بسم الله الرحمن الرحيم
عطر آلاله هاي سرخ شهادت , هفته جاري را معطر ساخت و اذهان را در
مسير خاطرات سالهاي پيش از پيروزي انقلاب قرار داد. در آن روزهاي
حماسه و مقاومت , مردم انقلابي ايران با الهام از ارزشهاي الهي و
رهنمودهاي رهبري آگاه ديني براي ابراز انزجار از حكومت سفاك پهلوي به
خيابانها مي آمدند و صبح روز جمعه هفدهم شهريور 57 , تاريخ انقلاب
شاهد حمله دژخيمان مسلح رژيم طاغوت به صف تجمع كنندگان در ميدان
ژاله و جاري شدن خون سرخ لاله هاي انقلاب در آسفالت گرم خيابان شد.
بيست و شش سال پيش در 17 شهريور سال 57 , آنان كه به ميدان ژاله
آمده و خواسته هاي ملت را در مشت هاي گره كرده به جهانيان اعلام كردند ,
در خون خود تپيدند ولي خون به ناحق ريخته شده آنان , به نماد پايداري و
شهادت طلبي مردم ايران تبديل شد و در زمان كوتاهي طومار رژيم طاغوت
را در هم پيچيد.
رژيم شاه گمان مي كرد كه پس از خلق صحنه اي خونين در تاريخ
مبارزات انقلابي ملت ايران , شعله انقلاب را خاموش كرده اما به زودي ثابت
شد كه اين محاسبات اشتباه بوده و آتش انقلاب , روز به روز به بركت خون
شهدا شعله ورتر شده است . واقعه جمعه خونين 17 شهريور با روشن نمودن
ماهيت و چهره پليد رژيم سفاك پهلوي سبب وحدت , همدلي و اتحاد هر
چه بيشتر مردم در پيشبرد اهداف انقلاب شد و سرانجام انقلاب را به
پيروزي رساند.
امروز نيز پس از گذشت ربع قرن از پيروزي انقلاب اسلامي , همان
حاميان بين المللي رژيم طاغوت و سردمداران استكبار جهاني كه مطامع
خود را در ايران از دست داده اند با توطئه هاي گوناگون , قصد از پا درآوردن
حركت استقلال طلبانه ملت ايران و وابسته نگهداشتن آن را دارند , لذا در
اين راستا با غوغا سالاريهاي تبليغاتي , ترفند متوقف كردن حركت فناوري
هسته اي ايران و خاموش نمودن موج خودكفايي علمي و تحقيقاتي
دانشمندان ايراني را دنبال مي كنند.
بي دليل نيست كه هر گاه در مقاطع مختلف زماني , حركتهايي در زمينه
استقلال وخودكفايي ملت ايران ايجاد شده و يا به مرحله شكوفايي نزديك
گرديده , همان رژيم هايي كه از حاميان وابسته پهلوي بوده و در كشتار مردم
ايران در روزهاي قبل و بعد از انقلاب نقش داشتند , به ژاژخواهي پرداخته و
تبليغات دامنه داري را عليه اقتدار و هيمنه جمهوري اسلامي ايران به راه
انداخته و ملت ايران را به تروريسم , جنگ افروزي و نقض حقوق بشر متهم
كرده اند. قطعا همانگونه كه رژيم پهلوي نتوانست با براه انداختن جوي خون
در 17 شهريور 57 از عزم و اراده ملت ايران براي در هم شكستن استبداد
داخلي و حاميان خارجي آنها بكاهد , تبليغات اخيري هم كه غربي ها و
صهيونيست ها در آستانه اجلاس شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي
اتمي براي باج خواهي و عقب نشيني ملت ايران از حقوق مسلم خود براه
انداخته اند , نخواهد توانست خللي در مواضع بر حق مردم ايجاد كند و
نهايتا موجب افزايش وحدت و همبستگي ملي و ايستادگي در مقابل باج
خواهي ها خواهد شد.
در هفته اي كه پشت سرمي گذاريم , دولت دست نشانده علاوي به كمك
نظاميان آمريكائي مرحله تازه اي از نقشه از پيش طراحي شده خود براي
مقابله با قدرت و نفوذ شيعيان عراق را به اجرا درآوردند. آنان پس از نتيجه
نگرفتن از روياروئي نظامي با مردمي كه تحت هدايت مقتدي صدر دست به
مبارزه مسلحانه با اشغالگران آمريكائي زده بودند , راه مرموز و استعماري
جديدي را با هدف مبارزه با شيعيان در پيش گرفتند. احترام صوري به
آيت الله سيستاني و فراهم ساختن زمينه خروج افراد مقتدي صدر از حرم
علوي در نجف مرحله جديد اين نقشه استعماري بود. اكنون نيروهاي دولت
دست نشانده عراق مرحله جديد مبارزه با شيعيان را به صورت حمله به
دفاتر مقتدي صدر و اشغال اين دفاتر و بازداشت هواداران وي در شهرهاي
مختلف عراق را آغاز كرده اند و به عقيده اكثر تحليلگران سياسي , فردا كه اين
مرحله از عمليات نيز به پايان رسيد , مرحله تازه تر آن يعني مقابله با نفوذ و
منزلت آيت الله سيستاني را با هدف تعميق مبارزه با مرجعيت شيعه آغاز
خواهند كرد.
اين نقشه شيطاني و خطرناكي است كه آنان در حال انجام آن هستند و
در اين هفته بخش ديگري از آن را به اجرا درآوردند. اين در حالي است كه
اين توطئه در مراحل اجرائي خود با مقاومت جانانه شيعيان عراق مواجه
شد و بويژه در روزهاي دوشنبه و سه شنبه اين هفته , مردم نجف , بغداد و
كربلا توانستند با مبارزه خود تا حدي متجاوزين و عوامل داخلي آنان در
عراق را به عقب نشيني وادار سازند. زيرا عميقا اين اعتقاد وجود دارد كه
سكوت در برابر اين روند شيطاني و استكباري , دشمنان را در به ثمر نشاندن
نقشه هاي پليدشان در سرزمين اسلامي عراق ياري خواهد رساند.
فردا جمعه بيستم شهريور سومين سالگرد حادثه حمله به ساختمانهاي
پنتاگون و « برجهاي دو قلو » در واشنگتن و نيويورك است . دولت جنگ
طلب بوش با استفاده از اين حادثه مشكوك و مرموز كه بيش از سه هزار نفر
را به كام مرگ فرستاد , تلاش كرد تا اهداف و مقاصد توسعه طلبانه خويش را
در كانونهاي بحراني جهان به اجرا درآورد. در پي اين حادثه كه با همدستي
محافل صهيونيستي و به صورت نقشه اي برنامه ريزي شده به اجرا گذارده
شد , دولت آمريكا بحث « تروريسم » و ضرورت مقابله با آن را مطرح ساخت
و سپس از يكسو تمامي سازمانهاي اسلامي فعال در عرصه خاورميانه را
گروههاي تروريستي لقب داد و از جانب ديگر كشورهاي افغانستان و عراق را
به اشغال نظامي خود درآود. در چهارچوب هدفي كه « مقابله با تروريسم »
لقب گرفته بود آمريكائيها بر ميزان پايگاههاي نظامي خود در شيخ نشينهاي
حوزه خليج فارس افزودند , رژيم غاصب اسرائيل را تا سرحد امكان مورد
حمايت تسليحاتي , سياسي و مالي قرار دادند و در جهان اسلام حداكثر
فشار خود را متوجه افكار و باورهاي اسلامي كردند. امروز پس از گذشت سه
سال از حادثه 20 شهريور 1380 حتي بعضي تحليلگران بي طرف آمريكائي
نيز اذعان دارند كه آن ماجرا با هدف اين توسعه طلبي ها و ماجراجوئيها شكل
گرفته بود.
از ديگر توطئه هاي استكباري كه در اين هفته در منطقه خاورميانه شكل
گرفت , تباني آمريكا , فرانسه و رژيم صهيونيستي در تصويب قطعنامه اي در
شوراي امنيت سازمان ملل عليه سوريه بود . در اين قطعنامه كه با 9 راي
موافق در برابر 6 راي مخالف به تصويب رسيد , سوريه وادار به خارج
ساختن نيروهايش از لبنان شده است . اين قطعنامه جلوه ديگري از دخالت
آشكار دولتهاي غربي در امور داخلي كشورهاي مسلمان خاور ميانه
مي باشد.
نيروهاي سوريه در بهار سال 1354 به دعوت دولت وقت لبنان و با
مصوبه اتحاديه عرب براي فرونشاندن جنگ داخلي بيروت وارد خاك لبنان
شدند. به همين دليل حضور آنان در لبنان از ابتدا مورد حمايت دولت اين
كشور بوده است . خشم دولتهاي مداخله گر غربي نسبت به هم پيماني
سوريه و لبنان از هفته گذشته متعاقب تغييراتي كه در قانون اساسي لبنان با
هدف تمديد مجدددوره رياست جمهوري اميل لحود صورت گرفت ,
افزايش يافت و آنان را با فشار و هدايت لابي صهيونيستي به اجراي اين
توطئه ترغيب كرد. به همين دليل مقامهاي دمشق ضمن اعتراض به دخالت
واشنگتن و پاريس در امور داخلي كشورهاي خاورميانه تاكيد كرده اند كه
بدون دعوت دولت لبنان و تصويب اتحاديه عرب , از سوريه خارج نخواهند
شد و نقشه مداخله جويانه مثلث آمريكا , اسرائيل و فرانسه را عقيم خواهند
گذاشت .
گر چه گروگانگيري خونين در جنوب روسيه واقعه اي بود كه در روز سه
شنبه هفته گذشته آغاز شد و روز جمعه با مداخله نظامي روسيه خاتمه
پذيرفت اما اين مداخله به حدي خونين و پرتلفات بود كه گروگانگيري را به
يك فاجعه بزرگ انساني تبديل كرد , فاجعه اي كه ابعاد آن بويژه در اين هفته ,
نمايان گرديد.
اين حادثه از روز سه شنبه هفته گذشته با حمله تعداد نامشخصي زن و
مرد مسلح به يك مدرسه در شهر « بسلان » واقع در اوستياي شمالي (منطقه
قفقاز روسيه ) و به گروگان گرفتن حدود 1000 نفر در اين مدرسه آغاز شد .
اين عده شامل دانش آموزان , والدين و اوليا و خدمه مدرسه بودند.
گروگانگيرها كه همگي مسلح به اسلحه و موادمنفجره بودند خواستار خروج
نظاميان روسيه از چچن و آزاد شدن 27 جنگجوي اينگوشي از زندانهاي
اوستياي شمالي بودند. آنان طي اين سه روز گروگانهاي خود را در گرسنگي
و تشنگي نگاه داشته و از قبول آب , غذا , و دارو خودداري مي كردند. در ميان
گروگانها فرزندان تعدادي از مسئولان دولتي از جمله فرزندان رئيس مجلس
اوستيا نيز ديده مي شد. اما گروگانگيرها قادر به شناسائي آنان نشدند ,
نظاميان و نيروهاي امنيتي روسيه سرانجام پس از آنكه تمامي راههاي ممكن
براي حصول توافق با گروگانگيرها را بسته ديدند , بعد از ظهر جمعه گذشته
طي عملياتي با ايجاد انفجارهاي متعدد در مبادي ورودي مدرسه , وارد محل
گروگانگيري شده و در جريان زد و خوردي خونين با ربايندگان موفق به
آزادسازي جمعي از گروگانها شدند. گروگانهاي نجات يافته از نظر سلامتي
در شرائط بدي به سرمي بردند و تقريبا همه آنها عريان بودند.
تعداد دقيق گروگانگيرها مشخص نشد اما بعضي از آنها با آغاز عمليات ,
فرار كردند , بعضي خودكشي كردند , بعضي در درگيري متقابل با نيروهاي
مسلح روسيه به قتل رسيدند و بعضي نيز توسط نظاميان اين كشور دستگير
شدند. از بيش از پانصد جسد موجود در داخل مدرسه نيز به درستي
مشخص نشد كه چه تعداد از آنها توسط گروگانگيرها و چه تعداد حين
عمليات آزادسازي به قتل رسيده اند.
در هر حال با پايان يافتن اين عمليات , پرونده يكي ديگر از حوادث
خونبار در سرزمين بحران زده و پرحادثه روسيه بسته شد و يكبار ديگر
سردمداران كرملين در برابر اين سوال قرار گرفتند كه آيا قتل عامهاي
اينچنيني و عمليات قهرآميز و عاري از تدبيري كه هر بار صدها نفر از مردم
غيرنظامي را به كام مرگ مي كشد , مي تواند راه حل بحرانهاي قفقاز باشد

|