روزنامه جمهوري اسلامي 18/06/1383 صفحه كتاب و كتابخواني

* شهيد آيت الله قدوسي به روايت اسناد ساواك
* به سوي نور
* پيام جاويدان
* ميراث جاويدان
* كتابداري و اطلاع رساني
شهيد آيت الله قدوسي به روايت اسناد ساواك




بيست و چهارمين جلد از مجموعه « ياران امام به روايت اسناد ساواك » كه حاوي اسناد مربوط به شهيد آيت الله حاج شيخ علي قدوسي است , از سوي مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات منتشر شده است .
اين كتاب دو بخش دارد. بخش اول شامل زندگينامه آيت الله قدوسي است و بخش دوم حاوي اسناد ساواك مي باشد. در بخشي از صفحات نخست كتاب مذكور مي خوانيم : در راستاي اجراي ديدگاهها و طرحهاي اصلاحي شهيد قدوسي در حوزه علميه قم و توجه و قاطعيت ايشان به ايجاد نظم و انضباط در فضاي حوزه , براي اولين بار اقدام به گرفتن امتحان از طلاب نمود. وي بسيار سعي نمود كه طلاب علاوه بر خواندن دروس اسلامي از دروس جديد مثل رياضيات و طبيعي و زبان خارجه كاملا استفاده نمايند و در تمام سطوح , دروس كلاسيك دبيرستاني را جز دروس اسلامي قرار ميداد و هم چنين دروس اقتصاد و جامعه شناسي و روانشناسي كه در آن زمان در حوزه معمول نبود جز برنامه طلاب مدرسه حقاني قرار داد و برنامه هاي مدرسه با همفكري و همراهي شهيد دكتر بهشتي و عده اي ديگر از دوستان ايشان انجام مي شد. در طول اين مدت مدرسه حقاني به عنوان مركزي براي مبارزه با رژيم بود و بسياري از شاگردان آن به زندان افتاده و يا فراري و در تبعيد بودند و ساواك بطور مرتب براي دستگيري مبارزين و به بهانه هاي مختلف به آن يورش مي برد. در تمام اين دوران شهيد قدوسي كاملا تحت نظر ساواك بوده و چند بار نيز بازداشت گرديد و گاه و بيگاه نيز ايشان توسط ماموران ساواك بازرسي و تفتيش ميشد و با توجه باينكه از ديدگاه ساواك , ايشان از هواداران امام خميني بشمار ميرفت لذا با دقت فراوان و توسط منابع و عوامل نفوذي خود كليه فعاليت هاي مدرسه حقاني و شخص شهيد قدوسي را تحت نظر داشتند. در قالب گزارشات ساواك , تحليل هاي يكسان و تكراري از وضعيت مديريت و شاگردان مدرسه حقاني ارائه ميگرديد از جمله : « نتيجه بررسي مدرسه حقاني به قرار زير ميباشد . 1 ـ شكي نيست آقاي قدوسي كه رئيس مدرسه حقاني است يكي از علاقه مندان به (امام ) خميني و از خمينيست هاي داغ و دو آتشه بشمار ميرود به حدي كه صريحا با شريعتمداري و گلپايگاني مخالفت كرده و پيوسته دم از خميني مي زند2. ـ شكي نيست كه آقاي قدوسي ظاهري بسيار آرام دارد و هيچ نوع فعاليت آشكاري در داخل مدرسه براي خميني ندارد و برخلاف اكثريت شاگردان مدرسه مخالفت علني نداشته , در حاليكه اكثر شاگردان حقاني , شاگردان داغ مي باشند. »
در بخش مربوط به اسناد مدرسه حقاني , گزارشات بسيار زيادي در خصوص چگونگي برخورد , حساسيت و اقدامات رژيم عليه مدرسه حقاني موجود مي باشد كه تا حدود زيادي بيانگر ويژگيهاي فكري و مديريتي شهيد قدوسي و فضاي حاكم بر آن مدرسه مي باشد.
فعاليت هاي فرهنگي شهيد قدوسي
در كنار مدرسه حقاني , ضرورت تاسيس يك مدرسه علميه مختص خواهران وتربيت مبلغان زن بيش از پيش احساس ميشد و از جمله اقداماتيكه شهيد قدوسي با همكاري جمعي از مدرسين بدان اهتمام ورزيدايجاد مدرسه طلبگي براي خواهران بود. قبل از اين حركت , تقريبا هيچگونه محلي براي اينكه خواهران مانند برادران بتوانند دروس اسلامي را فراگيرند وجود نداشت و ايشان براي تحقق چنين ايده بزرگي « مكتب توحيد » را بوجود آوردند كه با استقبال بي نظير روبرو شد و بسياري از خواهران كه مايل بودند بتوانند ايدئولوژي اسلامي را فرا گيرند به اين محل روي آوردند و بعد از مدتي تعداد ديگري از اين نوع مدارس بوسيله افراد ديگر تاسيس گرديد.
با گسترش موج تشكيل و تاسيس مدارس علميه بانوان و بخصوص فعاليت هاي انقلابي در برخي از آن ها , حساسيت و توجه رژيم نسبت به ماهيت , اهداف و برنامه هاي آنها جلب و اقداماتي جهت محدوديت فعاليت آموزشي در مدارسي كه گرايشات انقلابي داشتند , نمود. در اين خصوص توجه ساواك به مدرسه مكتب توحيد بيش از ديگر مدارس است و لذا در برخي گزارشات خود چنين تصريح مي كند.
« رئيس سازمان امنيت قم طي گزارشي به تهران اعلام مي دارد. در خصوص مكتب توحيد قرار است بعد از پانزدهم خرداد نسبت به احضار مسئول آن (علي قدوسي فرزند احمد) اقدام و از وي خواسته شود مكتب توحيد را تعطيل نمايد » .
و در گزارش ديگر اعلام ميدارد :
« ساواك قم پيرامون مدارس تازه تاسيس علميه دخترانه گزارش ميدهد. چون مكتب توحيد بدون كسب مجوز از وزارت آموزش و پرورش داير شده و برنامه اين وزارتخانه را اجرا نمي نمايد , دستور لازم براي جلوگيري از ادامه كار مكتب توحيد صادر شده است » .
عليرغم فشارها و مزاحمت هاي ساواك براي به تعطيلي كشاندن مكتب توحيد , اين مدرسه به فعاليت خود ادامه و با وجود تلاش هاي فراوان ساواك در سال 57 جهت توقف فعاليت مكتب توحيد , اين امر ميسر نگرديد و به لطف خداوند متعال فعاليت آموزشي اين مدرسه علميه ادامه يافت .
شهيد آيت الله قدوسي به جهت اهتمام و توجه به ايجاد ارتباط و اتحاد بيشتر طلاب و دانشجويان در سالهاي آخر قبل از انقلاب , كلاسهاي مرتبي براي دانشجويان تشكيل داد و بسياري از دانشجويان دانشگاهها براي فراگيري دروس اسلامي به قم آمده و در اين كلاسها شركت ميكردند و اين امر باعث عميق تر شدن ارتباط دانشجويان و طلاب گرديد واثرات تعيين كننده اي در جريان پيروزي انقلاب اسلامي برجاي گذاشت .
ويژگيهاي اخلاقي شهيد قدوسي
شخصيت برجسته اي چون آيه الله قدوسي , داراي ويژگيهاي خاصي بود كه همان مشخصه ها ايشان را به عنوان شخصيتي محبوب و مفيد كه در طي دوران پربركت زندگي خويش منشا خدمات عظيمي گشته بود متمايز مي ساخت . چه او در طلب رضاي خدا سر از پا نمي شناخت . در اعمال مستحبي تا حد واجب پيش ميرفت و تاكيد مي نمود نماز شب را براي خود و طلاب واجب مي دانست . در نظم و انضباط زبانزد عام و خاص بود. نسبت به اخلاق و رفتار شاگردانش بي اندازه دقت داشت . هيچگاه زمان و وقت او تلف نمي شد. در مديريت انساني ورزيده بود. در تقوي و معنويت شهرت خاصي داشت و از سوي مراجع و مدرسين حوزه مورد احترام بود.
از جمله مهمترين كارهاي ايشان كه اثر فراواني بر تمام شاگردان و حتي طلابي كه در مدرسه حقاني نبودند داشت درسهاي اخلاق ايشان بود. در اين درسها , خود اشك مي ريخت و ديگران را به گريه مي انداخت و چنان با احساس و اثربخش و تكان دهنده مباحث اخلاقي برگرفته از قرآن و نهج البلاغه را بيان ميكرد كه شاگردانش پس از سالها هرگز آن صحنه ها را فراموش نمي كنند.
در واقع شهيد آيت الله قدوسي عالمي وارسته , فقيهي عارف و مجاهدي نستوه بود كه در راه مبارزه سياسي و فرهنگي با رژيم شاه , همواره به تهذيب نفس و پرورش فضائل اخلاقي توجهي ويژه داشت و از جمله ملكات مهم ايشان در بين طلاب , برخورداري از ملكات اخلاقي بوده است .
شهيد قدوسي خود چنين مي گويد :
« هنگاميكه در حجره بودم چه بسا شبها تا صبح به مطالعه مي پرداختم و متوجه نمي شدم در چه ساعتي از شب هستم , ناگهان مي ديدم سپيده صبح طلوع كرده و غذايي كه براي شام ديشب روي چراغ گذاشته ام فراموش كرده ام تا آن سوخته و از بين رفته و پول ديگري براي تهيه غذا ندارم . بنابر اين آن شب را چون شبهاي ديگر گرسنه مي گذراندم . هم چنين در جاي ديگر مي گويد : « در اوايل كار به دليل كثرت بحث و دروس از لحاظ جسمي مشكلات بسياري پيدا كردم و اين مشكلات بعدها نيز ادامه داشت . در زماني كه دروس عاليه را نزد اساتيد حوزه فرا مي گرفتم مدتي آنقدر به خود فشار آورده بودم كه هنگام بالارفتن از پله ها مجبور بودم به ديوار تكيه كنم . براي حل اين مشكل و چون قبلا اهل ورزش بودم تصميم گرفتم با چند تن از دوستان توپي خريده و جمعه ها براي ورزش بيرون شهر برويم . اين كار را كردم و مقداري اثر مثبت داشت ولي چند روز نگذشته بود كه چند تن از روحانيون مشهور پيام فرستادند كه يا اين كار را ترك كن و يا از حوزه بيرون برو. »

به سوي نور




كتاب « به سوي نور » كه حاوي مجموعه سخنراني هاي مرحوم آيت الله حاج ميرزاعلي احمدي ميانجي است در 208 صفحه توسط نشر دادگستر منتشر شده است . در صفحات نخست كتاب مذكور , ابتدا زندگينامه , فعاليت هاي اجتماعي و برخي ويژگيها و ديدگاه هاي آيت الله احمدي ميانجي درج گرديده و سپس سخنراني هاي آن مرحوم تنظيم و چاپ شده است . در مقدمه كتاب مذكور آمده است :
آنچه پيش روي شماست بخش نخست از سلسله سخنرانيهاي فقيه اخلاقي و پرهيزكار و فرزانه حضرت آيه الله حاج ميرزا علي احمدي ميانجي (قدس سره شريف ) مي باشد كه به زيور طبع آراسته و در اختيار علاقه مندان به معارف قرآني قرار مي گيرد.
معظم له در جمع دوستان گرانقدر خود كه از اعلام تشيع و هاديان امت بودند و هستند داراي دو ويژگي بودند : از اهل قلم بودند و از سالها پيش يافته هاي خود را به رشته تحرير در مي آوردند و از اين رو آثاري ماندگار از خود به جاي گذاردند كه اولا جايگاه آنها در ميان آثار علمي تشيع در طول تاريخ خالي بوده و ثانيا نام ايشان را در ميان علماي شيعه در قرون آينده پايدار خواهد نمود . 2 ـ اهل سخن و منبر بودند و از اين رو از همان ابتداي دوران طلبگي منبر مي رفتند و معارف قرآني را براي مردم بيان مي كردند مخصوصا در سالهاي آخر عمر شريف خويش سخنراني و بيان حقايق را مخصوصا براي طبقه جوان و تحصيلكرده وظيفه شرعي خود مي دانستند سخنان ايشان چون از دل بر مي خواست بر دل مي نشست . خيلي بكا بودند و بر مصائب اهل بيت (عليهماالسلام ) شديدا اشك مي ريختند به نحوي كه شانه هايشان به شدت تكان مي خورد. صداي گريه شديد مانع فهميدن كلماتي كه در مصائب اهل بيت (عليهما السلام ) بر زبان مي آوردند مي گشت در بين علماي بزرگ در سالهاي اخير جز ايشان كسي را سراغ نداريم كه منبر برود و روضه بخواند و خود در نهايت تاثير و شدت اشك بريزد.عمده سخنرانيها و منبرهاي ايشان در ميانه و قم برگزار شده و محور همگي آنها موضوعات مختلف از معارف قرآني بوده است . مثلا دو دوره مباحث عالم پس از مرگ را مطرح و مورد بحث قرار داده اند عمده سخنرانيهاي موجود كه پس از رحلت معظم له جمع آوري شد , در مسجدي كه ايشان در قم شبها اقامه جماعت مي كردند ايراد شده است ...
درباره ويژگي ها و ديدگاه هاي آيت الله ميانجي نيز چنين مي خوانيم :
1 ـ اخلاص : عطر اخلاص از تمامي حركات و سكنات ايشان براي همگان قابل استشمام بود , در همه كارها خدا را در نظر مي گرفت و از هوي و هوس صرفنظر مي كرد , از رياكاري و تظاهر هم در زمينه هاي علمي و هم در مكارم اخلاقي شديدا پرهيز مي كرد.
2 ـ تقوي : ايشان نفي گرائي و گوشه گيري و عزلت را تقوي نمي دانستند , انزوا را طرف مي كردند , بلكه تقوي را در مفهوم مثبت آن ـ درميان مردم و اجتماع زيستن و خدمت به مردم و اسلام ـ عينيت مي بخشيدند.
3 ـ ولايت فقيه : ايشان به ولايت مطلقه فقيه اعتقاد داشته و به احكام حكومتي شديدا معتقد و انقياد داشتند حتي قوانين و مقررات معمولي را لازم الرعايه مي دانستند و مي فرمودند : اگر كسي مقررات راهنمائي را رعايت نكند و پليس هم حضور نداشته باشد , لازم است جريمه مقرر در قانون را به صندوق دولت بپردازد.
4 ـ عبادت : ايشان هميشه دو ساعت به اذان صبح براي تهجد و راز نياز به درگاه الهي از خواب برمي خاستند , ولي بسيار آهسته كه براي استراحت خانواده مزاحمت فراهم نشود , ايشان رياضت را انجام واجبات و ترك محرمات تعريف مي كردند و به اعتدال در امور حتي در عبادت و زيارت قبور ائمه (ع ).
5 ـ خدمت به مردم : ايشان به خدمت به مردم علاقه وافري داشتند و از مراجعات مردم نه تنها خسته نمي شدند بلكه با كمال ميل استقبال نموده و به اندازه توان خود در راه رفع مشكلات آنان تلاش مي نمودند حتي در هنگام صرف غذا و خواب تلفن را قطع نمي كردند.
6 ـ بي توقعي از همگان : ايشان از هيچ كس حتي از فرزندان , دامادها , عروس ها توقع نداشتند و مي فرمودند : در كارهايتان با من مشورت نكنيد زمان شما با زمان ما فرق دارد آنگاه با من مشورت مي كنيد من چيزي مي گويم اگر شما عمل نكنيد گرفتار مي شوند و اگر عمل بكنيد برايتان مشقت دارد.
7 ـ حضور در جبهه هاي نور : آيه الله احمدي در دوران حياتش به مدرسه و منبر و مسجد اكتفا نكردند بلكه در دوران دفاع مقدس جمهوري اسلامي ايران در مقابل هجوم عراق سالي دوبار به جبهه ها مي رفتند و تا خط مقدم به سربازان لشكر اسلام سركشي مي كردند. و آنان را به جهاد في سبيل الله و اطاعت از ولي فقيه تشويق مي نمودند.
اكنون براي نمونه , بخشي از يك سخنراني آيت الله ميانجي را كه درباره عواقب اهانت است , نقل مي كنيم :
مرحوم آقاي « قاضي » , استاد بزرگوار ما مي فرمود : « گاهي يك نفر هر چه جنايت مي كند خدا صبر مي كند , ولي اگر به يك پيرزني اهانت كرد خدا همان جا جلوي او را مي گيرد. اشخاصي در اطراف ده ما كشاورزي داشتند , ثروت داشتند همه از بين رفت , حتي يكي شان به گدايي افتاد. آمده بود تهران و گدايي مي كرد. اين را از يك عالم اهل ده آنها نقل مي كنم . مي گويد : يك روز گفتم چرا اينطور شديد شما كه گاو داشتيد , گوسفند داشتيد , كشاورزي داشتيد , ثروت داشتيد گفت : در همان اوقات , من يك روز براي سركشي به دروگرها و زراعت به بيابان رفتم . ديدم جايي از زمينهاي ما و مزرعه ما را كه درو كرده و چيده اند و گندم ندارد. پيرزني نشسته و سنبل هاي ريخته را جمع كرده , پيرزني كه هيچ كس را هم نداشته , مي گفت : عوض اينكه احترام كنم و يك مقدار هم پول به او بدهم , نوازش بكنم چون فقير است , پير است , كسي را ندارد مي گفت : اين بيچاره تا مرا ديد سلام كرد. من عوض اينكه دلم بسوزد به او بدي گفتم و با اين چوبي كه دستم بود هر چه جمع كرده بود داغان كردم . مي گفت : همان جا , كانه اين سنبل ها قطرات آتش بود كه بر سرمن ريخت . زود هم پشيمان شدم كه چرا اين كار را كردم , آمدم خانه , شب شد. يك بار گندم برايش بردم خواهش كردم حلالم كند. اما رفت , دل شكستن هنر نمي باشد. آدم گاهي يك گناه مي كند و گرفتارش مي شود. پناه بر خدا از خذلان خدا , پناه بر خدا از خزي خدا. اگر خدا آدم را رها كند. توفيق اش را قطع كند. هدايتش را از او بگيرد مصداق آيه و من لم يجعل الله له نورا ما له نور : « هر كس خدا به او نور ندهد , نور ندارد. هيچ جا خبري نيست . » مي شود به قول مرحوم « حاج ميرزا خراساني » مي گويد : « اگر بدهد ور ندهد دست اوست » او مي دهد. قل اللهم مالك الملك , توتي الملك من تشا و تنزع الملك ممن تشا و تعز من تشا و تذل من تشا بيدك الخيرانك علي كل شي قدير.
خدايا مي شود ما يك دفعه لااله الاالله را راست بگوييم , مي گوئيم انشاالله راست مي گوييم . ولي آن راست گفتن كه من ميگويم اين است كه يك دفعه آدم بفهمد لااله الااله , بفهمد غير از خدا هيچ خبري نيست . غير از خدا , هيچ كمكي نيست . هر چه بخواهد مي شود. در روايت داريم لاحول ولا قوه الا بالله , من كنوز العرش : « اين ذكر از كنوز عرش الهي است . »

پيام جاويدان






شماره سوم فصلنامه تخصصي قرآن پژوهشي « پيام جاويدان » با عناوين زير منتشر شده است : قرآن پيام جاويدان , قصص قرآني از ديدگاههاي مختلف , تاملات تفسيري ملاصدرا , اصحاب و تفسير قرآن , درآمدي بر آيات الاحكام , ديدگاه علامه در مورد مكتب تفكيك , انديشه هاي مفسري گمنام , از اعجاز بلاغي قرآن , روش هاي تفسيري معصومين و...

ميراث جاويدان






شماره 45 فصلنامه فرهنگي , تحقيقي , اجتماعي و تاريخي « وقف , ميراث جاويدان » با عناوين زير منتشر شده است : بررسي فقهي و حقوقي اقاله , وقف در قرآن , گزيده اي از يك وقفنامه جديد , سياست هاي مالي در سازمان هاي وقفي و خيريه جهان , وقف در فقه و حقوق , امام زاده يحيي بن حسين زيد , آب نبار , آثار و خدمات اجتماعي وكيل الملك محمد اسماعيل خان نوري اسفندياري , مدرسه باقريه و نظام نامه آن , بقعه پير شيخ خوانسار و موقوفات آن , اوقاف در تاريخ و آثار آن در اقتصاد نوين اسلام و...

كتابداري و اطلاع رساني






شماره 25 نشريه « كتابداري و اطلاع رساني » با عناوين زير منتشر شده است . بررسي عوامل موثر بر رضايت شغلي اعضاي هيئت علمي رشته كتابداري و اطلاع رساني در ايران , اينترنت پنهان و منابع اطلاعاتي نهفته در اعماق نامرئي شبكه جهان گستر وب , شكل نوين پيشنهادي براي شناسه هاي كتاب شناسي ملي ايران , مروري بر نمايه سازي معاني پنهان , كتابخانه ها و فرايند جهاني شدن , بررسي وضعيت كمي توليد اطلاعات و...