روزنامه جمهوري اسلامي 07/07/1383 صفحه هنر و ادبيات

* درسهاي زلزله بم براي معماري و شهرسازي ايران
* رويدادهاي فرهنگي هنري
درسهاي زلزله بم براي معماري و شهرسازي ايران




اشاره
در سال گذشته , فرهنگستان هنر پيش نويس بيانيه اي را درباره « شيوه بهره گيري از فرهنگ ديني و ملي در معماري و شهرسازي ايران » براي اظهارنظر در اختيار صاحب نظران گذاشت كه در آن , توجه به مطابقت ساخت وساز در كشور با شروط اوليه تعقل مهم ترين لازمه بهره گيري از فرهنگ ديني در اين حوزه خوانده شده بود. اساس آن بيانيه بر اين تشخيص بود كه وضع عمومي ساخت وساز بناها و شهرها در كشور آن چنان نابسامان و دور از خرد است كه معماري و شهرسازي كشور را در بحراني ترين وضع ممكن قرار داده است ; و تنها راه براي خروج از اين بحران عزم راسخ براي مراعات لازمه هاي اوليه خردمندي و خردپيشگي در ساخت وساز است . بدل شدن حادثه طبيعي زلزله بم به فاجعه اي ملي وجهي از درستي آن نگرانيها و توصيه ها را نشان داد. از زلزله بم مي توان در اين باره درسهايي ارزنده آموخت و با به كاربستن آنها , اين نقمت را به نعمت بدل كرد.
ايران سرزميني زلزله خيز است ; اين را نه فقط از زمين شناسان و زلزله شناسان , بلكه از زلزله هاي متعددي كه هر يك از ما در طول عمر كوتاه خود ديده ايم و نيز از شواهد تاريخي وقوع زلزله در كشور خود درمي يابيم . كشور ما زادگاه شهرنشيني و معماري در جهان است ; اما در دوره هاي گوناگون تاريخ طولاني اش , زلزله هاي ويرانگر بخش اعظم آثار معماري آن را از ميان برده است . بسياري از محوطه هاي تاريخي كشور حاوي لايه هاي مربوط به دوره هاي گوناگون است كه هر يك ويرانه هاي شهري است كه روزگاري بر اثر زلزله يكسره خراب شده و در دوره اي ديگر شهري بر روي آن ساخته اند.
اما ايران يگانه سرزمين زلزله خيز جهان نيست . در بسياري از كشورهاي جهان زلزله هاي مكرر روي مي دهد; و در برخي از آنان , بسامد زلزله بيش از ايران است . ويرانگري زلزله نيز خاص ايران نيست . در حدود سي سال پيش , در ژاپن زلزله اي روي داد كه بر اثر آن قريب به يك صد و پنجاه هزار نفر جان باختند; اما آثار مقتولان زلزله هاي مشابه در ژاپن امروز بسيار كمتر از آن زمان است . وجه تمايز سرزمين ما با چنين كشورهايي نه در تعداد و شدت زلزله است و نه در ميزان پيشرفت در فناوري . اين وجه تمايز همان است كه بي اعتنايي بدان موجب شده است كه آمار مرگ ومير ناشي از زلزله در ايران در طي مدت مشابه تغيير نكند و بلكه افزايش يابد. اين وجه تمايز همانا فراموش كردن واقعيتي ساده و گريزناپذير است : ايران سرزميني است زلزله خيز; و ويراني نه ناشي از زلزله . بلكه ناشي از تن ندادن به اين واقعيت و تدبير نكردن براي زندگي با آن است . فراموش كردن اين واقعيت , نداشتن دانش كافي براي زندگي با زلزله . نبود بسترهاي مديريتي لازم براي سامان دادن اين گونه زندگي در سطح ملي , ناآشنايي عمومي با آداب اين گونه زندگي و لازمه هاي آن ... اين قبيل عوامل است كه موجب مي شود آمار تلفات زلزله بم در دي 1382 با آمار تلفات زلزله بويين زهرا در شهريور 1342 به نسبت تفاوت چنداني نداشته باشد.
ماجراي مكرري كه در پي هر زلزله روي مي دهد امداد عمومي به مصيبت زدگان و پرداختن به بازسازي و سپس از يادبردن حادثه و علل بروز آن تا هنگام زلزله بعدي است . اين مسيري است كه در زلزله هاي بويين زهرا , طبس , سلماس , گلبافت , قاين , رودبار , آوج , قزوين , كنگاور , و بم تكرار شده است . خسارت آنچه در نهايت اين مسير حاصل مي شود از خسارت خود زلزله بيشتر است : خسارتهاي فرهنگي و رواني و شهري و اقتصادي و اجتماعي در برنامه هاي اسكان موقت ; و خسارتهاي بزرگ ناشي از بي تدبيري در بازسازي .
شرط لازم براي پيش گيري از فاجعه زلزله پيش بيني آن نيست ; زيرا به راحتي مي توان پيش بيني كرد كه در هر نقطه از كشور , مگر نقاط مياني كوير , زلزله رخ خواهد داد. لازمه پيش گيري , در آن حدود كه به متوليان و كارشناسان امر معماري و شهر مربوط است , تدبيركردن و سامان دادن همه امور , از آموزش و برنامه ريزي و طراحي و اجرا و مديريت , از خانه و بناي خصوصي و عمومي تا همه شهر و روستا , با اعتنا به زلزله و ابتنا بر لازمه هاي معماري اي است كه خطر زلزله چون واقعيتي محتوم در همه وجوه آن لحاظ شده باشد.
آنچه بيش از هر عاملي موجب تكرار بي تدبيريها مي شود مواجهه عاطفي با زلزله است . در خصوص اين گونه واكنش شواهد بسياري وجود دارد; از جمله اينكه ما مقصر خرابيهاي زلزله را ناگهاني بودن آن , مصالح ابنيه سنتي و مانند اينها مي شماريم ; در حالي كه بناهاي ساخته شده در قرن اخير بيش از بناهاي قديمي دست خوش خرابي شده اند. شاهدي ديگر بر مواجهه عاطفي با زلزله طرح موضوع تغيير پايتخت به منزله راه حل مشكل زلزله تهران است ; در حالي كه لازمه تغيير پايتخت يافتن جايي است كه هم از خطر زلزله دور باشد و هم ظرفيتهاي زيست بومي تهران را داشته باشد; و چنين كاري ممتنع است . ما زلزله را امري نامترقب مي شمريم ; در حالي كه زلزله در ايران امري كاملا مترقب است و مي توان براي مواجهه با آن در هر نقطه از كشور , از پيش برنامه ريزي كرد و آمادگي داشت . بنابراين , معضل اصلي زلزله در كشور ما بيش از آنكه امري مهندسي باشد , امري فرهنگي است . با اصلاح باورهايي كه درخصوص زلزله در ذهن و دل ما ريشه دوانيده است . مي توان به حل مشكلات فني و مهندسي و اقتصادي و اجتماعي در مديريت زلزله اميد داشت .
زلزله متناوب در ايران خاص ساليان اخير نيست ; قرنهاست كه مردم ما در اين سرزمين با اين واقعيت روبه رو بوده اند و با آن زيسته اند. زيستن در اين سرزمين همواره به معناي « زيستن مابين دو زلزله » بوده است . فرق ميان ما و گذشتگانمان از ياد بردن همين واقعيت است . بررسي بناها و بافتهاي تاريخي در نقاط مختلف كشور نشان مي دهد كه مردم ما بناها و شهرهاي خود را با توجه به زلزله خيزي ايران ساخته اند و از آخرين دانش فني خود در آن زمان براي زيستن با زلزله استفاده كرده اند. آنچه زلزله را از امري عادي به امري نامترقب بدل ساخته است , نه تغيير در آهنگ و ادوار تناوب زلزله , بلكه از يادبردن اين حقيقت و فراموش كردن « زيستن مابين دو زلزله » است .
مهم ترين كار براي كاهش خرابيهاي حاصل از زلزله , چه خرابيهاي مستقيم ناشي از آن و چه خرابيهاي بزرگ تر ناشي از مواجهه سراسيمه با آن , وقوع زلزله اي بزرگ تر در دل و ذهن مردم و مسئولان است ; « زلزله اي دروني » كه ديدگاه آنان به زلزله بيروني را دگرگون سازد. اين زلزله دروني جهاد اكبري است كه شرط لازم براي جهاد اصغر مواجهه با زلزله مادي و بيروني است . اين دگرگوني ذهني امري فرهنگي ـ اجتماعي است تا مهندسي . چنين دگرگوني ذهني اي است كه دگرگونيهاي فني و مهندسي و مديريتي را به دنبال خواهد داشت . بايد « علم » به زلزله خيزي ايران را به « باور » و « يقيني قلبي » بدل كرد , تا نتيجه اين يقين در همه شئون مديريت و مهندسي و ساختن و بازساختن و زندگي روزمره مردم و مسئولان بروز كند. بازيافتن « آداب زيستن مابين دو زلزله » نيازمند كار عظيم فرهنگي است .
رسوخ آداب و طرز زيستن با زلزله نه تنها اصلاح الگوهاي زندگي اجتماعي و ساخت شهر و بنا , بلكه اصلاح شيوه تدارك و برنامه ريزي براي مواجهه با زلزله , رفتارهاي هنگام وقوع زلزله , و كارهاي كوتاه مدت و ميان مدت و بلندمدت پس از زلزله را در پي خواهد داشت . با چنين فرهنگي است كه مردم به جد طالب مقاومت بناها در برابر زلزله خواهند شد; و اين طلب , هم مسئولان را به نظارت بيشتر بر كيفيت ساخت وساز واخواهد داشت و هم مهندسان و سازندگان را به اين ضرورت متوجه يا به اجراي ضوابط آن وادار خواهد كرد. اين فرهنگ بر كيفيت طرحهاي شهري نيز اثر خواهد گذاشت و حضور زندگي با زلزله در تركيب كالبد شهري را امري ضروري خواهد ساخت . اين باور عمومي است كه تدبير مهندسي براي زيستن با زلزله را در پي خواهد داشت ; تدبيري كه همه وجوه مرتبط با بنا و شهر را , از برنامه ريزي و طراحي شهري تا طراحي معماري و سازه و تاسيسات , تا نوع مصالح و كيفيت اجرا و مديريت اجرا و بهره برداري , شامل خواهد شد.
با ترويج و تثبيت فرهنگ زيستن با زلزله است كه خواهيم آموخت كه بازسازي پس از زلزله امري صرفا عمراني و فني نيست . خواهيم آموخت كه بايد براي بازسازي پس از زلزله آن چنان از قبل آمادگي داشت كه نگذاشت زلزله مادي با بازسازيهاي نسنجيده و سراسيمه و بي هويت , اركان فرهنگي مردم را دست خوش تخريب كند. در صورت تذكر مدام به آداب زندگي با زلزله است كه خواهيم دانست آنچه در بازسازيهاي پس از سوانح طبيعي , به بهانه سرعت عمل , از دست مي رود , عقايد و ويژگيهاي بومي و فرهنگي مردمي است كه زماني در معماري و شهر آنان متجلي مي شده است . خواهيم آموخت كه براي بازسازي هر شهر نبايد فقط شهري جسماني و بي هويت ساخت ; در بازسازي بايد به صفات فرهنگي و مردم شناختي آن جامعه توجه كرد و آن را در كالبد شهر متجلي ساخت . خواهيم آموخت كه بي اعتنايي به مردم و طرز زندگي و نيازهاي خاص آنان موجب پديد آمدن فضاهايي مي شود كه هم به ضروريات زندگي انساني آنان پاسخ نمي دهد و هم موجب پريشاني و تنش رواني در آنان مي شود; و از اين رو , نمي توان بازسازيها را با نسخه هايي يكسان انجام داد.
و چون اين گونه بازسازي مستلزم مطالعات و طي مقدماتي است كه در بحران هنگام زلزله ممكن نيست ; بايد همه اين مطالعات را در وضع عادي و پيش از وقوع زلزله در همه كشور انجام داد و طرحهاي مبتني با آنها را براي بازسازي پس از زلزله از پيش تهيه كرد. در آن صورت , طرحهاي بازسازي پس از وقوع زلزله هاي احتمالي را چنان تهيه خواهيم كرد كه لطمه هايي كه در طي قرن اخير به جنبه هاي عميق تر كالبد و زندگي شهري خورده است در طرح جديد جبران شود. تنها در اين صورت است كه شهر پس از زلزله به مكاني بهتر براي زندگي مادي و معنوي بدل خواهد شد.
فرهنگ زيستن با زلزله به ما خواهد آموخت كه با برنامه ريزي و تدبير مي توان هم مقتضيات فرهنگي جامعه را , كه در كالبد بافتها و بناهاي اصيل متجلي شده , مراعات كرد و هم بناها را مستحكم ساخت و هم در بازسازي پس از زلزله از تجارب هزاران ساله معماري و شهرسازي اين ملت بهره گرفت .
گروه معماري و شهرسازي فرهنگستان هنر

رويدادهاي فرهنگي هنري




ساختمان قديمي پست رشت موزه مي شود
ساختمان قديمي پست در شهر رشت كه در ميدان تاريخي اين شهر به نام ميدان شهرداري قرار دارد توسط وزارت ارتباطات و فن آوري اطلاعات بازسازي مي شود تا به عنوان موزه مورد استفاده قرار گيرد.
به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان اين ساختمان همزمان با ساختمان پست تهران در سال 1307 ساخته شده كه در اثر زلزله اخيري كه شمال كشور را لرزانده تخريب شد و تنها از 20 درصد آن استفاده مي شود.
قرار است اين ساختمان قديمي كه از ابتدا به وزارت پست تعلق داشت , توسط كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي مرمت تا به عنوان چهارمين موزه تخصصي پست در كشور تغيير كاربري يابد.
خانه عكاسان مطبوعات در كرج تاسيس مي شود
شوراي هماهنگي مطبوعات كرج به منظور حمايت و احياي جايگاه عكاسان خبري تاسيس خانه عكاسان مطبوعات را در دستور كار خود قرار داده است .
مهدي كريمايي رئيس شوراي هماهنگي مطبوعات كرج در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان گفت : عكاسان خبري مطبوعات نيز مانند ديگر اعضاي خانواده مطبوعات در امر اطلاع رساني شفاف به زبان تصوير , صادقانه در عرصه خبري فعاليت مي كنند و بايد منزلت و جايگاه اين عزيزان حفظ شود.
زندگي زن مجتهد ايراني به تصوير كشيده ميشود
زندگي تنها زن ايراني , كه به لحاظ مذهبي به درجه اجتهاد رسيده است , در قالب مجموعه اي مستندـ داستاني و به سفارش اداره كل سيماي استانها ساخته مي شود.
زاهدي , تهيه كننده اين سريال در خصوص شخصيت اين بانوي ايراني گفت : خانم امين متولد اصفهان بوده و در طول حيات خود خدمات ارزنده اي را براي آموزش زنان شهر خود ارائه كرده است .
از وي كتابهاي بسياري با موضوع « بانوي ايراني » به چاپ رسيده كه اكثرا به موضوع سير و سلوك مي پردازند.
وي ادامه داد : بانو امين در خانواده اي متدين در اصفهان متولد شده و در طول حيات خود مدرسه اي با نام فاطميه تاسيس كرده كه هنوز هم خانمها در آن به تحصيل مشغول اند. ضمن اينكه بيمارستاني هم به نام امين با هزينه خود او در اصفهان ساخته شده است .
وي در سن 83 سالگي دار فاني را وداع گفت . به گفته زاهدي طرح اين مجموعه از سال 79 تصويب شده و هم اكنون بازنويسي فيلم نامه آن در حال انجام است .
اين مجموعه در قالب سيزده قسمت سي دقيقه اي به سفارش اداره كل سيماي استانها ساخته ميشود و تمامي مكان هاي فيلمبرداري در اصفهان (مدرسه و خانه بانو امين ) خواهد بود.
پرونده غرامتهاي فرهنگي ايران از عراق
ايران بزودي پرونده تهيه شده از برآورد خسارات وارد شده به ميراث فرهنگي كشور را به كميسيون غرامات در ژنو ارائه مي كند.
شهرزاد شيرازي , مسئول دبيرخانه پروژه هاي بررسي و ارزيابي خسارت , ضمن بيان اين مطلب , اظهار داشت : براساس پيش بيني هاي انجام شده قرار است پرونده ارائه شده از سوي ايران بزودي طي جلسه اي مورد بررسي كارشناسان ميراث فرهنگي قرار گرفته و دفاع نهايي ايران انجام شود. شيرازي با اشاره به اين كه ميراث فرهنگي و تاريخي شهرهاي استانهاي خوزستان بوشهر و فارس بر اثر جنگ عراق و كويت بيشترين آسيب را ديده اند , گفت : ميراث فرهنگي استانهاي اصفهان , كرمان , يزد , لرستان , كهكيلويه و بوير احمد نيز آسيب ديده اند.
از اين پس بهانه اي براي غفلت از ميراث فرهنگي وجود نخواهد داشت
خبرگزاري فارس : استاندار اصفهان : از اين پس ميراث فرهنگي , شهرداري , سازمان مسكن و شهرسازي و دست اندركاران آثار تاريخي بهانه اي براي غفلت از ثروت هاي ملي نخواهند داشت .
به گزارش خبرگزاري فارس حسيني استاندار اصفهان ضمن سخناني كه روز گذشته در جمع دست اندركاران ميراث فرهنگي و مسئولين كشوري و استاني و به مناسبت معارفه رئيس سازمان ميراث فرهنگي اصفهان در محل كاخ چهل ستون اصفهان بيان مي نمود , گفت : اكنون اعتبارات اين بخش كاملا مشخص مي باشد و اين وظيفه ماست كه از اصفهان به عنوان شهري كه يكي از آثار آن يعني ميدان نقش جهان در زمره ميراث جهاني ثبت شده ياد كرده و نه تنها اصفهان بلكه ايران را به جايگاه واقعي گردشگري و ميراث فرهنگي برسانيم .
استاندار اصفهان ضمن تاكيد بر اينكه به علت زندگي مردم در كنار آثار تاريخي , اصفهان يك شهر , موزه است گفت : مساجد اين شهر با قدمتي هزار ساله نه تنها در ديد گردشگران مي باشد بلكه به عنوان پايگاهي ماندگار و مردمي به حساب مي آيد , چرا كه اگر بنا بود تنها به عنوان پايگاه گردشگري به حساب آيد , استحكام كنوني را نداشت .
آثار تاريخي نظامي به موزه سعدآباد منتقل مي شوند
به منظور تسهيل روند فعاليت هاي مطالعاتي و تحقيقاتي پژوهشگران در حوزه مسائل نظامي حفظ و نگهداري بهينه با توافق سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري كشور و سازمان حفظ ارزشهاي دفاع مقدس ارتش تمامي تجهيزات نظامي موجود در موزه هاي مختلف به موزه نظامي در كاخ سعدآباد منتقل خواهد شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان يكي از مشكلاتي كه همواره براي پژوهشگراني كه در زمينه تاريخ نظامي كشور مطالعه مي كنند , پراكندگي ابزار و تجهيزات نظامي است كه در موزه هاي مختلف نگهداري مي شوند كه هم اكنون با توافق هاي ابتدايي با سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و با گردآوردن تمامي تجهيزات نظامي در موزه نظامي امكان دسترسي مستقيم و يكجا به تجهيزات نظامي براي پژوهشگران فراهم مي آيد.
جشنواره دو سالانه داخلي تئاتر عروسكي در راه است
دكتر نشان رييس مركز هنرهاي نمايشي اعلام كرد : « در صدد هستيم كه در فواصل دو ساله برگزاري جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي تهران جشنواره تئاتر عروسكي ديگري در محدوده داخلي بصورت دو سالانه برگزار كنيم كه هم فواصل دوره هاي جشنواره بين المللي را پر كند و هم رخوت و ركود جامعه نمايش عروسكي كشور را از بين ببرد » .
به گزارش روابط عمومي مركز هنرهاي نمايشي , وي افزود : « جشنواره تئاتر عروسكي قطعا موجب حركت و پويايي در بين هنرمندان اين رشته نمايش مي شود و من اميدوارم كه اين هيجان فروكش نكند تا تئاتر عروسكي ما به جايگاه مطلوبي برسد » , وي در پاسخ به اين سئوال كه چه برنامه اي براي فعاليت مستمر تئاتر عروسكي در طول سال داريد گفت : « اولين اتفاق مسلما افتتاح تالار فردوسي است كه به همت خانه هنرمندان , بنياد رودكي و مركز هنرهاي نمايشي راه اندازي شده است . در كنار آن , تالار هنر نيز همچنان به فعاليت خود ادامه مي دهد و به نمايش هاي عروسكي اختصاص دارد. كه ما اميدواريم اين دو سالن در كنار همديگر جريان تئاتر عروسكي كشور را ارتقا دهد » .