
5 ـ تا آنگاه كه پرنده بر شاخه ترنم همي كند
يكي از موضوعاتي كه در « اشعار فاطمي » به زيبايي مورد
توجه و نظر قرار مي گيرد , شخصيت والا و منزلت و مقام عظيم
امير مومنان حضرت علي عليه السلام است .
اشعار فاطمي كه جلوه هاي بارز شعر متعهد و حق مدار و
ارزش گرا محسوب ميشود چسان درباره جايگاه رفيع و اوصاف
منبع شخصيتي چون حضرت علي (ع ) سكوت كند , كه او
موجودي مقدس و شريف و جامع خصال پاك و نيكو و تجسم
عملي همه عشق و شورها , پرستش و مناجات ها , ايثار و
فداكاري ها , عدل و دادگستري ها , جهاد و تلاش ها , جود و
سخاوت ها و ظلم و جور ستيزي ها مي باشد و هيچ انديشه و
كلام و قلم و نثر و نظمي نمي تواند به اين شخصيت عظيم و
ملكوتي و جامع و كامل نگرايد و از فضايل و ويژگي هاي
شگفتي زاي او سخن نگويد , اگر چه همه گفته ها و نوشته ها و
تبيين و تفسيرها , « قطره » اي از « اقيانوس » بي كران و عميق
شخصيت عظيم و سترگ اين موجود الهي به شمار مي آيند و او
از هر انديشه و كلام و توصيف بالاتر است .
اي فصل عشق درگذر سالها , علي
وي روح بي كرانه درد آشنا , علي
نبض حضور عشق تو در كوچه هاي دل
پژواك آسماني و نامنتها , علي
چشمان آسماني و خورشيدوار تو
آئينه تبلور نقش خدا , علي
اي شور بي نهايت دل در ركاب عشق
اي وسعت حضور در انديشه ها , علي
تاريخ هم تو را نسرودست تاكنون
بالاتري ز هر سخن و ماجرا , علي
نام تو خود چكامه پرشور عصرهاست
اي شعر جاودانه تاريخ يا علي
او پيام آور پاكبازي در راه حضرت معشوق ازلي است , كه
هر كس در اين راه گام نهد و وصال يار جويد , بايد همه هستي
خويش را در كوره عشق بيفكند و ذوب كند.
او عارفي است كامل و جامع و واصل كه « راه » مي نماياند
و « معرفت » اصيل مي بخشد و هر بيراهه گمراهي آفرين را
مسدود مي سازد.
او مصداق عيني و تمام و كامل « صداقت » و « محبت »
است و حامي و ياري رسان فقيران و دردمندان و بي پناهان و
ترميم كننده دلهاي محزون و شكسته و زخم خورده .
علي , شفافي ذات گل سرخ
علي , يعني مناجات گل سرخ
علي , يعني شكوه سرافرازي
علي , يعني رسول پاكبازي
علي , يعني محبت با فقيران
علي , يعني مدارا با اسيران
علي را در صداقت مي توان ديد
و در متن محبت مي توان ديد
علي , يعني سرود ناب عرفان
علي , گنجينه ناياب عرفان
علي , آئين مردان طريقت
علي , يعني صفا , يعني حقيقت
علي , چشم و چراغ اهل بينش
علي , يعني چراغ آفرينش
حضرت فاطمه زهرا(س ) شعر زيبايي در وصف حضرت
علي (ع ) مي سرايد و در آن برخي از صفات و خصال اين
بزرگمرد الهي را برمي شمرد و شخصيت والا و ملكوتيش را
توصيف مي نمايد.
شعر زيباي حضرت زهراي مرضيه (س ) در وصف امير
مومنان (ع ) با واقعه مبارك ازدواج اين دو موجود مطهر و پاك
ارتباط خاص پيدا مي كند.
حضرت فاطمه زهرا(س ) خواستگاران زيادي داشت كه هر
كدام از آنها كه به پيامبر خدا(ص ) رجوع مي كردند و از او
خواستگاري مي نمودند , با مخالفت رسول خدا(ص ) و زهراي
مرضيه (س ) مواجه مي شدند. اين خواستگاران كه معمولا
صاحب قدرت و ثروت فراوان بودند , قادر به جلب رضايت
نبي اكرم (ص ) و دخترش نبودند و شخصيت والا و جامع و
عزتمندي محسوب نمي شدند كه بتوانند با موجود مطهر و
بي نظيري همچون فاطمه زهرا(س ) هم شان باشند.
برخي از دوستان و نزديكان امير مومنان (ع ) مي دانستند كه
رسول اكرم (ص ) توجه خاص و ويژه اي به حضرت علي (ع )
دارد و گويا در انتظار خواستگاري او از دختر گرامي و عزيزش
به سر مي برد.
روزي تني چند از اين افراد به منزل حضرت علي (ع )
شتافتند تا او را به خواستگاري زهراي مرضيه (ع ) ترغيب
نمايند. آنان امير مومنان (ع ) را در منزل نيافتند و از همين رو به
نخلستان روي آوردند و او را مشغول آبياري يافتند.
يكي از اين افراد روي كرد به علي (ع ) و چنين عرض نمود :
« تو از نظر كمال و فضيلت از همه افضل و برتر هستي . تو
محبوب پيامبر خدا(ص ) مي باشي . بزرگان قريش به
خواستگاري فاطمه رفته اند , ولي پيامبر(ص ) آنها را جواب رد
داده و فرموده است : « كار آن به دست خداوند مي باشد. » يا
علي , چرا ازدواج نمي كني چرا به خواستگاري او نمي روي
اميد است خدا و رسول , فاطمه را براي تو نگه داشته باشند. »
حضرت علي (ع ) در پاسخ چنين فرمود :
« احساساتم را برانگيختي و آرزوي ديرينه ام را بيدار
نمودي . به خدا سوگند فاطمه مورد خواست و رغبت است و
من از او باز نايستاده ام . ولي چه كنم كه دستم خالي است . »
آن شخص پس از شنيدن سخنان حضرت علي (ع ) چنين
گفت :
« تو خود مي داني كه همه دنيا در نزد خدا و رسولش ناچيز
مي باشد و پيامبر(ص ) به مال و ثروت چشم ندارد. »
امير مومنان (ع ) تصميم خويش را براي خواستگاري از
زهراي مرضيه (س ) جزم مي كند و به خانه مي آيد و از آن جا
راهي منزل پيامبر اكرم (ص ) ميشود.
درب خانه رسول خدا(ص ) به صدا در مي آيد. « ام سلمه »
همسر پيامبر(ص ) مي پرسد : « كيست »
رسول خدا(ص ) به او مي فرمايد :
« درب را بگشا و بگو داخل شود. كسي پشت درب است كه
محبوب خدا و رسول اوست . »
علي (ع ) داخل مي شود. سلام مي كند و در حضور رسول
گرامي اسلام (ص ) به زمين مي نشيند. سرش را به پائين
مي افكند و در سكوت مي رود.
رسول خدا(ص )ـ كه مي داند علي (ع ) براي چه به منزل او
روي آورده است و در دل چه دارد ـ سكوت را مي شكند و
چنين مي فرمايد :
« مي بينم كه براي حاجتي به اينجا آمده اي . خواسته
خويش را بر زبان جاري ساز و آنچه در دل داري به زبان آور.
خواسته ات نزد من مقبول مي باشد. »
حضرت علي (ع ) اين گونه لب به سخن
مي گشايد :
« پدر و مادرم فدايت باد. شما خود مي داني كه مرا از
عمويت « ابي طالب » و « فاطمه بنت اسد » گرفتي و من آن زمان
طفلي كوچك بودم كه مرا با غذا و طعام خود پروراندي و به
اخلاق و سيره خويش تربيت نمودي . نيكي و دلسوزي شما
درباره من از پدر و مادرم بيشتر و بهتر بود. تربيت و هدايتم به
دست شما بوده است و به خدا سوگند كه شما اي پيامبر خدا ,
ذخيره دنيا و آخرت من مي باشي .
اي رسول خدا , حال با توجه به اين كه بزرگ شده ام ,
دوست دارم خانه و همسري داشته باشم تا در سايه انس با او ,
سكونت يابم . آمده ام به خواستگاري دخترتان فاطمه . آيا او را
به ازدواج من در مي آوري »
پيامبر گرامي اسلام (ص ) كه چنين لحظه اي را پيش بيني
مي كرد , مشعوف و شادمان گشت . او از اعماق دل بر اين پيوند
و ازدواج رضايت و خشنودي كامل داشت , لكن براساس
ضوابط و دستورالعمل هاي اسلامي , رضايت دختر را شرط
ميدانست و از همين رو به حضرت علي (ع ) فرمود :
« اجازه دهيد از دخترم بپرسم . »
رسول گرامي اسلام (ص ) به نزد دختر گرامي خويش
حضرت زهراي مرضيه (س ) آمد و با او اين گونه به مشورت و
نظر خواهي نشست :
« دختر عزيزم , تو علي بن ابيطالب را به خوبي و شايستگي
مي شناسي و به سابقه ايمان و خويشاوندي و فضيلت و تقواي
او آگاه هستي . من هميشه آرزو داشتم تو را سعادتمند كنم و به
عقد كسي درآورم كه بهترين مردم روي زمين است . آيا راضي
هستي همسر علي باشي »
حضرت زهراي مرضيه (س ) كه در برابر همين پرسش كه
رسول خدا(ص ) با درخواست خواستگاران قبلي از او مي كرد ,
چهره برمي گرداند و اظهار ناراحتي مي نمود , وقتي با
خواستگاري حضرت علي (ع ) مواجه گشت , رخ بر نتافت و سر
برنگرداند و اظهار ناراحتي ننمود , بلكه « سكوت » كرد و به اين
وسيله رضايت و خشنودي خويش را به پدرش اعلام نمود.
وقتي كارها به طور طبيعي و در مجاري خاص آن به انتها
رسيد , رسول گرامي اسلام (ص ) چنين اعلام نمود :
« من فاطمه را به ازدواج علي در نياوردم مگر آن هنگام كه
خداوند مرا به اين كار فرمان داد . » (1 )
حضرت امام جعفر صادق (ع ) درباره اين پيوند مبارك و
شايستگي علي (ع ) براي ازدواج با حضرت فاطمه (س ) چنين
ميفرمايد :
« اگر خداوند متعال , علي را براي فاطمه نمي آفريد , در
سراسر زمين از حضرت آدم گرفته تا هر انساني بعد از او , همسر
و همتايي براي فاطمه پيدا نمي شد . » (2 )
پيامبر اكرم (ص ) در شب عروسي زهراي مرضيه (س ) و
حضرت علي (ع ) , دست دختر عزيزش را در دست حضرت
علي (ع ) نهاد و فرمود :
« اي علي , دختر رسول خدا بر تو مبارك باد. فاطمه همسر
نيكويي است . »
آن گاه رو به حضرت زهرا(س ) نمود و فرمود :
« علي , شوهر نيكويي ميباشد. »
و سپس اين گونه به درگاه حضرت پروردگار دعا
نمود :
« خدايا , اين دختر من محبوب ترين خلق در نزد من است ,
و اين برادر من , محبوب ترين خلق برايم مي باشد . » (3 )
در همين لحظات پاك و مبارك و مسرت زا بود كه حضرت
فاطمه زهرا(س ) در وصف شوهر شريف و عزيزش اين شعر
زيبا را مي سرايد :
اضحي الفخار لنا و عزو شامخ
و لقد سمونا في بني عدنان
نلت العلا و علوت في كل الوري
و تقاصرت عن مجدك الثقلان
اعني عليا خير من و طاالثري
ذالمجد والا فضال والا حسان
فله المكارم و المعالي و الحبا
ما ناحت الاطيار في الاغصان
افتخار و عزت والا , از آن ما شد , و ما در ميان فرزندان
« عدنان » سربلند شديم .
توبه بزرگي و رجحان و برتري رسيدي و از همه آفريده ها
والاتر شدي و جن و انس از عظمت تو عقب ماندند.
منظورم « علي » است , بهترين كسي كه گام بر خاك نهاده
است , بزرگوار و داراي مجد و عظمت , و صاحب فضايل و
احسان و نيكي ها.
كرامت ها و والايي هاي اخلاقي و شرف ها و بزرگي ها از
اوست , تا آنگاه كه پرندگان بر شاخه ها به ترنم مشغولند . (4 )
حضرت فاطمه زهرا(س ) در اين شعر , به زيبايي تمام ,
مجد و عظمت , فضل و كرامت , بزرگي و شرافت , احسان و
نيكي و برتري علي (ع ) بر ساير آفريده ها را توصيف مي كند و
شوهر گرامي و پاك و والايش را « بهترين كسي كه گام بر خاك
نهاده است » معرفي مي نمايد.
زهراي مرضيه (س ) در سروده زيباي خويش با بيان اين
واقعيت كه « كرامت ها و والايي هاي اخلاقي و شرافت ها و
بزرگي ها از اوست , تا آن گاه كه پرندگان بر شاخه ها به ترنم
مشغولند » , فضايل و خصال و انديشه ها و اخلاق و رفتار و
سيره و روش ها و ارزش هاي علوي را تا انتهاي حيات در كره
ارض , پايدار و زنده و راهگشاي سعادت و فلاح و رشد و
بالندگي ملت ها ميداند. مفهوم « تا پرندگان بر شاخه ها به ترنم
مشغولند » اشاره به تداوم زندگي و سپس به انتها رسيدن
لحظات پاياني حيات و برپا شدن قيامت دارد و در اين فاصله
زماني طولاني و وسيع كه بشر زنده است و در تكاپو و تلاش و
تحرك , با فضايل و سيره و منش و انديشه هاي والا و فضايل
اخلاقي بزرگمردي چون حضرت علي (ع ) انس و الفت دارد و با
اين راه و روش ها مي زيد و در پناه آن به حيات جاودان و پاك
ابدي مي انديشد كه پس از پايان يافتن زندگي در كره ارض ,
آغاز مي شود.
پي نوشت ها :
1 ـ عيون اخبارالرضا , ج 2 , ص 59
2 ـ اصول كافي , ج 1 , ص 461
3 ـ بحارالانوار , ج 43 , ص 96
4 ـ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) , به كوشش محمد دشتي ,
انتشارات مشهور , ص 135
« اشعار فاطمي » كه جلوه هاي بارز شعر متعهد و
حق مدار و ارزش گرا محسوب مي شود چسان
درباره جايگاه رفيع و اوصاف منيع شخصيتي چون
حضرت علي (ع ) سكوت كند , كه هيچ انديشه و كلام
و قلم و نثر و نظمي نمي تواند به اين موجود عظيم و
ملكوتي و جامع و كامل نگرايد و از فضايل و
ويژگي هاي شگفتي زاي او سخن نگويد , اگرچه همه
گفته ها و نوشته ها و تبيين و تفسيرها , « قطره » اي از
« اقيانوس » بي كران و عميق شخصيت عظيم و سترگ
اين موجود الهي به شمار مي آيند و او از هر انديشه
و كلام و توصيف بالاتر است .
حضرت فاطمه زهرا(س ) در جشن ازدواج و
پيوند مبارك خويش با حضرت علي (ع ) شعر زيبايي
در وصف او مي سرايد و صفات و خصال اين بزرگمرد
الهي را برشمرد و شخصيت والا و ملكوتيش را
توصيف مي نمايد. حضرت زهراي مرضيه (س ) در
سروده خويش مجد و عظمت , فضل و كرامت , و
بزرگي و شرافت , احسان و نيكي و برتري علي (ع )
بر سايرآفريده ها را توصيف مي كند و شوهر پاك و
والايش را « بهترين كسي كه گام بر خاك نهاده است »
معرفي مي نمايد.

|