روزنامه جمهوري اسلامي 05/07/1383 صفحه جبهه و جنگ

يادداشت
تجربيات , پندها و آموزه هاي دفاع مقدس

صداي آشنا
چه كسي پاسخگوست

* سردار باقرزاده :
براي كشف هفت هزار شهيد گمنام , بايد در خاك عراق جستجو كنيم

* مشق عشق
بصير جبهه ها
يادداشت
تجربيات , پندها و آموزه هاي دفاع مقدس


ياد و خاطره همه شهيدان جنگ تحميلي را بامنزلت پاس بداريم و هميشه خود را قدردان و جيره خوار آنها بدانيم چرا كه عزت و سربلندي امروزمان را از جانفشاني ديروز آنها به يادگار داريم .
يادگاران جنگ و ايثارگران را به خوبي و نيكي ياد كنيم و فداكاريهاي آنها را در تمامي لحظه هاي زندگي فراموش نكنيم .
رهبري داهيانه و حكيمانه جنگ را فراموش نكنيم و بدانيم كه پيروزي در گرو تبعيت از رهبري است .
تمامي دستاوردهاي دفاع مقدس را سرلوحه زندگي خود قرار دهيم .
وحدت و هماهنگي بين قواي نظامي را در تمامي زمانها (صلح . جنگ ) استحكام ببخشيم .
نقاط برجسته عرصه هاي پيكار را همواره به يكديگر يادآورشويم و نگذاريم به فراموشي سپرده شود. حتي از آن قانون بسازيم .
نقاط ضعف را ريشه يابي نموده و عميقا با بررسي هاي همه جانبه از آن جهت عدم تكرار آن درس عبرت بگيريم .
تجربيات دفاع مقدس را نگارش و ضمن آموزش به جوانان , در بحران ها استفاده بهينه نمائيم .
ضمن تقويت معنوي قواي نظامي در راستاي تقويت تكنولوژي جنگي , آموزش مطلوب , تمرين هاي نظامي به ممارست اقدام نمائيم .
از تجربيات جنگ , خود را به سوي ارتش حرفه اي تكامل بخشيم .
زمينه هاي خودباوري , اعتقاد محوري , را با آرايش هاي نظامي عجين كرده و بدانيم كه تقوا و علم دو بال پرواز مطلوب است .
تهديدات دشمن را توهم و فرضي نه انگاريم بلكه جدي و عملي تلقي و از هوشياري برخوردار باشيم .
از دشمن شناسي غفلت نكرده و نسبت به موقع عمل كردن دريغ نورزيم .
چالش ها و موانع فراروي كارآمدي نظام را از حيث نظامي آگاه و به دانش روز تحليل و بررسي عميق در آوريم .
براي خروج از بحران , بايسته هاي ضروري را شناسائي و به سرعت و دقت عمل رو آوريم .
كفايت و شايستگي مديران و مسئولين را در مصادر امور ارتقا و از فرصت سوزي در بحران جلوگيري نمائيم .
لازمه دفاع همه جانبه مستلزم عنايت و توجه به زيرساخت ها و ظرفيت هاي دفاعي به صورت روزآمد و عملياتي است .
استراتژي بازدارندگي يا دفاع پيشگيرانه را در دكترين نظامي , عملياتي به منصه ظهور و بروز برسانيم .
از مولفه هاي تهديدات فرهنگي , اجتماعي , اقتصادي , سياسي , كه متوجه نظام جمهوري اسلامي است غافل نشويم .
از انديشه ها و پيشرفتهاي دشمن غافل نمانيم .
زر ـ زور ـ تزوير ـ تهديدات و پيرانه هاي واهي در دنياي دروني مديران و برجستگان نظامي ما رخنه و نفوذ نكند و ما را از وصول به حق و عدالت خواهي دور نسازد كه اين از همه موارد فوق مهمتر است و بدانيم كه تمام ارتش هاي دنيا از اين روزنه , شكستشان قطعي است چه درصدر اسلام و چه در دنياي امروز.
ث سردار دكتر ابوالقاسم فروتن

صداي آشنا
چه كسي پاسخگوست


محمدرضا طالبي نژاد (رزمنده و فرمانده محور...) : دنيا خيلي ها را عوض كرده است , حتي بعضي از همسنگران خودم . اين روزها با كمال تاسف درصد كمي از بچه هاي جنگ را درحالي مي بينم كه چنان جذب زرق و برق دنيا شده اند انگار آنها نبودند كه هشت سال درس ايثار و از خودگذشتگي را به ديگران مي آموختند. اگر آنها از بچه هاي جنگ نبودند غصه نمي خوردم چرا كه بعضي از آنها را من خوب مي شناسم زيرا كه روزگاري از نيروهاي زيردست خودم بودند و امروز براي ديدن آنها بايد دو ماه نوبت بگيري , ولي بعضي ها امثال من كه تعدادشان هم كم نيست در پيچ و خم زندگي روزمره فراموش شده اند و آنها را شرمنده زن و بچه رها شده اند... آنهايي كه توانستند گليم خود را از آب بكشند , كشيدند. اما امثال من چرا بايد فراموش شوند
آنهايي كه نمي خواهند پاسخگوي امثال من باشند يا نمي خواهند به وصيت امام (ره ) عمل كنند , يا اينكه سال پاسخگويي را (كه توسط رهبر معظم انقلاب نامگذاري شده است ) قبول ندارند و يا اينكه دنيا آنها را عوض كرده است .
امسال سال پاسخگويي است . آقايان ! بسم الله .

سردار باقرزاده :
براي كشف هفت هزار شهيد گمنام , بايد در خاك عراق جستجو كنيم




گفت وگو با سردار سرتيپ پاسدار ميرفيصل باقرزاده رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس و فرمانده كميته جستجوي مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح
گفت وگو از : حسين زكريائي
اشاره : بي ترديد اوضاع نابهنجار عراق و اشغال اين كشور اسلامي توسط اشغالگران , كار را براي بچه هاي تفحص و كميته جستجوي مفقودين جنگ در نوار مرزي و همچنين داخل خاك عراق , سخت كرده است . به همين سبب در مورد روند كار اجرايي و عملياتي كميته تفحص در اين برحه از زمان و آينده براي كشف شهداي گمنام دفاع مقدس با سردار باقرزاده فرمانده اين كميته گفت وگويي انجام داده ايم . كه از نظر شما مي گذرانيم :
قبل از اينكه شما به رياست بنياد حفظ آثار منصوب شويد , مسووليت كميته جستجوي مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح را به عهده داشتيد , بفرمائيد , از اين پس اين كميته چگونه اداره مي شود آيا در بنياد حفظ آثار ادغام شده است ياخير
به امر مقام معظم رهبري كارو تشكيلات كميته جستجوي مفقودين در بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس ادغام شد. چون اين موضوع با مباحث مربوط به جنگ در ارتباط است و در حقيقت آخرين حلقه ارزشي دفاع مقدس تلقي مي شد , با تدبير ايشان ما كار را در بنياد تعقيب مي كنيم .
به نظر شما ادغام كميته تفحص در بنياد , سبب اختلال در كار نمي شود
خير! خوشبختانه از زماني كه اين كار در بنياد تعقيب مي شود تاكنون توفيق داشتيم دو تشييع بزرگ درتهران داشته باشيم كه محصول تلاش برادران در طول چند ماه گذشته است و نشان مي دهد اين تحولات موجب اختلال در كار نشده و نمي شود.
بله ! يك اختلال كلي در خاك عراق به وجود آمده كه آن اشغال غيرمشروع و ناجوانمردانه كشور اسلامي عراق توسط استكبار جهاني كه در راس آن آمريكا و انگليس مكاراست , صورت گرفته كه اين كار عمليات انساني را مختل كرده و الان ما بصورت سازمان يافته كار جستجو انجام نمي دهيم بلكه آن چيزي كه انجام مي شود توسط نيروهاي خودي در طول نوار مرزي و عناصر عراقي در خاك عراق است .


آيا تاكنون بادولت جديد عراق براي ادامه كار تفحص و جستجو در خاك عراق بحث يا مناظره اي صورت گرفته است
ما هنوز دولتي نمي بينيم كه بتوانيم روي آن توقف كنيم و مطمئن باشيم كه اينها قادر هستند. اولا كه شرايط داخلي عراق شرايط به هم ريخته اي است . و اين روزها هم كه ما در حال صحبت هستيم , حرم مطهر اميرالمومنين علي (ع ) مورد تعرض دشمنان اسلام و قرآن قرار گرفته . البته چشمان ملكوتي اميرالمومنين ناظر است كه چگونه فرزندان اسلام دشمن را سرجاي خودش خواهند نشاند. انشاالله
ولي باتوجه به اين شرايط خاص اين فرصت نبوده ولي در دستور كار وزارت امورخارجه هست كه موضوع را از متوليان امر درعراق پيگيري كند ولي نوع مشكلاتي كه اين روزها به وجود آمده , مثل ربودن كنسول ايران در كربلا و يا خبرنگار و نوع تعرضات ديگري كه شده مانند شهادت برادر نعيمي , نشان مي دهد كه ما هنوز خيلي كار داريم كه بخواهيم در آنجا يك كار با ثبات و بدون دغدغه اي داشته باشيم .انتظار مي رود كه تا آرام شدن شرايط صبر مي كنيم .
چه تعداداز مفقودين ما در مناطق جنگ ماندند و خانواده هايشان چشم انتظارند
در حال حاضر چيزي حدود هفت هزار شهيد را بايد در خاك عراق جستجو كنيم .
ضمن تشكر از شما كه در اين گفت و گو شركت فرموديد , در پايان اگر صحبت خاصي داريد بفرمائيد.
من هم به نوبه خودم از شما و همه عزيزاني كه در زمينه فرهنگ دفاع مقدس تلاش مي كنند تشكر مي كنم .
اشغال نامشروع و ناجوانمردانه آمريكاو انگليس مكار , كار عمليات انساني تفحص را مختل كرده و الان ما بصورت سازمان يافته كار جستجو انجام نمي دهيم بلكه آن چيزي كه انجام مي شود توسط نيروهاي خودي در طول نوار مرزي و عناصر عراقي در خاك عراق است .
خوشبختانه از زماني كه كار تفحص در بنياد تعقيب مي شود توفيق داشتيم دو تشييع بزرگ در تهران داشته باشيم كه محصول تلاش برادران در طول چند ماه گذشته است و نشان مي دهد اين تحولات موجب اختلال در كار نشده و نمي شود

مشق عشق
بصير جبهه ها




سردار سرلشكر پاسدار حاج حسين بصير
فيلمبرداري
قبل از عمليات « كربلاي 5 » از طرف صدا و سيما به منطقه آمده بودند تا با حاج بصير مصاحبه اي ترتيب دهند , ولي با مخالفت حاجي روبه رو شدند.
بعد از رفتن اكيپ فيلمبرداري خدمت حاجي رسيدم و از ايشان سوال كردم : « حاجي ! چرا نگذاشتيد از شما و نيروها فيلم بگيرند و مصاحبه كنند »
حاجي نگاهي به من انداخت و گفت : « مرد مومن ! بچه هاي ما براي خدا به جبهه آمده اند نه چيز ديگر , پس خدا بايداز آن ها فيلم بگيرد و رشادت و شجاعت و از خودگذشتگي شان را ثبت كند نه خلق خدا! »
راوي : برادر علي نژاد
آن پنج تن
در عمليات « كربلاي 5 » , لشكر 25 كربلا از پلي كه در غرب كانال ماهي قرار داشت , پشتيباني مي شد و تدارك رساني به خط مقدم از همين يك پل امكان پذير بود و چون دشمن هم مي دانست كه همه ي پشتيباني هاي ما محدود به اين پل است , مصمم شده بود كه اين پل را از بين ببرد تا بتواند منطقه اي را كه در اختيار لشكر 25 كربلا قرار دارد , بازپس بگيرد . لذا تمام توانايي هاي عملياتي خود , از جمله نيروهاي گارد ويژه ي رياست جمهوري و كماندوهاي ارتش بعثي را در آن منطقه متمركز كرده و پشت سر هم و بدون هيچ وقفه اي پل و منطقه را با خمپاره و آتشبارهاي توپ خانه , هلي كوپتر و گاهي هم حملات هوايي زير آتش خود گرفته بود. تنها جان پناه ما در آن منطقه به عنوان دفاع از نيروهاي خودي , كانالي در دژ غربي درياچه ي ماهي بود كه توسط عراقي ها كنده شده بود.
در آن موقعيت و صحنه ي نبرد كار به جايي رسيد كه عرصه بر ما تنك شد و اغلب نيروهاي ما شهيد يامجروح شدند و دشمن هم از سمت راست خط ـ كانال زوجي ـ شروع به پيشروي كرد و بخشي از خط راه هم تصرف كرد و به همين طريق داشت خودش را به كانال ماهي و پل روي كانال نزديك مي كرد. بدون شك اگر دشمن آن پل را تصرف مي كرد , نه تنها نيروهاي لشكر 25 كربلا , بلكه بخش عمده اي از نيروهاي لشكر 27 محمد رسول الله (ص ) و بعضي از يگان هاي ديگر كه در سمت چب ما مستقر بودند , در محاصره مي افتادند.
در همين گير و دار بود كه من با سردار قرباني تماس گرفتم و وضعيت خط را منتقل كرده و از او تقاضاي نيرو كردم و گفتم ما شديدا به نيرو نياز داريم و چون مي دانستم اين مشكل با حضور حاج بصير حل مي شود , گفتم : « اگر مي شود حاج بصير را بفرستيد. »
دشمن همين طور پيشروي مي كرد و بچه ها هم يكي يكي مجروح مي شدند و عده اي هم به شهادت مي رسيدند. مقاومت بسيار سخت شد و خط ما هم كم كم به سمت پل روي كانال جمع مي شد و اين جمع شدن نيروها , آسيب پذيري ما رابيشتر مي كرد.
نيروها همين طور عقب آمدند و دور من جمع شدند و منتظر بودند كه چه جوابي به آن ها مي دهم . در اين شرايط بسيار سخت كه ما هيچ اميدي براي حفظ آن منطقه و حتي زنده ماندن نداشتيم , من يكباره صداي حاج بصير را از آن سوي بي سيم شنيدم كه مي گفت : « من دارم مي آيم » من وقتي صداي حاجي را شنيدم , چنان تقويت شدم و روحيه گرفتم كه اصلا يادم رفت از ايشان سوال كنم , با چند تا نيرو مي آيد. يعني با شنيدن صداي حاجي قوت گرفتم و ناخودآگاه به بچه ها گفتم : « حاج بصير دارد مي آيد. » بچه ها با شنيدن اين خبر خوشحال شدند و با صداي بلند به يكديگر خبر مي دادند كه حاجي مي خواهد بيايد.
مدتي نگذشت كه حاجي از راه رسيد , اما نيروي زيادي به همراه نداشت , گويا عده اي از نيروها در مسير زخمي يا شهيد شده بودند. وقتي ايشان رسيد , زماني بود كه فاصله ي بين ما و دشمن به حداقل رسيده بود. به گونه اي كه جنگ , به جنگ نارنجك تبديل شده بود. من سريع منطقه را براي حاجي توجيه كردم .
حاج بصير وقتي اوضاع منطقه را ديد رو به نيروها كرد و گفت : « به نام مقدس پنج تن آل عبا(ع ) , پنج نيروي داوطلب مي خواهم . » هنوز حرف حاجي تمام نشده بود كه پنج نفر از بچه ها از جمع نيروهايي كه در اطراف ما بودند , بلند شدند و حاجي هم بدون هيچ وقفه اي همراه با اين نيروها با ذكر مقدس يا فاطمه الزهرا(س ) به حالت نيم خيز از داخل كانال رو به سوي دشمن حركت كردند. وقتي حاجي حركت كرد , نه تنها آن پنج نفر بلكه بقيه ي نيروها نيز به همراه ايشان رفتند.
بيش از 15 دقيقه نگذشته بود كه حاجي به همراه آن نيروهاي بسيار اندك بخشي از خط سمت راست ما را كه به اشغال دشمن درآمده بود , تصرف كرد و بعد از مدتي كل منطقه اي كه ما از دست داده بوديم را مجددا باز پس گرفته و 23 اسير نيز گرفت .
بدون شك حضور حاجي بود كه آن چنان قوتي رادر آن جبهه و نيروهاي آن ايجاد كرد و سبب شد كه آن منطقه به حول و قوه الهي و عنايت پنج تن آل عبا(ع ) بازپس گرفته شود. به هر حال آن چه مشهود بود , اين است كه نام حاج بصير , رزم حاج بصير , صداي حاج بصير , نفس گرم حاج بصير و شجاعت و نترسي حاج بصير در جنگ تعيين كننده بود و ايشان امدادهاي غيبي الهي را به همراه خودش مي آورد.
به نظر من و همه ي آن هاي كه حاجي را درك كردند , فرشتگان و ملائك بودند كه حاج بصير را ياري و همراهي مي كردند و ايشان با اين پشتوانه وارد نبرد مي شد.
راوي : سردار سرتيپ پاسدار كميل كهنسال
نماز , قنوت و خمپاره
هنوز آتش « كربلاي 5 » فروكش نكرده بود , پيشروي بچه ها حرف نداشت . حاج بصير اركان گردان ما رابه همراه شهيد عبدالله پور(2 ) براي آشنايي به خط مقدم آورد .
اوضاع خط بحراني بود به همين جهت حاجي به بچه ها گفت : « شما برويد نيروها را به خط بياوريد » من و ايشان مانديم . در همين حين دشمن در نوك شمشيري ـ قسمتي از منطقه ي شلمچه ـ پاتك كرد و درگيري ايجاد شد كه حدود سه و نيم تا چهار ساعت طول كشيد.
آتش دشمن كه كم شد حاجي از من سوال كرد : « ساعت چند است گفتم : « ظهر شده » ناگهان ديدم حاجي تيمم كرد و گوشه اي ايستاد , تا مشغول نماز شود , به ايشان گفتم : « حاجي ! اين جا كه جاي نماز خواندن نيست . هر لحظه ممكن است تير يا خمپاره اي بيايد » حاجي به يك جمله بسنده كرد و گفت : « شيريني نماز در اول وقت خواندن آن است . » خلاصه مشغول خواندن نماز شد. در حال قنوت بود كه ناگهان با صداي سوت خمپاره خيز رفتم . خمپاره در چند متري ما به زمين نشست . خاك و آتش كه فروكش كرد , ديدم حاجي هنوز قنوت گرفته و هيچ حركتي نكرده است . بسيار متعجب شدم و با ديدن اين صحنه به ياد روايت هاي صحراي كربلا افتادم . آن صحنه هايي كه مي گويند امام حسين (ع ) در مقابل آماج تيرهاي دشمن به نماز ايستاد. به فكر فرو رفتم و به خودم گفتم : « علي ! چرا شك مي كني حاج حسين شاگرد همان حسين (ع ) است . » بعد از نماز كنجكاوانه از حاجي سوال كردم : « چرا هنگامي كه خمپاره به زمين نشست , شما حركتي نكرديد و خيز نرفتيد ! » حاجي گفت : ; « اگر قرار باشد من به شهادت برسم يا زخمي شوم , به وسيله ي اين خمپاره يا سلاحي ديگر , يادر اين جا يا پشت جبهه , به شهادت مي رسم و تا قضا و قدر الهي نباشد , هيچ آسيبي نمي بينم . (1 )
راوي : برادر علي جهانگرد