
1 ـ توماه درخشان و نور روشني بخشي
در « فرهنگ فاطمي » , هنر « شعر » جلوه و نمودي روشن و
نمايان دارد و نقشي آگاهي بخش ايفا مي نمايد.
شعر متجلي در فرهنگ فاطمي , شعر « متعهد » است . وقتي
از تعهد و مسئوليت در شعر سخن مي گوئيم , به مفاهيم بلند و
ارزشمندي نظر مي گستريم كه مجموعه آنها , اصل تعهد و
مسئوليت در شعر را به تثبيت مي رساند و در عملكرد شاعران
به تسري درمي آورد.
تعهد در شعر , به « حق مدار » بودن اشعارنظر دارد و به
تقابل با باطل و گمراهي مي پردازد و با گشودن « راه » , به مسدود
كردن « بيراهه » هاي تحيرآفرين همت مي گمارد.
تعهد در شعر , به « انسان پروري » مي پردازد و همه شيوه ها
و راهكارهاي منتهي به پروردن انسان هاي صالح , بالنده , آزاده ,
عزتمند و وارسته را به تجربه مي گذارد و « سعادت » و
« رستگاري » آدميان را تعقيب مي نمايد.
تعهد در شعر , « زندگي ساز » است و با متن رخدادها و فراز
و فرودها و مواجهات و تعاملات و رفتار و سلوك آدميان پيوند
برقرار مي كند و براساس اصول خلقت و مباني فطرت و قوانين
منطبق با همه نيازهاي اصيل جسمي و روحي و مادي و معنوي
انسان ـ كه همه آنها از « وحي الهي » سرچشمه مي گيرند و در
دين مبين و رهايي بخش اسلام جمع آمده اندـ در ميادين و
صحنه ها و عرصه هاي حيات اجتماعي وارد مي شود و با مردم
جامعه ارتباط نزديك و ملموس برقرار مي نمايد.
تعهد در شعر , « ارزش گرايي » را ترويج مي كند و با
ضدارزش ها به تعارض مي پردازد و پاسدار ايمان و شرف و
عزت و آزادگي و پاكي و عفاف مي باشد و سلامت و سعادت و
امنيت جامعه را در برابر تهاجم پليدي ها و بيراهه روي ها و
فسادانگيزي ها صيانت مي نمايد.
تعهد در شعر , نافي « دم غنيمتي » و « از خود بيگانگي » و
« بي هويتي » است و انسان هاي غفلت زده و خواب آلود و
پوچ گرا و ره گم كرده را به « خود » مي آورد و به « خدا » نزديك
مي سازد.
اشعار فاطمي كه جلوه هاي بارز تعهد , مسئوليت ,
ارزش گرايي , حق مداري , انسان پروري و زندگي سازي را به
نمايش مي گذارند , در موضوعات مختلفي سروده شده اند. يكي
از اين موضوعات , معرفي منزلت و شخصيت والاي
پيامبرگرامي اسلام (ص ) مي باشد.
اشعاري كه حضرت زهرا(س ) درباره پدر بزرگوار خويش
سروده است , به دو دسته تقسيم مي شوند. دسته اول به
توصيف خورشيد رسالت مي پردازد و جايگاه رفيع و مقام و
منزلت آن پيام آور الهي را مي نماياند. دسته دوم از سوزوگداز
حضرت فاطمه زهرا(س ) در فقدان پدر بزرگوارش حكايتها
دارند و عمق حزن و اندوه آن بانوي مطهر را نشان مي دهند.
دسته اول اين اشعار كه درباره منزلت رسول
گرامي اسلام (ص ) سروده شده اند , سخن از شخصيتي به ميان
مي آورند كه براي همه جهانيان فيض و رحمت بود و فقدان او
منقطع شدن وحي الهي و محروم شدن بشريت از تداوم
خيررساني و نورافشاني اين موجود الهي و مقدس را موجب
گرديد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) به اين واقعيت بزرگ توجه و نظر
داشت كه حضرت محمد(ص ) برگزيده حضرت حق تعالي
است و براي هدايت بشر به سوي رشد و كمال و سعادت و
فلاح مبعوث گرديده و در حالي كه جهان در ظلمت و تباهي و
جهل و گمراهي و فساد و تباهي مي سوخت و هيچ هادي و
نجاتگر و رهايي بخشي نبود , برانگيخته شد تا كاروان بشريت را
به مقصد نهايي رهنمون شود.
پيامبراكرم (ص ) در انجام رسالت الهي خويش تلاش و
مجاهدتي مستمر و وقفه ناپذير و رنجزا و طاقت فرسا داشته و
در طول دوران حيات پاك و منزه و پرفيض و بركت خويش
براي هدايت و سعادت بشر « راه » را از « بيراهه » ها جدا و منفك
نمود و بر ظلمات و سياهي ها و تاريكي هاي كفر و شرك و نفاق
و انحطاط و تباهي , نور ايمان و پرستش و هدايت و رستگاري
و نجات ريخت و با جهاد خستگي ناپذير با ظلم و جور و فساد
و گمراهي , موانع راه رشد و بالندگي و سلامت و امنيت و
بهزيستي را از سر راه بشريت برداشت .
امير مومنان حضرت علي (ع ) با واژه ها و كلمات و تعابير
روشن و عميق , اين گونه از عظمت رسالت و ماموريت الهي
پيامبراكرم (ص ) و مجاهدت و تلاش سخت و مستمر او براي
رفع موانع هدايت و سعادت و رستگاري بشر سخن مي گويد :
خداوند متعال , پيامبراسلام را در دوران انقطاع وحي و
رسولان و در امتداد خواب امت ها در تاريكي جهالت ها
مبعوث نمود . (1 )
خداوند او را به رسالت مبعوث فرمود , در حالي كه مردم آن
دوران غوطه ور در جهالت و گمراهي بودند و در اسارت فراز و
نشيب امواج حيرت به سر مي بردند. آنان در مهار فرمان
هلاكت , به اين سو و آن سو كشيده مي شدند و بردل هاي آنان
قفل هاي گناهان بسته بود . (2 )
حضرت پروردگار , به وسيله نبي اكرم (ص ) شرايع مجهول را
آشكار و بدعت هايي را كه در دين الهي داخل شده بود ,
ريشه كن و احكام گسيخته را تبيين فرمود . (3 )
آن برگزيده الهي , رسالت خود را با شكستن انبوه جمعيت
كفار تبليغ نموده و مردم را به حركت در راه راست و آشكار
وادار ساخت و پرچم هاي هدايت كننده و منار روشن را (براي
ورود مردم به مسير دين خدا) برپاي داشت و طناب هاي اسلام
را محكم و دستاويزهاي ايمان را قابل وثوق و اعتماد و استناد
قرار داد . (4 )
پيامبراكرم (ص ) خيرخواهي و پند و اندرز را درباره انسان به
حد اعلا رساند , و به طريقه الهي حركت نمود , و مردم را به
حكمت و با موعظه حسنه دعوت فرمود . (5 )
حضرت فاطمه زهرا(س ) قبل از آن كه بينديشد يك پدر
مهربان و رئوف را از دست داده است , به اين حقيقت
مي انديشيد كه پيام آور الهي و رسول حق و برگزيده
عظيم الشان اسلام را از كف داده است و نه تنها او , كه بشريت
از فيض و رحمت و انوار مقدس اين شخصيت بزرگ محروم
شده است .
در ميان مجموعه اشعار حضرت زهراي مرضيه (س )
درباره رسول گرامي اسلام (ص ) , ابيات پرشوري را مي يابيم كه
با اين نگاه و نگرش به توصيف خصال و ويژگي هاي
نبي اكرم (ص ) مي پردازد. ابيات ذيل , نمونه اي از اين اشعار
است :
و قد رزئنا به محضا خليقته
صافي الضرائب واللاعراق و النسب
و كنت بدرا و نورا يستضا به
عليك تنزل من ذي العزه الكتب
و كان جبريل بالايات يونسنا
فقد فقدت فكل الخير محتجب
فليت قبلك كان الموت صادفنا
لما مضيت و حالت دونك الحجب
انا رزينا بما لم يرز ذوشجن
من البريه لاعجم ولاعرب
فانت والله خير الخلق كلهم
و اصدق الناس حيث الصدق و الكذب
به مصيبت فقدان او گرفتار شديم . هم او كه در آفرينش , هيچ
تيرگي و ناصافي نداشت , و از ريشه و تبار و طبيعتي صاف و
خالص برخوردار بود.
توماه درخشان , و نور پرفروغ حيات بودي كه از جانب خدا
بر تو « وحي » نازل مي گشت .
جبرئيل به وسيله آيات قرآني , پيوسته مونس و همدم ما بود ,
و چون تو كوچ نمودي , همه فيض و خيرهاي متصل به وحي
الهي از ما پنهان شد.
اي كاش پيش از رحلت تو مرگ به سراغ ما آمده بود , تا پس
از رفتنت و حايل شدن پرده ها بين ما و تو , زنده نبوديم .
ما به مصيبتي گرفتار آمديم كه هيچ اندوه رسيده اي از عرب و
فارس به آن دچار نشده است .
به خدا سوگند كه تو ازهمه مردم بهتري , و به هنگام درنظر
آوردن « راست » و « دروغ » , تو از همه صادق تر و راستگوتر
مي باشي . (6 )
حضرت فاطمه زهرا(س ) در اين سروده زيبا , رسول
خدا(ص ) را با برشمردن برخي از فضايل و صفات بزرگ
اخلاقي توصيف مي نمايد و از رسالت و ماموريت الهي او ياد
مي كند.
حضرت زهراي بتول (س ) پيامبراكرم (ص ) را از تمام
ناصافي ها و ناخالصي ها كه دلها را زنگار مي دهند و روح و
روان را در محاصره خود درمي آورند و زمينه ساز بروز حالات
زشت و عملكردهاي مذموم و ضدالهي مي شوند , پاك و منزه
مي داند و « اصل » و « ريشه » و « تبار » آن پيام آور الهي را
« خالص » و « زلال » معرفي مي كند.
همچنين رسول خدا(ص ) را « ماه درخشنده » و « نور حيات
بخش » مي نامد كه بر ظلمات ارض مي تابد و سرگشتگان را راه
مي نماياند و به مقصد مي رساند. و نيز محل ريزش انوار الهي
مي داند و فيض عظيم و رحمت بي كراني كه از اين طريق بر
بشريت ارزاني گشته است , همان فيضي كه توسط حضرت
جبرئيل امين و به صورت « وحي » به قلب پاك رسول
خدا(ص ) نازل مي شد و پس از ارتحال او , منقطع گشت و
بشريت از تداوم اين خيررساني بزرگ محروم شد.
حضرت زهرا(س ) با توجه به شخصيت جامع و عظيم و
آثار بزرگ رسالت براي بشريت , آرزو مي كند كه اي كاش قبل از
اين كه رسول پاك الهي (ص ) روي در نقاب خاك مي پيچيد و
دنيا را ترك مي كرد , مرگ او و ديگران فرا مي رسيد و شاهد اين
خسران و زيان بزرگ و فقدان دردناك و رنجزا نمي شدند ,
فقدان و رنج و مصيبتي كه به تعبير زهراي مرضيه (س ) بر هيچ
اندوه رسيده اي از ملت هاي عرب و فارس فرود نيامده است .
حضرت فاطمه (س ) پيامبراكرم (ص ) را از همه انسان ها
برتر و افضل و نيك تر معرفي مي نمايد و از « صداقت و
راستگويي » به عنوان يك صفت و خصيصه بارز در او ياد
مي نمايد.
حضرت زهرا(س ) در ابيات ذيل , به گونه اي ديگر به
توصيف رسول گرامي اسلام (ص ) مي پردازد :
قد كنت ذات حمي بضل محمد
لااختشي فيما و كان جماليا
ماذا علي من شم تربه احمد
ان لا يشم مدي الزمان غواليا
من در زير سايه حضرت محمد(ص ) داراي « پشتيبان » بودم ,
و از « ظلم » نمي هراسيدم , و او براي من « جمال و آبرو »
محسوب مي شد.
كسي كه يك بار تربت پاك و معطر احمد را ببويد , اگر تا پايان
عمر خود هيچ عطر ديگري را نبويد زيان نكرده است . (7 )
در اين ابيات , حضرت زهرا(س ) از نبي اكرم (ص ) به عنوان
يك تكيه گاه و پشتيبان بزرگ ياد مي كند , پشتيباني كه قدرت و
توانمندي خاصي را در وجود آدمي ذخيره مي سازد كه در اثر
آن از هيچ ستمي بيم به خود راه نمي دهد و در اوج ايمان و
صلابت و عزت در برابر ظلم و جور مي ايستد و با ظالمان و
ستمگران به تقابل مي پردازد.
و نيز , پدرش را « جمال و آبرو » براي خود مي نامد. همان
چيزي كه در پرتو آن همه خيرها و فيض ها و نيكي ها و ارزش ها
تثبيت مي شوندو به صيانت و حفاظت درمي آيند و حيات
عزتمند و پاك و بالنده و سعادتمند را براي انسان تضمين
مي كنند.
حضرت زهراي مرضيه (س ) شخصيت پاك و الهي و
معنوي رسول خدا(ص ) را آن گونه بزرگ و سترگ و ملكوتي
مي داند كه معتقد است هركس تربت معطر او را ـ كه آميخته با
شميم دل انگيز و روح بخش معنويت زلال مي باشد , ـ ببويد ,
گويا تا پايان عمر از اين لذت سرشار و رايحه دل انگيز بهره مند
مي باشد و آن گونه جان و روحش معطر مي گردد كه خود را از
هر عطر و رايحه ديگري بي نياز مي يابد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) براي اين كه شكوهمندي
شخصيت والا و ملكوتي پيامبرگرامي اسلام (ص ) را توصيف
نمايد , از روشي ديگر نيز بهره مي برد و سعي مي كند از اين
طريق مشخص نمايد كه فقدان او براي بشر تاسف انگيز
مي باشد و نه تنها انسان , كه همه موجودات و آسمان و زمين در
اندوه ارتحال سوزناكش مي گريند.
يا رسول الاله يا خيره الله
و كهف الايتام و الضعفا
قد بكتك الجبال و الوحش جمعا
و الطير و الارض بعد يبكي السما
و بكاك المحراب و الدرس
للقرآن في الصبح معلنا و المسا
و بكاك الاسلام اذ صارفي الناس
غريبا من سائر الغربا
اي رسول خدا , اي برگزيده خداوند , اي پناهگاه بزرگ يتيمان
و ناتوانان .
كوه ها , حيوانات , پرندگان , و زمين برتو گريستند , و سپس
آسمان بر تو مي گريد.
محراب مسجد و درس قرآن در هر صبح و شب , آشكارا بر تو
گريستند.
اسلام , در آن هنگام كه در بين مردم غريبي بسان ديگر غريبان
گشت , بر تو گريست . (8 )
در اين ابيات , حضرت زهراي بتول (س ) ابتدا به برخي از
صفات و ويژگي ها و عملكردهاي اجتماعي رسول خدا(ص )
اشاره مي كند و آن پيشواي محبوب الهي را پناهگاه « يتيمان » و
« ضعيفان » معرفي مي نمايد , هم آنان كه بگاه بي پناهي و
درماندگي و تهي دستي به آشيان گرم و محبت خيز رسول الهي
التجا مي جستند و زمزمه هاي دل انگيز و آرام بخش او را
مي شنودند و دست نوازشگرش را بر سر خويش احساس
مي نمودند و نيازهايشان را مرتفع مي يافتند.
و سپس فقدان پيامبر عظيم الشان اسلام را آن چنان
دردناك و حسرت خيز و جانگداز و گسترده مي داند كه همه
چيز و همه كس و تمام موجودات را سوگوار و مرثيه سراي او
معرفي مي نمايد , و « اسلام » را پس از ارتحال سوزناك
پيامبراكرم (ص ) , « غريب » مي داند و عزادار در از دست دادن
كسي كه براي تبليغ و ترويج و استقرار احكام و قوانين جامع و
رهايي بخش و سعادت آميزش رنج طولاني كشيد و مقاومت
ديرپا و ايثار و فداكاري هاي مستمر ورزيد.
پي نوشت ها :
1 ـ نهج البلاغه , خطبه 158
2 ـ همان مدرك , خطبه 191
3 ـ همان مدرك خطبه 161
4 ـ همان مدرك , خطبه 185
5 ـ همان مدرك , خطبه 95
6 ـ بحارالانوار , ج 43 , ص 196
7 ـ مناقب ابن شهر آشوب , ج 1 , ص 242
8 ـ عوالم , ج 11 , ص 487 , فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س ) ,
ص 143
تعهد در شعر , ناي « دم غنيمتي » و « از خودبيگانگي » و
« بي هويتي » است و انسان هاي غفلت زده و خواب آلود و پوچ گرا
و ره گم كرده را به « خود » مي آورد و به « خدا » نزديك مي كند.
تعهد در شعر , « زندگي ساز » است و با متن رخدادها و فراز و
فرودها و مواجهات و تعاملات و رفتار و سلوك آدميان پيوند
سالم و سازنده و كمال بخش برقرار مي كند
حضرت فاطمه زهرا(س ) در اشعار خويش رسول خدا(ص )
را « ماه درخشان » و « نور پرفروغ و حياتبخش » معرفي مي نمايد
كه بر ظلمات ارض مي تابد و سرگشتگان را راه مي نماياند و به
مقصد مي رساند. و نيز محل ريزش انوار الهي مي داند و فيض و
رحمت بي كراني كه از اين طريق بر بشريت ارزاني گشته است

|