روزنامه جمهوري اسلامي 25/06/1383 صفحه كتاب و كتابخواني
مدافع شجاع مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي جهان اسلام




ث به مناسبت سالروز رحلت آيت الله سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي
علي معصومي (وزوايي )
ويژگي همه فقيهان و عالمان بزرگ و اصيل اين است كه ضمن بر عهده گرفتن مسئوليت خطير قافله سالاري كاروان علم و دانش و انديشه , در ساير زمينه ها نيز در بلندترين جايگاه قرار مي گيرند و براي مردم زمان خويش , الگو و راهبر مي شوند. به عبارت ديگر , اگر از زاويه فرهنگ تشيع نگريسته شود , فقيه و عالم اصيل و واقعي (كه قرار است در جايگاه نيابت امام زمان (عج ) قرار گيرد و در همه عرصه ها پيرو رسول خدا و ائمه اطهار باشد و شئون گوناگون و جامع آن بزرگواران را مد نظر قرار دهد) كسي است كه هم سلسله جنبان كاروان انديشه و دانش ديني عصر خود است , هم الگوي معنوي و اخلاقي و پرهيزكاري است , هم راهنما و راهبر سياسي و فرهنگي و اجتماعي و حافظ مرزهاي فرهنگي و سياسي جامعه اسلامي است , هم نگهبان ثغور جغرافيايي مسلمانان است و در مواقع ضرورت , فرمان دفاع و جهاد صادر مي كند و فرماندهي عالي جهاد عليه دشمنان را بر عهده مي گيرد و...
آيت الله العظمي سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي كه 28 رجب هشتاد و هشتمين سال رحلتش مي باشد , مرجع بزرگي بود كه همه شئون ذكر شده را در كارنامه اش به روشني مي توان مشاهده كرد. وي عالم بزرگي بود كه در ستيغ دانش و جهاد قرار داشت و شجاعانه از مرزهاي فكري و فرهنگي و جغرافيايي جهان اسلام دفاع مي كرد.
آيت الله سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي حدود سال 1247 هـ . ق در روستاي كسنويه يزد ديده به جهان گشود . پدر وي (عبدالعظيم ) كه از سادات طباطبايي بود , در اين روستا به كشاورزي اشتغال داشت . آيت الله سيد محمد كاظم يزدي تحصيل دانش دين را در مدرسه دو منار يزد آغاز كرد و به سرعت ارتقا يافت و از اساتيد مشهور حوزه علميه يزد شد. سپس رهسپار مشهد مقدس گرديد و در آن جا ضمن ادامه تحصيل دانش دين , رياضيات و هيئت را به خوبي فرا گرفت . آيت الله سيد محمد كاظم يزدي پس از مدتي به سوي اصفهان عزيمت كرد تا از اساتيد بزرگ اين شهر نيز بهره مند شود. وي پس از به دست آوردن موقعيت ممتاز علمي و فقهي و كسب شهرت فقهي , تصميم گرفت از حوزه نجف اشرف نيز استفاده نمايد. آيت الله سيد محمد كاظم يزدي پس از ورود به نجف اشرف , به دليل معرفي نامه معتبري كه از اساتيد اصفهان داشت , مورد توجه علما و مراجع بزرگ نجف اشرف قرار گرفت و از محضر بزرگاني مثل آيت الله ميرزا محمد حسن شيرازي (معروف به ميرزاي بزرگ و مجدد شيرازي ) صاحب فتواي تحريم تنباكو , آيت الله شيخ مهدي جعفري , آيت الله شيخ راضي نجفي , آيت الله شيخ مهدي بن شيخ علي كاشف الغطا و... بهره مند شد. زمان ورود آيت الله سيد محمد كاظم يزدي به عراق مصادف با رحلت شيخ مرتضي انصاري بود و در نتيجه وي موفق به زيارت آن مرجع بزرگ نشد. آيت الله سيد محمد كاظم يزدي در حوزه نجف اشرف نيز به تدريج چنان شهرتي يافت كه شمار شاگردانش به صدها نفر رسيد. تا زماني كه ميرزاي بزرگ شيرازي زنده بود , آيت الله سيد محمد كاظم يزدي از پذيرش مرجعيت سرباز مي زد , ولي بعد از رحلت استادش , به اصرار علما و روحانيان , اين مسئوليت خطير را پذيرفت و در رديف مراجع بزرگ آن زمان مثل آيت الله العظمي محمد كاظم خراساني و... قرار گرفت . بعد از آن كه آخوند محمد كاظم خراساني در سال 1329 هـ . ق رحلت كرد , آيت الله سيد محمد كاظم يزدي مرجع كل و پيشواي اول جهان تشيع شد. آيت الله سيد محمد كاظم يزدي پس از سال ها تكاپوي علمي و سياسي و اجتماعي و فرهنگي و... سرانجام در 28 رجب 1337 هـ . ق ديده از جهان فرو بست .
بحث پيرامون عظمت علمي و فقهي آيت الله سيد محمد كاظم يزدي فراوان است و در اين جا نمي توان ابعاد آن را به درستي بيان كرد. همين قدر بايد گفت كه آن فقيه بزرگ علاوه بر تربيت صدها شاگرد , آثاري از خود به يادگار نهاد كه همگي ارزش و اعتبار بالا دارند. مهم ترين و جامع ترين اثر آيت الله سيد محمد كاظم يزدي , كتاب بسيار مشهور و جهاني « العروه الوثقي » است . اين كتاب به قدري مشهور است كه نيازي به تعريف ندارد . كتاب بزرگ و مهم « العروه الوثقي » كه 3260 مساله دارد , هم اكنون نيز از كتاب هاي مهم فقهي محسوب مي شود و بارها در كشورهاي مختلف جهان به چاپ رسيده است . همچنان كه تا به حال حواشي و شروح و تعليقات بسيار زيادي بر اين كتاب نوشته شده است .
همان طور كه اشاره شد , بخش بزرگي از حيات و ظرفيت وجودي آيت الله سيد محمد كاظم يزدي صرف مبارزات سياسي , رهبري مردم در امور سياسي و اجتماعي , جهاد با كفار و دشمنان جهاني اسلام , مبارزه با عوامل داخلي استعمار , مقاومت در برابر تجاوز به سرزمين هاي اسلامي و... شد.
يكي از رويدادهاي مهم دوره آيت الله سيد محمد كاظم يزدي , پديد آمدن جنبش مشروطه طلبي در ايران است . گر چه عدالت طلبي , استبداد ستيزي , پيشرفت و سامان يافتن امور ايران و... از آرزوهاي آيت الله سيد محمد كاظم يزدي بود , ولي وي به دليل ژرف انديشي سياسي و آگاهي نسبت به اوضاع و احوال سياست هاي استعمارگران , از همان ابتدا متوجه شد كه مشروطه طلبي پوششي براي مبارزه با دين است و در پشت پرده مشروطه طلبي , دست هاي استعمارگران و صليبيون قرار دارد. به همين دليل بود كه همواره مي گفت : « عاقب مشروطه را تاريك مي بينم . آقايان به اسلام و روحانيت رحم نخواهند كرد. روزي را مي بينم كه مشروطه طلبان , عمامه را از سر روحانيان بردارند و آن ها را از صحنه سياسي و اجتماعي كنار بزنند. »
آيت الله سيد محمد كاظم يزدي در پاسخ به درخواست هاي غرب گرايان دولت عثماني نيز پاسخي داد كه حكايت از آگاهي وي نسبت به نيات اصلي غرب گرايان داشت . هنگامي كه غرب گرايان دولت عثماني از آيت الله سيد محمد كاظم يزدي خواستند كارهاي به ظاهر قانون گرايانه آن ها را تاييد كند , وي پاسخ داد : « شعار شما , شعار غربي و قانون شما از غرب گرفته شده است . كساني كه از آزادي و دموكراسي سخن مي گويند , قصد دارند در پوشش مظاهر غربي با اسلام بجنگند و هدفي غير از نابودي اسلام در سرندارند. »
آيت الله سيد محمد كاظم يزدي در بسياري از نامه ها و سخنراني ها و مكتوباتش از مشروطه طلبان غرب گرا انتقاد كرده و اهداف دين ستيزانه آن ها را بر ملا نموده است . وي در نامه اي كه به يكي از علما ارسال نموده , چنين نوشته است : « ولا حول ولاقوه الا بالله العلي العظيم . في الحقيقه اين اوقات مصداق آيه شريفه ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس مي باشد. علي التوالي ناملايمات در تزايد و عمده آن از تجري بي اندازه مبدعين و ملحدين و اشاعه كفريات و زندقه كه ناشي از گمان حريت قلم و لسان است كه منشا خرابي ها شده است . هفته گذشته تلگرافي مشوش خاطر مشبوه الامضا به عنوان اين جانب رسيد , محصل آن تشكي از وضع زمان و ضعف ايمان خلق و تجري ملحدين به اشاعه كفر و زندقه علنا بر منابر مسلمين است و اخبار به اين كه به آن واسطه , نوع علما به حضرت عبدالعظيم سلام الله عليه حركت فرموده , بي نهايت متالم گرديده و چنين ظاهر بود كه امضا از جناب ثقه الاسلام آخوند آملي دام تاييده بوده است . لازم دانسته تلگرافي روز گذشته نوشته , فرستادم تلگرافخانه راسا به طهران بزنند , البته به نظر شريف رسيده , اميدوارم از اهتمامات صحيحه آن جناب با نهايت متانت موجبات حفظ دين مبين و عقايد مسلمين را منظور داريد و ملتفت باشيد مبادا آثار فتنه در اين مقام شده , كيفيت حالات را مرقوم داريد و از بشارت سلامتي مستحضرم داريد. »
بعد از شهادت آيت الله شيخ فضل الله نوري توسط غرب گرايان مشروطه طلب , موضع آيت الله سيد محمد كاظم طباطبايي نسبت به مشروطه طلبان غرب گرا شدت بيشتري يافت , به طوري كه اين افراد را بي دين و دشمنان آيين محمدي (ص ) تلقي كرد. وي در اين باره مي فرمود : « مگر كسي كه بويي از دين به مشامش رسيده باشد چنين كارهايي (كارهايي كه مشروطه طلبان غرب گرا انجام مي دادند) را انجام مي دهد. آيا اين ها كه پيشوا و عالم ديني مسلمانان را به دار مي زنند , مسلمان هستند آيا كسي كه هنگام دارزدن پيشوا عالم ديني مسلمانان دست مي زند , هلهله مي كند و فرياد شادي سرمي دهد مسلمان است »
در بحبوحه مشروطه طلبي , بسياري از مشروطه طلبان و جريان هاي غرب گرا به طور مداوم و مكرر سعي كردند آيت الله سيد محمد كاظم يزدي را نيز متمايل به تاييد مشروطيت نمايند ولي هرگز موفق نشدند و تمام راه هاي منافقانه , حيله گرانه , چاپلوسانه و تهديد آميز آن ها در اين زمينه به بن بست كامل رسيد. بعد از آن كه مشروطه طلبان غرب گرا احساس كردند به هيچ وجه قادر به تاثيرگذاري بر افكار و رفتار آيت الله سيد محمد كاظم طباطبايي نيستند , تصميم گرفتند طي توطئه اي , آن پيشواي بزرگ را دزدانه به شهادت برسانند.
هنگامي كه مسلمانان نجف اشرف و عشاير شيعي عراق متوجه توطئه عليه آيت الله سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي شدند , مسلحانه به حفاظت از پيشواي خود قيام و اقدام نمودند و به دشمنان هشدار دادند كه هر حركت دشمنانه اي را به سختي پاسخ خواهند داد و بنياد توطئه گران را از ريشه برمي كنند. گر چه هشدار حاميان غيور مرجعيت بسياري از توطئه ها را در هم ريخت , ولي غرب گرايان و عوامل انگليس به شكل پنهاني فعال بودند و هرگاه فرصتي به دست مي آوردند , آيت الله سيد محمد كاظم يزدي را تهديد مي كردند. در يك مورد , شخصي به بهانه پرداخت وجوهات , نزد آيت الله سيد محمد كاظم يزدي رفت و پيغام غرب گرايان را مبني بر ضرورت حمايت از مشروطه طلبان به آن پيشواي بزرگ رساند. در ضمن , پيغام تهديد آميز غرب گرايان را نيز بازگو كرد و اعلام نمود كه در صورت عدم حمايت از مشروطه طلبان و سرباززدن از امضاي مشروطيت , اسلحه به ميان خواهد آمد و جان آيت الله سيد محمد كاظم يزدي در خطر جدي قرار خواهد گرفت . آيت الله سيد محمد كاظم يزدي بدون اعتنا به درخواست هاي تهديد آميز آن شخص , چنين پاسخ داد : « نزد من از دست دادن جان آسان تر از امضاي مشروطيت است . من سال هاست كه آماده شهادت هستم . »
فرزندان آيت الله سيد محمد كاظم يزدي نيز مثل پدر خود با شجاعت و اراده اي خلل ناپذير عليه مشروطه طلبان غرب گرا به پا خاستند و با پدر خود و همچنين با آيت الله شيخ فضل الله نوري كاملا همراهي نمودند. يكي از فرزندان آيت الله سيد محمد كاظم يزدي , آيت الله سيد احمد طباطبايي يزدي است . وي همان كسي است كه دردوره مشروطيت در تهران ساكن بود و همدوش با آيت الله شيخ فضل الله نوري با دشمنان دين مبارزه مي كرد. آيت الله سيد احمد طباطبايي يزدي , همراه آيت الله شيخ فضل الله نوري بيانيه اي عليه مشروطيت غربي ودين ستيز صادر كرد , در جريان تحصن , آيت الله شيخ فضل الله نوري در حرم حضرت عبدالعظيم , همراه وي بود , در رد مشروطيت غربي افشاگري مي نمود و مطالب و رسائل روشنگرانه مي نوشت , رابط پدرش با ايران بود و...
آيت الله سيد علي طباطبايي يزدي كه بعدا يكي از مراجع شيعه در نجف اشرف شد , فرزند ديگر آيت الله سيد محمد كاظم يزدي است . وي نيز مثل برادرش , پدر را همراهي مي كرد و تكاپوي چشمگيري داشت .
آيت الله سيد علي طباطبايي يزدي و ساير ياران و همراهان آيت الله سيد محمد كاظم يزدي با آيت الله سيد احمد طباطبايي يزدي كه در تهران ساكن بود , مكاتباتي داشتند. در اين مكاتبات ضمن آن كه گوشه اي از تكاپوي اين دو برادر در جريان مشروطيت آشكار مي شود , مواضع و مبارزات آيت الله العظمي سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي با جناح غرب گراي نهضت مشروطه را نيز تا حدودي تبيين شده است . علاوه بر اين , در اين مكاتبات , اشاراتي نيز به توطئه غرب گرايان عليه آيت الله العظمي سيد محمد كاظم يزدي وجود دارد. در يكي از اين نامه ها كه آيت الله سيد علي طباطبايي يزدي به برادرش در تهران (آيت الله سيد احمد طباطبايي يزدي ) نوشته است , چنين مي خوانيم :
قره العينا! خط شريف رسيد , از سلامتي شما و بستگان خوشوقتم , وقايع نجف خيلي است , اجمالا از روزي كه براي اخذ صورت تلگراف امضاي مطلق از مجلس , از حضرت والد خواستند و ايشان شرط مطابقه با شرع داد و صورت تلگراف مرقوم فرمودند , بعضي از مردمان لاقيد بي معني كه عشق به حريت در اديان را دارند , بنا بر هرزه گي را گذاشتند و توعيد بر قتل ايشان و داعي را نوشته , بر درهاي صحن چسبانيدند. عموم مردم نجف بطلان و فساد اهل غرض را دانستند , خيلي در اذهان عموم بدي خيالات جاي كرد , خاصه عربها و در همه مجالس بدگويي از اهل فساد مي شود و رسيد , حد مطلب به آنجا كه لابد خطوط پسته قبل شرح آن را دارد و شنيده ايد كه عامه كسبه از عرب و عجم خاصه مشايخ عرب چون كه جسارت لساني اهل فساد را شنيده بودند و هم گفته شده بود كه : سيد را خواهيم كشت يا بنويسيد كه مطلقا همراهي واجب است . براي حفظ حضرت والد هجوم كردند و در محل نماز جماعت فرياد مي زدند كه : كجايند كساني كه ميخواهند براي گرفتن تلگراف امضاي كفريات , سيد را بكشند , غوغايي شد كه الحق دين اسلام قوتي تازه گرفت واقعا مددي بود از غيب و از نظر حضرت حجت ارواحنا فداه و حضرت والد را با سلام و صلوات به خانه رسانيدند و فعلا هم حكومت عثماني در امضا گرفتن و نفي بلد نمودن مفسدين است و صريحا به توسط رئيس بلديه به آقايان پيغام داد كه اين جا بلد خارجه است , صحبت مشروطه موقوف والا برويد به ديار خود. خلاصه فعلا عامه مردم از استماع ظهور كفريات در بلاد عجم كه از مسافرين خودشان كه به ارض اقدس رفته , مراجعت كرده , شنيده اند بر مشروطه صريحا در كوچه و بازار لعن مي كنند و احدي جرات ذكر خير مشروطه را ندارد. لله الحمد باطن اسلام كفر ملحدين و زنادقه را فاش نمود. اجمالا خيلي مطلب موهون شده است , شما و ساير مقدسين از اهل علم جلوگيري از كفر و الحاد زنادقه بنماييد كه انشاالله امر مجلس موافق رضاي خدا و رسول و مطابق شريعت مطهره اقامه شود , و منافي با شرع نباشد و دين مردم و معرفه الله جل شانه كه اصل غرض از بعث انبيا و مرسلين است از بين نرود و زحمات اجداد طاهرين و شهادت خود و اصحاب كه براي حفظ دين و هدايت مردم بوده است از دست نرود. والسلام , علي الطباطبايي , 2 رجب .1325
در بخش از نامه شيخ عبدالحسين يزدي (از پيروان آيت الله سيد محمد كاظم يزدي در نجف اشرف ) به آيت الله سيد احمد طباطبايي يزدي نيز چنين مي خوانيم :
به عرض مي رسانم كه حضرات مفسدين آن حدود خواستند تلگراف مساعد با اغراض خبيثه خود كه في الحقيقه هدم اسلام و پايمال كردن كلمه طيبه (لااله الاالله و محمد رسول الله صلي اله عليه و آله و سلم ) بود از حضرت مستطاب حجه الاسلام و آيت الله في الانام حضرت آقا بگيرند , امتناع شديد مي فرمودند. لذا مفسدين در مقام صدمه و اذيت آن وجود مبارك برآمدند , حتي تهديد به قتل و صورتي كه مشتمل بر اين معني و دو شكل شش لول بر آن كشيدند , نوشتند و بر درهاي صحن مقدس چسبانيدند. اهل نجف از عرب و عجم كه اين معني را ديدند , از بطلان اين امر و اغراض مفسدين مطلع شدند , به كلمه واحده آنها را لعن كردند و اين معني موجب آن شد كه متدينين و علما و اهل علم متمكن از بدگويي و انكار اين امر مشئوم شدند و بحمدالله اهل حق قوتي گرفتند , لاينقطع شيوخ اعراب و علماي ايشان از حضرت آقا و اصحاب ايشان سئوال از مرتكبين اين امر شنيع مي نمودند كه آنها را به مجازات خود برسانند و تلف كنند. از خود حضرت آقا جوابي به غير آنكه « به خدا واگذاشتم واحدي را نمي شناسيم » , نشنيدند و يك روز خود آقا هم بر منبر درس به محضر همه آقايان طلاب فرمودند كه : « امر راجع به دين اسلام است و حفظ نفوس و اعراض مسلمين بايد بشود و حفظ شوكت مذهب جعفري صلوات الله عليه و علي آبائه الطاهرين و ابنائه المعصومين و دما بايد بشود و اين معني جز به مطابقه با شريعت مطهره نخواهد شد واز كشتن هم باك ندارم , چيزي از عمر من باقي نمانده كه از آن خائف باشم و از دين خود دست بردارم » .
در بخش هاي ديگر اين نامه از گستاخي ها و دشمني هاي مشروطه طلبان غرب گراي ساكن نجف اشرف نسبت به انبيا و ائمه و ساير مقدسات ديني سخن به ميان آمده و همچنين عكس العمل متدينين و مبارزات آن ها در دفاع از مقدسات و مرجعيت بازگو شده است .
بخش ديگر مبارزات آيت الله سد محمد كاظم يزدي , جهاد بي امان عليه متجاوزان غربي و صليبي است . در دوره اي از حيات آيت الله سيد محمد كاظم يزدي , سرزمين ها جهان اسلام به شدت هدف تجاوز استعمارگران غربي قرار گرفت . هجوم انگليس روسيه به ايران , هجوم انگليس به عراق , هجوم ايتاليا به ليبي و... نمونه هايي از تجاوز غربي ها به سرزمينهاي جهان اسلام در آن عصر است . در هر يك از موارد مذكور , آيت الله سيد محمد كاظم يزدي با شجاعت تمام به مقابله با متجاوزان پرداخت و از مسلمانان خواست در برابر متجاوزان ذره اي كوتاهي نكنند. وي در فتواي تاريخي و مهم خود چنين نوشت :
بسم الله الرحمن الرحيم
در اين ايام كه دول اروپايي مانند ايتاليا به طرابلس غرب (ليبي ) حمله نموده و از طرفي روسها شمال ايران را با قواي خود اشغال كرده اند , و انگليسيها نيز نيروهاي خود را در جنوب ايران پياده كرده اند و اسلام را در معرض خطر نابودي قرار داده اند , بر عموم مسلمين از عرب و ايراني واجب است كه خود را براي عقب راندن كفار از ممالك اسلامي مهيا سازند , و از بذل جان و مال در راه بيرون راندن نيروهاي ايتاليا از طرابلس غرب و اخراج قواي روس و انگليس از ايران هيچ فروگذار نكنند. زيرا اين عمل از مهمترين فرايض اسلامي است , تا به ياري خداوند دو مملكت اسلامي از تهاجم صليبي ها محفوظ بماند.
محمد كاظم طباطبايي
هنگامي كه روسيه و انگليس در جريان جنگ جهاني اول , ايران را هدف تجاوز قرار دادند , آيت الله سيد محمد كاظم يزدي چنان عكس العملي نشان داد كه روس ها به شدت گرفتار هراس شدند. گر چه در اين زمان آيت الله سيد محمد كاظم يزدي از پيروزي مشروطه طلبان غرب گرا در ايران ناراحت بود , ولي اين موضوع سبب نشد كه نسبت به اشغال ايران بي تفاوت بماند. وي در اين زمان از هر نوع جنبشي كه هدف آن مبارزه با اشغال گران بود , حمايت مي كرد. به عنوان مثال , آيت الله سيد محمد كاظم يزدي از كميته مهاجرين ايراني كه دولت سياري تشكيل داده و قشوني جمع آوري نموده بودند و با اشغال گران روس و انگليس نبرد مي كردند , حمايت كرد و به برخي شهرهاي غربي ايران نامه اي نوشت و از مردم خواست آذوقه و ساير نيازمندهاي جنگجويان را تامين كنند تا آن ها با قدرت و قوت بيشتري با متجاوزان بجنگند.
نوشته هايي كه از جاسوسان روسيه و انگليس از زمان جنگ جهاني اول باقي مانده است , چنين حكايت مي نمايد كه اشغال گران از حركت هاي جهادي آيه الله العظمي سيد محمد كاظم يزدي در وحشت شديد به سر مي برده اند. ترس روس ها مضاعف بود , زيرا آيت الله سيد محمد كاظم يزدي در ميان مسلمانان قفقاز نفوذ گسترده اي داشت و روس ها مي ترسيدند كه ناگهان همه قفقازي ها با يك فتواي آيت الله سيد محمد كاظم يزدي به قيام برخيزند و جنگ جهاني اول را كاملا به ضرر روسيه و به نفع عثماني پيش ببرند.
مبارزه آيت الله العظمي سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي با متجاوزان انگليسي در عراق , چنان گسترده و با شكوه است كه در اين جا نمي توان به همه ابعاد اين مبارزه غيرتمندانه اشاره كرد. همان طور كه ميدانيم , در جنگ جهاني اول , سرزمين عراق به صورت گسترده هدف تجاوز انگليس قرار گرفت و اشغال شد. در اين زمان , آيت الله سيد محمد كاظم يزدي دست به جهاد نظامي و مسلحانه عليه اشغال گران زد و هزاران نفر را براي نبرد با استعمار انگليس سازماندهي نمود. وي در اين زمان فتوايي مبني بر لزوم حفظ ثغور اسلامي و مبارزه با هجوم كفار صادر كرد و از همه كساني كه توان جنگيدن دارند در خواست نمود فورا به جبهه هاي نبرد با انگليس بشتابند. در جريان جنگ هايي كه رخ داد , مسلمانان حماسه ها آفريدند و ضربات بسيار مهلكي بر پيكر استعمار فرود آوردند. همين ضربات سبب شد روند نجات عراق از چنگال متجاوزان , شدت يابد. در جريان نبرد با استعمارگران , فرزند آيت الله سيد محمد كاظم يزدي كه در يكي از جبهه ها به فرماندهي و رهبري مبارزان مشغول بود , به شهادت رسيد. بنابر اين , آيت الله سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي در جريان نبرد با متجاوزان انگليسي , فرزند بزرگش آيت الله سيد محمد طباطبايي يزدي را نيز فداي اسلام و سربلندي مسلمانان كرد.
يكي از مراحل شكوهمند مبارزات مردم عراق عليه استعمار انگليس در زمان جنگ جهاني اول , قيام شورانگيز شهر نجف اشرف است . هنگامي كه اين قيام اوج گرفت و انگليس از سركوب نمودن قيام مذكور ناتوان شد , دست به حيله اي زد و در صدد برآمد با خارج كردن آيت الله سيد محمد كاظم يزدي از شهر نجف , روحيه مردم و مبارزان را تضعيف نمايد و زمينه را براي پيروزي اشغال گران مهيا كند. به همين دليل , حاكم انگليسي عراق نزد آيت الله سيد محمد كاظم يزدي رفت و پس از اداي احترام و چاپلوسي هاي فراوان , چنين گفت : شما لطف بفرماييد و نجف را ترك كنيد تا ما شورشيان شهر را كه آرامش مردم را به هم زده اند , تنبيه نماييم !
در اين هنگام , آيت الله سيد محمد كاظم يزدي از حاكم انگليس سئوال كرد : من به تنهايي از نجف اشرف خارج شوم و يا همراه خانواده ام بيرون بروم
حاكم انگليسي پاسخ داد : البته با اهل خانواده .
در اين لحظه , آيت الله سيد محمد كاظم يزدي پاسخ جالبي به حاكم انگليسي عراق داد و فرمود : « همه اهل نجف اشرف , اهل خانواده و منزل من هستند. پس من بدون اهل منزلم از نجف خارج نمي شوم . بگذاريد آنچه قرار است بر سر اهل منزلم بيايد , بر سر من هم بيايد. »
اين سخن كوتاه آيت الله سيد محمد كاظم يزدي همه حيله هاي حاكم انگليسي عراق را نقش بر آب كرد و او نااميدانه بازگشت .
آيت الله العظمي سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي : بر عموم مسلمين واجب است كفار را از ممالك اسلامي بيرون برانند و در اين راه از بذل جان و مال دريغ ننمايند , زيرا اين عمل , از مهم ترين فرايض اسلامي است و ممالك اسلامي بايد از تهاجم صليبي ها محفوظ بماند
آيت الله العظمي سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي : نزد من , از دست دادن جان , آسان تر از امضاي مشروطيت است . من سال هاست كه آماده شهادت هستم . مگر كسي كه بويي از دين به مشامش رسيده باشد , چنين كارهايي (كارهايي كه مشروطه طلبان غرب گرا انجام مي دادند) را انجام مي دهد. آيا اين هايي كه پيشوا و عالم ديني مسلمانان (آيت الله شيخ فضل الله نوري ) را به دار مي زنند , مسلمان هستند آيا كسي كه هنگام دار زدن پيشوا و عالم ديني مسلمين دست مي زند , هلهله مي كند و فرياد شادي سر مي دهد , مسلمان است