بسم الله الرحمن الرحيم
« ايهود باراك » نخست وزير سابق رژيم صهيونيستي ضمن انتقاد از
تكروي مقامات صهيونيستي درباره فعاليتهاي صلح آميز هسته اي جمهوري
اسلامي ايران , دولت شارون را از ادامه اين سياست برحذر داشت و هشدار
داد كه اسرائيل نبايد خود را بعنوان تنها تعقيب كننده مسائل اتمي ايران و يا
رقيب اتمي ايران معرفي كند بلكه بايستي ديگران را هم نگران سازد تا با
اسرائيل همصدا شوند و بپذيرند كه ايران براي صلح و ثبات جهاني ,
خطرآفرين است .
اگرچه اعترافات باراك , براي سالها بعنوان عصاره ديپلماسي رژيم
صهيونيستي , مورد عمل قرار گرفته است ولي سئوال اينست كه چرا
صهيونيست ها ديگر نيازي به پرده پوشي احساس نمي كنند و سعي دارند
غرب را بطور آشكار , دنباله رو اهداف اسرائيل معرفي كنند و آنها را تحقير
نمايند
مسئله اينست كه وجود « لابي صهيونيست ها » در بسياري از كشورهاي
غرب و از جمله آمريكا , جزو بديهي ترين پديده هاي پذيرفته شده در
معادلات سياسي رايج تلقي مي شود و آنها تدريجا سعي دارند « نقش
تاثيرگذار » محافل صهيونيستي در غرب را علني تر سازند. اما آيا ادامه اين
روند , به صلاح غرب و جامعه جهاني هم هست
اينكه دنياي اسلام و كشورهاي عرب درباره « غده سرطاني » اسرائيل
چگونه مي انديشند , سئوالي است كه پاسخ آن تقريبا آشكار است . رژيم
اشغالگر صهيونيستي همچون دشنه اي است كه توسط استعمارگران در قلب
دنياي اسلام فرو برده شده و غرب استعمارگر سعي داشته و دارد از
موجوديت اسرائيل اشغالگر بعنوان وسيله اي براي مهار دنياي اسلام ,
بهره برداري كند. اما واقعيت اينست كه « لابي صهيونيستي » در بسياري از
كشورها به يك پايگاه توطئه گر تبديل شده كه بعضا حتي منافع ملي
كشورهاي غربي را نيز مورد تهديد جدي قرار داده است .
افشاي عمليات جاسوسي اسرائيل در آمريكا , عليرغم وجود روابط
استراتژيك ميان آنها , يك نقطه عطف در مناسبات اسرائيل با غرب
محسوب مي شود. اين افشاگري , قطعا توسط هواداران بوش كوچك يا حزب
رقيب وي صورت گرفته است . چرا كه آنها در آستانه انتخابات رياست
جمهوري آمريكا , به اميد بدست آوردن آرا صهيونيست ها سعي دارند خود
را حافظ منافع اسرائيل معرفي كنند و حتي در ارائه امتيازات بيشتر به
صهيونيست ها با يكديگر به رقابت بپردازند. اما آيا ادامه اين روند , به زيان
مردم آمريكا نبوده و نيست
براي يافتن پاسخ اين سئوال بايستي قدري تامل كرد و نكات مهمي را
بعنوان مقدمه بررسيها , در نظر گرفت . مهمترين نكته اينكه امروزه تقريبا
تمامي صاحبنظران و نظريه پردازان آمريكائي اعتراف مي كنند كه آمريكا نزد
مسلمانان جهان , چهره اي منفور دارد و نفرت از آمريكا , يك پديده زودگذر
نبوده و فقط در همين روزها و سالهاي اخير بوجود نيامده است . به عبارت
روشن تر ديپلماسي آمريكا در قبال دنياي اسلام و عملكرد واشنگتن در طول
چندين دهه , باعث شده است كه چهره زشت و نفرت انگيزي از آمريكا نزد
ملتهاي مسلمان به تصوير كشيده شود.
انكار نمي توان كرد كه بخش قابل توجهي از نفرت مسلمانان از آمريكا را
بايستي به حساب حمايت هاي غيرقابل توجيه آمريكا از اقدامات وحشيانه ,
جنون آميز و نژادپرستانه اسرائيل گذاشت .
در واقع , هر قطعنامه ضداسرائيلي كه به نشانه اعتراض به جنايات رژيم
صهيونيستي در فلسطين اشغالي صادر مي شود ولي آمريكا آنرا « وتو »
مي كند , يك عامل ايجاد نفرت مسلمانان عليه آمريكا محسوب مي شود. هر
كمك تسليحاتي آمريكا براي تقويت قدرت تهاجمي ارتش اشغالگر
اسرائيل , عامل تشديد نفرت مسلمانان عليه آمريكا بحساب مي آيد. هر بيانيه
حمايت آميزي كه مقامات واشنگتن در توجيه شرارتها و جنايات اسرائيل
صادر مي كنند , در واقع نمك بر زخم هاي التيام نيافته دنياي اسلام مي پاشند
و به خشم و نفرت مسلمانان از آمريكا دامن مي زنند.
با اينهمه , امروزه آمريكا نه فقط از جنايات اسرائيل حمايت مي كند و نه
فقط رسانه هاي استكباري سعي دارند بر جنايات اسرائيل سرپوش بگذارند ,
بلكه حتي در ساير كشورها نيز آمريكا و برخي ديگر از كشورهاي دنباله رو
آمريكا سعي دارند با لشكركشي و كشتار مسلمانان , به غارت منابع و
ثروتهاي دنياي اسلام بپردازند و حتي آنهمه جنايات را توجيه و ضروري
معرفي كنند. بوش كوچك , از جنايات آمريكا در عراق , بعنوان « پيروزي
دمكراسي » ياد مي كند و با شرارت كم نظيري سعي دارد تا سركوب عمليات
ضداشغالگري در عراق را مبارزه با تروريسم , قلمداد نمايد.
البته اين قبيل ترفندهاي تبليغاتي , بي تاثير است و بوش كوچك در
قلمرو « جنگ رواني » عليه دنياي اسلام نيز ناكام و شكست خورده تلقي
مي شود. يك نكته ظريف در اين ميان وجود دارد و آن اينكه بوش كوچك
حتي با مشاهده ناكاميهاي مستمر خود , هنوز هم خود را پرچمدار مبارزه با
تروريسم , مسئول اجراي پروژه دمكراتيزه كردن دنياي اسلام و آشنا كردن
مسلمانان با دمكراسي معرفي مي كند و مي گويد با اين جناياتش سرگرم
ساختن تاريخ آينده جهان است !
آمريكا خود را يگانه ابرقدرت جهان مي داند و ديگران را به دنباله روي
از سياستهاي خود فرا مي خواند. اگرچه در دنياي امروز , روسيه , چين , هند ,
آلمان , فرانسه و طيف وسيعي از كشورهاي اسلامي و غيراسلامي , حاضر به
پذيرش رهبري آمريكا نيستند و بعضا حتي به مقابله با سياستهاي
سلطه جويانه آمريكا مي پردازند , ولي در برخي موارد براي تامين منافع
خاصي , با سياستهاي واشنگتن همراهي مي كنند و حال آنكه بطور همزمان ,
به بطلان همان سياست , يقين دارند.
در واقع غرب و برخي كشورهائي كه دنباله روي از سياستهاي واشنگتن
را به مصلحت نمي دانند و آنرا در تضاد بامنافع ملي خود ارزيابي مي كنند , در
برخي موارد , با همين سياستهاي واشنگتن همراهي مي نمايند. اين بزرگترين
تناقضي است كه امروزه كشورهائي همچون فرانسه و آلمان دچار آن شده اند
و هيچ دليل قابل ذكري براي توجيه مواضع و اقدامات خود ندارند كه چرا به
اطاعت كوركورانه از واشنگتن پرداخته اند
اگرچه اين نكته در موارد متعددي به چشم مي خورد لكن فصل مشترك
همه موارد اينست كه تقريبا بلااستثنا , غرب و حتي آمريكا هم در اين زمينه ها
آلت دست صهيونيست ها شده است . در واقع , صهيونيست ها سعي دارند
اهداف خود را بگونه اي به ديگران القا كنند كه مخاطبين آنها باور نمايند كه
منافع خود را دنبال مي كنند و حال آنكه مطامع صهيونيست ها را تعقيب
مي كنند و با اشاره صهيونيست ها وارد اين بازي رسواي سياسي ـ تبليغاتي
شده اند.
اكنون خوبست يكبار ديگر به اعترافات « ايهود باراك » نخست وزير
سابق رژيم صهيونيستي بينديشيم و آنرا مرور كنيم . او مي گويد اسرائيل
نبايد خود را بعنوان تعقيب كننده مسائل اتمي ايران معرفي كند بلكه بايستي
ديگران را هم نگران سازد تا با اسرائيل همصدا شوند و بپذيرند كه ايران براي
صلح و ثبات جهاني , خطرآفرين است .
با آگاهي كامل از اين موضع صهيونيست ها , اگر مواضع آمريكا و اتحاديه
اروپا را در قبال فعاليتهاي صلح آميز هسته اي جمهوري اسلامي ايران مرور
كنيم , ريشه اصلي تمام شرارتهاي اخير آمريكا و انگليس را شناسائي
كرده ايم . توني بلر نخست وزير دولت لرزان لندن در آستانه اجلاس گذشته
شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي اعتراف كرد كه بخاطر
اسرائيل به خصومت عليه ايران پرداخته و مايل نيست كه ايران به فناوري
هسته اي دست پيدا كند. « يوشكافيشر » وزيرخارجه آلمان هم در جريان
برگزاري پنجمين كنفرانس سفراي آلمان در جهان اعتراف كرد : مسئوليت
تاريخي آلمان براي حفظ امنيت اسرائيل مي تواند دليل كافي براي نگراني ما
در زمينه برنامه هاي هسته اي ايران باشد! اينها كاملا نشان مي دهند كه غرب ,
آلت دست صهيونيست هاست . درست در همينجاست كه اين سئوال پيش
مي آيد كه آيا آژانس بين المللي اتمي بار ديگر قصد دارد تحت تاثير
صهيونيست ها در باره فعاليت هاي هسته اي ايران قطعنامه صادر كند نتيجه
اجلاس اين هفته شوراي حكام , پاسخ اين سئوال را مشخص خواهد كرد.

|