روزنامه جمهوري اسلامي 30/06/1383 صفحه سياسي
جنگ تحميلي از منظري ديگر




مقدمه :
از خصوصيات ذاتي انسانها مي توان به زياده خواهي , برتري جويي و... و نيز ايثار و گذشت و صلح و دوستي اشاره كرد. از زمان پيدايش انسان اين دو نيز در نهاد انسان ودر مقابل هم قرار داشته اند.با اين حال از گذشته هاي دور تا به امروز با وجود پيشرفتهاي علمي چشم گير , شاهد درگيريها و خشونتهايي بين جوامع و كشورها هستيم .
وقوع دو جنگ جهاني و وحشت از وقوع جنگ جهانگير ديگر عده اي را بر آن داشت تا براي جلوگيري از جنگ و تامين امنيت و صلح جهاني اقدام به ايجاد سازمان ملل (مجلس جهاني ) كنند , با اين حال حتي با تشكيل اين سازمان و شوراي امنيت جنگهاي متعددي روي داده كه يكي از آنها جنگ عراق عليه ايران است , اين جنگ يكي از طولاني ترين جنگهاي قرن بيستم محسوب مي شود , در اين جنگ موقعيت جغرافيايي ايران نقش بسزايي در شعله ور شدن آن داشته كه به طور خلاصه به آن مي پردازيم .
جنگ چيست
هر عمل دولت از جنبه هاي مختلف اعمال قدرت , جنگ محسوب مي شود... جنگ راهكاري است نهايي كه دولتها با كمك آن خواسته هاي خود را عملي مي كنند. تاريخ جنگ با تاريخ تسلط انسان بر زمين برابر است و هدف از آن غالبا گسترش اراضي بوده و تا انهدام دشمن ادامه يافته است . اعتقاد براين است كه هنر جنگ در جنگ نكردن و به اهداف جنگ رسيدن است . (1 ) افرادي چون ماكياول معتقد بودند « ... براي داشتن صلح بايد آماده جنگ بود . » (2 ) به هر حال با وجود تحولاتي كه در مفهوم امنيت ملي روي داده هنوز يكي از پايه هاي اساسي در امنيت ملي كشورها توانايي نظامي و قدرت بازدارندگي آنهاست .
پيامد جنگ
جنگ هم پيامد منفي مي تواند داشته باشد و هم مثبت . شايد آثار مثبت آن را در اتحاد و ايجاد همبستگي ملي آن كشور , نوعي بيداري براي ساختن دوباره كشور (مثل ژاپن و آلمان ) , آزمودن ميزان دلبستگي و علاقه مردم آن سرزمين به كشور و ارزشهاي خود جست وجو كرد و نيز تجربه جنگ مي تواند علاوه بر آمادگي , نوعي بازدارندگي براي ديگر كشورهايي كه چشم طمع به آن دارند باشد. ولي به نظر مي رسد پيامدهاي جنگ خيلي ناگوارتر باشد , چرا كه با وقوع جنگ مراكز اقتصادي و نيروي انساني در معرض تهديد جدي قرار گرفته و عدم امنيت علاوه بر عدم برنامه ريزي , موجب وقفه در پيشرفت و توسعه آن كشور شده و مشكلات فراوان را در سالهاي بعد فراهم مي آورد كه خود زمينه و بستر تهديدات و بحرانهاي ديگري مي شود.
مروري برحوادث تاريخي ايران در رابطه با جغرافياي سياسي آن
ايران در جنوب غربي آسيا هميشه به عنوان پل ارتباطي تمدنهاي شرق و غرب از گذشته هاي دور اهميت خود را حفظ كرده است . اين موقعيت ارتباطي حساس در طول تاريخ شرايطي را براين كشور تحميل كرده كه هميشه مورد توجه و طمع همسايگان و اقوام پيراموني خود بوده و در هر دوره اي از تاريخ خود كه حكومتها و پادشاهان ضعيف روي كار بودند مورد حمله واقع شده است . از اين رو با بررسي كوتاه تاريخ پرفراز و نشيب ايران , ثبات و امنيت اندكي را سراغ داريم .
دشمنان و هجومهاي آنان عليه ايران در طول تاريخ عبارتند از : هيطاليان , مكاها , يونانيان , امپراطوري روم , اعراب , اقوام آسياي مركزي , امپراطوري عثماني , روسيه , بريتانيا و پرتغال . در قرن گذشته هم با وجود اعلام بي طرفي ايران در دو جنگ جهاني مورد اشغال قرار گرفت .
مجاورت ايران با قدرت نوظهور روسيه كه سياست توسعه طلبي ارضي و رسيدن به آبهاي گرم و آزاد را در سر مي پروراند , پيامد ناگوار براي ايران به همراه داشت كه منجر به جدايي بخشهاي مهمي از ايران درطي چند درگيري با آن قدرت گرديد. همچنين ظهور شوروي به عنوان قطب قدرت در كنار مرزهاي ايران منجر به سياست محتاطانه سياستمداران ايراني در مقابل اين همسايه شده بود. شايد به همين دليل همواره مردم ايران در طول تاريخ , خود را مانند جزيره اي مي ديدند كه تنها وبدون پشتيباني در ميان دشمنان متعدد قرار گرفته و عامل حفظ و قدرت خود را در سايه ايمان , وحدت و حمايت از قهرمانان و رهبران لايق و شجاع مي ديدند.
جغرافياي سياسي ايران و اهميت آن در منطقه و جهان
براي ورود به اين مبحث بهتر است جمله اي از دو شخصيت سياسي ـ نظامي آورده شود : ژنرال دوگل مي گويد : « هركه نقشه نداند سياست نمي داند » و يا ناپلئون بناپارت از جغرافياي چين ياد مي كند : « سياست هر كشوري در جغرافياي آن كشور نهفته است » (3 ) ايران به همراه چين و پس از جمهوري فدراتيو روسيه , ركورددار تعداد همسايه در جهان است » (4 ) در نتيجه با نظامهاي سياسي مختلفي ارتباط دارد . ايران با داشتن بيش از 1,6 ميليون كيلومتر مربع وسعت و 70 ميليون جمعيت , وسيعترين (بعد از عربستان ) و پرجمعيت ترين كشور منطقه خليج فارس محسوب مي شود. از سويي ايران متنوع ترين كشور منطقه از لحاظ اقوام است كه به دليل تحولات و رويدادهاي تاريخي , برخي از اين اقوام دركشورهاي همسايه قرار دارند حدود 99 درصد جمعيت آن مسلمان و شيعه مذهبند به همين دليل تنها كشور شيعه جهان است . بجز عربستان و تا حدي امارات متحده همه كشورهاي نفت خيز منطقه خليج فارس به شدت به خليج فارس و تنگه هرمز تنها راه ارتباطي با درياهاي آزاد ـ وابسته اند و ايران تنها كشور منطقه است كه بيشترين ساحل را داشته و ساحل شمالي تنگه هرمز را در اختيار كرد. « همچنين ايران به لحاظ عوامل جغرافيايي , پيوند تاريخي و فرهنگي با كشورهاي پيرامون خود , درگير مسائل مناطق اطراف خود است . جايگاه ويژه و حساس ايران حوادثي را در تاريخ معاصر اين كشور خلق كرده كه نقش و اهميت ژئوپولتيكي و ژئواستراتژيكي آن را در جهان آشكار مي سازد. حتي در قرن حاضر نيز « برخي از انديشمندان ژئوپوليتيك آمريكا , منطقه درياي خزر و خليج فارس را « هارتلند » جديد مي دانند كه برروند بازيهاي ژئوپوليتيك قرن بيست ويكم تاثير فراوان خواهد داشت . اين ديدگاه , ايران را در قلب جديد قرار داده و اهميت بسياري براي ايران قائل شده است . » (5 ) براي نشان دادن اهميت اين منطقه و ايران بخاطر وجود ذخائر عظيم نفتي به سخنان چرچيل نخست وزير انگليس در جنگ جهاني دوم اشاره مي كنيم . او گفته بود : « هركس بر امواج نفت سواراست بر سياستهاي جهان سوار است . » (6 ) و يا در خاطراتش مي نويسد « چاههاي نفت ايران عامل درجه اولي در جنگ محسوب مي شد » (7 ) و يا اظهارنظرهاي مختلف از مقامات قدرتهاي جهاني بويژه آمريكايي راجع به نفت كشورهاي منطقه به خصوص در قضيه اشغال كويت ابراز گرديد. به هر حال در چنين منطقه حساس ايران بعنوان جزيره ثبات اهميت زيادي در منطقه و جهان دارد.
كما اينكه يكي از ژنرال هاي آمريكائي اخيرا اظهار داشته كه « ايران براي امريكا از لحاظ ژئواستراتژيك بيش از اسرائيل اهميت حياتي پيدا كرده است و ... » (8 ) سرانجام اينكه اگر امنيت كشوري مثل ايران به چالش كشيده شود منطقه را به شدت تحت تاثير خود قرار مي دهد.
جغرافياي سياسي عراق
كشور عراق در غرب ايران بعد از تجزيه امپراطوري عثماني در نقشه جهاني به عنوان كشور مستقل از انگليس در سال 1932 ظاهر شد . « وسعت اين كشور 438,317 كيلومتر مربع و جمعيت آن 26 ميليون نفر است , جمعيتي كه حدود 60 تا 65 درصد آن را شيعيان , 32 تا 35 درصد سني ها به اضافه 5 تا 6 درصد آن از دينهاي ديگر هستند : در همان حال , نبايد فراموش كرد كه عراق كشوري است كه از جغرافياي سياسي دشوار خود بسي رنج مي برد. در بخش خاوري , ادعاهاي عراق عليه ايران شرايط سختي را در روابط دو كشور به وجود آورده است . در مرزهاي شمال و شمال باختري , عراق روابط بسيار تيره اي با سوريه دنبال كرده است . روابط عراق با تركيه هيچ گاه اطمينان بخش نبوده است . اين روابط پيوسته تحت تاثير دو مسئله اساسي بوده است ; نخست مساله كنترل تركيه روي آب دجله , دوم مساله ادعاي كم سروصداي تركيه در زمينه مالكيت بر مناطق نفتي شمال عراق . از طرف جنوب گرفتاري جغرافياي عراق دردسترسي به خليج فارس به دليل ساحل بسيار كوتاه , بغداد را به انديشه تصاحب سرزمين در كويت و دو جزيره وربه و بوبيان انداخت . چندين فقره عمليات نظامي عليه كويت در دهه 1970 همراه با تمايل ضمني بغداد به حاكميت براستان خوزستان ايران ترديدي باقي نمي گذارد كه چگونه دولت پريشان عراق تلاش دارد فضاي تنفسي خود را در خليج فارس گسترده سازد. بخشي از علل حمله عراق به كويت نيز كه به دخالت ايالات متحده و متحدانش در منطقه انجاميد ناشي از تلاش رهبران عراق براي رفع اين گرفتاري جغرافيا بود . » (9 ) در عراق غير از اعراب شيعه و سني , كردها و تركها هستند كه در بخش شمالي اين كشور استقرار دارند. « بالاترين مانع در راه وحدت عراق جدايي بين اكثريت عرب واقليت كرد زبان بوده است . كردها حدود 20 درصد جمعيت عراق را تشكيل مي دهند. كردها در مناطق دور افتاده و كوهستاني شمال كه يك سوم وسعت كشور را دارند , متمركز هستند و توسط مرزهاي قابل نفوذ از هم زبان هاي خود در تركيه , ايران و سوريه جدا مي شوند. مهم اين است كه بخش بيشتر نفت عراق در مناطق كردنشين جاي دارد و اين امر وحدت ملي را به دلايل سياسي و اقتصادي ضروري مي كند. كردها از هنگامي كه جزئي از دولت عراق شدند براي كسب خودمختاري و يا استقلال كامل تقريبا بدون انقطاع جنگيده اند . » (10 ) پراكندگي كردها در چهار كشور ايران , تركيه , عراق و سوريه يكي از مشكلات اين كشور بويژه درتركيه و عراق است كما اينكه در جنگ عراق عليه ايران از مسئله كردهاي دو كشور عليه يكديگر بهره برداري شد.
روابط ايران و عراق
پس از جنگ جهاني اول و تجزيه امپراطوري عثماني و تقسيم سرزمينهاي خاورميانه اي اين امپراطوري بين انگليس و فرانسه و تولد عراق و بدنبال آن استقلال اين كشور تا به امروز روابط ايران و عراق , با فراز و نشيبهايي كه داشته بيشتر تحت تاثير مسائل مرزي و كردها بوده و در اين بين تعارضهاي فرهنگي با اشكال ملي گرايانه (پان ايرانيسم و پان عربيسم ) بعنوان عامل تشديد اين اختلافات عمل كرده است . با اين وجود روابط دو كشور بخصوص در مقاطعي از حكومت پادشاهي در هر دو كشور حسنه بوده و حتي « پس از جنگ جهاني دوم مناسبات حسنه همچنان برجاي بود , و با پيوستن دو كشور به پيمان پنج قدرت بزرگ , مبني بر دفاع متقابل و منطقه اي در سال 1955 در بغداد حتي بهتر هم شد . وقوع كودتا در عراق در سال 1958 , نظام پادشاهي اين كشور را برانداخت و جهت گيري سياسي را يك شبه تغيير داد. سياست جديد , ضدغربي و بيشتر در راستاي احساسات ملي گرايانه غربي بود. از طرفي اعلام خروج انگلستان از منطقه خليج فارس عامل تشديد رقابت بين ايران و عراق در منطقه شد. به رغم قريب بيست سال كشمكش ميان بغداد و نظام سلطنتي ايران , پس از عقد قرارداد 1975 الجزاير كه بر موارد اختلاف مهم ميان دو كشور بخصوص موضوع اروندرود و كردها پايان بخشيد , مناسبات دو كشور در سطح تاكتيكي بهبود يافت . در سال 1978 عراق متعاقب پيمان كمپ ديويد كه به اخراج مصر سادات (و متحده نزديك شاه ) از دنياي عرب منجر شد , در پس بدست گرفتن رهبري عربها بود » (11 ) وقوع انقلاب اسلامي با جنبه ايدئولوژيكي (اسلامي ـ شيعي , همراه با مردم سالاري ) در ايران يكبار ديگر اختلافات بين دو كشور را تشديد كرد! كه بعد از مدت كوتاهي با نقض قرارداد 1975 از سوي عراق و با تهاجم نظامي آن كشور منجر به وقوع جنگ 8 ساله بين دو كشور شد . بعد از جنگ نيز روابط دو كشور تحت تاثير مسائل باقي مانده از جنگ , اشغال كويت توسط عراق و سپس تحريمهاي سازمان ملل عليه ايران و اخيرا تهديدهاي آمريكا بعد از حوادث 11 سپتامبر بر عليه دو كشور بوده است .
علل وقوع جنگ 8 ساله تحميلي عليه ايران
براي آغاز جنگ عليه ايران بايد سياست ابرقدرتها و كشورهاي منطقه بويژه كشور آغازگر جنگ همانند و همسو مي شد : زمينه آن با وقوع انقلاب در ايران كه دو ويژگي عمده آن يعني اسلامي بودن وعدم گرايش و وابستگي به ابرقدرت غرب و شرق فراهم بود , شكل گرفت در حاليكه ايران درزمان شاه جزيره ثبات در منطقه براي منافع آمريكا بود و وقوع انقلاب در آن , منافع آمريكا و بيشتر كشورهاي منطقه و حتي فرامنطقه اي را به خطر انداخت . « اين درحالي بود كه تجربه جنگ ويتنام و تبعات آن , آمريكا را از هرگونه اقدام نظامي عليه ايران برحذر مي داشت . برهمين اساس از آنجا كه اقدام مستقيم نظامي آمريكا امكان پذير نبود , اين كشور به اقداماتي همچون استقرار نيروهاي نظامي اش در همسايگي ايران تشكيل نيروهاي واكنش سريع , ايجاد بحران در داخل كشور و نفوذ درحاكميت جديد متوسل شد. اشغال سفارتخانه آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام , امكان نفوذ آمريكا در حكومت ايران را به شدت تضعيف كرد. در چنين اوضاعي كه اغلب توطئه هاي دشمن به شكست انجاميده بود , تحميل جنگ به جمهوري اسلامي بخشي ديگر از واكنش سازمان يافته و خشن نظام بين الملل در برخورد با پديده نوظهور انقلاب اسلامي بود كه طراحي و به اجرا درآمد . » (12 ) براي تحميل جنگ عليه ايران بهترين گزينه عراق بود چرا كه هم حاكمان عراق آمادگي آن را داشتند و هم اهدافي كه رژيم حاكم عراق در سر داشتند به اين امر كمك مي كرد. اهداف حاكمان رژيم عراق بيشتر برخاسته از ويژگيهاي جغرافياي اين كشور بود كه عبارت بودند از :
1 ـ لغو نمودن قرارداد 1975 كه معتقد بودند در شرايط نامناسب اين قرارداد بر آنها تحميل شد.
2 ـ تجزيه خوزستان به لحاظ وجود ذخاير نفتي و تنگناي جغرافيائي عراق و وجود سواحل خوزستان
3 ـ سرنگون كردن انقلاب با رژيم جمهوري اسلامي . » (12 ) از طرفي وجود حدود 20 درصد كرد در عراق و پيوند تاريخي آنها يا كردهاي ايران و حدود 60 درصد شيعه , به طور ناخواسته عراق را به پيوندي عميق با ايران رهنمون مي سازد. ولي اين امر خواست رژيم حاكم نبوده و نيست . بويژه اينكه يكي از عوامل برخوردار شدن از حمايت يك ملت , توجيه وجود يك دشمن مشترك است كه حاكمان عراق چه پيش از آغاز جنگ و چه پس از جنگ و چه اكنون در تحقق آن ناتوان بوده اند تبليغاتي چون « آمريكايي بودن انقلاب ايران » , « نژادپرست بودن ايرانيان » , « چشم طمع ورزيدن ايرانيان به خاك اعراب بويژه عراق » , « در خدمت تحقق اهداف صهيونيستي بودن ايران در منطقه » (14 ) همه از جمله همين ترفندهاي ناموفق بوده است به هرحال رژيم عراق جنگ 8 ساله اي را عليه ايران آغاز كرد كه سرمايه و ثروتهاي هر دو كشور اسلامي منطقه را كه مي توانست در جهت رشد و توسعه شان قرار بگيرد تباه سازد. صدام دراين جنگ و پس از آن حتي كشور خود را كه يكي از ثروتمندترين كشورهاي منطقه بود به يك كشور ضعيف با اقتصاد نابسامان و مورد تحريم تبديل كرد. « دلايل عراق در توجيه لغو عهدنامه 1975 و حمله به ايران عمدتا به شرح زير بود :
ـ نقض عهدنامه توسط ايران
عدم استرداد سرزمينهائي كه به موجب عهدنامه 1975 مي بايستي به عراق بازگردانده شود
رفتار نارواي ايران با اعراب خوزستان (عراق آن را خوزستان مي ناميد)
عدم استرداد سه جزيره عربي . » (15 ) اين جداي از حمايتهاي جهاني از رژيم صدام بود. آمريكا با دادن اطلاعات نظامي (ماهواره اي ) , فرانسه با دادن هواپيماهاي سوپراتاندار (براي جنگ نفتكشها) و شوروي با هواپيماي ميگ 23 و 25 (براي بمباران شهرها) , شركتهاي آلماني با بمب شيميايي (كه هنوز قرباني مي گيرد) و ساير كشورها به حمايت همه جانبه از عراق پرداختند. شايد مقايسه تعداد هواپيماي دو كشور گوياي اين كمكها و نابرابريها باشد . « قبل از جنگ ايران حدود 440 هواپيماي جنگي و عراق 230 هواپيماي جنگي داشتند . در اواخر جنگ تعداد هواپيماهاي ايران به 60 فروند و تعداد هواپيماي عراقي به 500 تا 800 فروند مي رسيد . » (16 ) يادآوري اين نكته ضروري است كه در دويست سال اخير هر حمله و تجاوزي عليه ايران صورت گرفته منجر به جداشدن پاره اي از خاك اين كشور گرديد . ولي در جنگ 8 ساله با وجود مظلوميت ايران و قرار گرفتن در برابر چندين كشور , تنها با خوداتكايي , داشتن پشتوانه مردمي و رهبري امام خميني (ره ) توانست با بهره گيري صحيح از ايمان مردم و روحيه شهادت طلبي , و استقلال طلبي و بسيج تمام نيروها و امكانات , با مقاومت سرسختانه , متجاوزان را بيرون رانده و مانع از جدايي حتي يك وجب از خاك ايران شود. در اينجا نكته اي كه قابل تامل است نقش سازمان ملل بويژه شوراي امنيت اين سازمان در واكنش و برخورد با حمله عراق به ايران و سپس به كويت است !
به هرحال با پذيرش قطعنامه 598 در مورخ 1367,4,27 از سوي ايران اين جنگ خاتمه يافت (17 ) پس از چندي يعني در 18 آذرماه 1370 حقانيت ايران در متجاوز شناختن عراق از سوي دبيركل سازمان ملل به اثبات رسيد.
صدام , رئيس جمهور عراق طي نامه 23 مرداد 1370 خود به رئيس جمهور جمهوري اسلامي ايران همه شرايط ايران را براي صلح دايمي به ايران پيشنهاد داد و اعلام كرد قرارداد 1975 الجزاير در مورد شط العرب زيربناي توافق هاي مرزي دو كشور قرار گيرد , صدام حسين اين جمله را بكار برد « ... و به اين ترتيب همه خواسته هاي شما برآورده خواهد شد . » (18 ) و سرانجام « وجود دست كم 19 منبع بالقوه , تنش و مشاجره بين دو دولت ايران و عراق ركوردي مايوس كننده به نظر مي رسد با وجود اين , عراق بين 15 كشور و 24 دولت همسايه مي تواند بهترين متحد طبيعي ايران باشد » (19 )
جمع بندي و نتيجه گيري
ايران به لحاظ موقعيت جغرافيايش مخاطره آميزترين تاريخ را داشته است . موقعيت جغرافيايي ايران بويژه در دو قرن اخير موجب رقابت و دخالتهاي قدرتهاي بزرگ در امور داخلي اين كشور شده تا حدي كه به نظر مي رسد يكي از عوامل پيچيده بودن فرهنگ سياسي اين كشور را مي توان ناشي از اين دخالتها دانست و انقلاب اسلامي را به نوعي پاسخي به اين دخالتها و بازگشت به هويت خود شمرد. وقوع انقلاب در ايران منافع قدرتها و برخي كشورهاي منطقه را به خطر انداخت . انقلابي كه در حساس ترين منطقه از جهان اتفاق افتاده , موجب شد تا براي كنترل و خاموش كردن آن , كشورهاي بسيار با انگيزه هاي گوناگون با حمايت همه جانبه از عراق جنگ 8 ساله اي بر ايران تحميل كنند كه تماميت ارضي و وحدت ملي آن را به چالش بكشند. اما پيوند سه نيروي بقاي ايران يعني دين , اتحاد مردم ـ بواسطه فرهنگ غني ايران سرزمين و... بويژه در شرايط حساس , و رهبري ايران سبب شد كه جمهوري اسلامي ايران از نقشه شوم ديگري عليه خود سربلند بيرون آيد. در حال حاضر نيز ايران در منطقه اي واقع شده كه مي توان ويژگيهايي بر آن برشمرد. از جمله : « بيضي استراتژيك انرژي » كه ايران در كانون آن قرار دارد , وجود بيشترين بحرانها و پيمانهاي تهديدآميز در اطراف مرزهاي آن , خريد هنگفت تسليحات از سوي كشورهاي منطقه , حضور قدرتهاي فرامنطقه اي , وجود كشورهاي كمتر توسعه يافته و تا حدي بي ثبات و بي مسئول و درعين حال وجود كشورهاي با درآمد بالا و ثروتمند در كنار كشورهاي فقير و با آرمانها و علايق ژتوپوليتيكي خاص .
به هرحال ايران امروز با درك واقعيات هاي موجود منطقه اي و جهاني مي تواند با سياستي اصولي , منطقي و علمي سعي در عبور از اين خطرات و تهديدات و حتي تبديل آن به فرصتها باشد. با اين وجود ايران بايد توليد قدرت كند و وزنه مهمي در منطقه و جهان باشد تا امنيت و منافع ملي خود را تامين كند چرا كه اين ضرورت را موقعيت جغرافيائيش تحميل مي كند و حوادث تاريخي گواه اين مدعاست . در مورد روابط با عراق به نظر مي رسد در صورت برقراري نظام مردمي در اين كشور مي توان اميد داشت ايران و عراق با رعايت حسن همجواري , احترام به تماميت ارضي يكديگر , درك شرايط زماني و قبول واقعيتهاي جغرافيايي به رفع سو ظن ها و سو تفاهمات برآيند و با توجه نقاط مشترك , همكاريهاي دو كشور قوت گيرد.ولي آيا اين انتظار در صورت تدام اشغال عراق امكان پذير است
محرمعلي فيروزي ـ دانشجوي كارشناسي ارشد جغرافياي سياسي
1 ـ دكتر عزتي , عزت الله , ژئواستراتژي , سمت , تهران , 1373 ص 15
2 ـ اطلاعات سياسي اقتصادي شماره 164 ـ 163 ص 166
3 ـ دكتر عزتي , عزت الله مسائل استراتژيك نظامي معاصر , دانشگاه تربيت مدرس پائيز 1380
4 ـ دكتر كريمي پور , يدالله , مقدمه اي بر ايران و همسايگان (منابع تنش و تهديد) جهاد دانشگاهي واحد تربيت معلم , تهران 1380 ص 20
5 ـ دكتر مجتهدزاده , پيروز , روزنامه اطلاعات 81,4,8 ص 12
6 ـ روزنامه اطلاعات ضميمه 79,3,11 ص 7
7 ـ روزنامه اطلاعات 81,6,11 ص 6
8 ـ روزنامه كيهان 81,10,2 ص 14
9 ـ دكتر مجتهدزاده , پيروز , خليج فارس مرزها و كشورها , عطائي , تهران , 1380 صص 534 , 535 , 303
10 ـ آلاسداير دراسيدل و جرالداچ . بليك . جغرافياي سياسي خاورميانه و شمال افريقا , دره ميرحيدر دفتر مطالعات سياسي و بين المللي , تهران , 1373 ص 212
11 ـ فولر , گراهام پيشين صص 54 , 55 , 56
12 ـ گزارشي كوتاه (1 ) مركز مطالعات و تحقيقات جنگ , سپاه پاسداران انقلاب اسلامي , تهران , 1378 ص 10
13 ـ دروديان , محمد , تحليل گر , محقق و تاريخ نگارجنگ , گزارش ويژه خبري شبكه (2 ) سيما ساعت 23 مورخ 81,6,31
14 ـ براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به : نگاهي به 8 سال جنگ تبليغاتي , گروه علوم انساني ـ اجتماعي دفتر جهاددانشگاهي منطقي مرتضي , جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران 1372
15 ـ هدايتي خميني , عباس , شوراي امنيت و جنگ تحميلي عراق عليه ايران (تا پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران دفتر مطالعات سياسي و بين المللي تهران , 1370 ص 66
16 ـ ولي پورزرومي , سيدحسين , تحليل سطح توانمندي هاي نظامي ايران و عراق در طول جنگ تحميلي , مجله سياست دفاعي شماره 34 , بهار 1380 ص 78
17 ـ براي اطلاعات بيشتر در مورد علت پذيرش قطعنامه 598 مراجعه كنيد به منبع شماره 19 و روزنامه اطلاعات 79,4,30
18 ـ دكتر مجتهد زاده خليج فارش كشورها و مرزها ص 552
19 ـ دكتر كريمي پور پيشين ص 52
پيوند سه نيروي تضمين كننده بقاي كشور يعني دين , وحدت مردم و نقش رهبري سبب شد جمهوري اسلامي ايران از دام 8 سال جنگ تحميي دشمنان با سربلندي بيرون آيد
موقعيت استراتژيك و ژئوپلتيك ايران در منطقه , از جمله عواملي است كه در طول تاريخ , هموازه چشم طمع قدرتهاي سلطه گر را به اين سرزمين دوخته است