روزنامه جمهوري اسلامي 12/07/1383 صفحه سياسي

اقتصاد دان ارشد آمريكا :
ماليات مردم آمريكا , صرف اشغالگري مي شود

افزايش احساسات ضد آمريكايي در جهان و تلاش آمريكا براي بهبود چهره خود
* سهم آمريكا در تجارت مواد مخدر افغانستان
اقتصاد دان ارشد آمريكا :
ماليات مردم آمريكا , صرف اشغالگري مي شود


اشاره
خبرگزاري رويتر چندي پيش اعلام كرد , اقتصاددانان بر اين باور هستند كه رشد اقتصادي امريكا در چند ماهه اخير بسيار كند بوده است و افت رشد اقتصادي اين كشور بيش از آن چيزي بود كه پيش بيني مي شد كارشناسان , تمامي اين مسائل را ناشي از هزينه حمله آمريكا به عراق و اشغال اين كشور مي دانند. راديو انگليسي برون مرزي كشورمان در اين زمينه مصاحبه اي را با « مكس سوئيلي » اقتصاددان ارشد موسسه مطالعات اقتصادي در واشنگتن انجام داده كه نظر خوانندگان گرامي را به آن جلب مي كنيم .
س : آقاي سوئيلي وضعيت اقتصادي امريكارا در اين روزها چگونه ارزيابي مي كنيد
ج : متاسفانه رشد اقتصادي امريكا كاهش پيدا كرده است .
ميزان مصرف در بين مصرف كنندگان به خاطر وضعيت نابسامان اقتصادي كاهش يافته است . همچنين پيش بيني شده بود كه وضعيت اشتغال در آمريكا بهتر شود و بيكارها منتظر ايجاد هزاران فرصت شغلي بودند كه متاسفانه پيش بيني ها درست از آب درنيامد. وضعيت اشتغال نيز در آمريكا بسيار بدتر شده و ما هنوز هم منتظر بهبود روند اقتصادي در آمريكا هستيم ولي به خاطر هزينه هاي جنگ و اشغال , فكر نمي كنم وضعيت اقتصادي آمريكا بهتر شود. اگر پيش بيني هايي مبني بر بهبود وضعيت اقتصاد آمريكا مي شود به خاطر تبليغات و تحريف افكار عمومي است به عبارت ديگر اگر بخواهيم باتوجه به واقعيت ها آينده اقتصاد امريكا را پيش بيني كنيم بايد بگوييم كه وضعيت آن از اين بهتر نمي شود.
س : همانطوري كه مي دانيد زمان چنداني تا انتخابات امريكا باقي نمانده است و جورج بوش نيز دوست دارد كه يك ركورد خوب را از خود بر جاي بگذارد تا بتواند در انتخابات پيروز شود. ولي آيا اين امر براي بوش امكانپذير خواهد بود يا خير از طرفي هم ادعا مي كند كه وضعيت نابسامان اقتصادي مربوط به عملكرد كلينتون است نظر شما چيست
ج : فكر نمي كنم جرج بوش بتواند ركورد اقتصادي خوبي را از خود به جاي بگذارد و اگر هم بوش بخواهد شانس پيروزي مجدد خود را افزايش بدهد بايد مسائل ديگري را مطرح كند , چرا كه ديگر تقريبا مردم امريكا از وضعيت نابسامان اقتصاد , بيكاري , عدم پرداخت سوبسيدهاي تحصيلي , پزشكي و غيره مطلع شده اند.
از طرفي نيز زماني كه جرج بوش روي كارآمد آمريكا افزايش بودجه داشت . در صورتيكه الان با كسري بودجه بسيار بالايي مواجه است و نمي توان اين تغيير را برگردن بيل كلينتون انداخت اگر هم متوجه شده باشيد بوش در مبارزات انتخاباتي خود سعي نمي كند عملكرد اقتصادي خود را تشريح كند. بلكه وعده و وعيدهايي مي دهد و سعي مي كند كه مردم را نسبت به آينده خوش بين كند. عواملي هم كه باعث رشد اقتصادي مي شدند و تقريبا طي 3 سال گذشته در دسترس بودند , متاسفانه ديگر وجود ندارند.
س : عوامل كاهش رشد اقتصادي و كاهش ميزان مصرف در بين مصرف كنندگان چه عواملي هستند
ج : مصرف كنندگان بودجه كمي را براي مصرف هزينه مي كنند , براي اينكه توانايي آنها براي قرض گرفتن محدود شده است , آنها به دليل شرايط نامناسب اقتصادي وام هاي زيادي گرفته اند و بيش از اين ديگر نمي توانند وام بگيرند. از طرفي نيز به دليل حقوق پايين توانايي بازپرداخت وام زياد را ندارند. يكي از دلايلي كه رشد اقتصادي افت پيدا كرده است , اين است سرمايه گذاري بخش خصوصي افت پيدا كرده است چرا كه اطمينان زيادي در بخش اقتصاد آمريكا وجود ندارند. از طرفي هزينه هاي جنگ و اشغال آنقدر بالا است كه از هيچ طريقي نمي توان آن را جبران كرد , هر چه جنگ و اشغال ادامه پيدا كند كسري بودجه نيز افزايش خواهد يافت و به تبع آن بسياري از خدمات اجتماعي كاهش مي يابد و يا اصلا قطع خواهد شد و همچنان شاهد رشد نرخ بيكاري خواهيم بود.
س : با وجود اين مشكلاتي كه اقتصاد آمريكا با آنها روبرو است , رئيس جمهور آمريكا جرج بوش در يكي از نطق هاي تبليغاتي خود گفت آمريكا شاهد روند رو به رشد اقتصادي مناسبي است آيا اينها دروغ است و تنهابراي تبليغات انتخاباتي است
ج : ما آن را سياست مي خوانيم نه دروغ . رئيس جمهور مسئول پاسخگويي به روند اقتصادي در كشور است . به عبارت ديگر رئيس جمهور فردي مسئول در برابر مردم است كه نبايد بگذارد اقتصاد كشورش دچار نابساماني شود. بنابراين بوش مي خواهد مردم آمريكا را متقاعد كند كه وضع اقتصادي آمريكا مناسب است تانسبت به وي بدبين نشوند از طرفي نيز انتخابات رياست جمهوري را پيش رو داريم كه كانديداهاي رياست جمهوري تلاش زيادي مي كنند اين پست را حفظ كنند و يا آن را به دست بياورند. بنابراين تعريف و تمجيد از اقتصاد براي فردي كه مي خواهد مجددا به كاخ سفيد راه پيدا كند , يك امر طبيعي است و حتي روساي جمهور ديگر نيز اين كار را ميكردند و مي كنند.
س : بنابراين با اوضاع نابسامان اقتصادي كه آمريكا با آن روبرو است دولت آمريكا چگونه مي تواند از پس هزينه هاي جنگ و اشغال برآيد
ج : يكي از راه هاي آن قرض گرفتن است و به همين خاطر بدهي هاي دولت پس از شروع جنگ بيشتر شده است . از ديگر راه هاي آن توزيع اوراق بهادار بين مردم است كه اين امر عواقب منفي در بلند مدت برجاي خواهد گذاشت چرا كه كسري بودجه همچنان افزايش مي يابد از طرفي دولت مجبور است اصل و بهره پول هايي را كه از مردم گرفته است به آنها برگرداند.
س : آيا هزينه هاي جنگ ربطي به پول ماليات دهندگان نيز دارد يا خير
ج : بله بخشي از هزينه هاي جنگ از محل مالياتي تامين مي شود كه از مردم گرفته مي شود و به همين دليل است كه مردم ناراضي هستند. مردم امريكا دوست ندارند پول هايي كه به عنوان ماليات پرداخت مي كنند براي جنگ و اشغال كشور ديگري هزينه شود و يا اينكه از محل ماليات آنها اسلحه خريداري شود و مردم بي گناه كشته شوند و خانه هايشان ويران شود.
س : جرج بوش چه سياست هايي را بايد به جاي هزينه بودجه و ماليات در راه جنگ و اشغال اتخاذ كند و چه سياست هايي را بايد اتخاذ كند كه به نفع مردم آمريكا باشد
ج : من نمي خواهم وارد سياست شوم ولي دوست دارم كه بودجه كشور و مالياتي كه مردم پرداخت مي كنند , براي اولويت هاي داخلي هزينه شوند. به تحصيل , مراقبت هاي بهداشتي و زير ساختارهاي اجتماعي توجه بيشتري شود و خدمات اجتماعي نه تنها كاهش پيدا نكنند , بلكه بهبود بيابند.

افزايش احساسات ضد آمريكايي در جهان و تلاش آمريكا براي بهبود چهره خود


واحد مركزي خبر : آمريكا به دليل رويكرد نامنسجم و غيرهماهنگ خود در ديپلماسي علني در حال باختن نبرد براي جلب حمايت جهاني است و بايد براي مقابله با احساسات رو به رشد ضد آمريكايي رويكرد جديدي اتخاذ كند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن « باربارا برات » رئيس كميسيون مشورتي آمريكا در مورد ديپلماسي علني كه گزارشي در اين مورد تهيه كرده است گفت : « امروزه ديپلماسي علني بيش از هميشه اهميت دارد. ديپلماسي علني يكي از مسائل كليدي امنيت ملي است و با بهبود آن آمريكا امن تر خواهد شد » .
او افزود : « هنوز كارهاي زيادي مانده است كه بايد انجام شود تا آمريكا به جايگاهي در جهان كه مستحق آن است دست پيدا كند » .
اين كميسيون كه از اعضاي هر دو حزب دموكرات و جمهوريخواه كنگره آمريكا تشكيل شده است و هر سال گزارشي در مورد فعاليتهاي ديپلماتيك فراهم مي سازد در جديدترين گزارش خود خواستار ايجاد دفاتري شده است كه بتوانند به سئوالات مربوط به سياست آمريكا و بحرانهاي جهاني پاسخ دهد , سفراي آمريكا را در خارج براي تعامل بيشتر با افكار عمومي كشورهاي ميزبانشان تحت فشار قرار دهد و هماهنگي بهتري براي انتقال پيامهاي واشنگتن ايجاد نمايد.
در اين گزارش امده است , چندين جنبه از انتشار پيامها بايد اصلاح شود.
در حال حاضر صداي دولت آمريكا در مواقعي در رسانه هاي محلي و بين المللي غايب است .
اين گزارش همچنين خواستار استخدام ديپلماتهاي اشناتر به زبانهاي خارجي شده است .
اين گزارش مي افزايد : « وظايف و استراتژي هاي ناهمخوان سازمانهاي دولتي درگير در ديپلماسي علني به كاستي هايي در حوزه تلاشهاي مربوط به اين نوع ديپلماسي منجر شده است » .
اشاره اصلي اين گزارش نقش وزارت خارجه آمريكا در تشريح سياست خارجي آمريكا براي دولتهاي خارجي و مخاطبان عادي است و بر گسترش پخش برنامه هاي راديو تلويزيوني تحت حمايت مالي آمريكا در خارج اين كشور به ويژه براي جهان عرب و اسلام كه در آنها احساسات ضدآمريكايي به شدت بالاست تاكيد نموده است .
اين گزارش همچنين خواستار افزايش برنامه هاي تبادل هيئت هاي فرهنگي و غيرسياسي و روان سازي فرايند پيچيده درخواست رواديد آمريكا شده است .
اين فرايند بعد از حملات 11 سپتامبر به آمريكا به دلايل امنيتي تشديد شده است .
وظيفه اين كميسيون و كميسيون هاي مشابهي كه تا به حال تشكيل شده اند كشف علت افت موضع آمريكا در عرصه جهاني بوده است .
در گزارش سال گذشته اين كميسيون آمده بود كه خصومت عليه آمريكا از زمان حملات 11 سپتامبر و جنگهاي تحت رهبري آمريكا در افغانستان و عراق و به رغم تلاشهاي انجام گرفته براي مقابله با ايجاد يك تصوير منفي از آمريكا در جهان به سطح شگفت آوري رسيده است .
جاي اسنايدر از اعضاي كميسيون گفت نظرسنجي هاي بين المللي اخير حاكي از كاهش تصوير منفي از آمريكا از زمان گزارش سال گذشته است اما اين بهبود شكل قابل توجهي ندارد.
در ماه جاري مطالعه اي كه صندوق مارشال آمريكا در آلمان و يك شركت ايتاليايي انجام داد نشان داد كه اروپا كه محل تعداد زيادي از متحدان سنتي واشنگتن است روز به روز نظر منفي تري نسبت به آمريكا پيدا مي كند و 76 درصد اروپايي ها سياست خارجي فعلي آمريكا را رد مي كنند.
مطالعه ديگري كه در ماه سپتامبر انجام شد نشان داد كه اكثريت آنهايي كه در 31 كشور نظر آنها پرسيده شد گفتند سياست خارجي جرج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا باعث شده است آنها احساس بدي در مورد آمريكا پيدا كنند.
در ماه اوت كاندوليزا رايس مشاور ا منيت ملي آمريكا با اشاره به نتايج يك نظرخواهي در جهان اسلام گفت : واشنگتن بايد ديپلماسي علني خود را به نحو بهتري سازمان دهد.
رايس خواستار تلاشهاي جديد در اين ارتباط شد.

سهم آمريكا در تجارت مواد مخدر افغانستان




بانك جهاني در گزارشي تكاندهنده پيرامون وضعيت اقتصادي افغانستان به مسائل ناشي از فقر , خشونت و تجارت مواد مخدر كه ديگر در افغانستان « قاچاق » محسوب نمي شود , پرداخته و آنها را موانع رشد و توسعه اقتصادي افغانستان در 3 سال گذشته معرفي كرده است .
انتشار اين گزارش رسمي از آن جهت اهميت دارد كه تاكيد بانك جهاني بر يك « مقطع 3 ساله » دقيقا منطبق با دوران حاكميت امريكا و انگليس بر افغانستان و اشغال اين كشور توسط نظاميان خارجي است . اين نخستين گزارش رسمي بانك جهاني درباره اقتصاد ويران شده افغانستان از 25 سال گذشته تاكنون است .
اگر چه گزارش بنام « ويليام برد » مشاور اقتصادي بانك جهاني منتشر شده و او را تهيه كننده گزارش قلمداد مي كند لكن محتواي گزارش نشان مي دهد كه طيف گسترده اي از نيروها در جمع آوري اطلاعات مورد نياز از منابع مختلف , نقش داشته اند و احيانا مشاور اقتصادي بانك جهاني , فقط مسئول جمع بندي نهائي گزارش بوده است .
محور اصلي گزارش رسمي بانك جهاني درباره افغانستان را « نقش مواد مخدر » در اين كشور و آثار و تبعات سياسي ـ اجتماعي ـ اقتصادي و فرهنگي آن تشكيل مي دهد. مهمترين نكات اين گزارش تكاندهنده باين شرح است :
1 ـ توليد و تجارت ترياك , عمده ترين فعاليت اقتصادي امروز افغانستان است .
2 ـ دستكم يك سوم فعاليتهاي اقتصادي افغانستان بر محور تجارت ترياك متمركز است .
3 ـ هشتاد تا 90 در صد تجارت مواد مخدر , غير رسمي است . مفهوم اين عبارت اين است كه دستكم 10 تا 20 در صد تجارت مواد مخدر بطور رسمي صورت مي گيرد.
گزارش رسمي بانك جهاني , اگر چه يك مقطع زماني 3 ساله را پوشش مي دهد كه دقيقا دوره اشغال افغانستان توسط آمريكا و انگليس است لكن بطور حيرت انگيزي سعي دارد كه بر نقش تخريبي اين دو كشور در جامعه افغانستان و بويژه نقش مستقيم و نه چندان پنهان آنها در تجارت مواد مخدر , سرپوش بگذارد.
نكته مهم در اين ميان آن است كه در گزارش رسمي بانك جهاني , چندين بار از واژه « تجارت مواد مخدر » و نه « قاچاق مواد مخدر » سخن بميان آمده كه اين امر نشانگر آنست كه كشت , برداشت , حمل و توزيع مواد مخدر در افغانستان , يك امر جهاني است بلكه پديده اي آشكار است و مزارع كشت خشخاش توسط عناصر مسلح محافظت مي شوند.
گزارش رسمي بانك جهاني حتي بطور تلويحي به توجيه اين پديده شوم پرداخته و رواج موادمخدر و گسترش ابعاد كشت خشخاش در افغانستان را صرفا به فقر و بيكاري در اين كشور مرتبط ساخته و افزوده است . افغانستان براي از بين بردن مواد مخدر , به فعاليتهاي دراز مدت و حمايت هاي مستمر جامعه جهاني نياز دارد.
اين بدان معني است كه اولا هيچ اميدي به مقابله با تجارت مواد مخدر در افغانستان در كوتاه مدت و حتي ميان مدت وجود ندارد و ثانيا حتي يك برنامه دراز مدت هم فقط با كمك هاي مستمر مالي جامعه جهاني ممكن است اثر بخش باشد.
شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه گزارش رسمي بانك جهاني در چارچوب اهداف وبرنامه هاي آمريكا در افغانستان تهيه شده و يا دستكم در همين چارچوب , بازنويسي گرديده است . بهمين دليل با اهداف و برنامه هاي واشنگتن در افغانستان هيچگونه تعارضي ندارد و نقش پر رنگ آمريكا در « تجارت موادمخدر » در افغانستان را تعمدا ناديده مي گيرد و حتي بر آن سرپوش مي گذارد. با اينهمه , گزارش بانك جهاني در اين باره هنوز هم افشاگرانه و تكاندهنده است .
نبايد از نظر دور داشت كه دستكاريهاي آمريكا در اين گزارش , باعث گرديده كه محتواي گزارش در برخي موارد با يكديگر تناقض داشته باشد. از جمله اين عبارت كه « توليد و تجارت ترياك , عمده ترين فعاليت اقتصادي امروز افغانستان است » با اين ادعا كه سهم تجارت ترياك در فعاليتهاي اقتصادي افغانستان را فقط « يك سوم » ارزيابي كرده , در تناقص است . طبعا اگر سهم تجارت ترياك در اقتصاد افغانستان فقط يك سوم باشد , فعاليتهاي اقتصادي ديگري هم بايستي در افغانستان جريان داشته باشد كه دو سوم كل اقتصاد اين كشور را پوشش دهد كه در آن صورت , ديگر توليد تجارت ترياك , عمده ترين فعاليت اقتصادي امروز افغانستان , نخواهد بود. اين تناقض فقط در يك صورت قابل توجيه است كه دستكاريهاي آمريكا در متن گزارش رسمي بانك جهاني را دخيل بدانيم كه واشنگتن تعمدا براي كمرنگ جلوه دادن وضعيت امروز افغانستان در تجارت مواد مخدر , سعي كرده تا ارقام را كوچكتر از واقعيت هاي عيني , منعكس كند كه البته چندان هم در اين راه موفق نبوده چون با ناشي گري در اين زمينه اقدام كرده است .
بعلاوه با توجه به ناكامي نسبي واشنگتن در جلب كمكهاي بين المللي براي طرحهاي خود در افغانستان , گزارش بانك جهاني در اين مورد , متناسب با اهداف واشنگتن براي جلب كمكهاي مستمر جهاني , حاوي يك هشدار تهديدآميز هم هست و آن اينكه اگر كمكهاي مستمر بين المللي به سوي افغانستان سرازير نشود , دنيا بايستي در انتظار گسترش دامنه تجارت ترياك افغانستان باشد.
در واقع واشنگتن حتي در مقوله افغانستان هم به تعهدات و ادعاهاي اوليه اش عمل نكرده است . همه بخاطر دارند كه بوش در آستانه حمله نظامي به افغانستان و همچنين در طول دوره حملات موشكي و هوائي به اين كشور بارها براي مهار خشم افكار عمومي جهان تعهد كرد كه افغانستان را همچون ژاپن پس از جنگ دوم جهاني , از نو خواهد ساخت . اما آنچه دنياي معاصر در عمل شاهد آن است , نابودي تقريبا تمامي زير ساخت هاي اقتصادي افغانستان و تبديل اين كشور به يك « ويرانه مطلق » است كه فقر , بيكاري و محروميت را بيش از گذشته به مردم افغانستان تحميل كرده است و براي بازسازي اين كشور دست به دامان جامعه جهاني است ولي در عين حال , آمريكا هنوز هم كمترين سهم را در كمك هاي مالي به افغانستان داشته و حتي در سواستفاده از كمك هاي ديگران هم صداي بانك جهاني را درآورده است . وجود اين جملات تكاندهنده عليرغم اعمال نظر مستقيم آمريكا در گزارش رسمي بانك جهاني حيرت انگيز است كه : با وجود همه اقدامات 3 ساله كه اين گزارش از آن بعنوان « اصلاحات » ياد كرده , كمكهاي هنگفت خارجي مستقيما براي حمايت از تلاشها بمنظور تقويت نهادهاي حكومتي استفاده نشده و در واقع به هدر رفته و در جاهاي ديگر هزينه شده است با وجود اين , گزارش از عدم همكاري جامعه جهاني با دولت مركزي و فعاليت جداگانه دولتهاي خارجي متشكل از مشاوران و كارمندان ادارات كمك كننده بين المللي كه گزارش بعنوان « دستگاه دولتي دوم » ياد كرده , بعنوان موانع پيشرفت افغانستان گلايه نموده است .
يكي از مهمترين فرازهاي گزارش بانك جهاني , نقش صريح وبلامنازع گروههاي مسلح و از جمله « طالبان » در توليد و تجارت مواد مخدر افغانستان است . واقعيت اين است كه امريكا , انگليس , و دولت كرزي در يك تعامل آشكار محسوس , گروههاي مسلح و طالبان را براي توليد و تجارت مواد مخدر در افغانستان آزاد گذاشته اند و حتي مورد حمايت قرار داده اند , مشروط بر آنكه آنها متعرض اشغالگران و دولت دست نشاندهنده آنها نشوند. گزارش بانك جهاني از اين طيف بعنوان « جنگ سالاران » سخن بميان آورده وبا تصريح نام « طالبان » در اين طيف , مي افزايد : توليد و تجارت مواد مخدر در افغانستان مهمترين عاملي است كه امنيت , روند سياسي و تحولات را تحت تاثير قرار داده است .
ادامه قدرت جنگ سالاران , اعمال زور و سلطه طالبان بر برخي مناطق , از جمله موانع گسترش حاكميت مركزي (تحت سلطه امريكا) است وجنگ سالاران از روند كشت , توليد و تجارت ترياك حمايت مي كنند.
گزارش رسمي بانك جهاني بر فقر , محروميت , بيكاري و همچنين فقدان زمينه هاي كار و فعاليت هاي سالم اقتصادي در افغانستان بعنوان عوامل موثر دو گرايش طبقات محروم به تجارت موادمخدر ياد مي كند. اينها دقيقا همان مواردي است كه مستقيما جزو آثار و تبعات جنايات آمريكا در افغانستان محسوب شده و مطابق كنوانسيون وين وكنوانسيون ژنو , پاسخگوئي در اين موارد , برعهده آمريكا و انگليس بعنوان اشغالگران افغانستان است .