بسم الله الرحمن الرحيم
اظهارات اخير كوفي عنان دبيركل سازمان ملل درباره غيرقانوني بودن
حمله آمريكا به عراق , اگرچه خشم مقامات واشنگتن را برانگيخته است , و
بوش كوچك و ژنرال پاول سعي كرده اند اظهارات دبيركل سازمان ملل را
بي ارزش جلوه دهند و خشم و اعتراض آنها نشان مي دهد كه واشنگتن
شديدا نگران عواقب اظهاراتي است كه صراحتا مشروعيت اقدامات آمريكا
در عراق را به زير سئوال برده است , اما اين اظهارات قبل از هر چيز اعترافي
است كه بي اعتباري خود سازمان ملل را افشا مي كند.
كوفي عنان در مصاحبه اي با « بي بي سي » شبكه خبري دولتي انگليس با
اشاره به تهاجم وحشيانه آمريكا به عراق , واشنگتن را به نقض منشور
سازمان ملل و انجام اقدامات غيرقانوني در عراق متهم كرد و تصريح نمود
كه تصميم براي جنگ در عراق بايد توسط شوراي امنيت اين سازمان اتخاذ
مي شد و حال آنكه شوراي امنيت هرگز چنين تصميمي را نگرفته بود. عنان
افزود : من يكي از كساني هستم كه معتقدم بايد قطعنامه دومي در شوراي
امنيت تصويب مي شد تا براي حمله آمريكا به عراق و خلع رژيم صدام از
قدرت , چراغ سبزي به آمريكا داده مي شد. اين حمله مطابق با منشور
سازمان ملل نبوده و كاملا غيرقانوني است .
عنان كه آشكارا از يكجانبه گرائي آمريكا و عملكردش در عراق انتقاد مي كرد ,
افزود : فكر مي كنم اينها براي آمريكا و سازمان ملل و ديگر كشورهاي عضو
درس عبرتي باشد و اميدوارم كه ما شاهد عمليات ديگري از نوع عمليات در
عراق , آنهم بدون تاييد سازمان ملل و حمايت گسترده جامعه بين المللي در
دراز مدت نباشيم .
در اين زمينه نكات مهمي وجود دارد كه بايستي بدقت مورد كنكاش قرار
گيرند . نكته اول و مهمترين نكته , « تاخير فاز » 18 ماهه دبيركل سازمان ملل
در اعلام چنين موضعي است . در طول اين دوره 18 ماهه , دبيركل سازمان
ملل هرگز سعي نكرد موضع صريح و روشني در قبال حوادث عراق را اعلام
كند و غيرقانوني بودن اقدامات يكجانبه آمريكا در عراق را به رخ بكشد.
ممكن است كساني سعي كنند اين نكته را با در نظر گرفتن مكانيزم قدرت در
سازمان ملل , توجيه نمايند و نتيجه بگيرند كه حتي اتخاذ و اعلام چنين
موضعي پس از يك دوره 18 ماهه نيز همچنان « شجاعانه » تلقي مي شود .
البته اين امر , در كارنامه سياسي دبيران كل گذشته سازمان ملل نيز بيسابقه
نبوده است . همه بخاطر دارند كه سازمان ملل و شوراي امنيت در طول دوران
8 ساله جنگ تحميلي عراق عليه ايران هم , هرگز حاضر نشدند رژيم متجاوز
صدام را بعنوان « آغازگر جنگ » معرفي كنند ولي پس از پايان جنگ ,
« دوكوئه يار » دبيركل وقت سازمان ملل , رژيم صدام را بعنوان آغازگر جنگ
معرفي كرد و حال آنكه موضوع بقدري آشكار بود كه معرفي « آغازگر جنگ » ,
نيازي به بررسي چنداني نداشت و صدام بارها اين موضوع را در اظهارات
رسمي خود پذيرفته بود كه شخصا دستور حمله نظامي به ايران را
صادركرده و مراسم شروع جنگ تحميلي با حضور شاه حسين اردني را
تلويزيون دولتي عراق و تمامي شبكه هاي تلويزيوني جهان , بارها بنمايش
گذاشته بودند. از سوي ديگر معرفي عراق بعنوان آغازگر جنگ , همواره جز
خواسته هاي رسمي جمهوري اسلامي ايران قرار داشت ولي تا پايان جنگ
تحميلي , اين خواسته عملي نشد. چرا كه هر دو ابرقدرت شرق و غرب
همچنين انگليس و فرانسه جزو حاميان رژيم صدام در جنگ عليه جمهوري
اسلامي ايران بودند.
بدين ترتيب , چه بسا « كوفي عنان » شهامت بخرج داده كه قبل از پايان
عمليات تجاوزكارانه آمريكا در عراق , حتي با يك تاخير 18 ماهه , جنايات
آمريكا در عراق را به زير سئوال برده و آنرا اقدامي غيرقانوني و مغاير منشور
سازمان ملل ارزيابي كرده است . با وجود اين , مقامات واشنگتن بجاي
استقبال از سخنان دبيركل سازمان ملل و تلاش براي تطبيق رفتار آمريكا با
منشور ملل متحد , اظهارات « عنان » را كم اهميت جلوه داده و تصريح
كرده اند كه « اينگونه اظهارات در شرايط فعلي چندان مناسب نيست » . ژنرال
پاول با لحن تهديدآميز گفته است كه در فرصت مناسب در اين باره با « عنان »
صحبت مي كند. اين بدان معني است كه دبيركل سازمان ملل بايستي در
انتظار شماتت آمريكا باشد كه برايش خط و نشان بكشند و احيانا در جائي ,
با او تلافي كنند.
نكته مهمتر اينكه اصولا مشروعيت اقدامات آمريكا حتي به تاييد
شوراي امنيت و سازمان ملل هم بستگي ندارد. بعبارت بهتر , چنين جناياتي
و چنين اقدامات شرم آوري كه آمريكا در عراق مرتكب مي شود , حتي اگر به
تاييد شوراي امنيت و سازمان ملل هم صورت مي گرفت , همچنان از ديدگاه
ملتها مردود بود ولي اشتباه بزرگ بوش كوچك و دستيارانش اينست كه حتي
« قانون جنگل » را هم زير پا گذاشته اند.
به راستي آيا در صورت تاييد شوراي امنيت , شكنجه زندانيان عراقي در
ابوغريب , تجاوز جنسي به زنان و كودكان عراقي توسط اشغالگران آمريكائي
و انگليسي و استفاده از بمب هاي 10 تني , موشكهاي ليزري و بمب هاي
هدايت شونده عليه مردم مظلوم عراق را مي توان توجيه كرد و آنرا اقدامي
مشروع جلوه داد
فراموش نكنيم كه حتي برخي از كشورهائي كه در آغاز تجاوزات آمريكا
به عراق , اين اقدام را محكوم كردند و عليه آن موضع گرفتند , امروزه براي
تصاحب سهم بيشتري از « كيك عراق » دست و پا مي زنند. فرانسه و آلمان
براي سهم خواهي از مناقصه هاي نفتي و غيرنفتي در عراق , به آمريكائي ها
التماس مي كنند و فرانسه از همين موضع صراحتا اعلام كرده است كه
« بحث هاي مربوط به مشروعيت جنگ در عراق , موضوعي مربوط به گذشته
است » واقعيت اينست كه تصويب قطعنامه جديد شوراي امنيت درباره عراق
كه صريحا حكومت انتقالي در عراق را پذيرفته , در واقع برتجاوز نظامي
آمريكا به عراق را با تمامي آثار و تبعاتش صحه گذاشته و اين بدان معني
است كه وقتي پاي منافع و تقسيم سهام در عراق به ميان آمده واشنگتن
بكمك بده بستانهاي آشكار و نهان , توانسته است حتي آرا مخالفين جنگ
در شوراي امنيت را خريداري كند و يا دستكم آنها را به « عدم مخالفت
جدي و موثر » تشويق نمايد.
به عبارت روشن تر , جنايت , كشتار و تجاوز , يك مقوله عيني و ملموس
است كه با موافقت و مخالفت يك يا چند كشور داراي « حق وتو » در شوراي
امنيت , نمي توان معني و مفهوم آنرا تغيير داد. براي نمونه در طول تاريخ
جنايات صهيونيستي عليه فلسطيني ها , حتي يك مورد اعتراض جدي ,
رسمي و موثر عليه فجايع تروريستي متعددي كه صهيونيست ها عامل آن
بوده اند , قطعنامه اي صادر نشده و حتي همان قطعنامه هاي خنثي ,
بي خاصيت و غيرموثري هم كه تنظيم گرديده , توسط حاميان اسرائيل و
عمدتا توسط آمريكا وتو شده است . در واقع شوراي امنيت هرگز جنايات
اسرائيل را محكوم نكرده است اما آيا جنايات اسرائيل را با اين توجيه
مي توان پذيرفتني و قابل تحمل تلقي كرد
اين پديده يكبار ديگر ضعف و نارساني بنيادي سازمان ملل و شوراي
امنيت را به رخ مي كشد و نشان مي دهد كه فجايع ضدانساني در جهان معاصر
بقدري غيرقابل تحمل شده است كه گهگاه , گردانندگان صحنه هم به ستوه
مي آيند و عليه اينهمه بي عدالتي , فريبكاري و ظاهرسازي فرياد مي زنند و
زبان به اعتراض مي گشايند.
حتي اگر اعتراض و مخالفت و افشاگري دبيركل سازمان ملل نشانه
شجاعت او هم باشد , يقينا بطور همزمان دليل روشني بر پوسيدگي و
غيركارآمدبودن ساختار سازمان ملل هم تلقي مي شود , نكته اي كه اهميت
آن , حتي بدون توجه به اظهارات افشاگرانه دبيركل سازمان ملل هم قابل
درك بود ولي امروز دليل تازه اي براي اثبات آن در اختيار است .

|