
گفت وگوي اختصاصي روزنامه جمهوري اسلامي با سردار سرلشكر پاسدار دكتر
سيد يحيي صفوي ; فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
بخش پاياني گفت و گو از : حسين زكريائي
اشاره : بخش اول گفت و گوي اختصاصي ما با سردار سرلشكر پاسدار دكتر
سيديحيي صفوي فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را ديروز سه شنبه
83,6,31 مصادف با اولين روز از هفته دفاع مقدس مطالعه فرموديد , آنچه در
پي مي آيد بخش دوم و پاياني اين گفت و گو است كه از نظر مبارك شما مي گذرد.
اميد آنكه در نظرتان مقبول افتد.
بفرمائيد در طول هشت سال دفاع مقدس عمدتا عملياتهاي سپاهيان اسلام از كجا و توسط چه
كساني هدايت مي شد
ما تا زمان شكستن حصر آبادان يعني پنجم مهرماه سال يكهزار و
سيصدوشصت عملياتهاي جنوب را در ستاد عمليات جنوب هدايت و فرماندهي
مي كرديم و پس از آن يعني عملياتهاي آزادسازي بستان در زمستان همان سال
1360 و همچنين عمليات هاي فتح المبين , بيت المقدس , رمضان , والفجر
مقدماتي و والفجر يك را از قرارگاه مركزي كربلا هدايت مي نموديم . از سال
1362 كه حضرت امام (ره ) فرماندهي جنگ را به آقاي هاشمي رفسنجاني واگذار
كردند , قرارگاه مركزي خاتم الانبيا(ص ) شكل گرفت كه فرماندهي آن قرارگاه را
آقاي هاشمي رفسنجاني عهده دار بود و اين قرارگاه عملياتهاي ارتش و سپاه را
هدايت مي كرد.
از آنجائيكه شما در طول هشت سال دفاع مقدس , بعنوان فرمانده عمليات سپاه مشغول فعاليت
بوديد در مورد سير مراحل طراحي و اجراي عمليات توضيحاتي بفرمائيد.
در رابطه با سير مراحل طراحي و اجراي عملياتها من به يك سيري خلاصه وار
اشاره مي كنم .
اولين بحث هر عمليات ضرورت اجراي عمليات بود كه اين ضرورت بر
اساس سياست ها و تصميماتي كه در شوراي عالي دفاع يا فرماندهي جنگ اتخاذ
مي شد مورد بررسي قرار مي گرفت . يعني به غير از حضرت امام (ره ) كه به عنوان
فرمانده كل قوا , استراتژي كلان جنگ را طراحي مي كردند , در سطح پائين تر
شوراي عالي دفاع و يا فرماندهي جنگ , ضرورت اجرا , انجام و ادامه عملياتها را
بررسي مي كردند , منتهي همين ضرورت اجراي عمليات با توجه به چند پارامتر
بود.
اول : فضاي سياسي , نظامي در سطح بين المللي و منطقه اي
دوم : فضاي سياسي , نظامي در سطح محلي و آثار آن در سطح داخل كشور.
سوم : جايگاه انجام آن عمليات در استراتژي دفاعي ايران
چهارم : بررسي ضرورت عمليات در سطح عالي كه توسط فرماندهان عالي
رتبه سپاه و ارتش كه در شوراي عالي دفاع به فرماندهي جنگ در قرارگاه مركزي
خاتم الانبيا(ص ) ارائه مي شد. و با توجه به امكانات و توان يگانهاي رزم ارتش
و سپاه دستور عمليات ابلاغ مي گرديد.
عامل بعدي بحث زمين و زمان بود كه دو عنصر اساسي و تعيين كننده براي
انتخاب نوع عمليات ها به شمار مي رفت . مثلا در رابطه با انتخاب زمين و منطقه ,
عمليات به چند مسئله توجه ويژه مي شد.
اول : اهميت و ارزش سياسي , نظامي آن منطقه عملياتي كه قرار بود تصرف
شود.
دوم : توجه به وضعيت زمين منطقه اي كه انتخاب مي شد. معمولا ما متناسب
با نيروهايمان كه عمدتا نيروهاي پياده بودند , زميني را انتخاب مي كرديم كه
دشمن با نيروهاي زرهي اش يا نتواند مقابله كند و يا اگر توانست سخت بتواند با
ما بجنگند و در عوض ما با نيروهاي پياده بهتر بتوانيم بجنگيم . لذا اگر مي بيند ما
در سال 1362 و 1363 عملياتهاي خيبر و بدر را در كنار دجله و فرات , با عبور
از هورالهويزه انجام داديم , براساس اين بود كه زميني را انتخاب نموديم كه
دشمن با قدرت زرهي اش نتواند با ما مقابله كند و يا در فاو ما به اين خاطر آن
منطقه را براي جنگيدن انتخاب كرديم كه دشمن توانش نسبت به نيروهاي پياده و
غواص ما كم باشد.
مسئله بعدي عامل زمان بود , چرا كه عامل زمان از چند جهت براي ما در
طرح ريزيهاي عمليات مهم بود. اول : زمان لازم براي آموزش نيروها بخصوص
آموزشهاي تخصصي . مثلا در عمليات فاو ما سه هزار غواص را بايد آموزش
مي داديم و تمرين اين نيروها زمان بر بود.
دوم : زمان لازم براي آماده سازي زمين و منطقه عمليات . چرا كه خيلي از
جاها ما بايد كارهاي مهندسي انجام مي داديم . مثلا براي انتقال و استقرار
توپخانه و خمپاره اندازهايمان بايد جاده مي كشيديم يا براي احداث جاده هاي
مواصلاتي نياز به زمان داشتيم .
سوم : زمان لازم براي تهيه تجهيزات و امكانات . مثلا در عمليات فاو خريد
چند هزار موتور قايق و چند هزار لباس غواصي در دستور كار ما بود كه در نوع
خود كار بسيار دشواري است . حالا خريد يك طرف و لو رفتن عمليات از طرف
ديگر. چون ما از خارج مي خواستيم سه هزار دست لباس غواصي خريداري كنيم
با اين خريد كلان همه دنياي مي فهميدند كه ما مي خواهيم عمليات آبي خاكي
انجام دهيم و اينكه اين موتورهاي قايق را از چه كشوري تهيه كنيم كه نفهمد ما
عمليات داريم هم بسيار مهم بود. چون نوع خريد ما از خارج نشان دهنده
عمليات آينده بود.
چهارم : تعيين زمان مناسب جهت غافلگيري دشمن . ما معمولا عملياتها را به
گونه اي طرح ريزي مي كرديم كه زمان حمله ما را دشمن نفهمد. مثلا عمليات
فتح المبين را كه در دهم فروردين سال 1361 به اتمام رسانديم , بلافاصله نيروها
را كمتر از يك ماه براي عمليات بيت المقدس و آزادسازي خرمشهر آماده كرديم
و اين يك نوع غافلگيري بود. چرا كه عراقي ها به هيچ وجه نمي توانستند باور كنند
كه ظرف يك ماه چندين هزار نيروي ارتش و سپاه بعد از عمليات فتح المبين
سازمان رزم بيابند و آماده عمليات شوند.
لذا اين عامل زمان , يعني هم فرصت زماني و هم زمان انجام عمليات كه مثلا
در چه روز و يا شبي و يا در چه ساعتي انجام شود. در سير مراحل عمليات نقش
تعيين كننده اي داشت .
همچنين براي اينكه اكثر عملياتهاي ما در شب انجام مي شد , وضعيت
روشنايي و نور مهتاب براي ما مهم و تعيين كننده بود. بطور مثال عمليات مسلم
بن عقيل (ع ) كه اينجا جا دارد يادي كنم از شهيد بزرگوار آيت الله اشرفي اصفهاني
آن پيرمرد نوراني , امام جمعه كرمانشاه كه با لباس پاسداري در شب عمليات
مسلم بن عقيل در منطقه سومار بين رزمندگان حضور پيدا كردند. دشمن در اين
عمليات روي ارتفاعات شهر مندلي مستقر بود و نيروهاي ما بايد از يك دشت
عبور مي كردند و به ارتفاعات مي رسيدند و ما براي اينكه از دشت عبور كنيم و به
دامنه ارتفاعات برسيم , بطوريكه نيروهاي دشمن ما را نبينند نياز به تاريكي
داشتيم و وقتي به پاي ارتفاعات مي رسيديم براي بالا رفتن از شيارها و پيدا كردن
سنگرهاي دشمن نياز به نور مهتاب داشتيم . درست است كه ما طرح ريزي
عمليات را به گونه اي انجام داديم كه نور مهتاب با حركت نيروها تنظيم باشد ولي
آنچه كه من با چشم خودم در اين عمليات ديدم يك امداد غيبي بود بطوريكه
وقتي نيروهاي ما به دشت رسيدند يك لكه ابر جلوي نور مهتاب را گرفت و يك
تاريكي بر دشت حاكم شد و در اين فرصت چند يگان و لشگر از اين دشت عبور
كردند و وقتي به نزديكي ارتفاعات رسيدند لكه ابر كنار رفت و نور مهتاب آشكار
شد و بچه ها با روشن شدن هوا هجومشان را بصورت غافلگيرانه به سنگرهاي
دشمن آغاز نمودند.
پس خود وضعيت روشنايي در شب عامل زماني است .
در رابطه با طراحي عمليات بايد عرض كنم ابتدا اهداف و ماموريت و بعد از
آن سازمان رزم را مشخص كرده سپس طرح مانور را بررسي و تصويب مي كرديم
كه خود طراحي و تصويب مانور كار بسيار پيچيده اي بود. ما معمولا در
طرح ريزي عمليات از فرماندهان جز مثل فرمانده گروهان تا گردان مشورت
مي گرفتيم تا فرماندهان كل مثل فرماندهان تيپ و لشكر و... يعني براي اينكه يك
عمليات درست طرح ريزي شود جلسات مشورتي زيادي برگزار مي كرديم تا آن
عمليات منطبق با توان رزمي , منطبق با زمين و دشمن و منطبق با تجهيزاتي كه
داريم انجام شود در اين راستا نقش واحدهاي پشتيباني , مثل توپخانه ,
مهندسي , پدافند هوايي , پشتيباني هوايي از نيروي هوايي گرفته تا هلي كوپترهاي
كبري تا پشتيباني و احداث بيمارستانها براي ما بسيار مهم و تعيين كننده بود كه
در اين جلسات در مورد آنها نيز بحث و گفت و گو مي كرديم . بعنوان مثال سعي
مي كرديم بيمارستانهاي صحرايي را نزديك به منطقه عملياتي احداث كنيم تا
بتوانيم در اولين فرصت زخمي ها و مجروحين را به بيمارستان برسانيم و...
همچنين در طرح ريزيهاي عمليات , شناسايي و گرفتن اطلاعات از دشمن يك
عامل بسيار مهمي بود كه ما در اين اطلاعات و شناسايي از عكس هاي ماهواره اي
عكس هاي هوايي و اطلاعات كسب شده توسط گشتي هاي شناسايي كه در عمق
خاك دشمن كسب مي شد استفاده مي كرديم . لازم است بدانيد كه گاهي اوقات
نيروهاي ما سه چهار شبانه روز مي رفتند در منطقه دشمن مي ماندند و كاملا هم
زمين را و هم دشمن را زير نظر مي گرفتند و برمي گشتند.
مورد بعدي بازكردن معابر ميدان مين بود كه توسط نيروهاي تخريب انجام
مي شد و از كارهاي اساسي اطلاعات ما به شمار مي رفت كه مثلا بايد ميادين مين
را قبل از عملياتها باز مي كردند تا در آغاز عمليات نيروها بدون اينكه روي مين
بروند بتوانند از اين مناطق عبور كنند.
از جمله كارهاي ديگر اطلاعات , گرفتن اسير از دشمن و بازجويي از اسرا بود
براي اينكه استعداد دشمن را بفهمند و از وضعيت سنگرهاي دشمن مطلع شوند
كه اين مورد هم از كارهاي اصلي اطلاعات و شناسايي ما بود.
همچنين كسب اطلاع از آرايش , استعداد و شكل خطوط پدافندي و رده ها و
موانع و استحكامات دشمن و اطلاع از طرح هاي حفاظتي , تاميني طرح هاي
فريب و تك هاي پشتيباني , از ديگر چيزهايي بود كه ما در شناسايي و اطلاعات
دشمن در طرح ريزي هايمان استفاده مي كرديم . مثلا ما در رابطه با فريب دشمن در
عمليات فاو يك عمليات فريب بزرگي را طرح ريزي كرديم كه هم آمريكائيها و
شورويها و هم عراقي ها فريب خوردند.
اين عمليات فريب به اين صورت بود كه اول ما در اهواز يك جاسوس عراقي
را گرفتيم كه مدتها با بي سيم آمادگي نيروها و حضور نيروهاي بسيجي ما را در
اهواز به عراقي ها اطلاع مي داد لذا فركانس يابي و رديابي كرديم تا اينكه محل آن
بي سيم را پيدا كرده و آن جاسوس را گرفتيم و به او گفتيم كه حكم تو طبق قوانين
دادگاه انقلاب براي اينكه در زمان جنگ اطلاعات به دشمن مي دهي , اعدام است
ولي اگر مي خواهي اعدامت نكنيم بايد آن اطلاعاتي را كه ما به تو مي گوئيم براي
عراق مخابره كني و آن شخص در اختيار ما قرار گرفت و ما آن اطلاعاتي را كه
مي خواستيم توسط او مخابره مي كرديم .
دوم اينكه در كنار هورالهويزه , منطقه اي كه سالهاي قبل در آنجا عملياتهايي
چون بدر و خيبر را انجام داده بوديم , چند هزار چادر برپا كرديم و چند صد
فروند قايق شكسته و داغان شده را برديم در آنجا مستقر نموديم كه آنها هر چه
عكس ماهواره اي مي گرفتند , چادرها و قايقها را مي ديدند و دركنار همه اينها نيز
چند رادار و سايت موشك هاگ (موشك هاي زمين به هوا) نصب كرديم كه باز
هواپيماهاي شناسايي عراق كه عمدتا ميگ 25 بود از اينها عكس مي گرفتند .
در كنار اينها سكوهايي را نيز براي هلي كوپترها تهيه كرديم و گاهي در روز
هلي كوپترهاي هوانيروز را مي برديم در آنجا مستقر مي كرديم تا آنها ببينند.
به غير از اينها وقتي به انجام عمليات نزديك شديم , نيروهايمان را روزها
مي برديم كنار اين منطقه هورالهويزه و شبها با چراغ خاموش برمي گردانديم . لذا
با همه اين اوصاف و طرح هاي فريب , دشمن مطمئن شد كه ما مجددا مانند سال
1363 مي خواهيم در اين منطقه عمليات كنيم در حالي كه مانيروهايمان را
درتاريكي شب مي برديم در نخلستانهاي اطراف رودخانه بهمنشير مستقر
مي كرديم .
لذا دشمن در عمليات فاو با يك غافلگيري كاملي مواجه شد كه اصلا تصور
نمي كرد ما در منطقه اروند كنار عمليات كنيم . چرا كه همه را فريب داديم , حتي
ماهواره ها و هواپيماهاي شناسايي عراق را. بطوريكه تا دو روز اول عمليات هم
عراقي ها نمي دانستند اين عمليات اصلي است يا فرعي و ترديد
داشتند.
مسئله بعدي اقدامات يگان جهت كسب آمادگي عمليات بود كه كليات آن را
خدمت شما عرض مي كنم :
تحويل خط به يگان هجوم كننده
استقرار نيرو
آماده سازي زمين منطقه براي عمليات
آماده سازي نيروها (هم از نظر آموزش و سازماندهي , هم توجيه عمليات و
تجهيز نيروها)
مسائل استتار و حفاظت
طراحي عمليات يگان (چه در سطح تيپ و چه در سطح لشكر يگانها بايد براي
عمليات خودشان طرح ريزي مي كردند سپس مي بردند به قرارگاه و تصويب
مي كردند.)
توجيه رده هاي مختلف عملياتي
سنجش ميزان آمادگي يگانها در عمليات
در رابطه با خود عمليات نيز مسائلي كه در ادامه عرض مي كنم ابتدا در
جلسات اوليه قرارگاه بحث , تصويب و بعد از آن اجرا مي شد.
چگونگي شكستن خط
پاكسازي و عبور يگانها براي تصرف
هماهنگي بين نيروهاي عملياتي
انتقال نيرو و تجهيزات در ادامه عمليات
تشكيل خط دفاعي
آمادگي براي پدافند و ايجاد خاكريز
ارزيابي و جمع بندي عمليات
نتايج سياسي و نظامي عمليات
بررسي ويژگيهاي عمليات
بررسي علل موفقيت و عدم الفتح
بررسي نقاط ضعف و قوت نيروهاي خودي و دشمن
و آخرين كاري كه در رابطه با عمليات انجام مي شد , بررسي واكنش ها , بازتاب ها
و پيامدهاي عمليات از نظر تاثير در مسائل سياسي و نظامي در خارج از كشور و
يا بازتاب هاي آن درداخل كشور بود كه اين كار بيشتر به عهده مسئولين سياسي
كشور بود.
بعنوان آخرين سئوال بفرمائيد ايران هشت سال در برابر تجاوز دشمن دفاع كرد و با سربلندي از
اين امتحان بيرون آمد , يقينا قدرت امروز ايران نسبت به سالهاي جنگ تغيير يافته و خود را به
سلاح هاي پيشرفته و فن آوري روز مجهز كرده است , شما چه توصيه اي براي آنهايي كه ايران را با
عراق و يا افغانستان مقايسه مي كنند داريد
از نظر من مقايسه ايران با عراق و افغانستان از چند جهت اصلا مقايسه درستي
نيست , 1 ـ از جهت مردم ايران و تفاوت مردم ايران با مردم عراق و افغانستان . 2 ـ
از نظر جغرافياي طبيعي ايران و عراق , 3 ـ از نظر ماهيت حكومت و ماهيت و
مشروعيت نظام در ايران نسبت به اين دو كشور و 4 ـ آمادگي ها , توان و قدرت
نيروهاي مسلح ايران نسبت به اين دو كشور.
مردم ايران در طول تاريخ همواره نشان دادند كه با متجاوزين سخت برخورد
مي كنند. تاريخ ايران مملو از رشادتهاي ملت ايران در دفاع از سرزمينش و مقابله
با متجاوزين از هر قوم ميباشد و همه اينها نشان دهنده اين است كه ملت ايران
يك ملت رشيد , مقاوم , با غيرت و يك ملتي است كه نسبت به سرزمينش , نسبت
به كشورش , نسبت به مرز و بومش , نسبت به ناموسش واقعا دفاع مي كند و تاريخ
ايران نشان دهنده اين موضوع است .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي , اين دفاع يك دفاعي بود در راستاي اعتقاد
مردم ايران يعني مردم ما آن جنگ عراق عليه ايران را تجاوز به انقلاب اسلامي ,
انقلابي كه خودشان كردند , مي دانستند و همان مردم براي دفاع از انقلابشان به
جبهه هاي غرب و جنوب آمدند , بنابراين ملت ايران اين چنين اعتقادي دارند.
كل سرزمين عراق 488 كيلومتر است ولي ما يك كشور وسيعي هستيم , با
يك جغرافياي متنوع . مساحت كشور ما سه برابر كشور عراق است و بيش از دو
برابر افغانستان است و يك ملتي كه هفتاد ميليون نفرند.
در رابطه با ماهيت رژيم بايد عرض كنم واقعا مردم عراق صدام را يك آدم
ديكتاتور و رژيم صدام , يك رژيم نامشروع مي شناختند و اين رژيم متكي به
مردم نبود. بر خلافش جمهوري اسلامي متكي به آرا مردم ست و مردم و حكومت
يك هم پيوستگي با يكديگر دارند و يك وحدت و انسجامي بين ملت و مسئولين
برقرار است و حتي ميان آنها يك عشق و علاقه ويژه اي وجود دارد و واقعا " مردم
ما مسئولينشان را دوست دارند , رهبري شان را دوست دارند , رئيس جمهورشان
را دوست دارند , وكلاي مجلس را دوست دارند و حكومت را از آن خودشان
مي دانند , يعني به معني واقعي در ايران يك حكومت مردمي روي كار است ,
حكومتي كه مردم به آن علاقه دارند. و يك انسجام سياسي و مشروعيت و
مقبوليت نظام در ايران حاكم است و كاملا با وضعيت سابق در عراق متفاوت
است .
علاوه بر اين رهبري و مسئولان ايران , رهبراني مدير , مدبر شجاع هستند و
مي دانند كه در محيط بين المللي از نظر سياسي چگونه كشورشان را اداره كنند ,
چگونه كشورشان را از خطر جنگ دور نگهدارند ولي اگر جنگي را بر ايران
تحميل كردند , رهبري جمهوري اسلامي و سران سه قوه انسانهايي هستند شجاع
كه در مقابل متجاوزين ايستادگي مي كنند. پس مديريت كشور تا سطح سران سه
قوه مديريتي است عالمانه , براساس خردمندي .
در رابطه با نيروهاي مسلح , من با اطمينان مي گويم هم اكنون كه شانزده سال
از پايان جنگ مي گذرد. نيروهاي مسلح ما , ارتش قدرتمند ما , سپاه پاسداران هم
تجربه سالهاي دفاع مقدس را دارند و هم آموزشهاي تخصصي را همه نيروها
ديدند , هم سازماندهي يگانها , چه در نيروي هوايي , چه در نيروي دريايي , چه
در نيروي زميني و چه در نيروي مقاومت بسيج بصورت دقيق انجام گرفته است .
و هم اكنون فقط نيروي مقاومت بسيج سپاه حدود ده ميليون بسيجي دارد. خب
ما زمان جنگ ده ميليون بسيجي نداشتيم . تجهيزات هم نداشتيم اما در عوض
الان تجهيزات داريم . پاسداران ما آموزشهاي تخصصي نديده بودند اما الان با
اين آموزشهاي تخصصي , نيروي زميني سپاه قدرتمندترين نيروي زميني منطقه
خاورميانه است , نيروي هوايي سپاه , نيروي است بابيش از 200 فروند هواپيما ,
هلي كوپتر جنگي , آموزشي و پشتيباني و همچنين نيروي هوايي سپاه از يك
قدرت موشكي بالستيكي قدرتمندي برخوردار است و مي تواند اهداف خودش
را تا بردهاي بالا مورد هدف قرار دهد. و ما خودمان توليد كننده موشك هستيم و
هيچ نيازي به كشورهاي خارجي نداريم . وزارت دفاع ما موشك هاي شهاب 3 را
خودش توليد مي كند و هيچ وابستگي به خارج ندارد و همه كارهايش بدست
جوانان متخصص ايراني انجام مي شود.
علاوه بر اين آمادگي نيروهاي مسلح , ملت ما با نيروهاي مسلحش يك پيوند
عميق دارند. يعني مردم ما نيروهاي مسلحشان را دوست دارند , چرا كه ارتش ما
يك ارتش مردمي است , سپاه پاسداران يك سپاه مردمي است و فرماندهان
ارتش و سپاه ما فرماندهان مردمي هستند , و مردم آنها را مي شناسند كه اينها كجا
بودند , كجا زندگي مي كردند , پدرشان كي بود و اين انسجام كه بين نيروهاي مسلح
و مردم ما هست , ما هم اكنون از يك آمادگي دفاعي و هجومي خوبي برخوردار
هستيم و برداشت من اين است كه دشمنان ما چه آمريكائيها و چه صهيونيستها
اين حماقت را نخواهند كرد كه به ايران هجوم آورند ولي اگر اين ناداني را انجام
دادند , مطمئنا پاسخ بسيار قوي و شكننده اي را از نيروهاي مسلح ايران دريافت
خواهند كرد و نيروهاي مسلح ما امسال در رژه 31 شهريور هم نشان خواهند داد
كه با يك انسجام , آموزش , تجهيزات و فرماندهي مدبرانه و شجاعانه برخوردار
هستند و در راس آنها هم فرماندهي كل قوا حضرت آيت الله العظمي خامنه اي
همان صلابت امام را , همان فرماندهي امام بر نيروهاي مسلح را عهده دار هستند
كه ما مطمئن هستيم دشمنان ما از فكر تجاوز به ايران خودداري مي كنند ولي اگر
به اين فكر عمل كردند با ضربات شكننده غير قابل تحمل از سوي نيروهاي مسلح
مواجه خواهند شد. من مجدد تكرار مي كنم مسئولان سياسي ما خواستار هيچ
نوع ناامني نيستند. ما مي خواهيم كشورمان را بسازيم و سازندگي كشور ما به يك
محيط امن محتاج است و اين درآمد اقتصادي كه داريم را براي رفع چهره فقر و
محروميت از كشورمان و نجات كشورمان بكار ببريم .
ما آغاز كننده هيچ جنگي نخواهيم بود , ولي اگر دشمنان ما , چه دشمنان
بزرگ ما مثل آمريكائيها و چه كسان ديگر مانند اسرائيل كه بخواهند به تبعيت از
آنها عمل كنند اگر چه ما كسان ديگر را در قد و اندازه اي نمي بينيم با ايران جنگ
را شروع كند ولي با اين حال مي گوئيم اگر جنگي را عليه ايران آغاز كنند ,
نيروهاي مسلح با قدرت و صلابت با متجاوزين برخورد خواهند كرد و بسيار
قويتر از سالهاي دفاع مقدس , دشمن را از اين سرزمين و از دسترسي به منافع
ملي باز خواهند داشت .
آنچه كه من با چشم خودم در عمليات مسلم بن عقيل (ع ) ديدم , يك
امداد غيبي بود , بطوريكه وقتي نيروهاي ما به دشت رسيدند يك لكه ابر
جلوي نور مهتاب را گرفت و يك تاريكي بردشت حاكم شد و در اين
فرصت چند يگان و لشكر از اين دشت عبور كردند و وقتي به نزديكي
ارتفاعات رسيدند لكه ابر كنار رفت و نور مهتاب آشكار شد و بچه ها با
روشن شدن هوا هجومشان را بصورت غافلگيرانه به سنگرهاي دشمن
شروع كردند.
ما قبل از عمليات والفجر هشت , جاسوسي را گرفتيم كه مدتها اطلاعات
ما را به عراقي ها اطلاع مي داد , لذا به او گفتيم : حكم تو طبق قوانين
دادگاه انقلاب براي اينكه در زمان جنگ اطلاعات به دشمن مي دهي ,
اعدام است ولي اگر مي خواهي اعدامت نكنيم بايد آن اطلاعاتي را كه
ما به تو مي گوئيم براي عراق مخابره كني و آن شخص در اختيار ما قرار
گرفت و ما آن اطلاعاتي را كه مي خواستيم توسط او مخابره
مي كرديم .
دشمن در عمليات فاو با يك غافلگيري كاملي مواجه شد كه اصلا تصور
نمي كرد ما در منطقه اروندكنار عمليات كنيم , چرا كه همه را فريب داديم ,
حتي ماهواره ها و هواپيماهاي شناسايي عراق را , بطوريكه تا دو روز
اول عمليات هم عراقي ها نمي دانستند اين عمليات اصلي است يا فرعي و
ترديد داشتند.
ما آغازكننده هيچ جنگي نخواهيم بود , ولي اگر دشمنان ما , چه
دشمنان بزرگ ما مثل آمريكا و چه كسان ديگر بخواهند به تبعيت از آنها
عمل كنند , نيروهاي مسلح با قدرت و صلابت با متجاوزين برخورد
خواهند كرد و بسيار قويتر از سالهاي دفاع مقدس , دشمن را از اين
سرزمين و از دسترسي به منافع ملي باز خواهند داشت .
مردم ايران همواره در طول تاريخ نشان دادند كه با متجاوزين سخت
برخورد مي كنند. تاريخ ايران مملو از رشادتهاي ملت ايران در دفاع از
سرزمينش و مقابله با متجاوزين از هر قوم مي باشد و همه اينها
نشان دهنده اين است كه ملت ايران يك ملت رشيد , مقاوم و با غيرت
است .

|