
سالهاي پاياني قرن بيستم حوادث و رويدادهايي جنگي را
در سينه دارد كه در يك سوي آن تجاوز و درنده خويي آتش
افروزان مشاهده مي شود. و در سوي ديگر آن مردمي كه جان
شيرين خود را سپر بلا نمودند. سرگذشت جنگ تحميلي عراق
عليه ايران نيز در همين مقوله جاي دارد. در يك سو تجاوز و
در سوي ديگر دفاع .اين جدال نابرابر مدت هشت سال بر كشور
ما سايه انداخت و در عين حال ديگر كشورهاي درگير منطقه
خاورميانه و خليج فارس و بخشهايي از جان را تحت تاثير
قرار داد.
خاورميانه و خليج فارس همواره از موقعيت سوق الجيشي
و استراتژيكي بالايي برخوردار بوده و از طرف ديگر ايران يكي
از كشورهاي بااهميت اين منطقه به حساب مي آيد كه متاسفانه
در سده گذشته , حكام آن در نظام دو قطبي حاكم بر جهان
توسط ابر قدرت امريكا , به ابزاري براي چپاول منابع اين كشور
مبدل شده بودند. اين وضعيت ادامه داشت تا آن گاه كه خيزش
ديني مردمي به رهبري بزرگمردي بي بديل در سال 1357
هجري شمسي رهايي اين كشور را رقم زد.
اين اتفاق ساده اي نبود كه قدرت گرايان به سادگي از كنار
آن بگذرند. اين رو برخورد با انقلاب اسلامي تازه به ثمر رسيده
ايران در اشكال گوناگون آغاز گرديد , به طوري كه باقي مانده
سال هاي دهه 50 را براي نظام نوپاي انقلاب بايد سال هاي
توطئه و دسيسه با هدف درهم كوبيدن آن ناميد , پديده اي
ناميمون كه سرانجام جنگي طولاني را بر كشور ما تحميل نمود.
با پيروزي انقلاب اسلامي , سياست خارجي آمريكا در
منطقه دچار شكست بزرگي شد , به طوري كه در پي سقوط و
سرنگوني رژيم پهلوي در ايران , پيمان سنتو لغو شد و نتيجه
آن حلقه مركزي كمربند امنيتي غرب به دور مركزيت كمونيزم و
ابرقدرت شرق گسسته گرديد و استراتژي منطقه اي آمريكا ,
بازوي قدرتمند نظامي خود را از دست داد.
برژيسنكي مشاور امنيتي كارتر ـ رئيس جمهور وقت
آمريكا ـ اظهار داشت :
استراتژي امريكا در مقابل انقلاب اسلامي بايد تقويت
دولت هايي باشد كه توان انجام عمليات نظامي عليه رژيم ايران
را دارا هستند.
بر اين اساس قدرت هاي بزرگ و به ويژه امريكا براي مقابله
با انقلاب اسلامي ايران , استراتژي هاي گوناگون را طراحي
كردند. از جمله , تقويت برخي گروههاي داخلي , كمك به
مخالفان انقلاب , طراحي كودتا و غيره ولي هيچ يك نتوانست
آنها را به مقصود خود برساند. سرانجام دولت عراق براي
حمله به ايران مناسب ديده شد و با تاييد و تشويق و قول هاي
مساعد همكاري نظامي و اقتصادي و سرازير كردن تسليحات
به اين كشور زمينه هاي آغاز جنگ تحميلي فراهم
آمد.
صدام حسين رئيس جمهوري وقت عراق در همين زمان
گفت : « اكنون ما براي بازپس گرفتن حقوق خود (!)از ايران
نيروهاي كافي در اختيار داريم . »
مرحله خاص گذار بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران
و پيدايش نظامي كه منافع امريكا را به خطر انداخته بود.
از نظر عراق زمينه مساعدي براي استفاده از منافع مشترك
امريكا و عراق در ايران و جلب حمايت اين كشور در حمله به
ايران بود.
صدام در سخناني در جلسه فوق العاده مجلس ملي عراق
در 17 سپتامبر 1980 اظهار داشت :
من در برابر شما اعلام مي كنم كه موافقت نامه 6 مارس
1975 از نظر ما « كان لم يكن » تلقي مي شود . بنابر اين وضعيت
حقوقي شط العرب بايد به وضع قبل از مارس 1975 برگردد .
و بدين ترتيب نظاميان رژيم حاكم بر كشور عراق در
همسايگي غربي ايران , در 31 شهريور 1359 همچون سيلي
مخرب مرزهاي قانوني را نورديدند و رسما با تصرف
بخش هايي از ايران از هيچ جنايتي دريغ نكردند. جمهوري
اسلامي در همان ماههاي نخست شرايط منصفانه و منطقي
خود را براي پايان دادن به اين جنگ ناخواسته اعلام كرد كه
اولين شرط آن خروج بدون قيد و شرط متجاوزان و اشغالگران
از خاك ميهن اسلامي بود و بارها در مجامع بين المللي با ارائه
دلايل متقين , نقض مقررات و اصول بين المللي و منشور
سازمان ملل متحد را از جانب عراق متذكر و خواستار اقدام
جدي اين مجامع عليه رژيم بغداد شد.
يكي از صحنه هاي دردناك و در عين حال نمونه بارز
توحش و نقض حقوق انساني توسط رژيم عراق حملات مكرر
و ارتش آن دولت به مناطق مسكوني ايران بود كه اصطلاحا
جنگ شهرها خوانده شد.
پس از ناكامي عراق به لحاظ نظامي و سياسي و رواني در
جبهه هاي جنگ , سردمداران اين رژيم به خيال خام خود با
هدف كسب امتياز و تحميل صلح , به بمباران و موشك باران
شهرهاي مبادرت ورزيدند.
مردم اهواز در دوم مهرماه 1359 , شاهد حملات
ميگ هاي عراقي به اين شهر بودند و شهر مقاوم دزفول كه در
طول مدت جنگ تحميلي آماج هزاران بمب و موشك گرديد ,
براي اولين بار در 16 مهر ماه همان سال مورد حمله چهار
ميگ عراق قرار گرفت . اين قبيل حملات تا سال 1362 ادامه
داشت . در كنار بمباران هاي هوايي , رژيم عراق با حملات
موشكي بوسيله موشك هاي زمين به زمين اسكاد ـ بي و فراك ,
در طول شبانه روز مردم شهرهاي بي دفاع ايران را به خاك و
خون كشيد . اولين موشك 9 متري زمين به زمين در تاريخ 17
مهرماه 1359 به شهر دزفول پرتاب شد كه بيش از 400 شهيد
و مجروح به جاي گذاشت .

اگر نبود اين همه ددمنشي هاي رژيم عراق ايران هرگز
راضي نمي شد قدرت دفاعي خود را با شليك موشك به قلب
بغداد و يا كركوك به رخ دشمن بكشد.
سازمان بين المللي هواپيمايي كشوري (ايكائو) نيز به
منظور تسهيل روش هاي حصول به آن اهداف و پي ريزي اصول
و طريق پيشرفت حمل و نقل هوايي بين المللي تشكيل شده
بود. با اين وجود بارها هواپيماهاي مسافربري , از جمله
هواپيماهاي شركت هوايي جمهوري اسلامي ايران با صدها
مسافر زن و كودك بي گناه , مورد تهديد و رهگردي واقع شد. در
تاريخ 65,12,1 دو فروند جنگنده عراق به يك هواپيمايي اف
27 در مسير تهران ـ اهواز حمله نمود و آن را سرنگون كردند .
در اين حمله 22 سرنشين آن به شهادت رسيدند . در روز
65,7,23 نيز حمله موشكي هواپيماهاي عراقي به فرودگاه
شيراز و هنگام سوار شدن مسافران هواپيما , باعث شهادت
حدود 30 تن از مسافران گرديد و نيز موارد متعددي از اين
قبيل .
از مهم ترين اسنادي كه در زمينه ممنوعيت استفاده از
سلاح هاي شيميايي وجود دارد , پروتكل مورخ 17 ژوئن
1925 ژنو است كه از سال 1928 لازم الاجرا شمرده شده
است با آن كه عراق در 8 سپتامبر 1931 به اين پروتكل ملحق
شده بود اما در جنگ تحميلي به كرات اين سم مهلك را عليه
ايران بكار گرفت .
اما هولناك ترين مورد استفاده از سلاح هاي شيميايي پس
از جنگ جهاني اول مربوط به حوادث شهر حلبچه است .
اين واقعه موجب شد كه استفاده عراق از سلاح هاي
شيميايي بطور گسترده اي در معرض آگاهي عمومي قرار گيرد ,
زيرا اين بار عراق عليه مردم كرد حلبچه و اتباع خود چنين
جنايت بزرگي را مرتكب شده بود.
داستان مقاومت شجاعانه مردم ايران اسلامي را بايد در
حماسه هاي بزرگ و ماندگار تاريخ بشريت به دفعات باز گفت :
مردمي كه يك تنه در برابر صف عظيمي از خيال شيطان ها و
شيطانك ها و جنايتكاراني كه آمده بودند همه هستي آنها را به
تاراج ببرند دليردانه و صبورانه ايستادند آري ايستادند تا آن
گاه كه دشمن خسته و مايوس و ناكام از دستيابي به اهداف شوم
و بلند پروازانه خود روي به سوي عقب نهاد.
ابرقدرت ها و برخي از كشورهاي منطقه و خارج از منطقه
مكررا مدعي مي شدند كه خواستار حفظ بي طرفي خود در
جنگ تحميلي عراق عليه ايران هستند , ولي در عمل تنها
كشورهاي معدودي بر اساس قواعد بي طرفي اقدام مي كردند.
بخصوص رفتار تبعيض آميز برخي از دولت هاي منطقه خليج
فارس ونيز قدرت هاي بزرگ عليه قرباني تجاوز. يعني
جمهوري اسلامي ايران , مغايرت جدي و آشكار با مسئوليت
ناشي از بي طرفي داشته است . متاسفانه همين دوگانگي و
سياست زدگي ها باعث شد كه نظام جهاني به تجهيز عراق
بپردازد . بطوري كه در بهمن 1359 كشور فرانسه اقدام به
فروش هواپيماهاي ميراژ به اين كشور كرد. سلاح هاي شيميايي
توسط كشورهايي از جمله آلمان در حد گسترده متنوع و
خطرناك در اختيار عراق قرار گرفت . همچنين براي فشار بيشتر
به ايران و تهديد جريان فروش نفت و محدود ساختن منابع
ارزي ايران , فرانسه در واقع اينكار با هواپيماهاي ميگ با
واگذاري هواپيماهاي ميگ سوپر استاندارد و موشكهاي اگزو
3 را به عراق فروخت . آنگاه برد موشك هاي اسكاد « بي » با
واگذاري قطعات رايانه اي پيشرفته توسط آمريكا افزايش يافت
تا عراق بتواند شهرهاي تهران و دورتر را هدف قرار دهد.
علاوه بر تمامي اقدامات مذكور , آمريكا و ساير كشورهاي
اروپايي ايران را بطور كامل مورد تحريم اقتصادي قرار دادند.
كشورهاي منطقه نيز با قول حمايت سياسي و كمك حداقل 30
ميليارد دلاري , صدام را قبل از جنگ پشتيباني كردند و در راه
نهادينه كردن اين حمايت و در مخالفت آشكار با ايران در
اسفند 1359 , شوراي همكاري خليج فارس را با شركت عربي
حاشيه خليج فارس تشكيل دادند. در اجلاس چهارم اين شورا
حاكم بحرين اعلام كرد كه جدا از كمك هاي تسليحاتي , اين
شورا در جنگ عليه ايران 40 ميليارد به عراق كمك كرده است .
تلاش هاي هشت ساله و مقاومت دليرانه و بي نظير مردم
مسلمان ايران و ايثارگري و مجاهدت هاي حماسي جوانان
كشور برگرفته از فرهنگ ناب اسلامي و حماسه جاودان
عاشوراي حسيني (ع ) در دفاع از دين و ملك , همچنان ادامه
يافت . تا اين كه شوراي امنيت سازمان ملل متحد طي قطعنامه
598 (ژوئيه 1987 ) به اتفاق آرا و با اين وعده كه كميته بي
طرفي جهت شناسايي و تعيين متجاوز و خسارات عظيم جنگ
تامين گردد. خواستار توقف جنگ و آتش بس در جنگ تحميلي
عراق عليه ايران شد. مقامات عالي جمهوري اسلامي ايران اين
بار نيز بر مجازات متجاوز تاكيد ورزيدند , ولي در نهايت معلوم
شد كه قدرت هاي بزرگ و حاميان بين المللي رژيم عراق ,
همچنان مانع اجراي عدالت بود و براي حفظ دست نشاندگان
خود از هيچ كوشش , ترفند و تهديدي فروگذار نخواهند كرد.
داعيه اكثر رهبران و مقامات كشورهاي كوچك و بزرگ اين
بود كه چون رژيم عراق قطعنامه 598 را پذيرفت و مرتبا بر
پذيرش آتش بس و قبول صلح اصرار دارد , لذا اگر جمهوري
اسلامي ايران قطعنامه مذكور را پذيرد , صلح و ثبات به منطقه
بازگشته و سازمان ملل متحد ضامن حصول اين امر خواهد
بود.
رهبران ايران با توجه به نكات مزبور , اگرچه مجازات و
اجراي عدالت را حق قانوني و مشروع خود مي دانستند , جهت
برقراري صلح و آرامش و جلوگيري از خون ريزي و خسارات
بيشتر و به اميد آن كه جامعه بين الملل به زودي متجاوز را
شناسايي و محكوم خواهد ساخت . قطعنامه 598 شوراي
امنيت را پذيرفت و خواستار اجراي سريع تمام بندهاي
هشت گانه قطعنامه بر اساس طرح اجرايي دبيركل سازمان ملل
متحد شدند. اما جالب است دنيا بداند كه يك روز بعد از
تصويب قطعنامه مذكور كه در آن ساير كشورها به
خويشتن داري از هرگونه اقدام براي گسترش بيشتر مناقشه فرا
خوانده شده بودند , آمريكا به بهانه حمايت از كشتي هاي
كويتي , ناوگان نظامي خود را به خليج فارس روانه كرد و در
حمايت از عراق و جلوگيري از برتري نسبي ايران در جنگ
خليج فارس وارد عمل شد.
حمله به كشتي هاي تجاري دول بي طرف درآبهاي
بين المللي توسط رژيم عراق از ديگر اقداماتي است كه ارتش
عراق بعد از شكست در جبهه هاي نبرد و عدم توانايي در مقابله
با نيروهاي ايران , از فوريه 1984 به آن مبادرت
ورزيد.
هدف اصلي عراق از اين اقدام قطع جريان صدور نفت و
اعمال فشار اقتصادي به ايران و همچنين قطع راههاي دريايي و
ارتباطي ايران بود.
در طول جنگ هشت ساله بيش از 540 فروند كشتي در
خليج فارس مورد حمله قرار گرفت .
ايران در امر مقابله به مثل همچنان مدتي ديگر نيز تامين
مي نمود و تلاش كرد تا شايد مجامع جهاني , عراق را از اين
جنايت باز دارند ولي نه تنها چنين نشد بلكه بعضي كشورها به
خصوص در اروپا , با سرازير كردن امكانات خود بسوي عراق و
در اختيار قراردادن هواپيماهاي سوپراستاندارد و ميراژ و
موشك هاي اگزوسه , بر ادامه جنگ نفتكش ها افزودند.
بنابر اين بايد اذعان داشت كه آتش افروزي عراق در گستره
وسيعي شامل زمين و دريا و هوا , اعم از جبهه هاي نبرد , اماكن
مسكوني و اقتصادي و آثار باستاني , هواپيماهاي جنگي و
مسافربري , كشتي هاي حمل كالا و يا ناوگان هاي نظامي , چه
مربوط به كشورهاي متخاصم و يا ديگران , همه و همه را در بر
گرفت .
يكي از صحنه هاي دردناك و در عين حال نمونه بارز توحش
و نقض حقوق انساني توسط رژيم عراق حملات مكرر و ارتش
آن دولت به مناطق مسكوني ايران بود كه اصطلاحا جنگ
شهرها خوانده شد
حمله به كشتي هاي تجاري دول بي طرف درآبهاي بين المللي
توسط رژيم عراق از ديگر اقداماتي است كه ارتش عراق بعد از
شكست در جبهه هاي نبرد و عدم توانايي در مقابله با نيروهاي
ايران , از فوريه 1984 به آن مبادرت ورزيد

|