روزنامه جمهوري اسلامي 04/07/1383 صفحه مقالات

آقاي ظريفيان , از كدام فرهنگ سخن مي گويد !
آمريكا , تكرار اشتباهات استراتژيك
آقاي ظريفيان , از كدام فرهنگ سخن مي گويد !


پيرو بحثي كه تحت عنوان « تفكيك جنسيتي در دانشگاه ها » در روزهاي گذشته مطرح شد , روزنامه ها در اين باره از دكتر ظريفيان , مطالبي را نقل كردند كه سوالاتي را پديد مي آورد بخشي از اظهارات ايشان چنين است :
« طرح تفكيك جنسيتي دانشگاه ها با توجه به دلايل فرهنگي , تجربي , اعتقادي و تجربه بين المللي طرح مردودي است و اين امر با نگاه و ديدگاه فرهنگي متفاوت از فرهنگ اعتقادي ما همراه است , چرا كه اين نگاهي منفي است نسبت به انسانها , كه براساس آن , فكر , ذهن و روح انسانها , تنها متوجه مسائل صرفا غريزي و جنسي است , در حالي كه اين گونه نيست . » (1 )
البته اگر آقاي ظريفيان , مطالب ذكر شده را به عنوان نظر شخصي خود مطرح مي كرد , جاي گلايه چنداني نبود , زيرا با شهرتي كه ايشان در حمايت از تشكل هاي غيرقانوني در دانشگاه ها (كه چند سال گذشته بلندگوي دشمنان و ضدانقلاب بوده اند) براي خود دست و پا كرده است , انتظار ديگري از ايشان نبود , اما نكته مهم اين است كه نظريه بي پايه و اساس خود را به فرهنگ مردم و اعتقادات آنان نسبت داده است . يعني اين كه فرهنگ اعتقادي ما , جدا كردن دختر و پسر نامحرم را نمي پذيرد!
خوب است آقاي ظريفيان , نخست اعتقادات خود را بيان كند تا ما را از اين سردرگمي درآورد , كه ايشان از كدام فرهنگ و كدام اعتقادات سخن مي گويد و در مقام يك مسئول و مدير دولتي , از كدام فرهنگ و اعتقادات حمايت مي كند اين كه صرفا ادعايي گزاف نموده و از آن عبور شود و هيچ كس هم از ايشان بازخواست نكند (كه البته اين جز فرهنگ غالب مديران كشور است ) دليل بر درستي بافته هاي اين مقام مسئول نيست !
آقاي ظريفيان ! كدام طرح و برنامه درستي را شما و پيشينيان در وزارت علوم انجام داديد كه به شكست منتهي شد كدام تجربه و در كجا و چگونه صورت گرفت كه موفق نبود آيا تجربه دانشگاه الزهرا(س ) و يا دانشگاه امام صادق (ع ) يا دانشگاه قم , ناموفق بوده است من همين جا اعلام آمادگي مي كنم تا با كار كارشناسي ـ صرف نظر از مسائل اعتقادي ـ اثبات كنم , آسيب هاي روحي و رواني و اخلاقي در دانشگاه امام صادق و دانشگاه قم , از همه دانشگاه هاي مختلط كشور كمتر است , ايشان هم اگر شهامت دارند , آمارهاي واقعي تخلفات اخلاقي و نيز اردوهاي مختلطي كه توسط زيرمجموعه هاي خود ايشان انجام شده است را بياورند تا « از پرده بيرون افتد راز » .
اما از نظر اعتقادي و باورهاي ديني , چه كسي بايد سخن آقاي ظريفيان را باور كند اعتقاداتي كه براي حفظ سلامت و كاهش دغدغه و وسوسه جوانان , آنها را حتي به فروانداختن نگاه در برابر نامحرم دعوت مي كند (سوره نور ـ آيه 31 ـ 30 ) , اين اعتقادات كجا و بافته هاي ذهن آقاي ظريفيان , كه منجر به آسيب هاي جدي فرهنگي و اخلاقي محيط دانشگاه ها شده است , كجا
حتما حوزه هاي علمي قم و ديگر شهرستانها كه كلاس هاي خود را به تفكيك برگزار مي كنند , كاري مخالف اعتقادات و فرهنگ مردم انجام مي دهند ! خوب است حوزه هاي علمي اين فرمايش گهربار آقاي ظريفيان را مورد توجه خود قرار دهند , تا شايد اعتقاداتي قوي در آنها ايجاد شود!
آقاي ظريفيان در ادامه سخنان خود گفته است :
« تحقيقات برخي از آسيب هاي نسل جوان در مدارسي كه تفكيك شده اند , از دانشگاه هاي كشور كه تفكيك نشده اند بيشتر است . »
اولا ايشان نشان دهند كه اين ادعا بر مبناي كدام تحقيقات و كدام آسيب ها صورت گرفته است
ثانيا اگر كمي اهل مطالعه بودند , مي دانستند كه مقطع سني نوجوانان و جوانان راهنمايي و دبيرستاني , اقتضائات خاصي دارد , كه دردوران دانشجويي برخي از آنان اقتضائات فروكش مي كند , به عنوان مثال : پرخاشگري , عدم تحمل , قهر و آشتي هاي سريع و زودگذر , كنجكاو بودن و... از ويژگي هاي اين دوران است و طبيعي است كه اگر خانواده ها و مدارس براساس اصول علمي و اخلاقي و دلسوزانه با اين روحيات برخورد نكنند , آسيب هاي فراواني متوجه آنان مي شود. اما اين آسيب ها , نه به اين جهت است كه محيط هاي مدارس دختران و پسرانه جداست و اگر اين محيط ها مختلط باشند , آن آسيب ها كاهش مي يابند , آن گونه كه آقاي ظريفيان پنداشته است .
ثالثا اين گونه كه از سخنان ايشان برمي آيد , توصيه مي كنند كه مدارس راهنمايي و دبيرستانها نيز مختلط باشند , تا مشكلات كمتر شود! گويا فراموش كرده اند كه اين طرح , طرحي بود كه در زمان رژيم منفور رژيم پهلوي به دنبال اجرا آن بودند , كه به دليل هشدار مراجع و علما اسلام و واكنش مردم مسلمان ايران به فراموشي سپرده شد , حال آقاي ظريفيان چگونه اين جسارت را به خود داده است , تا تلويحا همان طرح را توصيه كند , سوالي است كه ايشان بايد پاسخ دهد.
اين مقام ارشد وزارت علوم در ادامه آورده است كه :
« اجراي اين گونه طرحها در دانشگاه ها , جامعه دانشجويي را به قاعده لج مي اندازد و حتي منع هاي غيراصولي , هيجانها و خواسته هاي غيراصولي را ايجاد مي كند. »
سوال اين است كه اكثريت قريب به اتفاق دانشجويان ما , مسلمان و فهيم هستند و تا حال مشاهده نشده است چنين دانشجوياني براي اجراي طرح هايي كه ريشه ديني و قرآني دارد طبق قاعده لج عمل كنند , هر چند ممكن است افرادي چون آقاي ظريفيان چنين صحنه سازي هايي براي اثبات ادعاي خود ايجاد كنند.
اما آيا جدار برگزار كردن كلاس دختران دانشجو و پسران , به معناي منع هاي غيراصولي است حتما اين مقام ارشد پاسخ دهند كه آيا منع هايي را كه ايشان و زير مجموعه هاي تحت امر ايشان در وزارتخانه , در اردوهاي مختلط برداشتند , هيچ گونه هيچان و خواسته غيراصولي را ايجاد نكرد و اصلا در اين اردوها ابتذال وجود نداشت ! رقص دختر و پسر نبود! آب پاشي دختران به پسران و بالعكس نبود شناي پسران در جلوي چشمان دختران اصلا وجود نداشت موسيقي هاي تند نبود و برخي ارتباطات ديگر !نه تنها وجود نداشته است , اگر هم بوده است حتما اصولي و مطابق موازين علمي و كارشناسي آقاي ظريفيان بوده است !
اين مدير ارشد وزارتخانه در پايان , نسبتي ناروا به امام خميني (ره ) داده و گفته است : « نمونه اين طرح در اوايل انقلاب اسلامي نيز مطرح شد. حضرت امام (ره ) كه خود هم به شريعت و هم به مناسبات اخلاقي پايبندي شديد دارند به شدت با آن مخالفت كرده و آن را غيراصولي دانستند. »
واقعا عجيب است اگر برخي از افراد دلسوز پيش از اين سخني مي گفتند و به كلامي از امام استناد مي كردند , داد همه اينها بلند مي شد كه چرا از نامه امام (ره ) استفاده ابزاري مي كنيد , اما اينها براي يك سخن باطل به دروغ نسبت هايي به امام (ره ) مي دهند و هيچ كس هم نيست (حتي موسسه , تنظيم و نشر آثار امام ) كه كمترين حساسيتي از خود بروز دهد.
آقاي ظريفيان ! شما نشان دهيد كجا طرحي منطقي و با هدف تفكيك كلاسهاي دختران و پسران دانشجو به امام ارائه شد وامام ـ آن هم با شدت ـ با آن مخالفت كرده باشند
آنچه در سالهاي نخست انقلاب بود , طرحهاي غيراصولي و بعضا موهن بود(مانند اينكه وسط كلاس با پرده اي بلند دختر را از پسر تفكيك مي كردند) كه امام با اين گونه طرحها مخالفت داشت , چرا مقايسه ها و نسبتهاي دور از انصاف را رويه معمول خود قرار داده ايد
در پايان اين سخن , از مجلس شوراي اسلامي , حقيقتا انتظار مي رود فكري به حال دانشگاه هايي بكنند كه مركز و پايگاه احزاب سياسي شده اند. مديران و روساي دانشگاه ها كه اكثرا متعلق به حزب سياسي خاصي هستند در پي اهداف حزبي خود حركت مي كنند , آنان نه به جدي گرفتن مساله آموزش و پژوهش علاقه نشان مي دهند و نه به تحكيم ارزشها در محيط دانشگاه ها باور دارند.
مرتضي فرهمند
پاورقي
1 ـ روزنامه همبستگي , 83,6,18

آمريكا , تكرار اشتباهات استراتژيك


خبرگزاري آمريكائي « يوناتيدپرس » به نقل از يكي از منابع دولتي خود اعلام كرد آمريكا با اين فرضيه كه وارد جنگ همه جانبه با ايران نشود , در حال آموزش نيروي هاي ويژه خود براي براندازي دولت جمهوري اسلامي از طريق همكاري با گروهك هاي محارب و نفوذ آنها در كشور است .
يوناتيد پرس از تمركز آموزش اين نيروها در منطقه « تامپا » واقع در ايالت فلوريدا خبر داده كه پايگاه فرماندهي مركزي ارتش آمريكا در خاورميانه در آن واقع است . اگر چه واشنگتن قصد دارد به هر يك از گروهكهاي مخالف نظام جمهوري اسلامي در اين ماجرا , نقشي را محول كند و در واقع همه را در اين طرح « درگير » نمايد , اما گزارشات نشانگر آنست كه بيشترين نقش در اين زمينه قرار است به منافقين واگذار شود , منافقيني كه ظاهرا هنوز هم در فهرست گروههاي تروريستي قرار دارند و از ديدگاه رسمي آمريكا « تروريست » محسوب مي شوند , اما برخي عناصر پنتاگون و از جمله « ريچاردپرل » معاون وزير دفاع و يكي از طراحان اصلي تهاجم به عراق , معتقدند كه مي توان از منافقين براي انجام عمليات ايذائي عليه جمهوري اسلامي ايران بهره گرفت .
« ريچاردپرل » در يك سخنراني براي جمع آوري كمك براي منافقين كه به بهانه زلزله بم تشكيل شده بود , به حمايت آشكار از اين گروهك تروريستي پرداخت و تصريح كرد كه آنها مي توانند « خلا اطلاعاتي آمريكا درباره ايران » را پر كنند. اينكه مقامات واشنگتن به چه مي انديشند و چه اهداف و برنامه هائي براي آينده دارند , نكته ايست كه اطلاعات جامع و كاملي درباره آن منتشر نشده تا ابعاد انديشه هاي جنون آميز آمريكا در اين خصوص كاملا روشن شود لكن تا آنجا كه در صحفات تاريخ معاصر به ثبت رسيده است , روياي براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي تازگي ندارد و به تعبيري , حتي قدمت آن از عمر نظام جمهوري اسلامي ايران هم بيشتر است !
خوبست با مروري اجمالي بر طرحهاي براندازي انقلاب اسلامي , يكبار ديگر صحت اين فرمايش حضرت امام زين العابدين (ع ) را دريابيم كه فرمود : « الحمدلله الذي جعل اعدائنامن الحمقا » (خدا را شكر كه دشمنان اهل بيت عليهم السلام و دشمنان شيعيان را از عناصر نادان قرار داده است .) رمز اصلي قضيه اينست كه آنها با آنكه تجربه هاي تاريخ را پيش رو دارند , ولي از آن عبرت نمي گيرند و سعي مي كنند كه يكبار ديگر , شانس خود را امتحان كنند و البته باز هم شكست مي خورند.
1 ـ صبح روز عاشورا مصادف با پائيز 1357 نيروهاي ويژه گارد به اصطلاح جاويدان , به دستور مستقيم شاه معدوم آماده انجام يك قتل عام عظيم در ميان انبوه جمعيت عزاداران حسيني بودند. دستور صريح شاه , مجوز كشتار وسيعي را داده بود كه به موجب آن هر جنبنده اي كه در كوچه و خيابان ظاهر شده بود , بايستي مورد هدف قرار گيرد. بعدا فاش گرديد كه طراحان اين قتل عام , پيش بيني كرده بودند كه حتي ممكن است يك ميليون نفر هم به قتل برسند ولي اين به منزله « تير خلاص » انقلاب اسلامي خواهد بود. به علاوه نوار اظهارات شاه معدوم نيز منتشر شد كه در آن تصريح كرده بود « از اين پس شدت عمل نشان خواهيم داد و به هيچكس رحم نخواهيم كرد و هر حركت مخالفي را در نطفه خفه مي كنيم . »
مقرر شده بود كه عمليات قتل عام مردم , بلافاصله پس از ساعت يك بعد از ظهر روز عاشورا آغاز شود ولي با پيشدستي عناصر مخلصي كه حاضر به انجام اين جنايت نبودند , فرماندهان ارشد عمليات قتل عام مردم تهران در محل ناهار خوري افسران گارد جاويدان به هلاكت رسيدند و اين طرح جنون آميز شاه و مزدورانش , فرصتي براي اجرا پيدا نكرد.
2 ـ در فواصل مختلف زماني , چندين طرح براي به شهادت رسانيدن امام خميني توسط ساواك و حاميانش طراحي شده بود كه امام را در مرحله ورود به كشور در مسير فرودگاه به بهشت زهرا ترور كنند. اين طرح بخاطر حضور چند ميليوني مردم عقيم مانده و بعدا طرحي براي ترور امام در مدرسه علوي توسط ساواك تدوين شد كه عملي نشد و پس از برقراري حكومت نظامي در تهران هم سعي شد به اجرا درآيد ولي خدا نخواست كه اين انقلاب , از رهبري امام در آن لحظات بحراني , محروم شود. بعدها صادق قطب زاده با انتقال مواد منفجره در پوشش كيسه هاي آرد , سعي كرد زمينه انهدام كامل بيت امام خميني را عمل كند كه ناكام نامد و به هلاكت رسيد.
3 ـ يك گروه عناصر نفوذي و وابسته به دشمن با تلاش براي انجام كودتاي نظامي سعي داشتند طرح براندازي نظام نوپاي جمهوري اسلامي را به سود آمريكاي جنايتكار به اجرا در آورند ولي با هوشمندي عناصر متعهد ارتش و نيروهاي انقلاب , كودتاي نظامي نوژه هم در نطفه خفه شد.
4 ـ آمريكا از طريق سفارتخانه اش در ايران سعي داشت عمليات ايذائي و تحريك قوميت هاي مختلف و ايجاد ناامني در كشور را براي خسته و نااميد كردن مردم به مرحله اجرا بگذارد ولي با تسخير انقلابي لانه جاسوسي آمريكا و افشاي عناصر مرتبط با آمريكا اين توطئه ها به ناكامي دشمنان داخلي و خارجي انجاميد.
5 ـ ارتش آمريكا با تجهيز « نيروهاي دلتا » و آموزش ويژه آنها تلاش كرد تا با پياده كردن نيروي نظامي در ايران , از طريق صحراي طبس در پوشش طرح تلاش براي نجات گروگانهاي آمريكائي , طرح براندازي نظام جمهوري اسلامي را به اجرا درآورد ولي با طوفان شن مواجه شد و با تحمل تلفات سنگين , بدون آنكه كوچكترين روياروئي با نيروهاي انقلاب پيدا كند , باقيمانده نيروهايش از صحراي طبس گريختند و آن طرح ناكام ماند.
6 ـ صدام با دريافت اطلاعات فريبنده و قول مساعد از آمريكا براي حمله به ايران و فتح 3 روزه تهران وارد عمل شد . وي در پاسخ خبرنگاراني كه مايل به آگاهي بيشتر درباره طرح براندازي نظام جمهوري اسلامي بودند , وعده داد كه پاسخ هاي دقيق تر به سئوالات آنها را در تهران خواهد داد. آن هجوم صدام براي فتح 3 روزه تهران به يك جنگ 8 ساله تبديل شد ولي صدام نتوانست به هيچ يك از اهداف از پيش تعيين شده اش دست يابد. اين روزها همزمان با بيست و چهارمين سالگرد تهاجم وحشيانه صدام به ايران , قرار است در محاكمه صدام به عنوان يك جنايتكار جنگي در عراق تسريع شود. البته حاميان صدام سعي دارند محاكمه او در خارج از عراق انجام شود ولي نتيجه اين تلاشها هر چه باشد , در اين نكته نمي توان ترديد كرد كه سردار نگون بخت قادسيه كه مطبوعات مزدور منطقه او را « فخر عرب » مي ناميدند , نتوانست ماموريت براندازي نظام جمهوري اسلامي را عملي كند و خودش سرانجام توسط حاميانش از صحنه محو شد و به زباله دان تاريخ افتاد.
7 ـ منافقين با انفجار مقر دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي و به شهادت رساندن آيت الله بهشتي و 72 يار امام سعي كردند جدي ترين طرح براندازي نظام جمهوري اسلامي را عملي سازند. بني صدر و رجوي سپس با فرار به پاريس با لباس زنانه , تلاش كردند با كمك فرانسه , زمينه هاي تبليغات بين المللي براي حمايت از طرح براندازي نظام جمهوري اسلامي را فراهم سازند آنها طي مصاحبه خود در پايگاه نظامي « بورژه » كه يك پايگاه هوائي است , وعده سرنگوني جمهوري اسلامي در يك دوره يكماهه را دادند. اين وعده سپس به مدت 3 ماه , 6 ماه و نهايتا يكسال تمديد شد ولي منافقين عليرغم به شهادت رساندن هزاران تن از مردم و مسئولين , نتوانستند ماموريت محوله توسط دشمنان اسلام و انقلاب و كشور را عملي سازند. فرانسه كه تصور مي كرد روي عناصر حاكميت آينده در ايران سرمايه گذاري كرده , سپس با رسوائي فراوان احساس كرد كه اعتبار جهاني خود را از دست داده و براي جبران اشتباهات گذشته , منافقين را در يك اقدام نمايشي از فرانسه اخراج كرد و آنها را تروريست ناميد.
8 ـ صدام با استقبال از منافقين و تجهيز آنها به سلاحهاي سبك و سنگين و حتي تانك , سعي نمود از آنها يك ارتش براي عمليات ايذائي عليه ايران بسازد. البته منافقين هم استعدادهاي فراواني در خيانت و جنايت از خودشان بروز دادند و بارها با توسل به كشتار عليه مردم عراق و انجام عمليات جاسوسي و خرابكاري در ايران , به صدام , خوش خدمتي كردند ولي نتوانستند كاري از پيش ببرند. در واپسين روزهاي جنگ تحميلي و پس از پذيرش قطعنامه 598 توسط جمهوري اسلامي ايران , منافقين با انجام عمليات موسوم به « فروغ جاويدان » در صدد باصطلاح فتح تهران برآمدند تا بلكه ماموريت ناكام صدام را اجرا كنند ولي براثر هوشمندي و رشادت مردم و رزمندگان اسلام , در « تنگه مرصاد » غافلگير و تار و مار شدند. سران منافقين هنوز هم قادر نيستند آن ضربه سهمگين را براي عناصر فريب خورده منافقين توجيه كنند.
9 ـ استكبار جهاني اميدوار بود با تلاش براي فراهم كردن زمينه هاي نفوذ عناصر دست پرورده و دشمن پسند در جاي جاي نظام جمهوري اسلامي بتواند زمينه هاي « فروپاشي نظام از درون » را فراهم سازد ولي با هوشمندي مردم , دشت عناصر دشمن پسند در پيشگاه مردم « رو » شد و آنها نتوانستند با اعلام « ختم انقلاب » و انجام توطئه ها و دسيسه هاي گوناگون براتي دلسرد كردن مردم و خسته و نوميد نشان دادن آنها راه به جائي ببرند و سرانجام نيز توسط مردم , كنار زده شدند و مورد بي اعتنائي مردم قرار گرفتند.
10 ـ كساني از درون حاكميت با توسل به اعتصاب , تحصن و حتي تلاش براي به تعويق انداختن انتخابات مجلس هفتم اميدوار بودند كه زمينه هاي هماهنگي با دشمنان داخلي و خارجي را به مرحله براندازي برسانند و با تشكيل جلسات محرمانه با عناصر منحطي كه با خارج از كشور در ارتباط بودند , حتي در صدد برگزاري رفراندوم براي تغيير نظام جمهوري اسلامي برآمدند. گردانندگان اصلي اين حركت وقتي به ناكامي و ناتواني خود پي بردند , با تلاش براي اجراي طرح « خروج از حاكميت » و توسل به انواع تحصن , اعتصاب و كارشكني در فرايند فعاليتهاي روزمره در نظام اجرائي و مجلس , عملا ماهاي آخر مجلس ششم را به تعطيلي كشاندند ولي باز هم كاري از پيش نبردند. اين عده حتي از اتحاديه اروپا درخواست حمايت علني و رسمي كردند. البته اتحاديه اروپا هم از آنها رسما و علنا حمايت كرد و آنها را تحت الحمايه اتحاديه اروپا قرار داد ولي اين اقدام شرم آور باعث شد كه باقيمانده اعتبار آنها در پيشگاه مردم از ميان برود و طرح براندازي آرام » به اهداف شوم خود نرسد.
متاسفانه عناصر موجه و خوشنام در جبهه مدعيان اصلاح طلبي با سكوت غير قابل توجيه خود , زمينه هاي فراواني براي سو استفاده عناصر نامتعادل و دشمن پسند فراهم ساختند و حال آنكه انتظار مي رفت آنها با هوشمندي و شهامت از انحرافات آشكار و نهان مدعيان اصلاح طلبي جلوگيري كنند ولي آنها يا نخواستند و يا نتوانستند و يامرعوب عناصر مسئله دار شدند و در نتيجه , مدعيان اصلاح طلبي به عنوان سخنگويان اصلي جبهه اصلاح طلبي , به عناصر دشمن پسندي تبديل شدند كه امروزه دشمنان انقلاب از شكست و ناكامي آنها عزا گرفته اند و خشم خودشان را هم پنهان نمي كنند.
در ماههاي اخير مدعيان اصلاح طلبي , پايان تلاش خود براي اصلاح نظام از درون را اعلام كرده اند. اين اظهارات مدعيان اصلاح طلبي با آن اقدامات واشنگتن , نمي تواند بي ارتباط باشد و پيوستگي آن هم تصادفي بنظر نمي رسد كه پس از اعتراف صريح مدعيان اصلاح طلبي كه نظام جمهوري اسلامي از درون قابل تغيير نيست و آنها براي برگزاري رفراندوم تغيير نوع نظام به ناكامي رسيده اند , آمريكا يكبار ديگر به طرح تغيير نظام از بيرون و توسل به جنايتكاراني از قماش منافقين , بپردازد.
البته آمريكا , اتحاديه اروپا و هر كشور ديگري كه در صدد تكرار اين تجربه ها برآيند , يقينا به نتايج مشابهي خواهند رسيد. ملتي كه صاحب اصلي اين انقلاب است , مي داند از دستاوردهاي حركت عظيمي كه خودش در تمام مراحل تكاملي آن , نقش مستقيم و درجه اول داشته , چگونه دفاع كند و چگونه دشمنانش را باز هم ناكام سازند.نكته ظريف در اين ميان آنكه اين توطئه ها در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب كه ملت ما هنوز تجربه چنداني در اين امور نداشت , به ناكامي و شكست دشمنان اسلام و انقلاب و كشور منجر شد و امروز هم به بركت خون شهدا و به بركت مجاهدات ملتي كه خون دل خورده و براي اسلام و انقلاب و كشور حاضر است پايداري و استقامت كند , باز هم دشمنان اسلام بجز شكست و ناكامي نتيجه اي نخواهند گرفت و اين دقيقا بر سنت غير قابل تغيير الهي منطبق است كه مي فرمايد : « مي خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند ولي خداوند نور خود را تمام تر و افزونتر خواهد كرد , حتي اگر كفار و مشركان را خوش نيايد. » و در اين كلام الهي , عبرت هاي فراواني براي دوستان و دشمنان اسلام و انقلاب و كشور نهفته است كه سعي كنند همواره در جبهه حق , استوار بمانند كه اين عين سعادت است .