روزنامه جمهوري اسلامي 31/06/1383 صفحه سرمقاله
درسهائي از پرونده هسته اي ايران !


بسم الله الرحمن الرحيم
« يوشكا فيشر » وزيرخارجه آلمان ادعا كرد : قطعنامه شوراي حكام درباره ايران بر نگراني جامعه جهاني درخصوص برنامه هسته اي ايران تاكيد مي كند. فيشر با ارسال نمابري به خبرگزاري آمريكائي آسوشيتدپرس با ادعاي اينكه ايران خطاي بزرگي را مرتكب شده است , گفت : من اميدوارم ايران متوجه اين مسئله شده باشد كه درصورت تداوم اين وضع , ما در شرايط دشوار و جدي , به اين مسئله پايان خواهيم داد. فيشر توضيح نداد كه خطاي بزرگ ايران , اعتماد به اروپا بوده است .
از سوي ديگر « هربرت هوتسوويتز » رئيس هيئت نمايندگي آلمان در شوراي حكام ادعا كرده است كه قطعنامه آژانس جز قدرت دادن به اعضاي شوراي حكام براي بررسي چگونگي رسيدگي به پرونده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي , كار بيشتري انجام نداده است . بطور همزمان « جكي ساندرز » رئيس هيئت نمايندگي آمريكا در شوراي حكام گفت قطعنامه شوراي حكام علامتي خطاناپذيري براي ايران بود و اگر ايران تا ضرب الاجل تعيين شده بطور كامل با آژانس همكاري نكند , پرونده اش به شوراي امنيت ارجاع داده خواهد شد.
كمي بعد , حسين موسويان سخنگوي هيئت مذاكره كننده ايراني مطابق معمول , تيم خود را « طرف پيروز » اين صحنه معرفي كرد و گفت آمريكائي ها به هدف خود نرسيده اند و ايران به همكاري كامل با آژانس بين المللي انرژي اتمي ادامه خواهد داد.
براي آنها كه روند تحولات يكسال و نيمه اخير را پيگيري نكرده اند , ممكن است مواجهه با چنين اظهاراتي , « گيج كننده » باشد. اما كسانيكه مسير تحولات را از ابتدا تا به امروز با دقت و حساسيت دنبال كرده اند , بهتر مي توانند گواهي دهند كه هيچ تحول غيرمنتظره اي رخ نداده و تمامي آنچه دلسوزان نظام و عناصر كارآزموده نسبت به وقوع آن هشدار مي دادند , اكنون مطابق پيش بيني ها واقع شده است ولي « هيئت ايراني هنوز براي خوديها رجز مي خواند » و ايران را طرف پيروز اين ماجرا معرفي مي كند و چنين وانمود مي سازد كه گويا آمريكا در اين بازي رسوا , شكست خورده است !
اكنون قدري با تامل به روند تحولات بنگريم تا بهتر دريابيم كه چه پديده اي رخ داده و اشكال كار از كجاست و چه بايد كرد براي درك بهتر نسبت به اين مسئله لازمست نكات عمده و مسلمي را بعنوان « پيش فرض » بپذيريم و كمتر درباره آن به بحث و جدل بپردازيم .
1 ـ در اين نكته كمتر مي توان ترديد كرد كه آنچه اجرا شد , يك طرح اسرائيلي بود و براساس اين پيشنهاد « ايهود باراك » نخست وزير سابق رژيم صهيونيستي به اجرا درآمد كه شارون و دستيارانش را از تكروي در پرونده هسته اي ايران بازداشت و توصيه كرد كه خوبست ساير كشورها در اين زمينه تحريك شوند و اسرائيل در پشت سر آنها مخفي شود و كمتر بصورت آشكار ظاهر شود در اجراي همين طرح بود كه « جان بولتون » معاون وزيرخارجه آمريكا در سفرهاي فشرده به ژنو و تل آويو و همچنين با تماس مستمر با چند پايتخت اروپائي پيگير ماجرا شد و تصريح كرد كه آنچه در جريان است , يك طرح مشترك آمريكائي است و اميدواريم اروپا با ما همصدا شود.
2 ـ رسوائي هاي پي درپي سياسي ـ تبليغاتي آمريكا در ماجراي اشغال عراق , واشنگتن را در موضع انفعالي قرار داده و آنها سعي داشتند با تمركز فعاليتهاي جنون آميز خود برروي پرونده فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران , شكست در عراق را جبران كنند و يا دستكم برروي آن سرپوش بگذارند و خود را در يك جبهه , ولو بطور موقت , پيروز معرفي كنند. بطور همزمان , يكي از اهداف اصلي استكبار در جنجال و شانتاژ برروي پرونده هسته اي ايران , ايجاد فضائي بوده است كه ايران در موضع انفعالي قرار گيرد و از شرايط ناشي از سقوط طالبان در افغانستان و صدام در عراق , احساس و اظهار پيروزي نكند.
3 ـ اعتماد به اروپا در مذاكرات هسته اي , از همان ابتدا , بزرگترين اشتباه استراتژيك جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه بود. اين اشتباه ما , يك فرصت تاريخي براي آلمان و فرانسه بوجود آورد تا ايران را وجه المصالحه قرار دهند و با توسل به معاملات نه چندان پنهان با واشنگتن , در اينجا با آمريكا همصدائي كنند تا در جاي ديگر مشكلات خود با آمريكا را حل و فصل نمايند. تكليف انگليسي هاي شرور هم كه پيشاپيش مشخص است و توني بلر همچون سگ بوش كوچك مرتبا براي اربابش دم تكان مي دهد و تكه استخواني را در عوض دريافت مي كند. ناگفته پيداست كه آلمان و فرانسه , آبروي خود و آژانس را بسيار ارزان فروختند. البته شايد ما در برآورد قيمت آبروي آلمان و فرانسه و آژانس هم « ارزيابي اضافي » داشته باشيم و آبروي آنها از اساس , فاقد چنين قيمتي بوده است .
4 ـ برخي عناصر نامتعادل در جبهه مدعيان اصلاح طلبي در اين اواخر تصريح مي كردند بايستي براي تامين اهدافشان , از خارج كشور بر مجموعه نظام , فشارهاي فزاينده اي اعمال شود. معني اين عبارت آنست كه دستكم , برخي از عناصر موثر در نظام اجرائي كشور , از اعمال فشار بر ايران استقبال كرده و مي كنند و حتي بعضا خرسندي خود را نيز كتمان نمي كنند و باور دارند كه اين اعمال فشار بيگانه , به سود آنهاست كه درعين حال , ضرورت پاكسازي در متن نظام اجرائي از وجود عناصر دشمن پسند را گوشزد مي كند.

صرفنظر از اين مسائل كه هر يك به تنهائي و يا در جمع , مي تواند آثار و تبعات نامطلوبي را بر سرنوشت پرونده فعاليتهاي صلح آميز هسته اي جمهوري اسلامي ايران تحميل كند , نكات مهمي وجود دارد كه نبايستي تمركز برروي اين موارد , ما را از آن مسائل جدي تر , غافل نمايد.
الف : خروج روند مذاكرات هسته اي از مسير طبيعي آن يعني مذاكره با آژانس , يك انحراف جدي بود كه ابتدا پاي 3 كشور اروپائي يعني آلمان ـ فرانسه و انگليس را به اين پرونده گشود و در نهايت ديديم كه اين هر 3 كشور اروپائي ماموريت يافتند كه « گل دقيقه 90 » را بسوي دروازه ايران شليك كنند. انگليسي هاي شرور حتي در اين مرحله هم از ساده لوحي وزيرخارجه آلمان سواستفاده كردند و امروزه بيشترين اظهار خوشحالي در اين زمينه را از ناحيه وزيرخارجه آلمان مي شنويم و حال آنكه لندن , دلال اصلي اين معامله بود و يقينا تكه استخوانهاي بيشتري را از واشنگتن مطالبه خواهد كرد.
اگر تصحيح اين اشتباه , جزو نخستين سرفصل هاي تصميمات جمهوري اسلامي ايران براي مهار آثار و تبعات اين پديده نباشد يقينا ما همچنان در صحنه مناسبات اتحاديه اروپا با آمريكا , « وجه المصالحه » قرار خواهيم گرفت . آمريكا نشان داد براي اعطاي امتياز به طرفهاي اروپائي و حتي آلمان و فرانسه كه بيشترين مخالفتهاي رسمي و علني را با سياستهاي خاورميانه اي بوش كوچك نشان داده اند , ابائي ندارد و حاضر است براي تامين اهداف خود و پشت سر گذاشتن شكست خوار كننده اش در عراق , دست به هر كاري بزند. به مصلحت ما نيست كه براي تداوم همكاري با آژانس , راه پراشتباه و خسارتبار مذاكره با مثلث انگليس , فرانسه و آلمان را در پيش بگيريم و شرايطي بوجود آيد كه آنها نيز بازيگر اين صحنه شوند و عملا در اين مسير به حل و فصل مسائل خود با آمريكا بپردازند. اين مصالحه بقدري در روزهاي اخير آشكار شده بود كه حتي مقامات واشنگتن از تفاهم در اين زمينه با اروپا , بطور صريح سخن مي گفتند و بده ـ بستانهاي پشت پرده را كتمان هم نمي كردند.
ب : نكته عمده اي كه ما عموما از آن غافل شده ايم , فعاليت سياسي ـ تبليغاتي برروي نقش اسرائيل در اين ماجراست . اين پديده تهوع آوري است كه اسرائيل درعين آنكه « ان پي تي » را نپذيرفته , صدها كلاهك اتمي دارد و اين نكته را كتمان هم نمي كند ولي هرگز اجازه بازرسي از تاسيسات اتمي خود را نداده است اما بطور همزمان به تبليغاتي عليه فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران دست مي زند و مي تواند اروپا و آمريكا را در چارچوب اهداف خود همراه كند و غيرمتعهدها را نيز منفعل كرده و وادار به عقب نشيني كند. بايد پرسيد كه چرا ما نبايد در مذاكرات هسته اي خود و در اظهارات رسمي خود در حاشيه مذاكرات , برروي نقش اسرائيل و مقايسه ظرفيت هاي اتمي ثابت شده اسرائيل با فعاليتهاي صلح آميز خود مانور سياسي ـ تبليغاتي بدهيم و وجود « برخورد گزينشي » و « استاندارد دوگانه » در عملكرد آژانس را به رخ بكشيم
آيا اسرائيل بخاطر موجوديت نامشروعش مجاز به داشتن سلاح هسته اي است اما بخاطر حفظ منابع اسرائيل , ساير كشورهاي داراي شناسنامه در منطقه بايستي حتي از علوم هسته اي هم محروم شوند
ج : نكته ها فراوانند ولي موضوع مهم ديگر , سواستفاده اي است كه آمريكا و 3 كشور اروپائي از بدهي مالي خود به آژانس بين المللي انرژي هسته اي انجام دادند و تهديد كردند كه درصورت عدم پذيرش قطعنامه پيشنهادي آنها , بدهي مالي خود به آژانس را نخواهند پرداخت . در واقع آنها حتي از بدهي خود به آژانس هم « استفاده ابزاري » كردند و حرف نامربوطي را به كرسي نشاندند كه حتي با اساسنامه و مفاد ان پي تي مغايرت دارد.
د ـ مورد بعدي به عقب نشيني برخي كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد بخاطر دريافت امتيازات موردي توسط آمريكا برمي گردد. غيرمتعهدها در روزهاي اوليه , مواضع متين و مستحكمي در دفاع از حق مسلم جمهوري اسلامي ايران داشتند لكن واشنگتن با آزاد كردن صادرات قطعات و تجهيزات مربوط به آزمايشات هسته اي به هند و پاكستان , عملا در اين جبهه رخنه كرد و همبستگي غيرمتعهدها را متزلزل نمود. تصويب قطعنامه بدون راي گيري , محصول همين شگرد آمريكائي بود.
آثار و تبعات اين فرايند تهوع آور هرچه باشد , اين پديده يكبار ديگر نشان داد كه حقوق مسلم و اثبات شده كشورها بر اثر بده بستانهاي آشكار و نهان بصورتي لگدكوب مي شود كه امكان احقاق آن از همان مسير , بعيد بنظر مي رسد. طبعا در اين ميان باز هم اين ايستادگي كشورها بر اصول و آرمانها و حفظ مصالح ملي كشورهاست كه مي تواند استحكام مواضع ملتها و دولتها را تضمين كند. بعبارت بهتر , با طرح گفتني ها براي مردم و فراهم كردن زمينه هاي استقامت ملي در برابر زياده طلبي بيگانگان است كه مي توان راه را براي احقاق حقوق مسلم ملتي هموار كرد كه دستيابي به علوم هسته اي و استفاده صلح آميز از آن را حق مسلم و طبيعي خود مي داند.