انقلاب اسلامي يك دشمن خارجي با
حمايت قدرتها و ديگر كشورهاي منطقه براي نابودي انقلاب
اسلامي و برچيدن جمهوري اسلامي با تمام قواي نظامي به
مرزها و شهرهاي ايران حمله كنند. آنها آمدند حمله كردند.
كشتند و آتش زدند و اميد داشتند تا 3 روز ديگر يعني چهارم
مهرماه سال 59 به تهران برسند و در تهران صدام كافر با
نابودي انقلاب اسلامي سخنراني كند و ايران را قسمتي از خاك
عراق بنامد. اما به قول شاعر كه مي گويد :
مدعي خواست كه از بيخ كند ريشه ما
غافل از آنكه خدا است در انديشه ما
آري خدا چنان كرد كه صدام با تمام توان به دست اربابان
و دوستان خود نابود شد.
صحنه دوم : حضور جانانه
جنگ ناخواسته عليه مردم و نظام جمهوري اسلامي آغاز
گرديد. مردم ايران به خصوص جوانان عاشق اسلام و قرآن با
فرمان پير جماران امام خميني (ره ) به جبهه هاي حق عليه
باطل شتافتند. روزهاي اوليه جنگ كه نه جنگيدن بلد بوديم و
نه استفاده از اسلحه هاي مختلف , اما چون عشق به امام و
انقلاب اسلامي را بلد بوديم همه چيز را در چند ماه آموختيم و
قدرتي بزرگ در برابر ابرقدرتها شديم و در برابر ماشين نظامي
عراق جانانه ايستاديم و صدام و نيروهاي حزب بعث عراق كه
مي خواستند سه روزه به تهران برسند بعد از هشت سال از چند
كيلومتري مرز نتوانستند عبور كنند و عاقبت شكست را
پذيرفتند و از كشور اسلامي ايران عقب نشستند و خود نابود
شدند و جمهوري اسلامي عظمتي ديگر يافت .
صحنه سوم ـ ايثار , ايثارگران
هر روز كه از جنگ مي گذشت هر جواني كه عاشق عاشورا
و عشق امام حسين (ع ) در قلب داشت رو سوي جبهه مي كرد و
براي آزادي كربلا و زيارت بارگاه امام حسين (ع ) سر از پا
نمي شناخت و در شبهاي عمليات بود كه با نگاه عميق به چشم
يكديگر , شهادت را در رخسار دوستان جستجو مي كردند اگر
در شب عمليات در جبهه مي بودي مي ديدي كه شب عاشوراي
امام حسين بار ديگر زنده شده است .
فرمانده محور عمليات با بسيجيان و عاشقان امام حسين
كه امام حسين را نديده بودند ولي حاضر به دفاع از حريم
حسين بودند گفتگو مي كرد و مي گفت : امشب شب حمله است
شبي كه معلوم نيست چه ميشود يا شهادت يا زنده بر گشتن
امشب شب عاشوراي ديگري است آنان كه حاضرند جان خود
را ايثار كنند و فدايي امام حسين باشند , بمانند و آنان كه اين
توان را ندارند بروند. در اين حال بود كه گريه ها بلند مي شد و
بر روي خاك سجده مي كردند تا هر چه قدر مي توانند گريه
كنند و صحنه عمليات را ترك نكنند و اما بعد از گريه مداوم
نيروهاي عمليات , صحنه هاي زيبايي خلق مي شد , صحنه ديده
بوسي و حلاليت طلبيدن بچه هاي عمليات از همديگر , و هر
كس با دوستان و اقوام و همشهريان خود كه در گردان بودند
ديده بوسي مي كردند و چنين مي گفتند :
اگر تو شهيد شدي شما را به خدا من را فراموش نكن
اگر تو شهيدي شدي سلام مرا به امام حسين برسان
اگر تو زنده ماندي به پدر و مادرم سلام برسان و بگو من به
عشق اسلام رفتم
اگر تو زنده ماندي به فرزندانم بگو كه پدرت با افتخار و آگاهي
در اين راه رفت
آري ! صحنه زيبايي كه انسان را به ياد شب عاشورا مي اندخت .
هر كسي در تاريكي شب در گوشه اي از بيابان , مشغول ذكر و
نماز بود يكي گريه مي كرد. يكي دعا مي خواند يكي نماز
مي خواند يكي به سجده مي رفت و ديگري به زيباي و عظمت
آسمان نگاه مي كرد و به ياد مظلوميت و تنهايي امام اشك
مي ريخت و چند ساعت بعد عده اي شهيد مي شدند و عده اي
با قدرت تمام و با شجاعت وصف ناپذير با دشمن مي جنگيدند
و پيروزي را به ارمغان مي آوردند و اين گوشه اي از ايثار
ايثارگران بود.
صحنه چهارم ـ پاياني پيروزمندانه
با خروج دشمن بعثي از كشور و عقب نشيني كامل نيروهاي
بعثي از خاك جمهوري اسلامي كه براي نابودي انقلاب
اسلامي آمده بودند. قطعنامه پايان جنگ با دفاع جانانه و حفظ
جمهوري اسلامي پذيرفته شد. دشمن با چراغ سبز آمريكاي
جنايتكار , عده اي از عوامل داخلي خود را كه در دامن صدام و
در خاك عراق در حال نوكري بودند تحريك كرد و بار ديگر
براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي به داخل خاك پاك
ايران اسلامي اعزام كردند. منافقين با توپ و تانك عراقي و با
پول و دلار آمريكايي وارد خاك ايران شدند. آنان نيز همانند
اربابشان صدام كافر مي خواستند چند روزه به تهران برسند اما
فرزندان رشيد خميني كبير. بار ديگر روزگار را بر آنان تيره و
تار ساختند و در تنگه چهار زبر كرمانشاه به اسلام آباد غرب
(تنگه مرصاد كنوني ) بر آنان يورش بردند و تا آخرين نفرات
آنان را قلع و قمع نمودند. عمليات مرصاد كه يكي از
عمليات هاي بزرگ و به موقع نيروهاي بسيجي و نظامي ايران
بود بر دشمن ثابت كرد كه اگر بخواهند براي اين نظام مقدس
نقشه توطئه بريزد تمام نقشه هاي دشمن توسط جوانان غيور
ايران نقش بر آب خواهد شد و اكنون كه 23 سال از آغاز جنگ
تحميلي مي گذرد دشمنان انقلاب اسلامي يكي پي از ديگري در
حال نابودي هستند و جمهوري اسلامي با ياري خداوند تبارك
و تعالي و هدايت صاحب اصلي آن يعني امام عصر و زمان ,
مهدي موعود(عج ) و با رهبري نايب برحق ايشان آيت الله
العظمي خامنه اي در حال تداوم و رشد است و با ظهور دولت
يار ادامه خواهد داشت . ان شاالله
ث علي اكبر قهرماني

|
|