ثخطبه 85 نهج البلاغه
ترجمه و شرح از علي اكبر مظاهري
اشارت
عقيده و انديشه آدمي , بر اخلاق و كردار او تاثير شگرف
دارد. قوت يا ضعف معرفت و ايمان , قوت و ضعف اخلاق و
رفتار انسان را ثمر مي دهد.
امير عارفان عليه السلام كه از جايي فرازمند , بر جهان و
انسان مي نگرد و رمز و راز اصلاح و فساد وي را مي داند , در اين
سخن ـ كه بخشهايي از يك خطبه بلند است ـ نخست خداوند
را مي ستايد; ستودني معرفت آموختني . سپس مردمان را
موعظت مي فرمايد; موعظتي عبرت اندوختني . و سرانجام ,
بهشت را توصيف مي نمايد; توصيفي خواستني و دوستداشتني .
وحدت و معرفت
گواهي مي دهم كه :
1 ـ خدايي نيست جز « الله » , خداوند يكتا , بي شريك و
بي همتا.
2 ـ نخستين است , كه پيش از او چيزي نيست .
3 ـ و آخرين است , كه وي را كرانه اي نيست .
4 ـ انديشه ها و پندارها , صفتي از اوصاف او را نتواند
شناخت .
5 ـ و عقلها به ژرفاي ذاتش نتوانند رسيد .
6 ـ نه جز جز مي شود و نه بعض و بعض مي گردد . (نه
تجزيه اي بر او راه دارد و نه تحليلي وي را سزاوار
است .)
7 ـ چشمها او را نتوانند ديد (آن سان كه بايسته ديدار
است ).
8 ـ و دلها وي را نتوانند يافت (آن سان كه شايسته دريافت
است ).
انديشه ها و خردها و ديده ها نمي توانند كه آن ذات اقدس را
دريابند و بشناسند و بنگرند , آنگونه كه ادراك و معرفت و رويت
را شايد و بايد; اگرچه هر كس را به ميزان شايستگي خويش ,
نصيبي از ادراك و شهود و معرفت حضرت باري تعالي ـ جل و
علا ـ هست , و خداوند رحمان را نشايد كه بندگان سوخته جان
و پاكروان خود را از شهد طرب انگيز معرفتش و از زلال كوثر
محبتش محروم فرمايد!
عبرت و موعظت
هان ! بندگان خدا!
1 ـ از عبرتهاي سودمند , پند آموزيد .
2 ـ و از نشانه هاي آشكار و از آيات خداوند قهار عبرت
اندوزيد.
3 ـ و از هشدارهاي رسا , پروا گيريد و بپرهيزيد .
4 ـ و از ذكرها و موعظتها , بهره گيريد .
گويا چنان مي بينمتان كه :
الف ) چنگالهاي مرگ , بر جانهاتان درآويخته .
ب ) و رشته هاي آرزوهاتان از هم گسيخته .
ج ) و دشواريهاي دردناك , ناگاه بر شمايان تاخته .
د) و از دنيا بيرونتان رانده (و بنيان حيات اين جهاني تان را
برانداخته و براي حيات آن جهاني تان طرحي نو
درانداخته ).
هـ) آنگاه , با هر كس , راننده اي است و گواهي دهنده اي ;
راننده اي كه هر كس را به سوي محشرش مي راند و
گواهي دهنده اي كه بر كردارش گواهي مي دهد.
جنت و عشرت
(هان ! اينك هش داريد تا پاره اي از اوصاف بهشت و
بهشتيان را بگويمتان : )
1 ـ برخي بر برخي افضل و برترند رتبه ها و مكانتهاي
آن .
2 ـ بعضي بر بعضي بهتر و بهترند جايگاهان و منزلتهاي آن .
3 ـ جاودانه و پيوسته اند , نعمتهاي آن .
4 ـ بيرون نارونده اند و كوچ ناكننده اند , مقيمان آن .
5 ـ پير نگردند و هميشه جوان اند , ماندگاران آن .
6 ـ و نادار و بينوا نشوند , ساكنان آن .

|
خوارج با علي (ع ) چه كردند
|
قسمت پنجم
محمدمهدي بهداروند
ج ) مارقين (خوارج )
اين گروه را بايد فرزند نبرد صفين دانست . اينان , پس از
تحميل حكميت به حضرت علي (ع ) و نيرنگ « عمروعاص » ,
انگشت ندامت به دندان گرفتند و از امام خواستند , با نقض
حكميت , به نبرد روي آورد. امام , خواست آن ها را نپذيرفت و
بر حكميت وفادار ماند. آنچه در خصوص خوارج گفتني
مي نمايد , ناخشنودي آن ها از سلطه شام بر عراق است كه
مخالفت با نتيجه حكميت نيز در اين امر ريشه دارد. آن ها
سرانجام چنان انديشيدند كه عمروعاص و علي و معاويه ,
اساس همه مفاسد دين و جامعه اند و بايد به دليل گناهانشان
كشته شوند. عجيب است كه خوارج به اشتباه خود در حادثه
حكميت پي بردند ولي از تحليل عاملي اصلي اشتباه ناتوان
بودند. آنان نمي توانستند به اشتباه خود در پذيرش فريب
معاويه و عمروعاص و تعيين داور اعتراف كنند. امام علي (ع )
سيماي خوارج را چنين مي نماياند :
« فان ابيتم الا ان تزعموا اني اخطات و ضللت فلم تضللون
عامه امه محمد بضلالي و تاخذونهم بخطئي ... فانها
حكم الحكمان ليحييان ما احياالقرآن و يمتياما امات القرآن » (1 )
اگر مي پنداريد من خطا كردم و گمراه شدم . پس چرا همه امت
محمد را به گمراهي من گمراه مي دانيد و خطاي مرا به حساب
آن ها مي گذاريد... اگر به آن دو نفر(ابوموسي و عمروعاص )
راي به داوري داده شد , تنها براي اين بود كه آنچه قرآن زنده
كرد زنده سازند و آنچه قرآن مرده خواهد. بميرانند... من شري
به راه نينداختم و شما را درباره سرنوشت تان نفريفتم و چيزي
را بر شما مشتبه نساختم .
به رغم بداهت مساله , آن ها مي كوشيدند امام را مقصر
بدانند و به توبه وادارند. آن ها نخست , تحت عنوان « امر به
معروف و نهي از منكر » , علي (ع ) را به توبه فرا خواندند و
سپس از لزوم قتل علي (ع ) و عمروعاص و معاويه و اصحاب
جمل و پذيرندگان حكميت , به سبب كفر , سخن گفتند. در نگاه
اين گروه , تمام مردم روي زمين كافر بودند و بايد نابود
مي شدند.
آن ها با اين ديدگاه , در بازگشت از صفين در « حرورا » (2 )
اردو زدند. امام آن ها را اندرز و هشدار داد :
« قد كنت نهيتكم عن هذه الحكومه فابيتم علي ... (3 ) » من شما را
از اين حكميت نهي كردم . ولي با سرسختي مخالفت كرديد تا
به دلخواه شما كشانده شدم . شما اي بي خردان , اي ناكسان و
بي پدران , من اين فاجعه را به بار نياوردم و هرگز زيان شما را
نخواستم .
خوارج , سرانجام با هشدارها و نصايح حضرت , به كوفه
بازگشتند , ولي بر اين اعتقاد بودند كه امام نبايد مساله را پي
گيرد. اصرار آن ها و انكار امام سبب شد از كوفه خارج شوند
همفكران شان را به نهروان فرا خوانند.
حضرت , در مقابل اين حركت بردباري پيشه كرد و از آن ها
خواست عليه معاويه بجنگند. آنان استنكاف ورزيدند و حركت
اما را چنان تحليل كردند كه به دليل عدم تطابق راي داوران با
منافع خويش به ادامه جنگ مي انديشد . (4 )
« عبدالله بن عباس » به نمايندگي از امام (ع ) نزد آنان رفت و
گفت وگو كرد ولي هيچ انعطافي در آنان مشاهده نشد. اين گروه
كژانديش به ترور و ايجاد ناامني روي آوردند و هر كس از علي
و عثمان ابراز تنفر نمي كرد را , به قتل رساندند . (5 ) حضرت نزد
آن ها شتافت و به عبدالله بن عباس فرمود :
« به اينان بگو بر اميرالمومنين چه ايرادي است مگر نه اين
است كه ميان شما به حق حكم مي كند و عدالت را برقرار
مي دارد آيا چيزي از حقوق شما كاسته است »
گروهي به ابن عباس گفتند به او پاسخ نمي دهيم . جمعي نيز
جنگ را پاسخ امام شمردند. بعضي از آنان گفتند : چرا روزي كه
با معاويه پيمان حكميت بسته شد , علي اجازه داد عنوان
اميرالمومنين از مقابل نامش حذف شود چرا آن روز كه در
صفين نيرنگ خورديم و از وي روي گردانديم , ما را با شمشير
نزد تا به خدا باز گرديم او حكميت را پذيرفت و گمان كرد
وصي است , ولي وصيت را تباه ساخت . حضرت فرمود :
آيا شما بدانچه در كتاب خدا و سنت است رضايت
مي دهيد پس از آن كه پذيرفتند ادامه داد :
در صلح حديبيه نيز رسول خدا ناگزير شد عنوان نبوت را
از مقابل نام خويش بردارد. اما اين كه شما را نزدم تا به راه
راست باز گرديد , بدان سبب بود كه خداوند فرموده است : « لا
تلقوا بايديكم الي التهلكه » . و شما گروهي بسيار بوديد و من و
اهل بيتم اندك . درباره انتخاب حكم , خداوند در قرآن حكم دو
مرد عادل را در مسائل قضايي حجت و قابل پيروي دانسته
است . اگر آن دو حكم به آنچه در كتاب خدا است حكم داده
بودند. مرا روا نبود از حكم آنان خارج شوم .اما درباره تباه
كردن وصيت , آيا اگر كسي بر انجام دادن حج توانا است و
حج انجام ] به دليل ناتواني [ انجام نمي دهد , كافر شده يا آن كه
با توجه به توانايي تان [ نداده است پس شما با رها كردن من ,
كافر شديد نه آن كه من كافر شده باشم . (6 ) ] در ياري دادن من
و در كلام ديگر آينده شوم آنها را به آنها خبر داد و فرمود :
« فانانذير لكم ان تصبحوا صرعي باثنا هذا النهر ... » (7 )
شما را از آن مي ترسانم ! مبادا صبح كنيد در حالي كه جنازه هاي
شما در اطراف رود نهروان و زمين هاي پست و بلند آن افتاده
باشد , بدون آن كه برهان روشني از پروردگار , و حجت و دليل
قاطعي داشته باشيد. از خانه ها آواره گشته و بدام قضا گرفتار
شده باشيد...
از جمعيت هشت تا دوازده هزار نفري خوارج , تنها دو
هزار تن تحت تاثير سخنان امام (ع ) از آنان كناره گرفتند(8 )
ديگران همچنان بر ناداني و تعصب خشك خويش پاي فشردند
و توبه حضرت را شرط بازگشت خويش خواندند.
پاورقي :
1 ـ نهج البلاغه , خطبه .127
2 ـ حرورا نام قريه اي در نيم فرسخي كوفه است (ياقوت حموي : معجم البلدان , ج 3 , ص
256 )
3 ـ نهج البلاغه , خطبه .36
4 ـ مسعودي , مروج الذهب , ج 2 , ص .399
5 ـ همان ص 93 و .94
6 ـ ر . ك : شيخ مفيد : الارشاد , ج 1 , ص .267
7 ـ نهج البلاغه , خطبه .36
8 ـ يعقوبي : تاريخ يعقوبي , ج 2 , ص .97

|
مقالات منتشره درباره حضرت علي (ع ) دو
برابر افزايش يافت
|
براساس يك پژوهش , تعداد مقاله هاي منتشر شده درباره
حضرت علي (ع ) در سال هاي 1376 تا 1382 , دو برابر افزايش
داشته است .
به گزارش روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ,
در اين پژوهش كه باعنوان « مقاله شناسي امام علي (ع ) » صورت
گرفته , حدود 2330 مقاله در نشريات ادواري كشور در مورد
آن حضرت به چاپ رسيده است .
اين تحقيق فاصله زماني آغاز تاريخ انتشار نشريات كشور
تا پايان 1382 را در بر مي گيرد كه به زبان هاي فارسي و عربي
نوشته شده اند.
نتايج اين پژوهش نشان مي دهد كه مقالات منتشر شده
درباره امام علي (ع ) از سال 1376 تا پايان 1382 بيش از دو
برابر تعداد مقالاتي است كه قبل از سال 1376 تاليف شده
است .
اين امر نشان دهنده افزايش توجه به معارف علوي در ميان
نشريات كشور است .
بيشترين آمار مقاله ها مربوط به سال 1379 , با درج 643
عنوان است كه آن سال توسط مقام معظم رهبري به عنوان سال
امام علي (ع ) نامگذاري شده است .
براساس اين پژوهش بيشترين حجم مقاله ها به ترتيب به
موضوعات : فضايل 340 عنوان , نهج البلاغه 264 عنوان , سيره
134 عنوان , حكومت حضرت علي (ع ) 100 عنوان و
زندگي نامه اميرالمومنين 91 عنوان است .
همچنين 1157 مقاله به معارف علوي اختصاص دارد كه
به بررسي مباحث مختلف ديني , اجتماعي , اقتصادي و سياسي
از منظر آن حضرت پرداخته اند.
در مجموع 180 عنوان مجله , مقاله هايي را در اين موضوع
به چاپ رسانده اند كه مجله « درس هايي از مكتب اسلام » با
بيش از 500 شماره كه در طول 43 سال منتشر شده , با ارائه
267 مقاله رتبه نخست و آيت الله جعفر سبحاني با تاليف 88
مقاله پرمقاله ترين نويسنده در اين موضوع است .
نتيجه اين پژوهش در قالب كتابي در 566 صفحه از سوي
خانه پژوهش قم , با عنوان « مقاله شناسي امام علي (ع ) منتشر
شده است .

|
سرود ميلاد علي عليه السلام
|
خال سياه با بسم الله
در جلوه شد از باب بيت الله
زد بوسه بر رويش رسول الله
گفتا كه اين مولود باشد ولي الله
شد كعبه نوراني از روي وجه الله
در آن شب موعود نوراني
آمدند از عرش سبحاني
كه اي فاطمه بر ما تو مهماني
بنت اسد گرديد داخل به بيت الله
شد كعبه نوراني از روي وجه الله
چون شام ميلاد علي آمد
از عرش اين صوت جلي آمد
در لوحه اي نام علي آمد
آورده پيك حق اين هديه از الله
شد كعبه نوراني از روي وجه الله
« حوا » و « لعيا » عاصيه » « هاجر »
با مادر عيساي پيغمبر
در خدمت آن نازنين مادر
پاس حرم دارند بهر ولي الله
شد كعبه نوراني از روي وجه الله
آمد ولي قادر مطلق
نامش شده از نام حق مشتق
حق با علي باشد علي با حق
اين نازنين مولود باشد ولي الله
شد كعبه نوراني از روي وجه الله

| | | |