
به مناسبت 11 مهر سالگرد شهادت تنها شهيد قبل از پيروزي انقلاب
اسلامي آن شهرستان
بيجار گروس نام شهري است در مدخل ورودي شرقي استان كردستان و
سه جاده اصلي از سه طرف بيجار را به شهرهاي زنجان , همدان و سنندج
وصل مي نمايد. بيجار آخرين شهر شيعه نشين و همه شهرها و روستاهاي
واقع شده در غرب آن سني نشينند. بيجار در ميان سه كوه قرار گرفته و كوه
شمالي آن فقاره كوب نام دارد. بيجار كه از شهرهاي قديمي محسوب مي شود
در گذشته هاي نه چندان دور , به سبك همه شهرهايي كه در مداخل ورودي
خود برج و بارويي براي حفظ امنيت داشتند , داراي سه قلعه در سه گوشه
شهر بود. اسامي قلعه ها را از اسامي نزديك ترين روستاها به قلعه اخذ كرده
بودند و نام سنتي محله هاي شهر عبارت بودند از :
.1 قلعه تخت .2 قلعه برجگه .3 قلعه حلوايي . به همين ترتيب , نام
نزديك ترين قصبه ها از سه جهت به شهر نيز تخت و برجگه و حلوايي بوده
است .
بازار بيجار متشكل از يك بخش سرپوشيده و يك بخش سرباز از
بازارهاي قديمي است . كه خاطرات چندين نسل را با خود دارد. اين شهر
داراي چهار مسجد بزرگ است كه در دهه هاي اخير چندين مسجد ديگر به
آنها اضافه شده است . از چهار مسجد قديمي يكي مسجد جامع است كه در
بازار واقع شده و گنبد و گل دسته اش تازه واردها را با فضاي معنوي شهر
آشنا مي سازد. سه مسجد ديگر هر كدام در يكي از محله هايي كه ذكر شد واقع
شده بودند و گاهي بنام همان محله نيز خوانده مي شدند. مسجد
سيدالشهدا در محله تخت كه به مسجد قلعه تخت هم مشهور بود. مسجد
قائم در محله برجگه و مسجد اميرالمومنين در محله حلوايي كه به ترتيب
مسجد قلعه برجگه و مسجد قلعه حلوايي هم خوانده مي شدند. هر كدام از
محله ها داراي حمامهاي عمومي هم بودند.
مشهورترين عالم ديني بيجار شيخ فاضل گروسي بوده كه كهن سالان
شهر خاطراتي از فضل و كرم و كرامات او به ياد دارند. او در نجف اشرف
تحصيل كرده و پس از بازگشت به زادگاه خود ساليان درازي درتقويت آداب
و اعتقادات ديني مردم مجاهدت ورزيده است . مقبره او كه با گسترش شهر
هم اكنون در مركز شهر قرار گرفته مورد احترام اهالي بوده و هست .
مردم بيجار از قديم الايام به ديانت پيشگي و ايمان ورزي مشهور بوده و
هستند بارقه هاي معنويت از شهرستان درخشيده است . بزرگترها از مقاومت
جانانه خانواده ها در مقابل طرح منع حجاب رضاشاهي خاطره ها دارند.
پيرمردها داستانها از جواني هايشان نقل مي كنند كه چگونه پاسدار حفظ
شعائر اسلامي بوده اند. مثلا در برهه اي از عصر پهلوي پدر , كه از تجمع
عزاداران حسيني جلوگيري بعمل مي آيد , تعدادي از جوانان به دامنه كوه
فقاره كوب مي رفتند و مراسم عزاداري را دور از چشم ماموران برپا
مي داشتند.
مراسم تاسوعا و عاشوراي بيجار در نوع خود در ميان شهرهاي ايران
بي نظير است و رسوخ محبت اهل البيت (ع ) در عمق جان مردم را در آن ايام
مي توان مشاهده كرد.
شروع نهضت اسلامي و تاثير آن بر بيجار
اگر شروع نهضت اسلامي را به يك تعبير سال 1342 بدانيم تحولات
شهر بيجار را نيز همگام با نهضت مي توانيم مرور نمائيم . دراوايل دهه
1340 متدينين شهر بيجار مخصوصا جوانان از سخنرانيهاي امام خميني و
دستگيري و تبعيد ايشان بي خبر نماندند. در همين سالها رساله عمليه تازه
چاپ شده امام خميني (ره ) به بيجار نيز رسيد و در يكي از كتابفروشيهاي
شهر عرضه شد. بين متدينين علاقه اي به امام پيدا شد و اشخاص و
خانواده هايي مقلد آن مرجع عظيم الشان شدند.
البته بعدها سياست سركوب و فضاي پليسي ايجاد شده از سوي رژيم
باعث شد افراد از علقه خود با امام بعنوان مقلد و مرجع علنا سخن نگويند و
فقط در محافل خيلي خصوصي گاهي نامي از آن مرجع عاليقدر برده مي شد.
مادر شهيد محمدعلي الماسيه از آن شهرستان نقل مي كند فرزندش كه در آن
سالها پانزده شانزده ساله بود , روزي مقداري پول برداشت تا رساله امام را
خريداري كند. يكي از خانم هاي محترم و متدين همسايه هم پول داد كه
نسخه اي نيز براي او تهيه شود . از آن موقع تا سال 1357 , مخصوصا دو
سال آخر , بارها پيش آمد كه احتمال تفتيش خانه توسط مامورين داده
مي شد و اين رساله (با چند كتاب ديگر) در باغچه حياط زير خاكها پنهان
مي گرديد و بعد از رفع نگراني دوباره بيرون آورده مي شد. اما آن شهيد هيچ
وقت راضي نشد جلد و صفحه اول رساله را كه نام امام خميني در آنها ذكر
شده بود جدا كند و به اين اضطراب هاپايان دهد.
از اوائل دهه 1340 تاپيروزي انقلاب اسلامي چندين كانون مستحكم و
ديرپاي ديني در شهر بيجار شكل گرفت . اول اينكه حجج اسلام حسينعلي
رحماني و محمد امامي بعنوان دو عالم ديني سرشناس و داراي ارتباط
نزديك با مراجع تقليد در قم , رونق قابل توجهي به مساجد شهر داده محور
حضور فعال متدينين در مساجد شده بودند. اين دو عالم ديني به لحاظ
پايگاه هاي اجتماعي و اقتصادي و شيوه سنتي و مشي زندگي تفاوتهايي
داشتند.
مرحوم حجت الاسلام امامي كه امامت مسجد جامع و اداره مسجد
اميرالمومنين و حسينيه شهر را برعهده داشت بعد از پيروزي انقلاب در
غائله حزب خلق مسلمان نتوانست با فضاي انقلابي جامعه همراهي كند و
بيجار را ترك گفت و تا آخر عمر در كرج ساكن شد. اما نقش او در حفظ
هويت ديني و گسترش تبليغات اسلامي قبل از پيروزي انقلاب چشمگير بوده
است . او مدرسه علميه اي در مركز شهر تاسيس كرد كه ده ها طلبه در دهه هاي
1340 و 1350 در آنجا تحصيل كردند و در ادامه راهي قم شدند و به مدارج
علمي خوبي نائل آمدند و شماري از آنها منشا خدماتي در بخشهاي تبليغي
و قضايي كشور بعد از پيروزي انقلاب اسلامي شدند. مرحوم حجت الاسلام
شيخ حسينعلي رحماني از پايگاه مردمي خوبي در شهر و روستاهاي اطراف
برخوردار بود. او به حق ستون محكم و پشتيبان صبور حركتهاي انقلابي در
سالهاي 56 و57 بود . در صف اول همه تظاهرات و راهپيمايي ها حضور
داشت . در پاييز سال 57 , گويا آذرماه , هنگاميكه چماق بدستان جو رعب و
وحشت درشهر ايجاد كردند و به خانه متدينين انقلابي متعرض مي شدند , با
يك نامه او صدها تن از روستائيان مومن به شهر آمدند تا از تحركات مرموز
چماقداران جلوگيري كنند و فضاي شهر آرام شد. پس از پيروزي انقلاب در
اسفند سال 57 با همت او سپاه پاسداران در بيجار تشكيل شد و فرزندش
محمدباقر رحماني فرماندهي را برعهده گرفت .
محمدباقر , فرماندهي بود كه خود اولين شهيد بعد از پيروزي انقلاب
بيجار شد . او در مرداد سال 58 در درگيري با ضدانقلاب شربت شهادت
نوشيد. شيخ حسينعلي رحماني بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بعنوان
نماينده مردم بيجار در مجلس خبرگان قانون اساسي , در دوره هاي اول و دوم
مجلس شوراي اسلامي و دوره اول مجلس خبرگان رهبري انتخاب شد.
در كنار پايگاه هاي مستحكم روحانيت , تحولات ديگري در دهه هاي
1340 و 1350 در فضاي مذهبي شهر بيجار رخ داد كه بسترساز همراهي اين
شهر با ايران بزرگ در وقوع انقلاب اسلامي شد.
تشكيل هيات انصار حسينيه بيجار
يكي از متدينين شهر بنام حاج محمود الوندي (روحش شادباد) كه
سالياني درحوزه علميه قم تحصيلات علوم ديني داشت , با همت والاي خود
جمعي از جوانان ومتدينين را دور خود جمع كرد و هيات انصار حسينيه
بيجار را تشكيل داد. برنامه ثابت اين هيات تشكيل حلقه قرائت قرآن در
شبهاي دوشنبه و جمعه به ترتيب در مسجد اميرالمومنين و حسينيه شهر
بود كه در شبهاي جمعه دعاي كميل نيز خوانده مي شد. شركت كنندگان در
اين جلسات 40 تا 50 نفر اعم از جوانان و جوان و پير بودند . مرحوم
الوندي گرداننده و پاي ثابت جلسات بودو ضمن آموزش قرآن مباحث
تفسيري و تاريخي را نيز مطرح مي كرد. اين هيات در اعياد و وفيات
برنامه هاي عمومي تري برگزار مي نمود. هيات انصار به كانوني براي تبلور
شخصيت ديني افراد تبديل شده بود و اعضاي آن ارتباطات برادرانه
مستحكمي با يكديگر داشتند. بعضا جلسات هيات در منازل نيز برگزار
مي شد.
رفت و آمد تبليغي علماي بزرگ
بيجار اگرچه شهر كوچكي بود اما علماي بزرگي را در دهه هاي 1340 و
1350 درك كرد كه براي تبليغ به آن شهر آمده بودند . تابستانها طلاب فعال و
پركاري از دارالتبليغ به بيجار اعزام مي شدند كه انصافا در جذب جوانان و
نوجوانان موثر بودند. ماه هاي رمضان و محرم و اعياد و وفيات نيز مساجد
پررونق و جمع هاي بزرگي از مردم پاي منابر علما جمع مي شدند. از
شخصيت هايي كه در آن سالها در بيچار حضور پيدا كردند و خاطره ساز
شدند حضرت آيت الله مشكيني , حضرت آيت الله ناصرمكارم شيرازي ,
حجت الاسلام والمسلمين قرائتي , حجت الاسلام والمسلمين دهش و...
بودند و در رمضان سال 1357 در اوج انقلاب حجت الاسلام نوراللهيان
مهمان اين شهر بود.

در اين دو دهه يكي دو عالم برجسته ديني نيز به بيجار تبعيد شدند كه
همانا نيز در تقويت ايماني مردم بسيار موثر افتادند مخصوصا مرحوم
حجت الاسلام خراساني از رفسنجان كه در سالهاي 56 و57 به بيجار تبعيد
شده بود.
تشكيل كتابخانه ولي عصر در مسجد قائم
با شروع دهه 1350 تعدادي از جوانان متدين بيجار دور هم جمع شدند
و به فعاليتهاي تبليغي مذهبي جديدي روي آوردند كه تا آن هنگام سابقه
نداشت و در جذب قشر جوان بسيار موثر افتاد. آنها دو اطاق بزرگ را در
مسجد قائم بيجار در اختيار گرفتند كتابخانه اي تشكيل دادند و صدها و
شايد بيش از هزار جلد كتب ديني با نظم و ترتيب در آن كتابخانه قرار گرفت .
افراد مي توانستند با مراجعه به آنجا به مطالعه بپردازند و يا كتاب به امانت
بگيرند. موسسان كتابخانه , به نوبت در اوقات فراغت اداره آنجا را برعهده
مي گرفتند.
در كتابخانه ولي عصر روزهاي جمعه قبل از ظهر جلسات سخنراني
تشكيل مي شد كه معمولا حدود 30 نفر از جوانان در اين جلسات شركت
مي كردند. اردوهاي تفريحي آموزشي يك روزه نيز مخصوصا در ايام تابستان
براي اعضا برگزار مي شد. كتابخانه ولي عصر چندين سال بدون وقفه به
فعاليت خود ادامه داد و ميعادگاه جوانان مذهبي شهر بود.
انجمن حجتيه غرب كشور نيز از سالهاي 53 تا 55 فعاليتهايي در بيجار
داشته است و جوانان مذهبي شهر را كه در هيات انصار و كتابخانه ولي عصر
بودند با ضرورت مقابله با بهائيت آشنا مي كرد و چهره هاي برجسته اي از
انجمن به بيجار هم رفت وآمد داشتند. اما اين حركت چندان ريشه دار نشد و
با اوج گيري انقلاب اسلامي جامعه مذهبي به سوي امام و ايده هاي او
جهت گيري كرد.
هسته اصلي جوانان انقلابي مبارز و پيرو امام خميني در كتابخانه
ولي عصر شكل گرفت و جوشش انقلابي شهر از آنجا نشات مي يافت . ضمن
آنكه كتابخانه ولي عصر , هيات انصار , مدرسه علميه و... مجموعه هاي جدا
از هم نبودند و طيفي از انواع فعاليتهاي مذهبي و انقلابي را تحت نظر
روحانيت معزز شهر شكل داده بودند.
توزيع اعلاميه هاي امام , نوارهاي سخنراني امام و علماي انقلابي , كتب
مذهبي روشنگر مانند كتابهاي مرحوم شريعتي توسط فعالان كتابخانه
ولي عصر انجام مي شد.
در تابستان سال 1357 در اقدامي جذاب و به يادماندني , نمايشگاه
كتابي در مسجد قائم (عج ) تشكيل شد و يك هفته ادامه يافت و مورد
استقبال زياد واقع گرديد. هر روز صدهانفر از نمايشگاه ديدن مي كردند.
مسئولين دولتي آن روز شهر , اين استقبال را بعنوان وقوع حركتي نگران
كننده مورد ارزيابي قرار دادند.
حضور حجت الاسلام خراساني تبعيدي در بيجار و چند عالم تبعيدي
ديگر در سقز باعث شده بود مردم متدين و انقلابي از نقاط مختلف كشور به
اين دو شهر رفت وآمد داشته باشند و فضاي انقلابي و معنوي بيشتري حاكم
شود . در همه شبهاي ماه مبارك رمضان سال 57 اعلاميه هاي امام در مساجد
توزيع مي گرديد. در دو شب از ماه رمضان آن سال , بعد از سخنراني انقلابي
حجت الاسلام نوراللهيان , روحاني مهمان شهر , جوانان به خيابان هاي
اطراف مسجد ريختند و شعار « درود بر خميني » سردادند. ايشان متعاقب اين
تظاهرات با آگاهي از اينكه حتما بازداشت خواهد شد مخفيانه شهر را ترك
كرد.
مسئولين وقت شهر بيجار , با ديدن اين اوضاع , تصميم به متلاشي كردن
جمع جوانان انقلابي شهر كه پايگاهشان كتابخانه ولي عصر بود گرفتند. چند
تن را دستگير و روانه سنندج و چندتن را به شهرهاي ديگر تبعيد يا منتقل
نمودند. محمدعلي الماسيه جز اين افراد بود كه به بيستون كرمانشاه منتقل
شد. او در بيستون نيز به فعاليت انقلابي خود و ارتباط با علما و حضور در
جمع هاي انقلابي و تلاش براي توزيع اعلاميه هاي امام ادامه داد.
او در 11 مهر 1357 در صف اول تظاهرات عظيمي كه از مسجد
بروجردي كرمانشاه راه افتاده بود حركت مي كرد كه مورد حمله ماموران واقع
شدند. در آن روز او و دو تن ديگر از تظاهر كنندگان به دست نظاميان رژيم به
درجه رفيع شهادت نائل آمدند. شهادت شهيد الماسيه و حمل پيكر او از
كرمانشاه به سنندج و از آنجا به بيجار تاثير شگرفي در روحيه انقلابي مردم
برجاي گذاشت . مراسم تشييع و مراسم روزهاي سوم و هفتم و چهلم او به
تظاهرات بزرگ مردمي در شهر , در حمايت از امام و مخالفت با رژيم
شاهنشاهي تبديل شد. دوستان و همراهان قديم آن شهيد از شهرهاي ديگر
نيز در اين مناسبتها به بيجار آمدند و در تظاهرات و اجتماعات حضور
داشتند.
شهيد محمدعلي الماسيه اولين و تنها شهيد شهر بيجار پيش از پيروزي
انقلاب بود.
روحانيت شهر و جوانان كتابخانه ولي عصر , با روحيه بسيار بالاي
انقلابي و متاثر از شهادت هم رزمشان شهيد الماسيه , شهر بيجار را گام به
گام همراه با ساير شهرهاي ايران , با حوادث انقلاب پيش بردند. تظاهرات
بسيار عظيم تاسوعا و عاشورا در اين شهر سازماندهي شد. توطئه ايجاد
رعب و وحشت از سوي تعدادي چماقدار كه به منازل و مغازه هاي
چهره هاي شناخته شده انقلابي تعرض كردند با حضور و همدلي همين
جوانان و تدبيرهاي روحاني برجسته شهر حجت الاسلام رحماني در دعوت
از روستائيان براي كمك به حفظ امنيت شهر و تحصن مردم در مساجد
خنثي شد . در آبان و آذر و دي و بهمن 57 مساجد پراز جمعيت مي شد و
تمام توجهات معطوف سرنوشت نهضت عظيمي بود كه جز به پيروزي
نمي انديشيد . در ديماه سال 1357 شهادت استاد نجات اللهي در دانشگاه
تهران تاثير ويژه اي در بيجار برجاي گذاشت . چرا كه استاد نجات اللهي
اصالتا بيجاري بود و شماري از خويشاوندان او در بيجار زندگي مي كردند.
مرحوم حجت الاسلام رحماني و تعدادي از اهالي براي مراسم تشييع و
خاكسپاري شهيد نجات اللهي به تهران رفتند.
در چندين تظاهرات بزرگ كه از آبان تا بهمن سال 57 برگزار شد
ماموران شهرباني با پاشيدن آب و گاز اشك آور و تيراندازي هوايي متعرض
مردم مي شدند.
در يكي از شبهاي قبل از پيروزي انقلاب , جوانان مجسمه هاي شاه را در
دو نقطه شهر با طناب به كاميون بسته و پايين كشيدند. روزها و شبهاي دي و
بهمن سال 57 به تظاهرات و تجمع در مساجد اختصاص داشت . بعضي
فعاليتهاي ويژه نيز انجام شد. مثلا بخاطر كمبود نفت در آن سال , نيروهاي
انقلابي به صورت اجتناب ناپذير جهت توزيع مناسب آن وارد عمل شده
بودند. حتي به صورت نامحسوسي براي حفظ امنيت شهر در تلاش بودند. با
رسيدن خبرهاي سقوط پادگانهاي نظامي در تهران و ساير شهرها و پيوستن
ارتش به مردم و نزديك شدن انقلاب به ساعات و لحظات پيروزي , شهرباني
بيجار نيز به دست نيروهاي مردمي افتاد.
تظاهرات و راهپيمايي هاي هفته آخر بهمن 57 در واقع جشن هاي بزرگ
و شورانگيز پيروزي انقلاب اسلامي بود.
محمد رسول الماسيه
شرح عكس : شهيد محمدعلي الماسيه

|