روزنامه جمهوري اسلامي 22/06/1383 صفحه عقيدتي
بنيان هاي فكري و جلوه هاي عملي « فرهنگ فاطمي » ـ19
اشعار فاطمي , جلوه هاي زيباي « شعرمتعهد »




1 ـ توماه درخشان و نور روشني بخشي
در « فرهنگ فاطمي » , هنر « شعر » جلوه و نمودي روشن و نمايان دارد و نقشي آگاهي بخش ايفا مي نمايد.
شعر متجلي در فرهنگ فاطمي , شعر « متعهد » است . وقتي از تعهد و مسئوليت در شعر سخن مي گوئيم , به مفاهيم بلند و ارزشمندي نظر مي گستريم كه مجموعه آنها , اصل تعهد و مسئوليت در شعر را به تثبيت مي رساند و در عملكرد شاعران به تسري درمي آورد.
تعهد در شعر , به « حق مدار » بودن اشعارنظر دارد و به تقابل با باطل و گمراهي مي پردازد و با گشودن « راه » , به مسدود كردن « بيراهه » هاي تحيرآفرين همت مي گمارد.
تعهد در شعر , به « انسان پروري » مي پردازد و همه شيوه ها و راهكارهاي منتهي به پروردن انسان هاي صالح , بالنده , آزاده , عزتمند و وارسته را به تجربه مي گذارد و « سعادت » و « رستگاري » آدميان را تعقيب مي نمايد.
تعهد در شعر , « زندگي ساز » است و با متن رخدادها و فراز و فرودها و مواجهات و تعاملات و رفتار و سلوك آدميان پيوند برقرار مي كند و براساس اصول خلقت و مباني فطرت و قوانين منطبق با همه نيازهاي اصيل جسمي و روحي و مادي و معنوي انسان ـ كه همه آنها از « وحي الهي » سرچشمه مي گيرند و در دين مبين و رهايي بخش اسلام جمع آمده اندـ در ميادين و صحنه ها و عرصه هاي حيات اجتماعي وارد مي شود و با مردم جامعه ارتباط نزديك و ملموس برقرار مي نمايد.
تعهد در شعر , « ارزش گرايي » را ترويج مي كند و با ضدارزش ها به تعارض مي پردازد و پاسدار ايمان و شرف و عزت و آزادگي و پاكي و عفاف مي باشد و سلامت و سعادت و امنيت جامعه را در برابر تهاجم پليدي ها و بيراهه روي ها و فسادانگيزي ها صيانت مي نمايد.
تعهد در شعر , نافي « دم غنيمتي » و « از خود بيگانگي » و « بي هويتي » است و انسان هاي غفلت زده و خواب آلود و پوچ گرا و ره گم كرده را به « خود » مي آورد و به « خدا » نزديك مي سازد.
اشعار فاطمي كه جلوه هاي بارز تعهد , مسئوليت , ارزش گرايي , حق مداري , انسان پروري و زندگي سازي را به نمايش مي گذارند , در موضوعات مختلفي سروده شده اند. يكي از اين موضوعات , معرفي منزلت و شخصيت والاي پيامبرگرامي اسلام (ص ) مي باشد.
اشعاري كه حضرت زهرا(س ) درباره پدر بزرگوار خويش سروده است , به دو دسته تقسيم مي شوند. دسته اول به توصيف خورشيد رسالت مي پردازد و جايگاه رفيع و مقام و منزلت آن پيام آور الهي را مي نماياند. دسته دوم از سوزوگداز حضرت فاطمه زهرا(س ) در فقدان پدر بزرگوارش حكايتها دارند و عمق حزن و اندوه آن بانوي مطهر را نشان مي دهند.
دسته اول اين اشعار كه درباره منزلت رسول گرامي اسلام (ص ) سروده شده اند , سخن از شخصيتي به ميان مي آورند كه براي همه جهانيان فيض و رحمت بود و فقدان او منقطع شدن وحي الهي و محروم شدن بشريت از تداوم خيررساني و نورافشاني اين موجود الهي و مقدس را موجب گرديد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) به اين واقعيت بزرگ توجه و نظر داشت كه حضرت محمد(ص ) برگزيده حضرت حق تعالي است و براي هدايت بشر به سوي رشد و كمال و سعادت و فلاح مبعوث گرديده و در حالي كه جهان در ظلمت و تباهي و جهل و گمراهي و فساد و تباهي مي سوخت و هيچ هادي و نجاتگر و رهايي بخشي نبود , برانگيخته شد تا كاروان بشريت را به مقصد نهايي رهنمون شود.
پيامبراكرم (ص ) در انجام رسالت الهي خويش تلاش و مجاهدتي مستمر و وقفه ناپذير و رنجزا و طاقت فرسا داشته و در طول دوران حيات پاك و منزه و پرفيض و بركت خويش براي هدايت و سعادت بشر « راه » را از « بيراهه » ها جدا و منفك نمود و بر ظلمات و سياهي ها و تاريكي هاي كفر و شرك و نفاق و انحطاط و تباهي , نور ايمان و پرستش و هدايت و رستگاري و نجات ريخت و با جهاد خستگي ناپذير با ظلم و جور و فساد و گمراهي , موانع راه رشد و بالندگي و سلامت و امنيت و بهزيستي را از سر راه بشريت برداشت .
امير مومنان حضرت علي (ع ) با واژه ها و كلمات و تعابير روشن و عميق , اين گونه از عظمت رسالت و ماموريت الهي پيامبراكرم (ص ) و مجاهدت و تلاش سخت و مستمر او براي رفع موانع هدايت و سعادت و رستگاري بشر سخن مي گويد :
خداوند متعال , پيامبراسلام را در دوران انقطاع وحي و رسولان و در امتداد خواب امت ها در تاريكي جهالت ها مبعوث نمود . (1 )
خداوند او را به رسالت مبعوث فرمود , در حالي كه مردم آن دوران غوطه ور در جهالت و گمراهي بودند و در اسارت فراز و نشيب امواج حيرت به سر مي بردند. آنان در مهار فرمان هلاكت , به اين سو و آن سو كشيده مي شدند و بردل هاي آنان قفل هاي گناهان بسته بود . (2 )
حضرت پروردگار , به وسيله نبي اكرم (ص ) شرايع مجهول را آشكار و بدعت هايي را كه در دين الهي داخل شده بود , ريشه كن و احكام گسيخته را تبيين فرمود . (3 )
آن برگزيده الهي , رسالت خود را با شكستن انبوه جمعيت كفار تبليغ نموده و مردم را به حركت در راه راست و آشكار وادار ساخت و پرچم هاي هدايت كننده و منار روشن را (براي ورود مردم به مسير دين خدا) برپاي داشت و طناب هاي اسلام را محكم و دستاويزهاي ايمان را قابل وثوق و اعتماد و استناد قرار داد . (4 )
پيامبراكرم (ص ) خيرخواهي و پند و اندرز را درباره انسان به حد اعلا رساند , و به طريقه الهي حركت نمود , و مردم را به حكمت و با موعظه حسنه دعوت فرمود . (5 )
حضرت فاطمه زهرا(س ) قبل از آن كه بينديشد يك پدر مهربان و رئوف را از دست داده است , به اين حقيقت مي انديشيد كه پيام آور الهي و رسول حق و برگزيده عظيم الشان اسلام را از كف داده است و نه تنها او , كه بشريت از فيض و رحمت و انوار مقدس اين شخصيت بزرگ محروم شده است .
در ميان مجموعه اشعار حضرت زهراي مرضيه (س ) درباره رسول گرامي اسلام (ص ) , ابيات پرشوري را مي يابيم كه با اين نگاه و نگرش به توصيف خصال و ويژگي هاي نبي اكرم (ص ) مي پردازد. ابيات ذيل , نمونه اي از اين اشعار است :
و قد رزئنا به محضا خليقته
صافي الضرائب واللاعراق و النسب
و كنت بدرا و نورا يستضا به
عليك تنزل من ذي العزه الكتب
و كان جبريل بالايات يونسنا
فقد فقدت فكل الخير محتجب
فليت قبلك كان الموت صادفنا
لما مضيت و حالت دونك الحجب
انا رزينا بما لم يرز ذوشجن
من البريه لاعجم ولاعرب
فانت والله خير الخلق كلهم
و اصدق الناس حيث الصدق و الكذب
به مصيبت فقدان او گرفتار شديم . هم او كه در آفرينش , هيچ تيرگي و ناصافي نداشت , و از ريشه و تبار و طبيعتي صاف و خالص برخوردار بود.
توماه درخشان , و نور پرفروغ حيات بودي كه از جانب خدا بر تو « وحي » نازل مي گشت .
جبرئيل به وسيله آيات قرآني , پيوسته مونس و همدم ما بود , و چون تو كوچ نمودي , همه فيض و خيرهاي متصل به وحي الهي از ما پنهان شد.
اي كاش پيش از رحلت تو مرگ به سراغ ما آمده بود , تا پس از رفتنت و حايل شدن پرده ها بين ما و تو , زنده نبوديم .
ما به مصيبتي گرفتار آمديم كه هيچ اندوه رسيده اي از عرب و فارس به آن دچار نشده است .
به خدا سوگند كه تو ازهمه مردم بهتري , و به هنگام درنظر آوردن « راست » و « دروغ » , تو از همه صادق تر و راستگوتر مي باشي . (6 )
حضرت فاطمه زهرا(س ) در اين سروده زيبا , رسول خدا(ص ) را با برشمردن برخي از فضايل و صفات بزرگ اخلاقي توصيف مي نمايد و از رسالت و ماموريت الهي او ياد مي كند.
حضرت زهراي بتول (س ) پيامبراكرم (ص ) را از تمام ناصافي ها و ناخالصي ها كه دلها را زنگار مي دهند و روح و روان را در محاصره خود درمي آورند و زمينه ساز بروز حالات زشت و عملكردهاي مذموم و ضدالهي مي شوند , پاك و منزه مي داند و « اصل » و « ريشه » و « تبار » آن پيام آور الهي را « خالص » و « زلال » معرفي مي كند.
همچنين رسول خدا(ص ) را « ماه درخشنده » و « نور حيات بخش » مي نامد كه بر ظلمات ارض مي تابد و سرگشتگان را راه مي نماياند و به مقصد مي رساند. و نيز محل ريزش انوار الهي مي داند و فيض عظيم و رحمت بي كراني كه از اين طريق بر بشريت ارزاني گشته است , همان فيضي كه توسط حضرت جبرئيل امين و به صورت « وحي » به قلب پاك رسول خدا(ص ) نازل مي شد و پس از ارتحال او , منقطع گشت و بشريت از تداوم اين خيررساني بزرگ محروم شد.
حضرت زهرا(س ) با توجه به شخصيت جامع و عظيم و آثار بزرگ رسالت براي بشريت , آرزو مي كند كه اي كاش قبل از اين كه رسول پاك الهي (ص ) روي در نقاب خاك مي پيچيد و دنيا را ترك مي كرد , مرگ او و ديگران فرا مي رسيد و شاهد اين خسران و زيان بزرگ و فقدان دردناك و رنجزا نمي شدند , فقدان و رنج و مصيبتي كه به تعبير زهراي مرضيه (س ) بر هيچ اندوه رسيده اي از ملت هاي عرب و فارس فرود نيامده است .
حضرت فاطمه (س ) پيامبراكرم (ص ) را از همه انسان ها برتر و افضل و نيك تر معرفي مي نمايد و از « صداقت و راستگويي » به عنوان يك صفت و خصيصه بارز در او ياد مي نمايد.
حضرت زهرا(س ) در ابيات ذيل , به گونه اي ديگر به توصيف رسول گرامي اسلام (ص ) مي پردازد :
قد كنت ذات حمي بضل محمد
لااختشي فيما و كان جماليا
ماذا علي من شم تربه احمد
ان لا يشم مدي الزمان غواليا
من در زير سايه حضرت محمد(ص ) داراي « پشتيبان » بودم , و از « ظلم » نمي هراسيدم , و او براي من « جمال و آبرو » محسوب مي شد.
كسي كه يك بار تربت پاك و معطر احمد را ببويد , اگر تا پايان عمر خود هيچ عطر ديگري را نبويد زيان نكرده است . (7 )
در اين ابيات , حضرت زهرا(س ) از نبي اكرم (ص ) به عنوان يك تكيه گاه و پشتيبان بزرگ ياد مي كند , پشتيباني كه قدرت و توانمندي خاصي را در وجود آدمي ذخيره مي سازد كه در اثر آن از هيچ ستمي بيم به خود راه نمي دهد و در اوج ايمان و صلابت و عزت در برابر ظلم و جور مي ايستد و با ظالمان و ستمگران به تقابل مي پردازد.
و نيز , پدرش را « جمال و آبرو » براي خود مي نامد. همان چيزي كه در پرتو آن همه خيرها و فيض ها و نيكي ها و ارزش ها تثبيت مي شوندو به صيانت و حفاظت درمي آيند و حيات عزتمند و پاك و بالنده و سعادتمند را براي انسان تضمين مي كنند.
حضرت زهراي مرضيه (س ) شخصيت پاك و الهي و معنوي رسول خدا(ص ) را آن گونه بزرگ و سترگ و ملكوتي مي داند كه معتقد است هركس تربت معطر او را ـ كه آميخته با شميم دل انگيز و روح بخش معنويت زلال مي باشد , ـ ببويد , گويا تا پايان عمر از اين لذت سرشار و رايحه دل انگيز بهره مند مي باشد و آن گونه جان و روحش معطر مي گردد كه خود را از هر عطر و رايحه ديگري بي نياز مي يابد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) براي اين كه شكوهمندي شخصيت والا و ملكوتي پيامبرگرامي اسلام (ص ) را توصيف نمايد , از روشي ديگر نيز بهره مي برد و سعي مي كند از اين طريق مشخص نمايد كه فقدان او براي بشر تاسف انگيز مي باشد و نه تنها انسان , كه همه موجودات و آسمان و زمين در اندوه ارتحال سوزناكش مي گريند.
يا رسول الاله يا خيره الله
و كهف الايتام و الضعفا
قد بكتك الجبال و الوحش جمعا
و الطير و الارض بعد يبكي السما
و بكاك المحراب و الدرس
للقرآن في الصبح معلنا و المسا
و بكاك الاسلام اذ صارفي الناس
غريبا من سائر الغربا
اي رسول خدا , اي برگزيده خداوند , اي پناهگاه بزرگ يتيمان و ناتوانان .
كوه ها , حيوانات , پرندگان , و زمين برتو گريستند , و سپس آسمان بر تو مي گريد.
محراب مسجد و درس قرآن در هر صبح و شب , آشكارا بر تو گريستند.
اسلام , در آن هنگام كه در بين مردم غريبي بسان ديگر غريبان گشت , بر تو گريست . (8 )
در اين ابيات , حضرت زهراي بتول (س ) ابتدا به برخي از صفات و ويژگي ها و عملكردهاي اجتماعي رسول خدا(ص ) اشاره مي كند و آن پيشواي محبوب الهي را پناهگاه « يتيمان » و « ضعيفان » معرفي مي نمايد , هم آنان كه بگاه بي پناهي و درماندگي و تهي دستي به آشيان گرم و محبت خيز رسول الهي التجا مي جستند و زمزمه هاي دل انگيز و آرام بخش او را مي شنودند و دست نوازشگرش را بر سر خويش احساس مي نمودند و نيازهايشان را مرتفع مي يافتند.
و سپس فقدان پيامبر عظيم الشان اسلام را آن چنان دردناك و حسرت خيز و جانگداز و گسترده مي داند كه همه چيز و همه كس و تمام موجودات را سوگوار و مرثيه سراي او معرفي مي نمايد , و « اسلام » را پس از ارتحال سوزناك پيامبراكرم (ص ) , « غريب » مي داند و عزادار در از دست دادن كسي كه براي تبليغ و ترويج و استقرار احكام و قوانين جامع و رهايي بخش و سعادت آميزش رنج طولاني كشيد و مقاومت ديرپا و ايثار و فداكاري هاي مستمر ورزيد.

پي نوشت ها :
1 ـ نهج البلاغه , خطبه 158
2 ـ همان مدرك , خطبه 191
3 ـ همان مدرك خطبه 161
4 ـ همان مدرك , خطبه 185
5 ـ همان مدرك , خطبه 95
6 ـ بحارالانوار , ج 43 , ص 196
7 ـ مناقب ابن شهر آشوب , ج 1 , ص 242
8 ـ عوالم , ج 11 , ص 487 , فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) , ص 143
تعهد در شعر , ناي « دم غنيمتي » و « از خودبيگانگي » و « بي هويتي » است و انسان هاي غفلت زده و خواب آلود و پوچ گرا و ره گم كرده را به « خود » مي آورد و به « خدا » نزديك مي كند. تعهد در شعر , « زندگي ساز » است و با متن رخدادها و فراز و فرودها و مواجهات و تعاملات و رفتار و سلوك آدميان پيوند سالم و سازنده و كمال بخش برقرار مي كند
حضرت فاطمه زهرا(س ) در اشعار خويش رسول خدا(ص ) را « ماه درخشان » و « نور پرفروغ و حياتبخش » معرفي مي نمايد كه بر ظلمات ارض مي تابد و سرگشتگان را راه مي نماياند و به مقصد مي رساند. و نيز محل ريزش انوار الهي مي داند و فيض و رحمت بي كراني كه از اين طريق بر بشريت ارزاني گشته است