روزنامه جمهوري اسلامي 31/06/1383 صفحه عقيدتي
بنيان هاي فكري و جلوه هاي عملي « فرهنگ فاطمي » ـ 23
اشعار فاطمي , جلوه هاي زيباي « شعر متعهد »




5 ـ تا آنگاه كه پرنده بر شاخه ترنم همي كند
يكي از موضوعاتي كه در « اشعار فاطمي » به زيبايي مورد توجه و نظر قرار مي گيرد , شخصيت والا و منزلت و مقام عظيم امير مومنان حضرت علي عليه السلام است .
اشعار فاطمي كه جلوه هاي بارز شعر متعهد و حق مدار و ارزش گرا محسوب ميشود چسان درباره جايگاه رفيع و اوصاف منبع شخصيتي چون حضرت علي (ع ) سكوت كند , كه او موجودي مقدس و شريف و جامع خصال پاك و نيكو و تجسم عملي همه عشق و شورها , پرستش و مناجات ها , ايثار و فداكاري ها , عدل و دادگستري ها , جهاد و تلاش ها , جود و سخاوت ها و ظلم و جور ستيزي ها مي باشد و هيچ انديشه و كلام و قلم و نثر و نظمي نمي تواند به اين شخصيت عظيم و ملكوتي و جامع و كامل نگرايد و از فضايل و ويژگي هاي شگفتي زاي او سخن نگويد , اگر چه همه گفته ها و نوشته ها و تبيين و تفسيرها , « قطره » اي از « اقيانوس » بي كران و عميق شخصيت عظيم و سترگ اين موجود الهي به شمار مي آيند و او از هر انديشه و كلام و توصيف بالاتر است .
اي فصل عشق درگذر سالها , علي
وي روح بي كرانه درد آشنا , علي
نبض حضور عشق تو در كوچه هاي دل
پژواك آسماني و نامنتها , علي
چشمان آسماني و خورشيدوار تو
آئينه تبلور نقش خدا , علي
اي شور بي نهايت دل در ركاب عشق
اي وسعت حضور در انديشه ها , علي
تاريخ هم تو را نسرودست تاكنون
بالاتري ز هر سخن و ماجرا , علي
نام تو خود چكامه پرشور عصرهاست
اي شعر جاودانه تاريخ يا علي
او پيام آور پاكبازي در راه حضرت معشوق ازلي است , كه هر كس در اين راه گام نهد و وصال يار جويد , بايد همه هستي خويش را در كوره عشق بيفكند و ذوب كند.
او عارفي است كامل و جامع و واصل كه « راه » مي نماياند و « معرفت » اصيل مي بخشد و هر بيراهه گمراهي آفرين را مسدود مي سازد.
او مصداق عيني و تمام و كامل « صداقت » و « محبت » است و حامي و ياري رسان فقيران و دردمندان و بي پناهان و ترميم كننده دلهاي محزون و شكسته و زخم خورده .
علي , شفافي ذات گل سرخ
علي , يعني مناجات گل سرخ
علي , يعني شكوه سرافرازي
علي , يعني رسول پاكبازي
علي , يعني محبت با فقيران
علي , يعني مدارا با اسيران
علي را در صداقت مي توان ديد
و در متن محبت مي توان ديد
علي , يعني سرود ناب عرفان
علي , گنجينه ناياب عرفان
علي , آئين مردان طريقت
علي , يعني صفا , يعني حقيقت
علي , چشم و چراغ اهل بينش
علي , يعني چراغ آفرينش
حضرت فاطمه زهرا(س ) شعر زيبايي در وصف حضرت علي (ع ) مي سرايد و در آن برخي از صفات و خصال اين بزرگمرد الهي را برمي شمرد و شخصيت والا و ملكوتيش را توصيف مي نمايد.
شعر زيباي حضرت زهراي مرضيه (س ) در وصف امير مومنان (ع ) با واقعه مبارك ازدواج اين دو موجود مطهر و پاك ارتباط خاص پيدا مي كند.
حضرت فاطمه زهرا(س ) خواستگاران زيادي داشت كه هر كدام از آنها كه به پيامبر خدا(ص ) رجوع مي كردند و از او خواستگاري مي نمودند , با مخالفت رسول خدا(ص ) و زهراي مرضيه (س ) مواجه مي شدند. اين خواستگاران كه معمولا صاحب قدرت و ثروت فراوان بودند , قادر به جلب رضايت نبي اكرم (ص ) و دخترش نبودند و شخصيت والا و جامع و عزتمندي محسوب نمي شدند كه بتوانند با موجود مطهر و بي نظيري همچون فاطمه زهرا(س ) هم شان باشند.
برخي از دوستان و نزديكان امير مومنان (ع ) مي دانستند كه رسول اكرم (ص ) توجه خاص و ويژه اي به حضرت علي (ع ) دارد و گويا در انتظار خواستگاري او از دختر گرامي و عزيزش به سر مي برد.
روزي تني چند از اين افراد به منزل حضرت علي (ع ) شتافتند تا او را به خواستگاري زهراي مرضيه (ع ) ترغيب نمايند. آنان امير مومنان (ع ) را در منزل نيافتند و از همين رو به نخلستان روي آوردند و او را مشغول آبياري يافتند.
يكي از اين افراد روي كرد به علي (ع ) و چنين عرض نمود :
« تو از نظر كمال و فضيلت از همه افضل و برتر هستي . تو محبوب پيامبر خدا(ص ) مي باشي . بزرگان قريش به خواستگاري فاطمه رفته اند , ولي پيامبر(ص ) آنها را جواب رد داده و فرموده است : « كار آن به دست خداوند مي باشد. » يا علي , چرا ازدواج نمي كني چرا به خواستگاري او نمي روي اميد است خدا و رسول , فاطمه را براي تو نگه داشته باشند. »
حضرت علي (ع ) در پاسخ چنين فرمود :
« احساساتم را برانگيختي و آرزوي ديرينه ام را بيدار نمودي . به خدا سوگند فاطمه مورد خواست و رغبت است و من از او باز نايستاده ام . ولي چه كنم كه دستم خالي است . »
آن شخص پس از شنيدن سخنان حضرت علي (ع ) چنين گفت :
« تو خود مي داني كه همه دنيا در نزد خدا و رسولش ناچيز مي باشد و پيامبر(ص ) به مال و ثروت چشم ندارد. »
امير مومنان (ع ) تصميم خويش را براي خواستگاري از زهراي مرضيه (س ) جزم مي كند و به خانه مي آيد و از آن جا راهي منزل پيامبر اكرم (ص ) ميشود.
درب خانه رسول خدا(ص ) به صدا در مي آيد. « ام سلمه » همسر پيامبر(ص ) مي پرسد : « كيست »
رسول خدا(ص ) به او مي فرمايد :
« درب را بگشا و بگو داخل شود. كسي پشت درب است كه محبوب خدا و رسول اوست . »
علي (ع ) داخل مي شود. سلام مي كند و در حضور رسول گرامي اسلام (ص ) به زمين مي نشيند. سرش را به پائين مي افكند و در سكوت مي رود.
رسول خدا(ص )ـ كه مي داند علي (ع ) براي چه به منزل او روي آورده است و در دل چه دارد ـ سكوت را مي شكند و چنين مي فرمايد :
« مي بينم كه براي حاجتي به اينجا آمده اي . خواسته خويش را بر زبان جاري ساز و آنچه در دل داري به زبان آور. خواسته ات نزد من مقبول مي باشد. »
حضرت علي (ع ) اين گونه لب به سخن مي گشايد :
« پدر و مادرم فدايت باد. شما خود مي داني كه مرا از عمويت « ابي طالب » و « فاطمه بنت اسد » گرفتي و من آن زمان طفلي كوچك بودم كه مرا با غذا و طعام خود پروراندي و به اخلاق و سيره خويش تربيت نمودي . نيكي و دلسوزي شما درباره من از پدر و مادرم بيشتر و بهتر بود. تربيت و هدايتم به دست شما بوده است و به خدا سوگند كه شما اي پيامبر خدا , ذخيره دنيا و آخرت من مي باشي .
اي رسول خدا , حال با توجه به اين كه بزرگ شده ام , دوست دارم خانه و همسري داشته باشم تا در سايه انس با او , سكونت يابم . آمده ام به خواستگاري دخترتان فاطمه . آيا او را به ازدواج من در مي آوري »
پيامبر گرامي اسلام (ص ) كه چنين لحظه اي را پيش بيني مي كرد , مشعوف و شادمان گشت . او از اعماق دل بر اين پيوند و ازدواج رضايت و خشنودي كامل داشت , لكن براساس ضوابط و دستورالعمل هاي اسلامي , رضايت دختر را شرط ميدانست و از همين رو به حضرت علي (ع ) فرمود :
« اجازه دهيد از دخترم بپرسم . »
رسول گرامي اسلام (ص ) به نزد دختر گرامي خويش حضرت زهراي مرضيه (س ) آمد و با او اين گونه به مشورت و نظر خواهي نشست :
« دختر عزيزم , تو علي بن ابيطالب را به خوبي و شايستگي مي شناسي و به سابقه ايمان و خويشاوندي و فضيلت و تقواي او آگاه هستي . من هميشه آرزو داشتم تو را سعادتمند كنم و به عقد كسي درآورم كه بهترين مردم روي زمين است . آيا راضي هستي همسر علي باشي »
حضرت زهراي مرضيه (س ) كه در برابر همين پرسش كه رسول خدا(ص ) با درخواست خواستگاران قبلي از او مي كرد , چهره برمي گرداند و اظهار ناراحتي مي نمود , وقتي با خواستگاري حضرت علي (ع ) مواجه گشت , رخ بر نتافت و سر برنگرداند و اظهار ناراحتي ننمود , بلكه « سكوت » كرد و به اين وسيله رضايت و خشنودي خويش را به پدرش اعلام نمود.
وقتي كارها به طور طبيعي و در مجاري خاص آن به انتها رسيد , رسول گرامي اسلام (ص ) چنين اعلام نمود :
« من فاطمه را به ازدواج علي در نياوردم مگر آن هنگام كه خداوند مرا به اين كار فرمان داد . » (1 )
حضرت امام جعفر صادق (ع ) درباره اين پيوند مبارك و شايستگي علي (ع ) براي ازدواج با حضرت فاطمه (س ) چنين ميفرمايد :
« اگر خداوند متعال , علي را براي فاطمه نمي آفريد , در سراسر زمين از حضرت آدم گرفته تا هر انساني بعد از او , همسر و همتايي براي فاطمه پيدا نمي شد . » (2 )
پيامبر اكرم (ص ) در شب عروسي زهراي مرضيه (س ) و حضرت علي (ع ) , دست دختر عزيزش را در دست حضرت علي (ع ) نهاد و فرمود :
« اي علي , دختر رسول خدا بر تو مبارك باد. فاطمه همسر نيكويي است . »
آن گاه رو به حضرت زهرا(س ) نمود و فرمود :
« علي , شوهر نيكويي ميباشد. »
و سپس اين گونه به درگاه حضرت پروردگار دعا نمود :
« خدايا , اين دختر من محبوب ترين خلق در نزد من است , و اين برادر من , محبوب ترين خلق برايم مي باشد . » (3 )
در همين لحظات پاك و مبارك و مسرت زا بود كه حضرت فاطمه زهرا(س ) در وصف شوهر شريف و عزيزش اين شعر زيبا را مي سرايد :
اضحي الفخار لنا و عزو شامخ
و لقد سمونا في بني عدنان
نلت العلا و علوت في كل الوري
و تقاصرت عن مجدك الثقلان
اعني عليا خير من و طاالثري
ذالمجد والا فضال والا حسان
فله المكارم و المعالي و الحبا
ما ناحت الاطيار في الاغصان
افتخار و عزت والا , از آن ما شد , و ما در ميان فرزندان « عدنان » سربلند شديم .
توبه بزرگي و رجحان و برتري رسيدي و از همه آفريده ها والاتر شدي و جن و انس از عظمت تو عقب ماندند.
منظورم « علي » است , بهترين كسي كه گام بر خاك نهاده است , بزرگوار و داراي مجد و عظمت , و صاحب فضايل و احسان و نيكي ها.
كرامت ها و والايي هاي اخلاقي و شرف ها و بزرگي ها از اوست , تا آنگاه كه پرندگان بر شاخه ها به ترنم مشغولند . (4 )
حضرت فاطمه زهرا(س ) در اين شعر , به زيبايي تمام , مجد و عظمت , فضل و كرامت , بزرگي و شرافت , احسان و نيكي و برتري علي (ع ) بر ساير آفريده ها را توصيف مي كند و شوهر گرامي و پاك و والايش را « بهترين كسي كه گام بر خاك نهاده است » معرفي مي نمايد.
زهراي مرضيه (س ) در سروده زيباي خويش با بيان اين واقعيت كه « كرامت ها و والايي هاي اخلاقي و شرافت ها و بزرگي ها از اوست , تا آن گاه كه پرندگان بر شاخه ها به ترنم مشغولند » , فضايل و خصال و انديشه ها و اخلاق و رفتار و سيره و روش ها و ارزش هاي علوي را تا انتهاي حيات در كره ارض , پايدار و زنده و راهگشاي سعادت و فلاح و رشد و بالندگي ملت ها ميداند. مفهوم « تا پرندگان بر شاخه ها به ترنم مشغولند » اشاره به تداوم زندگي و سپس به انتها رسيدن لحظات پاياني حيات و برپا شدن قيامت دارد و در اين فاصله زماني طولاني و وسيع كه بشر زنده است و در تكاپو و تلاش و تحرك , با فضايل و سيره و منش و انديشه هاي والا و فضايل اخلاقي بزرگمردي چون حضرت علي (ع ) انس و الفت دارد و با اين راه و روش ها مي زيد و در پناه آن به حيات جاودان و پاك ابدي مي انديشد كه پس از پايان يافتن زندگي در كره ارض , آغاز مي شود.

پي نوشت ها :
1 ـ عيون اخبارالرضا , ج 2 , ص 59
2 ـ اصول كافي , ج 1 , ص 461
3 ـ بحارالانوار , ج 43 , ص 96
4 ـ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) , به كوشش محمد دشتي , انتشارات مشهور , ص 135
« اشعار فاطمي » كه جلوه هاي بارز شعر متعهد و حق مدار و ارزش گرا محسوب مي شود چسان درباره جايگاه رفيع و اوصاف منيع شخصيتي چون حضرت علي (ع ) سكوت كند , كه هيچ انديشه و كلام و قلم و نثر و نظمي نمي تواند به اين موجود عظيم و ملكوتي و جامع و كامل نگرايد و از فضايل و ويژگي هاي شگفتي زاي او سخن نگويد , اگرچه همه گفته ها و نوشته ها و تبيين و تفسيرها , « قطره » اي از « اقيانوس » بي كران و عميق شخصيت عظيم و سترگ اين موجود الهي به شمار مي آيند و او از هر انديشه و كلام و توصيف بالاتر است .
حضرت فاطمه زهرا(س ) در جشن ازدواج و پيوند مبارك خويش با حضرت علي (ع ) شعر زيبايي در وصف او مي سرايد و صفات و خصال اين بزرگمرد الهي را برشمرد و شخصيت والا و ملكوتيش را توصيف مي نمايد. حضرت زهراي مرضيه (س ) در سروده خويش مجد و عظمت , فضل و كرامت , و بزرگي و شرافت , احسان و نيكي و برتري علي (ع ) بر سايرآفريده ها را توصيف مي كند و شوهر پاك و والايش را « بهترين كسي كه گام بر خاك نهاده است » معرفي مي نمايد.