روزنامه جمهوري اسلامي 29/06/1383 صفحه سياسي
حكومت خودگردان عرفات ; يك دهه امتيازدهي به اسرائيل




م طلوع گر
يك دهه از تشكيل حكومت خودگردان فلسطين برياست « ياسر عرفات » در كرانه باختري و نوار غزه مي گذرد . ده سال قبل يعني در بيستم اوت 1993 عرفات رهبر سازمان آزاديبخش فلسطين با برسميت شناختن موجوديت رژيم صهيونيستي اجازه يافت تشكيلاتي را تحت عنوان حكومت خودگردان فلسطين در اراضي اشغالي برقرار نمايد و خود نيز رياست آن را بدست گيرد. اكنون پس از گذشت يك دهه از فعاليت حكومت خودگردان و زير ذره بين نهادن عملكرد آن بنظر مي رسد اين تشكيلات فلسفه وجودي خود را از دست داده و « عرفات » نيز در داخل اين حكومت با بحران مشروعيت مواجه شده است . به عبارت ديگر در « اسلو » ساف و تل آويو با رسميت بخشيدن به موجوديت يكديگر پاي پيماني را امضا كردند كه براساس آن دو طرف ماموريت يافتند مقدمات لازم را براي ايجاد دو حاكميت مستقل فلسطيني و عبري در اراضي اشغالي و قلمروي اسرائيل فراهم نمايند اما امروز با مرور آنچه طي اين ده سال بر دو طرف گذشته در مي يابيم كه حكومت خودگردان بيش از آنكه در خدمت فلسطيني ها و حاكميت مستقل فلسطيني باشد درخدمت اميال اسرائيل بوده است . رژيم صهيونيستي از طريق « قرارداد اسلو » موفق شد با مبدل ساختن حكومت خودگردان به عاملي قابل اعتماد و ابزاري در راستاي برنامه هاي دراز مدت خود , آنچه را كه طي 40 سال قبل از آن بدليل مقاومت فلسطيني ها و مواضع كشورهاي عربي از عملي ساختن آن ناتوان بود , با كمترين هزينه به اجرا گذارد و همراه با آن حكومت خودگردان و شخص عرفات را درگير و دار تحولات و تغييرات درون سازماني استحاله نمايد و كار را بجايي برساند كه اكنون « جرج دبليو بوش » به صراحت اعلام مي نمايد « هيچ اميد و اعتمادي به حكومت خودگردان فلسطين نيست » .
« قرارداد اسلو » ده سال قبل به امضا رسيد و امروز در دهمين سال انعقاد آن پرسش هاي زيادي درباره دستاوردهاي حكومت خودگردان در عرصه هاي سياسي و مبارزاتي كه از قبل اين پيمان ننگين حاصل شده , مطرح است ... اينكه آيا حكومت خودگردان به آنچه در ابتداي درپيش گرفتن راه سازش با صهيونيست ها در ذهن داشت , دست يافته است اينكه حكومت خودگردان در عرصه مبارزاتي كدام دستاوردي را داشته تا ملت فلسطين بتواند با اتكال به آن , استقلال خود را در برابر اميال ناتمام رژيم سلطه جوي صهيونيستي حفظ كند اينكه در عرصه سياست داخلي آيا اين تشكيلات توانسته نهادهاي قدرت و حكومت خود را براساس خواست ملت فلسطين مستحكم نمايد و در عرصه سياست خارجي نيز آيا در جلب نظر قدرت هاي جهاني و همراه ساختن كشورهاي اسلامي توفيقي را نصيب ملت فلسطين نموده است اينكه اصولا پس از اينهمه سال و آنهمه فعاليت هاي ناهمگون با منافع ملت فلسطن آيا از موجوديت حكومت خودگردان هنوز چيزي باقيمانده تا بتواند ادعا كند لياقت نمايندگي ملت فلسطين را دارد و دهها پرسش ديگر...
بنظر مي رسد طرح « نقشه راه » كه آوريل گذشته توسط كميته چهارجانبه سازمان ملل ـ روسيه ـ آمريكا و اروپا ارائه شد , ضمن آنكه « توافقنامه اسلو » را كنار گذاشت , علامت سئوال بزرگي را در برابر ادامه فعاليت تشكيلات خودگردان يا اضمحلال آن قرار داده است .
نخستين گام هاي سازش
در چهارم نوامبر 1991 براي نخستين بار در تاريخ تحولات سياسي خاورميانه , مقامات بلندپايه كشورهاي سوريه ـ لبنان ـ مصر ـ اردن ـ ساف در مادريد پايتخت اسپانيا با يك هيات اسرائيلي برياست « اسحاق شامير » نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي پاي ميز مذاكره نشستند. در اين نشست كه هفت ماه بعد از خاتمه جنگ دوم خليج فارس و آزادسازي كويت برگزار شد , قبح گفتگو و نشستن دور يك ميز با صهيونيست ها ريخته شد. اجلاس مادريد براي رژيم صهيونيستي فوايد و امتيازات بسيار همراه داشت . اين نشست مقدمه اي براي برقراري ارتباط بيشتر ميان عوامل مذاكره كننده دوطرف گرديد و زمينه اي شد تا سه سال بعد يعني در بيستم اوت 1993 پيمان رسمي صلح ميان رژيم اسرائيل و سازمان آزاديبخش فلسطين به امضا برسد. اين پيمان كه ميان ابوالعلا نماينده عرفات و « شيمون پرز » وزيرخارجه وقت اسرائيل در اسلو پايتخت نروژ منعقد شد به « قرارداد اسلو » معروف شد.
20 روز پس از امضاي قرارداد اسلو (دهم سپتامبر 1993 ) ياسر عرفات رهبر « ساف » و « اسحاق رابين » نخست وزير رژيم صهيونيستي در واشنگتن و در حضور « بيل كلينتون » رئيس جمهور وقت آمريكا با يكديگر ملاقات كردند و توافقنامه هاي شناسايي متقابل ساف و اسرائيل را مبادله كردند.
اكنون با گذشت يك دهه از شناسايي متقابل دوطرف و تشكيل حكومت خودگردان در اراضي اشغالي فلسطين و نيز همكاري بدون قيد و شرط و همه جانبه توام با امتيازدهي عرفات , بحران رو به تزايدي موجوديت اين تشكيلات را تهديد و با بن بست مواجه ساخته است . از يك طرف اقدامات سركوبگرانه و ضدملي حكومت خودگردان در سرزمينهاي اشغالي موجب زايل كردن سوابق مبارزاتي ساف و عرفات و سلب اعتماد ملت فلسطين نسبت به اهداف عرفات و همفكرانش شده است و از طرف ديگر شكست حكومت خودگردان در خاموش ساختن انتفاضه و جلوگيري از عمليات شهادت طلبانه , اين تشكيلات را از ديدگاه صهيونيست ها به يك مهره سوخته مبدل ساخته كه ديگر كارآيي خود را از دست داده است .
حكومت خودگردان در بن بست !
براي بررسي بحراني كه هم اكنون دامنگير حكومت خودگردان شده بايد ابتدا ريشه هاي آن را مورد تحليل و تجزيه قرار داد. تاريخ اين بحران به برگزاري اجلاس صلح مادريد در آغاز دهه نود يعني سه سال قبل از سركار آمدن اين تشكيلات بازمي گردد. در آن سال ساف به رهبري عرفات براي آنكه موجوديت سازمان آزاديبخش فلسطين از سوي آمريكا به رسميت شناخته شود , از اهداف ملي خود دست كشيد و با صرفنظر كردن از 78 درصد خاك فلسطين و تغييرمرامنامه خود , رژيم اسرائيل را رسميت بخشيد و غيرمستقيم به ابزاري براي سركوب مبارزات فلسطيني ها در اراضي اشغالي مبدل شد.
در ذيل به برخي مراحل استحاله شدن ساف كه 40 سال پرچمدار مبارزه با اسرئيل بود و بحراني كه هم اكنون گريبان حكومت خودگردان را مي فشارد , اشاره مي گردد.
الف ـ ورود رهبران ساف به كرانه باختري و نوار غزه و كنار گذاشتن اسلحه در اواسط سال 1994 كه تشكيل حكومت خودگردان در اين دو منطقه حاصل آن بود. با تشكيل حكومت خودگردان كه با مشاركت ساير گروه هاي فلسطيني صورت پذيرفت , نهادهاي رهبري ساف در حاشيه قرار گرفت و از قدرت آن در تصميم گيريها كاسته شد.
ب ـ تن دادن به برگزاري انتخابات رياست جمهوري و نمايندگان مجلس قانونگذاري در ژانويه سال 1996 كه سبب ادغام ساف در تشكيلات خودگردان گرديد. در اين انتخابات « ياسر عرفات » بعنوان رئيس جمهوري برگزيده شد. نكته مهم در اين مرحله اينست كه عرفات در راس تشكيلاتي قرار گرفت كه بنا بر « قرارداد اسلو » مسئوليت سركوب مبارزات ضدصهيونيستي بر دوش وي گذاشته شده بود و باز براساس همين قرارداد , نمايندگان مجلس موظف بودند در نخستين گام قوانيني را تصويب نمايند كه بواسطه آن از توان مبارزه عليه اسرائيل كاسته شود. در واقع با تاسيس حكومت خودگردان و رسميت يافتن آن بعنوان نماينده فلسطينيان در حاليكه هيچگونه استقلال عمل برايش متصور نبود , رژيم صهيونيستي نفس راحتي كشيد و تا سالها اميال و منافع نامشروع خود را بواسطه اين تشكيلات در اراضي اشغالي دنبال نمود.
د ـ حكومت خودگردان با شدت بخشيدن به سركوب گروه هاي مبارز فلسطيني در طول ده سال گذشته مهمترين اهرم فشار خود در روند مذاكرات را از دست داد. طي اين مدت ساف نه تنها به حاشيه راني گروه هاي مقاومت بويژه گروه هاي اسلامي بسنده نكرد بلكه در چارچوب تعهدات امنيتي قرارداد اسلو , تمام توان خود را براي سركوب اين جريان ها بكار گرفت . امضاي چندين توافقنامه امنيتي با رژيم صهيونيستي , بازداشت رهبران سياسي و اعضاي گروه هاي مقاومت بخصوص جريان هاي اسلامي , تبعيد ده ها مبارز فلسطيني , همكاري پنهان با تيم هاي ويژه ترور رژيم اسرائيل در اقداماتي چون ترور شيخ احمد ياسين ـ دكتر عبدالعزيز رنتيسي و... سبب شد فاصله ميان حكومت خودگردان با گروه هاي مبارز فلسطيني افزونتر گردد. عمل به اين تعهدات از سوي حكومت خودگران باعث شد كه اين تشكيلات در مذاكرات سازش , اهرم هاي مهمي را از دست بدهد و علاوه بر آن دشمني و آتش جنگ داخلي ميان فلسطيني هاي طرفدار و مخالف سازش را شعله ور سازد.
ج ـ با شعله ور شدن انتفاضه الاقصي در سپتامبر 2000 كه نتيجه محتوم ناكامي روند سازش بود , دور جديد مقاومت مسلحانه فلسطيني ها آغاز شد. اين حركت خودجوش بويژه پس از تشديد عمليات هاي شهادت طلبانه , هرگونه راهبرد سياسي را در انزوا قرار داد و بشدت قدرت حكومت خودگردان رو به افول گذاشت . در اين مرحله رهبري تشكيلات خودگردان خود را در بن بست خطرناكي ديد. از يك طرف نه مي توانست از قدرت دست بكشد و راه مذاكرات را مسدود كند و از سوي ديگر عليرغم بهره برداري از انتفاضه و به بازي گرفتن آن به نفع خود , توان مقابله با آن را هم نداشت . نتيجه اين شد كه تشكيلات خودگردان در عمل و استراتژي به تناقضي پيچيده در روند مذاكرات سازش گرفتار شد و از آن پس مقر « ياسرعرفات » در رام الله براي مدت سه سال در محاصره ارتش اسرائيل قرار گرفت .
چ ـ اظهارات « جرج بوش » در ژوئن 2002 در مورد مساله فلسطين , ضربه نهايي را بر پيكره حكومت خودگردان و شخص عرفات وارد نمود. بوش طي سخناني در اين باره , بر تشكيل يك دولت مستقل فلسطيني در كنار رژيم صهيونيستي در اراضي اشغالي 1967 تاكيد كرد اما وي تشكيل اين دولت را به تغيير رهبري كنوني حكومت خودگردان مشروط و عرفات را به حمايت از تروريسم متهم ساخت . بعدها در آوريل 2003 اين نگرش بوش در قالب طرحي تحت عنوان « نقشه راه » مطرح شد. در چارچوب اين طرح و براي تضعيف جايگاه « ياسرعرفات » پست نخست وزيري در اين تشكيلات ايجاد شد. بنابر طرح « نقشه راه » دولت فلسطين پس از سركوب كامل مقاومت فلسطيني ها بوسيله حكومت خودگردان , شكل مي گيرد. همچنين اين طرح بر حل قضيه آوارگان مطابق با واقعيات موجود يعني عدم بازگشت آنان به وطن تاكيد دارد.
امتيازدهي , استراتژي مشكوك
از زمان شروع مذاكرات سازش از مادريد تا اسلو و از اسلو تاكنون حكومت خودگردان به مراتب بيش از آنكه امتياز بگيرد , امتياز داده است . موافقت مستمر طرف فلسطيني در مذاكرات با مطالبات و شروط اسرائيل و آمريكا باعث شد كه تشكيلات خودگردان نقشي جز امتيازدهي و اجابت خواسته هاي طرف مقابل نداشته باشد و توجيه اين سياست از سوي حكومت خودگران , ثمردهي اين شيوه در آينده عنوان شد از اين رو از زمان شروع روند مذاكرات سازش , اسرائيل از هر روز آن براي امتيازگيري بهره جسته تا جايي كه اكنون بجاي تشكيل دولت فلسطين در اراضي اشغالي , مناطق فلسطيني نشين به كانتون هاي جدا از يكديگر تبديل شده و هر روزه توسط نيروهاي ارتش و پليس اسرائيل به سهولت كنترل و يا مورد حملات وحشيانه قرار مي گيرند.
رهبري فلسطين به ويژه در هفت سال اول « پيمان اسلو » يعني از سال 1993 تا 2000 و قبل از آغاز انتفاضه الاقصي همواره به تعهدات خود براساس توافقنامه هاي منعقد شده با اسرائيل مو به مو عمل كرد و با اين كار نهايت حسن نيت و رغبت خود را براي درك واقعيات ! و همزيستي مسالمت آميز ميان فلسطيني ها و صهيونيست ها نشان مي داد. لذا طي اين هفت سال فعاليت هاي شهرك سازي در اراضي اشغالي و يهودي سازي قدس شدت يافت و زمين هاي زيادي از فلسطيني ها مصادره شد بگونه اي كه پس از اين مدت فلسطينيان بصورت مستقيم و غيرمستقيم تنها بر 40 درصد از زمين هاي خود سلطه داشتند و در اين ميان جاده ها و گذرگاه و نيز اقتصاد فلسطيني ها همه در اختيار صهيونيست ها بود. و ملت فلسطين در كانتون هاي جدا از يكديگر و تحت محاصره ارتش اسرائيل محصور شده اند.
حكومت خودگردان كه به مثابه ابزاري براي اجراي اوامر تل آويو تبديل شده بود هر آنچه داشت در مذاكرات تقديم رژيم
صهيونيستي نمود و باصطلاح از اين طريق درصدد بود ديوار بي اعتمادي ميان دو طرف از بين ببرد. « يهود اليتاني » نويسنده صهيونيستي با اعتراف به فرمانبري بي چون و چراي حكومت خودگردان از صهيونيسها با نگراني مي نويسد : اگر يك روز عرفات دستور انحلال تشكيلات خودگردان را صادر كند , چه اتفاقي خواهد افتاد در آن هنگام اسرائيل مجبور خواهد شد مجددا در مناطق اشغال شده حضور مستمر داشته باشد و با مشكلات امنيتي بسياري مواجه خواهد شد كه تا قبل از آن حكومت خودگردان سپر بلاي آن بوده است .
بحران داخلي
نبود يك برنامه استراتژيك و مدون در زمينه هاي سياسي , اقتصادي , امنيتي و اجتماعي ـ ديكتاتوري در تصميم گيري ـ جنگ قدرت پنهان در كادر رهبري ـ تقويت شدن جناح سازشكار ـ به حاشيه راندن كميته مركزي ساف ـ محدود شدن تشكيلات در دايره امتيازدهي ـ ناتواني و نبود اهرم فشار براي امتيازگيري و... موجب شد كه حكومت خودگردان از درون خود نيز با چالش هايي عمده مواجه باشد و از توان لازم براي در اختيار داشتن موضع برتر يا حداقل برابر در روند مذاكرات سازش برخوردار نباشد. وجود اين چالش هاي دروني و تن دادن به خواسته ها و تمايلات لحظه اي رژيم صهيونيستي كه مرتبا مطابق با تحولات اراضي اشغالي , تغيير مي كرد , از مهمترين عوامل دور شدن حكومت خودگردان از آرمان فلسطين به شمار مي رود بويژه آنكه رهبري آن تنها راه حل قضيه فلسطين را در عمل كردن به تعهدات روند سازش و فعاليت هاي ديپلماتيك جستجو كرده است .
رويهم رفته وجود اين موانع و نيز حاصل عملكرد بسيار ضعيف حكومت خودگردان كه موقعيت اين تشكيلات را به تنزل كشانيده است , شرايطي را پديد آورده كه از وراي آن ناتواني عرفات و كادر رهبري حكومت خودگردان براي ارائه يك راهبرد جامع و يكپارچه براي ملت فلسطين و همچنين جهان خارج و مجامع بين المللي بوضوح نمايان و در رفتار كنوني آن قابل لمس باشد. تاثير اين ناتواني در داخل , بي اعتمادي فلسطيني ها , گسترش فقر و بيكاري , تقسيم فلسطيني ها به دو گروه طرفدار و مخالف روند سازش و در نهايت خدشه دار شدن وحدت ملي را بدنبال داشته و در خارج نيز موجبات عدم حمايت سياسي و مادي كشورهاي عربي و اروپايي و حتي ايالات متحده آمريكا را سبب شده است .
اهم رويدادهاي يك دهه حكومت خودگردان
با نگاهي به اهم رويدادهاي ده سال اخير اراضي اشغالي و نيز تحليل فعاليت هاي حكومت خودگردان درمي يابيم كه « پيمان اسلو » بيش از آنكه آرامش و صلح را براي فلسطيني ها به ارمغان آورد به اهرمي براي محصور كردن و سركوب ملت فلسطين تبديل شد. اين پيمان در واقع با بكارگيري انرژي فلسطيني عليه فلسطيني و كاستن از توان فلسطيني ها , توانايي رژيم اسرائيل را براي اجرا و تثبيت برنامه هاي دراز مدت خود دوچندان ساخت . به آغاز و پايان رويدادها كه تيترواراز نظر مي گذرد , توجه نمائيد!
(شهريور 1372 ) امضاي توافقنامه اسلو و ورود تشكيلات خودگردان به نوار غزه
(مرداد 1373 ) ورود ياسر عرفات رهبر ساف به غزه و تصدي رياست تشكيلات خودگردان
(مرداد 1373 ) بازداشت گسترده هواداران حماس و جهاد اسلامي و گروه هاي مخالف مذاكرات سازش توسط حكومت خودگردان
(فروردين 1374 ) صدور دستور جمع آوري سلاح شهروندان فلسطيني با هدف خلع سلاح گروه هاي مقاومت
(ارديبهشت 1374 ) امضاي توافقنامه « طابا » ميان عرفات و شيمون پرز وزير خارجه اسرائيل در قاهره با هدف مهار جنبش هاي اسلامي
(دي 1375 ) ترور مهندس يحيي عياش از رهبران حماس در غزه
(بهمن 1375 ) بازداشت گسترده هواداران گروه هاي مبارز اسلامي و بسته شدن نهادهاي اجتماعي وابسته به آنان
(فروردين 1375 ) انعقاد اجلاس شرم الشيخ در مصر و تصميم بر سركوب مقاومت فلسطين
(مهر 1379 ) بازداشت چهار تن از مجاهدان گردان هاي القسام توسط حكومت خودگردان و تحويل آنهابه اسرائيل
(مهر 1376 ) شعله ور شدن انتفاضه الاقصي بدنبال دلزدگي فلسطيني ها از نتايج مذاكرات سازش
(آبان 1379 ) نشست شرم الشيخ در مصر با حضور كلينتون ـ كوفي عنان ـ مبارك (باراك و عرفات ) باهدف متوقف ساختن انتفاضه
(ارديبهشت 1380 ) بازداشت و حبس عبدالعزيز رنتيسي از رهبران حماس توسط حكومت خودگردان و تحت نظر گرفتن شيخ احمد ياسين رهبر حماس
(ارديبهشت ) 1380 توافق شارون و بوش براي منزوي كردن عرفات بدنبال ناكامي وي در سركوب انتفاضه
(آذر 1380 ) محاصره مقر عرفات در رام الله توسط ارتش اسرائيل
(ارديبهشت 1381 ) تشكيلات خودگردان شماري از فرماندهان و اعضاي جنبش هاي مقاومت را تحويل اسرائيل داد
(خرداد 1381 ) آغاز ساخت ديوار حايل در كرانه باختري
(ارديبهشت 1382 )اعلام « نقشه راه » توسط بوش مبني بر تشكيل دو دولت اسرائيل و دولت فلسطين
(اواسط بهمن 1383 ) 40 تن از مسئولان جنبش فتح در اعتراض به گسترش فساد در حكومت خودگردان , استعفا كردند.
(اوايل ارديبهشت 1383 ) ترور شيخ احمد ياسين رهبر حماس
(اواسط ارديبهشت 1383 ) ترور دكتر عبدالعزيز رنتيسي جانشين احمد ياسين
(فروردين 1383 ) حمايت بوش از توسعه شهرك سازي اسرائيل در كرانه باختري در مقابل عقب نشيني از غزه
(خرداد 1383 ) عرفات در مصاحبه با تلويزيون اسرائيل اعتراف كرد طي يكماه گذشته 34 عمليات شهادت طلبانه حماس عليه صهيونيست ها را خنثي كرده است .
رژيم صهيونيستي از طريق « پيمان اسلو » موفق شد با تبديل حكومت خودگردان به ابزاري قابل اعتماد , برنامه هاي دراز مدت خود را كه طي 40 سال قبل از آن از عملي ساختن آن ناتوان بود , با كمترين هزينه به اجرا گذارد ضمن آنكه توانست شخص عرفات و ساف را بواسطه تحولات درون سازماني استحاله نمايد
در طول ده سال گذشته عليرغم امتياز دهي بسياري كه توسط حكومت خودگردان به رژيم صهيونيستي صورت گرفته اما ناكامي اين تشكيلات در خاموش ساختن شعله هاي انتفاضه و مقاومت فلسطيني , بارها سبب خشم صهيونيست ها شد و اكنون از ديد تل آويو حكومت خودگردان فلسفه وجودي خود را از دست داده و به يك مهره سوخته مبدل شده است
با مرور رويدادهاي يك دهه اخير اراضي اشغالي فلسطين و تحليل عملكرد حكومت خودگردان درمي يابيم كه « پيمان اسلو » بيش از آنكه صلح و آرامش را براي فلسطيني ها ارمغان آورد به اهرمي براي محصور كردن و سركوب ملت فلسطين تبديل شد
« پيمان اسلو » بابكارگيري انرژي فلسطيني عليه فلسطيني و در نهايت كاستن از توان فلسطيني ها و خدشه دار ساختن وحدت ملي آنان , توانايي رژيم صهيونيستي را براي اجرا و تثبيت اهداف سلطه جويانه خود دوچندان ساخت