امروز 22 شهريور سالگرد امضاي اولين پيمان علني سازش با رژيم
صهيونيستي توسط عرفات مي باشد , پيماني كه در 22 شهريور سال 1372
در واشنگتن به امضا رسيد و به « اعلاميه اصول » معروف گرديد. اين پيمان كه
در حضور بيل كلينتون رئيس جمهور پيشين آمريكا به امضاي عرفات رهبر
ساف و اسحاق رابين نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي رسيد , سرآغاز
چرخش آشكار عرفات به سمت مذاكره و گفتگو با اسرائيل در پي سه دهه
مبارزه بود.
سه هفته قبل از امضاي اين پيمان , نمايندگان ساف و رژيم
صهيونيستي , پيش نويس معاهده اي را امضا كرده بودند كه زمينه ساز انعقاد
اعلاميه اصول شده بود . آن پيش نويس روز 29 مرداد سال 1372 ميان
ابوالعلا نماينده عرفات و شيمون پرز وزيرخارجه وقت رژيم صهيونيستي
در اسلو پايتخت نروژ منعقد شد و به « قرارداد اسلو » معروف
گرديد.
بموجب اين قرارداد سه طرف تلاش كردند تا پايه هاي صلحي دشوار و
تقريبا تحقق نيافتني را در خاورميانه بنا كنند طرحي كه آن روز در اسلو
پايه ريزي شد و اكنون در قالب « نقشه راه » دنبال مي شود , هم در محافل
افراطي رژيم صهيونيستي و هم در جناح فلسطيني ها به دو دليل كاملا متضاد
با مخالفت شديد روبرو شد. صهيونيستهاي افراطي در احزاب ائتلافي
دولت شارون همراه با خاخام هاي متعصب به اين دليل كه پيمان اسلو به
منزله امتيازدادن به فلسطيني هاست , اقدام اسحاق رابين را خيانت به كيان
اسرائيل قلمداد كرده و با ريختن خون وي در آبان 1374 تلاش كردند تا
پيمان مذكور را دفن كنند. از ديگر سو , در قلمرو فلسطين نيز گروههاي مبارز
فلسطيني از جمله حماس و جهاداسلامي , عرفات را هم پيمان با
صهيونيستها خواندند و او را به دليل آنكه از طرح آزادسازي همه خاك
فلسطين چشم پوشيده و فقط به چند درصد از اراضي اين كشور در قالب
قلمرو تشكيلات خودگردان رضايت داده است مورد انتقاد قراردادند.
مع الوصف گروههاي فلسطيني به دليل آنكه هر گونه روياروئي ميان
فلسطينيان خواست رژيم صهيونيستي بوده و هست از رودروشدن
باتشكيلات خودگردان امتناع ورزيده , تنها به نقد عملكرد عرفات پرداختند ,
روشي كه خود نقش موثري در تضعيف عرفات و تقويت جبهه مقاومت
اسلامي فلسطين داشت .
در هر حال 20 روز پس از امضاي قرارداد اسلو يعني در 19 شهريور
1372 عرفات و رابين ضمن ملاقات تاريخي با يكديگر و در حضور بيل
كلينتون رئيس جمهور وقت آمريكا نامه هاي شناسائي متقابل اسرائيل و
ساف را مبادله كردند و اعلاميه اصول نيز سه روز پس از اين معاهده در كاخ
سفيد و طي مراسمي كه در آن كلينتون رئيس جمهور آمريكا , حسني مبارك
رئيس جمهور مصر , ملك حسين پادشاه سابق اردن و همچنين نمايندگان
روسيه , نروژ و اتحاديه اروپا شركت داشتند , به امضاي مشترك عرفات و
رابين رسيد.
اعلاميه اصول به تشريح چهارچوب خودمختاري فلسطينيان در كرانه
باختري رود اردن و نوار غزه اختصاص داشت . متعاقب انعقاد اين اعلاميه
در ارديبهشت سال 73 قرارداد آغاز حكومت خودگردان در دو منطقه غزه و
اريحا در قاهره به امضا رسيد و در تابستان سال بعد عرفات و ساير رهبران
فلسطيني مقيم خارج از كشور پس از 30 سال دوري به تدريج وارد غزه
شدند . رابين عاقد پيمان تشكيل خودگردان كمي بعد در آبان سال 74 توسط
يك صهيونيست افراطي به هلاكت رسيد و در دي ماه همان سال عرفات
متعاقب برگزاري انتخابات پارلماني و رياست جمهوري در قلمرو حكومت
خود به عنوان رئيس اين حكومت و همچنين 88 نفر به عنوان نمايندگان
مجلس فلسطين ا نتخاب شدند.
با اين همه بقدرت رسيدن صهيونيستهاي افراطي به رهبري بنيامين
نتانياهو به ميزان قابل ملاحظه اي از پيشرفت پيمان منعقده ميان عرفات و
رابين كاست و آن را به مرز توقف رساند. گرچه با وساطت آمريكا و در
جريان امضاي پيمان موسوم به « واي ريور » تا حدي معاهده طرفين از ركود
خارج گرديد ولي از آن پس ساف به تدريج به جبهه امتياز دهنده و اسرائيل
تحت رهبري صهيونيستهاي افراطي وابسته به حزب ليكود به جبهه امتياز
گيرنده تبديل شدند.
در ارديبهشت سال 1378 باراك از حزب كارگر اسرائيل در رقابتي
تنگاتنگ با حزب ليكود به پيروزي رسيد و در تيرماه همان سال به عنوان
نخست وزير جديد اسرائيل سوگند ياد كرد. اين تحول اگرچه از سوي
عرفات و سياستمداران فلسطيني همراه وي با خوشبيني مورد استقبال
قرارگرفت ولي باراك كه ماسك صلح دوستي به چهره خود زده بود , بجز
امضاي پيمان موسوم به « واي ريورـ 2 » كه بر لزوم عقب نشيني اسرائيل از
بعضي از شهركهاي فلسطيني واگذاري شده به ساف تاكيد مي كرد , هيچ گام
تازه اي براي احيا آنچه كه تحت نام « اعلاميه اصول » به امضا رسيده بود
برنداشت . اين در حالي بود كه عرفات طي اين مدت به بهانه اصلاح منشور
ملي فلسطين , بندهاي ضدصهيونيستي آن را در يك نشست پارلماني با
حضور كلينتون حذف كرد , از تاكيد بر پايتختي بخش شرقي بيت المقدس
براي حكومت خودگردان چشم پوشيد و امتيازات امنيتي فراواني به دولت
باراك داد.
دوران كوتاه نخست وزيري باراك با ورود وهن انگيز شارون سركرده
حزب ليكود به صحن مسجدالاقصي در هفتم مهر 1379 و آغاز قيام اسلامي
فلسطينيان موسوم به « انتفاضه الاقصي » به پايان رسيد. سه ماه پس از شروع
اين قيام متعاقب استعفاي باراك در 19 آذر 79 كابينه وي سقوط كرد و
شارون افراطي با شعار سركوب و قلع و قمع فلسطينيان در انتخابات بهمن
همان سال به قدرت رسيد. با اين تحول تمامي قراردادها و پيمانهاي منعقده
ميان عرفات و سردمداران دولت صهيونيستي به حالت تعليق و ركود درآمد
و فلسطين يكپارچه به قيام عليه صهيونيستها تبديل گرديد. قيامي كه هزاران
شهيد و مجروح برجاي گذاشت و صدها خانه و كاشانه متعلق به فلسطينيان
در جريان اقدامات كينه توزانه و جنايتكارانه صهيونيستها كه در تمام
مراحلش از حمايت آشكار آمريكا برخوردار بود , منهدم گشت .
اكنون عرفات يك دهه پس از استراتژي جديد خود در همزيستي
مسالمت آميز با اسرائيل سرخورده و مايوس دريافته است كه در زد وبندهاي
تحقيرآميز صهيونيستها و آمريكائي ها فريب خورده است . امروز حتي
بسياري از نزديكان عرفات كه رهبران گروههاي ائتلافي تشكيل دهنده
حكومت خودگردان هستند , عميقا پذيرفته اند كه عزت و اعتبار و وجهه
جهاني « ساف » تنها منحصر به آن سالهائي بوده كه افراد اين سازمان با سلاح
آتشين پنجه در پنجه صهيونيستهاي غاصب مي افكندند. اگر آن مبارزات از
گزند نفوذ رگه هاي خيانت و سازش در صف رهبران فلسطيني مصون نگاه
داشته مي شد امروز فلسطينيان يقينا دستاورد بهتري از آن مبارزات نيمه تمام
مي گرفتند و لذا اگر آن مبارزات به دليل همان خيانتها نتوانست منجر به
آزادسازي فلسطين شود , يقينا پناه بردن به دامان صهيونيستها و دوستي توام
با تمناي خفت بار از غاصبين , نخواهد توانست فلسطين را به فلسطينيان
بازگرداند. رژيمي كه سرزميني را با زور و تروريسم و تجاوز و نسل كشي و به
باد دادن هستي يك ملت , به اشغال خود درمي آورد , به راحتي آن را تقديم
صاحبانش نمي كند. فلسطين , موطن ملت فلسطين و حق مسلم آنان است .
اين حق را نه با خواهش سياسي , بلكه با قدرت تمام بايد از غاصبين
بازستاند. از اين رو دولت خودگردان فلسطين چه موفق به حفظ موجوديت
سياسي خود در قلمرو فلسطين بشود و چه نشود در يك واقعيت هيچگونه
تغييري ايجاد نخواهد شد و آن اينكه تمامي فلسطين و نه فقط قلمرو عرفات ,
به ملت مسلمان فلسطين تعلق دارد و قدس شريف اين قبله گاه اوليه مسلمين
جهان و نه فقط بخش شرقي آن , مركز اين كشور اسلامي خواهد بود. فلسطين
سرزميني است اسلامي و هيچ هويت ديگري را نمي توان بر آن تحميل كرد.
بديهي است اشغالگري , نسل كشي , ساقط كردن مردم از همه هستي و يا
جابجائي هاي قومي و نژادي و رويدادهاي ديگري از اين دست نخواهد
توانست اصالت و هويت اسلامي فلسطين را مخدوش سازد.
امروز حتي بسياري از نزديكان عرفات كه رهبران
گروههاي ائتلافي تشكيل دهنده حكومت خودگردان
هستند , عميقا پذيرفته اند كه عزت و اعتبار و وجهه جهاني
« ساف » تنها منحصر به آن سالهائي بوده كه افراد اين
سازمان با سلاح آتشين پنجه در پنجه صهيونيستهاي غاصب
مي افكندند
دولت خودگردان فلسطين چه موفق به حفظ
موجوديت سياسي خود در قلمرو فلسطين بشود و چه
نشود در يك واقعيت هيچگونه تغييري ايجاد نخواهد شد
و آن اينكه تمامي فلسطين و نه فقط قلمرو عرفات , به ملت
مسلمان فلسطين تعلق دارد و قدس شريف اين قبله گاه
اوليه مسلمين جهان و نه فقط بخش شرقي آن , مركز اين
كشور اسلامي خواهد بود

|
ايتاليا چكمه آمريكا در مديترانه
|

ايتاليا در جنوب اروپا با بيش از 300 هزار كيلومتر مربع
مساحت ميزبان 22 پايگاه و مركز رسمي نظامي آمريكا است . يعني
پنتاگون به ازاي هر 13 هزار و 693 كيلومتر مربع از خاك ايتاليا ,
يك پايگاه نظامي در اين كشور ايجاد كرده است .
گستردگي , فراواني , اهميت , تنوع عملكرد و قدرت رزمي زياد
پايگاه ها و مراكز نظامي اتمي و غيراتمي آمريكا كه سراسر خاك
ايتاليا را پوشش مي دهد سبب شده , برخي پايگاه هاي اينترنتي با
توجه به مشابهت شكلي نقشه اين كشور , ايتاليا را چكمه آمريكا در
جنوب اروپا و مديترانه توصيف كنند.
براساس اطلاعات انتشار يافته , بيش از 13 هزار نظامي و
15 هزار غيرنظامي و كارشناس در پايگاه ها و مراكز نظامي زميني ,
هوايي و دريايي آمريكا در ايتاليا فعاليت مي كنند.
با توجه به موقعيت مطلوب راهبردي ايتاليا به علت سواحل
گسترده , نزديكي به شمال آفريقا , اروپاي شرقي بويژه روسيه و راه
كوتاه به خاورميانه و آسيا , واشنگتن براي افزايش سلطه آمريكا بر
مناطق مختلف جهان اهميت زيادي براي پايگاه هاي خود در ايتاليا
قائل است .
گستردگي و اهميت پايگاه هاي نظامي آمريكا در خاك ايتاليا از
نظر رزمي , پشتيباني , آموزشي و احتمالا جاسوسي , سبب شده
واشنگتن تمامي تلاش خود را انجام دهد تا اين فعاليتها در سكوت
انجام شود.
پايگاه هاي پنتاگون در ايتاليا , ستون فقرات ارتش آمريكا براي
مداخله نظامي در مناطق مختلف بويژه آفريقا , آسيا و اروپاي شرقي
است و در ارتباط با ديگر پايگاه هاي آمريكا در مناطق مختلف جهان
و پشتيباني از نيروهاي اين كشور در افغانستان , عراق , بحرين ,
كويت و عربستان به صورت گسترده مورد استفاده قرار مي گيرد.
اهميت اين موضوع را مي توان هنگامي دريافت كه بدانيم پس
از جنگ دوم جهاني , ايتاليا شاهد ظهور و سقوط 58 دولت بوده و
همچون گوي گردان در اختيار چپگرايان و راستگرايان قرار داشته و
شاهد بي ثباتي هاي سياسي عميقي نيز بوده ولي تنها مساله اي كه
ثابت مانده و حتي توسعه يافته , فعاليت گسترده پايگاه هاي نظامي
آمريكا بوده است .
البته علاوه بر فعاليت آشكار اين پايگاه هاي نظامي و همچنين
برنامه ها و مراكز پنهان , آمريكا در چارچوب سازمان پيمان نظامي
آتلانتيك شمالي (ناتو) در تمامي پايگاه هاي اين نيرو در ايتاليا ,
حضور دارد.
همچنين در چارچوب قراردادهاي نظامي رم و واشنگتن ,
امكان استفاده از پايگاه هاي نظامي اين كشور براي آمريكا وجود
دارد به گونه اي كه همزمان با تلاشهاي ديپلماتيك واشنگتن براي
حمله به عراق در عرصه بين المللي و اعزام نيرو به خليج فارس ,
فرودگاه هاي ايتاليا در قرنطينه اطلاعاتي قرار گرفت .
پس از اعتراضها و جنجالهاي صلح طلبان , اطلاعاتي انتشار
يافت كه آمريكا براي آماده سازي برنامه حمله و نيرو چيني عليه
عراق , از فرودگاه ها و فضاي ايتاليا استفاده مي كند.
با توجه به هم پيماني ايتاليا در جنگ و اشغال عراق , آمريكا
توانست بيشترين استفاده را از امكانات نظامي ايتاليا ببرد بگونه اي
كه با نقض قانون مشاركت مستقيم و عملياتي اين كشور در جنگ ,
گروهي از چتربازان آمريكايي مستقيما از شمال ايتاليا به عراق اعزام
شدند.
هرچند اطلاعات انتشار يافته در مورد حوزه و گستردگي
فعاليتهاي نظامي رسمي آمريكا در ايتاليا اندك است و بخش پنهان
آن نيز فقط براي واشنگتن آشكار است اما نگاهي به اندك اطلاعات
جمع آوري شده از منابع مختلف نيز مي تواند نشان دهد كاخ سفيد
براي چه اهدافي ميلياردها دلار را به منظور استقرار پايگاه هاي
نظامي خود در نقطه نقطه ايتاليا هزينه مي كند.
1 ـ بزرگترين , مهمترين و اسرارآميزترين انبار تسليحاتي
آمريكا در خارج از اين كشور , پايگاه نظامي « كمپ دربي » است كه
در استان « توسكانا » در شمال ايتاليا بين شهرهاي « پيزا » و
« ليوورنو » قرار دارد.
برخي رسانه هاي ايتاليا در زمان آغاز جنگ آمريكا عليه عراق ,
پايگاه هزار هكتاري كمپ دربي را « راز سر به مهر » يا « قطعه
گمشده اي از كشور » توصيف كردند كه فقط آمريكاييها از آن آگاهي
دارند و حتي مقامهاي ايتاليا از فعاليتهاي آن بي خبرند.
125 انبار زير زميني با ميليونها بمب حساس و جنگ
افزارهايي فوق پيشرفته سبب شده آمريكا از انتشار هرگونه
اطلاعاتي در مورد اين پايگاه جلوگيري كند.
مسيرها و كانالهاي دريايي ويژه براي پهلوگيري كشتيهاي مملو
از تجهيزات به صورت كاملا محرمانه و برخورداري از امكانات
ترابري ويژه زميني و هوايي از جمله تاسيسات اين پايگاه عظيم
است .
اين پايگاه 52 ساله يكي از مراكز اصلي يا عمده ترين منبع
تامين تسليحات , بمبها و جنگ افزارهاي نيروهاي آمريكا در جنگ
اول و دوم عليه عراق و همچنين يوگسلاوي سابق بود.
بدون استفاده گسترده از اين پايگاه , امكان حمله به عراق
وجود نداشت و در سال 1370 تمامي مهمات مورد نياز ارتش
آمريكا در جنگ عليه عراق هنگام اشغال كويت , از « كمپ دربي » به
خليج فارس منتقل شد . همچنين 60 درصد از بمبهايي كه در
عمليات سال 1378 عليه يوگسلاوي سابق بكار رفت , از انبارهاي
مملو از تسليحات اين پايگاه خارج شده بود.
اين پايگاه كه به صورت فوق امنيتي مورد محافظت فيزيكي و
راداري از سوي آمريكا و ايتاليا قرار دارد , هنگام آغاز جنگ دوم
عليه عراق يكي از مراكز مهم تجمع و اعتراض صلح طلبان عليه
جنگ افروزي كاخ سفيد و هم پيماني ايتاليا بود.
كمپ دربي يا بمب زير زميني ايتاليا كه از سامانه پرقدرت
ارتباط و اطلاعات نظامي برخوردار است , با هزار نيرو , مركز
پشتيباني تمامي نيروهاي آمريكايي فعال در منطقه مديترانه , شمال
آفريقا و خليج فارس است .
2 ـ « سيگونلا » در جزيره سيسيل در درياي مديترانه يكي از
بزرگترين پايگاه هاي نظامي آمريكا در ايتاليا در بخشهاي هوا دريا و
مركز استقرار هواپيماي ضد زيردريايي است .
3 ـ پايگاه استقرار نيروهاي پشتيباني اروپايي با ماموريت
پشتيباني هوايي از واحدهاي هسته اي موشكي نزديك شهر
« ويچنزا » در مركز ايتاليا قرار دارد.
در اين پايگاه تسليحات تخريبي اتمي بويژه مينها و كلاهكهاي
هسته اي براي نيروهاي مسلح آمريكا , متحدان اين كشور و همچنين
سازمان پيمان نظامي آتلانتيك شمالي (ناتو) نگهداري مي شود.
4 ـ در پايگاه بزرگ آمريكا نزديك فرودگاه شهر « ناپل » مركز استان
جنوبي « كامپانيا » سه هزار و 500 نظامي حضور دارند و ستاد
فرماندهي ارشد ناتو نيز در اين پايگاه مستقر است .
5 ـپايگاه دريايي آمريكا در « گائتا » نزديك رم پايتخت ايتاليا
كه در آينده اي نزديك به « تارانتو » انتقال خواهد يافت مركز استقرار
واحدهايي از ناوگان ششم نيروي دريايي آمريكا است .
6 ـ پايگاه محل استقرار يگان پشتيباني تسليحاتي نزديك شهر
شمالي « برشا » در استان « لومبارديا » قرار دارد كه براي نگهداري
بمبهاي هسته اي استفاده مي شود.
7 ـ مقر يگان پشتيباني تسليحاتي در شهر « ريميني » به عنوان
مركز فعال سازي بمبهاي هسته اي براي كاربرد در جنگهاي احتمالي
مورد استفاده نظاميان آمريكايي است .
8 ـ شمار زيادي از نيروهاي آمريكايي در فرودگاهي بزرگ و
مهم نزديك « آويانو » در شمال ايتاليا مستقر هستند كه از آن براي
بمباران يوگسلاوي سابق استفاده مي شد.
9 ـ انبارهاي متعدد تسليحات آمريكا در « لونگاره » نزديك
شهر ويچنزا و منطقه « تورمنو سان جواني » كه تحت شديدترين
تدابير امنيتي از آن حفاظت مي شود.
10 ـ پايگاه « كمپ ادرل » با مسووليت پشتيباني , تداركاتي و
عملياتي نزديك شهر ويچنزا قرار دارد.
11 ـ فرودگاه نظامي نزديك ويچنزا محل استقرار گروه
چتربازان واكنش سريع براي همكاري با پيمان ناتو , انجام عمليات
نظامي ارتش آمريكا و همچنين امكان حضور فوري نيروهاي اين
كشور در منطقه خاورميانه است .
12 ـ پايگاه مركز عمليات هوايي در شهر شمالي « ورونا » كه دو
هزار و 500 پرسنل آمريكايي در آن حضور دارند .
13 ـ پايگاه « ساكلانته » در منطقه « اسپتزيا » در استان شمالي
« ليگوريا » كه در زمينه مطالعات اقيانوس شناسي و رديابي زير
درياييها فعاليت مي كند.
14 ـ در استان « پوليا » , چندين پايگاه گروه اطلاعات
الكترونيكي وجود دارد كه تعداد دقيق اين واحدها مشخص نيست .
15 ـ پايگاه بزرگ آموزشي نيروي دريايي آمريكا در جزيره
« لامپه دوزا » نزديك جزيره سيسيل قرار دارد.
16 ـ ايستگاه ارتباطي « سات كوم » نزديك شهر ناپل كه نقش
مهمي در ارتباط نظامي نيروهاي آمريكايي در منطقه و خارج از آن
دارد.
17 ـ پايگاه هوايي « تئولارا » در جزيره « ساردنيا » در غرب
ايتاليا قرار دارد و به عنوان بزرگترين منطقه آموزشي خارجي به
مساحت 100 كيلومتر مربع براي تمرينات هوايي و دريايي ناتو و
آمريكا استفاده مي شود كه فرودگاه « دچيمو مانو » در اين پايگاه
بزرگترين باند پروازي ناتو محسوب مي شود.
علاوه بر پايگاه تئولادا , در نقاط مختلف جزيره ساردنيا مراكز
و پايگاهاي ديگر نظامي آمريكا به شرح زير وجود دارد.
18 ـ واحدهاي ناتو و ناوگان ششم آمريكا در پايگاه « كپو سان
لورمو » با عمليات هوايي و دريايي انجام مي دهند.
19 ـ « تاوولارا » مقر ايستگاه هاي ارتباطي راديو تلگراف و موج
بلند براي ارتباط با زيردرياييها
20 ـ « كپو فرمكا » محل انجام رزمايشهاي تيراندازي , استقرار
رادارها و تجهيزات نظامي پيشرفته .
21 ـ « تمپيو » مركز پژوهش اطلاعاتي و تاسيسات راداري .
22 ـ منطقه نظامي « كوايرا » كه براي انجام تمرينات نظامي و
تيراندازي با تسليحات مختلف مورد استفاده قرار
مي گيرد.
خبرگزاري جمهوري اسلامي

| |