
به مناسبت دست يابي به خودكفايي در گندم
علي معصومي (وزوايي )
« خداوندا , نان را براي ما مبارك و با بركت گردان و ميان ما
و نان , جدايي ميفكن . اگر نان نمي بود , ما روزه نمي گرفتيم و
نماز نمي گذارديم وواجبات پروردگار را انجام نمي داديم . » (1 )
آن چه خوانديد , دعاي رسول اكرم درباره نان است . گر
چه احاديث و روايات فراوان ديگري هم درباره نان و اهميت و
ارزش آن وجود دارد , ولي از همين دعا نيز جايگاه نان در
فرهنگ ديني ما روشن مي شود. اهميت نان در اين است كه در
تمام طول تاريخ , غذاي اصلي و مايه قوت و رمق بشر به ويژه
در شرق اسلامي بوده و اكنون نيز هم چنان محوريت خود را
در طعام و تغذيه انسان ها حفظ كرده است .
هر جامعه و ملتي كه بخواهد عزت , استقلال و هويت
واقعي اش را به عنوان يك ملت حفظ كند و تسليم ديگران
نشود , ناگزير است به هر نحوي كه امكان دارد , خودكفايي
غذايي اش را تامين كند , زيرا ملتي كه قوت و توشه روزانه
خودش را ندارد و در اين زمينه نيازمند ديگران است , واقعا
رگ حياتش در دست ديگران قرار دارد و كشور تامين كننده
نياز غذايي جامعه مذكور به راحتي مي تواند با سرنوشت و
حيات اين جامعه بازي كند.
در كشور ما , در ميان انواع محصولات گياهي و غير گياهي
كه تامين كننده قوت و غذاي مردم است , گندم نقش اول و
تعيين كننده را داشته است و همان طور كه اشاره شد , هم
اكنون نيز محور تغذيه محسوب مي شود. به همين دليل , در
تمام طول تاريخ , مردم ايران در زراعت گندم همت داشته و
اجازه نمي داده اند اين محصول حياتي در كشور ناياب و يا كم
ياب شود , مگر در سال هاي كم برف و باران كه ناگزير , توليد
گندم با ميزان مصرف برابري نمي كرده است و در اثر اين
نابرابري , تعدادي از مردم به دليل قحطي و يا به دليل
نامناسب بودن وسايل حمل گندم از جاهاي ديگر به مناطق
قحطي زده , از بين مي رفته اند. بنابراين , اگر از سال هايي كه
نزولات آسماني در حداقل قرار مي گرفته است , صرف نظر كنيم
مي توانيم بگوييم به غير از دوره پهلوي , در بقيه دوره هاي
تاريخي , ميزان توليد گندم بيش از ميزان مصرف سالانه كشور
بوده است و در بسياري از سال ها , مردم گندم اضافي خود را
براي سال هاي قحطي ذخيره مي كرده اند. حتي در دوره
قاجاريه كه اوج فلاكت مردم ايران و بي كفايتي فرمانروايان
تاريخ ايران است , به طور معمول , توليد گندم ايران بيش از
ميزان مصرف داخلي بوده و هر سال مقداري صادر مي شده
است . مثلا ميزان صادرات جو و گندم ايران در سال 1268
هـ . ش را بيش از 200000 (دويست هزار) تومان نوشته اند كه
اين ميزان , نسبت به آن زمان بسيار قابل توجه و چشمگير
است .
چون رژيم پهلوي عامل استعمار و دشمنان دين و ميهن
بود و نابودي فرهنگ , دين , اقتصاد و همه مظاهر بنيادين
جامعه را مد نظر داشت و در صدد بود ايران را هر چه بيشتر
وابسته به بيگانه و تسليم استعمارگران نمايد , درباره
كشاورزي و محصولات حياتي كشور (مثل گندم و...) نيز
رضاخان و پسرش سياست مهلك و بسيار زيانباري در پيش
گرفتند و توليد گندم و ساير محصولات مهم را برخلاف
هياهويي كه داشتند , به حداقل رساندند , به طوري كه جامعه
ايران را از اين نظر به سوي وابستگي كامل سوق دادند. اين
سياست رژيم پهلوي چنان مهلك و عزت شكن بود كه هنگام
قيام امام خميني عليه رژيم شاه , اين موضوع نيز مورد توجه
واقع شد و امام خميني , نابودي كشاورزي و از بين رفتن
محصولات حياتي ايران را نيز در فهرست جنايت هاي رژيم
پهلوي قرار داد و به طور مكرر , موضوع مذكور را براي مردم
تشريح نمودند.
اساسا امام خميني موضوع وابستگي اقتصادي يك ملت
به ديگران را بسيار زيانبار و مقدمه وابستگي در ساير ابعاد
مي دانند و در اين باره مي فرمايند : اگر ما يك وابستگي
اقتصادي داشته باشيم , اين موجب مي شود كه وابستگي
سياسي هم پيدا كنيم و حتي وابستگي نظامي هم پيدا كنيم ....
اگر مملكت شما در اقتصاد نجات پيدا نكند و وابستگي
اقتصادي داشته باشد , همه جور وابستگي به دنبالش مي آيد ,
وابستگي سياسي هم پيدا مي كنيم .... اگر ما مسامحه كنيم و
(در اقتصاد) وابسته به خارج باشيم , اين وابستگي اقتصادي به
خارج , قهرا وابستگي سياسي مي آورد. قهرا وابستگي
اجتماعي مي آورد .... (صحيفه امام , ج 12 , ص 41 , تاريخ
58,11,15 , و ج 11 , ص 426 , تاريخ 58,10,5 , و ج 10 , ص
333 , تاريخ 58,8,2 )
گر چه امام خميني خودكفايي در همه عرصه هاي
اقتصادي را مهم و اساسي مي دانستند , ولي نسبت به
خودكفايي درمحصولات كشاورزي (به ويژه گندم ) كه نقش
اساسي در تغذيه مردم دارد , توجه ويژه نشان مي دادند و در
اين باره مي فرمودند : بايد ما خودمان اين مواد غذايي كه لازم
داريم و هر مملكتي احتياج به آن دارد , خودمان به دست
بياوريم و تغذيه خودمان با خودمان باشد , و اين وابستگي به
اين است كه كشاورزي رونق بگيرد. بايد سعي كنيم كه از حيث
اقتصادي قوي و بدون وابستگي باشيم و بايد مساله كشاورزي
كه در رژيم سابق براي بر هم زدن آن , نقشه داشتند تا ما را
وابسته كنند , بيشتر مورد نظر ما باشد. البته به طرف صنعت
هم بايد رفت , ولي اگر از كشاورزي منحرف بشويم اسباب آن
مي شود كه آن چه خودمان نيز داريم , از بين برود , و مقصود
رژيم سابق از آن همه تبليغات براي تمدن بزرگ همين بود كه
كشاورزي را از بين ببرد.... ايران كشوري است كه بايد
كشاورزي اش , اساس همه كارها باشد. آن عده كه مي گويند از
نظر كشاورزي نمي شود خودكفا شد , اطلاع دقيق ندارند
(صحيفه امام , ج 10 , ص 333 , تاريخ 1358,8,2 , وج 17 , ص
33 , تاريخ 61,7,17 , و ج 18 ص 443 , تاريخ
63,2,25 )
همان طور كه اشاره شد , امام خميني در جريان قيام
عليه رژيم پهلوي و در تمام دوره مبارزه و حتي پس از پيروزي
انقلاب اسلامي نيز , از اين سياست رژيم شاه كه مي خواست
مردم ايران را در زمينه محصولات حياتي و اساسي (مثل گندم
و...) به استعمارگران وابسته كند , به شدت انتقاد مي كردند و
پيوسته از اين موضوع به عنوان يك واقعه دردناك و شرم آور
ياد مي نمودند و مي فرمودند : كشاورزي ما را به زمين زده و از
بين برده اند.... اصلاحات ارضي درست كردند.و اصلاحات
ارضي شان بعد از اين مدت طولاني به اين جا منتهي شد كه
دهقاني به كلي از بين رفت , زراعت به كلي از بين رفت و الان
شما در همه چيز به خارج محتاجيد , محمدرضا اين كار را كرد
تا بازار درست كند براي آمريكا و ما محتاج آمريكا شويم ,
يعني اين كه گندم از آمريكا بياوريم , برنج از آنجا بياوريم , همه
چيز را آن جا بياوريم , اين كارها , اصلاح نبود , افساد بود... خدا
مي داند گاهي وقت ها تاسف مي خورم و خوف دارم كه اگر
خداي نخواسته يك جنگي پيدا بشود , ايران چند روز
مي تواند آذوقه داشته باشد. اگر نخواهند به ايران آذوقه بدهند
چه مي شود. آن هايي كه كارشناسند , مي گويند ايران سي و سه
روز مي تواند براي خودش ارزاق تهيه كند. آن ايراني كه يك
خراسانش براي همه ايران تا آخر سالش بس بود... با اصلاحات
ارضي براي ما چه كردند آن اصلاحات ارضي كه خدا انشاالله
لعنتشان كند. اين ها اين كار را كردند كه زراعت از دست مردم
به كلي گرفت .... اصلاحات ارضي يعني بازار درست كردن براي
مملكت خارجي است .... زراعت ايران را به كلي فلج كردند ,
حالا همه چيز از آمريكا مي آيد , همه چيز از خارج مي آيد.
اين ها گاهي با مباهات اعلام مي كنند كه چه قدر گندم وارد
كرديم , چه قدر جو وارد كرديم , چه قدر مثلا چه وارد كرديم .
خوب بيچاره , از اين كه بايد خجالت بكشيد! شمايي كه بايد
گندم صادر كنيد , شما كه يك آذربايجانشان بس بود برايتان و
باقي اش را بايد صادر كنيد , حالا نشستيد مباهات مي كنيد كه
ماييم كه بايد وارد بكنيم , بايد خجالت بكشيد از اين
اصلاحات ارضي تان ... (صحيفه امام , ج 6 ص 14 تا 16 ; و ج
7 ص 175 ; و صحيفه نور , جلد اول , ص 264 و 265 , تاريخ
56,10,10 )
رژيم شاه غير از اصلاحات ارضي , برنامه ها و شيوه هاي
ديگري نيز براي از بين بردن توان زراعي و كشاورزي ايران به
كار برد و روستاييان را كه توليدكنندگان محصولات حياتي مثل
گندم , جو , برنج و ... بودند , به شدت تحت فشار قرار داد. اين
فشارها سبب شد نمودار توليد محصولات اساسي نه تنها
رشدي نداشته باشد , بلكه حالت منفي وزير صفر به خود
بگيرد. شاه به دستور اربابانش فقط مي خواست از طريق فروش
بي حساب نفت و صادرات تك محصولي نفت كشور را اداره
كند. به همين دليل اصلا نيازي به كشاورزي نمي ديد و در صدد
بود به تدريج اوضاع را چنان تغيير دهد كه حتي جامعه ايران در
همه غلات و همه ميوه ها و همه محصولات زراعي و باغي
محتاج بيگانگان بويژه آمريكا بشود. در اين زمان از يك سو ,
جامعه روستايي ايران تحت فشار و تحقير فرهنگي قرار
مي گرفتند تا به سرعت از نظر ظاهر و شكل و تمايل , غربي شود
و سنت هاي ديني و ميهني خود را كنار بگذارد; و از سوي
ديگر , شديدترين فشارهاي اقتصادي بر آنها وارد مي شد تا
دست از كشاورزي بردارند و پس از مهاجرت به شهرها , در
خدمت شركتها و كارخانه ها و موسسات وابسته به
استعمارگران قرار بگيرند و به نوعي كه بيگانگان مي خواهند ,
استثمار شوند و نيروي كار خود را در اختيار اهداف
سرمايه داري غرب بگذارند. طبق آمارها و منابع موجود و
همچنين بر اساس درك ملموس نسلي كه زمان رژيم شاه را
دريافته اند , فشار اقتصادي بر روستاييان و كشاورزان چنان بود
كه درآمد سرانه آنها نسبت به شهرنشينان , به طور چشمگيري
ناچيز بود و در بسياري مواقع , درآمد سرانه روستاييان , ده ها
برابر از درآمد شهرنشينان كمتر بود. همين عامل سبب مي شد
كه زندگي روستايي و به تبع آن اوضاع زراعي ايران , هر روز
بحراني تر و نابسامان تر شود و سيل مهاجرت به شهرها نيز هر
روز افزون تر گردد.
محصولات حياتي كشاورزي ايران , در آخرين رمق هايش
بود كه انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني به پيروزي
رسيد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي , امام خميني هم
دستگاههاي تصميم گيري و اجرايي كشور را مامور كرد
تدابيري بينديشند و طرحهايي را به كار ببندند تا خودكفايي در
همه زمينه ها , به ويژه در زمينه محصولات اساسي زراعي مثل
گندم , هر چه زودتر محقق شود. راهنمايي ها و فرامين امام
خميني , سبب تكاپوهاي گسترده و چشمگير در عرصه توليد
محصولات حياتي زراعي شد و در اين زمينه بنيان هاي نويني
پديد آمد.
گرچه در طول بيست و پنج سالي كه از زمان پيروزي
انقلاب اسلامي ايران مي گذرد , موانع بسيار فراوان خارجي و
داخلي بر سر راه خودكفايي در عرصه محصولات حياتي
زراعي وجود داشته است , ولي اكنون كه در حال پشت سر
نهادن بيست و ششمين سال عمر پر بركت نظام اسلامي هستيم ,
قرار است جشن خودكفايي مهم ترين و اساسي ترين محصول
زراعي , يعني « گندم » را برپا كنيم . اگر دستگاه اجرايي كشور و
بخشي از دستگاه سياسي جامعه , قسمت قابل توجهي از
استعداد , امكانات مالي و توان سياسي و اقتصادي نظام
اسلامي را صرف مجادلات و مناقشات بي حاصل سياسي
نمي كرد و امكانات مالي را در عرصه هاي كم اهميت و گاهي
مضر به حال انقلاب خرج نمي نمود , يقينا برنامه و پايه اي كه
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي براي خودكفايي در محصولات
حياتي ريخته شد و در دوره سازندگي بعد از جنگ , اوج
گرفت , خيلي زودتر به ثمر مي رسيد و جشن خودكفايي گندم و
... با تاخير برگزار نمي شد. با اين حال , نظام اسلامي و مردم
مسلمان ايران به جشن خودكفايي گندم كه از آرزوهاي امام
خميني در عرصه خودكفايي در محصولات حياتي زراعي
است , بايد مباهات كند و اين پديده مبارك را به رخ دشمنان
انقلاب , به ويژه به رخ جهان استكبار بكشد , زيرا دشمنان
انقلاب و برخي ياوه گويان داخلي از همان زمان كه موضوع
خودكفايي در زمينه محصولات حياتي زراعي مطرح شد , اين
مساله را به استهزا و ريشخند گرفتند و رسيدن به مرحله
خودكفايي را محال دانستند. در پاسخ به همين ياوه گويي ها بود
كه امام خميني فرمودند : آن عده كه مي گويند از نظر كشاورزي
نمي شود خودكفا شد , اطلاع دقيق ندارند (صحيفه امام , ج
18 , ص 258 , تاريخ 62,9,29 ) .
اما اكنون « با تفضل و رحمت الهي و با زحمت كشاورزان و
برنامه ريزي مسئولان وزارت جهاد كشاورزي , اكنون نه تنها
نياز به واردات گندم نداريم , بلكه در آستانه صادرات آن قرار
داريم » (رهبر معظم انقلاب اسلامي ).
اميد است تحقق خودكفايي در گندم , الگويي شود تا در
ساير زمينه ها نيز , روند خودكفايي بيش از گذشته شتاب بگيرد
و دستگاههاي سياسي و اجرايي كشور با پرهيز از امور
حاشيه اي , به همه آرزوها و آرمانهاي امام خميني در
عرصه هاي مختلف تحقق عيني بدهند. اين موضوع تا زماني كه
به سفارش ها و سخنان امام خميني درباره خودباوري و يقين
داشتن به استعدادها و توانايي هاي ملت مسلمان و ... اعتقاد
قلبي و دروني نداشته باشيم , امكان پذير نخواهد بود. بنابراين
محقق كردن آرمان ها و آرزوهاي امام خميني در عرصه
كشاورزي , صنعت , سياست , دانش و... منوط به دروني شدن و
قطبي شدن فرهنگ امام خميني در همه وجود ما است . اگر در
همه عرصه ها , از روابط بين الملل گرفته تا سياست كشاورزي و
... دل به فرهنگ امام خميني بسپاريم , از هم اكنون بايد بدانيم
كه پيروزيم و زماني فرا خواهد رسيد كه مثل جشن خودكفايي
در گندم , جشن خودكفايي در صنعت , دانش و ... را نيز برپا
كنيم و در تمام جهان از همه لحاظ كشور نمونه و الگو شويم .
ان شاالله .
پاورقي :
1 ـ اصل عربي سخن رسول اكرم پيرامون نان چنين است : اللهم
بارك لنافي الخبز و لاتفرق بيننا و بينه فلولا الخبزما صمنا و لا
صلينا و لا ادينا الفرائض (آثار الصادقين , جلد 5 , ص
145 ) .
حتي در دوره قاجاريه كه اوج فلاكت مردم ايران
و بي كفايتي فرمانروايان تاريخ ايران است , به طور
معمول , توليد گندم در ايران بيش از ميزان مصرف
بوده است , ولي در دوره پهلوي به دليل وابستگي
شديد اين رژيم به استعمار و استكبار خارجي ,
جامعه ايران در حياتي ترين محصول خود ,
وابستگي مهلكي به بيگانگان پيدا كرد.
امام خميني : اگر ما يك وابستگي اقتصادي داشته
باشيم , اين موجب مي شود وابستگي سياسي هم پيدا
كنيم و حتي وابستگي نظامي هم پيدا كنيم . اگر
مملكت شما در اقتصاد نجات پيدا نكند و وابستگي
اقتصادي داشته باشد , همه جور وابستگي به دنبالش
مي آيد. بايد خودمان اين مواد غذايي كه لازم
داريم , به دست آوريم و تغذيه خودمان با خودمان
باشد. ايران كشوري است كه بايد كشاورزي اش ,
اساس همه كارها باشد.
امام خميني در انتقاد از سياست رژيم شاه ,
مي فرمودند : زراعت ايران را به كلي فلج كردند ,
كشاورزي ما را زمين زدند. محمدرضا اين كار را
كرد تا بازار درست كند براي آمريكا و ما محتاج
آمريكا شويم , يعني گندم از آمريكا بياوريم , برنج
از آن جا بياوريم , همه چيز از آن جا بياوريم . اين ها
(رژيم شاه ) گاهي با مباهات اعلام مي كنند كه
چه قدر گندم وارد كرديم , چه قدر جو وارد كرديم ,
چه قدر مثلا چه وارد كرديم ; خوب بيچاره ها , از اين
بايد خجالت بكشيد!
امام خميني در پاسخ به كساني كه خودكفايي در
محصولات حياتي زراعي را محال مي دانستند و
صحبت از خودكفايي كردن را به استهزا و ريشخند
مي گرفتند , مي فرمود : آن عده كه مي گويند از نظر
كشاروزي نمي شود خودكفا شد , اطلاع دقيق
ندارند.

|