روزنامه جمهوري اسلامي 07/07/1383 صفحه سرمقاله
هيچكس از سرمايه گذاري عليه انقلاب اسلامي سودي نبرد



بسم الله الرحمن الرحيم
در طول تاريخ ملت ها , روزها و سالهائي وجود دارند كه استقامت و پايداري ملت ها در آن مقطع زماني , سرچشمه عزت و افتخار جاودانه اي است كه حتي كينه توزترين دشمنان هم نمي توانند چيزي از عظمت و بزرگي آن بكاهند و باناديده گرفتن آن , بتوانند چيزي را تغيير دهند. استقامت مثال زدني ملت سلحشور ايران در دوران 8 ساله دفاع مقدس , يكي از بهترين نمونه ها در اين مقوله است . اكنون كه هفته دفاع مقدس در شانزدهمين سال بعد از جنگ تحميلي به پايان رسيده است , يك جمع بندي از سود وزيان كساني كه عليه انقلاب اسلامي سرمايه گذاري كرده اند , بي مناسبت نيست .
24 سال پيش , در چنين روزهائي كه ملت بزرگ ايران , در تدارك آغاز سال تحصيلي براي فرزندانش بود , صدام جنايتكار به دستور اربابانش جنگ تحميلي 8 ساله اي را عليه ملت ايران آغاز كرد . اگرچه سردار نگون بخت قادسيه ماموريت داشت كه تهران را 3 روزه فتح كند ولي به بركت استقامت ملت و رشادت رزمندگان سلحشور ارتش اسلام , نتوانست به اهداف و ماموريتش تحقق بخشد و سرانجام اربابانش با مشاهده ناتواني صدام , به « جنگ بدون برنده » رضايت دادند. البته آنها مي دانستند كه صدام قادر نيست كاري از پيش ببرد و عنوان جنگ بدون برنده , صراحتا بمنزله اعلام برنامه براي جلوگيري از پيروزي جمهوري اسلامي ايران درجنگ تحميلي بود.
ما در مقطع زماني خاصي زندگي مي كنيم كه سير حوادث منطقه اي و جهاني , شتاب حيرت انگيزي داشته و دارد. ما ظهورو سقوط قدرتها و دولتهائي را به چشم ديده ايم كه ساير نسل ها در طول دوران طولاني زندگي خود فقط موارد معدودي از اين قبيل را مشاهده كرده اند. ظهور و سقوط صدام , يكي از اين نمونه هاي عبرت انگيز است . صدام با ظاهر شدن در تلويزيون , قرارداد 1975 الجزاير را تكه پاره كرد و آنرا قرادادي بي اعتبار ناميد و ادعا كرد كه اين قرارداد در دوران ضعف رژيم عراق به امضا رسيده و اعتبار ندارد. نكته مهم اينكه طرف عراقي براي امضاي اين قرارداد , شخص صدام حسين معاون رئيس جمهور وقت عراق بود. صدام همچنين خواستار پيشكش كردن سه جزيره ايراني تنب بزرگ , تنب كوچك و ابوموسي به امارات شد و تصريح كرد كه اگر ايران حاضر نشود سه جزيره را به امارت هديه دهد , عراق با زور سرنيزه آنها را از ايران گرفته و به امارات تحويل خواهد داد. رجزخوانيهاي صدام , بسيار فراتر ازاين دو مورد بود. از جمله آنكه استان خوزستان را « عربستان شمالي » ناميده و خواهان تجزيه استان نفت خيز خوزستان از پيكره مادري سرزمين اسلامي ايران بود.
مقامات واشنگتن با در اختيار قرار دادن اطلاعات صحيح و غلط به صدام , او را وسوسه كرده بودند كه از شرايط عمومي پس از انقلاب ايران , بهره گيري كند و با تسخير ايران و تجزيه كردن بخش نفت خيز آن , بزرگترين امتياز دوران زندگي خود را بدست آورد. بوقهاي تبليغاتي استكبار و دنياي عرب , صدام را يك عنصر فوق العاده نيرومند معرفي مي كرد كه هر آنچه بخواهد , بدست مي آورد. مطبوعات مزدور عرب او را « فخر عرب » مي ناميدند.
از عبرت هاي بزرگ تاريخ معاصر ايران آنست كه همه مدعيان ملي گرائي , امتحان بدي را پس دادند و بجاي تشويق ملت به مبارزه عليه متجاوزين , به همكاري با دشمن ويا دستكم به نق زدن عليه ملتي پرداختند كه با دشمن متجاوزي همچون صدام , دست و پنجه نرم مي كرد. تلاش براي مايوس كردن مردم و بيهوده تلقي كردن دفاع در برابر متجاوز , جزو اصلي ترين سرفصل هاي تبليغاتي مدعيان ملي گرائي بود.
افتخار بزرگ ملت سلحشور ما و همه رزمندگان اسلام و پيشاپيش آنها امام خميني و روحانيت سرفراز ما در اين مقطع زماني اينست كه ملي تر از همه مدعيان ملي گرائي وارد عمل شدند , شجاعانه دفاع كردند , از خودگذشتگي و رشادت بخرج دادند , جان خود را سخاوتمندانه در راه اسلام و انقلاب و كشور هديه كردند ولي اجازه ندادند كه حتي يك وجب از خاك مقدس اين سرزمين در زير چكمه هاي دشمن متجاوز باقي بماند . ملت بزرگ ايران , در طول يك دوره 8 ساله , تمامي حاميان شرور صدام را شناسائي كرد و عملكرد خيانتكارانه همه قدرتهاي شيطاني در شرق و غرب را در « حافظه تاريخي » خود به ثبت رسانيد. آمريكاي جنايتكار , انگليسي هاي شرور , فرانسه , آلمان , اتحاد شوروي سابق و تقريبا تمامي كشورهاي عضو بلوك كمونيستي شرق در حمايت از رژيم متجاوز صدام سنگ تمام گذاشتند. رژيم هاي مرتجع عرب نيز با تحريك استعمارگران و بعضا با انگيزه هاي متنوع , به تجهيز و حمايت مالي ـ تداركاتي , سياسي و تبليغاتي ماشين جنگي صدام پرداختند.
تكرار اين خاطره ها از آن جهت در مقطع حساس كنوني اهميت دارد كه بخاطر بياوريم كه دشمني غرب و بي تفاوتي شرق در مرحله هجوم سياسي ـ تبليغاتي امروز در پرونده انرژي هسته اي ايران عليه ما , تصادفي نيست و سابقه دارد.
آلمانها كه عموما و همواره نخستين شريك تجاري ما بوده اند , به تجهيز صدام به سلاحهاي شيميائي و افزايش برد موشكهاي اسكاد ـ بي پرداختند و طيف وسيعي از تداركات پشت جبهه در عراق را برعهده داشتند. فرانسه با تحويل موشكهاي اگزوسه , هواپيماهاي فوق مدرن ميراژ و سوپراتاندار به صدام , بيشتر از ديگران روي مهره سوخته اي همچون صدام سرمايه گذاري كرد. ميتران رئيس جمهور وقت فرانسه عربده مي كشيد و مي گفت نمي گذاريم صدام در اين جنگ ببازد يا سرنگون شود. فرانسه برروي كمكهاي تسليحاتي خود , جنگ رواني هم به راه انداخته بود و ميراژها و سوپراتاندارها را شكست ناپذير مي ناميد . اما با سقوط 3 فروند سوپراتاندار , آبروي تسليحات ساخت فرانسه بصورتي لكه دار شد كه امروزه فرانسه براي بازاريابي تسليحات بي اعتبار خود همچنان مشكل دارد.
اتحاد شوروي بعنوان كشوري كه تامين كننده بخش اعظم سلاحهاي جنگي و تجهيزات نظامي عراق بود , بيشترين سود را از اين بازار پرمصرف تسليحاتي نصيب خود كرد ولي بلافاصله پس از پايان جنگ تحميلي , امام خميني با اعزام هيئتي به مسكو , نويد سقوط قريب الوقوع اتحاد شوروي را به راس هرم رهبريت الحاد ارائه كردند و تصريح كردند كه من صداي شكسته شدن استخوانهاي كمونيسم را مي شنوم و از اين پس بايستي كمونيسم را در موزه هاي تاريخ جستجو كرد.
آمريكا سپس براي از ميان بردن بار نظامي اضافي رژيم بغداد و انهدام تسليحاتي كه براي استفاده عليه ايران در اختيار صدام قرار گرفته بود , وارد عمل شد و طي 2 جنگ , 2 بار عراق را به خاك و خون كشيد . صدام سقوط كرد و با دستها و پاهاي در زنجير , در يك دادگاه فرمايشي حاضر شد كه به اتهاماتش رسيدگي شود. يوگسلاوي كه در طول جنگ تحميلي , نقش لجستيك را براي شبكه ترابري سنگين نظامي و سلاحهاي سنگين عراق , علاوه بر « تعمير و نگهداري » آنها برعهده داشت , به 7 كشور تقسيم گرديد . امروزه ديگر از بلوك شرق , نامي باقي نمانده است . پيمان نظامي « ورشو » از هم پاشيد و حاكميت الحاد بر شرق كمونيست , براي هميشه به زباله دان تاريخ سپرده شد. آيا مي توان حاصل اين جملات را در يك جمله خلاصه كرد جان كلام اينست كه هيچكس از سرمايه گذاري عليه انقلاب اسلامي سودي نبرد.
اين جمله زماني كاملتر و پرمعني تر خواهد بود كه سرنوشت شوم آمريكا و انگليس را در عراق , مرور كنيم . تهاجم وحشيانه اي كه آمريكا و انگليس عليه عراق صورت داده اند , بدون در نظر گرفتن جنگ 8 ساله عراق عليه ايران و نقش مستقيم آواكس هاي آمريكائي و شبكه ماهواره اي آمريكا در اين جنگ , قابل جمع بندي نيست . انگليس بعنوان سگ زنجيري آمريكا بيشترين شرارتها را در طول جنگ تحميلي , عليه ايران اسلامي صورت داد. در واقع تهاجم امروز آنها به عراق واشغال عراق , بخش پاياني از پرونده جنگ تحميلي عراق عليه ايران تلقي مي شود. آمريكا و انگليس با اين جنايات خود مي خواهند چنين وانمود كنند كه گويا نقشي در پرونده جنايات جنگي صدام نداشته اند. يكي از اهداف عمده اشغالگران در حمله به عراق , نابود كردن اسناد و مدارك همكاريهاي شرق و غرب با صدام در طول دوره 8 ساله جنگ تحميلي عليه ايران بوده است . فقط سهم آلمانها از غارت اسناد و مدارك همكاري تسليحاتي با صدام , توسط چندين فروند هواپيماي نظامي از بغداد به آلمان حمل شد كه آلمانها فقط به حمل اسناد و مدارك توسط 2 فروند هواپيماي نظامي آلمان اعتراف كرده اند .
حاميان ديروز صدام حتي از محاكمه نمايشي صدام بخاطر جناياتش عليه ملت ايران و جنگ 8 ساله عليه ايران هم وحشت دارند . آنها مايل نيستند پرونده جنايات جنگي صدام در جنگ تحميلي گشوده شود چرا كه در سطرسطر اين پرونده , ردپاي همه دشمنان انسانيت در شرق و غرب , قابل مشاهده و رديابي است . دقيقا بهمين دليل است كه بخش اعظم جنايات صدام يعني پرونده جنگ تحميلي 8 ساله , تعمدا از فهرست اتهامات صدام حذف شده است .
امروزه جنگ لفظي شديدي براي برگزاري محاكمه صدام در عراق يا در خارج عراق , درگرفته است و اين براي همه دشمنان ديروز و امروز ما عبرت آموز است كه بحث اصلي امروز در عراق در بيست و چهارمين سالگرد حمله صدام به ايران اينست كه آيا صدام در عراق محاكمه شود يا در خارج عراق چرا كه حاميان شرور صدام از افشاي جنايات خود , بشدت واهمه دارند و مايلند اين اتهامات آنها براي هميشه از خاطره ها زدوده شود. اما آيا چنين چيزي ممكن است