روزنامه جمهوري اسلامي 17/06/1383 صفحه عقيدتي
بنيان هاي فكري و جلوه هاي عملي « فرهنگ فاطمي » ـ17
فرهنگ فاطمي , آموزش و آگاهي بخشي




در « فرهنگ فاطمي » , دانش ورزي و علم آموزي , اولين مرحله , و ژرف انديشي و بينش يابي , دومين مرحله , و « آموزش و آگاهي بخشي » , سومين مرحله از كنكاش ها و فعاليت هاي علمي محسوب ميشود.
آنچه در مبحث پيشين به آن پرداختيم , مرحله اول و دوم , يعني دانش ورزي و علم آموزي و سپس تدقيق و ژرف نگري براي دست يابي به بينش ها و شناخت هاي مستحكم بود. اينك به مرحله سوم گام مي نهيم تا نگرش و ارزش گذاري فرهنگ فاطمي به اين جلوه از علم و دانش و بينش را نمايان سازيم .
فرهنگ فاطمي , فرهنگ « آگاهي بخشي علمي » است . اين فرهنگ هرگز يافته ها و دانسته هاي علوم را كه با تكيه گاه بزرگي به نام تفكر و بينش همراه مي باشد , روي هم انباشته نمي سازد و بي ثمر و حاصل رها نمي كند و به عارضه « علم براي علم » ! گرفتار نمي شود. بلكه علم و دانش و بينش هاي عظيم را به « آموزش » و « تعليم » مي رساند و افراد جامعه را از اين موهبت هاي الهي بهره مند مي كند و با « آگاهي بخشي هاي علمي » , سرزمين تفتيده ذهن و جان و روح آدميان را از چشمه سارهاي زلال دانش و بينش سيراب مي سازد.
فرهنگ فاطمي , نه فرهنگ دانش هاي در ذهن انباشته شده و در حصار سكون و بي تحركي گرفتار آمده است , و نه فرهنگ دانش ورزي هاي مرده و فاقد بينش و عمق و ژرفا مي باشد كه از تفكر و انديشه كناره گيرد و در سطح و ظاهر باقي بماند. اين فرهنگ , علم و دانش را با تفكر و بينش به هم مي آميزد و از حصار ذهن بيرون مي برد و به اجتماع روي مي آورد و به آگاهي بخشي مي پردازد.
در انديشه و تفكر اسلامي , آموزش و تعليم و آگاهي بخشي علمي با رشد و بالندگي و پويايي جامعه پيوند و ارتباط ناگسستني دارد. از ديدگاه اسلام آن زمان ملت و جامعه و كشوري به اوج مهابت و عظمت مي رسد و آزادي و استقلال را آن گونه كه شايسته است احساس مي نمايد كه خود را از تعليم و تعلم دور ندارد و همواره علوم و فنون مختلف را بياموزد و به كار گيرد.
در تعليم و تعلم , هم بايد آموزش دهنده و تعليم گر احساس تعهد و مسئوليت نمايد و خويشتن را موظف به آموختن دانش و بينش به ديگران بداند , و هم بايد علم آموز و جوينده دانش براي دريافت علوم و آگاهي ها خويشتن را تشنه و مشتاق بيابد و در اين امر مهم و حياتي قصور و سستي روا ندارد.
در معارف و تعاليم اسلام , نگرش هاي زيبايي درباره ارزش و اهميت آموزش و تعليم و آگاهي بخشي علمي مي يابيم كه هر كدام از آنها به نقش حياتي و آثار ارزشمند اين عمل اشارت هاي بيدار كننده و حركت زا دارند.
يكي از اين نگرش هاي بنيادين را در حركت زيباي حضرت رسول اكرم (ص ) مشاهده مي نمائيم . روزي پيامبر خدا(ص ) وارد مسجد مي شوند و مشاهده مي كنند كه در مسجد , دو گروه تشكيل شده است , يكي مجلس علم و دانش كه در آن از معارف و علوم بحث مي شود , و ديگري مجلس دعا و نيايش كه در آن خدا را مي خوانند. آنگاه رسول اكرم (ص ) چنين مي فرمايد :
« اين هر دو مجلس , خوب و مورد علاقه من است . آن گروه دعا مي كنند و اين گروه علم مي آموزند و ديگران را تعليم مي دهند. ولي گروه علمي , برتر و بالاتر از گروه دعا هستند , و من از طرف پروردگار براي تعليم مردم مبعوث شده ام . »
سپس رسول گرامي اسلام , به گروه تعليم دهندگان و تحصيل كنندگان علم مي پيوندد و در مجلس تعليم و تعلم مي نشيند . (1 )
حركت زيباي رسول گرامي اسلام (ص ) به خوبي نشان مي دهد كه اگر چه دعا و نيايش حائز اهميت بسيار ميباشد و نيايش گران و ذاكران از مقام ارجمند و پاداش فراوان الهي برخوردار مي گردند , لكن مجلس آموزش و تعليم و علم آموزي و آگاهي يابي از اهميت بيشتري برخوردار ميباشد و در ابعاد و جنبه هاي مختلف حيات اجتماعي تاثيرات شگرف مي نهد و رشد و بالندگي به ارمغان مي آورد. ضمن آن كه دانش و بينش و معرفت , در عبادت و پرستش نيز اثر خاص و ويژه دارد و باعث مي گردد كه دعاها و ذكر و نيايش ها و عبادت ها از عمق و ژرفاي بيشتري برخوردار شوند. و به همين ميزان تاثيرات گسترده تري در جان و روح آدميان برجاي نهند و نتايج ارزشمند فراوان فردي و اجتماعي بيافرينند , و اگر مشاهده مي كنيم كه در معارف اسلامي عبادت بدون علم و آگاهي فاقد ارزش و اثر معرفي شده است اهميت و تحول آفريني و معرفت زايي علم و دانش و بينش نمايانده مي شود و جايگاه و نقش عبادت هاي آگاهانه و ژرف انديشانه معرفي مي گردد.
نگرش دوم به تعليم و تعلم را در كلام حضرت امام محمد باقر(ع ) مي يابيم :
« صبح كن و روزت را بگذران كه يا دانشور و عالم باشي يا علم آموز و تعليم گيرنده , و بپرهيز از اين كه عمرت در لذائذ غفلت زا و كامجويي هاي زيانبخش سپري گردد . » (2 )
اين روايت شريف , هم آموزش و آگاهي بخشي توسط تعليم گران و آموزش دهندگان , و هم علم آموزي و تعلم و يادگيري را بسيار ارزشمند معرفي مي نمايد و اين تلاش و فعاليت را در كنار هم موجب سعادت و رشد و پيشرفت جامعه مي داند.
نگرش سوم , در سخن ژرف حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام نهفته است :
« دانش بياموزيد و در كسب علم كوشش كنيد و هركدام كه حافظه قوي نداريد و نمي توانيد در مجلس درس مطالب استاد را ضبط كنيد , آنها را بنويسيد و نوشته ها را در منزل نگاهداري نمائيد تا در موقع لزوم مراجعه كنيد . » (3 )
اين كلام نيكو , براي اين كه تلاش هاي آموزش دهندگان دانش و بينش به هدر نرود و تعليم گيرندگان آموخته هاي خود را به حداكثر بهره برداري برسانند , نگارش و ثبت مكتوب يافته هاي علمي را به عنوان روش مفيد در حفظ و نگهداري بهينه از علوم و دانش ها مطرح مي نمايد.
« فرهنگ فاطمي » به همان ميزان كه براي دانش ورزي و علم اندوزي و در كنار آن بينش يابي و كسب معرفت و شناخت اهميت قائل است , براي آموزش و تعليم و آگاهي بخشي علمي نيز ارزش و منزلت قائل مي باشد و اين عمل را در شمار والاترين و تحول زاترين عملكردها براي ايجاد بسترهاي مناسب به منظور تسهيل رشد و پيشرفت جامعه معرفي مي نمايد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) در كنار كنكاش هاي خاص علمي و ژرف انديشي ها و معرفت يابي هايي كه در تمام لحظات حيات مباركش به زيباترين وجه متجلي ميشد و او را در بلنداي قله علم و دانش و بينش قرار مي داد , فعاليت و تلاشهاي ارزشمندي براي آموزش و تعليم و آگاهي بخشي علمي مبذول مي داشت و سعي مي نمود در مواجهات و تعاملات خويش و مراجعاتي كه به او مي شد , به نحو احسن و به روش پسنديده , به تعليم ديگران بپردازد و دانش ها و بينش هاي ذخيره شده در خزانه ذهنش را به جامعه منتقل نمايد.
درباره تلاش هاي علمي و آگاهي بخشي هاي حضرت زهراي مرضيه (س ) , نمونه هاي فراواني در تاريخ اسلام به ثبت رسيده است كه در برخي از آنها تعمق مي ورزيم .
چند روز پس از ارتحال جانسوز رسول گرامي اسلام (ص ) , مردي درب خانه حضرت فاطمه زهرا(س ) را به صدا در آورد. او پس از ملاقات با آن بانوي مقدس و مطهر , چنين عرض نمود :
« آيا رسول خدا(ص ) علم و سخني را نزد شما به يادگار گذاشته تا مرا از آن بهره مند سازي »
حضرت زهراي مرضيه (س ) به ياد كلام ژرف و آموزنده اي از پيامبراكرم (ص ) افتاد كه به صورت مكتوب در نزد خود نگهداري مي نمود.
حضرت فاطمه (س ) از كنيز خود درخواست نمود كه صفحه مزين به كلام نبي اكرم (ص ) را نزد او بياورد.
كنيز به جستجو پرداخت و سخن مكتوب رسول خدا(ص ) را نيافت و اين مساله را به زهراي مرضيه (س ) اعلام نمود.
حضرت فاطمه (س ) به شگفتي افتاد و ضمن اين كه مجددا از كنيز خواست كه به جستجو بپردازد , چنين فرمود :
« ارزش آن نوشته در نزد من به اندازه ارزش حسن و حسين است . »
كنيز به تلاش مجدد پرداخت و سرانجام آن نوشته را يافت و به حضور حضرت زهرا(س ) آورد.
بانوي مطهر اسلام (س ) مشعوف گشت و محتواي آن نوشته را به مرد متقاضي آموزش داد.
در آن نوشته چنين آمده بود :
از مومنان نيست كسي كه همسايه اش از آزار و اذيت او در امان نباشد.
كسي كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد , به همسايه خويش آسيب وارد نمي كند.
كسي كه به خدا و روز جزا ايمان دارد , « سخن نيك » مي گويد و يا « سكوت » مي كند.
خداوند انسان « خيرخواه » و « بردبار » و « پاكدامن » را دوست مي دارد.
خداوند انسان « بدزبان » و « كينه توز » و « بسيار درخواست كننده » (براي كمك مالي و اقتصادي ) را دشمن دارد.
بدان كه « حيا » از « ايمان » است , و ايمان موجب ورود به « بهشت » مي باشد.
« ناسزاگويي » از « بي شرمي » است , و بي شرمي موجب ورود در آتش دوزخ مي گردد . (4 )
در اين مواجهه و تعامل , مشاهده مي كنيم كه اولا حضرت فاطمه زهرا(س ) با كسي كه تقاضاي آموزش و تعليم علم و حكمت مي كند , به نيكي مواجه مي شود و آنچه درخواست مي نمايد به او مي آموزد. ثانيا ارزش علم و دانش و معرفت در نزد آن بانوي مطهر به حدي است كه وقتي متوجه مي شود كه نوشته به يادگار مانده از پدر بزرگوارش مفقود شده است برآشفته مي گردد و اعلام مي كند ارزش آن نوشته براي من به اندازه حسن (ع ) و حسين (ع ) مي باشد. اين كه حضرت فاطمه (س ) با تمام علاقه و اشتياق و دلبستگي خاصي كه به فرزندان پاكش دارد , آنان را همانند و همپايه يك حديث مكتوب معرفي مي نمايد , شدت ارزشمندي و منزلت علم و حكمت در نزد آن بانوي دانشور و انديشمند را به نمايش مي گذارد و براي پيروان اسلام بصيرت خاصي نسبت به اين موضوع به وجود مي آورد كه پشتوانه بسياري از كنكاش هاي علمي قرار مي گيرد.
نمونه ذيل يكي ديگر از تلاش هاي خالصانه و مشتاقانه حضرت فاطمه زهرا(س ) را در آموزش و تعليم علم به نمايش مي گذارد.
روزي زني به محضر حضرت فاطمه (س ) شرفياب شد و عرض كرد :
« من مادر ناتواني دارم كه درباره نماز , مسائلي را نمي داند. مرا نزد شما فرستاده تا آن سئوالات را از شما بپرسم . »
فاطمه زهرا(س ) فرمود :
« سئوالات خود را بپرس » .
آن زن پرسش نمود و پاسخ شنيد , تا اين كه تعداد پرسشهايش به ده رسيد. از بسياري سوال ها به شرمندگي و خجلت افتاد و به حضرت زهرا(س ) چنين عرض نمود :
« اي دختر رسول خدا , بيش از اين شما را زحمت نمي دهم . »
حضرت فاطمه (س ) فرمود :
« آنچه نمي داني بپرس . آيا شخصي رامي شناسي كه در برابر صدهزار دينار اجير شود كه فقط يك روز بار سنگيني را بالاي بام ببرد و از اين كار اظهار خستگي كند ! »
زن پاسخ داد : نه .
حضرت زهرا(س ) فرمود :
« من نيز در پيشگاه خداوند اجير شده ام كه در برابر هر مساله اي كه مي پرسي و به تو پاسخ مي دهم , پاداشي از خدا بگيرم كه اگر بين زمين تا عرش را پر از مرواريد كنند و به من بدهند , باز ارزش آن پاداش خدا از اين ها بيشتر است . بنابراين من سزاوارتر از آن اجير هستم كه اظهار خستگي نكنم . من از پدرم شنيدم كه فرمود : « علماي شيعه ما وقتي در قيامت محشور مي شوند به اندازه علم و دانش خود , و به قدر تلاشي كه در راهنمايي مردم كرده اند , به آنان پاداش خواهند داد . » (5 )
در اين مواجهه و تعامل نيكو و زيباي حضرت زهراي مرضيه (س ) , سعه صدر , بردباري , خوشرويي , اشتياق به آموزش , تعليم و آگاهي بخشي به مردم موج مي زند و آن بانوي مطهر اين پيام روشن و بيداركننده را به همه دانشوران و تعليم گران و آموزش دهندگان علم ودانش و معرفت منتقل مي سازد كه اين راه , پاك و مقدس و حياتي و تحول آفرين و موجب رشد و پيشرفت و بالندگي جامعه است و ارزش آگاهي بخشي ها و شناخت آفريني ها و راهنمايي توده هاي مردم , بسيار بالا و مورد توجه و عنايت حضرت پروردگار مي باشد و از همين رو پاداش هاي وصف ناپذير الهي را به ارمغان مي آورد. اين ارزشمندي و منزلت و پاداش ها , انگيزه اي است براي ايجاد سعه صدر و شكيبايي و پايداري و خوشرويي و نشاط در مواجهه با مردم به هنگام آموزش علم و پاسخ گويي به پرسش هاي آنان .
از اين پيام ها و انگيزش ها و تحرك آفريني هاي « فرهنگ فاطمي » درس بياموزيم و حركت ايجاد كنيم و تحول بيافرينيم و انسان بپروريم .

پي نوشت ها :
1 ـ بحارالانوار , ج 1 , ص 64 , الحديث , ج 2 , ص 8
2 ـ مشكوه الانوار , ص 133 , الحديث , ج 2 , ص 9
3 ـ بحارالانوار , ج 1 , ص 110
4 ـ سفينه البحار , ج 1 , ص 231
5 ـ منيه المريد , شهيد ثاني , ص 2
فرهنگ فاطمي , نه فرهنگ دانش هاي در ذهن انباشته شده و در حصار سكون و بي تحركي گرفتار آمده است , و نه فرهنگ دانش ورزي هاي مرده و فاقد بينش و عمق و ژرفا مي باشد كه از تفكر و انديشه كناره گيرد و در سطح و ظاهر باقي بماند. اين فرهنگ , علم و دانش را با تفكر و بينش به هم مي آميزد و از حصار ذهن بيرون مي برد و به اجتماع روي مي آورد و به آگاهي بخشي مي پردازد
در انديشه و تفكر اسلامي , آموزش و آگاهي بخشي علمي با رشد و بالندگي و پويايي جامعه پيوند و ارتباط ناگسستني دارد. از ديدگاه اسلام آن زمان ملت و جامعه و كشوري به اوج مهابت و عظمت مي رسد و آزادي و استقلال را آن گونه كه شايسته است احساس مي نمايد كه خود را از تعليم و تعلم دور ندارد و همواره علوم و فنون مختلف را بياموزد و به كار گيرد
حضرت فاطمه زهرا(س ) در كنار كنكاش هاي علمي و ژرف انديشي ها و معرفت يابي هايي كه در تمام لحظات حيات مباركش به زيباترين وجه متجلي مي شد , تلاش هاي ارزشمندي براي آموزش و آگاهي بخشي علمي مبذول مي داشت و سعي مي نمود در مواجهات و تعاملات خويش و مراجعاتي كه به او مي شد , به نحو احسن و به روش پسنديده , به تعليم ديگران بپردازد و دانش ها و بينش هاي ذخيره شده در خزانه ذهنش را به جامعه منتقل نمايد