تركيه امروزي كه بعد از جنگ جهاني اول در 1296 از تجزيه امپراتوري
عثماني به وجود آمد , امروزه از اهميت استراتژيكي بسياري برخوردار است .
اين كشور كه با عضويت در ناتو در دوران جنگ سرد به بازوي شرقي بلوك
غرب بويژه آمريكا در مقابله با كمونيسم تبديل شده بود , پس از پايان جنگ سرد
نيز اهميت خود را از دست نداد.
تركها اگرچه با فروپاشي شوروي , نقش ديواره دفاعي غرب در برابر مرزهاي
جنوبي كمونيسم را از دست دادند , اما در دوران جديد , پل ارتباطي ميان غرب ,
بويژه آمريكا و اسراييل با آسياي مركزي و قفقاز شد تا راه نفوذ اين كشورها را به
منطقه بكر و كانون بزرگي از ذخاير انرژي بازكند.
اعطاي نقش جديد به تركيه , منجر به ايجاد يك اتحاد سه گانه ميان اين كشور
با آمريكا و اسراييل شد , اما اين مثلث استراتژيكي ايجاد شده امنيت و منافع ملي
كشورهاي منطقه را بطور عملي با تهديدهاي جدي روبه رو ساخت .
تركها پس از دوران جنگ سرد تلاش زيادي كردند تا اثبات كنند كه غرب
حتي پس از جنگ سرد از تركيه بي نياز نخواهد بود به همين جهت تركيه فعالانه
در محاصره و جنگ اول خليج فارس عليه عراق شركت كرد و به دنبال آن انواع
كمكهاي مالي نظامي به تركيه سرازير شد.
پس از پايان جنگ دوم خليج فارس و برقراري آرامش نسبي در منطقه , تركيه
كوشيد فعاليت خود را در منطقه افزايش دهد , منظور اينكه تركيه در كشورهاي
منطقه به عنوان كشوري معرفي گرديد كه مي تواند با استفاده از امكانات بالقوه
منطقه اي نقش ميانجي را بر عهده بگيرد و در مناسبات ميان كشورهاي منطقه با
اردوگاه غرب بخصوص آمريكا به مثابه گذرگاهي مطمئن به ايفاي نقش بپردازد.
براي تحليل رفتار تركيه در مناسبات منطقه اي و بين المللي لازم است
همكاري هاي سياسي , اقتصادي و نظامي اين كشور با آمريكا كه سابقه اي ديرينه
دارد و برپايه روابط استراتژيك و روابط اقتصادي پرحجم استوار است , مورد
بررسي قرار گيرد.
جمهوري تركيه در سايه عضويت در ناتو و روابط گسترده نظامي با ايالات
متحده آمريكا توانسته , ارتشي قوي و مدرن ايجاد كند كه مطابق با استاندارد ناتو
است .
در حال حاضر در بين كشورهاي عضو ناتو , تركيه جايگاه ويژه اي دارد.
چنين موقعيتي دراثر استفاده از مزيت هاي جغرافيايي و استراتژيك اين
كشور حاصل شده است . بنابراين فرايند همكاري هاي نظامي تركيه با غرب بويژه
آمريكا , فرايندي است پايدار و مستمر كه هرچند ممكن است در شرايطي محدود
شود ولي در دراز مدت اين همكاري ها ادامه خواهد يافت . بويژه آنكه روابط و
مناسبات اين كشور با آمريكا در معادلات منطقه نيز تعريف شده است .
كشور عراق كه از اوايل دهه 1370 و پس از دخالت نظامي نيروهاي ائتلاف
دچار دوپارگي شد و شمال اين كشور به عنوان منطقه پرواز ممنوع اعلام شد ,
اهميتي فوق العاده براي تركيه پيدا كرد.
از آن هنگام , دولت تركيه همواره در پي آن بوده كه در اين منطقه استراتژيك
نفوذ كند. در همين راستا ارتش اين كشور تا هنگام جنگ دوم خليج فارس و
سقوط رژيم صدام بارها به بهانه سركوب نيروهاي شورشي كرد , وارد خاك اين
كشور در مناطق شمالي شد.
اين شرايط تا هنگام سقوط رژيم بعثي ادامه يافت , اما در دوران جديد با
توجه به مشكلات آمريكا در مركز و جنوب عراق و عدم تمايل نيروهاي ائتلاف به
برهم خوردن نظم شمال عراق , قدرت مانور تركها نيز در منطقه كاهش يافت .
بطوركلي علائق و حساسيت هاي تركيه در شمال عراق حول محورهاي زير
متمركز بوده است :
مساله شورشيان كرد(پ .ك .ك و كادك ) كه شمال عراق مهم ترين پايگاه آنها
است و شرايط پيش آمده جديد دراين منطقه به گونه اي است كه نيروهاي تركيه
مثل قبل نمي توانند وارد شمال عراق شده و به تعقيب و جستجوي اعضاي
گروههاي شورشي بپردازد.
وجود اقليت قومي ترك در شمال عراق (تركمن ها) , كه در اين خصوص دولت
تركيه از ديرباز حساسيت ويژه اي نسبت به آنان نشان مي دهد و ادعا دارد كه در
صدد احقاق حقوق سياسي و مدني همزبانان خود است . در صورت تشكيل نظام
سياسي فدرالي برپايه اقوام و نژادها در عراق , موجوديت تركمن ها تحت تاثير
پروسه قدرت يافتن كردها , تهديد خواهد شد و اين امر از جمله علل نگراني
تركيه است .
وجود ذخاير بزرگ نفتي در شمال عراق , تركيه در اين منطقه به دليل عبور خط
لوله انتقال نفت به خاك خود داراي منافع اقتصادي ويژه اي است .
طبيعي است كه عدم حضور موثر تركيه در عراق بويژه در شمال اين كشور
بهره مندي ترك ها از اين منافع اقتصادي را دچار اختلال خواهد كرد.
باتوجه به علاقه مندي هاي ياد شده , رفتار سياسي دولتمردان آنكارا در زمينه
استفاده از هرگونه امكان نفوذ به شمال عراق , قابل تحليل است .
مساله تركمن هاي عراق نيز درچارچوب رويكردهاي درازمدت دولت آنكارا
مي گنجد. بطور كلي تركيه بعد از تجزيه امپراتوري مقتدر عثماني , خود را موظف
به حمايت از اقوام ترك در سراسر جهان مي داند و اين موضوع در دكترين و
راهبردهاي تعريف شده توسط دولت هاي مختلف كه تاكنون روي كار آمده اند ,
جايگاه ويژه اي داشته است . تركيه تاكنون با يونان , بلغارستان , روسيه و
ارمنستان بر سر اينكه حقوق ترك هاي ساكن اين كشورها ناديده گرفته مي شود ,
روابط پر تنشي داشته است . در سال 1353 به خاطر ناديده گرفته شدن حقوق
سياسي و مدني ترك هاي جزيره قبرس و تصميم يوناني تبارهاي جزيره و دولت
يونان مبني بر الحاق اين جزيره به خاك يونان , ارتش تركيه وارد اين جزيره شد و
از آن زمان تاكنون در اين منطقه حضور نظامي دارد و جزيره به دو بخش ترك و
يوناني تقسيم شده است . همين مساله باعث شده تا دولت آنكارا برغم تلاش
براي پيوستن به اتحاديه اروپا كه به طور غيررسمي از سال 1338 آغاز شده
است , ناكام بماند . اتحاديه اروپا خروج بيش از 30 هزار نظامي تركيه كه در شمال
قبرس حضور دارند را به عنوان پيش شرطي براي پذيرش اين كشور در اتحاديه
مطرح كرده است .
افزون بر مساله قبرس شمالي , دولت آنكارا از سال ها پيش كشور ارمنستان را
به دليل اشغال بخشي از خاك جمهوري آذربايجان تحريم اقتصادي كرده است و
تلاش هاي ديپلماتيك و فشارهاي جهاني براي عادي سازي روابط تركيه با
ارمنستان نتوانسته , خللي در عزم جدي سياستمداران ترك به وجود آورد.
بنابراين حساسيت تركيه در قبال مساله تركمن هاي عراق موضوع جديدي نيست
و امري قابل پيش بيني بود.
در اوضاع كنوني , دولت تحت حاكميت حزب اسلامگراي عدالت و توسعه
درتركيه در خصوص درخواست مجدد آمريكا براي استفاده از پايگاه هوايي
اينجيرليك دوگزينه پيش رو دارد. گزينه اول موافقت با اين درخواست آمريكا و
تصميم گيري و اقدام توسط دولت و ستاد فرماندهي كل قوا كه خشنودي مقامات
كاخ سفيد و حمايت هاي آمريكا را در ابعاد مختلف در پي خواهد
داشت .
دولت تركيه با اين اقدام , از كمك هاي مالي ايالات متحده آمريكا در ابعاد
مختلف بهره مند خواهد شد. دولت تركيه با اين اقدام , افزون بر استفاده از
كمك هاي مالي ايالات متحده آمريكا و نهادهاي مالي بين المللي نظير صندوق
بين المللي پول و بانك جهاني كه آمريكا در تصميمات و برنامه هاي آنها تاثير
فوق العاده اي دارد , درصدد استفاده از حمايتهاي سياسي آمريكا در راه رسيدن به
هدف مهم و استراتژيك خود يعني پيوستن به اتحاديه اروپا نيز
مي باشد.
علاوه بر اين دولتمردان ترك عملي ترين و موثرترين راهكار رخنه در مناطق
فوق استراتژيك شمال عراق را در همكاري نزديك با ارتش آمريكا مي دانند.
همچنين تركيه مي تواند در سايه حمايت و موافقت آمريكا حضوري موثر در اين
منطقه داشته باشد كه از اين طريق هم معضل كردهاي مخالف حاكميت تركيه را
حل مي كند و هم به حمايت همه جانبه از تركمن ها مي پردازد.
با اينحال , در صورت اجراي اين گزينه آنكارا در مقابل دستيابي به مزيت هاي
ياد شده , با مخالفت افكار عمومي جهان و نيز افكار عمومي داخلي در تركيه و
عراق نيز روبه رو خواهد بود و اين امر ممكن است , حمايت برخي كشورهاي
اروپايي در زمينه پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا را تا حدودي كاهش دهد.
هرچند كه هيچ كدام از كشورهاي عضو اتحاديه اروپا تاكنون عكس العملي در اين
خصوص نشان نداده اند.
در خصوص افكار عمومي جهان و داخل تركيه نيز قابل ذكر است , صرفا
انجام عمليات جابه جايي نيروهاي آمريكايي از طريق پايگاههاي تركيه
نمي تواند , سبب اعتراض گسترده افكار عمومي شود ولي در صورتي كه اين
عمليات باعث ورود نيروهاي تركيه به شمال عراق شود , قطعا مخالفت هاي
گسترده اي در اين زمينه در پي خواهد داشت .
گزينه دوم فراروي دولت آنكارا ارجاع مساله به مجلس ملي تركيه در
چارچوب يك لايحه قانوني است كه وفاداري كامل دولت به قانون اساسي و راي
مردم به شمار مي آيد , ولي اين اقدام ممكن است باعث رد پيشنهاد دولت شده و
تركيه را بار ديگر با ناكامي در اجراي نقشه هاي امنيتي واستراتژيك خود در شمال
عراق مواجه سازد. اين گزينه تنها حسني كه دارد , افزايش محبوبيت حزب حاكم
را در بين توده مردم و كاهش فشار نهادهاي بين المللي برعملكرد دولت تركيه
است كه بعيد به نظر مي رسد , آنكارا دستاوردهاي مهم همكاري با آمريكا را
ناديده گرفته و تنها به افزايش محبوبيت در افكار عمومي كه آن نيز از پارامترهاي
ديگري تاثيرپذير است , اكتفا كند.
در شرايط حاضر تركيه از يك طرف تلاش هاي ديپلماتيك گسترده و بسيار
جدي در سطح منطقه را شروع كرده است و روابط خود را با كشورهاي همسايه از
جمله ايران , يونان , سوريه , عربستان , كويت و برخي ديگر از كشورهاي منطقه
نظير مصر بهبود بخشيده است و از طرف ديگر همزمان با تلاش در راه نزديك
شدن به كشورهاي عضو اتحاديه اروپا سعي دارد , نقاط تاريك در روابط خود با
آمريكا را كه ازاسفند ماه سال گذشته تا به حال به وجود آمده است , روشن كند.
در واقع تركيه در پي آن است تا به مثابه پلي بين منطقه خاورميانه و برخي مناطق
ژئوپلتيك پيرامون آن نظير آسياي مركزي , قفقاز و حوزه درياي سياه با اروپاي
مركزي و ايالات متحده آمريكا ايفاي نقش كند. تركيه خود را مدل مناسبي براي
حاكميت مردمي و دموكراتيك در منطقه معرفي كرده و اين اعتماد به نفس در بين
دولتمردان ترك بعد از روي كار آمدن دولت جديد و پس از انجام اصلاحات
چشمگير در عرصه مسايل سياسي و مدني افزايش يافته است . اين ديدگاه علاوه
برتركيه در غرب نيز وجود دارد و دولت آمريكا , تركيه را مدل مناسب دموكراسي
در منطقه معرفي مي كند و جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا نيز تركيه را به
عنوان مدلي براي دموكراسي سكولار در منطقه مي شناسد.
برخي تحليل گران براين باورند كه تلاش هاي اخير دولت تركيه علاوه بر
توجه به منافع ملي اين كشور , در راستاي برقراري صلح و ثبات در منطقه پيگيري
مي شود و آنكارا سعي دارد بين آمريكا با ايران و سوريه و نيز در زمينه از سرگيري
مذاكرات بين اسرائيل و سوريه ميانجيگري كند.
هيات حاكمه جديد تركيه كه گروهي ميانه رو و واقع گرا در بين گروههاي
اسلامگرا هستند , با نقد گذشته سياسي اين كشور مدل جديدي از كشورداري را
تجزيه مي كنند. آنها درداخل كشور برغم وجود فشارهاي زياد از جانب گروههاي
داراي منافع ويژه از جمله ژنرال هاي مقتدر ترك , دست به انجام اصلاحات در
خور توجه زدند. مقامات دولت انتقاد گروههاي مختلف را با نرمي پاسخ مي دهند
و سعي دارند , فضاي سياسي جامعه را به سمت آرامش , ثبات و اعتماد پيش
ببرند. دولت تركيه علاوه بر نمايان ساختن جنبه هاي دمكراسي و مردم سالاري ,
در عرصه اداره امور مملكت نيز تجارب خوبي دارد. اردوغان نخست وزير تركيه
كه چند سال پيش شهردار استانبول بود , عملكرد خوبي از خود به جاي گذاشته
است و تحليلگران , آينده دولت وي را علاوه بر عرصه سياسي و اموربين الملل در
عرصه اقتصادي نيز مثبت ارزيابي مي كنند.
سياستمداران كنوني در آنكارا به اين نتيجه رسيده اند كه منافع ملي آنها نه در
تنش با همسايگان بلكه در ثبات , امنيت و آرامش منطقه تامين مي شود. از اين رو
تلاش هاي گسترده اي را براي همگرايي بيشتر بين كشورهاي منطقه شروع كرده اند
و با حفظ روابط خود با غرب سعي دارند تنش موجود بين كشورهاي منطقه با
غرب بويژه آمريكا را به حداقل ممكن برسانند. در اين راستا دولت هاي منطقه از
جمله جمهوري اسلامي ايران و سوريه پاسخ مناسبي به تلاش هاي آنكارا دادند و
نشان دادند كه در راه همگرايي منطقه اي همكاري لازم را مورد توجه قرار
مي دهند.
اتخاذ موضع گيري اتحاديه اروپا در قبال تعرض آمريكا به عراق مي تواند
نشانگر تحقق , توان و قابليت هاي پروسه تبديل وضعيت قدرت منطقه اي به
قدرت بين المللي براي اتحاديه مذكور باشد. موضع گيري تركيه در قبال حمله
آمريكا به عراق براي اثبات رشد قدرتمندي جهاني اتحاديه اروپا يك فرصت
تاريخي محسوب مي گردد. اگر اتحاديه اروپا به رهبري فرانسه و آلمان مخالفتشان
با سياست هاي جنگي آمريكا تداوم مي يافت , مسلما قادر بودند سرنوشت جنگ
را تغيير دهند. اتحاديه اروپا به جاي مخالفت با پشتيباني از تركيه در صورت
حمله كه در چهارچوب ناتو مطرح شد و به مثابه پيامي به واشنگتن بود ,
مي توانست با حمايت از فعاليتهاي جلوگيري از جنگ آنكارا , حمله استراتژيك
مهم سياست هاي اتحاديه مذكور در خاورميانه را آغاز كند.
از نقطه نظر روابط تركيه با اتحاديه اروپا و ايالات متحده آمريكا , در
شرايطي كه تعادل ها در راستاي منافع آمريكا جريان مي يابند وضعيت بحراني
مذكور مي توانست فرصتي طلايي براي اتحاديه اروپا فراهم آورد.
موضع گيري جمهوري تركيه در رابطه با مسائل عراق به سياست هاي فرانسه
و آلمان در خاورميانه بسيار نزديك گرديده بود. در دوراني كه آمريكا به عنوان
تنها متفق و حامي تركيه مطرح مي گردد , هم سويي آلمان و فرانسه با تركيه در
مخالفت با تعرض آمريكا به عراق مي توانست از استيلا و نفوذ آمريكا بر تركيه
جلوگيري به عمل آورد.
اتحاديه اروپا به سركردگي آلمان و فرانسه ضمن آنكه جسارت چنين اقدامي
را به خود ندادند , از سويي موجبات تجريد تركيه و تحت فشار قرار گرفتنش از
سوي آمريكا را فراهم آوردند.
در جمع بندي نهايي , به نظر مي رسد , تركيه ضمن ابراز خرسندي از ورود به
جنگي برضد عراق , ناگزير از موضع گيري ها و سياست هايي حساب شده تر در
قبال مساله عراق و در برابر آمريكا شده است .
كالين پاول وزير خارجه آمريكا طي مصاحبه اي با خبرنگار نشريه مليت در
حاشيه اجلاس « داووس » در پاسخ به اين سئوال كه تركيه در خصوص بازشدن
جبهه شمال عراق , چه اندازه مشاركت مي كند , گفت : « تركيه به درخواست هاي
ما به گونه اي متناسب پاسخ مي دهد و ما اين را درك مي كنيم » . در واقع دولت
آنكارا با در پيش گرفتن شيوه اي ديپلماتيك كوشيد كه تصميم نهايي خود را در
همكاري با آمريكا عليه عراق , با حمايت بين المللي و تصميم هاي واشنگتن
هماهنگ نمايد.
به زعم دولتمردان تركيه , چنانچه اين كشور پايگاه هاي خود را در اختيار
آمريكا قرار دهد , تنها در اين صورت است كه دولت آنكارا مي تواند دليل آن را به
طرف هاي ديگر و در راس جهان عرب توجيه نمايد. افزون برآن , دولت آنكارا
سعي كرد تا از راه هاي سياسي به حل مساله عراق مبادرت نمايد. سفر منطقه اي
« عبدالله گل » وزير خارجه تركيه و برگزاري نشست استانبول با حضور وزيران
خارجه 6 كشور منطقه (ايران , تركيه , عربستان , سوريه , مصر , اردن ) درباره
مساله عراق در همين ارتباط در خور تامل است . تركيه از طريق اين تحركات
ديپلماتيك سعي كرد با پيشنهاد كناره گيري صدام از قدرت و اعطاي پناهندگي به
وي و همچنين متقاعد كردن دولت بغداد به همكاري با بازرسان سازمان ملل به
نوعي از بروز جنگ آمريكا برضد عراق ممانعت بعمل آورد.
به اين ترتيب , دولت آنكارا كوشيد از تبعات منفي سياسي , اقتصادي و
امنيتي ناشي از جنگ به ضرر خود جلوگيري كند و در عين حال زمينه مناسبي را
براي توجيه افكار عمومي منطقه جهت همكاري آتي با آمريكا در عراق به وجود
آورد , چنان كه « عبدالله گل » اواسط بهمن ماه سال 81 طي اظهاراتي گفت : « ما
ديگر بي تقصيريم و از اين پس به خاطر منافع تركيه همگام با آمريكا حركت
خواهيم كرد » .
در پي موافقت پارلمان تركيه با لوايح پيشنهادي دولت آنكارا ـ مبني بر
پذيرش برخي درخواست هاي آمريكا و همكاري با اين كشور در عمليات نظامي
برضد عراق و متقابلا اجابت بعضي از درخواست هاي دولت آنكارا , همچون
حمايت هاي مالي و سياسي واشنگتن ـ مي توان گفت همكاري هاي آن دو در سطح
منطقه وارد مرحله جديدتري شده است . حتي برخي از تحليل گران سياسي در
تركيه بر اين باورند كه عمليات نظامي آمريكا بر ضد عراق و همكاري هاي آنكارا با
واشنگتن نقش تعيين كننده اي را در سرنوشت تركيه در قرن 21 خواهد داشت .
« زلماي خليل زاد » مشاور « جورج بوش » در مسائل عراق ـ كه اواسط بهمن
ماه 81 به تركيه سفر كرده و با گروه هاي معارض عراقي در آنكارا گفت وگو كرد ـ
پيش از اين طي مقاله اي با عنوان « احتياج آمريكا به تركيه » در نشريه وال استريت
ژورنال نوشته بود : آمريكا بايد براي احياي روابط خود با تركيه سه هدف را در
نظر بگيرد :
1 ـ آمريكا و تركيه بايد با هم امنيت خليج فارس و درياي خزر را تامين كنند .
تركيه مسير خوبي براي لوله هاي نفتي درياي خزر است . همچنين آمريكا مي تواند
از پايگاه هايي مانند اينجرليك كه كمتر از 1600 كيلومتر با مهم ترين مناطق نفتي
جهان يعني خليج فارس و درياي خزر فاصله دارند , امنيت هر دو منطقه را تحت
كنترل داشته باشد.
2 ـ هر دو كشور تركيه و آمريكا بايد با هم در جلوگيري از گسترش سلاح هاي
كشتار جمعي در خاورميانه اقدام كنند.
3 ـ تركيه مي تواند به آمريكا در برقراري حكومت هاي دمكراتيك غيرمذهبي در
منطقه كمك نمايد.
در مجموع درباره ادعاهاي تركيه برمناطق نفتي عراق و همكاري آنكارا با
واشنگتن , برخي از تحليل گران مسائل منطقه با اين اظهارات « اريك رولو »
كارشناس مشهور مسائل خاورميانه و مشاور فرانسوا ميتران رئيس جمهوري
پيشين فرانسه ـ كه سال ها در مقام سفير درتركيه حضور داشت ـ هم نظرند.
رولو معتقد است : تركيه اساسا به دليل اقتصاد ضعيفش به شدت وابسته به
آمريكا است . تركيه به حمايت خارجي آمريكا و كمك هاي مالي و تسليحاتي اين
كشور نيازمند است . تركيه چه بخواهد و چه نخواهد ناگزير است از عمليات عليه
عراق حمايت كند. در عين حال , رولو معتقد است آمريكا روي منافع تركيه
ريسك نخواهد كرد. در عراق هر اتفاقي بيفتد به منافع تركيه لطمه اي وارد نخواهد
شد. به اعتقاد او چنانچه به دلايلي تركيه در عراق احساس خطر نمايد , مي تواند
تا كركوك را اشغال نمايد. ارتش تركيه مدت مديدي است كه در منطقه مستقر
شده است . تركيه نمي خواهد در اين منطقه ريسك كند , از اين رو , ارتش خود را
همواره در منطقه در حال حركت نگهداشته و در مقابل هرگونه تحرك احتمالي از
اين ارتش به شكل عنصر تهديد استفاده مي كند. به اعتقاد رولو , چنانچه كردها در
منطقه , دولتي فدرال به پايتختي كركوك تشكيل دهند و حقوق بيشتري به كردها
داده شود , تركيه چنين اشغالي را صورت خواهد داد , اگرچه اين بيشتر نوعي
تهديد به شمار مي آيد.
باتوجه به مركز مشترك دو كشور در شمال عراق , توپوگرافي منطقه به شكلي
است كه هر دو كشور مكمل يكديگرند. عراق از لحاظ اقتصادي مي تواند بازار
مصرفي خوبي براي تركيه باشد. اين در حالي است كه بخشي از شبكه حمل و
نقل مورد نياز عراق نيازمند زمينهاي تركيه براي عبور و تردد است .
علاوه بر آن ارتباط زمين از طريق خط آهن با سوريه يعني راه آهن بغداد ـ
دمشق مسيرش طوري انتخاب شده كه مستقيما ارتباط برقرار نمي شود و تامين
آن به عهده تركيه است . از جنگ جهاني اول تاكنون اين نقطه ضعف ژئوپليتيكي
وجود داشته است .
بنابراين امروزه كه كشورها تلاش دارند با گسترش شبكه هاي ارتباطي امنيت
خود را با همسايگانشان پيوند دهند بويژه اگر آن همسايه از بنيه مالي خوبي هم
برخوردار نباشد , اين پيوندهاي ژئوپليتيكي مي تواند براي هر دو كشور سودمند
باشد. البته شرط آن اين است كه هر دو كشور منافع استراتژيكي خود را فداي
منافع استراتژيكي جهاني كه پايدار هم نيست , نكنند. عراق مي بايستي اين طرز
تفكر را گسترش دهد بنحوي كه بتواند مشكلات انساني , تجمعات سرزمينهاي
همجوار مرز را هم تعديل كند.
اگر عراق بتواند پيشنهادات ذيل را به مرحله عمل درآورد حداقل در اين
بخش از كشورهاي همجوار خود مي تواند به تعادل استراتژيك برسد ,
1 ـ مسئله كردها را با ملاحظات جهاني هماهنگ نمايد و به هيچوجه ازاين ابزار
انساني در مقاطعي كه دچار بحران مي شود استفاده نكند , بلكه مي بايستي داراي
خط مشي واحدي باشد كه در آن خط مشي ملاحظات كشورهاي فرامنطقه اي را
كه برانگيزاننده اين تنش هاي قومي بوده اند را به تدريج تضعيف و بتواند سرانجام
خنثي كند.
2 ـ در رابطه با ارتباطات اقتصادي , تركيه كشوري است كه اين توانايي را دارا
مي باشد در جهت گسترش فعاليت هاي اقتصاد كشاورزي و دامپروري كمكهاي
شاياني به عراق ارائه نمايد.
3 ـ باتوجه به اينكه بندر اسكندرون تركيه از يك مشكل ژئواستراتژيك
جهاني برخوردار است , لذا براي كشور عراق مشكلي بوجود نخواهد آمد اگر از
مسير قبلي انتقال لوله نفت بفكر افزايش صادرات خود باشد , زيرا از آنجا كه كمتر
در صحنه تهديد قرار دارد و بشكل جهاني از آن دفاع مي شود از نقاط ضعف
جنوب غربي آسيا برخوردار نخواهد بود. از طرفي نظر به اينكه تركيه در جهت
توسعه و بالا بردن كيفيت زندگي و رسيدن به سطح استانداردهاي اروپائي نياز به
ارز خارجي دارد هيچكدام از كشورهاي همجوارش چنان شرايطي را دارا نمي
باشند كه بتوانند كمك قابل توجهي به اين كشور از لحاظ اقتصادي بنمايد. لذا
اين نيازمندي اقتصادي تركيه با رفع اين مشكل ژئوپليتيكي عراق مي تواند
پيوندي معقولانه داشته باشد و نتايج خوبي ببار آورد. نكته مثبت اين است كه
گذشته نه چندان دور نشان داده است كه تركيه منافع ملي خود را فداي منافع
منطقه اي نمي كند و اين طرز فكر براي عراق مثبت است و بايد درجهت تقويت
آن بكوشد.
4 ـ اساس اقتصاد عراق چه به مقياس كم در بخش صنعت و چه به مقياس وسيع
در بخش كشاورزي به تركيه وابسته است .
زيرا اكثر شبكه آبهائي كه دبي قابل ملاحظه اي دارند و از طريق كشور عراق
وارد خليج فارس مي شوند از ارتفاعات جنوب و جنوب شرقي تركيه سرچشمه
مي گيرند. سرچشمه اين رودخانه ها به دلايل جغرافيائي و توپوگرافي خاص تركيه
در ارتفاعاتي قرار گرفته كه در هيچ شرايطي سرزمينهايي را كه مشروب مي كنند ,
تهديد نمي نمايد. حداقل دو شبكه بعنوان ستون فقرات اقتصاد كشاورزي عراق
از تركيه سرچشمه مي گيرد كه عراق موجوديت جغرافيائي اش مديون اين دو
رودخانه است . به عبارتي ساده تر حيات جلگه بين النهرين بستگي كامل به اين
دو رودخانه دارد. از آنجا كه تركيه از امكانات نسبتا بالايي براي كنترل آب
برخوردار است و هر نوع سرمايه گذاري در اين خصوص براي مردم تركيه قابل
توجيه است , لذا اگر عراق بتواند به شكلي مطمئن جريان منظم آب داشته باشد ,
مي تواند به آينده كشورش اميدوار باشد. در اين رابطه مشكلاتي وجود دارد كه
عراق مي تواند با جلب اعتماد تركيه در درجه اول در رابطه با كردها و در درجه
دوم در رابطه با ساير كشورهاي فرامنطقه اي اين تامين آينده را براي خود فراهم
كند. امكان سرمايه گذاري گوناگون نيز وجود دارد و بطور مثال جهت اطمينان ,
تركيه در سدسازي و عراق در بخش نفت و ساخت پالايشگاه مي توانند با يكديگر
مشاركت و سرمايه گذاري مشترك داشته باشند , به نحوي كه اين دو نوع
مشاركت بر محور آب , پايه گذاري شده باشد.
5 ـ اگر عراق بتواند با تسلط بر طبيعت خشن وادي غربي طوري عمل كند كه با
ملاحظات استراتژيك تضادي نداشته باشد و شبكه راه آهن و شوسه خود را به
غرب بغداد گسترش و ادامه آن را به كشور همسايه توسعه دهد , مي تواند بيواسطه
ژئوپليتيك خود را باز نگه دارد.
خبرگزاري جمهوري اسلامي
در صورت تشكيل نظام سياسي فدرال بر پايه اقوام و نژادها در عراق , موجوديت
تركمنها تحت تاثير قدرت يافتن كردها , تهديد خواهد شد و اين امر موجب نگراني تركيه
مي شود
تركيه بعد از تجزيه امپراتوري عثماني , خود را موظف به حمايت از اقوام ترك در
سراسر جهان مي داند و اين موضوع در دكترين و راهبردهاي تعريف شده توسط دولتهاي
مختلف , جايگاه ويژه اي داشته است
دولتمردان ترك عملي ترين و موثرترين راهكار رخنه در مناطق استراتژيك شمال
عراق را در همكاري نزديك با ارتش آمريكا مي دانند
تركيه در سايه حمايت آمريكا حضوري موثر در شمال عراق دارد و از اين طريق هم
معضل كردهاي مخالف حاكميت تركيه را حل مي كند و هم به حمايت همه جانبه از تركمنها
مي پردازد
تركيه در پي آن است تا به مثابه پلي ميان منطقه خاورميانه و برخي مناطق ژئوپلتيك
پيرامون خود نظير آسياي مركزي , قفقاز و حوزه درياي سياه با اروپاي مركزي و آمريكا
ايفاي نقش كند
جورج بوش رئيس جمهور آمريكا تركيه را به عنوان مدلي براي « دمكراسي سكولار »
در منطقه مي شناسد!
عبدالله گل وزير امورخارجه تركيه پيش از شروع جنگ عراق گفت : « ما ديگر
بي تقصريم و از اين پس به خاطر منافع تركيه همگام با آمريكا حركت خواهيم كرد »

|