روزنامه جمهوري اسلامي 12/07/1383 صفحه سرمقاله
ادعانامه اي عليه قوه قضائيه


بسم الله الرحمن الرحيم
اصل 156 قانون اساسي , فلسفه وجودي قوه قضائيه را چنين بيان مي كند :
« قوه قضائيه , قوه ايست مستقل كه پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي و مسئول تحقق بخشيدن به عدالت و عهده دار وظايف زير است .
1 ـ رسيدگي و صدور حكم در مورد تظلمات , تعديات , شكايات , حل و فصل دعاوي و رفع خصومات و اخذ تصميم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبيه كه قانون معين مي كند.
2 ـ احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزاديهاي مشروع .
3 ـ نظارت بر حسن اجراي قوانين .
4 ـ كشف جرم و تعقيب و مجازات و تعزير مجرمين و اجراي حدود و مقررات مدون جزائي اسلام .
5 ـ اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين » .
همانطور كه ملاحظه مي شود , پشتيباني از حقوق فردي و اجتماعي , تحقق بخشيدن به عدالت , رسيدگي و صدور حكم در مورد تظلمات , تعديات شكايات و رفع خصومات و اخذ تصميم و اقدام لازم در مورد امور حسبيه , احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزاديهاي مشروع , نظارت بر حسن اجراي قوانين , كشف جرم و تعقيب و مجازات و تعزير مجرمين , اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين , موارد 12 گانه اي هستند كه در اين اصل , اعم از مقدمه و بندهاي پنجگانه آن برشمرده شده اند . از اين موارد 12 گانه حداقل 7 مورد به مسائلي مربوط ميشوند كه مدتهاست تحت عنوان « تهاجم فرهنگي » يا « شبيخون فرهنگي » در جامعه ما جريان دارند و قوه قضائيه در مورد آنها تقريبا دچار بي عملي و بي تفاوتي است و يا اگر وارد موضوع شود در نيمه راه دچار انفعال مي شود و پرونده را مسكوت ميگذارد. اين موارد عبارتند از پشتيباني از حقوق اجتماعي , احياي حقوق عامه , گسترش عدل و آزاديهاي مشروع , نظارت بر حسن اجراي قوانين , كشف جرم و تعقيب و مجازات و تعزير مجرمين , اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين . اينها همه مواردي هستند كه به شاكي خصوصي نياز ندارند و قوه قضائيه خود بايد براي انجام آنها اقدام كند و اگر مورد تظلمات را هم به بخش فرهنگي ـ اجتماعي بيفزائيم , اين موضوعات به 8 مورد ميرسد , زيرا مردم , چه از طريق رسانه ها و چه از طريق ارسال نامه تظلم و انتشار بيانيه هاي تظلم خطاب به قوه قضائيه , همواره از وضع نابسامان فرهنگي و تخلفات زيادي كه دستگاه هاي دولتي و محافل غيردولتي و افراد و عناصر ديگر از قوانين و مقررات كشور در زمينه هاي فرهنگي و اخلاقي و ارزشي بعمل ميآورند شاكي هستند.
اينها همه از مصاديق تهاجم فرهنگي هستند ولي قوه قضائيه در برابر آنها يا ساكت است و يا برخلاف مفاد بند 4 اصل 156 قانون اساسي كه « تعقيب و مجازات و تعزير مجرمين و اجراي حدود و مقررات مدون جزائي اسلام » را از وظايف تخلف ناپذير قوه قضائيه ميداند به وظيفه خود عمل نمي كند. درست به دليل همين كوتاهي است كه تخلفات اخلاقي و مواردي كه تحت عنوان تهاجم و شبيخون فرهنگي شناخته مي شوند هر روز افزايش مي يابند و گستاخي و قانون شكني رو به افزايش است .
چندي قبل , گزارش ابتذال در جشنواره سازمان ملي جوانان منتشر شد و سروصداي زيادي به پا كرد , نمايندگان مجلس به اين ابتذال اعتراض كردند , مردم برانگيخته شدند و حتي موضوع در شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز مطرح شد اما هيچ برخورد قانوني توسط دستگاه قضائي با عاملان اين ابتذال صورت نگرفت . اندكي بعد , گزارش ابتذال در جشن خانه سينما , آنهم در شب مبعث , منتشر شد كه انعكاس زيادي در جامعه و در محافل رسمي داشت و مجتمع ارشاد قوه قضائيه وارد عمل شد ولي در نيمه راه پرونده رها شد! تا اينكه در شب جمعه گذشته يعني شب نيمه شعبان , ابتذال به اوج رسيد و در جشني تحت عنوان جشن خانه موسيقي , عده اي لاابالي در تالار وحدت كه يك مكان دولتي و تحت نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است هرچه خواستند كردند بطوريكه قلم از بيان جزئيات آن شرم دارد.
هيچ مشخص نيست قوه قضائيه كه طبق اولين فراز از اصل 156 بايد قوه اي « مستقل » باشد , چرا تحت تاثير اين و آن قرار ميگيرد و حاضر نيست به وظيفه قانوني و شرعي خود عمل كند و از حقوق اجتماعي و عمومي مردم و تحقق آزادي هاي مشروع و جلوگيري از اقدامات نامشروع عمل كند. اين بي عملي قوه قضائيه با هيچيك از بندهاي پنجگانه اصل 156 قانون اساسي كه وظايف اين قوه را برشمرده است منطبق نيست . قوه قضائيه بايد بخاطر تجاوزي كه مسئولين وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به حقوق عمومي بعمل ميآورند و سهمي كه با اين اقدامات خود در گسترش ابتذال و تهاجم فرهنگي در جامعه دارند و نقشي كه در مبارزه با تحقق عدالت اخلاقي دارند , آنها را تعقيب و مجازات و تعزير نمايد و حتي نبايد منتظر شكايت شاكي خصوصي بماند , زيرا نظارت بر حسن اجراي قوانين و كشف جرم و تعقيب و مجازات مجرمين طبق بندهاي 3 و 4 اصل 156 قانون اساسي برعهده قوه قضائيه است . مهمتر آنكه بند 5 همين اصل « اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين را » از وظايف قوه قضائيه ميداند ولي قوه قضائيه براي جلوگيري از جرم هاي ضدفرهنگي و اصلاح مجرمين از جمله مسئولين وزارت ارشاد هيچ اقدامي نكرده است .
آنچه در اين مقاله آمده , باضافه گزارش هاي منتشره از ابتذال و باضافه بيانيه هاي گروه ها و مجامع مذهبي و شكايات عموم مردم از وضعيت موجود و حضور زنان و دختران خياباني با سرووضع مبتذل در جامعه , همگي ادعانامه اي قطور و مستدل عليه قوه قضائيه هستند كه چرا به وظايف خود عمل نمي كند آيا قوه قضائيه براي اين ادعانامه پاسخي دارد