روزنامه جمهوري اسلامي 01/07/1383 صفحه هنر و ادبيات

* شوخي شوخي نمايش عروسكي كار كرده ايم !
* يادداشت
هنرمندان و اولياي هنر از خود آغاز كنند
شوخي شوخي نمايش عروسكي كار كرده ايم !




تاملاتي در دهمين جشنواره تئاتر عروسكي تهران , مباركه !
مسعود مهدوي
پس از تغيير و تحولات در معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و تغيير مديريت مركز هنرهاي نمايشي , نخستين آزمون برگزاري جشنواره اي بين المللي براي رئيس جديد مركز (دكتر خسرونشان ) , جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي تهران ـ مبارك بود كه رئيس مركز توانست بالاخره نمره قبولي را بگيرد و از اين مرحله كه مقدماتش پيش از اين چيده شده بود , بگذرد.
به اين ترتيب عمر جشنواره تئاتر عروسكي به يك دهه رسيد. اين جشنواره هر دو سال يك بار برگزار مي شود و آخرين دوره اش همزمان با عيد مبعث پيامبر اكرم (ص ) آغاز شد.
آغازي پرتنش و ناهماهنگ
از آنجا كه به هنگام برگزاري دهمين جشنواره تئاتر عروسكي , بيشتر مسئولان مركز هنرهاي نمايشي تغيير كرده بودند , ناهماهنگي هايي در آغاز جشنواره به وجود آمد. از جمله مهمترين اين ناهماهنگي ها كه گاه موجب بروز اشتباهاتي مي شد , صدور كارت خبرنگاران و منتقدان بود كه به سياق سالهاي گذشته , با زهم كارت هايي صادر نشده , عكسهايي گم شد و...
خوشبختانه , بليت هاي چاپ شده كه منقش به مهر ميهمان بود , به كمك اين اوضاع ناهماهنگ آمد و خبرنگاران و منتقداني كه نتوانسته بودند , كارت جشنواره دريافت كنند , از بليت هاي اهدائي مركز سود بردند.
نشريه روزانه مركز هنرهاي نمايشي نيز با تغيير و تحول در گروه كاري اين نشريه , منتشر شد , امسال « جليل اكبري صحت , مديريت انتشارات جشنواره را بر عهده داشت و اين گروه نسبتا جديد , توانست نشريه را به طور معمول و روزانه چاپ و منتشر كند. به اين سبب مي گوييم معمول و روزانه كه اين نشريه امتياز خاصي بر نشريات سالهاي گذشته نداشت اما كم نقص و تقريبا بي عيب بود. و عمده ترين عيب و ايرادهايش در وجود غلط هاي چاپي و ويرايش و... بود.
اما اين نشريه روزانه رفته رفته هم در نوع كاغذ و هم شيوه ارائه مطالب معتبر شد.
پيام هاي دوست داشتني و...
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي , معاون هنري اين وزارتخانه , رئيس مركز هنرهاي نمايشي و بهروز غريب پور هر كدام به طور جداگانه , يك پيام براي دهمين جشنواره نمايش عروسكي صادر كردند. تا حاضران و شاهدان پي به ارزش و اهميت اين جشنواره ببرند. اين مسئولان آن چنان عروسك و نمايشگران عروسكي را توصيف كردند كه گويي اين موجودات و مخلوقات , عزيزترين موجودات روي زمين هستند. مثلا احمد مسجد جامعي در توصيفش از عروسك گفته است : « عروسك , سنگ صبور آدمي است . عرصه اي براي خلق روياها و قصه ها و ديداري دوباره با دنياي پاك كودكي . عروسك , اين مخلوق دست ساز , بر صحنه نمايش , هنرمندانه حيات مي يابد , تا روزگار زلال نوباوگي را يادآور شود. عروسك جذابترين پديده اي است كه بشر در پناه آن , واقعيت هاي تلخ زندگي را برخود هموار كرده و بيش از آن چه « درام زنده به او امكان مي دهد , در اقيانوس بي كران قصه ها , افسانه ها و اسطوره ها غور كرده و صدف هاي بي شمار معرفت و نشاط و سرزندگي را صيد مي كنند و... »
دكتر ايماني معاون هنري وزير ارشاد نيز در آغاز پيامش گفته است : « عروسك رفتارهاي پاك و معصومانه آدمياني است كه دنياي زيباتري را جستجو مي كند و تئاتر عروسكي چيزي نيست جز عرصه آفرينش همان دنياي پاك و بي آلايش كه با زلال ترين آفرينش هاي هنري نمايانده مي شود. در حيرتيم كه اين رنگ ها و نقش ها و پيكره هاي ساده با كدامين قدرت شگرف هنرمندانه , اينچنين تماشاگران خود را به وجد و شور وامي دارد! و شگفتا كه دلهاي صاف و صيقل خورده اين هنرمندان با شعله هايي از عشق به مردم و شادي و دردهايشان آن چنان شعله ور است كه بر آن صحنه هاي تاريك آفتابي از دانايي چنان مي درخشد كه گويي هيچ غروبي توان فرونشاندنش را ندارد. راز ماندگاري و اثر سازي عروسك و هنر عروسكي در جهان شايد در تلالو همين آفتاب بي غروب باشد.
هنگامي كه عروسك ها در برابر ديدگان مردم , ناگهان جان مي گيرند و به رفتار و گفتار در مي آيند , شگفتي ها و پيچيدگي هاي اين هنر جهاني را در نهايت سادگي و صميمت سيال مي توان نظاره كرد... »


خسرونشان نيز در پيامش آورده است كه : « صداي عروسك , صداي انسان است . شگفتا كه اين جادوي خيال به جان بخشي هنر , قابليتي مضاعف پيدا مي كند و فرياد و شعور را خواه به حرفي شكسته در گلو و خواه به صوتي رسا به بشريت ابلاغ مي كند. عروسك در اين حيطه مي فهمد و شعور مي بخشد و « صفير » آن « سرود » و « حركت » است .
دنياي عروسكي سرشار از عشق و جوهره هستي است . بايد سراپا محو تماشاي دقيق عروسكها شويم تا فارغ از پرده غفلت , آواي نهفته و نگفته و مناسبات نهان و آشكار زندگي را بازيابيم و... » و سرانجام « بهروز غريب پور » قائم مقام دهمين جشنواره بين المللي نمايش عروسكي تهران ـ مبارك كه بخشي از عمرش را با عروسكها گذرانده و در اين دنيا غوطه خورده , پيامي بلندتر را قلم كرده است . او در اين پيام اطلاعات تخصصي خود را نيز وارد كرده تا پيامش با سه پيام ديگر متفاوت باشد. او پيامش را اينگونه آغاز كرده است : « سايه ها , عروسكهاي سايه اي چون اشباحي ناظر , در پرتو نوري كه از چراغ مقدس مي تابد , خاموش و منتظرند تا دالانگ (مرشد پير) سخنانش را با مرشد جوان به پايان برساند. از طلوع آفتاب تا برآمدن ماه , اين دو روبروي هم نشسته اند. يكي گويا و ديگري خاموش يكي استاد و ديگري شاگرد. يكي پيرو جهانديده و ديگري در آستانه ورود به جهاني كه او را با جاذبه هاي بسيارش به خود خوانده است ...
مرشد پير به شاگرد ـ فرزند خود آداب را باز مي گويد : تو شريك غم و غصه و شادماني مردمان خواهي شد. محرم آنان , همراز آنان , تو را به مجلس عروسي فراخواهند خواند. ترا به مجلس عزاي عزيزان دعوت خواهند كرد. پس تو هم شادماني بخش و هم تسلي بخش مردمان خواهي شد. تو نمايشگري و نبايد دروغ بگويي و...! »
با ديده انصاف و تامل اگر نگاه كنيم , در پيام غريب پور , مي شود توصيه هايي كاربردي را ديد و يا از خاصيت عروسك و عروسك گردان نكاتي را فهميد. سه پيام ديگر همه توصيف هستند و انشا! و شايد بد نباشد كه مسئولان پيام دهنده كه اينقدر زيبا مي نويسند , پيام خود را نيز در جهت رشد و بهبود نمايش عروسكي صادر كنند و نه صرفا تعريف و تمجيد و توصيف و...
نكته ديگر در اين پيامها , تلقي هاي عمدتا سنتي از عروسك و نمايش عروسكي است به ويژه اينكه , عروسك در اين پيام ها مدام به كودكي و دوران معصوميت و معصومانه و... وصل مي شود. (البته بد نيست ) اما اگر همين مسئولان به كارهاي جشنواره با فرصت و دقت بيشتري نگاه كنند متوجه مي شوند اكنون دنياي عروسك , تركيب عجيبي با تكنيك يافته و مرزهاي سنگ را در هم نورديده و جامعه نمايشگران عروسكي ايران , اتفاقا مي بايست تكنيك هاي ناب عروسكي را ببينند و بشناسند و به كار ببندند.
حرف ها و نكته ها
« محمود فرهنگ » عضو هيات بازبيني نمايشها عروسكي پيشنهاد قابل توجهي براي برگزاري اين جشنواره دارد. به عقيده او , بهتر است كه جشنواره نمايش عروسك به شكل داخلي هر سال برگزار شود و به شكل بين المللي , هر دو سال يك بار تا فرصتي بيشتر براي خانواده عروسكي مهيا گردد كه رشد كنند.
« افسانه زماني » يكي از هنرمندان حاضر در جشنواره نيز در ارتباط با مقوله عروسك و كودكان مي گويد : « عروسك صرفا براي بچه ها نيست , بچه ها دوستش دارند , اما نمايش عروسكي , گستره وسيعي است . همه جاي دنيا با آن هزاران مفهوم را عرضه مي كنند كه فقط متعلق به بچه ها نيست . »
« حسن دادشكر » هم كه سالهاست نمايش عروسكي كار مي كند و مسئوليت كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان را به عهده دارد گلايه مي كند كه : « به اين قشر بي توجهي مي شود. مگر ما چند (حرفه اي ) در ايران داريم چرا شرايط كار را برايشان فراهم نمي كنند. در حالي كه اين حق آنهاست , كساني كه زندگي و جواني شان را بر سر اين رشته گذاشته اند. اما عده اي امروز ناچارند به خاطر گذران زندگي به سريال نويسي روي آورند. ما نيازمند برنامه ريزي و حمايت دولت هستيم . » « يوسف صديق » استاد دانشگاه در رشته عروسكي و عضو هيات بازبيني نيز مي گويد :
« بارها گفته شد و تكرار مكررات است اما باز هم مي گويم كه گروه ها به سالن , حمايت و صميمت نياز دارند. نمي گويم به پول و ماديات ولي اين حمايت و صميميت هم كه نباشد , چه چيزي باقي مي ماند در بعضي استانها درك خيلي خوبي از اين گروه ها و فعاليتشان وجود دارد , اما در بعضي استانها بچه ها با اعتماد به نفس و اطمينان خاطر نمي توانند فعاليت كنند و دچار سرشكستگي مي شوند و انگيزه هايشان كمرنگ مي شود » .
آزاده انصاري كه كارگردان نمايش قصه « ماه پيشوني » است درباره وضعيت نمايش عروسكي به طور كلي مي گويد : « به محض اينكه اسم نمايش عروسكي مي آيد همه هنرمندان اين رشته آه از نهادشان برمي آيد. چون وضعيت اين هنر تا امروز خوب نبوده و اميدواريم افق هاي روشن تري پيش رويمان باز شود چون تا به حال ما شوخي شوخي كار كرده ايم . »
سخن آخر
زماني كه اين مطلب را مي خوانيد , چند روزي از اختتاميه جشنواره عروسكي گذشته است , جشنواره اي كه عنوان بين المللي را با خود يدك مي كشد. اما تا همين دوره , هدف خاص و دورنماي ويژه اي را دنبال نمي كند. و به قول همين كارگرداني كه ذكرش در بالا آمد , بيشتر به يك شوخي مي ماند.
هر چند بايد اذعان داشت كه در اين دوره نظم و انضباط بيشتري بر جشنواره حاكم بود , و تماشاگران كمتري از برخورد مسئولان سالن ها رنجيدند. ضمن اينكه تماشاگران و گروه ها نيز شوون اجتماعي را نسبت به گذشته , بيشتر و بهتر رعايت كردند (البته نگارنده هنوز اختتاميه را نديده است ). اميدواريم جشنواره آينده فرصت بهتري براي نمايشگران عروسكي پديد آورد.

يادداشت
هنرمندان و اولياي هنر از خود آغاز كنند




ث علي ارسنجاني
اتفاقي كه در جشن خانه سينما در روز ملي اين هنر و در مراسم اهداي جوايز برترين ها رخ داد , از وجوه گوناگون قابل بررسي , تامل و عبرت آموز است .
قطعا چنين اتفاقي ابتدا به ساكن و بدون پيش زمينه ها و تغيير و تحولات قبلي رخ نداده است و اوضاع و احوال كنوني كه منجر به پوشش هاي مبتذل و ظواهر آنچناني مدعوين و رفتارهاي خارج از شوون اسلامي و حتي عرفي شده است , معلول شرايط اجتماعي ـ فرهنگي ساليان اخير است كه مسبب آن فرد يا افرادي خاص و مشخص و يا حتي نهاد و سازماني منفرد نبوده است . چرا كه اين نوع پوشش ها و رفتارها صرفا در حوزه مراسم هنري (سينما , تئاتر , موسيقي و...)ديده نمي شود , بلكه در مراسمي غيرهنري و مرتبط با سازمانها و نهادهاي ديگري به جز هنرمندان , گاه شاهد حضور زنان بدحجاب و.... هستيم و اين ناهنجاري ها به سادگي قابل رويت است . براي اثبات اين حرف مي توانيد به كلاسهاي آموزش زبان , كنكور , سمينارهاي يك روزه و يا چند روزه علمي و.... رفته و از نزديك چنين اوضاع و احوالي را مشاهده كنيد.
اما بحث هنرمندان و مجامع هنري با ديگر افراد و اصناف به كلي متفاوت است . زيرا هنرمندان به واسطه نوع فعاليتشان , الگوهاي رفتاري به ويژه قشر جوان جامعه به شمار مي روند و نسبت به ساير افراد جامعه از موقعيتي حساس تر برخوردارند.
قطعا يكي از طرق جلوگيري از اين نحوه رفتار , برخوردهاي قانوني است كه در جاي خود و به تناسب وضعيت و موقعيت , بهترين برخورد است . اما پيش از آن و بيش از آن , كار فرهنگي در درازمدت تاثير بيشتري دارد , چرا كه وضعيت كنوني نيز با شعارها و داعيه هاي فرهنگي و ذره ذره به وجود آمده و محيطهاي مقدس هنري را آلوده كرده است . بي ترديد بر هيچ كس پوشيده نيست كه انواع هنرها از جمله سينما , تئاتر , نقاشي و... با لذات در مسير ارتقا انسانيت و تعالي روح قرار مي گيرند و قابليت هاي نامحدودي دارند كه بزرگترين و ارزشمندترين مفاهيم در اين قالب ها بگنجد.
گو اينكه در تاريخ هنر جهان و تاريخ هنر ايران زمين و حتي در حيطه سينما و تئاتر كشورمان , تاكنون آثاري خلق شده اند كه احوال و قلوب را در جهت رشد و تعالي دگرگون كرده اند و تاثيراتي ارزشمند بر اجتماع نهاده اند. اكنون نيز هنرمندان متعهد و اخلاق مداري در عرصه سينما و تئاتر هستند كه هيچگاه آلوده ابتذال نشده اند. اما چه مي شود كرد هنگامي كه ابتذال و پرده دري به تدريج و طي سالها , ذره ذره به جامعه هنري رسوخ كرده و گستره آلودگي آنچنان وسعت گرفته كه آن تعداد افراد اخلاق مدار نيز در سيطره اين آلودگيها , فراموش شده و يا آثارشان به وضوح قابل رويت نيست .
زنگ خطر بروز و شهود چنين آلودگي هايي از جمله در جشن خانه سينما به صدا درآمده است . زنگي كه سينماگران متعهدي چون « مجيد مجيدي » در چنين مراسمي هشدار آن را داده بودند.
براستي چه مواردي سبب شده تا ما در روزي كه بايد مهم و دوست داشتني باشد شاهد ابتذال باشيم
پاسخ اين پرسش خيلي دشوار نيست . حداقل مي توان به طور كلي , مواردي را برشمرد; از جمله كوتاهي ها در پرورش نسل جوان كه خصوصا از دوره آموزش و پرورش آنها آغاز مي شود و در دوره تحصيلات عالي به تكامل مي رسد. ديگر , دانشگاه مردمي به تعبير امام (ره )) صدا و سيماست كه به دليل بالا رفتن تعداد شبكه ها ناگزير به توليد انبوه برنامه ها شده است و در طول اين سالها , رفته رفته پر كاري بر كيفيت مطلوب غلبه كرده و انواع و اقسام تفكرات , اجازه ورود به اين دانشگاه را پيدا كرده اند. و در ضمن آن , گفت وگوهاي اشخاص سريال هاو... صورت هاي سخيف و كاملا كوچه بازاري و لمپني و..... پيدا كرده است . از طرف ديگر بازيگران سريال هاي تلويزيوني علي رغم اينكه از آزادي هاي نسبي در نحوه پوشش و گويش و روش خود بهره مند شده اند , خارج از محيط همين سريال ها پوشش ها و رفتارهايي به مراتب آزادانه تر از خود بروز داده اند و گاه شكل و شمايل خود را به گونه اي آراسته اند كه با توجه به محبوبيتشان الگوي جوانان علاقه مند به حرفه اشان شده اند. به اين نحو كه هر كس قرار است هنرمند شود بايد رفتاري خاص , آزادانه , بي محدوديت و نهايتا ولنگار داشته باشد.
به اين ترتيب است كه جوانان كم سن و سال با ديدن الگوهاي خود و اغراق كردن در نحوه رفتارها و پوشش ها , به مانكن هايي تبديل شده اند كه بدن خود را به نمايش مي گذارند و نه تفكر و انديشه و اخلاق را.
براي اصلاح چنين اوضاعي , يكي از بهترين روش ها , همان روشي است كه فرهنگ را به اين نقطه رسانده است . يعني بايد به تدريج , اصلاحات از دورن خود هنرمندان و رفتارهاي بيروني آنها شروع شود.
همان هنرمنداني كه بسياري اوقات نقش معلمان و استادان قشر جوان را نيز بازي مي كنند , آنها كه تصاويرشان در نشريات ريز و درشت منتشر مي شود و گفت و گوهاي خانوادگي اشان با مجلات خانوادگي يكي از جذاب ترين و خواندني ترين بخش ها را شكل مي دهد.
اگر هنرمندان كه بي ترديد از جمله معلمان تاثيرگذار جامعه هستند , خود اقدام به اصلاح نكنند , بي ترديد , بيشترين ضرر ممكن نصيب حرفه اشان كه سينما , تئاتر , نقاشي و... است مي شود.
تشكيل شورايي از سوي خود هنرمندان براي بهبود اوضاع مي تواند مناسب باشد تا در قدم اول محيط هاي هنري از چنين رفتارهايي پاك شود و در قدم بعدي , كساني كه با چنين ظواهري به سوي هنرمندان متمايل مي شوند , از جانب همين هنرمندان طرد شوند تا زماني كه خود را آراسته به فضايل اخلاقي كنند و هنرمندان نيز به آنها روي خوش نشان دهند.
البته امر به معروف و نهي از منكر با رعايت اصول آن در چنين شرايطي و در كوتاه مدت , مي تواند بخش عمده اي از اين ناهنجاريها را تعديل كنند , اما مساله مهم اين است كه هنرمندان و اولياي هنر بايد ابتدا از خود آغاز كنند.
اوضاع و احوال كنوني كه منجر به پوشش هاي مبتذل و ظواهر آنچناني مدعوين و رفتارهاي خارج از شوون اسلامي و حتي عرفي شده است , معلول شرايط اجتماعي ـ فرهنگي ساليان اخير است
وضعيت كنوني نيز با شعارها و داعيه هاي فرهنگي و ذره ذره به وجود آمده و محيطهاي مقدس هنري را آلوده كرده است
اكنون نيز هنرمندان متعهد و اخلاق مداري در عرصه سينما و تئاتر هستند كه هيچگاه آلوده ابتذال نشده اند
تشكيل شورايي از سوي خود هنرمندان براي بهبود اوضاع مي تواند مناسب باشد تا در قدم اول محيط هاي هنري از چنين رفتارهايي پاك شود و در قدم بعدي , كساني كه با چنين ظواهري به سوي هنرمندان متمايل مي شوند , از جانب همين هنرمندان طرد شوند